فهرست مطالب

خانواده و پژوهش - سال دهم شماره 1 (پیاپی 18، بهار 1392)
  • سال دهم شماره 1 (پیاپی 18، بهار 1392)
  • 156 صفحه، بهای روی جلد: 40,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1392/02/24
  • تعداد عناوین: 7
|
  • سیدعلی طباطبایی، رخساره فضلی، جواد یارعلی صفحه 7
    این پژوهش با هدف بررسی رابطه شیوه های فرزندپروری با پیشرفت تحصیلی و اختلال رفتاری در مدارس ابتدایی شهرستان خور و بیابانک انجام شد. روش پژوهش، مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان پایه های چهارم و پنجم مدارس ابتدایی شهرستان خور و بیابانک (شهرهای خور و جندق و فرخی) بودند که از این جامعه 135 دانش آموز به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و وضعیت تحصیلی آنان در مدرسه (معدل) به منزله شاخص پیشرفت تحصیلی و گزارش معلمان آنان به منزله اختلال رفتاری استفاده شد. داده ها به کمک روش های آماری همبستگی پیرسون و اسپیرمن تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد سبک فرزندپروری مقتدرانه با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنادار و سبک های فرزندپروری سهل گیر و مستبدانه با پیشرفت تحصیلی رابطه منفی و معنادار دارد. همچنین نتایج تحلیل داده های مربوط به اختلال رفتاری و سبک فرزندپروری نشان داد که شیوه مقتدرانه با کاهش اختلال رفتاری رابطه دارد. یعنی دانش آموزانی که شیوه فرزند پروری والدین آنان مقتدرانه بوده است، کمتر دارای اختلال رفتاری بوده اند. بر اساس یافته های پژوهش مبنی بر اینکه شیوه تربیتی والدین با پیشرفت تحصیلی و اختلال رفتاری دانش آموزان رابطه دارد، آموزش والدین درباره شیوه های فرزند پروری، می تواند به افزایش پیشرفت تحصیلی و کاهش اختلال رفتاری دانش آموزان یاری رساند.
    کلیدواژگان: شیوه های فرزند پروری، پیشرفت تحصیلی، دانش آموزان و والدین، اختلال رفتاری
  • علیرضا قبادی، محمد جواد مهدوی نژاد، مجید قدمی، کوثر افضلی صفحه 23
    یکی از مهم ترین اهدافی که خانواده ها و اولیای مدرسه در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان در نظر می گیرند، کشف و پرورش خلاقیت آنهاست،زیرا خلاقیت نقشی کلیدی در توسعه انسانی دارد. پیشرفت و پرورش خلاقیت نیازمند فراهم کردن امکان و انگیزه است و خانه و مدرسه در تمهید این فرآیند نقشی اساسی دارند. خانواده نخستین نهادی است که فرد در آن عضویت دارد و به طور خودآگاه و ناخودآگاه یا با الگو برداری از اعضای خانواده آموزش می پذیرد. این آموزش به چه میزان بر جامعه پذیری و فرآیندهای مشابه تاثیر گذار است و در چه سنینی خانواده می تواند در آموزش هدفمند هنر موثرتر باشد؟اینها سوالاتی هستند که پاسخ به آنها علاوه بر تاثیرگذاری در آموزش فرد و جمع، مسیری نو را برای پژوهش در زمینه کارکرد آموزشی خانواده می گشاید. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش خانواده در زمینه تعمیق آموزش هنر برای دانش آموزان است. در این مقاله، با روش های کمی-کیفی و با استفاده از نظریه فضا و مکان اجتماعی پتریوم سوروکین به مطالعه فرآیند مزبور پرداخته شده است. نمونه مورد مطالعه این پژوهش، هنرجویان شهر تهران هستند که در هنرستانها و سایر مراکز آموزشی وابسته یا پیوسته شهر تهران به هنرآموزی مشغول اند. آموزش این هنرآموزان به صورت فردی و خانوادگی، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که میان خانواده و آموزش هنری دانش آموزان، همبستگی مثبت و آشکاری وجود دارد، اما مولفه های متغیر بررسی شده تفاوت معنا دار این اثر را نیز آشکار می نمایند.
