فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 1 (پیاپی 10، بهار و تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/05/26
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی شکوری، شقایق بهرامی صفحات 1-24
    در مقاله حاضر، به تاثیر گردشگری روستایی بر کاهش فقر در چارچوب رویکرد معیشت پایدار در دو روستای قلعه نو و کلین پرداخته شده است. دو روستا به لحاظ ویژگی های منطقه ای و توسعه ای مشابه، ولی به لحاظ میزان گردشگری متفاوت هستند. فرض مطالعه بر این است که گردشگری می تواند تاثیر مثبتی بر معیشت پایدار افراد بگذارد. در پژوهش حاضر، معیشت پایدار با تعریف دپارتمان توسعه بین الملل بریتانیا مشخص شده است و پنج بعد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و نهادی را شامل می شود که در کنار مولفه های معیشت پایدار (سرمایه طبیعی، فیزیکی، مالی، اجتماعی و انسانی) به عنوان چارچوبی برای مطالعه حاضر در نظر گرفته شده است. اطلاعات مورد نیاز پژوهش با استفاده از روش های کمی و کیفی جمع آوری شده است. جامعه آماری، خانوارهای روستاهای قلعه نو و کلین در بازه زمانی دهه 90 است. در دو روستای مورد مطالعه 274 خانوار وجود دارد که با استفاده از نمونه گیری 80 خانوار از هر روستا به عنوان نمونه تحقیق شناسایی شدند. در روش کیفی نیز با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی با 31 نفر از افراد مسئول و مطلعین روستاهای مورد مطالعه مصاحبه انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش، اغلب افراد نمونه در روستای قلعه نو نسبت به روستای کلین، که به ترتیب بیشترین و کمترین میزان گردشگر را در طی سال جذب می کنند، به تاثیر بیشتر گردشگری بر معیشت پایدار و مولفه های آن اعتقاد داشتند. به همین ترتیب در روستای قلعه نو اغلب متغیرهای زمینه ای، اقتصادی و اجتماعی با پنداشت افراد درباره معیشت پایدار و مولفه های آن رابطه معنادار و مثبتی داشتند. در بین متغیرهای مستقل، رابطه دارایی و درآمد با متغیر وابسته از شدت بیشتری برخوردار بود. یافته های پژوهش حاضر، دیدگاه بدبینان به گردشگری روستایی، که بر پیامدهای منفی گردشگری در جامعه میزبان تاکید دارند، را رد می کند.
    کلیدواژگان: معیشت پایدار، کاهش فقر، گردشگری روستایی، پایداری
  • غلامرضا جمشیدیها، حمزه نوذری صفحات 25-48
    مقاله حاضر تلاش می کند سیر تحول در معنا و مفهوم توسعه پس از انقلاب اسلامی ایران را بررسی نماید. در این مقاله از نظریه گفتمان لاکلا و موفه و از تحلیل گفتمان به عنوان روش تحقیق استفاده شده است. این پژوهش جریان کشمکش بر سر تثبیت معنای توسعه را تحلیل نموده است. تحلیل گفتمان های توسعه پس از انقلاب نشان می دهد که هر گفتمان توسعه از مفصل بندی چند دال شناور حول یک دال مرکزی تشکیل شده است. نگرش به توسعه در گفتمان های پس از انقلاب متنوع است و خصلتی کاملا تخاصم آمیز دارد. بنابراین خصلت انکارنشدنی معنا و مفهوم توسعه پس از انقلاب اسلامی، تخاصم آمیز بودن آن هاست، به طوری که منازعه عنصر تعیین کننده توسعه بوده است. منازعه میان گفتمان های توسعه پس از انقلاب اسلامی نشان می دهد که نمی توان اصول ناب و دقیقی برای توسعه ترسیم کرد که به زایش یک برداشت خاص از توسعه منجر شود. در قلمرو توسعه پس از انقلاب اسلامی، هویت مایی و آن هایی شکل گرفته است؛ مایی و آن هایی که کاملا خصلت طرد و کنار گذاری دارند
    کلیدواژگان: توسعه، گفتمان، تحلیل گفتمانی، مفصل بندی، دال و مدلول، تخاصم
  • پویا علاءالدینی، نینا امین زاده صفحات 49-70
