فهرست مطالب

رسوب شناسی کاربردی - پیاپی 1 (بهار و تابستان 1392)
  • پیاپی 1 (بهار و تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/10/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بهروز رفیعی*، حبیب ملایی، حسن رمضان پور و حسن محسنی صفحات 1-13
    کانسار بوکسیت جاجرم در 15کیلومتری شمال شرق جاجرم استان خراسان شمالی واقع شده است. این کانسار به شکل یک افق چینه سان در مرز بین سازند الیکا و سازند شمشک گسترش یافته است. منطقه تاگویی در واقع ادامه روند غرب به شرق ماده معدنی بوکسیت بعد از دو منطقه گل بینی و زو بوده که به صورت نوار باریک با عرض بیش از یک کیلومتر و طول 7 کیلومتر دیده می شود. نتایج آنالیزهای ژئوشیمیایی عناصر اصلی و پردازش داده های آماری نشان می دهند که طی فرآیندهای هوازدگی دو ساز وکار آهن زدایی و سیلیس زدایی نقش بارزی در جا به جایی اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن و اکسیدهای سیلیس داشته اند. علاوه بر فاکتورهایی چون Eh و pH آب های زیرزمینی، توپوگرافی منطقه نیز در جا به جایی این اکسیدها به طرف شرق نقش مهمی دارد. میزان زهکشی متفاوت و شستشوی برخی از عناصر از بخش های بالایی نهشته و ته نشینی آن در بخش های زیرین، منجر به تشکیل 4 لایه مجزا به ترتیب از بالا به پایین بوکسیت کائولینیتی بالایی، بوکسیت سخت، بوکسیت شیلی و بوکسیت کائولینیتی زیرین شده است.
  • محمد معانی جو، احمد میرزایی ازندریانی*، مهراب رشیدی، حسن محسنی صفحات 14-27
    در این مطالعه سازند سورمه با سن ژوراسیک پسین در منطقه فروافتادگی دزفول جنوبی (حوضه رسوبی زاگرس در جنوب غرب ایران) در برش تاقدیس فهلیان مورد بررسی قرار گرفت. یک روش جدید مطالعاتی برای این سازند بر اساس سیالات درگیر نفتی در این بحث ارائه گردید. این پژوهش به تفسیر اطلاعات بدست آمده از سیالات درگیر نفتی موجود در مقاطع نازک دو بر صیقل تهیه شده از نمونه های برداشت شده پرداخته است. این اطلاعات شامل دما، شوری و چگالی نفت (API) می باشد، با استفاده از این اطلاعات خصوصیات این برش مورد ارزیابی قرار گرفت که در آن عمق تدفین سنگ میزبان هیدروکربن های موجود در سیالات درگیر با استفاده از دمای همگن شدن (Th) و شوری،2150 متر پیش بینی و تعیین گردید. همچنین با استفاده از نور فلورسانس بازتابی مقدار API 40 تا 50 درجه و مقدار چگالی به دست آمده کمتر از 74 /0 گرم بر سانتی متر مربع بر آورد شد،که این حاکی از نفت فوق العاده سبک این منطقه است.
