فهرست مطالب

علوم پزشکی رازی - پیاپی 124 (مهر 1393)
  • پیاپی 124 (مهر 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/07/26
  • تعداد عناوین: 13
|
  • رحیم احمدی*، مریم فروتن، مینا علی نواز صفحات 1-10
    زمینه و هدف

    دیابت شایع ترین اختلالات متابولیک در ایران می باشد. هدف این پژوهش، بررسی مشخصات فردی، علایم بالینی و سابقه رژیم غذایی در مبتلایان به دیابت نوع یک یا دو در اسلامشهر تهران بوده است.

    روش کار

    این مطالعه گذشته نگر مقطعی به بررسی افراد مبتلا به دیابت نوع یک یا دو در اسلامشهر که طی سالهای 1388 تا 1390 به مراکز درمانی مراجعه کرده و تشکیل پرونده داده بودند، پرداخت. پرسشنامه فردی، پرسشنامه تکرر غذایی و مصاحبه جهت جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. در بررسی آماری، آزمون های «مربع کای» و«تی تست» و «آنالیز واریانس» استفاده شدند.

    یافته ها

    فراوانی دیابت نوع دو بیشتر از نوع یک (p<0.01) و افراد مونث مبتلا بیشتر از مذکر بود (p<0.01). سابقه خانوادگی ابتلا به دیابت به ترتیب در 64% و 82% از مبتلایان به دیابت نوع 1 و 2 وجود داشت. سابقه تنش های روانی به ترتیب در 48/7 % و 42/9% از مبتلایان به دیابت نوع 1 و 2 و سابقه رخداد آزار دهنده به ترتیب در 27/5% و 27/1% از مبتلایان به دیابت نوع 1 و 2، گزارش گردید. میانگین مصرف روزانه غلات در مبتلایان به دیابت نوع 1 و 2 نسبت به حداقل میزان نیاز روزانه، کمتر بود (p<0.001).

    نتیجه گیری

    بروز دیابت در زنان شایع تر از مردان و دیابت نوع دو شایعتر از نوع یک بوده و زمینه های ژنتیکی، تاریخچه خانوادگی، نوع رژیم غذایی و سابقه تنش های روانی از مهم ترین عوامل مرتبط با بروز دیابت بوده اند.

