فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفتاد و یکم شماره 10 (پیاپی 154، دی 1392)
  • سال هفتاد و یکم شماره 10 (پیاپی 154، دی 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/09/24
  • تعداد عناوین: 10
|
  • پیمان حداد، افسانه مداح صفایی، ارمغان فرد اصفهانی صفحات 617-624
    استخوان شایع ترین محل متاستاز در بیماران مبتلا به سرطان است. تعداد زیادی از متاستازهای استخوانی بی علامتند و اغلب به طور اتفاقی در بررسی های اولیه یا پی گیری ها کشف می شوند. در موارد علامت دار، درد شایع ترین علامت است. کیفیت درد متفاوت و از درد نقطه ای تا تیر کشنده متغیر است. درد اغلب شب ها و با فعالیت تشدید می شود. با افزایش طول عمر بیماران مبتلا به متاستاز استخوانی به خصوص در مبتلایان کانسر پستان و پروستات در سال های اخیر، انتخاب مناسب مجموعه ای از روش های درمانی برای آن اهمیت زیادی پیدا کرده و می تواند منجر به بهبود کیفیت زندگی بیماران، کاهش هزینه های درمانی، جلوگیری از ناتوانی و وابستگی بیمار به اطرافیان، عدم تاخیر در درمان های ضد سرطان و پیشگیری از عوارض تهدیدکننده حیات گردد. درمان فعلی متاستازهای استخوانی شامل کنترل درد با آنالژزیک ها، پرتودرمانی (پرتو درمانی موضعی یا سیستمیک)، بیس فسفونات ها و جراحی می باشد. درمان و کنترل متاستازهای استخوانی کاری پرچالش و نیازمند همکاری گروهی متخصصین رشته های ذیربط است. رادیوتراپی در میان درمان های انکولوژی بیش ترین کاربرد را برای این منظور دارد. در این نوشتار، به مرور متاستاز استخوانی و درمان های آن با تکیه بر نقش ویژه پرتودرمانی موضعی و سیستمیک می پردازیم و سعی می کنیم با مرور مقالاتی که در زمینه درمان متاستازهای استخوانی در کشور و به خصوص توسط نویسنده و سایر همکاران در بخش رادیوتراپی- انکولوژی انستیتو کانسر و مرکز تحقیقات پزشکی هسته ای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است بتوانیم به انتخاب بهترین روش درمان در بیماران ایرانی مبتلا به متاستازهای استخوانی کمک کنیم.
    کلیدواژگان: متاستاز استخوانی، درمان تسکینی، پرتودرمانی، رادیودارو
  • الهام هراتی، حمیدرضا صادقی پور رودسری*، بهجت سیفی، محمد کمالی نژاد، سارا نیک سرشت صفحات 625-634
    زمینه و هدف
    افسردگی پس از زایمان نوعی افسردگی ماژور است. استرس اکسیداتیو یکی از عوامل دخیل در پاتوفیزیولوژی افسردگی ماژور می باشد. بنابراین داروهایی که دارای عمل آنتی اکسیدانی می باشند، می توانند به عنوان هدف جالب توجهی برای درمان اختلالات افسردگی باشند. بابونه و سلنیوم منابع طبیعی آنتی اکسیدان هستند. هدف این مطالعه بررسی اثرات عصاره بابونه و سلنیوم بر افسردگی پس از زایمان و سیستم اکسیدان- آنتی اکسیدان می باشد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی 70 سر موش سوری ماده بالغ در هفت گروه ده تایی مورد استفاده قرار گرفت. پس از مدل سازی افسردگی پس از زایمان با پروژسترون، در گروه های درمانی بسته به گروه مورد نظر، ترکیبات عصاره بابونه mg/kg 300، سلنیوم mg/kg 1/0 و ترکیب عصاره بابونه+ سلنیوم با دوزهای ذکر شده به صورت گاواژ و در گروه استاندارد ایمی پرامین mg/kg 15 داخل صفاقی، یک ساعت پیش از ارزیابی سیستم حرکتی و تست شنای اجباری (Forced swimming test) به موش ها داده شدند. برای بررسی نقش سیستم اکسیدان- آنتی اکسیدان پلاسما، پارامترهای بالانس پرواکسیدان- آنتی اکسیدان (Prooxidant-antioxidant balance) و مالون دی آلدهید (Malondialdehyde) پلاسما اندازه گیری شدند.
    یافته ها
    تمام گروه های درمانی و گروه استاندارد زمان بی حرکتی کم تری از گروه کنترل داشتند (05/0>Р). تغییرات معناداری در پارامترهای استرس اکسیداتیو (PAB و MDA) در گروه های درمانی و گروه استاندارد نسبت به گروه کنترل مشاهده نشد. غلظت MDA در گروه پروژسترون Withdrawalنسبت به گروه سالین کم تر می باشد، ولی اختلاف و کاهش آن معنادار نمی باشد. در گروه ترکیب عصاره بابونه+ سلنیوم غلظت MDA پلاسما نسبت به گروه پروژسترون Withdrawal(گروه کنترل) افزایش یافته، اگرچه افزایش آن معنادار نمی باشد.