    شبکه خوشهسار بوم گردی ایران طی چند سال اخیر با شکلگیری حلقهای از فعالان گردشگری روستایی در چند نقطه کشور ایجاد شده است. فعالیت اصلی اعضای شبکه شامل آمادهسازی خانه ای بومی در یک روستا، پذیرایی از گردشگران با آداب و رسوم خاص و معرفی فرهنگ، صنایع دستی و دیگر تولیدات منطقه با مشارکت جماعت محلی است. مقاله حاضر به تحلیل توسعه فعالیت های گردشگری در روستای گرمه اصفهان (نمونهای بسیار موفق در خوشه سار بوم گردی) از منظر نقش تسهیل گر، آثار توسعه فعالیت ها و پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی میپردازد. جهت مقاله، از طریق مشاهده، مصاحبه با 41 نفر از اهالی و ارزیابی مشارکتی روستایی (با حضور 11 گروه مختلف)، اطلاعات کیفی مبسوطی در سه محور اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی جمع آوری شده است. تحلیل نتایج پژوهش میدانی نشان میدهد که توسعه گردشگری در گرمه توام با مجموعه ای از پایداری ها و ناپایداری ها در زمینه های اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی است. به واسطه تمهیدات تسهیلگر، بازار نسبتا گسترده ای در دسترس روستا قرار گرفته است. در عین حال، مشارکت اهالی در فعالیتهای توسعه گردشگری شکلی از بالا به پایین دارد و خالی از جنبه های انحصاری نیست. مردم گرمه در کل از توسعه گردشگری در روستایشان رضایت دارند، هرچند که فرهنگ و رفتار متفاوت گردشگران، تفاوت اولویتهای گردشگری و اولویتهای روستائیان و رقابتهای میانطایفهای موجب بروز پاره ای نارضایتی ها نسبت به حضور گردشگران و فعالیتهای تسهیل گر شده است.
    کلیدواژگان: خوشه سار بوم گردی، گردشگری روستایی، نماگرهای پایداری، تسهیل گر، گرمه
  • ابوعلی ودادهیر، محمد چقلوند، جلال الدین رفیع فر، نسرین امیدوار صفحات 71-106
    نظام غذایی و تغذیه هر قوم دربرگیرنده مولفه های مهم فرهنگی و ارتباطی انسان با محیط است. غذا در جوامع انسانی ابعاد مختلفی از حیات زیستی و فرهنگی انسان را به نمایش می گذارد. ترجیح رنگ، طعم، ذائقه، شیوه تدارک، ابزار به کار رفته، چگونگی توزیع غذا در سطوح مختلف اجتماعی، آداب و رسوم و آیین های تولید، تدارک، توزیع، مصرف و ملاحظات خاص جنسیتی در این رابطه پیچیدگی خاص غذا و تغذیه در بستر فرهنگ را نشان می دهند. هدف این مطالعه بررسی نظام غذایی و تغذیه در فرهنگ روستایی و عشایری قوم لک در استان لرستان است. به طور مشخص این مطالعه بدنبال توصیفی فربه از ابعاد فرهنگی-اجتماعی ناظر بر غذا و تغذیه مانند روابط اجتماعی، جنسیت، تقسیم کار، عادات غذایی و جایگاه نمادین غذا در فرهنگ این مردم و تاثیرات این نظام بر محیط زندگی و پایداری معیشت آن ها است. برای تحقق این هدف، رویکرد پژوهشی کیفی و به طور مشخص اتنوگرافی و مطالعه میدانی شامل مصاحبه مردم نگارانه، مشاهده مشارکتی و یادداشت در عرصه، طی اقامت طولانی مدت در محل به کار گرفته شده است. این مطالعه در تمام مدت انجام آن، رویکردی باز و پذیرنده نسبت به پرسش های جدید داشته و با در پیش گرفتن فرآیندی چرخشی یا ازسرگیرانه، متشکل از گردآوری، آنالیز، پرسش های تازه و مراجعه مجدد به میدان برای پاسخ گویی به پرسش ها، انعطاف و توانمندی پهن دامنه ای را برای فهم عمیق تر موضوع پرورش داده است. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که تنوع قابل ملاحظه ای در مولفه های نظام غذایی بومی، منابع غذایی و آیین های تغذیه ای عشایر و روستائیان قوم لک وجود دارد از جمله تنوعی که آن ها در نحوه شکار، گردآوری و تولید غذا و نحوه تهیه و خرید غذا از بازار و مصرف غذا دارند. این شیوه های غذایی در بستری اجتماعی-فرهنگی و با توجه به مولفه هایی مانند روابط اجتماعی، خویشاوندی، جنسیت، تاریخ و ویژگی های زیست محیطی صورت بندی می شود و بطور بالقوه می تواند منبع مهمی برای توسعه پایدار و درون زای اجتماع لک های لرستان باشد.
