فهرست مطالب

  • سال سی‌ام شماره 3 (پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/06/23
  • تعداد عناوین: 15
|
  • بی بی زهرا صحاف، سعید محرمی پور صفحات 353-360
    در این تحقیق اثر عصاره اکدیستروئیدی گیاه اسفناج Spinacia oleracea L.)) از تیره Chenopodiceae، روی پارامترهای جدول زندگی و رشد جمعیت شب پره آرد (Ephestia kuehniella (Lepidoptera: Pyralidae)) بررسی شد. غذای حشرات مورد آزمایش با غلظت های مختلف عصاره اکدیستروئیدی برگ این گیاه که حاوی 20- هیدروکسی اکدیزون بود، تیمار گردید. لاروهای تازه تفریخ شده (100 تکرار) به طور جداگانه در ظروف شیشه ای حاوی غذای تیمار شده پرورش یافتند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که نرخ ذاتی افزایش جمعیت (rm)، میانگین طول نسل (T)، نرخ متناهی افزایش جمعیت (l) و نرخ خالص تولیدمثل (R0) با افزایش غلظت عصاره در غذای حشرات کاهش یافت. همچنین، مدت زمان دو برابر شدن جمعیت (DT) با افزایش غلظت عصاره در غذای حشرات افزایش یافت. امید به زندگی (ex) در حشرات تیمار شده نیز افزایش یافت. دوره رشدی حشرات در تیمارها به طور معنی داری از شاهد بیشتر بود. تعداد سنین لاروی در شاهد چهار و در تیمارها شش بود. نتایج نشان داد که شب پره آرد به اکدیستروئیدی که از طریق غذا وارد بدنش می شود تا حدودی مقاوم است. اما با وجود این ترکیب اکدیستروئیدی باعث اختلال در رشد لاروها گردید و همچنین باعث کاهش میزان تولیدمثل آنها شد. بنابراین این ترکیب ها می توانند از این طریق به عنوان عاملی جهت کنترل جمعیت شب پره آرد بکار روند.
    کلیدواژگان: اسفناج Spinacia oleracea L.))، اکدیستروئید، شب پره آرد (Ephestia kuehniella (Lepidoptera: Pyralidae))، جدول زندگی، پارامترهای رشد جمعیت
  • فاطمه روف فرد، مظفر شریفی، رضا امیدبیگی، فاطمه سفیدکن، مهرداد بهمنش، نورالله احمدی صفحات 361-369
    تاثیر متیل جاسمونات بر فعالیت آنزیم های فنیل آلانین آمونیولیاز (PAL) و 4-کومارات کوآلیگاز (4CL)، مقدار فنل کل و مقدار پروتئین کل در گیاه دارویی آگاستاکه (Agastache foeniculum [Pursh] Kuntze) بررسی شد. آزمایش ها در قالب طرح کاملا تصادفی و در شرایط هیدروپونیک انجام شد و گیاهان در معرض غلظت های مختلف متیل جاسمونات (0، 1/0 و 1 میلی مولار) قرار گرفتند. بعد از گذشت 24 ساعت از شروع تیمار، فعالیت آنزیم PAL در گیاهان تیمار شده با 1 میلی مولار متیل جاسمونات، در مقایسه با گیاهان تیمار شده با 1/0 میلی مولار متیل جاسمونات و گیاهان شاهد، به طور معنی داری افزایش یافت. فعالیت آنزیم 4CL نیز بعد از گذشت 24 ساعت از تیمار با 1 میلی مولار متیل جاسمونات، در مقایسه با تیمار 1/0 میلی مولار متیل جاسمونات و تیمار شاهد، به طور معنی داری افزایش یافت. با وجود این تیمارهای متیل جاسمونات هیچ اثر معنی داری بر مقدار فنل کل بعد از گذشت 8، 12 و 24 ساعت از تیمار در مقایسه با تیمارهای شاهد هر یک از زمان های یاد شده نداشتند. مقدار پروتئین کل با تیمارهای 1 یا 1/0 میلی مولار متیل جاسمونات بعد از گذشت 24 ساعت از تیمار در مقایسه با شاهد، به طور معنی داری افزایش یافت.
    کلیدواژگان: متیل جاسمونات، آگاستاکه (Agastache foeniculum [Pursh] Kuntze)، فنیل آلانین آمونیالیاز، 4، کومارات کوآ لیگاز، مواد فنلی
  • مژگان فرزامی سپهر، مه لقا قربانلی، مریم میرباقری صفحات 370-381
    ترکیب های فنلی موجود در میوه زیتون یکی از عوامل بسیار مهمی است که تاکنون مورد توجه زیادی قرار گرفته است. فنل ها دارای خصوصیات داروشناختی و محتوی آنتی اکسیدان های طبیعی در میوه زیتون می باشند. اولئوروپین یکی از فراوان ترین و مهمترین ترکیب های فنلی موجود در میوه و برگ های زیتون می باشد که تلخی میوه زیتون نیز ناشی از حضور اولئوروپین در آن است. اولئوروپین، یک استر هتروسیدیک از اسید النولیک و 4،3- دی هیدروکسی فنیل اتانول می باشد. لازم به ذکر است که استفاده از این ترکیب نقش بسزایی در سلامت دارد. در این پژوهش، میزان ترکیب موجود در ارقام گوناگون زیتون (Olea europaea L.) در دو منطقه رودبار و کازرون در فصل برداشت محصول مورد بررسی قرار گرفته و نسبت به استخراج اولئوروپین با متانول و تعیین میزان آن توسط دستگاه کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا (HPLC) با استفاده از استاندارد، اقدامات لازم انجام شد. مطابق بررسی های انجام شده مشخص شد که بالاترین میزان ترکیب اولئوروپین میوه در فارس مربوط به زیتون زرد به میزان mg/g31/34 و در رودبار مربوط به زیتون فیشمی به میزان mg/g25/30 می باشد، در صورتی که پایین ترین میزان ترکیب اولئوروپین میوه در منطقه فارس مربوط به زیتون میشن به میزان mg/g55/9 و در منطقه رودبار مربوط به زیتون لچیو به میزان mg/g23/10 بود. با توجه به داده های حاصل می توان نتیجه گرفت که دلیل خوراکی بودن زیتون های رودبار به علت کمتر بودن محتوای ترکیب اولئوروپین و در نتیجه تلخی کمتر آنهاست. لازم به ذکر است که کاربرد دارویی ارقام گوناکون زیتون فارس بیشتر به دلیل میزان بیشتر ترکیب اولئوروپین موجود در آن می باشد.