    نتیجه گیری
    بابونه و سلنیوم دارای اثرات ضدافسردگی در مدل تجربی افسردگی پس از زایمان القا شده با پروژسترون می باشند. به نظر می رسد این ترکیبات در این مدل تجربی افسردگی پس از زایمان از طریق اثر بر سیستم اکسیدان-آنتی اکسیدان در بهبود علایم افسردگی موثر نبوده و از طریق مسیر دیگری اثرات ضدافسردگی خود را اعمال کرده اند.
    کلیدواژگان: افسردگی، پس از زایمان، بابونه، سلنیوم، اکسیدان، آنتی اکسیدان
  • نرگس ایزدی مود*، سهیلا سرمدی، بنفشه رجبیان، فریبا یارندی، افسانه رجبیانی صفحات 635-642
    زمینه و هدف
    در حال حاضر در تشخیص هیستولوژیک کارسینوماهای سروز تخمدان سیستم درجه بندی دوگانه (two tier grading) مورد قبول بسیاری از محققان می باشد. این روش تقسیم بر مبنای اصول بیولوژی مولکولی و ژنتیک استوار است. با توجه به توافق بین فردی بالای این سیستم درجه بندی ما نیز سعی در بازنگری کارسینوماهای سروز نموده، تا با در نظر گرفتن نمای مورفولوژیک و استفاده از مطالعه ایمونوهیستوشیمیایی P53 به بررسی آن ها بپردازیم.
    روش بررسی
    پس از بازنگری 32 مورد (هشت مورد تومور با تمایز خوب و 24 مورد با تمایز ضعیف تا متوسط) با در نظر گرفتن معیارهای تعریف شده بر اساس سیستم درجه بندی دوگانه، در دو گروه با درجه پایین (Low grade) و درجه بالا (High grade) بار دیگر طبقه بندی شده و بروز ایمنوهیستوشیمیایی P53 در آن ها بررسی گردید.
    یافته ها
    بر اساس طبقه بندی گذشته کارسینوماهای سروز با تمایز متوسط و ضعیف، به طور عمده در گروه با درجه بالا قرار گرفتند در حالی که کارسینوم های با تمایز خوب در گروه با درجه پایین جای داده شدند که ارتباط معناداری در هر گروه پیدا گردید (005/0P<). هم چنین رنگ پذیری P53 در کارسینوم های با درجه بالا در 12 مورد (54%) دیده شد، در حالی که در هیچ کدام از کارسینوم های با درجه پایین واکنش مثبت مشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    علی رغم این که بروز P53 در کلیه موارد کارسینوم با درجه پایین منفی بود ولی به دلیل تعداد اندک این دسته از کارسینوم های تخمدان و هم چنین پایین بودن تعداد نمونه های ما تفاوت آشکاری بین میزان بقا و بروز P53 به روش ایمنوهیستوشیمی در دو گروه کارسینوم با درجه بالا و پایین در این تعداد از بیماران دیده نشد.
    کلیدواژگان: نئوپلاسم های تخمدان، ژن P53، ایمنوهیستوشیمی، درجه بندی نئوپلاسم
  • امیر کشوری*، محمد صادق فاضلی، علیرضا کاظمینی، علی پاشا میثمی، محمد کاظم نوری طارملو صفحات 643-651
    زمینه و هدف
    سرطان کولورکتال یک بیماری قابل درمان محسوب می گردد ولی درمان موارد عود آن سخت و گاهی غیرممکن می باشد. شناخت میزان عود و عوامل موثر در آن در هر مرکز درمانی می تواند به کاهش موارد عود کمک نماید. در این مطالعه علاوه بر میزان عود کانسر کولورکتال در مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره)، تابلو بالینی و پاتولوژیک و نتایج درمانی موارد عود نیز بررسی شدند.
    روش بررسی
    اطلاعات بالینی 166 مورد رزکسیون درمانی کانسر کولورکتال که طی مهر 1384 تا مهر 1388 تحت جراحی قرار گرفته و قابل پی گیری بودند به صورت گذشته نگر جمع آوری و به صورت آینده نگر تا فروردین 1391 پی گیری شدند. گروه بیماران عود کرده که 49 نفر بودند با گروه بیماران بدون عود از نظر عوامل مختلف مقایسه شدند.
    یافته ها
    متوسط سنی بیماران 5/53 سال و 47% از بیماران زن بودند. بین دو گروه بیماران عود کرده و بدون عود اختلاف آماری قابل توجهی از نظر سن، جنس، محل آناتومیک تومور و انواع جراحی اولیه وجود نداشت. میزان عود کلی 5/29%، میزان عود موضعی 7/15% و میزان متاستاز دوردست 1/12% بود. در کانسرهای کولون عود موضعی (44/16% در مقایسه با 05/15%) و در کانسرهای رکتوم متاستاز (9/12% در مقایسه با 96/10%) بیش تر بوده است. بیماران عود کرده ای که تحت عمل جراحی قرار گرفته اند در مقایسه با بیماران عود کرده ای که فقط کموتراپی یا کمورادیوتراپی شده اند بقای کلی عمر (Overall survival rate) بهتری داشته اند (7/66% در مقایسه با 8/56%).
