فهرست مطالب

  • پیاپی 4 (تابستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/06/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • صدیقه لطفی، فرزانه احمدی، رحیم غلامحسینی صفحه 1
    امروزه ساماندهی و تعادل بخشی فضا از مسائل کلیدی در حوزه برنامه ریزی شهری است. از آن جایی که شبکه شهری تنها مجموعه ای از عناصر کالبدی نیست و نقش و اهمیت هر سکونتگاه را میزان و ابعاد ارتباطات و جریان ها در یک نظام باز تعیین می کنند، شهرهای بزرگتر با جذب و تمرکز مازاد بیشتر، تسلط خویش را بر شهرهای کوچک تر اعمال می کنند. تداوم این شرایط باعث شکل گیری عدم توازن در توزیع فضایی شهر ها و بروز مشکلات ناشی از ازدحام و تراکم در شهرها و تخلیه مکان های دیگر می گردد. این مقاله بر آن است تا با بررسی و تحلیل شبکه شهری در استان مازندران راهکارهایی جهت تعادل بخشی ارائه کند. از این رو روش بکار رفته در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و با استفاده از مدل های رتبه- اندازه، منحنی لورنز و ضریب آنتروپی و همچنین برای تحلیل کمی و کیفی داده های آماری، با استفاده از نرم افزار Excel به بررسی و تحلیل شبکه شهری استان مازندران پرداخته شده است. نتایج حاصل از هر سه مدل بیانگر عدم تعادل شبکه شهری استان مازندران است و فاصله جمعیتی 4 شهر اول (ساری، بابل، آمل، قائمشهر) با شهر پنجم (بهشهر) و دیگر شهرهای استان فاحش می باشد. وجود این چهار شهر که با هم یک مگالاپولیس منطقه ای را تشکیل داده اند و تعداد زیادی شهرهای بسیار کوچک و روستا- شهرها که اختلاف جمعیتی بسیاری میان آنها است در پیرامون این قطب مهم قرار دارند که باعث عدم تعادل شبکه شهری استان مازندران شده است.
    کلیدواژگان: شبکه شهری، توزیع جمعیت، رتبه اندازه، تعادل فضایی، استان مازندران
  • ناصر بای، مجید منتظری، امیر گندمکار، هوشمند عطایی صفحه 19
    افزایش روزافزون جمعیت و نیاز به تامین مواد غذایی مورد نیاز آن ها از دغدغه های اصلی دولت ها می باشد. شناسایی مکان های مناسب برای کشت نیز از الزامات این امر است. استان گلستان به واسطه برخورداری از شرایط مناسب جغرافیایی از جمله استان های برتر کشت گندم در ایران می باشد. این پژوهش با استفاده از داده های عناصر بارش، دما، ویژگی های خاک، توپوگرافی، شیب و داده های عملکرد گندم دیم استان گلستان به واکاوی مناطق مناسب کشت گندم پرداخته است. در واکاوی داده های عملکرد گندم دیم به دلیل نقص آماری موجود از روش همبستگی من- کندال و رگرسیون تک متغیره بهره برده شده و برای بازسازی عناصر اقلیمی نیز از روش های میان یابی و روش حداقل متوسط خطاها و نیز برای انجام واکاوی دمایی از روش درجه روز رشد استفاده گردید. براساس نتایج، روش میان یابی کریجینگ بهترین روش در ترسیم نقشه های هم ارزش و در مورد عامل بافت خاک روش فاصله وزنی معکوس بهترین روش می باشد. برای شناسایی استعداد اراضی گندم دیم استان گلستان با استفاده از روش همگرایی متقاطع، نقشه عوامل مورد مطالعه به صورت دو به دو با یکدیگر ترکیب شده و در نهایت نقشه استعداد اراضی در چهار طبقه حاصل شد. بدین صورت که طبقه با استعداد اراضی خیلی مناسب 4/4 درصد، طبقه با استعداد اراضی مناسب با 2/58 درصد، طبقه با استعداد اراضی حدودا مناسب 17 درصد و طبقه با استعداد اراضی نامناسب 4/20 درصد مساحت استان را تشکیل می دهند. در نهایت مساحت و درصد مساحت کشت فعلی گندم در هر طبقه از استعداد اراضی استان گلستان تعیین شد. بر این اساس 4/4 درصد مساحت کشت فعلی گندم در اراضی با استعداد خیلی مناسب، 3/58 درصد در اراضی با استعداد مناسب، درصد 9/16 در اراضی با استعداد حدودا مناسب و 4/20 درصد در اراضی با استعداد نامناسب قرار دارد.