    کلیدواژگان: زیتون (Olea europaea L.)، اولئوروپین، کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا (HPLC)
  • محمود قربانزاده نقاب، قربانعلی رسام، علیرضا دادخواه صفحات 382-390
    این تحقیق به منظور بررسی اثر تاریخ کاشت پاییزه و بهاره بر روی عملکرد دانه، میزان روغن و ترکیب اسیدهای چرب ارقام گلرنگ (Carthamus tinctorius L.) در منطقه شیروان انجام شد. تحقیق در قالب طرح بلوک کامل تصادفی و به صورت کرت های خرد شده با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی شیروان (دانشگاه فردوسی مشهد) در سال 1390-1389 به اجرا در آمد. کرت های اصلی به دو تاریخ کاشت پاییزه و بهاره و کرت های فرعی به پنج رقم گلرنگ شامل سینا، CW-4445، Sahuripa-88، توده محلی قوچان و توده محلی اصفهان اختصاص یافت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تاریخ کاشت، عملکرد دانه، میزان روغن و ترکیب اسیدهای چرب را تحت تاثیر قرار می دهد. عملکرد دانه و میزان روغن در کشت پاییزه (به ترتیب kg/ha2230% و 5/29%) بیشتر از کشت بهاره (به ترتیب kg/ha1520% و 5/27%) بود. براساس نتایج این تحقیق رقم سینا در کشت پاییزه (kg/ha2989) و رقم CW-4440 در کشت بهاره (kg/ha1789) بیشترین عملکرد دانه را داشتند. به لحاظ میزان روغن هم در کشت پاییزه و هم کشت بهاره رقم Sahuripa-88 بالاترین درصد روغن (به ترتیب 32% و 7/29%) را داشت. میزان اسیدهای چرب پالمتیک، استئاریک و اولئیک در کشت پاییزه نسبت به بهاره افزایش معنی داری یافت. باوجوداین میزان اسیدهای چرب لینولئیک و لینولنیک در کشت پاییزه کاهش معنی داری را نشان داد و نیز دارای پایداری روغن بالایی بود. براساس نتایج این تحقیق بین ژنوتیپ ها تفاوت معنی داری در عملکرد دانه، میزان روغن، ترکیب اسیدهای چرب و پایداری روغن وجود داشت. نتایج حاصل از این تحقیق گویای اینست که تاریخ کاشت و رقم از مهمترین عوامل موثر بر عملکرد دانه، میزان و کیفیت روغن در دانه گلرنگ محسوب می شوند. ارقام سینا، CW-4445 و توده محلی قوچان دارای قابلیت مناسبی برای توسعه کشت گلرنگ و افزایش سطح زیر کشت در منطقه هستند.
    کلیدواژگان: گلرنگ (Carthamus tinctorius L.)، تاریخ کاشت، عملکرد دانه، درصد روغن، اسیدهای چرب
  • مهدی زارعی، محمد مریخی، محمدجمال سحرخیز صفحات 391-401
    کاربرد همزمان مواد آلی و قارچ های میکوریز آربوسکولار رشد و عملکرد گیاهان را تحت تاثیر قرار می دهد. به منظور ارزیابی تاثیر قارچ Funneliformis mosseae، تفاله شیرین بیان و کاربرد همزمان آنها بر ویژگی های مورفولوژیک و فیزیولوژیک گیاه همیشه بهار (Calendula officinalis L.) آزمایش گلخانه ای در قالب آزمون فاکتوریل (قارچ میکوریز آربوسکولار در دو سطح مایه زنی با قارچ و عدم مایه زنی، و تفاله شیرین بیان در چهار سطح 0، 5، 10 و 20 درصد حجمی) با طرح پایه کاملا تصادفی در 3 تکرار انجام شد. ویژگی های مورفولوژیک، میزان کلروفیل، فلاونوئید کل، کلنیزاسیون ریشه، مقدار جذب نیتروژن، فسفر و پتاسیم گیاه میکوریزی در مقایسه با گیاه غیرمیکوریزی به طور معنی داری بالاتر بود. کاربرد تیمارهای 5% و 10% حجمی تفاله شیرین بیان ویژگی های مورفولوژیک و میزان جذب عناصر را به طور معنی داری در مقایسه با شاهد افزایش داد. بیشترین میزان فلاونوئید در سطح کاربرد 10% حجمی تفاله شیرین بیان بدست آمد. کاهش صفات کمی گیاه همیشه بهار بجز میزان کلروفیل و کلنیزاسیون ریشه در سطح مصرف 20% حجمی تفاله شیرین بیان مشاهده گردید. اثر قارچ در مقایسه با مصرف تفاله شیرین بیان بر همه صفات کمی گیاه بجز میزان فلاونوئید بیشتر بود. کاربرد همزمان قارچ و تفاله شیرین بیان تاثیر مثبت بر بیشتر صفات مورد ارزیابی داشت. البته تاثیر مثبت قارچ بر صفات کمی گیاه در سطوح کاربرد 10% و 20% حجمی تفاله شیرین بیان بیشتر بود.
    کلیدواژگان: Funneliformis mosseae، کود آلی، همیشه بهار (Calendula officinalis L.)، میزان فلاونوئید
  • طیبه حیدری، زهرا اسرار، فاطمه نصیبی صفحات 402-413
    یکی از روش های افزایش ترکیب های ثانویه در گیاهان استفاده از محرک های غیرزیستی است. در این بررسی اثر فلز سنگین نیکل به عنوان یک محرک غیرزیستی بر برخی پارامترهای فیزیولوژیکی گیاه بنگ دانه (Hyoscyamus niger L.) مورد مطالعه قرار گرفت تا امکان استفاده از غلظت های غیرتنشی آن در مطالعات بعدی برای افزایش ترکیب های ثانویه مورد آزمایش قرار گیرد. این پژوهش در آزمایشگاه تحقیقاتی گروه زیست شناسی دانشگاه شهید باهنر کرمان در قالب یک طرح کاملا تصادفی با سه تیمار و 3 تکرار انجام شد. در این بررسی بذرهای گیاه بنگ دانه در ژرمیناتور و با اعمال تیمار ژیبرلین جوانه زدند و بعد به گلدان های حاوی پیت ماس و شن منتقل شدند. پس از 40 روز رشد، گیاهان تحت تاثیر غلظت های 50 و 100 میکرومولار نیکل در شرایط آبکشت قرار گرفتند (مقادیر نیکل به محلول غذایی اضافه گردید). در این بررسی رنگیزه های فتوسنتزی تحت تاثیر نیکل کاهش معنی داری را نشان دادند. اما مقدار پراکسید هیدروژن، پراکسیداسیون لیپید و فعالیت آنزیم های کاتالاز، گایاکول پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز افزایش یافت. بررسی های انجام شده بر روی ماکرومولکول های اصلی گیاه مانند پروتئین ها، لیپیدهای غشایی و کلروفیل نشان داد که اثر غلظت های 50 و 100 میکرومولار نیکل در ایجاد تنش بر این مولکول ها تقریبا مشابه است، اما فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز و سنتز ترکیب های پلی فنلی از پاسخ های بعدی گیاه هستند که در غلظت 100 میکرومولار نیکل مشاهده می شوند. بنابراین به نظر می رسد که غلظت های بالاتر نیکل (100 میکرومولار) برای افزایش ترکیب های ثانویه در این گیاه موثرتر بوده است.
    کلیدواژگان: آسکوربات پراکسیداز، ترکیب های فنلی، تنش اکسیداتیو، رنگیزه های فتوسنتزی، فنیل آلانین آمونیالیاز
  • مجید پوریوسف، داریوش مظاهری، علیرضا یوسفی، اصغر رحیمی، افشین توکلی صفحات 414-424
    به منظور بررسی تاثیر رژیم های کم آبیاری و تیمارهای کودی بر صفات کیفی دانه ی اسفرزه گوش اسبی (Plantago ovata Forsk.) آزمایشی در مزرعه ی آموزشی و پژوهشی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده ی علوم زراعی و دامی دانشگاه تهران انجام گردید. این آزمایش به صورت اسپلیت پلات، بر پایه ی بلوک های کامل تصادفی و در سه تکرار انجام شد. رژیم های آبیاری در چهار سطح شامل رژیم آبیاری کامل، کم آبیاری ملایم، کم آبیاری متوسط و کم آبیاری شدید به عنوان کرت های اصلی و تیمارهای کودی در پنج سطح شامل شاهد (بدون کود)، کود شیمیایی خالص، تلفیق کود زیستی فسفات بارور2 و کودهای شیمیایی، کود دامی خالص و تلفیق کودهای دامی و شیمیایی به عنوان کرت های فرعی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که تمامی صفات مورد بررسی به طور معنی داری (05/0 ≤ p) تحت تاثیر رژیم های آبیاری قرار گرفتند. با کاهش تعداد و مقدار آبیاری، عملکرد موسیلاژ و دانه ی اسفرزه به طور معنی داری (05/0 ≤ p) کاهش یافت، اما درصد موسیلاژ و فاکتور تورم دانه به طور معنی داری (05/0 ≤ p) افزایش یافتند. تمامی تیمارهای کودی در مقایسه با شاهد، عملکرد موسیلاژ و دانه را به طور معنی داری (05/0 ≤ p) افزایش دادند. بیشترین عملکرد موسیلاژ (58/252 کیلوگرم در هکتار) از تیمار تلفیق کودهای دامی و شیمیایی، تحت رژیم آبیاری کامل بدست آمد. درصد موسیلاژ و فاکتور تورم دانه تحت تیمار کود دامی خالص به طور معنی داری بیشتر از سایر تیمارهای کودی بود.