    کلیدواژگان: نظام غذایی بومی، قوم لک، فرهنگ، زندگی روستایی و عشایری، توسعه پایدار، اتنوگرافی
  • سارا علایی، محمد نریمانی، نادر حاجلو، عباس ابوالقاسمی صفحات 107-122
    کیفیت زندگی مفهومی است که در سال های اخیر به واسطه نقشی که در سلامت اجتماعی و روانی افراد دارد، اهمیت بسزایی یافته است. در همین راستا و با توجه به این که سوءمصرف مواد والدین، مشکلات زیادی را ایجاد می کند که باعث اختلال در روند کیفیت زندگی فرزندان آنان می شود؛ شناخت مسایلی که می تواند کیفیت زندگی و سطح سلامت آنان را به مخاطره بیاندازد، ضروری به نظر می رسد. این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت زندگی و بررسی ابعاد مختلف آن در فرزندان افراد معتاد روستایی ساکن در حومه شهرستان اردبیل طراحی و اجرا شده است. روش تحقیق این پژوهش از نوع مقطعی و توصیفی-تحلیلی بوده که بر روی 100 نفر از فرزندان افراد معتاد انجام گرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل سیاهه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه 26 سوالی کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت بود. همچنین، اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و با بهره گیری شاخص های آمار توصیفی و آزمون های آماری تی تست، و همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. طبق نتایج به دست آمده در تمام ابعاد کیفیت زندگی، دختران افراد معتاد وضعیت بهتری نسبت به پسران دارند. یافته ها نشان داد بین هر چهار بعد کیفیت زندگی با سن، جنسیت، تعداد افراد خانواده (پرجمعیت یا کم جمعیت بودن خانواده) و نیز نوع ماده مصرفی توسط والدین (مواد سبک یا سنگین) ارتباط آماری معنی دار (01/0< p) برقرار است. همچنین، کیفیت زندگی 7 درصد فرزندان افراد معتاد بالا، 45 درصد متوسط و کیفیت زندگی 48 درصد در سطح پایین قرار داشته است. یافته های پژوهش حاضر، ما را در زمینه تاثیر اعتیاد والدین و عوارض آن بر کیفیت زندگی فرزندان آن ها آگاه می سازد که با توجه به این نتایج، کیفیت زندگی فرزندان افراد معتاد پایین تر از متوسط است و انجام ارزیابی های روانشناختی فرزندان افراد معتاد و ارائه خدمات روانشناختی در زمینه های مختلف برای ارتقای سطح سلامت و کیفیت زندگی آنان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، فرزندان افراد معتاد، سوءمصرف مواد، نواحی روستایی
  • زهرا فرضی زاده صفحات 123-146
    گروه جمعیتی متشکل از دختران مجرد در برخی نواحی روستایی کشور پدید آمده است که به دلیل عدم ازدواج، در معرض طرد اجتماعی قرار گرفته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی فرایند موجد طرد اجتماعی دختران روستایی در اجتماع محلی، وضعیت کنونی شان و پیامدهای طرد اجتماعی آن ها است. بررسی حاضر با روش پژوهش کیفی در روستای چکوچه پشت و نواحی کوهستانی گن گله واه و دوران در شهرستان رضوانشهر انجام شده است. برای جمع آوری اطلاعات از مشاهده مشارکتی و مصاحبه های نیمه سازمان یافته فردی و برای تحلیل اطلاعات از روش نظریه بنیانی استفاده شده است. نگاه ها و حرف های طعنه آمیز، تحقیرآمیز و ترحم سایرین؛ گسترش شایعات؛ تبعیض؛ وابستگی؛ شرمساری؛ سرزنش؛ احساس تنهایی؛ ترس؛ انتظار؛ رنج؛ بیماری جسمی؛ افسردگی؛ و نگرانی درباره آینده، برخی مسائل دختران مذکور است. انزوا، ضعف روابط اجتماعی با افرادی خارج از دایره خانواده و خویشاوندان؛ عدم حضور در اجتماع به منظور شرکت در مراسم، اشتغال، یادگیری مهارت و گذران اوقات فراغت از پیامدهای وضعیت فوق است.
