فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران - سال هفتاد و دوم شماره 8 (پیاپی 164، آبان 1393)
  • سال هفتاد و دوم شماره 8 (پیاپی 164، آبان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/09/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • شریف مرادی، حسین بهاروند* صفحات 497-507
    سلول های بنیادی جنینی سلول های بنیادی پرتوانی هستند که علاوه بر قابلیت خود نوزایی نامحدود، دارای توانایی تمایزی بالایی به دودمان های سلولی مختلف هستند که به این قابلیت، پرتوانی می گویند. این سلول ها به خاطر داشتن این دو ویژگی مهم، کاربردهای بالقوه ی بسیاری در مطالعات و تحقیقات بنیادین و حوزه های درمانی دارند. اما سلول های مشتق از سلول های بنیادی جنینی با مشکل رد پیوند در هنگام پیوند زدن روبه رو هستند. در سال 2006 میلادی، پژوهشگران ژاپنی تولید نوع جدیدی از سلول های بنیادی پرتوان را گزارش کردند که مشکل ایمونولوژیک سلول های بنیادی جنینی در مورد آن ها مطرح نبود، زیرا از سلول های خود فرد دهنده تولید می شدند. آن ها این سلول ها را که با بیان ویروسی چهار ژن مهم پرتوانی در سلول های سوماتیک تولید شده بودند، سلول های بنیادی پرتوان القایی (Induced pluripotent stem cells، iPSCs) نامیدند. این سلول ها تمام قابلیت های سلول های بنیادی جنینی از جمله توانایی تولید یک جاندار کامل را دارند، از این رو در ضمن نداشتن مشکل ایمونولوژیک، دارای تمامی کاربردهای «بالقوه» ی سلول های بنیادی جنینی شامل غربالگری داروها و مدل سازی بیماری ها هستند. همچنین با توجه به این که سلول های iPS «خاص بیمار» را می توان به راحتی تولید کرد، چشم انداز روشنی برای کاربرد درمانی این سلول ها در آینده وجود دارد. در این مقاله بنا داریم که شرح جامعی از چیستی، چرایی و چگونگی تولید سلول های iPS، رویکردهای گوناگون برای تهیه ی آن ها و نیز چگونگی تعیین هویت آن ها را ارایه دهیم. همچنین کاربردهای پزشکی این سلول ها را با ذکر ملاحظات و برخی از چالش های کاربردی پیش رو برای این سلول ها به بحث خواهیم گذاشت.
    کلیدواژگان: سلول های بنیادی جنینی، سلول های بنیادی پرتوان القایی، تکثیر، تمایز
  • سلوا سادات مصطفوی ده رئیسی، سید مهدی سادات، فاطمه داوری تنها، محمدرضا آقاصادقی، مهدی صفرپور، پریناز عباسی رنجبر، احمد ابراهیمی* صفحات 508-514
    زمینه و هدف
    لیومیوم های رحمی شایع ترین تومور خوش خیم رحمی در زنان می باشد که تقریبا 40-20 درصد زنان در سن باروری به این بیماری مبتلا می باشند. استروژن نقش مهمی در پاتوژنز لیومیوما ایفا می کند. از جمله ژن های درگیر در بیوسنتز استروژن گلوتاتیون S- ترانسفراز می باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط میان پلی مورفیسم GSTP1 Ile105Val و خطر ابتلا به لیومیوم رحمی در جمعیت ایرانی بود.
    روش بررسی
    این مطالعه مورد- شاهدی از آبان 1391 تا شهریور 1392 روی 50 زن مبتلا به لیومیوم رحمی و 50 زن سالم در انستیتو پاستور ایران انجام گرفت. مولکول DNA ژنومیک این افراد از لکوسیت های خون محیطی به روش استاندارد فنل- کلروفرم استخراج شد. پس از استخراج DNA، پلی مورفیسم GSTP1 Ile105Val به وسیله تکنیک (Amplification Refractory Mutation System Polymerase Chain Reaction (ARMS-PCR تعیین ژنوتیپ گردیدند. بررسی ارتباط میان پلی مورفیسم ایزولوسین/والین و شانس ابتلا به بیماری به کمک نرم افزار SPSS ویراست 18 انجام شد.
    یافته ها
    آنالیز داده های به دست آمده در مورد پلی مورفیسم GSTP1 Ile105Val نشان داد که وجود اختلاف معنادار در فراوانی ژنوتیپی در دو گروه مورد و شاهد بود (P<0.0001). بر مبنای نتایج به دست آمده حضور آلل والین شانس ابتلا به میوم رحمی در حاملین این الل را در مقایسه با افراد غیرحامل به طور تقریبی به میزان سه برابر افزایش می داد. (3.34; 95%CI: 1.82-6.15; P<0.0001) برابر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از مطالعه نشان دادکه پلی مورفیسم GSTP1 Ile105Val با خطر ابتلا به بیماری لیومیوم رحمی در جمعیت ایران ارتباط دارد. اگرچه انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه بالاتر در سایر جمعیت ها و قومیت ها به منظور تایید نتایج حاصل در این تحقیق ضروری است.
    کلیدواژگان: لیومیوم رحمی، GST، پلی مورفیسم ایزولوسین، والین، ایران
  • زهره مظلوم*، سید محمد باقر تابعی، سلمه بهمن پور، سید حمیدرضا طباطبایی، مهوش علیزاده نایینی صفحات 515-525
    زمینه و هدف
    تغییرات غلظت فولات با خطر آدنومای کولورکتال ارتباط دارد. متیلن تتراهیدروفولات ردوکتاز (MTHFR) آنزیم مهم تنظیمی در متابولیسم فولات می باشد. پلی مورفیسم ژن C677T این آنزیم با تغییرات سطوح فولات در ارتباط است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط غلظت فولات گلبول قرمز با آدنومای کولورکتال و چگونگی اثر این پلی مورفیسم بر این ارتباط بود.