    کلیدواژگان: اسفرزه (Plantago ovata Forsk.)، کم آبیاری، کود، محتوای موسیلاژ
  • کامکار جایمند، محمدباقر رضایی، فاطمه سفیدکن، محمود نادری، هاشم کنشلو، محمدیوسف آچاک، مهدی فرحپور، شاهرخ کریمی صفحات 425-432
    گونه Moringa peregrina (Forssk.) Fiori یکی از گونه های قابل رویش در مناطق گرمسیری و بیابانی است که در عرصه وسیعی از مناطق جنوب شرقی کشور در استان های هرمزگان و سیستان و بلوچستان پراکنش دارد. گز روغنی یک درختچه بیابانی است که در مناطق با بارندگی بسیار ناچیز رویش داشته و ارزش غذایی، دارویی، زیست محیطی، صنعتی و اقتصادی زیادی دارد. هدف از این بررسی تعیین میزان اسیدهای چرب روغن بذر Moringa peregrina در رویشگاه های مختلف بود. در سال 1389 از استان سیستان و بلوچستان پنج نمونه از ایستگاه های تحقیقاتی منابع طبیعی جمع آوری گردید که درصد روغن با روش سوکسله اندازه گیری گردید. میزان روغن در بذر ایستگاه تنگ فنوج (6/54%)، ایستگاه کنشکی (4/50%)، ایستگاه بنت (4/52%)، ایستگاه بگابند (2/53%) و ایستگاه دوراهی چانف (6/53%) بدست آمد. از نمونه های جمع آوری شده با روش پرس سرد و حلال اقدام به استخراج روغن گردید که پس از تهیه متیل استر با دستگاه کروماتوگرافی گازی (GC) مورد تجزیه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میزان اسیدهای چرب اسید اولئیک از 12/42% تا 33/72%، اسید پالمیتیک از 73/7% تا 34/15%، ایزو- اسید اولئیک از 08/3% تا 17/42%، اسید پالمیتولئیک از 67/0 تا 48/3%، اسید استئاریک از 03/1% تا 54/11%، اسید بهنئیک از 34/0% تا 22/1%، اسید گادولئیک از 24/0% تا 94/0% و اسید آراشیدئیک از 21/0% تا 44/1% متغیر بودند. با توجه به اینکه بیش از 90% روغن مصرفی در کشور از خارج وارد می گردد، و با توجه به نتایج تحقیق حاضر و میزان اسیدهای چرب موجود در بذر گونه Moringa peregrina، این گیاه می تواند به عنوان منبعی جدید برای تولید روغن نباتی و مصارف غذایی گسترده مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: روغن بذر Moringa peregrina (Forssk.) Fiori، متیل استر روغن، کروماتوگرافی گازی (GC)، اسیدهای چرب، اسید اولئیک، گز روغنی
  • حسن دلاور، محمدجمال سحرخیز، نرگس خاتون کازرانی صفحات 433-444
    به منظور بررسی ترکیب ها و خواص آللوپاتیک گیاه دارویی آنغوزه (Ferula assa-foetida L.)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتور اول متشکل از 6 غلظت اسانس آنغوزه شامل 0، 200، 400، 600، 800 و 1000 میکرولیتر در لیتر و فاکتور دوم شامل 5 گونه گیاهی، سه گونه علف هرز به نام های خردل وحشی (Sinapis arvensis)، تلخه (Acroptilo repens) و ازمک (Cardaria draba) همراه با دو گونه زراعی گندم (Triticum aestivum) و جو (Hordeum vulgare) بودند. اسانس مورد استفاده در این پژوهش با استفاده از روش تقطیر با آب از شیرابه گیاه آنغوزه استخراج شد. نتایج آنالیز اسانس با استفاده از دستگاه GC و GC-MS نشان داد که 13 ترکیب قابل شناسایی در اسانس وجود دارد که عمده ترین آنها شامل آلفا-پینن (3/21%)، بتا-پینن (1/47%) و 2،1-دی تیولان (6/18%) بودند. صفات مورد اندازه گیری جهت ارزیابی اثر آللوپاتیک اسانس بر گونه های مورد بررسی شامل: درصد جوانه زنی، طول ساقه چه و ریشه چه، وزن تر و خشک ساقه چه و ریشه چه و درصد ناهنجاری گیاهچه ها بود. مقایسه میانگین ها نشان داد که واکنش گیاهان نسبت به اسانس آنغوزه به طور معنی داری (p ≤ 0.05) متفاوت می باشد. بیشترین درصد جوانه زنی در غلظت های مختلف اسانس آنغوزه مربوط به گیاه زراعی گندم بدست آمد، در حالی که در گیاه زراعی جو نسبت به گندم حساسیت بیشتری مشاهده شد. به طور کلی کمترین حساسیت به اثرات آللوپاتیک اسانس مربوط به گونه زراعی گندم بود که در تمام صفات مشاهده شد. از طرفی گونه زراعی جو، علف هرز تلخه و ازمک بیشترین حساسیت را به اسانس آنغوزه نشان دادند. البته اثر بازدارندگی آنغوزه بر علف هرز تلخه و ازمک نسبت به خردل وحشی بیشتر بود.
    کلیدواژگان: اسانس، آنغوزه (Ferula assa، foetida L.)، آللوپاتی، علف هرز، بازدارندگی، درصد جوانه زنی
  • گلمحمد گریوانی، براهیم شریفی عاشورآبادی، صفر صفری، مهدی میرزا صفحات 445-452
    به منظور بررسی تاثیر کشت و اهلی کردن دو گونه از جنس آویشن (Thymus L.)در اکوسیستم های زراعی در استان خراسان شمالی، آزمایشی در سال های 88-1384، در مزرعه ایستگاه تحقیقاتی کهنه کند بجنورد انجام گردید. این دو گونه شامل گونه بومی آویشن خراسانی (Thymus transcaspicus) و گونه آویشن باغی (Thymus vulgaris) بود. تیمارهای مورد بررسی شامل مراحل مختلف برداشت بود. هر کدام از گونه ها، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار آزمون شدند. نتایج سال های آزمایش برای هر کدام از گونه ها جداگانه و به صورت تجزیه مرکب مورد آزمون قرار گرفت. براساس یافته های این پژوهش، تعداد و ترتیب میزان درصد ترکیب های اصلی در هر دو گونه آویشن (T. transcaspicus و T. vulgaris) تفاوت چندانی نداشت. در هر دو گونه آویشن کمیت های اندازه گیری شده تحت تاثیر مراحل مختلف برداشت در هر دو سال قرار گرفتند و بیشترین وزن خشک اندام در هر دو گونه، مربوط به مرحله ی انتهای گلدهی در هر دو سال آزمایش بود. مراحل مختلف برداشت بر ترکیب موجود در اسانس اندام هوایی در هر دو گونه آویشن در هر دو سال در مراحل مختلف تاثیرات متفاوتی داشتند. با این حال روند عملکردهای کمی به ویژه عملکرد اسانس به عنوان عملکرد اقتصادی در هر دو گونه به این صورت بود که مرحله اواسط گلدهی در سال سوم از نظر برداشت اقتصادی بیشتر، مناسبتر به نظر می رسد. چون بیشترین عملکرد اسانس در هر دو گونه، در اواسط مرحله گلدهی سال سوم، بیشترین بازدهی را نشان داد. ضمن اینکه عملکرد اسانس گونه T. vulgaris به مراتب بیشتر از گونه آویشن T. transcaspicus بود.
