فهرست مطالب

پژوهش نامه انتقادی متون و برنامه های علوم انسانی - پیاپی 27 (تابستان 1392)
  • پیاپی 27 (تابستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/06/22
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علی اصغر اسماعیلی، آرش جمال منش* صفحات 1-14
    در راستای دومین کنگره ملی علوم انسانی و دومین پیش همایش گروه اقتصاد در تبیین نوین سازی سرفصل های دروس رشته اقتصاد در دوره کارشناسی و مآلا کارشناسی ارشد، موارد ذیل در این نقدنامه ارائه خواهد شد.
    برای نیل به اهداف نوین سازی محتوایی و عنوانی، نخست سرفصل ها و عنوان های دروس رشته اقتصاد از دانشگاه های بزرگ دنیا1 که رتبه بندی جهانی زیر 50 را دارند، اخذ گردیده و با مقایسه سرفصل های مصوب اولیه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سی سال گذشته و سرفصل های برخی از دانشگاه های بزرگ کشور که در سال های اخیر با اختیارات هیئت ممیزه تغییراتی در آن داده شده و اجرا می گردد، دیدگاه های همکاران گرانقدر پیش همایش قبلی مقایسه شده و به رشته تحریر درآمده است. نتیجه این مقاله مشخص می کند که عناوین دروس رشته اقتصاد از لحاظ ترکیب و محتوا به یک بازنگری اساسی نیاز دارد.
    کلیدواژگان: سرفصل دروس، رشته اقتصاد، نوین سازی محتوایی، نوین سازی عنوانی
  • عسگر بابازاده اقدم، حسین خانی کلقای صفحات 15-28
    یکی از معیارهای اساسی ارزشیابی مقالات اعم از علمی پژوهشی و علمی ترویجی، اهمیت و ضرورت مقدمه نویسی بر آن است. در این زمینه، صاحب نظران عرصه تحقیق و پژوهش به یافته ها و تجربه های ارزشمندی دست یافته اند که رعایت و به کارگیری صحیح این اصول می تواند به بهبود کیفیت ساختاری و روش نظام مند مقدمه نویسی و در نهایت مقالات منجر گردد. از جمله این اصول در حوزه مقدمه نویسی می توان به ارائه زمینه ها و دیدگاه درباره موضوع و اهمیت آن، مروری کوتاه بر متون علمی موجود، بیان منطق منجر به انجام پژوهش و بیان هدف مطالعه اشاره کرد. پایبندی به این معیارها و رعایت آن به مهارت و دقت فراوان نیاز دارد که نگارنده میزان این توجه را در شش شماره آخر مجله ادبیات فارسی دانشگاه آزاد خوی که جمعا 53 مقاله را دربرمی گرفت، مورد بررسی قرارداد و نتیجه آن شد که اکثر آن ها فاقد معیارهای یادشده است.
    کلیدواژگان: مقالات، مقدمه نویسی، مجله ادبیات فارسی، نقد، روش تحقیق
  • عباس خلجی* صفحات 29-52
    این مقاله با هدف نقد روشمند کتاب جریان شناسی سیاسی در ایران به نگارش در آمده است. بررسی شکلی، روشی و محتوایی اثر مهم ترین بخش مقاله است که در حول نقد روشی و محتوایی آن تمرکز یافته است. در متن، پیشنهادهای سازنده و توصیه های اصلاحی مناسبی برای بهبود ابعاد روشی و محتوایی اثر ارائه شده است. سرفصل این نکات به ترتیب زیر است: ضرورت بررسی انتقادی ادبیات موضوع، لزوم بررسی تاریخی و تبارشناختی مفهوم جریان شناسی در ادبیات سیاسی ایران، معرفی منابع علمی و آثار اصلی مورد استفاده برای نگارش جریان شناسی سیاسی و به طور کلی، توجه مناسب و پایبندی اصولی به معیارهای روشی در پژوهش های علوم انسانی که متاسفانه در این متن توجه درخوری به آن ها نشده است.
    کلیدواژگان: جریان شناسی سیاسی، جریان راست و چپ، جریان اصول گرا، جریان اصلاح طلب، جریان سوم و.