    روش بررسی
    در مطالعه مورد- شاهدی که از دی 1386تا آذر 1387 در بخش کولونوسکوپی- اندوسکوپی بیمارستان شهید فقیهی شیراز انجام گردید، 177 بیمار مبتلا به آدنومای کولورکتال (گروه مورد) و 366 فرد سالم که در معاینه کامل کولونوسکوپی، عاری از پولیپ بودند (گروه شاهد) شرکت نمودند. نمونه خون سیاهرگی از افراد به منظور تعیین غلظت فولات و شناسایی پلی مورفیسم با تکینک (PCR-RFLP) جمع آوری گردید.
    یافته ها
    توزیع فراوانی جنسی (مرد و زن) به ترتیب در گروه بیماران 57/6% و 42/3% و در گروه شاهد 55/1% و 43/9% بود. 50/2% از افراد مورد و 49/2% از افراد شاهد در گروه سنی 45 سال و بالاتر قرار داشتند (0/123=P). فراوانی نسبی آلل T در افراد کنترل و بیمار 56/6% و 34/4% بود. ارتباط معناداری بین آلل T ژن آنزیم MTHFR و ابتلا به آدنومای کولورکتال وجود داشت (OR: 1.85، 95% CI: 0.76-4.24، P<0.001) تفاوت میانگین غلظت فولات در ژنوتیپ های هموزیگوت جهش یافته (TT)، هتروزیگوت (CT)، هموزیگوت سالم (CC) معنادار نبود (0/922=P) با این حال افراد با ژنوتیپ TT نسبت به دو گروه دیگر میانگین غلظت فولات کمتری داشتند. افراد با ژنوتیپ TT و سطوح غلظت پایین تر فولات (کمتر از ng/ml 140)، خطر بیشتری در زمینه ابتلا به آدنومای کولورکتال در مقایسه با افراد با ژنوتیپ CC داشتند (OR: 2.08، 95% CI: 0.10-2.19، P<0.05).
    نتیجه گیری
    افراد با ژنوتیپ TT و غلظت فولات پایین، افزایش خطر آدنومای کولورکتال را نشان دادند.
    کلیدواژگان: متیلن تتراهیدروفولات ردوکتاز، پلی مورفیسم ژنتیکی، پولیپ آدنوماس کولورکتال، فولیک اسید
  • سارا شیخ الاسلامی، مرجان ظریف یگانه، لاله حقوقی راد، مریم سادات دانشپور، مهدی هدایتی* صفحات 526-532
    زمینه و هدف
    سرطان مدولاری تیرویید (MTC) به دو شکل اسپورادیک (75%) موارد و ارثی (25%) بروز می کند. اثر جهش های بد معنی پروتوآنکوژن RET در پیشرفت بیماری به خوبی مشخص شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی هاپلوتایپ G691S/S904S در بیماران MTC و خانواده آنها بود.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر در طی سال های 1393-1383 در مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی پژوهشکده غدد درون ریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بر روی 358 فرد شامل 213 بیمار و 145 نفر از اعضای خانواده آنها به انجام رسید. مولکول DNA ژنومیک این افراد از لکوسیت های خون محیطی به روش استاندارد نمک اشباع و پروتییناز K استخراج شد. تغییرات نوکلئوتیدی به روش PCR و Direct DNA sequencing مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    بر اساس نتایج حاصل از سکانس DNA، 189 فرد (119 بیمار، 70 نفر اعضای خانواده) دارای جهش بدمعنی (G691S (rs1799939 در اگزون 11 و جهش هم معنی (rs1800863 (S904S در اگزون 15 پروتوآنکوژن RET بودند. فراوانی آللی هاپلوتایپ G691S/S904S در بیماران 02/35% و در اعضای خانواده آنها 92/29% بود.
    نتیجه گیری
    داده های به دست آمده نشان دهنده فراوانی هاپلوتایپ G691S/S904S ژن RET در میان بیماران MTC و اعضای خانواده آنها در جمعیت ایرانی می باشد. تغییرات نوکلئوتیدی G691S و S904S به طور کامل عدم تعادل پیوستگی را دارا می باشند. بنابراین نتایج آنها به شکل هاپلوتایپ گزارش شده است. بررسی ارتباط بین هاپلوتایپ ذکر شده و بروز بیماری MTC در مطالعات آتی می تواند در شناسایی اثرات احتمالی این هاپلوتایپ موثر باشد.
    کلیدواژگان: سرطان تیرویید، مدولاری، پروتوآنکوژن RET، هاپلوتایپ G691S، S904S
  • ثریا امامقلی زاده مینایی، حسین مزدارانی*، سیدمحمود رضا آقامیری، مرتضی متذکر، محسن منصوری صفحات 533-539
    زمینه و هدف
    رادیوتراپی به طور اجتناب ناپذیری با تابش گیری بافت های نرمال همراه است. پرتو یونساز می تواند منجر به ایجاد آسیب در DNA سلول سالم شده و در نتیجه آن بیماران متحمل عوارض زودرس و دیررس در طی درمان می شوند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات سیتوژنتیکی ایجاد شده در لنفوسیت های خون محیطی بیماران مبتلا به سرطان مری در طی رادیوتراپی بود.