    کلیدواژگان: اقلیم، خاک، استعداد اراضی، عملکرد گندم، استان گلستان
  • عبدالعظیم قانقرمه، نادر بیرودیان صفحه 43
    آبدهی رودخانه ها دارای افت و خیزهایی است که به طور عمده متاثر از پدیده های خشکسالی در مقیاس منطقه ای و جهانی هماهنگ با دگرگونی های اقلیمی می باشد و همچنین در سال های اخیر به دلیل نیازهای روزافزون به آب و دخالت های انسانی ناشی از آن در سطح حوضه های آبریز این روند بیشتر کاهش یافته است. آبدهی رودخانه های منتهی به دریای خزر از سواحل ایران نیز منفک از این مساله نیست، هر چند هنوز به آن مرحله بحرانی نرسیده است. در این پژوهش با توجه به موارد بالا روند تغییرات آبدهی رودخانه های ایران به دریای خزر مورد ارزیابی قرار می گیرد همچنین با سایر رودخانه های مهم و نوسانات سطح آب خزر مقایسه می شود. داده های مورد استفاده در این پژوهش شامل؛ شاخص های دگرگونی های اقلیمی مانند خشکسالی ها، تغییرات درجه حرات کره زمین، آمار ماهانه و سالانه 9 رودخانه ایران و همچنین داده های تراز آب دریای خزر و سایر رودخانه ها است که از بانک اطلاعات مرکز ملی تحقیقات دریای خزر استفاده شده است. روش پژوهش به صورت تحلیل سری های زمانی و مقایسه ای می باشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که در یک دوره مشترک زمانی آبدهی رودخانه های ایرانی دریای خزر از یک روند کاهشی پیروی کرده که در دامنه این روند دو دوره افزایشی و دو دوره کاهشی دیده می شود. علاوه بر این تغییرات دبی رودخانه های ایران با تفاضل سالانه تراز آب همبستگی بالایی را نیز نشان می دهند این موضوع بیانگر اثرات متقابل دریای خزر و حوضه آبریز رودخانه های ایران بر روی یکدیگر است. بهره برداری از منابع آب رودخانه های ایران با احداث سد نیز از جمله عوامل دیگر موثر بر میزان آبدهی رودخانه ها در سال های اخیر بوده است.
    کلیدواژگان: آبدهی، تغییرات اقلیمی، دخالت های انسانی، خشکسالی، روند
  • محسن احدنژاد روشتی، محمدجواد نوروزی، ایوب قادری، مهدی چراغی صفحه 57
    امروزه، کاهش نابرابری در بهره مندی از امکانات جامعه و همچنین شناخت درجه توسعه یافتگی مناطق مختلف به خصوص در کشورهای در حال توسعه به منظور انجام برنامه ریزی اصولی امری ضروری می باشد. در این میان، برای دست یابی به تعادل فضایی باید طبق اصول و ضوابط صحیح علمی عمل کرد، تا تعیین سطوح توسعه یافتگی مناطق باعث افزایش دسترسی و رفاه ساکنان مناطق و استفاده بهینه از امکانات و خدمات گردد. هدف این پژوهش تحلیل سطح توسعه یافتگی نقاط شهری شهرستان های استان کردستان و شناسایی مناطق توسعه یافته و در ادامه اولویت بندی برنامه های توسعه می باشد. این پژوهش از نظر نوع کاربردی، از نظر ماهیت به صورت توصیفی- تحلیلی می باشد. در این پژوهش با استفاده از 30 شاخص موجود در نتایج سرشماری سال 1385 و در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیربنایی و کالبدی به ارزیابی سطح توسعه یافتگی شهرستان های استان کردستان پرداخته شده است. برای وزن دهی به شاخص ها از نظرات 14 نفر از متخصصان برنامه ریزی شهری و روستایی استفاده شده است. رتبه بندی سطح توسعه یافتگی شهرستان های استان کردستان با استفاده از مدل promethee و saw نشان می دهد، شهرستان های سنندج، سقز و مریوان دارای بیشترین سطح توسعه یافتگی و شهرستان های سروآباد، دیواندره و کامیاران کمترین سطح توسعه یافتگی را دارا بوده اند.