    نتیجه گیری
    در این مطالعه در کانسرهای کولون عود موضعی و در کانسرهای رکتوم متاستاز بیش تر بوده است. بیمارانی که بعد از عود، جراحی مجدد شده اند بقای کلی بهتری نسبت به کسانی که فقط کموتراپی یا کمورادیوتراپی شده اند، داشته اند.
    کلیدواژگان: نئوپلاسم کولورکتال، عود نئوپلاسم، موضعی، متاستاز، جراحی مجدد
  • معصومه عابدینی، ناهید قطبی، نوید هادوی*، دلنیا چاوشی، ناهید اصغریان صفحات 652-659
    زمینه و هدف
    این مطالعه با هدف تعیین شیوع و بروز عفونت بیمارستانی در بخش نوزادان بیمارستان بعثت سنندج، با یک روش فعال و آینده نگر بر پایه تعاریف مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها Centers for Disease Control and Prevention (CDC) و مقایسه آن با روش رایج نظام کشوری کنترل عفونت های بیمارستانی National Nosocomial Infection Surveillance (NNIS)، انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت مقطعی و مستقل از کمیته پایش عفونت بیمارستانی، با مراجعه حضوری و روزانه پزشک مجری طرح، نوزادان از نظر علایم عفونت به مدت شش ماه معاینه شدند. در پایان نتایج این مطالعه با نتایج کمیته پایش عفونت بیمارستانی، مقایسه گردید. داده های طرح پس از جمع آوری توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    از کل نوزادان بستری، تعداد 369 نوزاد (1292 بیمار/ روز) وارد مطالعه شدند. میزان کلی عفونت بیمارستانی برابر با 71/2 درصد و میزان کلی بروز برابر با 73/7 مورد در هر 1000 بیمار/ روز بود. شایع ترین عفونت بیمارستانی، عفونت پوست و بافت نرم در مجموع 50 درصد را شامل می شد. میزان بروز عفونت سپسیس مرتبط با کاتتر مرکزی (CLA-BSI) برای شش ماه مورد مطالعه برابر با 2/14 در 1000 کاتتر مرکزی/ روز بود. میزان عفونت بیمارستانی بر پایه معیارهای NNIS کشوری برابر 1/0 درصد و میزان کلی بروز برابر با 3/0 به ازای 1000 بیمار/ روز در این شش ماه مورد مطالعه بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به تفاوت قابل ملاحظه نتایج در این مطالعه با پروتکل NNIS به نظر می رسد که جهت پایش عفونت بیمارستانی به خصوص در حوزه نوزادان نیاز به پزشک متخصص آشنا به علایم و نشانه های عفونت بیمارستانی به عنوان فرد مجری و پایشگر می باشد.
    کلیدواژگان: عفونت بیمارستانی، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها (ایالات متحده)، نوزادان، کنترل عفونت
  • فرناز سهراب وند*، مامک شریعت، محمد جعفر فره وش، فدیه حق اللهی، مهنوش خسروی، معصومه معصومی، مریم باقری، علیرضا عبداللهی، اکرم سربیایی، فریبا بشاری صفحات 660-664
    زمینه و هدف
    با توجه به شیوع بالای عفونت هلیکوباکتر پیلوری خصوصا در کشورهای جهان سوم و احتمال تاثیر آن در ابتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مطالعه حاضر با هدف بررسی سرولوژیک عفونت هلیکوباکتر پیلوری در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک، انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه به صورت مورد- شاهدی از دی ماه 1389 تا خرداد 1391 در 82 نفر از گروه مورد از مراجعه کنندگان به مرکز ناباروری بیمارستان ولی عصر (عج) در سنین 20 تا 40 سال با تشخیص سندرم تخمدان پلی کیستیک و 82 نفر غیرمبتلا به PCOS با اندازه گیری آنتی بادی های IgG و IgA هلیکوباکتر پیلوری در بیماران و همسران آن ها انجام شد.
    یافته ها
    میانگین سن زنان و همسران آنان و سایر مشخصات دموگرافیک، بین دو گروه مبتلا و غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک اختلاف آماری معناداری نداشت (05/0P>). موارد مثبت آنتی بادی IgG هلیکوباکتر پیلوری و IgA به ترتیب در 78% و در 5/30% از بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و 5/76% و 37% از بیماران غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک دیده شد که تفاوت معناداری نداشت. آنتی بادی هلیکوباکتر پیلوری در همسران خانم های مبتلا و غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک نیز تفاوت آماری معناداری نداشت (05/0P>).
    نتیجه گیری
    در این مطالعه تفاوت معنادار در سطوح سرولوژیک هلیکوباکتر پیلوری در خانم های مبتلا و غیرمبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مشاهده نشد. میزان بالای سرولوژی مثبت به دست آمده در هر دو گروه می تواند ناشی از شیوع بالای هلیکوباکتر پیلوری در جمعیت ایرانی باشد، لذا شاید مطالعات وسیع تری لازم باشد.
    کلیدواژگان: هلیکوباکتر پیلوری، سندرم تخمدان پلی کیستیک، تست های سرولوژیک
  • ناصر قره باغی، محمد امین ولی زاد حسنلویی*، سید حسن عادلی، سید آرش منصوری زنگیر، جواد رسولی صفحات 665-673
    زمینه و هدف
    پیشگیری از زخم استرسی دستگاه گوارش در بین بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه اهمیت ویژه ای دارد. ما در این مطالعه تاثیر استفاده از دستورالعمل ارایه شده توسط انجمن داروسازان سیستم سلامت آمریکا را در زمینه نحوه پیشگیری از زخم استرسی ارزیابی کردیم.