  • کبری روشنفکر*، سجاد اسماعیلی، فرناز طاهری صفحات 53-76
    آموزش نهج البلاغه به عنوان یکی از شاخه های مهم متون اسلامی در قالب واحدهای درسی اصلی و اختیاری، بیش از سه دهه در دانشگاه های ایران مورد توجه قرارگرفته است. یکی از شیوه های مطرح و تقریبا سنتی آموزش این متن عظیم، بیان آموزه های دینی، معرفتی، اعتقادی و تربیتی نهج البلاغه است. این در حالی است که نهج البلاغه در تقسیم بندی متون، یکی از شاخه های مهم متون ادبی شناخته می شود؛ لذا، توجه به جنبه های ادبی آن امری ضروری در آموزش است، زیرا استادان می توانند با استفاده از روش های کارآمد و نوین تدریس، مهارت هایی همچون صحیح خوانی، درک و فهم معنایی، ذوق ادبی و تشخیص ویژگی های سبکی حضرت علی (ع) را در دانشجویان افزایش دهند.
    امروزه، نظریه پردازان و متخصصان آموزش متون ادبی، راهبردهای کارآمدتری را برای آموزش نهج البلاغه ارائه داده اند که نه تنها به آموزش آموزه های محتوایی آن اهمیت می دهد، بلکه ادبیت این متن عظیم ادبی را نیز پوشش می دهد. از این رو، جستار حاضر درصدد معرفی این راهبردها و میزان اجرای آن ها در دانشگاه های تهران است.
    روش پژوهش توصیفی تحلیلی و ابزار اصلی آن را پرسشنامه محقق ساخته است. برخی از مهم ترین یافته های پژوهش نشان داد که نهج البلاغه در دانشگاه های تهران به عنوان یک متن ادبی تدریس نمی شود و بیشتر به مسائل محتوایی آن توجه می شود.
    کلیدواژگان: نهج البلاغه، آموزش زبان عربی، متن ادبی، دروس دانشگاهی
  • منصور زراء نژاد* صفحات 77-88
    هدف این مقاله بحث در مورد آموزش اقتصاد خرد با رویکرد بومی سازی و نوین سازی است. از آنجا که علم اقتصاد دایما در تحول و پیشرفت است، تحقق این هدف الزاما مستلزم نوین سازی مستمر است. بنابراین، تدریس اقتصاد با رویکرد بومی سازی و نوین سازی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. بومی سازی اقتصاد در هر جامعه، مستلزم توجه محوری به ساختار، شرایط و واقعیت های اقتصادی و توجه به ارزش های آن جامعه است. این الزام در جوامع اسلامی، در عمل، به مفهوم لزوم تدریس اقتصاد با رویکرد اسلامی است. موفقیت در این امر مستلزم وجود اقتصاددانان اسلام شناس با سابقه تدریس و تحقیق کافی و موثر و تدوین متون و مواد درسی مناسب و کافی است. بر اساس نتایج این مطالعه، تدریس باید با بررسی و نقد مفهوم انسان اقتصادی آغاز گردد؛ سپس، برخی از ملاحظات روش شناختی مورد بررسی قرارگیرد. در این زمینه، لازم است که نظریات علمی به عنوان مجموعه ای از گزاره های تبیین کننده روابط علی پدیده ها شامل پیش فرض ها، گزاره های ارزشی و گزاره های توصیفی معرفی شوند. باورهای دینی و ارزش های اخلاقی در ساختار پیش فرض ها و تکوین نظریات علمی کاملا موثر هستند. همچنین، باید روش تفکر اقتصادی و شیوه به کارگیری رویکردهای خلاق آموزش داده شود و از ترویج صرف نظریه های اقتصادی احتراز گردد. نباید به پیش فرض ها و رویکردهای تحلیلی مسلط، ندانسته اعتباری ایدئولوژیک بخشید و بدون تامل آن ها را پذیرفت و ترویج داد. برخلاف ادعای مسلط در ادبیات اقتصادی، رفتار واقعی انسان به شدت تحت تاثیر ملاحظات اخلاقی و برگرفته از مجموعه بسیار غنی از ارزش ها و ترجیحات است. شواهد تجربی نیز نشان داده است که در جوامع پیشرفته ای مانند امریکا، آلمان، روسیه و جوامعی مانند قبایل کوچروی اندونزی، رفتار مردم بر مبنای خودخواهی نیست. در شرایط موجود، با توجه به اقبال نسبی به رویکردهای اخلاق مدارانه و دینی به اقتصاد و تقاضای روز افزون جوامع اسلامی برای تدوین و تدریس اقتصاد با رویکرد اسلامی، باید تلاش موثر کرد تا متون اقتصادی با رویکردی اسلامی تدوین شود. در این ارتباط، تنظیم و ارائه سرفصل های دروس اقتصاد، به ویژه اقتصاد خرد، با رویکرد اسلامی برای تدریس در رشته اقتصاد در مقاطع کارشناسی و بالاتر بسیار مهم و لازم می نماید.