    کلیدواژگان: دیابت نوع یک، دیابت نوع دو، مشخصات فردی، علایم بالینی، رژیم غذایی، اسلامشهر
  • زهره مقیسه، علی اصغر نجف پور، محمدحسن زاده خیاط، یوسف دادبان شهامت صفحات 11-18
    زمینه و هدف
    روش کروماتوگرافی در اکثر پایش محیطی ترکیبات آلی از جمله آفت کش ها بخصوص در مقادیرکم مورد استفاده قرار می گیرد.
    روش کار
    این مطالعه از نوع بررسی مقطعی بود. در این مطالعه استخراج مایع- مایع با استفاده از حلال دی کلرومتان برای 60 نمونه آب به حجم 250 سی سی از 10 منبع چاه و چشمه روستاهای طرقبه و شاندیز در فصل زمستان انجام گرفت و با استفاده از دستگاه های کروماتوگرافی لایه نازک ((TLC، کروماتوگرافی لایه نازک با کارایی بالاHPTLC)) و کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) اندازه گیری شد. سپس داده های حاصل از آنالیز با دستگاه های موجود مقایسه گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16 آنالیز و اختلاف آماری معنی داری 05 /0 p<در نظرگرفته شد.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد که میانگین بازیافت روش استخراج با دی کلرومتان 12/12 ±92/80% بود. همچنین میانگین غلظت دیازینون در فصل زمستان با استفاده از دستگاه های کروماتوگرافی لایه نازک ((TLC، کروماتوگرافی لایه نازک با کارایی بالاHPTLC)) وکروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) برابر با μg 01/0 و 0/58 مشاهده شد. در آنالیز با دستگاه HPLC، غلظت آفت کش دیازینون در چشمه های مناطق مورد بررسی، غیرقابل تشخیص و چاه های منطقه شاندیز با میانگین غلظت (μg 0/71) بیشتر از چاه های طرقبه (μg 0/52) آلوده بودند. در آنالیز با دستگاه HPTLC در منابع آب (چاه و چشمه) منطقه طرقبه دیازینونی مشاهده نشد ولی چاه های منطقه شاندیز (μg 0/018) از چشمه منطقه آلوده تر بود.
    نتیجه گیری
    نسبت به دستگاه HTPLC، دستگاه HPLC دقت بیشتری برای آنالیز کردن دیازینون دارد که تفاوت آماری معنی داری بین این دو مشاهده شد (p=0.001). با بررسی دو منطقه در فصل زمستان، منطقه شاندیز از طرقبه آلوده تر بود.
    کلیدواژگان: دستگاه HPLC، HPTLC، TLC، دیازینون، منابع آب آشامیدنی
  • حمیدرضا علیزاده اطاقور، مصطفی حسینی، مریم حاجیلو صفحات 19-22
    سینوس پیلونیدال مجرایی با انتهای بسته است که توسط بافت گرانولاسیون پوشیده شده و در انتها به حفره کیستی ختم می شود که معمولا محتوی موی مرده است. شایع ترین محل تشکیل سینوس پیلونیدال ناحیه ساکروکسیژنال است ولی در موارد نادری ممکن است در مکان های دیگری هم یافت شود که علت آن نامشخص است. در این مطالعه یک مورد نادر از سینوس پیلونیدال پری آنال معرفی می شود که بیمار درد و ترشح خونی و چرکی از ناحیه پری آنال مراجه داشته و تشخیص اولیه بالینی برای بیمار وجود کیستی در فاصله 3 سانتیمتری از آنال فیستول پری آنال بود. در معاینه کانال، ندولاریتی حدود21×1cm با ایندوراسیون 22×3cm دیده شد که روی آن منفذی وجود داشت که ترشحات چرکی از آن خارج می شد. در حین عمل موفق به رد کردن پروپ از فیستول نمی شدیم و در برخورد با فیستول، کیست وسیعی به موازات آنورکتال مشاهده شد که عمق تقریبی 8 سانتی متر ادامه یافته بود و در جواب پاتولوژی آن کیست پیلونیدال حاوی مو گزارش شد.
    کلیدواژگان: کیست پیلونیدال، فیستول پری آنال، ناحیه انورکتال
  • فاطمه زارعی، مهناز صلحی، محمدحسین تقدیسی، محمد کمالی، داود شجاعی زاده، سحرناز نجات، عفت سادات مرقانی خویی صفحات 22-36
    زمینه و هدف
    طلاق یک واقعیت اجتماعی و تغییری غیرقابل پیش بینی در وضعیت تاهل است. پژوهش حاضر با هدف درک تجارب بعد از طلاق در زنان، مبتنی بر پارادایم ساخت گرایی اجتماعی انجام شده است.
    روش کار
    در این مطالعه کیفی که با رویکرد نظریه پایه انجام شد 26 زن مطلقه،3 نفر از دوستان و آشنایان آنان، 1 نفر وکیل، 5 نفرکارشناس کمیته امداد امام خمینی، 3 نفر مشاور املاک و 2 نفرکارشناس بیمه مشارکت داشتند. داده ها از طریق مصاحبه های باز و مشاهده جمع آوری شد و مبتنی بر روش استراس و کوربین انالیز شد.
    یافته ها
    بعد از تحلیل تجارب مشارکت کنندگان، یک مقوله مرکزی با عنوان «پذیرش اجتماعی» به عنوان مهمترین دغدغه روانی – اجتماعی ظهور یافت که نشان می داد پذیرش زن در جامعه مبتنی بر وضعیت تاهل تفسیر می شود. یافته ها در پنج طبقه اصلی شامل «بی اعتبار شدن»، «نگرش اجتماعی»، «محرومیت»، از خود بیگانگی«و»تعلیق«قرار گرفت. همچنین زیرطبقات»حمایت«،»مطلقگی«،»نابرابری اجتماعی«و»ناخودکارآمدی«،»درون بافت های اجتماعی«،»کژکارکردهای قانونی«،»تاثیر منفی روی سلامت«،»طرد«،»تهدید هویت جنسیتی«و»تهدید هویت اجتماعی«،»گرایش های معنوی«و»منزوی شدن«در تببین عدم پذیرش اجتماعی زنان بعد از طلاق شناسایی شد.
    نتیجه گیری
    زنان مطلقه در جامعه با چالش هایی مواجه می شوند. از مهمترین دغدغه های کشف شده در بین زنان مشارکت کننده در این مطالعه تبعیض جنسیتی بدنبال تغییر وضعیت تاهل، ناپذیرا بودن و به حاشیه رانده شدن زن بدنبال طلاق است.
    کلیدواژگان: طلاق، تجارب پس از طلاق، زنان، مطالعه کیفی
  • لیدا شمس، سعید محمودی، محمدرضا ملکی، الهام عاملی، سیدمیثم موسوی صفحات 37-46
    زمینه و هدف
    گسترش کمی نظام آموزش عالی بدون توجه به کیفیت، پیامدهای نامطلوبی به همراه خواهد داشت. دانشجویان مشتریان اصلی دانشگاه ها هستند و تعیین ادراک و انتظار آنها از کیفیت خدمات آموزشی می تواند اطلاعات با ارزشی در اختیار برنامه ریزان جهت ارتقای کیفیت خدمات آموزشی قرار دهد. این مطالعه با هدف بررسی شکاف ادراکات و انتظارات دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است.
    روش کار
    مطالعه مقطعی حاضر در سال 1390 انجام شده است. جمعیت مورد مطالعه، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 بودند که نمونه گیری به صورت چند مرحله ای انجام شد، ابتدا تعداد نمونه ی دانشجویان به روش طبقه ای نسبتی از هر دانشکده، سپس در هر طبقه تعداد آزمودنی های مورد نظر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. از پرسشنامه استاندارد SERVQUAL که شامل 5 بعد کیفیت خدمت بود به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده گردید.
    یافته ها