    روش بررسی
    در این مطالعه کارآزمایی بالینی نیمه تجربی (مطالعه قبل- بعد) به مدت سه ماه اطلاعات بیماران بستری شده در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه ثبت گردید. سپس Guideline (رهنمود) American Society of Health-System Pharmacists (ASHP) انتخاب و به مدت یک ماه در اختیار پزشکان قرار داده شد و بار دیگر اطلاعات بیماران به مدت سه ماه جمع آوری گردید. بیمارانی که خون ریزی گوارشی حاد داشتند و یا در ساعات اولیه پذیرش فوت شدند از مطالعه کنار گذاشته شدند. این مطالعه به صورت نیمه تجربی بوده و گروه کنترل نداشت و شامل دو قسمت قبل از آموزش و بعد از آموزش پروتوکل ارایه شده به وسیله انجمن داروسازان سیستم سلامت آمریکا بود و نحوه تجویز داروهای پیشگیری از زخم استرسی بررسی گردید.
    یافته ها
    طی این مطالعه 234 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. 112 نفر (1/91%) از بیماران قبل از مداخله و 99 بیمار (2/89%) طی دوره بعد از مداخله داروی آنتی اسید دریافت کردند (632/0P=). 77 نفر (8/62%) از بیماران قبل از مداخله، در مقایسه با 88 نفر (3/79%) بعد از مداخله اندیکاسیون پیشگیری داشتند (005/0P=). از این بیماران 39 نفر (7/31%) قبل از مداخله در مقایسه با 18 نفر (2/16%) از بیماران طی دوره بعد از مداخله بدون وجود ریسک فاکتور دارو دریافت کرده بودند (006/0P=). طی دوره قبل از مداخله 112مورد (1/91%) و طی دوره بعد از مداخله 93 مورد (8/83%) از دستورات دارویی تجویز شده توسط پزشکان بر اساس رهنمود ASHP نامناسب بود (092/0P=).
    نتیجه گیری
    در مطالعه ما پیشگیری از زخم استرسی در اکثریت موارد مطابق با رهنمود معتبر ارایه شده نبود و آموزش ارایه شده نیز تاثیر قابل انتظاری را در تغییر این وضعیت نداشت.
    کلیدواژگان: پیشگیری، خون ریزی گوارشی، بخش مراقبت های ویژه
  • الهه امینی، بیتا ابراهیم، پدیده دهقان، محدثه فلاحی، ثمانه صدقی، فرشته امینی، مامک شریعت صفحات 674-678
    زمینه و هدف
    انجام ماساژ، می تواند در وزن گیری، کالری دریافتی و در رشد نوزاد اثر داشته باشد.
    روش بررسی
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1391 در بخش نوزادان بیمارستان ولیعصر (عج) دانشگاه علوم پزشکی تهران اجرا شد. گروه کنترل شامل 19 نوزادان بود که برای آن ها ماساژ انجام نشد. در گروه مداخله 15 نوزاد تحت ماساژ درمانی قرار گرفتند. کلیه نوزادان در محدوده سنی 7-2 روز بودند. در گروه مداخله طی 10 روز، روزانه سه بار ماساژ و هر بار به مدت 15 دقیقه، یک ساعت بعد از تغذیه توسط ماساژتراپیست آموزش دیده صورت گرفت. در انتهای مطالعه میزان وزن گیری و میزان کالری دریافتی روزانه با هم مقایسه شدند. پس از پایان طرح داده ها در نرم افزار آماری SPSS ویراست 18 ثبت و ذخیره شده و بر مبنای اهداف تحلیل آماری صورت گرفت.
    یافته ها
    ماساژ تداخلی در وضع عمومی و علایم حیاتی نوزادان ایجاد نکرد. میزان وزن گیری روزانه بین دو گروه تفاوت معناداری را نشان نداد، اما کالری دریافتی روز پایانی (علی رغم کالری دریافتی بدو مطالعه) در گروه ماساژ به طور معناداری بیش تر از گروه مداخله بود (04/0P=).
    نتیجه گیری
    بعد از 10 روز ماساژ درمانی موجب افزایش دریافت تغذیه ی دهانی شد ولی بررسی دقیق تر این تاثیر و چگونگی آن نیاز به طراحی مطالعات کامل تری دارد.
    کلیدواژگان: ماساژ، وزن کم بدو تولد، تولد زودرس
  • هادی احمدی آملی، علی اخلاقی، طیب رمیم * صفحات 679-684
    زمینه

    تومور استرومال دستگاه گوارش تومورهای مزانشیالی هستند که اختصاصی دستگاه گوارش بوده و حاصل فعالیت موتاسیون های ژنی می باشند. شایع ترین محل این تومورها در معده و سپس روده کوچک است. 60-40 درصد در معده، 40-30% در روده کوچک و 5-3% موارد در دئودنوم رخ می دهد.