    روش بررسی
    این نوع مطالعه تجربی- آزمایشگاهی و آینده نگر در مرکز رادیوتراپی امید شهرستان ارومیه از فروردین تا اسفند 1391 انجام شد. نمونه های خون محیطی از 15 بیمار مبتلا به سرطان مری در طی سه مرحله قبل (Gy 0)، وسط (Gy6/21) و در انتهای (Gy2/43) درمان رادیوتراپی جمع آوری شدند. سپس نمونه ها در محیط کشت کامل RPMI-1640 حاوی 1% PHA کشت داده شده و در انکوباتور نگهداری شدند. سیتوکالازین- B با غلظت نهایی μg/ml 5 به نمونه ها اضافه شد و در نهایت نمونه ها محصول برداری شده و برای هر نمونه لام مربوطه تهیه شد.
    یافته ها
    افراد مورد مطالعه شامل هشت بیمار زن و هفت بیمار مرد مبتلا به سرطان مری با میانگین سنی 70.07±11.548 بودند. مطالعه حاضر نشان داد که میانگین فراوانی میکرونوکلئی در وسط درمان در مقایسه با نمونه های پیش از درمان به طور قابل توجهی بالاتر بود (بیشتر از چهار برابر). همچنین بررسی نمونه های جمع آوری شده در انتهای درمان، افزایش در فراوانی میکرونوکلئی متناسب با افزایش مقدار دوز دریافتی از پرتو های یونیزان نشان داد (0/001=P).
    نتیجه گیری
    افزایش در فراوانی میکرونوکلئی در مراحل دوم و سوم نمونه گیری در اثر عملکرد پرتوهای یونیزان است بنابراین استفاده از آزمون میکرونوکلئی در طی مراحل مختلف درمان جهت بررسی عوارض رادیوتراپی بسیار کمک کننده است.
    کلیدواژگان: نئوپلاسم مری، لنفوسیت ها، رادیوتراپی، میکرونوکلئی
  • نسترن خسروی، نسرین خالصی، ثمیله نوربخش، آذردخت طباطبایی، بهمن احمدی، رامین عسگریان، شیما جوادی نیا* صفحات 540-545
    زمینه و هدف
    ارزیابی سطح سرب سرم در نوزادان می تواند موجب تشخیص زودرس مسمومیت با این عنصر و پیشگیری از اختلالات تکاملی و عصبی شود. این مطالعه با هدف ارزیابی سطوح سرمی سرب خون بندناف در تعدادی از نوزادان بستری انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه تحلیلی- مقطعی در بخش نوزادان بیمارستان های اکبرآبادی و رسول اکرم (تهران) از خرداد 1390 تا خرداد 1391 انجام شد. پس از نمونه گیری به روش غیر احتمالی، 60 نوزاد تازه متولد شده تحت خونگیری از بندناف قرارگرفتند و سطح سرب نمونه خون از طریق اسپکتروفتومتری جذبی اتمی اندازه گیری شد. سطح سرب بالاتر از μg/dl 5 با ارزش تلقی شد.
    یافته ها
    در مجموع 61/4% نوزادان پسر بودند. میانگین و انحراف معیار سن داخل رحمی 37.4±2.64 هفته، وزن زمان تولد 2701±642.8 گرم و سن مادران 29.20±6.73 سال بود. 70% مادران ساکن شهر بودند. 13% مادران سابقه مصرف دارو داشتند و 5% سیگاری بودند. سطح سرب سرم در خون بندناف نوزادان μg/dl 2.97±2.24 بود. این میزان با جنسیت نوزاد، محل سکونت، مصرف دارو و دخانیات ارتباطی نداشت. همچنین این میزان در 7/16% نوزادان بالاتر از μg/dl 5 بود. (سطح پرخطر) موارد پرخطر با سن مادر، وزن و سن جنین ارتباط داشت. (P=0.02، P=0.004، P=0.03).
    نتیجه گیری
    با وجود پایین بودن سطوح پرخطر سرب سرم در خون بندناف نوزادان، سطح سرب سرم در خون بندناف نوزادان از مطالعات مشابه بالاتر بود. بررسی سطوح سرمی سرب در سایر نوزادان و همچنین در مناطق مختلف توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سرب، بندناف، نوزاد
  • حاجیه برنا*، شیوا رفعتی، فاطمه حاج ابراهیم تهرانی صفحات 546-554
    زمینه و هدف
    دهیدراتاسیون هیپرناترمیک در نوزادان یک بیماری جدی و تهدید کننده حیات است که می تواند باعث آسیب سیستم عصبی مرکزی شود. هدف از این مطالعه تعیین شیوع هیپرناترمی و بررسی فراوانی علایم بالینی و آزمایشگاهی دهیدراتاسیون هیپرناترمیک در نوزادان ترم بود.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر به صورت مقطعی در 2015 نوزاد ترم بستری در بخش نوزادان بیمارستان مصطفی خمینی و حضرت زینب (س) در شهر تهران از فروردین سال 1389 تا اسفند 1391 انجام شد. شیوع هیپرناترمی (145< mmol/lسدیم) و یافته های بالینی و آزمایشگاهی و برخی از فاکتورهای موثر بر شدت آن در بیماران بررسی شد. در نهایت 111 نوزاد هیپرناترمیک در دو گروه سدیم 150≥ (گروه یک) و 150< (گروه دو) وارد مطالعه شدند. نوزادان نارس کمتر از 37 هفته، واجد ناهنجاری مادرزادی، شیرخشک خوار، سپسیس و بیماری ارگانیک از مطالعه خارج شدند و (P<0.05) معنا دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    از 2015 نوزاد بستری 111 (2/5%) مورد هیپرناترمی داشتند. 58 (52/25%) نوزاد پسر و محدوده سدیم 175-146 با میانگین mmol/l 150/3 بود. شایعترین یافته های بالینی در دو گروه دو، یک به ترتیب خواب آلودگی (84/5%، 81%) تب (74/1%، 73/6%)، خوب شیر نخوردن (73/6%، 67/3%)، کاهش وزن (984/9%، 60/2%) و کاهش حجم ادرار (52/8%، 31%) بود. اولیگوری، بی قراری، تشنج، کاهش وزن، ادرار نارنجی، در گروه دو به طور معنا دار بالاتر از گروه یک بود. شدت هیپرناترمی ارتباط معنا داری با سن (P=0.046)، وزن (P=0.022) و زمان شروع تغذیه نوزاد داشت (P=0.016).