    کلیدواژگان: دختران روستایی، تجرد، نهادهای غیررسمی، طرد اجتماعی، انزوا
  • زهره نجفی اصل صفحات 147-166
    با گسترده شدن حیطه ها و حوزه های تحقیق و پیچیدگی مطالعه پدیده های گوناگون ضرورت جدیدی در روش های تحقیق به وجود آمده است، بر پایه آن در هر طرح تحقیقی از روش های گوناگونی استفاده می شود. در این میان روش های آمیخته (ترکیبی) به عنوان ابزاری کاربردی به پژوهش گران این فرصت را می دهد تا داده های متنوع و یافته های به دست آمده از روش های گوناگون (اعم از کمی و کیفی) پژوهشی را در قالبی علمی و منسجم با یکدیگر تلفیق نمایند و از این راه به بهترین راه حل برای مسائل گوناگون دست یافته و به شناخت کافی از مشکلات نائل آیند. در این مقاله سعی شده است به بررسی مکاتب فلسفی پیشینیان سه جنبش روش شناختی کمی و کیفی و ترکیبی (آمیخته) پرداخته شود و مزایای استفاده از روش آمیخته در پروژه های کوچک مقیاس مثل پروژه های توسعه روستایی و به ویژه توریسم روستایی عنوان گردد.
    کلیدواژگان: روش کمی، کیفی، ترکیبی (آمیخته)، رویکرد اثبات گرایی، تفسیری، پراگماتیسم، توسعه توریسم روستایی
|
  • Ali Shakoori, Shagayeg Bahrami Pages 1-24
    Following the extension in research area and difficulty in different phenomena''s research، new necessity in research is generated. So، in each project of research has used different methods. Mixed method has granted opportunity to researchers to mix different dates and results in scientific framework that exploited of different methods (qualitative and quantitative methods). In this way، researchers can access the best solution for different problems and recognizing them. In this article، three movement of methodology (qualitative and quantitative and mixed methods) are mentioned and is studied the advantages of mixed method in small scale projects. For example، rural development projects، specially rural tourism.
    Keywords: Qualitative Method, Quantitative Method, Mixed Method, Positivism Approach, Interpretative Approach, Pragmatism Approach, Rural Tourism Development
  • Gholamreza Jamshidiha, Hamzeh Nozari Pages 25-48
    This paper seeks to develop the concept of evolution in Iran after the Islamic Revolution. In Laclau and Mouffe''s discourse theory as well as discourse analysis as a research method was used to investigate the current conflict over the development of fixed meaning. Analysis of the post-revolutionary discourses indicate that the development discourse of articulation Slabs some floating around a central slab is made. Discourse of post-revolutionary attitude of the diversity and character development are quite violent conflict. The concept of undeniable character development after the Islamic Revolution، the violent conflict is Adjudicate the dispute so that the element has been developed. Conflict between development discourse after the Islamic Revolution showed that lean principles can not be mapped precisely and to develop the birth of a particular interpretation of the result. After the Islamic Revolution in the realm of identity are the ones formed are the ones that are quite characteristic of rejection and withdrawal.
    Keywords: Development, Discourse, Discourse Analysis, Conflict
  • Pooya Alaedini, Nina Aminzadeh Pages 49-70
    A network of private-sector facilitators of rural tourism (called khushesar-e bumgardi or ecotourism clustering) has taken shape in Iran in recent years. Each of its members runs a rural lodge، hosts tourists according to local customs، and promotes local handicrafts and other local products with the participation of village residents. This article analyzes tourism development activities in the village of Garmeh (a highly successful example in the network) focusing on the facilitator’s role، impacts of the activities، and social، economic، and environmental sustainability. Fieldwork for this article was carried out through observation، 41 semi-structured interviews with village residents/stakeholders، and participatory rural appraisal (for 12 groups) targeting a set of socio-cultural، economic، and environmental sustainability indicators. Based on its results، the development of tourism in Garmeh is found to have both sustainable and unsustainable characteristics in social، economic، and environmental terms. As a result of private-sector facilitation، the village has gained access to a relatively large tourism market. At the same time، local participation has a top-down nature and tourism development activities have certain monopoly aspects. There is overall local satisfaction with tourism development in Garmeh، although cultural differences as well as conflicts between tourism and local development priorities and among different village clans have also resulted in some level of dissatisfaction with the presence of tourists and activities of the facilitator.