    معرفی بیمار: بیمار آقای 46 ساله می باشد که از حدود دو ماه قبل بارها دچار درد کولیکی سمت چپ شکم شده که پس از چند ساعت بهبود می یافت. دو هفته قبل از مراجعه هم زمان با شروع درد، به صورت ناگهانی دچار ملنای شدید و متعدد همراه با غش شده بود. پس از مراجعه به بیمارستان سینا در سال 1391 بلافاصله اقدامات حمایتی شروع گردید. سپس بیمار تحت آندوسکوپی و سی تی اسکن شکم و لگن با ماده حاجب خوراکی و تزریقی قرار گرفت. در نهایت بیمار با تشخیص تومور ناحیه دئودنوم تحت عمل جراحی به روش ویپل کلاسیک قرار گرفت.

    نتیجه گیری

    شایع ترین علامت تومورهای استرومال دستگاه گوارش خون ریزی های گوارشی به صورت مزمن و خفیف است که پس از آن به صورت ناگهانی و شدید تظاهر می یابد. تشخیص بیماری با اندوسکوپی و بیوپسی است. تومورهای بزرگ با سلول هایی با وضعیت میتوتیک بالا پیش آگهی بدتری نسبت به تومورهای کوچک با سلول هایی با وضعیت میتوتیک پایین دارند.

    کلیدواژگان: تومور استرومال دستگاه گوارش، ملنا، دئودنوم، پانکراتیکو دئودنکتومی
  • مینا میرنظامی، بهفر پاکباز*، زینب سعیدی نژاد صفحات 685-689
    زمینه
    دیسکراتوز مادرزادی، یک بیماری نادر ارثی با میزان شیوع در حدود یک در یک میلیون نفر می باشد. این بیماری توسط تریاد کلاسیک تغییرات ناخن، رنگ پوست مشبک و لکوپلاکیای مخاط دهان مشخص می شود. مرگ زودرس اغلب با نارسایی مغز استخوان، عفونت ها، عوارض ریوی یا بدخیمی همراه است.
    معرفی بیمار: بیمار پسر 16 ساله، بدون سابقه بیماری خاصی که با تب و لرز ضعف و بی حالی مراجعه و با تشخیص اولیه Sepsis در بیمارستان ولیعصر (عج) بستری گردید. در آزمایشات، پان سیتوپنی داشت که بیوپسی مغز استخوان انجام گردید. در معاینه، ضایعات هایپوپیگمانته منتشر در تنه و اندام ها، دیستروفی ناخن ها و لکوپلاکی مخاط دهان مشهود بود. بیوپسی پوست منطبق با بیماری دیسکراتوز مادرزادی بود.
    نتیجه گیری
    لکوپلاکی و ضایعات پوستی باید در سنین پایین به خصوص افراد بدون سابقه مصرف تنباکو مورد توجه قرار گیرد. توجه به سابقه خانوادگی، معاینه فیزیکی و به ویژه تظاهرات خونی اهمیت به سزایی دارد. تشخیص و درمان به موقع دیسکراتوز مادرزادی باعث بهبودی پیش آگهی بیماران می شود.
    کلیدواژگان: دیسکراتوز مادرزادی، لکوپلاکی، هایپوپیگمانتاسیون، پان سیتوپنی
|
  • Peiman Haddad *, Afsaneh Maddah Safaei, Armaghan Fard Esfahani Pages 617-624
    Background
    Bone is one of the most common sites of metastatic disease in malignancies. Many of the cases are asymptomatic and may be diagnosed in primary or secondary follow-up، but in symptomatic cases pain is the prominent symptom which is mostly exaggerated at nights. The improved survival of cancer patients with bony metastases in recent years، specially in breast and prostate cancer، has given a greater importance to the careful choice of treatments in this setting. This can lead to a better quality of life، lower treatment cost، prevention of disabilities، less delay in primary cancer therapies، and decrease of life-threatening events for the patients. Here we review the metastatic disease of the bone and its treatments، with emphasis on local and systemic radiation therapy. Current literature about bone metastasis and its treatments was reviewed through a search of available databases on internet for papers published in 1995-2013. Special attention was given to the research trials and studies performed by the authors on this setting. Treatment of bone metastases consist of analgesics، radiotherapy، surgery and bisphosphonates. Control of bone metastases is a challenging process، necessitating a multi-disciplinary approach and teamwork between the treating physicians. Radiotherapy is the most useful modality for this purpose in oncology، given both as a local and systemic therapy. We hope that this review would be able to help in choosing the best treatment option for this common palliative situation in Iranian cancer patients.
    Keywords: bone metastasis, palliative care, radiopharmaceuticals, radiotherapy
  • Elham Harati, Hamid Reza Sadeghipour Roodsari, Behjat Seifi, Mohammad Kamalinejad, Sara Nikseresht Pages 625-634
    Background
    Postpartum depression (PPD) is a major depressive disorder and one of the most common complications of childbearing. PPD has a serious impact on the quality of life of all family members. Oxidative stress is one of the contributing factors in pathophysiology of major depression. Thus، drugs with potential antioxidant action could be an attractive target for treatment of depressive disorders. Matricaria Chamomilla and Selenium are natural sources of antioxidant. The aim of this study was to evaluate effects of oral administration of Matricaria Chamomilla aqueous extract and Selenium on experimental model of progesterone-induced postpartum depression and plasma oxidant-antioxidant system in mice.