    کلیدواژگان: سیالات درگیر نفتی، فروافتادگی دزفول، ژوراسیک پایانی، تاقدیس فهلیان، سنگ میزبان
  • زمین شیمی و محیط تشکیل نهشته فسفاتی دلیر، جنوب باختر چالوس، استان مازندران
    علی عابدینی*، مرتضی چشمه سری، اکرم علیزاده صفحات 28-43
    نهشته فسفاتی دلیر در فاصله 57 کیلومتری جنوب باختر شهر چالوس، استان مازندران واقع می باشد. این نهشته بخشی از کمربند فسفاتی مرند- دماوند محسوب می شود و به صورت یک افق چینه سان در درون ممبر شیل بالایی سازند سلطانیه (نئوپروتروزوئیک بالایی- کامبرین زیرین) توسعه یافته است. مطالعات کانی شناسی نشان می دهند که فرایند فسفات زایی در منطقه دلیر با توسعه کانی های متنوعی نظیر دولومیت، فلوئورآپاتیت، کلسیت، کوارتز، پیریت، ایلیت و موسکویت همراه بوده است. الگوهای توزیع عناصر اصلی، فرعی، و جزئی به هنجار شده به PAAS، تهی شدگی عناصری نظیر Si، Fe، Al، K، Na، Ti، Th، Zr، Co، Cu، Ni، و Nb و غنی شدگی عناصری چون Ca، P، Sr، و Y را در طی فسفات زایی نمایش می دهند. تهی شدگی REE نسبت به میانگین فسفریت های دنیا دلالت بر تشکیل این نهشته در یک محیط بسته دارد. شاخص های زمین شیمیایی نظیر نسبت های V/(V+Ni) (0/59- 0/73)، Th/U (0/10- 0/89)، Ce/Ce* (0/22-0/55)، Mn* (0/75– الی 1/87–)، و Y/Ho (42/63- 57/84) پیشنهاد می کنند که نهشته در یک شرایط بی هوازی توسعه یافته است. الگوی توزیع عناصری نظیر Al، Mn، Fe، Mg، و Sr آشکار می نمایند که فرایندهای بیوژنیک نقش ارزنده ای در توسعه نهشته ایفا نموده اند. بر اساس مقادیر Eu/Eu* (0/88- 1/12) و Sr/Ba (0/45- 4/86) در نمونه های مطالعه شده، به نظر می رسد که فرایند فسفات زایی در منطقه دلیر در pH اندکی اسیدی تا قلیایی و شوری نرمال رخ داده است. تلفیق نتایج حاصل از مشاهدات صحرایی، مطالعات کانی شناسی و یافته های زمین شیمیایی نشان می دهند که تشکیل نهشته مورد بررسی توسط جریان های بالارو دریایی کنترل گردیده است.
    کلیدواژگان: فسفات، زمین شیمی، ژنز، دلیر، چالوس
  • بررسی میزان آلودگی فلزات سنگین کروم، کبالت، نیکل و منگنز و پهنه بندی آن ها در آبخوان های شمال و شمال غرب خوی (زورآباد) توسط نرم افزار GIS
    فریبرز خدادادی، عبدالناصر فضل نیا*، حسین پیرخراطی صفحات 44-59
    در این پژوهش، از 42 منبع آبی مختلف، از آب های زیرزمینی شمال و شمال غرب خوی (زورآباد)، شامل چشمه، قنات، چاه های کشاورزی و چاه های مشاهده ای، نمونه برداری انجام گرفت. نمونه ها در محل نمونه برداری توسط اسید نیتریک تثبیت شدند. پس از تجزیه شیمیایی نمونه ها، نمودارها و نقشه های هم آلایش ترسیم و با شاخص استانداردهای WHO (World Health Organization) و EPA (Environmental Protection Agency) و استاندارد ملی مقایسه شدند. تنها نمونه برداشت شده از گردنه روستای گردیک دارای مقدار کروم، بالاتر از استانداردهای موجود بود. همچنین نمونه برداشت شده از روستای گلوانس دارای مقدار منگنز بالاتر از استاندارد WHO می باشد. دیگر نمونه های برداشت شده، هیچ گونه مقادیر غیرمجازی از فلزات سنگین را در آب های زیرزمینی منطقه نشان ندادند. در نمونه های خاک برداشت شده از منطقه زورآباد همه فلزات مورد نظر دارای مقادیری بالاتر از استانداردهای موجود در خاک بودند. با اندازه گیری pH نمونه های گل اشباع خاک (مقادیری بین 8/6 تا 6/7) و اندازه گیری بافت خاک با روش هیدرومتری