    Keywords: Ecotourism Clustering, Sustainability Indicators, Rural Tourism, Facilitator, Garmeh
  • Abou Ali Vedadhir, Muhammad Chaghalvand, Jalaleddin Rafifar, Nasrin Omidvar Pages 71-106
    Food and nutrition system of each ethnic group includes important cultural component and their ways of interaction with environment. Food is not merely a biological and metabolistic entity، but it relates to various aspects of human life including the culture. Color، taste، preparation methods، consumption and utilization tools، distribution way of food at different levels and aspects including social، customs، rituals of birthday، preparation، distribution، and gendered considerations in relation to food consumption and nutrition all show complexity of food systems in human societies and how food is by nature contextualized in the culture. In this view، the main objective of this study was to examine indigenous food and nutrition of Lak ethnic group living in rural and nomadic districts of Lorestan province. In particular، this study seeks to describe richly the socio-cultural aspects of indigenous food and nutrition system of Lak ethnic group with a focus on their social relationships in the community، gender-based division of labor in food system or foodways، food habits and cultural symbolism of food in the local culture of the community and how the environmental factors influence the food system and foodways of this ethnic group. To obtain the objective of the research، quantitative research methods including ethnographic methods (such as the ethnographic interviews، participant observation، and documentary studies) were used in this study. Throughout ethnographic research، the scholars took an open and amenable approach to emerging new questions to develop a deeper understanding and thick description of the subject through taking a iterative procedures in collecting or making and analyzing the data and field-notes. The results of this study indicate that there is a considerable diversity in producing، disseminating and consuming and intaking foods among Lak people living in rural and nomadic districts of Lorestan including in nutritional sources، nutritional rituals and mores، method of hunting and food gathering، food choices، way of purchasing food from the market and food intake. Foodways and food system of Lak people are intensely configured in their socio-cultural and environmental context، interlocking to their identity image، social relationships، kinship and family roots، gender relations، and their environmental lifestyles in the community and ecological characteristics of Lorestan.
    Keywords: Indigenous Food System, Lak Ethnic Group, Culture, Food, Ethnography
  • Sara Alaei, Mohammad Narimani, Nader Hajloo, Abass Abolghasemi Pages 107-122
    Quality of Life is a concept that due to its role in social and mental health have been very important in recent years. Due to the fact that parental substance abuse impairs the quality of life of their children، Identifying issues that could endanger their health and quality of life is essential. The aim of the study was to assess the domains of quality of life in children of rural addicted parents in Ardebil. Method of this study was descriptive. The subjects were 100 of children of addicted parents completed a survey assessing quality of life by 26-question World Health Organization''s quality of life questionnaire، in addition to demographic checklist. Data were analyzed by using descriptive statistics، t-tests، and correlation. According to the results، in all domains of quality of life، daughters of addicted parents get better scores than their sons. The results showed that there are significant relations among all domains of quality of life and gender، Family size (thin or populous family)، and the type of substance (light or heavy) used by parents (p<0. 01). Only 7 percent of children of addicted parents have high quality of life. 45 percent of them are in average and quality of life of 48 percent of them is low. The findings of this study inform us about impact of parental substance abuse on their offsprings'' quality of lives. According to these findings، quality of life in children with addicted parents is lower than average. Psychological assessments and evaluations of children of addicts are recommended.
    Keywords: Quality of Life, Children of Addicted Parents, Substance Abuse, Rural Area
  • Zahra Farzizade Pages 123-146
    Demographic group of single girls in some rural areas of the country that has emerged due single are exposed to social exclusion. The present study investigated the process of creating social exclusion of rural girls in a single community، the current capacity and their implications for social exclusion. Study of qualitative research methods in rural and mountainous areas Chkvchhpsht Gnglhvah and in the city Rezvanshahr done. Participant observation and semi-structured interviews to collect data from individual and foundation theoretic approach is used to analyze the data. Glances and words ironic، humiliating and Trhmamyz others، spread rumors; feel discriminated against، dependency، shame، blame، loneliness، fear، anticipation، pain، physical illness، depression، worry about the future of women''s issues. Isolation and withdrawal from others، poor social relationships with people outside the circle of family and relatives. Absence in order to participate in the community، working، learning and leisure skills is a consequence of the above situation.
    Keywords: Rural Girls, Celibacy, Informal Institutions, Social Exclusion, Isolation
  • Zohre Najafi Asl Pages 147-166
    Following the extension in research area and difficulty in different phenomena''s research، new necessity in research is generated. So، in each project of research has used different methods. Mixed method has granted opportunity to researchers to mix different dates and results in scientific framework that exploited of different methods (qualitative and quantitative methods). In this way، researchers can access the best solution for different problems and recognizing them. In this article، three movement of methodology (qualitative and quantitative and mixed methods) are mentioned and is studied the advantages of mixed method in small scale projects. For example، rural development projects، specially rural tourism.
    Keywords: Qualitative Method, Quantitative Method, Mixed Method, Positivism Approach, Interpretative Approach, Pragmatism Approach, Rural Tourism Development