    کلیدواژگان: تدریس اقتصاد، بومی سازی، نوین سازی، اقتصاد اسلامی
  • قربانعلی قربان زاده سوار* صفحات 89-108
    سرفصل دروس در دانشگاه ها معیار استانداردسازی منابع درسی برای استاد و دانشجو است تا در چارچوب مشخص به تدریس و تحصیل بپردازند. آنچه در این پژوهش مبنای نظرسنجی از دانشجویان قرارگرفت، آخرین سرفصل دروس کارشناسی علوم سیاسی مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است که به استثنای دانشگاه هایی که مبادرت به تدوین سرفصل مستقل دروس کرده اند، سایر دانشگاه ها می توانند مورد استناد و استفاده قراردهند. به نظر اکثریت پاسخگویان، دروس عمومی تاثیر چندانی بر افزایش توان کارشناسی و علمی دانشجو ندارد. قریب به اتفاق پاسخگویان، تقسیم دروس علوم سیاسی را به دو گروه الزامی و انتخابی باعث بهبود برنامه آموزشی می دانند. سایر موارد که دانشجویان در پاسخ خود به آن توجه کرده اند، عبارت اند از: کمبود تعداد واحدهای برخی از دروس، تعداد زیاد واحدهای برخی دروس دیگر، خالی بودن جای برخی از دروس، وجود برخی از دروس غیرضروری، موضوعات مشابه و مباحث تکراری در بعضی از دروس، ضرورت رعایت ارائه پیش نیاز در برخی از دروس، عدم ارتباط و هماهنگی دروس دوره کارشناسی از حیث کاربردی با زمینه های شغلی آینده فارغ التحصیلان علوم سیاسی در حوزه های کارشناسی جامعه.
    کلیدواژگان: رشته تحصیلی، علوم سیاسی، مقطع تحصیلی کارشناسی، سرفصل دروس، دانشجو
  • سیدحسین میرجلیلی* صفحات 109-134
    در این مقاله، کتاب اقتصاد کلان دکتر رحمانی و اقتصاد کلان برانسون به عنوان متون درسی برای دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد موسسات آموزش عالی کشور از جهت رویکرد تحلیلی و روزآمدی مورد بررسی قرارگرفته است. رویکرد تحلیلی هر دو متن، بر اساس چارچوب سنتی در آموزش اقتصاد کلان و طبق رویکرد سنتز نئوکلاسیک کینزی است. برای سنجش روزآمدبودن و رویکرد تحلیلی، اقتصاد کلان دکتر رحمانی با اقتصاد کلان بلانچارد به عنوان یک متن درسی استاندارد مبتنی بر سنتز نئوکلاسیک کینزی مقایسه شده است. اقتصاد کلان برانسون نیز با اقتصاد کلان رومر به عنوان یک متن استاندارد برای اقتصاد کلان پیشرفته، از جهت روزآمدی مقایسه شده و مفاهیم پوشش داده نشده در مقاله ذکر گردیده است.
    کلیدواژگان: متن درسی، اقتصاد کلان کارشناسی، اقتصاد کلان میانه، سنتز نئوکلاسیک
  • حسین میسمی*، احمد شعبانی، محمدحسن حقیقی صفحات 135-155
    این تحقیق تلاش می کند تا ضمن شناخت وضع موجود تدوین پایان نامه در دانشگاه های کشور در حوزه اقتصاد و بانکداری اسلامی، چالش های موجود در این زمینه را مورد بررسی قرارداده و راه حل هایی ابتدایی نیز ارائه نماید. به منظور بررسی وضع موجود، نمونه ای از پایان نامه های دفاع شده در دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، امام صادق (ع)، تربیت مدرس، مفید، الزهرا (س) و علوم اقتصادی را مورد بررسی و تحلیل قرارمی دهد. یافته های این تحقیق که بر اساس روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا به دست آمده اند، نشان می دهد که بخش قابل توجهی از پایان نامه های دفاع شده به موضوعات اقتصاد متعارف پرداخته و در بهترین حالت همان موضوعات را برای اقتصاد ایران کاربردی کرده اند. از این رو، مواردی که در آن ها مستقیما به حوزه های مفهومی و کاربردی اقتصاد و بانکداری اسلامی توجه شده باشد، بسیار محدود است. علاوه بر این، به نظرمی رسد چالش ها و علل معینی موجبات ضعف پژوهش را در حوزه اقتصاد و بانکداری اسلامی فراهم آورده اند که نمی توان نسبت به آن ها بی تفاوت بود. یافته های این تحقیق دلالت های مشخصی به منظور اصلاح نظام پژوهش اقتصاد و بانکداری اسلامی در کشور ارائه می دهد.