    کلیدواژگان: آویشن (Thymus L.)، کشت و اهلی سازی، مراحل برداشت، استان خراسان شمالی
  • سید مهدی موسوی، سید غلامرضا موسوی، محمد جواد ثقه الاسلامی صفحات 453-462
    به منظور بررسی تاثیر تنش کم آبی در دوره رشد زایشی و مقادیر نیتروژن بر صفات ریختی، درصد و عملکرد اسانس و نیز بازدهی مصرف آب برای تولید اسانس میوه رازیانه (Foenicolum vulgare Mill.) آزمایشی در سال 89 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند اجرا گردید. در این تحقیق آبیاری در سه سطح (آبیاری مطلوب، تنش قطع آبیاری در مرحله گلدهی و مرحله پرشدن دانه) به عنوان عامل اصلی و مقدار نیتروژن مصرفی در چهار سطح (0، 60، 120 و 180 کیلوگرم نیتروژن در هکتار) به عنوان عامل فرعی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که تنش قطع آبیاری در مرحله گلدهی و پرشدن دانه نسبت به تیمار آبیاری مطلوب ارتفاع بوته را به ترتیب 2/16% و 2/5%، عملکرد میوه را به ترتیب 7/69% و 6/52%، عملکرد اسانس را به ترتیب 9/72% و 4/31% و بازدهی مصرف آب برای تولید اسانس میوه را به ترتیب 1/69% و 5/4% کاهش داد. همچنین با افزایش کاربرد نیتروژن از صفر به 120 کیلوگرم نیتروژن در هکتار صفات ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد انشعابات ساقه اصلی و عملکرد میوه به ترتیب 8/5%، 12%، 5/15% و 3/24% افزایش یافت. البته بیشترین عملکرد اسانس و بازدهی مصرف آب برای تولید اسانس میوه با کاربرد 60 کیلوگرم نیتروژن در هکتار حاصل شد. به طور کلی براساس نتایج این تحقیق می توان تیمار آبیاری مطلوب و کاربرد 60 کیلوگرم نیتروژن در هکتار را به علت داشتن بیشترین قابلیت تولید اسانس و لزوم رعایت مسائل زیست محیطی برای زراعت رازیانه در بیرجند توصیه کرد.
    کلیدواژگان: رازیانه (Foenicolum vulgare Mill.)، کم آبی، نیتروژن، عملکرد، صفات ریختی، اسانس
  • بهمن فتاحی، وحیده ناظری، سیامک کلانتری، مرسدس بونفیل صفحات 463-475
    گیاه دارویی مریم گلی اصفهانی با نام علمی Salvia reuterana Boiss.، متعلق به تیره نعناعیان و دارای مواد موثره ای همچون اسانس، فلاونوئید، رزمارینیک اسید و... می باشد که باعث شده تا این گیاه خواص دارویی مهمی ازجمله ضدباکتریایی و آنتی اکسیدانی را دارا باشد. این پژوهش به منظور بررسی ترکیب های شیمیایی اسانس، ترکیب های فلاونوئیدی و رزمارینیک اسید در گونه های Salvia reuterana Boiss. و Salvia palaestina Benth. جمع آوری شده از چهار منطقه از ایران می باشد. توسط دستگاه GC/MS، 43 ترکیب شیمیایی از اسانس گونه اولی و 24 ترکیب از اسانس گونه دومی شناسایی گردید که از غالب ترین ترکیب های شیمیایی در گونه S. reuterana می توان بتا-المن، آلفا-گورجونن، جرماکرن-D، n- هگزیل استات و اسپاتولنول را نام برد و ترکیب های غالب در گونه S. palaestina شامل کاریوفیلن، دی هیدرو کاروئول، جرماکرن-D، لینالول و اسپاتولنول بودند. عصاره دی اتیل اتری برگ به منظور تعیین فلاونوئید کل و رزمارینیک اسید و شناسایی ترکیب های فلاون، به دستگاه LC-DAD-ESI-MS تزریق گردید. نتایج نشان داد که میزان فلاونوئید کل در گونه S. palaestina 35/3828 میکروگرم بر گرم و در گونه S. reuterana بین 76/3252 تا 92/5132 متغیر است. میزان رزمارینیک اسید نیز در گونه S. reuterana 122-46/98 میکروگرم بر گرم و در گونه S. palaestina72/19 میکروگرم بر گرم است. همچنین چندین ترکیب فلاونی نیز شناسایی گردید. نتایج نشان داد کهمیزان فلاونوئید در دو گونه تقریبا برابر اما میزان فلاونوئید گونه S. reuterana در منطقه شهمیرزاد افزایش معنی داری نسبت به بقیه مناطق نشان داد. میزان رزمارینیک اسید در تمامی جمعیت های گونه S. reuteranae بیشتر از S. palaestina بود.
    کلیدواژگان: اسانس، فلاونوئید کل، رزمارینیک اسید، GC، MS، Salvia reuteranae Boiss، Salvia palaestina Benth
  • فهیمه اسلامی خلیلی، همت الله پیردشتی، محمدعلی بهمنیار، فاطمه تقوی قاسمخیلی صفحات 476-485
    به منظور بررسی اثر کودهای آلی و شیمیایی بر ویژگی های شیمیایی خاک و برخی عناصر معدنی در گیاه دارویی همیشه بهار (Calendula officinalis L.) آزمایشی در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 11 تیمار در 3 تکرار در سال 1389 به صورت گلدانی اجرا گردید. تیمارها شامل شاهد (بدون کود آلی یا شیمیایی)، کود شیمیایی (80 کیلوگرم در هکتار اوره، 100 کیلوگرم در هکتار سوپرفسفات تریپل و 80 کیلوگرم در هکتار سولفات پتاسیم)، کود آلی کمپوست، کود پاستوریزه (کمپوست باگاس + پرلیت)، کود گوسفندی (10 تن در هکتار به صورت جداگانه یا تلفیق با 1⁄2 و 1⁄4 کود شیمیایی) بود. بررسی نتایج نشان داد که تیمارهای کودی بر تمامی صفات جز بر میزان پتاسیم موجود در برگ تاثیر معنی داری داشته است. به طوری که در تیمارهای 10 تن در هکتار کود آلی پاستوریزه و 10 تن در هکتار کود دامی به همراه 1⁄2 و 1⁄4 کود شیمیایی وزن خشک گل و برگ به ترتیب از بیشترین میزان برخوردار بود. بالاترین محتوی فسفر موجود در گل و برگ (به ترتیب با میانگین 46/0% و 17/0%) در تیمار کمپوست 10 تن در هکتار به همراه 1⁄4 کود شیمیایی مشاهده گردید. بیشترین میزان عنصر مس در گل و برگ گیاه (به ترتیب با میانگین 60/32 و 25/26 میلی گرم بر کیلوگرم) مربوط به تیمارهای کودی 10 تن در هکتار کمپوست به همراه 1⁄2 کود شیمیایی و 10 تن در هکتار کود دامی بود. در حالی که تیمار 10 تن در هکتار کود دامی به همراه 1⁄2 کود شیمیایی تاثیر قابل ملاحظه ای در افزایش میزان عنصر منگنز موجود در گل و برگ گیاه داشت. همچنین بیشترین میزان روی در برگ در تیمار 10 تن در هکتار کود کمپوست با افزایش 2/1 برابری نسبت به شاهد مشاهده شد.