    به طور کلی، انتظارات فراگیران در همه ابعاد و سوالات بالاتر از وضعیت موجود بود. میانگین کلی انتظارات و ادراکات دانشجویان به ترتیب برابر با 4/02 و 2/63 بود. تفاوت قابل ملاحظه ای در میانگین انتظارات و ادراکات وجود (0/0001>p). بیشترین میانگین نمره شکاف منفی مربوط به بعد پاسخگویی (1/64-) و کمترین آن مربوط به بعد اطمینان (1/14-) بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود که به منظور شناخت موانع و چالش های مرتبط با کیفیت خدمات آموزشی پروژه ای برای عارضه یابی به اجرا درآید. برگزاری دوره های آموزشی متعدد برای افزایش مهارت های ارتباطی کارکنان آموزشی و برقراری ارتباط موثر با دانشجو می تواند از جمله دیگر راهکارهای قابل اجرا باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت خدمات آموزشی، دانشجویان، شکاف، سروکوال
  • سکینه نوری سعیدلو، فریبا بابایی بالدرلو، پروین آیرملوی صفحات 47-53
    زمینه و هدف
    سوء تغذیه عامل عمده کاهش عمر و بیماری زایی در کودکان است و کودکان دچار سوء تغذیه نسبت به کودکان سالم در معرض خطر بالاتر بیماری و مرگ قرار دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان شیوع سوء تغذیه در شهرستان سلماس و مقایسه آن با شهرستان های روانسر و سمیرم انجام شد.
    روش کار
    در مطالعه مقطعی حاضر 902 کودک زیر 5 سال در شهرستان سلماس مورد بررسی قرار گرفتند و نتایج آن با مطالعات همزمان انجام شده در شهرستان های روانسر و سمیرم مقایسه گردید. اطلاعات پرسشنامه، در نرم افزارآماری ENA وارد شد و سپس با توجه به شاخص های WHO، درصد کودکان مبتلا به سوء تغذیه (کم وزنی، لاغری، کوتاه قدی) محاسبه شد. برای بررسی ارتباط متغیرها با شاخص های تغذیه ای از آزمون کای اسکوئر در سطح معنی داری 0/05 =α و نرم افزار SPSS استفاده شد.
    یافته ها
    در مطالعه حاضر، سوء تغذیه بر اساس معیار کم وزنی، کوتاه قدی و لاغری در سلماس به ترتیب، 2/3، 7/3 و 1/4 درصد بود. اختلاف معناداری بین شاخص های تغذیه ای در دو جنس مشاهده نگردید. مقایسه نتایج منطقه شهری با مناطق روستایی در شهرستان سلماس نیز نشان داد که در صد شیوع کوتاه قدی در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری است و این اختلاف معنادار بود (p<0.001). در شهرستان روانسر بیشترین میزان سوء تغذیه از نوع کم وزنی در دختران (4/5%) و در شهرستان سمیرم نیز بیشترین میزان سوء تغذیه از نوع لاغری درپسران (10/9%) مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    مقایسه شاخص های تغذیه ای در سه شهرستان نشان داد که شیوع کم وزنی، کوتاه قدی و لاغری در دختران و پسران در شهرستان سمیرم بیشتر از دو شهرستان مورد مطالعه بود و شهرستان سلماس از نظر کم وزنی و لاغری نسبت به دو شهرستان دیگر از شیوع کمتری داشت در حالی که در خصوص شیوع کوتاه قدی در دو جنس دختر و پسر بعد از شهرستان سمیرم از درصد بالایی برخوردار بود.
    کلیدواژگان: سوء تغذیه، کودکان زیر 5 سال، شیوع
  • امین گندمکار، منصور اسلامی، سیداسماعیل حسینی نژاد، وحید جاهدی صفحات 54-63
    زمینه و هدف
    امروزه استفاده از کفش ناپایدار برای فعالیت های حرکتی در جامعه رایج شده است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیر کفش ناپایدار بر توان مفاصل پایین تنه هنگام دویدن بود.
    روش کار
    در این پژوهش نیمه تجربی، 30 نفر آزمودنی به صورت در دسترس با پای غالب راست و قد 5/39±176/9 سانتی متر، جرم 8/84±72/3 کیلوگرم، سن 2/27±21 سال، 3 کوشش متوالی در شرایط پابرهنه، با کفش ناپایدار و کفش کنترل دویدند. پارامترهای سینماتیکی و سینتیکی با استفاده از همزمان سازی دوربین ویدئویی و صفحه نیروسنج ثبت گردید. آزمون فرضیات از روش تحلیل واریانس دوعاملی در نسخه 20 نرم افزار SPSS انجام شد (0/05>p).
    یافته ها
    توان منفی مچ پا در کفش ناپایدار نسبت به کفش کنترل (49%، 0/02=p) و پای برهنه به طور معناداری کاهش یافت (35%، 0/05>p). کفش ناپایدار توان مثبت مچ پا را در مقایسه با پای برهنه 23%کاهش معنادار داد (0/01=p). کفش ناپایدار توان منفی مفصل زانو را در مقایسه با مفاصل مچ پا (242%) و ران (665%) به طور معناداری افزایش داد (0/05>p). در مفصل ران تفاوت معناداری در وضعیت های مورد بررسی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    کفش ناپایدار با کاهش توان منفی مچ پا در مقایسه با کفش کنترل، منجر به کاهش ظرفیت کنترلی عضلات ساق و پایداری فعال این مفصل می شود. کفش ناپایدار با افزایش توان مثبت مچ پا در مقایسه با پای برهنه، ممکن است ظرفیت تولید نیرو را در عضلات چهار سر بهبود بخشد.
    کلیدواژگان: توان مفصلی، کفش ناپایدار، دویدن
  • محمدرضا مهدوی، مهرنوش کوثریان، پیام روشن، حسین کرمی، حسین جلالی صفحات 64-70
    زمینه و هدف
    نقص در عملکرد آنزیم گلوکز-6- فسفات دهیدروژناز (G6PD) شایع ترین آنزیموپاتی در سرتاسر جهان است و بیش از 400 میلیون نفر در سرتاسر جهان به آن مبتلا هستند. این بیماری در استان های شمالی ایران شیوع بالایی دارد (8/7% تا 16/4% از کل جمعیت) و اغلب این بیماران دارای یکی از سه جهش شایع در منطقه در ژن G6PD به نام های مدیترانه ای، Chatham و Cosenza هستند. هدف از این بررسی تعیین فراوانی هر یک از این جهش های شایع در بین نوزادان متولد استان مازندران بود.
    روش کار
    در این تحقیق نمونه های خون بند ناف 412 نوزاد جمع آوری شد و با استفاده از روش های استاندارد DNA ژنومی آنان استخراج گردید. به منظور شناسایی جهش های شایع ژن G6PD از روش PCR-RFLP استفاده شد.
    یافته ها
    پنجاه و سه نفر دارای جهش بودند (12/9%). در مجموع حدود 17% از نوزادان دختر و 9% پسر ناقل حداقل یکی از سه موتاسیون شایع ژن G6PD بوده اند. جهش مدیترانه ای دارای بالاترین فراوانی ژنی در میان سه جهش بود.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان می دهد که در حدود 17% از زنان جمعیت مازندران ناقل یکی از سه جهش شایع می باشند. در صورتی که زنی ناقل جهش باشد 25% احتمال دارد تا فرزندی مبتلا به دنیا آورد؛ بنابراین توصیه می گردد تا تمامی زنان قبل از بارداری به منظور شناسایی موتاسیون های شایع ژن G6PD غربالگری گردند تا احتمال تولد نوزاد مبتلا مشخص گردد و آمادگی های لازم برای کنترل بیماری به وجود آید.
    کلیدواژگان: نقص در عملکرد آنزیم G6PD، جهش مدیترانه ای، جهش Chatham، جهش Cosenza
  • جلیل کوهپایه زاده، پیمان حافظی مقدم، زهرا ایمانی زاده، حسین دانش، سعیده دریازاده * صفحات 71-78
    زمینه و هدف