    نتیجه گیری
    توجه کافی نسبت به علایم هشداردهنده هیپرناترمی مانند خواب آلودگی، کاهش وزن، اولیگوری، خوب شیر نخوردن، تب، بی قراری و تعیین سطح سدیم سرم در موارد مشکوک می توان به طور قابل توجهی عوارض بالقوه دهیدراتاسیون هیپرناترمیک را در نوزادان کاهش داد.
    کلیدواژگان: نوزاد، هیپرناترمی، دهیدراتاسیون، عوامل خطر
  • سمیرا مهر علی زاده، مجید میرمحمدخانی، مریم نادری ارم*، شمس الله نوری پور صفحات 555-563
    زمینه و هدف
    دیابت بارداری با افزایش خطر بیماری های قلبی نوزادی همراه است. این مطالعه با هدف بررسی یافته های اکوکاردیوگرافی در نوزادان مادران با آزمایش تحمل گلوکز (GTT) مختل و مقایسه آنها با نوزادان مادران سالم انجام شد.
    روش بررسی
    در یک مطالعه مقطعی- تحلیلی در بیمارستان امیرالمومنین (ع) سمنان، از فروردین تا آبان 1392 دو گروه از نوزادان واجد شرایط وارد مطالعه شدند. نمونه گیری با رویکرد آسان و به طور متوالی انجام شد. نوزادان در روز دوم تولد تحت اکوکاردیوگرافی قرارگرفتند و پارامترهای قلبی شامل دیامتر سپتوم بین بطنی، نسبت کوتاه شدگی، توده و ضخامت دیواره خلفی بطن چپ، قطر آئورت و دهلیز چپ اندازه گیری شد. همچنین قندخون مادران و شاخص HbA1c اندازه گیری گردید. تحلیل با نرم افزار SPSS ویراست 16 صورت گرفت.
    یافته ها
    35 نوزاد از مادران با GTT مختل و 33 نوزاد از مادران سالم مورد مطالعه قرار گرفتند. وزن تولد نوزادان، سن مادران و HbA1c در نوزادان مادران با GTT مختل بیشتر از گروه سالم بود (به ترتیب P=0.003 and P=0.000 and P=0.000). ضخامت دیاستولی و سیستولی دیواره بین بطنی، نسبت ضخامت دیاستولی دیواره بین بطنی به ضخامت دیاستولی دیواره خلفی بطن چپ، قطر آئورت و قطر خروجی بطن چپ در نوزادان مادران GTT مختل، بیشتر از گروه سالم بود (به ترتیب P=0.008، P=0.034، P=0.016، P=0.017 and P=0.020). در سایر پارامترها تفاوت معناداری گزارش نشد.
    نتیجه گیری
    دیابت بارداری با تغییر در یافته های اکوکاردیوگرافی به ویژه ضخامت دیاستولی دیواره بین بطنی مرتبط است. همچنین افزایش ضخامت دیواره بین بطنی به ویژه در دیاستول از مهمترین شاخص های هیپرتروفی پاتولوژیک قلبی می باشد که می تواند در حضور دیابت بارداری و عدم کنترل آن ایجاد یا تشدید گردد.
    کلیدواژگان: دیابت بارداری، اکوکاردیوگرافی، دیواره بین بطنی، HbA1c
  • امیر هوشنگ احسانی، فاطمه غلامعلی، محبوبه سادات حسینی، مژگان نوری، پدرام نورمحمدپور* صفحات 564-569
    زمینه و هدف
    بیماری (Mycosis Fungoides (MF نوعی از لنفوم های پوستی با درگیری های متنوع پوست و ضمایم آن است. هدف از این مطالعه بررسی انواع درگیری ناخنی و شیوع هر یک در بیماران مبتلا بود.
    روش بررسی
    در یک پژوهش مقطعی، بیماران با تشخیص بالینی MF و تایید آسیب شناسی مراجعه کننده به درمانگاه های پوست، پیگیری، پرتودرمانی و بیماران بستری در بیمارستان رازی در سال 1390 (از فروردین تا اسفند 1390) و پس از دریافت فرم رضایت آگاهانه توسط پژوهشگران مطالعه مورد معاینه دقیق پوست و ناخن قرار گرفتند و انواع تغییرات ناخنی مشاهده شده در پرسشنامه های مخصوص ثبت گردید.
    یافته ها
    در کل 60 بیمار مبتلا به MF در بازه زمانی مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی بیماران 18/3±49/7 بوده است. 28 بیمار (7/4646/7%) مرد بودند و 32 مورد (53/3%) زن بودند. 18 بیمار (30%) درگیری ناخنی داشتند که در مردان دو برابر شایع تر بود (12 مرد و شش زن بودند). ارتباط معناداری میان وجود درگیری ناخن و سن (0/49=P)، جنس (0/62=P)، مدت ابتلا به بیماری (0/76=P) و نوع درمان انجام شده (0/34=P) پیدا نشد.