و هم چنین پراش اشعه ایکس (XRD) انجام شده روی نمونه های خاک، مشخص شد که تغییراتpH، باعث تحرک بسیار ناچیز تا بی تحرکی فلزات سنگین در خاک شده است. همچنین ذرات رس و اکسیدهای آهن و منگنز موجود در خاک، فلزات را جذب سطحی کرده، از تحرک آنها در محیط می کاهد. انطباق نقشه تراز آب زیرزمینی و جهت جریان آب با نقشه زمین شناسی، نشان می دهد که منبع تغذیه آب زیرزمینی، سازندهای بخش غربی منطقه (شامل جریان های بازالتی و پیلولاوا و سنگ های آهک پلاژیک و آهک اوربیتولین دار) می باشند. این سازندها نسبت به توده های اولترامافیک شرقی دشت زورآباد و رودخانه آق چای، مقادیر کمتری از فلزات سنگین را دارا می باشند. هم چنین بر اساس نقشه قابلیت کاربری اراضی و رده بندی خاک، نمونه های خاکی منطقه در تقسیم بندی فائو، بیش تر در رده Calcaric Regosols و Calcic Cambisols قرار می گیرند. سازندهای آهکی موجود در منطقه می تواند بیانگر تشکیل این نوع از خاک ها باشد. چنین سنگ هایی با قلیایی کردن محیط آبی و خاک، می توانند باعث رسوب گذاری فلزات سنگین شوند.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، مجموعه افیولیتی، GIS، آلودگی آب، آلودگی خاک
  • سپیده سهرابی، علی اسعدی، حسین رحیم پور بناب* صفحات 58-70
    تخلخل یکی از شاخص های مهم در ارزیابی ظرفیت ذخیره و تولید یک مخزن هیدروکربنی است. این ویژگی به طور مرسوم از طریق داده های مغزه و نگارهای چاه پیمایی محاسبه می شود. یکی از مهم ترین محدودیت های این دو گروه از داده ها با وجود ارزشمندی فراوان، عدم گسترش و محدود بودن به محل چاه می باشد. استفاده از داده های لرزه ای با گسترش جانبی بالا، نقشی مهم و اساسی در تخمین شاخص های پتروفیزیکی در فواصل بین چاهی دارد. در این پژوهش، تخمین تخلخل نوترون با استفاده از نشانگرهای لرزه ای بر روی سازند آسماری در میدان چشمه خوش (شمال اهواز) صورت گرفته است. ابتدا از طریق نگارهای صوتی و چگالی در محل هر چاه، لرزه نگاشت مصنوعی ایجاد و در مرحله بعد با داده های لرزه ای انطباق یافته و موجک میانگین مورد استفاده در وارون سازی با میزان تطابق% 87.47 با استفاده از دو چاه، استخراج گردید. سپس داده های لرزه ای سه بعدی از طریق فرآیند وارون سازی به امپدانس صوتی تبدیل و به عنوان نشانگر خارجی در طی فرآیند تخمین، همراه نشانگرهای داخلی حاصل از داده های لرزه ای خام، مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از روش رگرسیون مرحله ای، ارتباط بین تخلخل و نشانگرهای لرزه ای مشخص و هشت نشانگر لرزه ای شامل، مربع نتیجه وارون سازی، مشتق دامنه لحظه ای، انتگرال قدرمطلق دامنه، مشتق، فرکانس لحظه ای، فیلتر 40 /35 - 30 /25، کسینوس فاز لحظه ای و داده لرزه ای خام به عنوان نشانگرهای لرزه ای بهینه مشخص گردیدند. در مرحله بعد به کمک دو روش رگرسیون خطی چند نشانگری (MLR) و شبکه عصبی احتمالی (PNN)، تخمین تخلخل انجام و مشخص شد که با توجه به نتایج اعتبارسنجی و میزان خطا، روش شبکه عصبی احتمالی کارایی بیش تری را نشان می دهد. در نهایت با توجه به تخلخل تخمین زده شده از طریق داده های لرزه ای، مشخص گردید که توالی های ماسه سنگی-کربناته بخش پایینی نسبت به دولومیت ها و آهک های بخش بالایی سازند آسماری، عموما از نظر تخلخل شرایط مطلوب تری را دارا بوده و این روند در داده های لاگ نوترون هم به آسانی قابل تشخیص می باشد.