    Methods
    Seventy adult female mice in seven groups were used in this study. All animals received daily injections of progesterone 5 mg/kg intraperitoneally for five days after which progesterone was withdrawn for three days. After modelling postpartum depression with progesterone withdrawal، Matricaria Chamomilla 300 mg/kg and Selenium 0. 1 mg/kg and their combination were administered via gavage and imipramine 15 mg/kg was administered intraperitoneally one hour before open field and forced swimming test (FST). In order to investigate the role of oxidant-antioxidant system، PAB and MDA were meatured.
    Results
    All the treatment groups and the standard group spent less immobility time than the control group (P<0. 05). Significant changes in the oxidative parameter (PAB and MDA) were not observed in all treatment groups and the standard group compared to the control group.
    Conclusion
    Our study demonstrated the potential antidepressant activity of Matricaria chamomilla and Selenium in the experimental model of progesterone-induced postpartum depression in mice. These elements as supplement compounds could be alternatives for antidepressants in postpartum period. It seems that the antidepresent effects of this compounds do not induced by effects on oxidant-antioxidant system and may exert through any other pathway.
    Keywords: antioxidant, depression, matricaria, oxidant, postpartum, selenium
  • Narges Izadi, Mood *, Soheila Sarmadi, Banafsheh Rajabian, Fariba Yarandi, Afsaneh Rajabiani Pages 635-642
    Background
    Recently the use of “two tier«grading system in which ovarian serous carcinoma was classified as low-grade or high-grade in comparing to preceding system has improved authority in prognosis and survival. This approach is simplistic، reproducible، and based on biologic evidence. In this study، we reclassified ovarian serous carcinoma by a new two-tier system for grading and then evaluation of P53 expression in these tumors by immunohistochemistry method.
    Methods
    We retrospectively reviewed 32 cases of ovarian serous carcinoma with previous diagnosis of well differentiated (eight cases) and moderate to poorly differentiated serous carcinoma (24 cases) and according»two tier«grading system in low-grade vs. high-grade serous carcinoma reclassified. Subsequntly all cases immunostained by P53 marker. Also clinical data related to survival of patients (with or without recurrence of tumor and death) and paraclinical findings such as presurgical blood serum level of CA125 are gathered.
    Results
    Out of total eight patients with previously diagnosis; well diferentiated serous carcinoma and of 24 patients with moderate to poorly differentiated serous carcinoma reclassified as low-grade and high-grade ovarian serous carcinoma respectively and a statistically significant difference was found between two groups. (P<0. 005) Also of total 24 cases with high grade serous carcinoma، in 12 cases (54%) P53 immunostaining was detected but in non of all low grade serous carcinoma was seen. All 8 low grade serous carcinoma were alive without recurrence of tumor. In 10 and 12 out of 24 cases with high grade serous carcinoma recurrence of tumor and death were seen respectively.
    Conclusion
    Since the presence of P53 negative expression in all of low-grade serous carcinoma by immunostaining and low-grade serous carcinoma accounts for small pupulation of all ovarian serous carcinoma and also few cases in our study، we did not find significant differences between P53 expression and survival in two low-grade vs high-grade serous carcinoma groups.
    Keywords: gene P53, immunohistochemistry, neoplasm grading, ovarian neoplasms
  • Amir Keshvari *, Mohammad Sadegh Fazeli, Alireza Kazemeini, Alipasha Meysamie, Mohammad Kazem Nouri Taromlou Pages 643-651
    Background
    Colorectal carcinoma is considering as a curable disease. Treatment of recurrent cases is hard and sometimes impossible. Evaluation of the rate and affecting factors of recurrence in each hospital would help to decreasing recurrent cases. The aim of this study is evaluation of the rate، clinical and pathologic features، and outcome of recurrent colorectal carcinoma in a referral teaching hospital in Tehran.
    Methods
    Clinical data of 166 curative resections of colorectal carcinoma who were operated between Mehr 1384 and Mehr 1388 (between 23 September 2005 and 23 September 2009) in Imam Khomeini Hospital and were accessible for follow up was collected. Follow up data was collected prospectively up to Farvardin 1391 (19 April 2012). Forty nine recurrences were happened in this period. We compared recurrent and non-recurrent cases for different variables
    Results
    Average age of the patients was 53. 5 years، and 47% of them were female. The median time to the diagnosis of recurrent disease was 12 months (range 1 months to 54 months). There were no significant differences between recurrent and non-recurrent patients about age، sex، sub-site of the tumor and sub-type of primary operation. Rate of overall recurrence، local recurrence and distant metastasis were 29. 5%، 15. 7% and 12. 1% respectively. Local recurrence rate was higher in colon cancer (16. 44% vs. 15. 05%) but distant metastasis rate was higher in rectal cancer (12. 9% vs. 10/96%). Rate of curative re-resection was about 25%. Overall survival of the recurrent patients who underwent surgery was better than who underwent chemo or radiotherapy (66. 7% vs. 56. 8%). Median survival time of recurrent patients after primary surgery was 28 months، and after diagnosis was 12 months (9. 28- 14. 72،95% CI).