    نتیجه گیری
    درگیری ناخنی جزو موارد شایع در بیماران مبتلا به MF به شمار می رود گرچه ارتباطی با مشخصات دموگرافیک بیماری ندارد.
    کلیدواژگان: مایکوزیس فانگوییدس، درگیری ناخن
  • حبیب الله یاری بیگی، حجت تقی پور، حمیدرضا تقی پور* صفحات 570-574
    زمینه و هدف
    شیوع ریسک فاکتورهای قلبی بین افرادی که جراحی عروق کرونر انجام داده اند خیلی مشخص نیست.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر روی 1592 بیماری که بین فروردین 1388 تا فروردین 1392 تحت عمل جراحی بای پس عروق کرونر (CABG) قرار گرفتند انجام گرفت. فاکتورها و عوامل موثر در بروز بیماری های قلبی بررسی گردیده و اطلاعات لازم جمع آوری و ارزیابی شد.
    یافته ها
    70/8% از بیماران مرد و 29/2% زن بودند. میانگین سنی 60.39±7.5 سال و میانگین وزنی 73.91±6.3 kg بود. 47/3% دارای دیابت، 79/4% هایپرکلسترومی، 34/3% سابقه مصرف سیگار، 64/5% پرفشاری خون و 44/2% نیز دارای سابقه خانوادگی ابتلا به بیماری قلبی بودند. در بین عوامل آتیپیک نیز شیوع آنژین در آنها بالا بود (88/8%). میانگین BMI این بیماران نیز بالاتر از حد نرمال بود 27.46±2.1. اما سایر عوامل غیر کلاسیک شیوع بالایی نداشتند.
    نتیجه گیری
    با غربالگری و شناسایی افرادی که دارای ریسک فاکتورهای بیماری های قلبی می باشند می توان از بروز آترواسکلروز و در نتیجه انجام جراحی بای پس عروق کرونر در آینده پیشگیری نمود.
    کلیدواژگان: ریسک فاکتور، بای پس کرونر، بیماری قلبی
|
  • Sharif Moradi, Hossein Baharvand * Pages 497-507
    Embryonic stem cells are pluripotent stem cells which have the ability to indefinitely self-renew and differentiate into all differentiated cells of the body. Regarding their two main properties (unlimited self-renewal and multi-lineage differentiation), these cells have various biomedical applications in basic research and cell based therapy. Because the transplantation of differentiated cells that are derived from embryonic stem cells is allogenic, they face the problem of immune rejection following the transplantation of embryonic stem cell-derived cells into patients. In 2006, researchers from Japan reported the derivation of a new type of pluripotent stem cells which could overcome the problem of immune rejection that is associated with the application of embryonic stem cells. They designated these cells as induced pluripotent stem (iPS) cells, because their production was ‘induced’ from differentiated somatic cells using a combination of four embryonic stem cell-associated transcription factors. Importantly, these pluripotent stem cells exhibit all the key features of embryonic stem cells including unlimited self-renewal and multi-lineage differentiation potential, and can pass the most stringent test of pluripotency which is known as the tetraploid (4n) complementation. Hence, in addition to bypassing the problem of immune rejection, iPS cells have all of the potential applications of embryonic stem cells, including in developmental studies, toxicology research, drug discovery and disease modeling. Also, considering that they could be generated from patient’s own cells, iPS cells hold great promise in the future of patient-specific cell replacement therapies using pluripotent stem cells. In this review article, we will present a comprehensive review on the how and why of the generation of iPS cell from somatic cells of the body and discuss how they should be characterized in terms of morphologically, pluripotent stem cell behavior, and the molecular signature. In addition, their medical applications as well as some of the considerations and future challenges in their use will be discussed.
    Keywords: differentiation, embryonic stem cells, induced pluripotent stem cells, proliferation
  • Salva Sadat Mostafavi Dehraisi, Seyed Mehdi Sadat, Fatemeh Davari Tanha, Mohammad Reza Aghasadeghi Aghasadeghi, Mahdi Safarpour, Parinaz Abbasi Ranjbar, Ahmad Ebrahimi * Pages 508-514
    Background
    Uterine leiomyoma is one of the most common benign smooth muscle tumors occurring in 20-40% of women worldwide in their reproductive years. Recent studies revealed that estrogen plays an important role in the pathogenesis of uterine leiomyoma. Since, Glutathione s-transferase (GST) gene families are involved in the biosynthesis of estrogen, the prior probability that variants at this locus are associated with uterine leiomyoma is likely to be above the null. Therefore, this study was carried out to examine whether GSTP1 Ile105Val polymorphism is associated with uterine leiomyoma in Iranian population.
    Methods
    In this case-control study, 50 women affected with uterine leiomyoma and 50 healthy controls were recruited among participants at the Pasteur Institute of Iran from November 2012 to September 2013. The genomic DNA was extracted from peripheral blood leucocytes using the standard phenol-chloroform method and subsequently the GSTP1 polymorphism was genotyped using Amplification Refractory Mutation System (ARMS-PCR). Association of Ile105Val polymorphism with uterine leiomyoma was examined using the SPSS statistical software package, version 18.0 after age adjustment.
    Results
    The results showed significant differences between case and control groups in terms of genotype frequency (P<0.0001). In addition, the results indicated that the presence of the valine allele significantly increased risk of uterine leiomyoma approximately 3 times more in individuals carrying the mutant allele compared to control group (Odds Ratio: 3.34; 95%CI: 1.82-6.15; P<0.0001).