    کلیدواژگان: سازند آسماری، تخلخل، نشانگرهای لرزه ای، وارون سازی، رگرسیون خطی چند نشانگری، شبکه عصبی احتمالی
  • سعید خدابخش*، حسن محسنی، مژگان حسام زاده، ملیحه مهاجروطنو لیلا کرم الهی صفحات 71-86
    رودخانه ها یکی از مهم ترین منابع آب شیرین سطحی به شمار می روند؛ علاوه بر آن سازه های بسیاری بر روی آن ها و یا در کنار آن ها قرار دارند. بیش تر اطلاعات پایه در مورد رودخانه ها در رابطه با الگوی کانال و رسوبات برجای گذاشته آن ها است. معتبرترین روش شناخت الگوی کانال بر مبنای شاخص های کمی (غیر توصیفی) است؛ در کنار آن، رخساره های رسوبی رودخانه ها اطلاعات مهمی در زمینه شرایط حمل دانه ها و انرژی آن ها در اختیار قرار می دهند. در این پژوهش، الگوی سرشاخه های باختری رودخانه قره چای بر اساس شاخص های ریخت شناسی (سطح I و II روش روسگن به همراه شاخص های هندسی دیگر) و رخساره های رسوبی (رده بندی مایل) مورد بررسی قرار گرفته است. حوضه آبخیز رودخانه قره چای با مساحت 14455 کیلومتر مربع یکی از زیرحوضه های حوضه آبریز دریاچه نمک است که بیش از 76% آن آن در استان همدان واقع شده است. این رودخانه عمدتا تک کانال است؛ پیچش اغلب بین 1 تا 5 /1، گودافتادگی 1/1 تا 2، نسبت پهنا به عمق از کمتر از 10 تا 70 و شیب از 02 /0 تا 001/0 متغیر است. در بخش کوهستانی کانال با بستر V شکل و گودافتاده (تیپ هایA و (G دیده می شود. در بخش دشت، کانال متقارن و پهن (نسبت پهنا به عمق >10) است؛ در این بخش حوضه تیپ های B، C و F (به سوی پایین دست) وجود دارند؛ گاهی در بازه های کوتاهی تیپ چند کانال (D) جای گزین دو تیپ اخیر می شود. بستر قره چای در بخش های کوهستانی شنی (رخساره های Gms و Gm) است؛ در دشت، رخساره های ماسه ای (Sh، St و Sm) فراوان تر است. رخساره های گلی (Fm و Fl) در بخش های پایین دست گسترش بیش تری دارند. این رخساره ها عمدتا در شرایط رژیم جریانی پایین و ابتدای رژیم جریانی بالا برجای گذاشته شده اند.