    کلیدواژگان: اقتصاد و بانکداری اسلامی، پژوهش، پایان نامه، رشته اقتصاد، ایران
  • عزیز نجف پور*، فاطمه گیتی پسند صفحات 157-169
    دکتر خسروپناه در کتاب رویکرد استاد مطهری به علم و دین به بررسی آرای مرحوم مطهری در باب علم، دین و مفهوم شناسی علم دینی پرداخته است. وی ضمن برشمردن چهار نوع رابطه میان علم و دین، به بررسی علل جدایی علم و دین در غرب پرداخته است و متعاقبا ضمن فریضه دانستن علم در سنت اسلامی به توافق علم و دین در این سنت اشاره کرده و دلایل و محاسن این امر را توضیح داده است.
    مطهری معیار دینی بودن علم را «نافع بودن» آن برای جامعه اسلامی می شمارد و هر علمی را که مقدمه عمل به واجب کفایی و یا عینی باشد، دینی می انگارد. به رویکرد علم شناختی و همچنین معیار استاد مطهری ایراداتی وارد است که خسروپناه بدان ها اشاره ای نکرده است. ایراداتی همچون عدم تمییز بین علوم دقیقه با علوم انسانی و اجتماعی، عدم تمییز بین علم و تکنولوژی، عدم توجه بر ساختار درونی علم و ناکارآمدی معیار نافع بودن در تمییز علم دینی از علم غیر دینی. از نظر مطهری در اسلام رابطه عقل و دین هم رابطه ملازمه است و ریشه تعارضات عقل و دین در غرب به اشکالات و اشتباهات کلیسا برمی گردد.
    کلیدواژگان: علم، دین، علم و دین، علم دینی، علم نافع، عقل و دین
  • محمدرضا نیلی احمدآبادی* صفحات 171-186
    در نظام آموزشی ما علوم انسانی، با وجود فرهنگ غنی اسلامی ایرانی، کاستی های فراوانی دارد. علوم تربیتی که شاخه ای از علوم انسانی است، به دنبال پرورش انسان های موثر و کارآمدی است که استعدادهای آن ها شکوفا شده است. در تعلیم و تربیت اسلامی تربیت انسان کامل با بهره گیری از معارف دینی امکان پذیر است. موفقیت نظام های آموزشی، مستلزم توجه به آموزه های وحیانی است. از سوی دیگر یافته های بشری در علوم تربیتی نیز نباید مغفول واقع شود. در این رابطه به سه رویکرد تعلیم و تربیت اسلامی به منزله نظام توصیفی، استنباطی و استنباطی تاسیسی اشاره شده است تا نسبت علوم تربیتی با معارف وحیانی تبیین شود. در این مقاله موضوع علوم انسانی، انسان و ماهیت او که موضوع اصلی علوم انسانی است، نسبت بین علوم تربیتی و تعلیم و تربیت اسلامی و عناصر مهم آن بررسی می شود.
    کلیدواژگان: علوم انسانی، علوم تربیتی، تعلیم و تربیت اسلامی، وحی
|
  • Ali Asghar Esfandiary, Arash Jamalmanesh* Pages 1-14
    In line with the second national conference on humanities and the second pre-conference of the economic group on explaining modernization of the subjects in the field of economics at undergraduate and graduate levels، the following points are discussed in this paper. In order to modernize the contents and titles، the subjects in the taught in the field of economics in some top universities in the world are first investigated. These subjects are then compared with the subjects approved by the High Council of Cultural Revolution in the past thirty years and the ones implemented in recent years in some top universities in Iran. The viewpoints of the colleagues mentioned in the previous pre-conference are also compared and discussed in this paper. The result indicates that the compositions and contents of the subjects in the field of economics need to be reviewed fundamentally.