    Conclusion
    To our knowledge, this is the first study performed in Iranian population assessing the association between GSTP1 Ile105Val polymorphism and risk of uterine leiomyoma. However, further extensive researches with a large number of samples from different populations and ethnicities are required to validate the results obtained in this study.
    Keywords: GST, Ile105Val polymorphism, Iran, uterine leiomyoma
  • Zohreh Mazloom *, Seyed Mohammad Bagher Tabei, Salmeh Bahmanpour, Hamid Reza Tabatabaee, Mahvash Alizadeh Naeni Pages 515-525
    Background
    Red Blood Cell's (RBC)’s folate may be related to decreased risk of colorectal adenoma. Methylenetetrahydrofolate reductase (MTHFR) is a key regulatory enzyme in folate metabolism. The MTHFR C677T polymorphism is located in the Exon 4 region and is associated with the change of folate level. This study evaluated the associations between RBC’s Folate levels and colorectal adenoma risk, taking into account whether this associations is modified by MTHFR Polymorphism.
    Methods
    In a case-control study conducted from January to October 2007 in Endoscopy-Colonoscopy ward of Shahid Faghihi Hospital, Shiraz. Participants were 177 case of colorectal adenoma who had pathologic-confirmed adenomatous polyps in full colonoscopy examination and 366 controls without polyps in full colonoscopy. Fasting venous blood were drawn from patients in order to determine RBC’s folate and to identify the MTHFR polymorphism by polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) technique.
    Results
    Gender Distribution in the patient group were 57.6% male and 42.3% female and control group consisted of 55.1% male and 43.9% female. 50.2% of cases and 49.2% of controls were in the age group “45 years and above”. The T allele frequency was 56.6% in control group and 34.4% in colorectal adenoma patients. There was a significant association between T allele in -677 position of MTHFR gene and colorectal adenoma susceptibility (OR: 1.85, 95% CI: 0.76-4.24, P<0.001). Mean concentration of RBC’s folate was not statistically significant among three groups with TT genotype (mutation homozygote), CT genotype (heterozygote), and CC genotype (wild-type homozygote) (P>0.05) but mean concentration of RBC’s folate was the lowest in TT genotype compare with two other genotype. Odd's Ratio for low (<140ng/ml) versus high level of RBC’s folate in participants with TT genotype was (OR: 2.08, 95% CI: 0.10-2.19, P<0.05) as compare with the CC ones.
    Conclusion
    The result of this study suggested an inverse association between RBC's folate concentration and colorectal adenomas risk, which may be more relevant for those with the MTHFR TT genotype.
    Keywords: colorectal adenomatous polyposis, folic acid, genetic polymorphism, methylenetetrahydrofolate reductase (NADPH2)
  • Sara Sheikholeslami, Marjan Zarif Yeganeh, Laleh Hoghooghi Rad, Maryam Sadat Daneshpour, Mehdi Hedayati * Pages 526-532
    Background
    Medullary thyroid carcinoma (MTC) occurs in both sporadic (75%) and hereditary (25%) forms. The missense mutations of the rearranged during transfection (RET) proto-oncogene in MTC development have been well demonstrated. Several studies have been published that indicate the molecular analysis of RET gene may offer early identification of those patients at high risk to develop MTC and may provide the opportunity for early intervention. The aim of this study was to investigate frequency of G691S/S904S haplotype in MTC patients and their relatives.
    Methods
    From 2004 to 2014, 358 participants were studied, including 213 patients (119 female, 94 male) and 145 their relatives (79 female, 66 male) in cellular and molecular research center of Shahid Beheshti Research Institute for Endocrine Sciences, Tehran, Iran. Genomic DNA was extracted from peripheral blood leucocytes using the standard Salting Out/Proteinase K method. Nucleotide change detection was performed using PCR and direct DNA sequencing methods. The RET mutations and SNPs, sequences were analyzed.
    Results
    According to DNA sequencing results, 189 individuals (119 patients, 70 relatives) had both G691S (rs1799939) missense mutation in exon11 and S904S (rs1800863) synonymous mutation in exon 15 of RET proto-oncogene. The allele frequency of G691S/S904S haplotype was 35.02% in patients and 29.92% in their relatives.
    Conclusion
    The obtained data showed the frequency of G691S/S904S RET gene haplotype among Iranian MTC patients and their relatives. The G691S and S904S nucleotide changes were in complete linkage disequilibrium, so the results were grouped together and referred to as G691S/S904S haplotype. This haplotype are not considered as oncogenic mutations at this time, its functional role should be investigated. Further analysis is needed to demonstrate the association between this haplotype and MTC development.
    Keywords: haplotypes, medullary, proto, oncogene, thyroid cancer
  • Soraya Emamgholizadeh Minaei, Hossein Mozdarani *, Seyed Mahmoud Reza Aghamiri, Morteza Motazakker, Mohsen Mansouri Pages 533-539
    Background
    Radiotherapy can cause DNA damage in normal cells, misrepaired or unrepaired double strand breaks in DNA lead to chromosomal breaks. As a result patient experience early and late effects in normal tissue during and after radiotherapy. Cytogenetic techniques can be used as a cancer predictive assay because there is an association between chromosome abnormalities and the risk of developing cancer. Also it can assess patient's complications during the therapy. The aim of the present study was evaluation of the cytogenetic alteration in peripheral blood lymphocytes of esophageal cancer patients treated with radiotherapy.