    کلیدواژگان: همیشه بهار (Calendula officinalis L.)، کودهای آلی و شیمیایی، خاک، عناصر غذایی
  • حسین زینلی، حسین حسینی، محمدحسن شیرزادی صفحات 486-495
    نعناع یکی از مهمترین گیاهان خانواده Labiatae است که از نظر دارویی، غذایی و بهداشتی کاربرد گسترده ای دارد. اسانس و ترکیب های تشکیل دهنده آن از اجزای مهم این گیاه بوده و به شدت تحت تاثیر عوامل به زراعی قرار می گیرد. در این تحقیق اثرات سطوح مختلف کود نیتروژن و زمان برداشت روی عملکرد و اجزای آن، اسانس و منتول نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در قالب طرح اسپلیت پلات با سه تکرار به اجرا درآمد. صفات اندازه گیری شده در این تحقیق شامل طول برگ، عرض برگ، ارتفاع گیاه، وزن تر اندام هوایی در هر مترمربع در چین اول و دوم، وزن تر 100 برگ، میزان اسانس چین اول و دوم، میزان منتول در چین اول و دوم، عملکرد کل اندام هوایی در هکتار و عملکرد اسانس در هکتار بود. نتایج تجزیه واریانس صفات مورد مطالعه نشان داد که سطوح مختلف کود نیتروژن و زمان برداشت روی کلیه صفات بجز طول برگ اثر معنی داری داشت. اثرات متقابل ازت و زمان برداشت روی کلیه صفات بجز صفات طول و عرض برگ، تفاوت معنی داری را نشان داد. مقایسه میانگین صفات نشان داد که ارتفاع گیاه، وزن تر اندام هوایی در مترمربع، وزن تر 100 برگ، اسانس چین اول، منتول چین اول و دوم، عملکرد اندام هوایی در هکتار و عملکرد اسانس با افزایش مصرف ازت افزایش یافتند. مقایسه میانگین زمان های مختلف برداشت روی صفات نشان داد که بیشترین عملکرد کل اندام هوایی و عملکرد اسانس در زمان شروع غنچه دهی بدست آمده است. اثرات متقابل سطوح مختلف کود نیتروژن و زمان برداشت همچنین نشان داد که بیشترین عملکرد اندام هوایی در هکتار در زمان مصرف 200 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن و در زمان شروع غنچه دهی و بالاترین میزان منتول در سطح مصرف 300 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن و در زمان 50 درصد گلدهی بدست آمده است. درصد اسانس در چین دوم نسبت به چین اول معنی دار و روند کاهشی داشته است. به طور کلی نتایج نشان داد که بهترین تاریخ برداشت جهت حصول به حداکثر عملکرد تر اندام هوایی و اسانس در گیاه نعناع فلفلی، زمان شروع غنچه دهی و میزان مصرف 200 کیلوگرم کود نیتروژن بوده است.
    کلیدواژگان: کود نیتروژن، نعناع فلفلی (Mentha piperita L.)، زمان برداشت، منتول، اسانس
  • عباس نیکوپور، کامکار جایمند، محمدتقی درزی، فرهاد رجالی صفحات 496-509
    به منظور بررسی کارایی کود زیستی فسفری و تراکم بوته بر کمیت و کیفیت اسانس گیاه دارویی زنیان (Trachyspermum copticum L.)، پژوهشی به صورت آزمایش فاکتوریل دو عاملی در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در بهار سال 1389 در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل عامل کود زیستی فسفری در چهار سطح (شاهد (عدم تلقیح)، بذرمال، سرک و بذرمال و سرک) و عامل تراکم بوته در سه سطح (250000، 125000، 83000 بوته در هکتار) بودند. صفات مورد بررسی شامل درصد اسانس، عملکرد اسانس، درصد تیمول، درصد ترپینولن و درصد پارا-سیمن در روغن فرار بودند. نتایج نشان داد که تاثیر کود زیستی فسفری بر صفات مورد بررسی در سطح 1% معنی دار شد، به طوری که بیشترین مقادیر درصد اسانس (34/4%) و عملکرد اسانس (12/143 کیلوگرم در هکتار) در تیمار دو بار تلقیح (بذرمال و سرک) و درصد تیمول (9/33%) در تیمار بذرمال، درصد ترپینولن (5/41%) در تیمار دو بار تلقیح (بذرمال و سرک) و درصد پارا-سیمن (2/23%) در تیمار سرک بدست آمد. اثر تراکم بوته بر صفات مورد بررسی در سطح 1% معنی دار شد. به طوری که بیشترین مقادیر درصد اسانس (1/4%) در تیمار 83000 بوته در هکتار، عملکرد اسانس (07/104 کیلوگرم در هکتار) در تیمار 250000 بوته در هکتار، درصد تیمول (4/37%) در تیمار 125000 بوته در هکتار، درصد ترپینولن (5/44%) در تیمار 83000 بوته در هکتار و درصد پارا-سیمن (9/23%) در تیمار 83000 بوته در هکتار بدست آمد. از طرفی اثرات متقابل معنی داری نیز بر درصد اسانس (37/5%)، عملکرد اسانس (5/149 کیلوگرم در هکتار)، درصد تیمول (40%)، درصد ترپینولن (1/49%) و درصد پارا-سیمن (6/25 %) مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: زنیان (Trachyspermum copticum L.)، کود زیستی فسفری، تراکم بوته، اسانس، تیمول
|
  • B.Z. Sahaf, S. Moharramipour Pages 353-360
    In this research، the effect of ecdysteoidal extract from Spinacia oleracea L. (Chenopodiceae)، a plant producing phytoecdysteroids، was evaluated on the life table and population growth parameters of Ephestia kuehniella (Lepidoptera: Pyralidae). Ecdysteroidal extract of the plant leaves، containing 20 hydroxyecdysone، was incorporated into the food given to the insect. Newly hatched larvae (100 replications) were reared individually in test glasses. Data analysis demonstrated that the intrinsic rate of increase (rm)، mean generation time (T)، finite rate of increase (l) and net reproduction rate (R0) decreased significantly as concentration of the extract increased. In addition، doubling time (DT) increased significantly as concentration of the extract increased. Life expectancy of the insect (ex) alsoincreased. Total development duration in treated insects was always significantly longer than that in the control group. The control insects had four instar larvae، but it was six for the treated larvae. Data demonstrated that E. kuehniella was partially resistant to ingested exogenous ecdysteroids. Nevertheless، exogenous ecdysteroids were able to disrupt larval development and reduced the fertility. Therefore، this extract may be a potential protectant as botanical alternative agent، and can be used as a biopesticide to control E. kuehniella population.