    کلیدواژگان: توسعه، توسعه یکپارچه، مدل promethee، مدل saw، کردستان
  • اسدالله دیوسالار، محمدرضا نقوی صفحه 75
    تحرک بخشیدن به نظام اقتصادی و اثر بخش نمودن آن برای ایجاد اشتغال که سرانجام به توسعه کشورها خواهد انجامید مستلزم همکاری سیاستگزاران و کارآفرینان است. کارآفرینی فرآیند ارتقاء تکنولوژی از طریق ایجاد و تاسیس کسب و کار یا سازمان جدید است. در این فرآیند شغل های تازه ای پدید می آید و نیروی کار، نیازمند مهارت های نوین می گردد و ساختارهای نوینی برای آموزش و نیز ارائه خدمات پدیدار می گردد. امروزه در بیش تر کشورهای مختلف توجه خاصی به کارآفرینی و کارآفرینان می شود و تقویت کارآفرینی و ایجاد بستر مناسب برای توسعه آن از ابزار پیشرفت اقتصادی کشورها و به ویژه کشورهای در حال توسعه به شمار می آید. زیرا یک فعالیت کارآفرینی با اثربخشی بالا منجر به توسعه اقتصادی (از جمله ایجاد اشتغال، نوآوری در فعالیت ها و رقابت پذیری) می شود. کارآفرینی روستایی تنها به معنای ایجاد اشتغال برای قشر عظیم روستاییان نیست بلکه می تواند گامی باشد در راستای توسعه روستایی که به گفته بسیاری از صاحب نظران، هم تراز با توسعه اقتصادی است. یکی از ابعاد فراموش شده کارآفرینی عوامل اجتماعی و فرهنگی می باشد که ناشی از نگاه تک بعدی به کارآفرینی تا به امروز بوده است. بر همین اساس امروزه نوع جدیدی از کارآفرینی شکل گرفته و مورد تاکید است که در آن نگاه اجتماعی به کارآفرینان به عنوان موتور توسعه، نقش اساسی را داشته و از آن تحت عنوان کارآفرینی اجتماعی نام می برند. هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر موفقیت کارآفرینان روستایی از بعد اجتماعی می باشد. محدوده مورد مطالعه 10 روستا از روستاهای دهستان میانکاله شهرستان بهشهر و روش پژوهش به صورت پیمایشی و توصیفی- تحلیلی است که روش گردآوری اطلاعات نیز به صورت کتابخانه ای و میدانی از طریق پرسش نامه در قالب طیف لیکرت طراحی شده و سوال پژوهش از طریق نرم افزار (SPSS) مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش در روستاهای مورد مطالعه نشان می دهد که با توجه به مقایسه حد متوسط گویه همه مولفه ها اجتماعی بالاتر از حد متوسط بوده و این تغییرات از نظر آماری معنادار برآورد شده و روستای زاغمرز در میان روستاهای مورد مطالعه با قرارگیری در طبقه (3) از بالاترین میزان موفقیت در زمینه کارآفرینی روستایی و همچنین براساس مدل WSM و وزن دهی شاخص ها بهترین گزینه برای رتبه بندی روستاها گزینه A10 (روستا زاغمرز) بوده است که بیشترین میزان موفقیت و تاثیرات بالای کارآفرینی روستایی از بعد اجتماعی در آن مشاهده شده است.