    کلیدواژگان: قره چای، رودخانه، رده بندی روسگن، رخساره، دریاچه نمک قم
  • اسدالله محبوبی*، عفت پاسبان، محمدحسین محمودی قرائی، محمد خانه باد، سمیرا تقدیسی نیک بخت صفحات 87-99
    فرسایش خاک و رسوب زایی در حوضه های آبریز یکی از مشکلات بزرگ اکثر کشورهای جهان (از جمله ایران) محسوب می شود. هدف این پژوهش برآورد تولید رسوب و شدت فرسایش با استفاده از روش GIS و مدل اصلاح شده پسیاک در حوضه آبریز سرغایه - سرنیش با مساحت 654 /70 کیلومتر مربع واقع در جنوب مشهد انجام شده است. واحدهای سنگی منطقه شامل افیولیت ملانژهای کرتاسه شمال تربت حیدریه، کنگلومرا، ماسه سنگ، شیل، مارن و ژیپس ترشیاری است. نتایج نشان می دهد که 8 /14% (معادل 65 /1045 هکتار) از کل مساحت حوضه آبریز در رده V (رسوب زایی خیلی زیاد)، و 2 /85% (معادل 75 /6019 هکتار) در رده IV (رسوب زایی زیاد) و 51 /0% (43 /36 هکتار) در رده III (رسوب زایی متوسط) قرار می گیرند. میانگین تولید رسوب بر اساس این مدل به ترتیب 91 /9، 91 /5 و 12 /3 تن در هکتار محاسبه گردید. انواع اشکال فرسایشی موجود در منطقه به ترتیب اهمیت شامل فرسایش های آبراهه ای، شیاری، سطحی، واریزه ای، خندقی و کناری است.
    کلیدواژگان: فرسایش، رسوب زایی، مدل اصلاح شده پسیاک، سرغایه، سرنیش
|
  • B. Rafiei*, H. Molaee, H. Ramezanpour, H. Mohseni Pages 1-13
    The Jajarm bauxite deposit is located in 15 km northeast of jajarm area, North Khorasan Province. The bauxite deposits have been developed as a stratiform horizon along the boundary between the Elika and Shemshak formations. The Taguee Area, located after Golbini and Zoo areas, is continuation of west to east trend of bauxite orebody and seen as a narrow strip with a more than one km width and 7 km in length. Results of chemical analysis and geostatistical data processing showed that during weathering processes, deferrugenization and desilisification mechanisms played crucial roles in mobility of iron oxides and hydroxides and silica oxides. Factors such as pH and Eh of groundwater as well as geomorphology of the area also play important roles in mobility of oxides and hydroxides to the eastern parts. Different drainage conditions and leaching of some elements from the upper parts and redeposition in lower parts of the orebody led to form four distinct layers from top to the bottom including: upper kaolinite bauxite, hard bauxite, clayey soft bauxite and lower kaolinite bauxite.
    Keywords: Karst bauxite, geostatistic, geochemistry, deferrugenization, desilisification
  • M. Maanijou, A. Mirzayi Azanderyani*, M. Rashidi, H. Mohseni Pages 14-27
    In this research, the Surmeh Formation of late Jurassic age in the southern zone of the Dezful embayment (Zagros basin in the SW of Iran) in Fahliyan anticline cross section were studied. A new method, in this discassion based on studies of fluid inclusion of oil in this Formation, in this discussion was presented. This research interpreted the data obtained from existing petroleum fluid inclusion in doubly polished thin sections from collected samples. These data includes temperature, salinity and reflected color of fluorescence radiation. Using this information, the characteristics of these section were evaluated and the depth of burial of host rock based on homogenizing temperature and salinity of fluid inclusion estimated 2040 m for the Fahliyan Formation. Using the fluorescent light reflection the API ranges 40 to 50 degrees and the density value obtained less than 0.74 gr/cm3, suggesting that the oil is ultra-light area.