    Keywords: Spinacia oleracea L, ecdysteroid, Ephestia kuehniella (Lepidoptera: Pyralidae), life table, population growth parameters
  • F. Raouf Fard, M. Sharifi, R. Omidbaigi, F. Sefidkon, M. Behmanesh, N. Ahmadi Pages 361-369
    The effect of methyl jasmonate (MeJa) upon Agastache foeniculum [Pursh] Kuntze was investigated in aspects of enzymatic activities of phenylalanine ammonialyase (PAL) and 4-coumarate: CoA ligase (4CL)، total phenolic content and total protein. The experiments were carried out based on a completely randomized design under a hydroponic system. The plants were subjected to different concentrations of MeJa (0، 0. 1 and 1 mM). The PAL activity significantly increased in plants treated with 1 mM MeJa for 24 h compared with 0. 1mM MeJa and control. In addition، 4CL activity also significantly increased at 24 h after 1mM MeJa treatment compared with 0. 1mM MeJa treatment and control. However، MeJa treatments did not have any significant effect on total phenolic compounds after 8، 12 or 24 h of treatment compared with controls of those times. Total protein content significantly increased with 1 or 0. 1 mM MeJa treatments after 24h of treatment compared with control plants.
    Keywords: methyl jasmonate, Agastache foeniculum [Pursh] Kuntze, phenylalanine ammonialyase, 4, Coumarate CoA ligase, phenolic compounds
  • M. Farzami Sepehr, M. Ghorbanli, M. Mirbagheri Pages 370-381
    Phenolic compounds are one of the most important factors in olive، which has been considered greatly. Phenols have pharmacological characteristics and contain natural antioxidants in olive. Oleuropein is one of the most abundant and important phenolic compounds in fruits and leaves of olive، which causes the bitter taste of olive. Oleuropein is a heterosidic ester of elenolic acid and 3،4-dihydroxy phenyl ethanol. It is worth mentioning that the use of this compound has a significant role in health. In this study، the amount of existing compounds in different cultivars of olive (Olea europaea L.) was studied during harvesting season in two regions of Rudbar and Kazeroun، and oleuropein was extracted with methanol and its amount was determined by High Performance Liquid Chromatography (HPLC). According to the conducted researches، it was found that the highest composition rate of fruit oleuropein was recorded for yellow olive in Fars (34. 31 mg/g) and for Fyshmy olive in Rudbar (30. 25 mg/g). However، the lowest composition rate of fruit oleuropein was recorded for Mishen olive in Fars (9. 55 mg/g) and for Lechyo olive in Rudbar (10. 23 mg/g). Based on the provided data، it can be concluded that more edibility of Rudbar olives may be due to the lower level of oleuropein compound، resulting in less bitterness. Notably، the medicinal usage of different types of Fars olives is due to the higher level of oleuropein compounds.
    Keywords: Olive (Olea europaea L.), oleuropein, High Performance Liquid Chromatography (HPLC)
  • M. Ghorbanzadeh Neghab, Gh. Rassam, A.R. Dadkhah Pages 382-390
    This research was aimed to study the effects of autumn and spring sowing on seed yield، oil content and fatty acid compositions of five safflower (Carthamus tinctorius L.) cultivars in Shirvan region. The experimental design was a split plot in randomized complete blocks design with three replications، conducted in research field of Shirvan College of Agriculture، Ferdowsi University of Mshhad during 2010-2011. Main plots were allocated to two sowing times (autumn and spring) and the sub-plots included five safflower cultivars. Cultivars were Cina، CW-4445، Sahuripa- 88، Ghocahan local and Isfahan local. The results of variance analysis showed that the seed yield، oil content and fatty acid compositions were affected by sowing date. Seed yield and oil content obtained in autumn sowing (2330kg/ha، and 29. 5%) were greater as compared to the spring sowing (1550kg/h، and 27. 5%). The highest seed yield was obtained from Cina in autumn sowing (2989kg/ha) and CW-4445 in spring sowing (1789kg/ha). Sahuripa-88 had the highest oil content in autumn and spring sowing. The fatty acid content of palmitic، stearic acid and oleic increased significantly in autumn sowing. The fatty acid content of linoleic and linolenic decreased significantly in autumn sowing with high oil stability. According to the obtained results، seed yield، oil content، fatty acid compositions and oil stability of cultivars showed significant diffrences. Our results demonstrated that the sowing time and variety may have an important effect on seed yield، oil content and quality of safflower seed. Cina، CW-4445، and Ghochan local cultivars showed desirable potential for cultivation of safflower as well as increasing the area under cultivation.
    Keywords: Safflower (Carthamus tinctorius L.), sowing time, seed yield, oil content, fatty acids
  • M. Zarei, M. Merikhi, M.J. Saharkhiz Pages 391-401
    Simultaneous application of arbuscular mycorrhizal fungi and organic matter affects the growth and yield of plants. A pot experiment was conducted to study the effects of Funneliformis mosseae fungus، Licorice pulp and their simultaneous application on the morphological and physiological characteristics of pot marigold (Calendula officinalis L.). A completely randomized design with a factorial arrangement in three replications was used. Factors were included 1) arbuscular mycorrhizal fungus، (Funneliformis mosseae and control)، 2) four levels of Licorice (0، 5، 10 and 20% (v/v)). Inoculation of pot marigold roots with arbuscular mycorrhizal fungus significantly increased plant height، leaf area، shoot dry weight، chlorophyll and flavonoid content، root colonization، and N، P and K uptake of plant. Application of 5 and 10% v/v of Licorice pulp increased plant height، leaf area، shoot dry weight، flavonoid content، and N، P and K uptake of plant. Flavonoid content increased up to 10% v/v of Licorice pulp application. All measured traits except chlorophyll content، root colonization and flavonoid content significantly decreased at the maximum level of Licorice pulp application (20% v/v). Effect of fungus on all measured traits except flavonoid content was higher than Licorice pulp application. A synergistic effect was observed in co-application treatments of Licorice pulp and Funneliformis mosseae. The positive effects of fungus were higher in 10 and 20% v/v levels of Licorice pulp application for measured parameters.
    Keywords: Funneliformis mosseae, Organic fertilizer, pot marigold (Calendula officinalis L.), flavonoid content
  • T. Heidari, Z. Asrar, F. Nasibi Pages 402-413
    One of the methods employed to enhance plant secondary metabolite production is the use of abiotic elicitors in plants. In this research، the effect of heavy metal nickel as abiotic elicitors was studied on some physiological parameters in Hyoscyamus niger L. to investigate the use of unstressful concentration of this metal in order to increase secondary metabolite synthesis in later researches. This research was carried out in the Department of Biology of Shahid Bahonar University of Kerman in a complete randomized design with three treatments and three replicates. The seeds of Hyoscyamus germinated in germinator under gibberellin treatment and then were transfered to the pots of sand and peat. After 40 days of growth، the plants were treated with 50 and 100 µM nickel in hydroponics condition (nickel amounts were added to nutrient solution). According to the obtained results، photosynthetic pigments reduced under Ni treatment while hydrogen peroxide، lipid peroxidation and antioxidant enzymes activity increased. Investigation of Ni stress on main macromolecules such as protein، membrane lipids and chlorophyll showed that the effects of 50 and 100 µM Ni was same، while the PAL activity and polyphenols synthesis were the second responses of plants to stress obserevd in 100 µM concentrations. Therefore، it seems that the higher concentration of Ni (100 µM) was more effective for the increment of secondary metabolite in this plant.