    Keywords: subjects, field of economics, content modernization, title modernization
  • Asgar Babazadeh Aqdam, Hossein Khani Kalqaee Pages 15-28
    In line with the second national conference on humanities and the second pre-conference of the economic group on explaining modernization of the subjects in the field of economics at undergraduate and graduate levels، the following points are discussed in this paper. In order to modernize the contents and titles، the subjects in the taught in the field of economics in some top universities in the world are first investigated. These subjects are then compared with the subjects approved by the High Council of Cultural Revolution in the past thirty years and the ones implemented in recent years in some top universities in Iran. The viewpoints of the colleagues mentioned in the previous pre-conference are also compared and discussed in this paper. The result indicates that the compositions and contents of the subjects in the field of economics need to be reviewed fundamentally.
    Keywords: subjects, field of economics, content modernization, title modernization
  • Abbas Khalaji* Pages 29-52
    This paper aims to systemically review the book “The Study of Political Movements in Iran”. The main part of the paper reviews the form، methodology، and content of the book، focusing mainly on method and content review. A number of constructive proposals and suggestions have been made in the text aiming at improving the method and content dimensions of the book. These points include the necessity to critically investigate the subject literature، the importance of historical investigation of the notion of “movements studies” in Iran’s political literature، the introduction of scientific research and major works used for writing studies of political movements، and in general، the appropriate attention and systematic adherence to methodology standards in human sciences research، which unfortunately have not been attended properly in this text.
    Keywords: The Study of Political Movements, Right, Left Movements, Principles Movement, Reformist Movement, the Third Movement, etc
  • Kobra Roshanfekr*, Sajjad Esmaeili, Farnaz Taheri Pages 53-76
    Teaching “Nahj al-Balaghah” as one of the major branches of Islamic literature has been considered in Iranian universities for more than three decades in form of compulsory and optional course. One of the common and almost traditional teaching methods of this great text is to express its religious teachings and the underlying wisdom، faith and educational points. Nahj al-Balaghah is known as an important branch of the Arabic literature in classification of the texts، so paying attention to the literary aspects of “Nahj al-Balaghah” is essential in its teaching. This is because with the help of efficient and modern teaching methods، the professors can increase the student’s skills like proper text reading، semantic understanding، literary taste and recognizing stylistic features of Imam Ali’s (pbuh) speech. Today، theorists and specialists in the field of literature teaching have offered effective strategies for teaching “Nahj al-Balaghah”، which both consider teaching its content and cover the literature of this great text. Thus، the present study seeks to introduce these strategies and find out to what extent they have been implemented in Tehran universities. The main tool in this descriptive-analytical research is a questionnaire. Some of the most important findings of the present research show that “Nahj al-Balaghah” is not taught as a literary text in the universities، but rather its contents are considered and paid attention to.
    Keywords: Nahj al Balaghah, Arabic language teaching, literary texts, academic courses
  • Mansoor Zaranejad* Pages 77-88
    The aim of this study is to discuss the method of teaching economics with a localization and modernization approach. Since the field of economics is constantly evolving and progressing، achieving this goal requires continuous modernization. Therefore، teaching economics with localization and modernization approach is inevitable. The localization of economics in all societies requires much attention to the structure، conditions and realities of the economy as well as the norms and values ​​of the societies. In Islamic societies، such requirement means that economics has to be thought with an Islamic approach. The key to succeed in this matter is the availability of economists who are well aware of Islamic economics with great experiences in teaching and conducting research and also the availability of relevant materials and textbooks in this field. According to the findings of the study، the first step in teaching economics is to begin with critical evaluation of the concept of economic man and to continue with investigation of some methodological considerations. To this end، it is need the scientific theories should be considered as a set of explanatory propositions explaining the causal relationship between the variables involved. These propositions consist of presumptions، normative propositions and positive propositions. Religious beliefs and moral values are highly effective in structuring the presumptions and creating and developing the scientific theories. The study indicates that the education system should give a great priority to the way of thinking about economics and using creative approaches. Likewise، blind promotion of economic theories should be avoided. We should not give any ideological importance to the presumptions and the dominant analytical approaches، and one must avoid acceptance of these presumptions and theories without adequate attention. Unlike the dominant claim in the economic literature، the actual behavior of people is severely affected by moral considerations and consists of a very rich set of values and moral preferences. The empirical evidence shows that in developed societies like the United States، Germany and Russia، as well as communities such as migrating tribes of Indonesian، people’s behavior is not based on selfishness. In the present time، people show significant interest in moral and religious approaches، and the Islamic societies are faced with high demand for providing Islamic economic texts and teaching economics with Islamic approach. To this end، it is necessary to arrange and draw up economic courses with an Islamic approach for undergraduate and higher levels، particularly as regards microeconomics.