    کلیدواژگان: کارآفرینی، اجتماعی، توسعه روستایی، بهشهر، WSM
  • علیرضا خواجه شاهکوهی، غلامحسین عبدالله زاده صفحه 95
    هدف این پژوهش تحلیل عوامل تعیین کننده پایداری کشاورزی در بین گندمکاران تحت پوشش تعاونی های تولید روستایی استان گلستان است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه کشاورزان گندمکار تحت پوشش تعاونی های تولید روستایی استان گلستان تشکیل می دهند. حجم نمونه مورد مطالعه با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده است (356n=) و از تکنیک نمونه گیری منطبق به انتساب متناسب در بین تعاونی ها، برای گزینش تصادفی نمونه ها بهره گرفته شده است. روایی پرسشنامه تحقیق بر پایه نظرات گروهی از اعضای هیات علمی و پژوهشگران توسعه پایدار کشاورزی تامین و پایایی آن نیز با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (74/0) برای سازه های اصلی تحقیق مشخص گردید. روش استفاده شده در این پژوهش مبتنی بر تحلیل مجموعه ای از متغیرها و شاخص ها به منظور تببین عوامل موثر بر پایداری کشاورزی و شناسایی عامل های متمایزکننده سطوح پایداری با استفاده از تکنیک های تحلیل عاملی، فریدمن، خوشه ای و تشخیصی است. نتایج حاصل از آزمون آماری تحلیل عاملی بیانگر آن است که،عواملی همچون؛ مدیریت منابع تولید، سیستم های حمایتی و خدماتی، شرایط محیط زیست و اکوسیستم، مدیریت دانش و آموزش، شرایط اقتصادی و اجتماعی کشاورزی پایدار که مجموعا 26 متغیر را در برگرفته است، 56/73 درصد واریانس پایداری در بین پاسخگویان را تبیین می کنند. نتایج تحلیل خوشه ای نیز نشان داد که 88/73 درصد فعالیت های زراعی گندم کاران جامعه مورد مطالعه در سطح ناپایدار قرار دارند. نتایج تحلیل تشخیصی نیز نشان داد دو عامل«مدیریت منابع تولید کشاورزی پایدار»و «مدیریت دانش و آموزش کشاورزی پایدار» بیشترین اهمیت را در متمایز کردن کشاورزان پایدار و ناپایدار از یکدیگر داشته است.
    کلیدواژگان: کشاورزی پایدار، سنجش پایداری، مولفه های پایداری، تعاونی تولید روستایی، استان گلستان
  • فرشته جعفری حاجتی، مریم آق آتابای صفحه 113
    یکی از مسایل مهمی که بعد از وقوع زمین لرزه های بزرگ باید به آن توجه شود رویداد پس لرزه ها است. در بیشتر موارد، وقوع این پدیده با خسارت های مادی فراوان و تلفات انسانی بالا همراه بوده است. بدین ترتیب آگاهی از مکان و زمان احتمالی پس لرزه ها برای ارزیابی مناطق مستعد زلزله، ارایه الگوی مناسب ساخت و ساز و گسترش شهری و در نهایت کاهش خسارت های جانی و مالی بسیار مفید است. این مطالعه با هدف آزمودن مدل تغییر تنش کولمب برای شناسایی مناطق مستعد خطر لرزه ای یا به عبارتی مناطقی که احتمال وقوع پس لرزه در آن زیاد است، بعد از وقوع زمین لرزه اصلی انجام گرفته است. بدین منظور، زمین لرزه یازدهم فروردین ماه 1385 سیلاخور به عنوان مطالعه موردی انتخاب گردید. محاسبات تغییر تنش کولمب بر روی دو نوع گسل گیرنده، گسل گیرنده با هندسه مشخص و از نوع گسل مرجع و صفحات گیرنده با هندسه بهینه، صورت گرفت. این پژوهش با توجه به این فرض که زمین لرزه های بزرگ، با تغییر در میدان تنش نواحی مجاور خود می توانند سبب تحریک توالی پس لرزه ها شوند، انجام شده است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که در گسل گیرنده از نوع گسل مسبب زمین لرزه، تطابق بهتری بین مراکز سطحی بیش تر پس لرزه ها و نواحی افزایش تنش وجود دارد. بنابراین می توان نواحی افزایش تنش محاسبه شده بر روی این نوع گسل گیرنده را به عنوان نواحی مستعد خطر معرفی کرد. از این رو وقوع احتمالی حوادث لرزه ای در این مناطق دور از انتظار نیست. بنابراین با توجه به این نتایج، می توان اظهار داشت که مدل تغییر تنش کولمب روش مناسبی برای شناسایی نواحی افزایش تنش و در نهایت محل وقوع احتمالی پس لرزه ها می باشد.