    پرسنل اورژانس در بیمارستان ها در ریسک بالایی از مواجهه با خشونت قرار دارند. هدف این بررسی تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی به پرسنل بخش اورژانس در رخداد خشونت های کلامی و فیزیکی است.

    روش کار

    این مطالعه از نوع نیمه تجربی بود و برای اجرای این طرح، کلیه پرسنل (پرستاران، منشی ها و کمک بهیاران و نگهبانان) بخش اورژانس بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) در یکی از دو کلاس آموزشی که به فاصله ی زمانی یک ماه انجام شد، شرکت کردند. میزان بروز خشونت طی دو مرحله قبل و بعد از آموزش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، توسط پرسنل تکمیل گردید و نتایج با استفاده از آزمون رتبه علامت دار Wilcoxon با یکدیگر مقایسه شدند.

    یافته ها

    به دنبال آموزش، میانگین خشونت های کلامی از 5/8 به 5/1 و از انحراف معیار 2/67 به 2/11 کاهش پیدا کرد (p= 0.135). همچنین میانگین خشونت های فیزیکی نیز از 1/8 به 1/4 و از انحراف معیار 2/11 به 2/33 کاهش پیدا کرد (p= 0.165). هر دو مورد بروز خشونت های کلامی و فیزیکی به دنبال برگزاری دوره آموزشی کاهش یافت هر چند از نظر آماری معنی دار نبود.

    نتیجه گیری

    بروز خشونت های کلامی و فیزیکی پس از برگزاری دوره های آموزشی کاهش یافت و البته معنی دار نبود.

    کلیدواژگان: آموزش، مهارت های ارتباطی، خشونت، اورژانس
  • اقبال زند کریمی، علیرضا افشاری صفوی صفحات 79-90
    زمینه و هدف
    بیماری دیابت شیوع بالایی در جامعه دارد و در صورت عدم کنترل، دارای عوارض جبران ناپذیری است و باعث آسیب زدن به چشم و نابینایی می شود. هدف این مطالعه مقایسه کارایی و قدرت پیش بینی مدل آماری رگرسیون لجستیک چندگانه با مدل شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه(MLP) در تفکیک بیماران دیابتی دارای رتینوپاتی از دیابتی بدون رتینوپاتی است.
    روش کار
    نمونه ها از بین 16000 پرونده بیماران دیابتی مرکز تخصصی دیابت کرمانشاه جمع آوری گردید. 150 نفر مورد و 150 نفرکنترل وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرفیک، BMI، FBS،Hba1c، فشارخون، چربی خون (TC) و مدت زمان ابتلا، وضعیت سیگاری بودن و سن بیماران در دو چک لیست جداگانه از پرونده بهداشتی بیماران گردآوری شد. به منظور شناسایی ریسک فاکتورها، مدل های شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیون لجستیک چندگانه بر داده ها برازش داده شد و از نمودار راک جهت مقایسه قدرت پیش بینی مدل ها استفاده شد. همچنین حساسیت و ویژگی دو مدل با هم بررسی گردیدند و با توجه به معیارهای (سطح زیر منحنی راک، حساسیت و ویژگی) مدل برتر معرفی گردید.
    یافته ها
    قدرت پیش بینی رگرسیون لجستیک وMLP به ترتیب برابر 0/73 و 0/83 برآورد شد. همچنین مدلMLP دارای ویژگی (80%) و حساسیت (85%) بالاتری برخوردار بود. متغیرهای (FBS (p=0.029)، BMI (p<0.0001، سن (p<0.0001) و مدت زمان ابتلا به دیابت (p<0.0001) در مدل رگرسیون لجستیک همچنین متغیرهای سن، FBS، مدت ابتلا به دیابت، BMI، وضعیت سیگاری بودن، TCبا توجه به روش Wrapper، با قدرت پیش بینی 83% درMLP معنی دار بودند.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه مدل MLP در تفکیک بیماران دیابتی دارای رتینوپاتی از دیابتی بدون رتینوپاتی قدرت بیشتری نشان داد. بنابراین در جوامعی که گروه های مورد و کنترل قرابت زیادی دارند (همانند این مطالعه که هردو گروه از میان دیابتی ها انتخاب گردید)، کشف تفاوت آن ها نیازمند روش های نیرومندتر مانند شبکه عصبی مصنوعی است. بنابراین استفاده از این روش ها در مطالعات پزشکی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: رگرسیون لجستیک، شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه، دیابت نوع دو، رتینوپاتی، منحنی راک
  • نسیم وهابی، مسعود صالحی*، علی آذربر، فرید زایری، ناهید خلدی صفحات 91-99
    زمینه و هدف

    اختلال رشد (Failure to thrive:FTT)، تاخیر یا توقف در رشد کودک است و عدم رسیدگی به این اختلال باعث بروز عوارض جدی تری همچون افزایش مرگ و میر، کاهش یادگیری و معلولیت ذهنی، عاطفی یا جسمی می شود. در این مطالعه به بررسی عوامل موثر در بروز این اختلال پرداخته می شو.

    روش کار

    داده های این مطالعه طولی کودکان زیر 2 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشت تهران بودند که تعداد 1200 کودک با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایدومرحله ای و با توجه به معیارهای ورود به عنوان نمونه انتخاب شدند. پس از جمع آوری اطلاعات دو سال اول زندگی کودکان، عوامل موثر بر اختلال رشد با استفاده از نرم افزار و مدل رگرسیون چندسطحی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

    یافته ها

    عوامل ابتلا به اسهال، عفونت ادراری و تنفسی، دندان درآوردن، تغذیه، قطع شیر مادر و سایر بیماری ها تاثیر معناداری در ایجاد اختلال رشد کودک داشتند که از میان آنها بزرگ ترین مقدار نسبت بخت مربوط به عامل ابتلا به اسهال بود، به علاوه مولفه های تصادفی مدل مربوط به عرض از مبدا و زمان نیز معنادار شدند.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج، عوامل ارگانیک و غیر ارگانیک هر دو در بروز این نارسایی موثر هستند. با توجه به معناداری اثرات تصادفی مدل، عوامل شناخته شده به تنهایی برای پیش بینی اختلال رشد کودکان کافی نبوده و ویژگی های فردی کودکان و عوامل ژنتیکی و محیطی نیز در بروز اختلال رشد موثر است.