    Conclusion
    In this study the rate of overall recurrence was 29. 5%. Local recurrence rate was higher in colon cancer (16. 44% vs. 15. 05%) but distant metastasis rate was higher in rectal cancer (12. 9% vs. 10/96%).
    Keywords: colorectal neoplasms, local, metastasis, neoplasm recurrence, reoperation
  • Masomeh Abedini, Nahid Ghotbi, Navid Hadavi *, Delnia Chavoshi, Nahid Asgharian Pages 652-659
    Background
    Nosocomial infection is one of the major causes of death in neonates. In recent years، the results of nosocomial infection control committee، which carried out، based on a protocol of National Nosocomial Infection Surveillance (NNIS) is not consistent with neonatal review articles. This study was performed to determine the prevalence and incidence of nosocomial infection with an active، prospective method based on definitions and characteristics of Center for Disease Control and prevention (CDC) and comparing it with routine method of NNIS.
    Methods
    This cross-sectional and prospective study was independent from Beasat Hospital nosocomial infection control committee and preformed by daily active visiting of neonatal ward (that is level-II) for six month period. The results of this study were compared with the results of the NNIS committee of nosocomial infection. Collected data were statistically analyzed by SPSS software.
    Results
    From all hospitalized neonates، 369 cases (1292 patients / day) were enrolled in the study. The overall rate of nosocomial infection (frequency) was 2. 71% and the overall incidence of nosocomial infection was 7. 73 cases per 1،000 patients / day. The most common nosocomial infection in this study was skin and soft tissue infections; totally 50%. The incidence of Central Line-Associated Bloodstream Infection (CLA-BSI) was 14. 2 per 1000 central catheter/day for the six months of study. Nosocomial infection rate preformed by Beasat Hospital nosocomial infection control committee (based on NNIS) was 0. 1 % and incidence of nosocomial infection 0. 3 per 1،000 patients/ day at the same 6 month study.
    Conclusion
    It seems that a large part of this considerable differences between the results of this study compared to NNIS based study، is this fact that، for nosocomial infection surveillance in the neonatal field، the presence of a specialist as a performer and leader of the team، is necessary.
    Keywords: centers for disease control, prevention (U.S.), infection control, neonates, nosoco, mial infection
  • Farnaz Sohrabvand *, Mamak Shariat, Mohammad Jafar Farahvash, Fedyeh Haghollahi, Mahnoosh Khosravi, Masoomeh Maasomi, Maryam Bagheri, Alireza Abdollahi, Akram Sarbiyaie, Fariba Bashari Pages 660-664
    Background
    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is the most common endocrine disorder in women of reproductive age. Chronic infections have been mentioned as one of the different etiologic factors related to PCOS. Due to the high prevalence of Helicobacter pylori infection especially in developing countries، its probable role in the pathogenesis of PCOS and the limited information available in this area، serologic study of H. Pylori infection in patients with PCOS، was performed.
    Methods
    This research was performed as a case control study from Dec 2010 until May 2012 in 82 patients (and their spouses) with polycystic ovary syndrome (case group) and 82 non PCOS patients (control group) with an age range of 20-40 referred to Vali-e-Asr Hospital infertility clinic. Both groups and their husbands filled a questionnaire and were examined by testing their serum H. Pylori IgG and IgA antibody levels. Statistical testing and analysis was performed by t-student and λ2 tests.
    Results
    Mean age of the women and men and also other demographic characteristics except their profession showed no significant difference (P>0. 05) in the two groups (PCOS and non PCOS). H. Pylori antibody IgG serum level was positive in 78% and 76. 5% and H. Pylori antibody IgA level in 30. 5% and 37% of PCOS versus non PCOS patients respectively which showed no statistically significant difference (P>0. 05). There was also no significant difference between the H. Pylori antibodies levels in the spouses in the two groups (P>0. 05).
    Conclusion
    This study showed no significant difference in serologic examination re-sults in PCOS versus non PCOS patients. The finding of high prevalence of H. Pylori IgG and IgA positive levels in both PCOS and non PCOS patients can be probably re-lated to the high prevalence of H. Pylori infection or exposure in Iranian population and therefore suggest an issue for further investigation.
    Keywords: helicobacter pylori, polycystic ovary syndrome, serologic tests
  • Naser Gharebaghi, Mohammadamin Valizade Hasanloei *, Seied Hasan Adeli, Seied Arash Mansuri Zangir, Javad Rasuli Pages 665-673
    Background
    Stress Ulcer Prophylaxis (SUP) is important in patients in Intensive Care Units (ICU). In this study، we evaluated the efficacy of the American Society of Health System Pharmacists (ASHP) guidelines، for stress ulcer prophylaxis.
    Methods
    In this Quasi experimental study، data of patients that admitted to the ICU of Imam Khomeini Hospital of Urmia was recorded for three months. Then our guideline that was selected on the basis of ASHP guidelines were presented to physicians for one month and then patients’ data were collected again. The patients that hospitalized due to acute gastrointestinal bleeding and died in the early hours of admission were excluded. The data were analyzed.