    کلیدواژگان: تغییر تنش کولمب، مناطق مستعد زلزله، پس لرزه، زمین لرزه سیلاخور
|
  • Sedigheh Lotfi, Farzaneh Ahmadi, Rahim Gholamhoseini Page 1
    The majority of developing countries are unsatisfied with their spatial development of settlements and regional distribution of population and economic activities (Zebardast: 1383: 3). Urban system is an outcome of the contemporary urbanization whether from spatial concept i.e. the distribution of cities regarding to their size of population or from economic point of view as exchange system among different cities on the base of their basic functions. The urban network of Iran had a reasonable harmony in the past few decades but after socio-economic changes due to capitalism growth in the country and the injection of oil surplus into economy led to a concentration of capital and main infrastructures in the large cities like Tehran which consequently triggered the rapid rural-urban migration and disturbed the urban network and created imbalances in the urban hierarchical system of urban network. The northern cities of the country have specific features due to two geographical elements of mountain and sea. This region experienced a balanced growth due to its suitable climate and water resources. The increase of large number of small and intermediate urban centers especially in the decade of 1375- 1385 gave more importance to the four leading cities of the province which are Sari, Qemshahr, Babol and Amol so that about 52.5 percent of the urban population live in this area and also these four cities kept their position during the past four decades. In fact by concentration of these four regional giant cities the central Mazandaran has absorbed various socio-economic and administrative opportunities which other parts stayed quite behind such growth and development. This research by studying the urban network of the province attempted to investigate the balance of service distribution among the different urban centers and the important role of small and intermediate urban centers in the regional balanced growth of the region.
  • N. Bay, M. Montazeri, A. Gadnomkar, H. Ataei Page 19
    A significant factor that has always been placed at the forefront of people's attention during various periods of history has been "climatic conditions”. The reason of this seems to be the salient effect of the elements of climate on people's lifestyle, especially on the type of their agricultural productions. Thus, a prerequisite for any agricultural activity to occur in a given area is to be completely aware of how the agricultural activities of that specific area are in conformity with its climatic conditions and the soil factors. Therefore, it is of high importance to know the effects of atmospheric elements (including rain, soil, sun and wind) on the growth of plants and the output of agricultural products. Having a proper understanding about the environmental conditions of each area can help farmers to have a prompt cultivation and to satisfy the needs of the plant during its growth period; hence, performing a suitable assistance to both qualitative and quantitative development of crops. What is important and seems necessary to be mentioned now is that there is a high correlation between the amount of agricultural crops produced, especially dry faming wheat, and appropriateness of climatic conditions, i.e. the amount of rain and snow coming down to the ground.
    Keywords: Climate, Soil, Land talent, Yield wheat, Golestan Province
  • A. Ghanghermeh, N. Birodian Page 43
    es in river flow in lake and wetland levels, and climate change depends primarily on changes in the volume and timing of precipitation, falls as snow or rain. Changes in evaporation also affect river flows. Several scientific studies have been done and published in scientific journals for the potential effects of climate change on river flows, and many more studies have been presented in internal reports. Studies are heavily focused towards Europe, North America and Australasia, with a small number of studies from Asia (Bates et al2008).Thus, their water flow regimes have more coincidence with rainfall pattern.In addition discharge of these rivers have some irregular fluctuations in past years duration, but it seems they have regular trend. Usually defined "trend" changes slowly, steady and long-term average values. The aims of this research understand the effect of climate change on discharge of major Iranian river of the Caspian Sea basin. Many studies have been done so far in connection with climate change and water resource in different areas of the world. IPCC reports are one of the most important projects related in climate change and water resources.
    Keywords: Discharge, climate change, Human interference, Drought phenomena, trend
  • M. Ahadnejad Reveshty, M.J. Nouroozi, A. Ghaderi, M. Cheraghi Page 57
    Today, development is a process in which the initial conditions of backwardness and underdevelopment of communities through developmental stages, the developed countries will become more or less the same. One of the pillars of development, comprehensiveness and integration in the areas of economic and social imbalances are resolved. Necessary to optimize space allocation of resources and production facilities require that any approach to the development of large programs, regional potentials and capabilities in the production of goods and services should be considered. The share of national production sectors and commodities increases. At present, the urban areas of the country having 71% of the total population of the main centers of economic growth, social and political developments of the country and the most attractive locations for the accumulation of capital, labor, creativity and innovation are considered. The present study aims to investigate the development of Kurdistan province in physical dimensions, infrastructural, cultural and economic development of these areas will have a level of analysis.
  • A. Divsalar, M.A. Naghavi Page 75
    Stimulate the economy and its impact Developing countries will eventually lead to job creation requires the cooperation of politicians and entrepreneurs. Technology to promote entrepreneurship is through the creation process and the establishment of a new business or organization. New jobs will be created, And labor, will require new skills. Today, in most countries, special attention is entrepreneurship and entrepreneurs. And suitable for the development of entrepreneurship is and economic development of the tool. Entrepreneurial is activity with high efficacy as a result of economic development. Rural entrepreneurship is only meant to create employment for the rural population is not large. But can is be a step towards rural development. One is of the most neglected aspects of social entrepreneurship. Dimensional view of entrepreneurship that is until today. View social entrepreneurship as the engine of development.