    کلیدواژگان: داده های طولی، مدل چندسطحی، افت وزن
  • سیدمهدی مدرس زاده، آرزو آسترکی صفحات 100-105
    زمینه و هدف
    علی رغم مطالعات متعدد انجام شده در مورد عوامل ایجاد کننده و درمان جداشدگی رگماتوژن شبکیه، در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. هدف این مطالعه بررسی متون و مقالات اخیر جهت بررسی عوامل مستعد کننده و روش های درمان این اختلال است.
    روش کار
    این مطالعه با مرور مقالات مرتبط در ده سال اخیر (2004-2014) در PubMed انجام شده است.
    یافته ها
    دو عامل اصلی نگهدارنده اتصال شبکیه به لایه های زیرین، پمپ (Retinal pigment epithelium RPE) و ماتریکس بین فتورسپتوری است. فاکتور کلیدی در شروعRRD، ایجاد (PVD) Posterior vitreous detachment) است که خود شامل سه مرحله مایع شدن (Liquefaction) ویتره، اتصال رشته های کلاژن به هم (Syneresis) و نهایتا جمع شدگی زجاجیه (Gel contracture) می باشد که منجر به جداشدگی کامل زجاجیه از شبکیه (PVD) می شود. اگر PVD در اثر کشش شبکیه در نقاط اتصال سبب ایجاد سوراخ تمام ضخامت شبکیه شود در 90% موارد RRD اتفاق می افتد. PVD قبل از عمل معمولا با روش معاینه بالینی، اولتراسونوگرافی و (Optical coherence tomography OCT) قابل تشخیص است، ولی در موارد معدودی ممکن است در معاینه PVD بنظر رسیده، ولی در واقع یک لایه از کورتکس ویتره هنوز به رتین چسبیده باشد. برای اطمینان از تخلیه کامل ویتره در حین عمل می توان از تزریق تریامسینولون استوناید و رنگ های حیاتی مانند (Brilliant Blue G (BBG استفاده نمود.
    نتیجه گیری
    عامل اصلی شروع RRD ایجاد PVD است. درمان های RRD شامل خنثی نمودن کشش زجاجیه از بیرون توسط SB) Scleral buckling) و یا حذف تراکشن از داخل با انجام پارس پلانا ویترکتومی (PPV) می باشد. روش دیگری که کمتر مورد استفاده قرار می گیرد رتینوپکسی پنوماتیک (Pneumatic retinopexy) است
    کلیدواژگان: جداشدگی رگماتوژن شبکیه، جداشدگی خلفی زجاجیه، اسکلرال باکلینگ، پارس پلانا ویترکتومی
  • مژده ذبیحی یگانه، الناز خیابانی، مرضیه نجومی، سیدعادل جاهد صفحات 106-126
    زمینه و هدف
    مطالعات متعددی هیپوویتامینوز D را در بیماران مبتلا به فیبرومیالژی نشان داده اند. در این مطالعه اثر ویتامین D بر علایم فیبرومیالژی و دردهای گسترده عضلانی-اسکلتی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
    روش کار
    در این مطالعه که از مهرماه 1391 الی اسفند 1392 در کلینیک روماتولوژی بیمارستان فیروزگر شهر تهران صورت گرفت، 108 بیمار مبتلا به فیبرومیالژی تحت بررسی قرار گرفتند و 74 بیمار که طبق معیارهای کالج روماتولوژی امریکا (ACR 2010) به عنوان فیبرومیالژی تشخیص داده شده و هیپوویتامینوز D داشتند، وارد مطالعه شدند. بیماران در دو گروه قرار گرفتند. گروه A ویتامین D خوراکی 50000 واحد هفتگی و قرص ترازودون mg 25 هنگام خواب دریافت کردند و گروه B تحت درمان با قرص ترازودون mg 25 هنگام خواب قرار گرفتند. بیماران در ابتدای مراجعه، 4 هفته و 8 هفته بعد از درمان مورد ارزیابی واقع شدند و سطح ویتامین D نیز اندازه گیری شد و معاینه از نظر مناطق حساس به درد صورت گرفت.
    یافته ها
    %5/68 بیماران مبتلا به فیبرومیالژی هیپوویتامینوز D داشتند که میانگین سطح ویتامین(D (ng/ml 12.4±6.9 بود. میانگین سطح ویتامین D در گروه (A (11.4±6.5 و در گروه B(ng/ml 13.4±7.3) به دست آمد. دو گروه در ابتدای مطالعه از نظر آماری اختلاف معنی داری نداشتند. مقایسه امتیاز درد (WPI score) قبل و بعد از درمان بهبود قا بل ملاحظه ای در دو گروه نشان داد. امتیاز گروه A از (12.2±2.4) در ابتدای مراجعه به (4.5±2.5) بعد از هفته 8 و در گروه B از (13.5±3.4) به (4/8±8) در انتهای درمان رسید. بیمارانی که ویتامین D دریافت کرده بودند نسبت به گروهی که تنها قرص ترازودون دریافت کرده بودند، تغییر اختلاف امتیاز WPI بیشتری داشتند: به ترتیب 7.8±2.8 در گروه A در برابر 4±5/5 در گروه(B (p=0.007.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان می دهد که ویتامین D می تواند درد منتشر بیماران فیبرومیالژی را بهبود بخشد و با توجه به شیوع هیپوویتامینوز D در بیماران مبتلا، ارزیابی سطح سرمی 25- هیدروکسی ویتامین D در این بیماران و درمان هیپوویتامینوزD توصیه میشود.
    کلیدواژگان: هیپوویتامینوز D، فیبرومیالژی، ترازودن، درد منتشر
|
  • Rahim Ahmadi, Matyam Foroutan, Mina Alinavaz Pages 1-10
    Background

    Diabetes is the most common metabolic disorder in Iran. The aim of this study was to determine the individual characteristics، common clinical features and diet history in patients with type 1 or 2 diabetes in Eslamshahr-Tehran.

    Methods

    This cross-sectional retrospective study was conducted to investigate patients with type 1 or 2 diabetes referred to care centers and filed their complication during 2010-2012 in Eslamshahr. Personal questionnaire، food frequency questionnaire and face to face interview were used to collect the data. The data was analyzed using t- or Chi-square tests and ANOVA.