    Methods
    The present study is an experimental and prospective research. It was done at radiotherapy department at Omid Center in Urmia from January to December 2012. Blood samples were obtained from 15 esophageal cancer patients, before (0 Gy), during (21.6 Gy), and after radiotherapy treatment (43.2 Gy). Blood samples were cultured in RPMI-1640 complete medium containing 1% phytohaemagglutinin and incubated in a CO2 incubator. Cytochalasin-B was added to the cultures at a final concentration of 5 µg/ml. Finally, harvesting, slide making, and analysis were performed according to standard procedures.
    Results
    This study consisted of 15 patients, including 7 men and 8 women from 55 to 84 years old (70.07±11.548). Results indicate that, in the middle of treatment the average frequency of micronuclei increased significantly compared with their concurrent pre-treatment samples (greater than four-fold). Also, an increase in chromosome damage (MN frequency) proportional increasing radiation doses at the end of treatment was observed (P=0.001).
    Conclusion
    Increasing in the MN frequency in the second and third stages is due to radiation effects. Thus, the use of the MN technique for assessing of the side effects in patients during the therapy is very helpful. Moreover, MN assay can be used as a predictive assay for detecting individuals (patient or healthy) with intrinsic radiosensitivity.
    Keywords: esophageal neoplasms, lymphocytes, micronuclei, radiotherapy
  • Nastaran Khosravi, Nasrin Khalesi, Samileh Noorbakhsh, Azardokht Tabatabaei, Bahman Ahmadi, Ramin Asgarian, Shima Javadi, Nia * Pages 540-545
    Background
    Assessment of the serum lead’s concentration in the newborn immediately after birth can be effective for the detection of lead poisoning in the early stages and prevent of developmental disorders and neuropsychiatric behaviors. This study aimed to assess the serum lead levels of cord blood in some of the hospitalized newborns.
    Methods
    This cross-sectional analytic study conducted in the newborns ward of two hospitals (Rasoul Akram and Akbar Abadi) From December 2011 to October 2012 in Tehran, Iran. After non-probability sampling, 60 newborns in the first days after birth, underwent the cord blood sampling and the cord blood lead levels were measured by atomic absorption spectrophotometer. Then all of data were collected and analyzed. The serum lead concentration greater than 5 μg/dl was considered valuable.
    Results
    In total, 61.4% of samples were boys. The mean (±SD) of gestational age was 37.4±2.64 weeks and mean (±SD) of birth weight was 2701±642.8g. The mean (±SD) of maternal age was 29.20±6.73 years. 70% of mothers were urban. 13% of mothers had a history of drug use, and 5% were current smokers. The mean (±SD) of the serum lead level of cord blood was 2.97±2.24 μg/dl. This level was not associated with fetal gender, place of residence, drug history and current smoking. This level in the 16.7% of samples was greater than 5 μg/dl (high risk cases). High risk level was associated with maternal age, weight and fetal age (P=0.02, P=0.004, P=0.03), but this level was not associated with fetal gender, place of residence, drug history and current smoking.
    Conclusion
    Serum lead level of cord blood was relatively higher than other studies, although the prevalence of the high risk newborns (serum blood lead levels greater than 5 μg/dl) was low. Further research has recommended assessing the serum lead level in other newborns in the different areas to identify risk factors of neuromotor outcome in infants to prevent.
    Keywords: cord blood, lead, newborn
  • Hajieh Borna *, Shiva Rafati, Fathemeh Haj Ebrahim Tehrani Pages 546-554
    Background
    Hypernatremic dehydration in neonate is a serious potentially life treating can damage the central nervous system. The aim of this study was to determine the clinical and laboratory signs of hypernatremic dehydration in term infant.
    Methods
    A cross sectional study was performed from April 2010 to March 2012 in 111 neonates with sodium>145 mmol/l who were admitted at the Mostafa Khomeini and Hazrat Zainab Hospitals in Tehran, Iran. The incidence of clinical and laboratory findings and relationship between some risk factors influencing the severity of hypernatremia were reviewed. The patients were subdivided in two groups: Na<150 mmol/l (group 1) and Na≥150 mmol/l (group 2). Premature infants less than 37 weeks, congenital malformations, formula fed, sepsis and organic disease were excluded. The Student’s t-test, Mann-Whitney U test and Chi-square test were used for statistical data analysis. P<0.05 were considered significant.
    Results
    One hundred and eleven of 2015 (5.2%) patients had hypernatremia. Fifty eight (52.25%) infants were male and sodium ranging was from 146 to 175 mmol/l with an average of 150.3 mg/dl. The most common clinical findings in both groups 1 and 2 were lethargy (81%, 84.5%), fever (74.1%, 73.6%), poor feeding (67.3%, 73.6%), weight loss (60.2%, 84.9%) and a decrease in urine volume (31%, 52.8%). Oliguria, restlessness, seizures, weight loss, orange urine, pathologic hyperbilirubinemia were significantly higher in group 2 than group 1 (P<0.05). There was correlation between severity of hyprnatremia and weight (P=0.022) and age of neonate (P=0.046), time of first feeding (P=0.016), serum creatinie>1.5 mg/dl (P=0.016) and bilirubin level (P=0.01). The relationship between type of nutrition, type of delivery, parity, maternal age, sex, gestational age, discharge, maternal education level were not significant.
    Conclusion
    Sufficient attention to the warning signs of hypernatremia such as lethargy, weight loss, oliguria, poor feeding, fever, restlessness and determination of serum sodium levels in suspected cases can significantly reduce the potential complications of hypernatremic dehydration in neonate.
    Keywords: dehydration, hypernatremia, newborn, risk factors
  • Semira Mehralizadeh, Majid Mirmohammadkhani, Maryam Naderi Eram *, Shamsollah Noripour Pages 555-563
    Background
    Gestational diabetes is associated with increased risk of congenital heart disease in neonates. The study was performed to evaluate the cardiac parameters in neonates of mothers with abnormal glucose tolerance test (GTT) and compare them with data of normal newborn.