    Keywords: Petroleum fluids inclusions, Dezful embayment, Surmeh Formation, Late Jurassic Fahlian anticline
  • Geochemistry and environment of the Dalir phosphate deposit, southwest of Chalous, Mazandaran Province
    A. Abedini*, M. Cheshmehsari, A. Alizadeh Pages 28-43
    The Dalir phosphate deposit is located in 57 km of southwest of Chalous city, Mazandaran Province. This deposit is a part of the Marand-Damavand phosphate belt and has developed as a stratiform horizon within the upper shale member of Soltanieh Formation (Neoproterozoic- Lower Cambrian). Mineralogical studies show that phosphatization process in the Dalir area was accompanied by development of various minerals such as dolomite, fluor-apatite, calcite, quartz, pyrite, illite and muscovite. Distribution patterns of major, minor and trace elements normalized to PAAS display depletion of elements such as Si, Fe, Al, K, Na, Ti, Th, Zr, Co, Cu, Ni, and Nb, and enrichment of elements such as Ca, P, Sr, and Y during phosphatization. Depletion of REEs ratio to average of world phosphorites indicates that this deposit was formed in a closed environment. Geochemical indices such as ratios of V/V+Ni (0.59 0.73), Th/U (0.10-0.89), Ce/Ce* (0.22-0.55), Mn* (–0.75 to –1.87) and Y/Ho (42.63-57.84) suggest that deposit was developed in an anoxic-suboxic condition. Distribution pattern of elements such as Al, Mn, Fe, Mg and Sr reveal that biogenic processes have played vital role in development of deposit. According to values of Eu/Eu* (0.88-1.12) and Sr/Ba (0.45 4.86) in the studied samples, it seems that phosphatization process in the Dalir area occurred in slightly acidic to neutal pH and normal salinity. Combination of the obtained results from field observations, mineralogical studies and geochemical data indicate that formation of studied deposit was controlled by marine upwellings.
    Keywords: phosphate, geochemistry, genesis, Dalir, Chalous
  • Contamination rate of heavy metals of Chrome, Cobalt, Nickel, and Manganese and their zonation in the north and northwest aquifer of Khoy (Zorabad) based on GIS
    F. Khodadadi, A. Fazlnia*, H. Pirkharrati Pages 44-59
    In this study, groundwaters samples from 42 different water sources of the north and northwest of Khoy, were collected, they include springs, subterraneans, and agricultural and observation wells. In order to stabilize the chemical properties of the water samples, nitric acid was added in the place of the sampling. Co-contaminated diagrams and maps were plotted for all samples after chemical analysis, the results were compared with the WHO, EPA and national standards. one sample (collected from Col of the Gardic village) has higher amount of chromium than the standards. The samples from the Galavans village has higher manganese than WHO standards. Other samples did not show any unauthorized amounts of the heavy metals in the groundwater. All heavy metals in the soil samples from the study area have higher levels than the siol standards. Based on pH values of the wet soil saturated in water (between 8.6 and 6.7) and soil texture analyzed by hydrometer, and soil samples analyzed by the X-ray, it was found that of pH has variations caused very little to no mobility on the heavy metals. Also, the mobility of the heavy metals reduces due to the superficial adsorption of them by clay and silt particles and ferromagnesian oxides of soil. Correlation between underground water level and the running water direction maps and the geological map shows that western geological formations of the study area (mainly consisting of basaltic flows, basaltic pillowlavas, pelagic limestone and orbitolina-bearing limestone) are the main underground water supplies. These formations have lower values of the heavy metals than the ultramafic intrusions of the eastern part of the Zorabad plain and Agh-Chai River. Also based on land use maps and the FAO soil classification, the study soil samples are placed in category of Calcaric Regosols and Calcic Cambisols. Occurrence of the limestone formations in the region could be the main source for these type of the soils. Such rocks can cause alkalinityof theof heavy metals. aqueous and soil environments precipitation.