    Results

    The frequency of type 2 diabetes was significantly more than type 1 (p<0. 01). The frequency of type 1 or 2 diabetes was higher in females than males (p<0. 01). A family history of diabetes was observed in 64% and 82% of patients with type 1 or 2 diabetes، respectively. About 47. 8% of patients with type 1diabetes and 42. 9% of patients with type 2diabetes reported a history of psychological problems and 27. 5% of patients with type 1 diabetes and 27. 1% of patients with type 2 diabetes reported a history of negative life events. Consumption of cereal food groups in diabetic patients was lower than standard recommended orders (p<0. 001).

    Conclusion

    Occurrence of diabetes was more common in females than males and type 2 diabetes was more common than type 1. Genetic background، familial history، diet and history of psychological problems were among the important causes associated with diabetes occurrence.

    Keywords: Type 1 diabetes, Type 2 diabetes, Individual characteristics, Clinical features, Diet, Eslamshahr
  • Zohre Moghiseh, Ali Asghar Najafpoor, Mohammad Hassanzadeh, Khayyat, Yousef Dadban Shahamat Pages 11-18
    Background
    The most used method for environmental monitoring of organic compounds such as pesticides in small amounts particularly is chromatography.
    Methods
    The liquid-liquid extraction was performed using dichloromethane solvent for sixty water samples each with a volume of 250 cc, were gathered from 10 wells and springs in the villages of Shandiz and Torqabeh in winter season and the concentrations were measured using HPTLC and HPLC system. The data were analyzed by SPSS software (Version 16). p<0.05 was considered statistically significant.
    Results
    The results indicated that an average of Recovery was 92.80±12.12. Also, in winter season the average concentration of diazinon using HPTLC and HPLC were 0.01, 0.58 µg/l, respectively. Any concentration of diazinon in the studied areas springs was not detected while the wells of Shandiz (with an average concentration of 0.71µg/l) were contaminated more than the wells of Torqabeh (with an average concentration of 0.52µg/l) measured by HPLC. Diazinon was not observed in water sources of Torqabe. In Shandiz, wells (with an average concentration of 0.018µg/l) were more contaminated than springs, measured by HPTLC.
    Conclusion
    HPLC system analysis measure the diazinon more accurately and it was observed a significant difference between HTPLC and HPLC systems (p=0.001). Comparison of two regions showed that Shandiz was more contaminated than Torqabeh in winter season.
    Keywords: HPLC, HPTLC, TLC, Diazinon, Drinking water sources
  • Hamid Reza Alizadeh Otaghour, Mostafa Hoseini, Maryam Hajilou Pages 19-22
    Pilonidal sinus or sacrococcygeal fistula is a cyst or abscess near or on the natal cleft of the buttocks that often contains hair and skin debris. The sinus track goes in a vertical direction between the buttocks. Rarely, a pilonidal sinus occurs in other sites of the body.The exact cause is not clear. This report describes a 31-year-old man with pilonidal sinus who was complaining of pain, pus-like and blood-tinged discharge in perianal region. The patient was admitted with a primary diagnosis of anal fistula at 5 oclock in the “lithotomy position” and 2 cm from anal verge combined with cyst at 3 cm of the anal fistula. In anal inspection and rectal examination, the external orifice of the fistula with a 20 -30 mm induration and pus-like discharge were observed. Explore the fistula using a fistula probe was unsuccessful. The cyst was removed and its pathologic result showed pilonidal sinus.
    Keywords: Pilonidal cyst, Perianal fistula, Anorectal area
  • Fatemeh Zaree, Mahnaz Solhi, Mohammad Hosein Taghdisi, Mohammad Kamali, Davood Shojaeezadeh, Saharnaz Nejat, Effatsadat Merghati Khoei Pages 22-36
    Background
    Divorce is a social reality and an unpredictable change to marital status. This study aimed to explain post-divorce life experience in divorcee women based on socio- structural paradigm.
    Methods
    This is a qualitative study using grounded theory to explore lived experiences of divorcee women. The study participants included 26 divorced, 3 of their friends, 1 lawyer, 5 workers from Imam Khomeini Relief Committee, 3 real states and 2 insurance workers. Data collected through structured interviews and were analyzed based on Strauss and Corbin method.
    Results
    After analyzing the experiences of participants in this study, the "social acceptance of women in post-divorce life" was revealed as a central concept. The social acceptance shows that acceptance of a woman in society will be interpreted based on her marital status. Experiences of the participant’s revealed five main categories; "credibility, "social attitudes", "exclusion", "alienation” and "suspension". The subthemes were "support", "being divorced", "social inequality" and "nonself-efficiency", "social structures", "legal dysfunction", "injury for health", "rejection", "gender identity threat"," social identity threat", "to strengthen the intellectual base" and "isolation".
    Conclusion
    Following the divorce of a woman, many challenges encounters. The participants’ most important explored concerns were sex discrimination, isolation and exclusion in post-divorce life.
    Keywords: Divorce, Post, divorce experienced life, Women, Qualitative study
  • Lida Shams, Saeid Mahmoudi, Mohammad Reza Maleki, Elham Ameli, Seyyed Meysam Mousavi Pages 37-46
    Background
    Quantitative expansion of higher education, regardless of quality, will have negative consequences. Students are the main customers of universities and learning about their perception and expectations of the educational system can provide valuable insight for planners to promote education quality. This study aims to examine quality gaps in educational services by perceptions and expectations of students in Tehran University of Medical Sciences.
    Methods
    A cross-sectional study was performed 2010 in Tehran, Iran. The study population consisted of all students in various majors in Tehran University of Medical Sciences in Tehran. A multistage sampling method was carried out. First, a sample of students was selected as Stratified Random Sampling from three schools, and then 198 students were selected. The study questionnaire was the SERVQUAL standard questionnaire.