    Keywords: Ascorbate peroxidase, phenolic compound, oxidative stress, photosynthetic pigments, phenylalanine ammonia lyase
  • M. Pouryousef, D. Mazaheri, A.R. Yousefi, A. Rahimi, A. Tavakoli Pages 414-424
    In order to study the effect of fertilizing treatments and limited irrigation regimes on grain qualitative traits and mucilage production of Isabgol (Plantago ovata Forsk.)، a field experiment was conducted at Experimental Farm of College of Agronomy and Animal Sciences، University of Tehran. The experimental design was a split plot based on a randomized complete block design with three replications. In this research، four irrigation regimes including full irrigation، light limited irrigation، moderate limited irrigation and severe limited irrigation، were assigned to the main plots and five fertilizing treatments including control (without fertilizer)، chemical fertilizer، combined use of chemical fertilizer and Barvar Phosphate Biofertilizer، cattle manure and combined use of chemical fertilizer and cattle manure، were assigned to the sub plots. Results showed that irrigation regimes had significant effect (p ≤ 0. 05) on all measured traits. Mucilage and grain yields decreased with decrement in irrigation frequency from full to severe limited irrigation but mucilage percentage and grain swelling factor increased; therefore، the highest mucilage and grain yield were obtained in full irrigation regime. The highest mucilage percentage and grain swelling factor were obtained in severe limited irrigation. Results also showed that fertilizing treatments had significant effect (p ≤ 0. 05) on all measured traits. The highest mucilage yield (252. 58 kg/ha) was obtained in combined use of chemical fertilizer and cattle manure treatment under full irrigation regime. Mucilage percentage and grain swelling factor were significantly higher (p ≤ 0. 05) in cattle manure treatment.
    Keywords: Plantago ovata Forsk, limited irrigation, fertilizer, mucilage content
  • K. Jaimand, M.B. Rezaee, F. Sefidkon, M. Naderi, H. Keneshloo, M.Y. Achak, M. Farahpour, Sh. Karimi Pages 425-432
    Moringa peregrine (Forssk.) Fiori is one of the species growing in tropical and desert areas and is distributed in the southeastern of the country in Hormozghan and Sistan and Balochestan provinces. Moringa peregrine is a desert shrub that can grow in areas with little rainfall، andit has a great nutritional، pharmaceutical، environmental، industrial and economic values. This research was aimed to determination of fatty acids in Moringa peregrina seed oil from different locations in Sistan and Balochestan province in 2009. Five samples were collected from five natural research stations. The oil content was determined by the Soxhlet method. The oil content obtained from Tong Fonoj، Keneshky، Bent، Begaband، and Dorahy Chanf sations were measured to be 54. 6%، 50. 4%، 52. 4%، 53. 2%، and 53. 6% respectively. According to the obtained results، fatty acids content varied as follows: oleic acid (71. 5-74%)، palmitic acid (12. 6-14. 7%)، Iso-oleic acid (3. 6-4. 5%)، palmitoleic acid (3. 3-4. 7%)، stearic acid (1. 9-2. 4%)، Behenic acid (0. 9-1. 5%)، gadoleic acid (0. 4-10. 9%) and Arachidonic acid (0. 4-1. 3%). Over 90 percent of the oil consumed in the country is imported from abroad. Our results clearly indicate that due to the amount of fatty acids in Moringa peregrina seeds، this plant can be considered as a new source for the production of vegetable oil and widespread food consumption.
    Keywords: Moringa peregrina (Forssk.) Fiori, methyl ester, oils, gas chromatography, fatty acids, oleic acid
  • H. Delavar, M.J. Saharkhiz, N. Kazerani Pages 433-444
    This investigation was conducted to determine the essential oil composition and allopathic properties of anghuzeh (Ferula assa-foetida L.) medicinal plant. The experiment was completely randomized design in a factorial arrangement with two factors and three replications. The factors were six concentrations of 0، 200، 400، 600، 800 and 1000 ppm of the essential oil and five plant species including three weed species، Sinapis arvensis، Acroptilo repens، and Cardaria draba as well as two crops i. e. Triticum aestivum and Hordeum vulgare. The essential oil used in this study was extracted by hydro-distillation from the latex of the plant. The obtained oil was analyzed by Gas chromatography (GC) and Gas chromatography–mass spectrometry (GC-MS). To assess the allopathic effects of the oil on the studied species، a number of growth parameters such as seed germination، radical and plumule length as well as their dry and fresh weight، and abnormality percent of the seedlings were evaluated. The results of this investigation showed that the Anghuzeh essential oil had significant (p ≤ 0. 05) allelopathic effect on the studied weeds and crops. The comparisons among the means indicated that the response of the species to the oil were quite different. For example، Triticum aestivum showed maximum germination percent in the presence of different oil concentrations. While، the germination of Hordeum vulgare، Acroptilon repens، and Cardaria draba showed more susceptibility to the oil. Moreover، the results of the essential oil analysis indicated that a total of 13 components were identified in the oil of which α-Pinene (21. 3%)، β- Pinene، (47. 1%) and 1،2-Dithiolane (18. 6%) were the major compounds. The observed allelopathic effects of the essential oil are regarded to oil components and their synergistic effects. The findings of this study are the first step to use of Anghuzeh essential oil as a natural herbicide. Further investigations are still required for practical and commercial application of this method.
    Keywords: Essential oil, Ferula assa, foetida L, allelopathy, weeds, Growth parameters, Inhibition effect
  • G.M. Garivani, E. Sharifi Ashoorabadi, S. Safari, M. Mirza Pages 445-452
    This research was aimed to evaluate the effect of cultivation and domestication of two thyme (Thymus L.) species، Khorasani (Thymu stranscaspicus) and garden (Thymus vulgaris)، on growth and yield components. The study was conducted in different agricultural ecosystems of North Khorasan province during 2005-2009. The main treatments consisted of harvesting time in a randomized complete block design with three replications. Results showed that the number، order and extent of the main chemical compounds in both species of thyme did not differ much. However، the quantitative properties measured in both species were affected by different stages of harvest in each year. The highest dry weight in both species was obtained at the end of flowering stage in all years. Harvesting time had different effects on species composition of essential oil in the studied years. The highest efficiency of essential oil was recorded in mid-flowering stage especially in third year. The quantity of essential oil is the economic indicator of thyme performance. Garden thyme (T. vulgaris) produced more essential oil as compared to Khorasani thyme (T. transcaspicus).
    Keywords: Thymus L, cultivation, domestication, physiological indicators of growth, North Khorasan Province
  • S.M. Moosavi, S.G.R. Moosavi, M.J. Seghatoleslami Pages 453-462
    In order to study the effect of drought stress at different growth reproductive stages and N fertilizer rates on some morphological and quantitative traits and water use efficiency (WUE) of fennel (Foenicolum vulgare Mill.)، an experiment was conducted as a split-plot based on a Randomized Complete Block Design with three replications، at Research Field of Islamic Azad University of Birjand Branch in 2010. The main plot included irrigation at three levels (irrigation stop at start of flowering، and seed-filling stages، and optimum irrigation) and the sub-plot was N fertilizer at four rates (0، 60، 120 and 180 kg N/ha). Results showed that irrigation stop at start of flowering and seed-filling stages decreased plant height by 16. 2 and 5. 2%، fruit yield by 69. 7 and 52. 6%، essential oil yield by 72. 9 and 31. 4%، and WUE for essential oil production by 69. 1 and 4. 5%، respectively as compared to optimum irrigation treatment. Moreover، the increase in rate of nitrogen application from 0 to 120 kg N/ha significantly increased plant height، stem diameter، branch number of main stem and fruit yield، 5. 8، 12، 15. 5 and 24. 3%، respectively. However، the highest yield and WUE for essential oil production was observed in 60 kg N/ha application treatment. In general، according to the results of current study، optimum irrigation with 60 kg N/ha application treatment can be recommended to achieve high essential oil yield of fennel in Birjand، Iran.