    Methods
    In a cross-sectional study in Amiralmomenin Hospital, Semnan City, Iran from April to October 2013, two groups of infants were eligible for the study. Sampling was performed in succession for the infants who were eligible. Echocardiography was performed for the babies on the second day, and cardiac parameters including interventricular septal diameter, left ventricular shortening fraction and mass, left ventricular posterior wall thickness, aortic and left atrial diameter were measured. Maternal glycemic control and HbA1c were measured indicators. Analysis with the SPSS software version 16, the Student’s t-test, Mann-Whitney and Chi-square test were performed.
    Results
    Thirty five newborn infants of mothers with impaired GTT and newborn of 33 healthy women were studied. Birth weight, maternal age and HbA1c among infants of mothers with impaired GTT were greater than the control group (P=0.003 and P=0.000 and P=0.000 respectively). Diastolic and systolic ventricular septal thickness, ratio of diastolic ventricular septal thickness to diastolic diameter of the left ventricular posterior wall, the aortic diameter and left ventricular outflow tract diameter in infants of mothers with impaired GTT were significantly increased in comparison to data of the normal group (P=0.008, P=0.034, P=0.016, P=0.017 and P=0.020 respectively). No significant difference was reported in other diameters.
    Conclusion
    Gestational diabetes mellitus results in changes of echocardiographic findings particularly relevant in diastolic ventricular septal thickness. The increase in wall thickness especially during diastole, is associated with pathological cardiac hypertrophy. Based on the results of the present study, cardiac hypertrophy can be related to gestational diabetes. Poor control of disease may cause or aggravate the process.
    Keywords: echocardiography, gestational diabetes, hemoglobin A
  • Amir Houshang Ehsani, Fatemeh Gholamali, Mahboubeh Sadat Hosseini, Mojgan Nouri, Pedram Noormohammadpour * Pages 564-569
    Background
    Mycosis fungoides (MF) is the commonest T-Cell lymphoma (CTCL) involving skin and its appendages to variable degrees. Nail involvement is one of multiple dermatologic manifestation of this disorder and could have negative impact on psychological status of patients and producing therapeutic challenge to physician. We aimed to evaluate prevalence and subtypes of nail involvement in MF patients attending dermatology clinic, Razi Hospital in Tehran, Iran.
    Methods
    All patients having MF confirmed via histopathology, visiting Razi Hospital Dermatology Clinic, Phototherapy and follow-up on inpatient wards from 2010 to 2011, were included. Patients examined by dermatologist researcher focusing on nail changes and all detected nail changes including onycholysis, longitudinal ridges and 11 more other changes, recorded in appropriated questionnaires. Treatment regimen prescribed to the patients also recorded as well as clinical CTCL staging.
    Results
    A total of 60 patients, including 28 (46.7%) males and 32 (53.3%) females entered the study. 18 patients (12 males and 6 females) had different nail changes including longitudinal ridging, leukonychia, pitting and nine more morphological changes in decrescendo order. Ten patients had smoking history including four patients with nail changes. The commonest used treatment was local bath Psoralen and UVA light therapy (PUVA). Overall nail involvement in our study was approximately 30%. There was no significant relationship between prevalence of nail changes, demographic and clinical specification of underlying CTCL disorder especially tumor stage. Also, no significant relationship between prevalence and type of nail involvement with prescribed therapeutic regimen was found.
    Conclusion
    We found about 30% prevalence that is a little higher than previously shown. It seems that nail changes in CTCL have no relationship to CTCL staging or other specifications including demographic specifications.
    Keywords: mycosis fungoides, nail diseases
  • Habib Yaribeygi, Hojjat Taghipour, Hamidreza Taghipour* Pages 570-574
    Background
    Cardiovascular complications have very high incidence and are the main cause of mortality in human. Although the cardiovascular risk factors among apparently healthy subjects have been studied, these factors among patients who have undergone coronary artery bypass graft surgery have not evaluated clearly.
    Methods
    The present study is a descriptive, cross-sectional survey on 1592 patients which suffered coronary artery bypass surgery (CABG) from May 2009 to May 2013 in Baqiyatallah Hospital, Tehran. Before surgery, all patients were carefully assessed and typical and atypical cardiovascular risk factors were determined and the desired data were collected.
    Results
    More than 70.8% of subjects were men and 29.2% were women. Average age of all patients was 60.39±7.5 years and the mean weight was 73.91±6.3 kg. Typical risk factors including: smoking, plasma cholesterol level, hypertension, diabetes mellitus and family history of cardiac problems, were common in these patients. Forty seven percent of patients had diabetes mellitus, 79.4% had hypercholesterolemia, 34.3% had a smoking history, 64.5% had hypertension and 44.2% of patients had a family history of cardiovascular disease. Among atypical risk factors, various types of angina (chest pain) had high prevalence (88.8% of all). Also, mean body mass index (BMI) were higher than normal (27.46±2.1) which showed the incidence of obesity among these patients. But, other atypical risk factors did not have high incidence.
    Conclusion
    We demonstrated that typical and well known risk factors have also high prevalence in CABG patients. Our results indicates that we can recognize high risk persons with continuous and accurate screening as a safe and inexpensive preventive tool. This can be done in both apparently healthy subjects and in cardiovascular patients. We can prevent the occurrence of severe degrees of atherosclerosis and also CABG. So the cost and performing surgeries will be decreased.
    Keywords: coronary artery bypass, heart disease, risk factors