    Results
    Student's expectations in all aspects were higher than the current status. The total mean score of Student's expectation and perception was 4.02 and 2.63, respectively. There were significant differences between perception and expectation (p< 0.0001). The highest and lowest negative gap score was related to responsibility (-1.64) and assurance dimensions (-1.14), respectively.
    Conclusion
    According to the results, it is proposed that a project to be implemented for fault findings to identifying the barriers and challenges related to quality of education. Enhancing the communication skills of teaching staff and effective communication with students by organizing training courses could be among other applicable strategies
    Keywords: Educational Service Quality, Students, Gap, SERVQUAL
  • Sakineh Nouri Saeidlou, Fariba Babaei, Parvin Ayremlou Pages 47-53
    Background
    Background
    Malnutrition is one of the most important causes of morbidity and mortality of children. Malnourished children more than healthy children are at risk of illness and death. About 60%t of the more than 7 million deaths in children under 5 years has been attributed to the malnutrition. The present study aimed to determine the prevalence of malnutrition in the city Salamas compared with Ravansar and Samirom cities.
    Methods
    The current study is a cross-sectional study which was conducted to determine the nutritional status of children under age of 5 in three Salamas, Ravansar and Samirom cities using ENA. The study was performed from 16th until 30th October, 2011 with the cooperation of the Office of Community Nutrition Improvement and the United Nations Children's Fund (UNICEF). The data were entered to ENA software and according to WHO index, percentages of children with malnutrition (underweight, wasting, stunting) were calculated. Chi-square test was used for assess relationship between variables and with significant level of 0.05. Data analysis was by SPSS software V. 20.
    Results
    In Salmas, the rate of underweight, stunting, and wasting were 2.3%, 7.3% and 1.4% respectively. Wasting rate in boys was higher than girls and stunting and underweight rates in girls higher than boys but differences were not significant. The results showed that the prevalence of stunting in rural areas was higher than in urban areas, and this difference was significant (p<0.001).
    Conclusion
    This study showed that the prevalence of underweight, stunting and wasting among girls and boys in the Samirom city was more than the other two regions. The underweight and wasting in Salmas city were less than the other two cities, while after Samirom city had higher stunting prevalence for both sexes
    Keywords: Malnutrition_Under 5 years children_Prevalence
  • Amin Gandomkar, Mansour Eslami, Seyed Esmaeil Hosseini Nejad, Vahid Jahedi Pages 54-63
    Background
    Nowadays, unstable shoes have been developed in motor activities among people. The purpose of this study was to test the effect of unstable shoes on lower extremity joints power during stance phase of running.
    Methods
    In this semi experimental study, 30 subjects (age of 21±2.27 years, mass of 72.3±8.84 kg, height of 176.9±5.39 cm) ran in barefoot, unstable and control shoe conditions. Kinematic and kinetic variables were recorded with video camera and force plate. Joint power was calculated via dot product of the joint’s moment and angular velocity of the joint. A 2 way repeated measure variances performed to test the hypothesis using SPSS software (version 20, p<0.05).
    Results
    Ankle joint negative power was reduced significantly during unstable shoe running compared to control shoe (p=0.02, 49%) and barefoot conditions (p=0.02, 35%). However there were no significant difference between shoes in hip joint. Negative power in knee joint was increased significantly in running with unstable shoe compared to hip (665%) and ankle joints (242%).
    Conclusion
    Our findings showed that use of unstable shoes may lead to decrease in controlling capacity of shank muscles and active stability in ankle joint. Unstable shoe with increase of ankle positive power compared to barefoot running, could improve the produced force capacity in quadriceps group muscles.
    Keywords: Joint power, Unstable shoe, Running
  • Mohammad Reza Mahdavi, Mehrnoush Kowsarian, Payam Roshan, Hosein Karami, Hosein Jalali Pages 64-70
    Background
    Affecting more than 400 million people worldwide, glucose-6-phosphate dehydrogenase (G6PD) enzyme deficiency is the most common enzymopathy in the world. In Northern provinces of Iran high rates of incidence of the disease have been reported (8.7% to16.4% of the whole population) and most of these patients carry one of the three common G6PD gene mutations: Mediterranean, Chatham or Cosenza. The aim of this study was to investigate prevalence of each of these mutations among neonates in Mazandaran – a Northern Province of Iran.
    Methods
    Four hundred and twelve blood samples were collected and using standard protocols DNA was extracted. In order to detect the above mutations PCR-RFLP method was applied.
    Results
    Fifty three of neonates had G6PD gene mutation (12.9%). About 17% of female and 9% of male newborns were carriers for one of the three common G6PD gene mutations. The Mediterranean type had the highest gene frequency (0.0607) among the three examined mutations.
    Conclusion
    Our study shows around 17% of Mazandarani female population is carrier for one the three common mutations, and since the likelihood of having an affected child in a carrier woman is 1 in every 4 child births, we recommended all women to be screened for the presence of three common G6PD gene mutations prior to pregnancy in order to estimate the possibility of having an affected child and preparation for management of the disease.
    Keywords: G6PD enzyme deficiency, Gene mutation, Polymorphism, Mediterranean mutation, Chatham mutation, Cosenza mutation, Iran
  • Jalil Kuhpayehzadeh, Peyman Hafezi Moghadam, Zahra Imanizadeh, Hosein Danesh, Saeideh Daryazadeh Pages 71-78
    Background