    Keywords: Fennel (Foenicolum vulgare Mill.), water deficit, nitrogen, Yield, Morphological traits, Essential oil
  • B. Fattahi, V. Nazeri, S. Kalantari, M. Bonfill Pages 463-475
    GenusSalvia، belonging to the Labiatae family، has valuable active ingredients including essential oils، flavonoids and rosmarinic acid. Pharmacological researches on Salvia genus have confirmed medicinal properties of the plant including antibacterial and antioxidant effects. Total flavonoids، rosmarinic acid and the content and chemical compounds of essential oil of three populations of Salvia reuterana Boiss.، collected from three regions of Iran (Deli chai، Kaswa and Shahmirzad)، as well as Salvia palaestina Benth.، collected from Rodbarak، were evaluated in present study. Fifty-six compounds of S. reuterana and S. palaestina were identified by GC-MS. The most important chemical compositions for S. reuterana were α-gurjunen، β-elemene، germacern-D، N-hexyl acetate and spatholenol and for S. palaestina were caryophyllen، dihydro carveol، germacern-D، linalool and spatholenol. Diethyl ether extract of leaves was used for quantification and identification of flavonoids and rosmarinic acid. The crushed leaves of the plant were dissolved in diethyl ether solvent and then were injected into the LC-DAD-ESI-MS system. Total flavonoids amount of S. reuterana، collected from Kaswa، Deli chai and Shahmirzad were calculated to be 3252. 76، 3697. 19 and 5132. 92 µg/ g، respectively. Also the amount of rosmarinic acid in plants، collected from Kaswa، Deli chai and Shahmirzad was 122، 177. 11 and 98. 46 µg/ g، respectively. S. palaestina Rodbarak showed 3808 and 19. 72 µg/g of total flavonoids and rosmarinic acid، respectively.
    Keywords: Essential oil, total flavonoid, rosmarinic acid, GC, MS, Salvia reuteranae Boiss, Salvia palaestina Benth
  • F. Eslami Khalili, H. Pirdashti, M.A. Bahmanyar, F. Taghavi Ghsemkheili Pages 476-485
    In order to evaluate the effects of enriched and non-enriched organic and chemical fertilizers on chemical properties of soil and some nutrient concentrations in pot marigold (Calendula officinalis L.)، a pot experiment was conducted based on randomized complete block design with 11 treatments and 3 replications in 2010. Treatments were included control (without organic or chemical fertilizer)، chemical fertilizer (CF) as the rate of 80 kg urea ha-1، 100 kg ha-1 super phosphate triple and 80 kg potassium sulfate ha-1، compost، pasteurized compost (bagas + perlit)، sheep manure (10 ton ha-1 alone or plus ½ and ¼ CF). Results showed that fertilizer treatments had significant effect on all treatments except leaf potassium. Accordingly، leaf and flower dry weight were maximum in 10 ton ha-1 pasteurized compost and farmyard manures plus ½ and ¼ CF. The highest phosphorous concentration in flower and leaf (0. 46 and 0. 17 percent، respectively) was recorded when 10 ton ha-1 compost plus ¼ CF was applied. Furthermore، maximum Cu concentration in both flower and leaf (32. 60 and 26. 25 mg L-1، respectively) were belonged to either 10 ton ha-1 compost plus ½ CF or 10 ton ha-1 farmyard manure while 10 ton ha-1 farmyard manure plus ½ CF had not significant effect on Mn content in flower and leaf. The highest Zn in leaf of marigold was observed in 10 ton ha-1 compost up to 1. 2 times compared to control.
    Keywords: Marigold (Calendula officinalis L.), organic, chemical fertilizer, soil, nutrient elements
  • H. Zeinali, H. Hosseini, M.H. Shirzadi Pages 486-495
    Mint (Mentha piperita L.)، belonging to Labiatae family، is one of the most important plants، which is used widely in terms of pharmaceutical، food and health. Essential oils and compounds are important components of the plant and are severely affected by agricultural agents. In this study، the effects of nitrogen fertilizer and harvesting time on yield and yield components، essential oil and menthol were studied. A split-plot design with three replications was used. The measured traits included leaf length، leaf width، plant height، fresh weight per square meter in the first and second harvest، fresh weight of 100 leaves، essential and oil menthol of the first second harvest، shoot yield and essential oil yield per hectare. Variance analysis results showed that different levels of nitrogen and harvesting time had a significant effect on all traits except for leaf length. The interaction of nitrogen and harvesting time showed a significant difference for all traits except leaf length and width. Mean comparison of traits showed that the plant height، fresh weight per square meter، fresh weight of 100 leaves، essential oil of the first harvest، menthol of the first and second harvest، shoot yield per hectare and essential oil yield increased with increasing of nitrogen intake. Mean comparison of different harvesting times showed that the highest shoot yield and essential oil yield were obtained at budding stage. The interaction between different levels of nitrogen fertilizer and harvesting time also showed that the highest shoot yield per hectare was obtained by the application of 200 kilograms of nitrogen fertilizer per hectare at budding stage. The highest amount of menthol was obtained at consumption level of 300 kg nitrogen fertilizer per hectare and at 50 % flowering. In addition، according to the obtained results، essential oil percentage of the second harvests showed a significant decreasing trend. Overall، results showed that the highest fresh yield per hectare and essential oil were obtained at budding stage and consumption level of 200 kg/ha nitrogen fertilizer.
    Keywords: Nitrogen fertilizer, peppermint (Mentha piperita L.), harvest time, menthol, Essential oil
  • A. Nikoupour, K. Jaimand, M.T. Darzi, F. Rejali Pages 496-509
    In order to evaluate the performance of biological phosphorus fertilizer and plant density on the quantity and quality of essential oils in Ajowan (Trachyspermum copticum L.)، this research was performed as a two factors factorial experiment in a randomized complete block design with three replications at the research field of the Research Institute of Forests and Rangelands in spring 2010. The treatments consisted of four levels of the phosphorus bio-fertilizer (Control (non-inoculated) seed soaked with liquid fertilizer، soluble fertilizer to the plants and seed soaked with liquid fertilizer & soluble fertilizer to the plants) and three levels of density (250000، 125000، 83000 plants per hectare). The studied characteristics included essential oil percentage، oil yield، percentage of thymol، terpinolene and p-cymene were in volatil oils. Results showed that the effect of bio-fertilizer phosphorus on the studied characteristics were significant at 1%، so that the highest amounts of oil percentage (4. 34%) and oil yield (143. 12 kg per hectare) were obtained in double inoculation treatment (seed soaked with liquid fertilizer & soluble fertilizer to the plants). In addition، the highest percentages of thymol (33. 9%)، terpinolene (41. 5%)، and p-cymene (23. 3%) were obtained in the treatments of seed soaked with liquid fertilizer، double inoculation treatment، and soluble fertilizer، respectively. The effect of plant density on the studied characteristics was significant at 1% level of significance، so that the highest amounts of oil percentage (4. 1%)، oil yield (104. 07 kg ha-1)، thymol (37. 4%)، terpinolene (44. 5%) and p-cymene (23. 9%) were obtained in plant density treatments of 83000، 250000، 125000، and 83000 plants per hectare، respectively. However، significant interaction effects were also observed on oil percentage (5. 37%)، oil yield (149. 5 kg per hectare)، percentage of thymol (40%)، percentage of terpinolene (49. 1%) and percentage of para-cymene (25. 6%).
    Keywords: Ajowan (Trachyspermum copticum L.), biological phosphorus fertilizer, plant density, Essential oil, thymol