  • Qorbanali Qorbanzadeh Savar* Pages 89-108
    The curriculum in universities is a criterion of standardizing course resources for both teachers and students in order to teach and study in a definite framework. This study is based on the surveys of students about the latest curriculum in the field of political science at the undergraduate level approved by the Ministry of Science، Research and Technology. Except the universities that develop independent curriculum، other universities can use this curriculum. For the majority of respondents، general courses have little influence on the ability of undergraduate students of political science، and the majority of respondents believe that division of bachelor curriculum into two groups of compulsory and optional courses in political science can improve the curriculum. Other items of interest to students include low number of credits of some courses، high number of credits of some other courses، lack of some courses، presence of some unnecessary courses، repetitive discussions and the old same issues in some courses، the necessity to comply with the prerequisites of courses and the mismatch between courses for undergraduate and graduate levels and the future career of political science graduates.
    Keywords: discipline, political science, bachelor degree, curriculum, courses, students
  • Seyyed Hossein Mirjalili* Pages 109-134
    In this paper، the two books called “Macroeconomics” by Rahmani and Branson are examined as textbooks for undergraduate and postgraduate courses respectively using an analytical approach and in terms of being updated. The analytical approach of both textbooks is based on the traditional framework in teaching macroeconomics and the Neoclassical-Keynesian synthesis. In order to realize whether they presented updated material، both textbooks were compared with two standard textbooks in Macroeconomics. Some of the concepts and topics not covered in Rahmani’s textbook in comparison to Blanchard’s are mentioned in this paper. The concepts and topics in Romer’s Macroeconomics which are not examined in Branson’s textbook are also discussed.
    Keywords: textbook, undergraduate macroeconomics, intermediate macroeconomics, neoclassical synthesis
  • Hossein Meisami*, Ahmad Shabani, Mohammad Hasan Haqiqi Pages 135-155
    This research attempts to not only study the status quo of preparing theses at Iranian universities in the fields of Islamic banking and economy، but also explore the existing challenges in this area offer solutions to them. To this end، this study investigates a sample of theses defended at the University of Tehran، Shahid Beheshti University، Allameh Tabataba''i University، Imam Sadiq University، Tarbiat Modarres University، Mofid University، Al-Zahra University and the University of Economic Sciences. The findings of the research which have been obtained through the methods of library research and content analysis reveal that a significant number of defended theses focused on conventional economy. In the best-case scenarios، they have applied those areas on Iran’s economy. Thus، theses in which the concepts and applications of Islamic banking and economy are directly explored are few and far between. Furthermore، there appears to be a number of specific challenges and factors leading to the poor research in the area of Islamic banking and economy، which cannot be ignored. The findings of this research offer clear-cut solutions to reform the system of research in Islamic banking and economy.
    Keywords: Islamic banking, economy, research, thesis, Economics, Iran
  • Aziz Najafpoor*, Fatemeh Gitipasand Pages 157-169
    Human sciences have lots of deficiency in our educational system. Educational sciences as a part of human sciences، tried to educate efficient people who their talent have to actualize as a sign of god perfection in power. Paying attention to God Commandment is required to be succeed in this affair. In addition، consequences of scientific researches in educational sciences have to be considered. In this case، three Islamic educational approaches are specified. In this article، first we discuss about human sciences، human and its nature as a basic subject of human sciences، the relation between educational sciences and religious sciences. Then we explain the role of Education in sight of Islamic and classic sciences by specifying the fields of human sciences.
    Keywords: Human Sciences, Education, Revelation, Islamic Education
  • Mohammad Reza Nili Ahmadabadi* Pages 171-186
    Human sciences have lots of deficiency in our educational system. Educational sciences as a part of human sciences، tried to educate efficient people who their talent have to actualize as a sign of god perfection in power. Paying attention to God Commandment is required to be succeed in this affair. In addition، consequences of scientific researches in educational sciences have to be considered. In this case، three Islamic educational approaches are specified. In this article، first we discuss about human sciences، human and its nature as a basic subject of human sciences، the relation between educational sciences and religious sciences. Then we explain the role of Education in sight of Islamic and classic sciences by specifying the fields of human sciences.
    Keywords: Human Sciences, Education, Revelation, Islamic Education