    Emergency personnel in hospitals are at high risk of exposure to violence. The aim of this study was to evaluate effect of communication skills education to emergency personnel in terms of verbal and physical violence.

    Methods

    This study was quasi-experimental and for implementing this project, all of Hazrat-e-Rasoul Akram Hospital emergency department personnel (Nurses, secretaries and helping healthcare workers and guards) participated in one of the two consecutive educational classes at a distance of one month. The incidence of violence during before and after education was measured using a researcher made questionnaire which was completed by the personnel. The results were compared using Wilcoxon test.

    Results

    Following education, average of verbal violence was reduced from 5.8 to 5.1 and from standard deviation 2.67 to 2.11 (p= 0.135). Also Average of physical violence was reduced from 1.8 to 1.4 and from standard deviation 2.11 to 2.33. (p= 0.165). Both physical and verbal violence’s following the educational course decreased, although was not statistically significant.

    Conclusion

    The incidence of physical and verbal violence’s decreased after the educational course, but was not significant

    Keywords: Education, Communication Skills, Violence, Emergency
  • Eghbal I. Zandkarim, Alireza Afshari Safavi Pages 79-90
    Background
    Diabetes mellitus is a high prevalent disease among the population, and if not controlled, it causes complications and irreparable damage to the eye and cause blindness. This study goal is to investigate the predictive power of multiple logistic regression model and the Artificial Neural Network Multi-layer Perceptron (MLP) in determining patients with and without diabetic retinopathy.
    Methods
    Of 16,000 diabetic cases from Kermanshah diabetic center a sample including 150 cases and 150 controls were enrolled. Demographic data, BMI, FBS, Hba1c, blood pressure, cholesterol (TC) and duration of disease, smoking status, and age of patient, and health records were collected into two separate checklists. For identifying risk factors, and artificial neural network models multiple logistic regression was fitted to the data and the Rock charts was used to compare the predictive power of the models. Also sensitivity and specificity were analyzed together with the standards of both models (ROC curve, sensitivity and specificity) and superior model was introduced.
    Results
    The predictive power of logistic regression and MLP were 73.0 and 83.0, respectively. The MLP model features (80%) and sensitivity (85%) were higher. Variables of, BMI (p<0.0001), age (p<0.0001) duration of diabetes (p<0.0001) in the logistic regression model, the variables of age, FBS, duration of diabetes, BMI, smoking status, TC according to the Wrapper, the predictive power of 83% in MLP were significant.
    Conclusion
    In this study, the MLP model showed more power to identify diabetic retinopathy patients from those without retinopathy. Thus, in communities that case and control groups have high affinity (like this study), discovering the difference needs a more powerful method such as artificial neural network MLP. This method is recommended for medical research.
    Keywords: Logistic regression, Artificial neural network multilayer perceptron, Type II diabetes, Retinopathy, ROC curve
  • Nasim Vahabi, Masoud Salehi, Ali Azarbar, Farid Zayeri, Nahid Kholdi Pages 91-99
    Background

    Failure to thrive (FTT) is delay or suspension during a child growth and not dealing with this disorder may lead to more serious consequences like increased mortality, emerging other relevant diseases, reduced learning capabilities, and mental, emotional, or physical disabilities. This study aimed to identify and investigate factors associated to occurrence of FTT.

    Methods

    The population of this longitudinal study included children below 2 years old visiting the Health Center of Tehran, from which 1200 infants using two-stage cluster sampling method were selected according to the input criteria. After gathering data on the first two years of these infants’ life, factors associated to FTT using SAS software and multilevel model were analyzed.

    Results

    Factors associated to diarrhea, infection, teething, nourishment, weaning, and other diseases had significant role in causing FTT from which the cause of diarrhea was the most likely factor. In addition, the model’s random section became significant.

    Conclusion

    As is clear from the results, both organic and inorganic factors contribute to occurrence of this disorder. Given the significant random effects, the known causes and factors alone are not enough for prediction of FTT among infants. Genetic and environmental factors may play a role in FTT outbreak as well

    Keywords: Longitudinal data, Multilevel model, Failure to Thrive
  • Mehdi Modarreszadeh, Arezoo Astaraki Pages 100-105
    Background
    The pathophysiology of rhegmatogenous retinal detachment (RRD) has remained a challenging subject in ophthalmology. The aim of this study was evaluating the leading causes and treatment options of RRD.
    Methods
    The study was performed by a review of 10 years (2004-2014) related literature emerged in PubMed on the pathophysiology and treatment of rhegmatogenous retinal detachment (RRD).
    Results
    Retinal attachment is mainly due to two factors, RPE pump and inter photoreceptor matrix (IPM). The crucial factor in the formation of RRD is posterior vitreous detachment (PVD), started by liquefaction then syneresis and completed by gel contracture. If the PVD causes a symptomatic tear, RD ensues in up to 90% of eyes. PVD may not be detectable preoperatively and it must be detected during the operation by using triamcinolone acetonide (TA), indocyanin green (ICG) or Brilliant Blue (BBG).
    Conclusion
    The main factor for developing RRD is PVD (traction). Essential treatments of RRD include traction neutralization (SB or pneumatic retinopexy) or elimination of traction using Pars plana vitrectomy (PPV). The less used method is Pneumatic retinopexy
    Keywords: Rhegmatogenous retinal detachment (RRD), Posterior vitreous detachment (PVD), Sclera buckling (SB), Pars plana vitrectomy (PPV)
  • Mozhdeh Zabihiyeganeh, Elnaz Khiabani, Marzieh Nojomi, Seyed Adel Jahed Pages 106-126
    Background
    Various studies have reported hypovitaminosis D in Fibromyalgia patients. In the present study, we have evaluated the effect of vitamin D supplements on widespread pain index of fibromyalgia patients.
    Methods
    The present study was performed from October 2012 to February 2014 in Rheumatology Clinic of Firoozgar Hospital. A total of 74 patients diagnosed as fibromyalgia according to American College of Rheumatology (ACR 2010) criteria who had hypovitaminosis D were selected. Patients were randomized to two groups. Group A received oral vitamin D 50000IU weekly plus trazodone 25 mg at bedtime and group B received trazodone 25 mg at bedtime only.The patients were evaluated at baseline and 4 and 8 weeks post treatment. At each visit physical examination for tender points and 25 (OH) D level measurement were performed.
    Results
    About 68.5% of patients with fibromyalgia had hypovitaminosis D. The mean 25(OH) D was 12.4±6.9 ng/ml (11.4±6.5 ng/ml and 13.4±7.3 ng/ml in group A and group B, respectively). There was no significant difference between the two groups at baseline. Comparison between widespread pain index (WPI) scores before and after treatment showed a significant improvement in both groups, 12.2±2.4 at baseline to 4.5±2.5 at week 8 in group A vs. 13.5±3.4 to 8±4.8 in group B. Patients receiving vitamin D showed more improvement than those receiving trazodone only, mean WPI score differences of 7.8±2.8 vs. 5.5±4 respectively, p=0.007.
    Conclusion
    The present study indicated that treating hypovitaminosis D may improve WPI in Fibromyalgia patients.
    Keywords: Hypovitaminosis D, Fibromyalgia, Trazodone, Widespread pain