    Keywords: Heavy metals, khoy ophiolite complex, GIS, water contamination, soil contamination
  • S. Sohrabi, A. Assadi, H. Rahimpour, Bonab* Pages 58-70
    Porosity is one of the most important parameters in evaluation of reserves storage capacity and hydrocarbon production. Commonly, this parameter is calculated via core and well log data. One of the most important limitation of these two data groups, despite their high values are lack of development which is limited to well positions. Estimation of petrophysical parameters in inter- and outer-well spaces is valuable and important. The use of seismic data with a large lateral expansion has an important and critical role in the estimation of petrophysical parameters in the inter-well spaces. In this research, Neutron porosity estimation using seismic attributes, on Asamri Formation in the Chashmeh Khush Field (N. Ahwaz) was done. In the first, by using of Sonic and Density logs, synthetic seismogram were created and then they were correlated with seismic data and average seismic wavelet used in inversion process, were extracted from three well with total correlation 87.47%. Afterward, three dimensional seismic data were converted to the acoustic impedance via inversion process and were used as external attributes to the accompaniment of internal attributes resulted from raw seismic data during the estimation. using stepwise regression, the relationship between porosity and seismic attributes were determined and eight seismic attributes including inversion results, derivative Instantaneous Amplitude, Integrated Absolute Amplitude, Derivative Instantaneous Frequency, Filter 25/30-35/40, Cosine Instantaneous Phase and Raw Seismic were selected as optimized attributes. Then via two Multiattribute linear regression (MLR) and Probabilistic neural network methods (PNN), porosity estimated and specified according to validation result and error, PNN method was proven to be more efficient. Finally, based on the porosity estimated from seismic data, it was cleared that mixed clastic-carbonate intervals in the lower sequence, generally have a better porosity condition than dolomite and limestone in the upper part, this trend is easily recognizable from well log data.
    Keywords: Asmari Formation, Porosity, Seismic Attributes, Seismic Inversion, Multiattribute Liner Regression, Probabilistic Neural Network
  • S.Khodabakhsh*, H. Mohseni, M. Hesam, Zadeh, M. Mohajer, Vatan, L. Karamollahi Pages 71-86
    Rivers are one of the most important fresh-water resources of the earth; in addition, many constructions are located on or adjacent to rivers. The most authentic method about river pattern is based on quantitative (non-descriptive) data; sedimentary facies give us important information about the river energy and its transportation processes as well. In this research, the channel pattern of the western tributaries of Qara-Chay river on the basis of morphological parameters (Levels I and II of Rosgen classification and some other parameters) and sedimentary facies (Miall classification) were studied. The Qara-Chay drainage basin (area=14455 Km2) is one of the sub-basins of the Qom salt lake (central Iran); more than 76% of its area is located in Hamedan Province. This river is mainly single channel, its sinuosity is 1-1.5, entranchment ratio is 1.1-2, W/D varies between less than 10 to 70 and slope is 0.02-0.001. In the mountainous part, the channel is entrenched and V-shaped (A and G types). It becomes wider (W/D >10) in the plain; in this part of the basin, B, C and F types (downstream) are present; in some short distances the multi channel type (D) may occur. The Qara-Chay bed in mountainous part gravelly facies (Gms and Gm) are present; sandy facies (Sm, Sh and St) are more abundant in the plain. Muddy facies (Fl and Fm) persist in distal parts. These facies were mainly deposited in the lower-flow and the primitive stage of the upper-flow regime.
    Keywords: Qara, Chay, river, Rosgen classification, facies, Qom salt lake
  • A. Mahboubi*, E. Pasban, M.H. Mahmoudi Gharaie, M. Khanehbad, S. Taghdisi Nikbakht Pages 87-99
    Soil erosion and sediment yield in watersheds is one of the major problems in most countries(such as Iran) of the world. The purpose to this research is to estimate sediment yield and erosion intensity using GIS technique and MPSIAC model in Sarghayeh - Sarnish watershed (surface= 70.654 km2) in south of Mashhad. The geological units of surrounded area are Cretaceous Ophiolitic Melange of North Torbat-E-Heydarieh, Tertiary Conglomerate, Sandstone, Shale, Marl and Gypsum. The results indicated that 14.8% (1045.65 hec) of the total watershed area was classified in class V (very high sedimentation rate), 85.2% (6019.75 hec) at class IV (high sedimentation rate), and 0.51% (36.43 hec) at class III (medium sedimentation rate). Mean sediment yield was calculated by MPSIAC model as 9.91, 5.91 and 3.12 ton/hec, respectively. The erosional features in studied watershed are channel, rill, surface, debris, gully and bank erosins.
    Keywords: Erosion, Sediment yield, MPSIAC, Sarghayeh, Sarnish