    Results
    This study involved 234 patients، of them 112 patients (91. 1%) in the pre- intervention period and 99 patients (89. 2%) in the post-intervention period had received acid-suppressive therapy (AST) (P=0. 632). Of 77 patients (62. 8%) in the pre- intervention period and 88 (79. 3%) in the post-intervention period had an indication for SUP according to our ASHP-based guideline (P=0. 005). Of the patients without an indication for SUP، 39 of 123 (31. 7%) received AST in the pre-intervention period versus 18 of 111 (16. 2%) in the post-intervention period (P=0. 006). of 112 (91. 1%) cases in the pre-intervention period compared with 93 (83. 8%) cases of the prescription drug order was incorrect (P=0. 092). Gastrointestinal bleeding were in five patients (4. 1%) found during the pre-intervention period and 8 (7. 2%) cases in the post-intervention period (P=0. 295).
    Conclusion
    In this study the majority of cases not been in accordance with the ASHP-based guideline and our education did not affect the quality of stress ulcer prophylaxis. It seems that more attention to the training of physician in the prophylaxis of stress ulcer can be effective in improving the health status of patients and additional costs may be reduced.
    Keywords: gastrointestinal hemorrhage, intensive care unit, prophylaxis
  • Elaheh Amini, Bita Ebrahim, Paideh Dehghan, Mohadeseh Fallahi, Samaneh Sedghi, Fereshteh Amini, Mamak Shariat Pages 674-678
    Background
    Improvement of growth، nutrition and calories intake in neonates is derived by massage.
    Methods
    This study is a randomized clinical trials settled in Vali-e-Asr Hospital Neonatal Intensive Care Unit (NICU) ward in 2012. The control group consisted of 19 infants who were not massaged on them. 15 infants in the intervention group received massage therapy for 10 days، three times a day by trained massage theurapist. Massage last 15 minutes and was done one hour after feeding. Massages were done in 2-7 days neonates. Weight gain، intake calories and oral feeding were compared between studied groups. Data was registered in SPSS v. 18 and was analyzed via compatible statistics tests.
    Results
    There were no significant different anthropometric measures at birth (weight-head circumferences and height) and gestational ages of delivery between two groups. Massages had no side effects on cases. Caloric intake at the end of 10 days (end of intervention) showed significant differences between the two groups (P=0. 04). But no differences was shown for weight gain. Cases who received massage reached sooner to oral feeding but this difference was significant at 90% significance level (P=0. 08).
    Conclusion
    After 10 days، massage therapy increases oral nutritional intake but to find more accurate details requires further studies to be planned.
    Keywords: low birth weight, massage, premature birth
  • Hadi Ahmadi Amoli, Ali Akhlaghi, Tayeb Ramim Pages 679-684
    Background

    Gastrointestinal stromal tumors are gastrointestinal tract mesenchymal tumors with gene mutations. The most common site of gastrointestinal stromal tumors is in stomach (40-60%) and small intestine (30-40%)، and rare cases about 3-5% of them occur in the duodenum.

    Case Presentation

    The patient is a forty six years old man. He complained of frequent colic pain in left upper quadrant of abdomen for two months before admitting to the hospital. The pain resolved spontaneously after a few hours. This situation almost has been repeated every week. The patient had severe repeated melena and faint for two weeks. As soon as the patient was entered the Sina Hospital in 2012، supportive care was started. Then upper gastrointestinal endoscopy was performed for him and the bleeding point was detected. Also abdominal and pelvic computed tomography with oral and intravenous contrast was done. Finally the patient was operated on tumor diagnosis in duodenal area according to classic Whipple procedure.

    Conclusion

    Gastrointestinal bleeding is the most common symptom of gastrointestinal stromal tumors. The bleeding is minimal and chronic. It will be progress to sudden and severe bleeding. Diagnosis is done by upper gastrointestinal endoscopy and biopsy. The large tumors with high mitotic

    Keywords: duodenum, gastrointestinal stromal tumors, melena, pancreaticoduodenectomy
  • Mina Mirnezami, Behfar Pakbaz *, Zeinab Saidinejad Pages 685-689
    Background
    Dyskeratosis Congenita (DC) is a rare inherited disease with an incidence of approximately one case per million population. The disease is characterized by a classic triad: nail changes، color reticulated skin and oral leukoplakia. In these patients، premature death is often associated with bone marrow failure، infections، pulmonary complications، or malignancy. Three patterns of inheritance for dyskeratosis congenita have been reports، X-linked recessive trait، autosomal dominant and recessive trait. The present study is a case report of an adoloscent patient with dyskeratosis congenita.
    Case Presentation
    The patient is a 16 year old boy living in Arak without history of any illness was referred with fever، chills، malaise and admitted to Vali-e-Asr Hospital with initial diagnosis of sepsis. The patient was treated with broad-spectrum antibiotics. In tests، showed pancytopenia. Bone marrow biopsy was performed. Blood and urine culture were negative، rheumatologic lab test and other tests were normal. Ultrsonography of abdomen and pelvis showed splenomegaly. In physical examination، diffuse hypopigmented lesions on the trunk and extermities، nails dystrophy and oral mucosal leukoplakia were observed. Skin biopsy was consistent with DC.
    Conclusion
    The skin and oral mucosal lesions have an impact role in the diagnosis of systemic disease. Early diagnosis and treatment of patients with DC are important in improving clinical outcomes.
    Keywords: dyskeratosis congenita, leukoplakia, pancytopenia, pigmentation