  • A.R. Khajehshahkoei, Gh.H. Abdolzadeh Page 95
    Introduction The most commonly used definition of sustainable development is the development that meets the needs of the present generation without compromising the ability of future generations to meet their own needs (WCED 1987). To be sustainable, a developmental process should integrate three dimensions, namely environmental, economic, and social: environmental sustainability is achieved through the protection and effective management of natural resources; economic sustainability is attained by a mix of occupations that provide long-term and stable incomes; and social sustainability is ensured by means of active community participation and a strong civil society (Goodland 1995). There is a growing consensus that the long-term sustainability of agriculture and production systems can be enhanced through locally-based planning and management at the farm scale, therefore within farming systems analysis it is being widely speculated that some forms of agricultural management are more sustainable than others (Dalsgaard et al., 1995). Identifying causative factors of agricultural sustainability provides a framework for integrating knowledge and perspectives of the social and natural sciences into planning, policy and decision-making at farm scale. Regarding the low knowledge on factors affecting on sustainability of agriculture, the main aim of this research is to analyze factors influencing on sustainability of agriculture among wheat cultivators under rural productions cooperatives of Golestan Province. Methodology This applied research is based on quantitative paradigm, in which the kind of research was descriptive and that survey method was used. Theoretical framework is formulated based on previous literature review related sustainable agricultural. To collect primary data, the questionnaire employed as research tool. Content validity of the research questionnaire was confirmed by comments of sustainable agricultural experts and faculty members. Calculated Coronbach Alpha coefficient as indication of questionnaire’s reliability was equal to 0.74 for main constructs of questionnaire. The statistical population of this study consisted of all wheat cultivators under rural productions cooperatives in Golestan Province. Sample size was determinated by Cochran's formula (n=356) and the sample was selected by multistage random sampling with optimize allocation among cooperatives. Descriptive statistics (means, standard deviations and percent of frequency) and inferential statistic to analyze set of indices and variables including factor, cluster and discriminated analysis techniques were used to accomplish two objectives of the study. Discussion Descriptive results showed framers’ age average is 44.7, average family size is 6.3, and the average farming experience is 27.3 years. The average of ownership land size and cultivated lands in the studied area were 7.4 and 5.8 hectares respectively. The average land plot and size was 3.4 and 2.6 respectively. The average performance of wheat is 4.3 ton per hectare. Regarding technical knowledge 84.1% of farmers were in low situation. The results of factor analysis (Eigenvalue greater than 1 and a factor loading greater than 0.5) showed that, six factors named: production resources management for sustainable agriculture (17.81% variance), supportive and services (17.47% variance), environment and ecosystem (11.94% variance), knowledge and education (10.78% variance), social and economical (6.40% variance) that explain 73.56 percent of variance of sustainability among respondents. The results of cluster analysis showed 73.88 percents of farmers practiced under unsustainable conditions. Result of discriminate analysis showed that two factors named “production resources management for sustainable agriculture” and “knowledge and education management for sustainable agriculture” have more importance to discriminate sustainable and unsustainable farmers. Conclusion In conclusion, in order for sustainability of farming system to become more widespread in province, it is necessary all sub-system linked to sustainable agricultural activity be considered. In the case of Golestan province, Farmer need to be made aware of sustainable agricultural practices, quality, quantity and standards of using production inputs especially chemical fertilizer, herbicide and pesticide, export demand and expectation, as well as the farmer organization and union and its function. At same time it is very important that farmer be provided with financial, credit and complementary services and support in transition to sustainable agriculture and given guarantees regarding marketing of produce. Any government policy that seeks to promote sustainability should offer incentives to farmers, to invest more on farming, and to use natural resources sustainably. Formal and informal education is also necessary to increase public awareness of sustainability. Therefore farmers will ultimately bear the responsibility for implementing the policies and guidelines necessary for sustainable agriculture. Moreover agricultural extension-education services should be strengthened by improving sustainability technical knowledge, skill and idea.
    Keywords: sustainable agriculture, Measuring sustainability, Components of sustainability, Rural production