    کلیدواژگان: آموزش هنر، خانواده، هنرآموز، کیفیت آموزش، سرمایه فرهنگی
  • آزده فرقدانی، عدنان واعظی، فاطمه شاطریان محمدی صفحه 45
    پژوهش حاضر با هدف شناسایی روابط درونی متغیرهای پدیدآورندگی، راکدماندگی و نقش میانجی سبک های فرزندپروری در زمینه جهت گیری چهارگانه هدف پیشرفت، به منظور ارائه مدلهای چهارگانه ای براساس اهداف پیشرفت، صورت پذیرفته است. نمونه پژوهش شامل 370 دانش آموز دختر از مدارس دولتی مقطع متوسطه نواحی چهارگانه محدوده شهری قم و والد سرپرست آنها در دامنه سنی 60-40، با حداقل تحصیلات دیپلم و شاغل است که براساس نمونه گیری خوشه ایمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های پدیدآورندگی، راکدماندگی، سبک های فرزندپروری (مربوط به والد) و جهت گیری چهارگانه هدف پیشرفت (مربوط به دانش آموز) است. تحلیل داده ها براساس تحلیل مسیر، در نهایت منجر به طراحی چهار مدل برای چهار متغیر وابسته جهت گیری هدف پیشرفت (اهداف پیشرفت تسلطی، عملکردی گرایشی، عملکردی اجتنابی، بلاتکلیفی) شد. مدل اول براساس متغیر وابسته نهایی هدف پیشرفت تسلطی، حاکی از تاثیر مستقیم و غیرمستقیم پدیدآورندگی بر هدف پیشرفت تسلطی و تاثیر مستقیم سبک مقتدرانه و تاثیر غیرمستقیم راکدماندگی بر هدف پیشرفت تسلطی است (ضریب تعیین مدل: 53/0). مدل دوم براساس متغیر وابسته نهایی جهت گیری هدف پیشرفت عملکردی گرایشی حاکی از تاثیرات مستقیم پدیدآورندگی و سبک مستبدانه بر هدف عملکردی گرایشی و تاثیر مستقیم سبک سهل گیرانه و تاثیر غیرمستقیم راکدماندگی بر هدف عملکردی گرایشی است (ضریب تعیین مدل: 38/0). مدل سوم براساس متغیر وابسته نهایی جهت گیری هدف پیشرفت بلاتکلیفی، حاکی از تاثیر مستقیم و غیرمستقیم پدیدآورندگی بر جهت گیری بلاتکلیفی و تاثیر مستقیم سبک مقتدرانه و تاثیر غیرمستقیم راکدماندگی بر جهت گیری بلاتکلیفی است (ضریب تعیین مدل: 44/0). مدل چهارم براساس متغیر وابسته نهایی هدف عملکردی اجتنابی، حاکی از تاثیر مستقیم سبک مستبدانه بر هدف عملکردی اجتنابی و تاثیر غیرمستقیم راکدماندگی بر هدف عملکردی اجتنابی است (ضریب تعیین مدل: 40/0).
    کلیدواژگان: جهت گیری اهداف پیشرفت، پدیدآورندگی، راکدماندگی، سبک های فرزندپروری
  • انسیه بابایی، کیهان فتحی، عبدالرضا بابایی صفحه 69
    هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه شیوه های فرزندپروری، سبک های دلبستگی و ساختار تعاملات خانواده به عنوان پیش بین های بزهکاری در نوجوانان پسر شهرستان ساری استان مازندران بوده است. به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر در پژوهش دو گروه از نوجوانان بزهکار و نوجوانان غیر بزهکار در نظر گرفته شدند. نمونه ها با بهره گیری از پرسشنامه های شیوه های فرزندپروری بامریند، سبک های دلبستگی به والدین و همسال آرمسدن و گرینبرگ و پرسشنامه ساختار تعاملات خانواده ارزیابی شدند. برای بررسی متغیرهای شیوه های فرزندپروری، سبک های دلبستگی به والدین و همسال و ساختار تعاملات خانواده به عنوان پیش بین های بزهکاری، از روش تحلیل ممیز استفاده شد. برای تحلیل داده ها، علاوه بر روش آمار توصیفی، روش تحلیل ممیز به کار بسته شد. نتایج به دست آمده نشان داد که بزهکاری در نوجوانان را می توان بر اساس متغیرهای شیوه های فرزندپروری، ساختار تعاملات خانواده و سبک های دلبستگی به مادر پیش بینی نمود. نتایج به دست آمده و مدل ارائه شده در این پژوهش به تفضیل مورد بحث قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: شیوه های فرزندپروری، ساختار تعاملات خانواده، سبک های دلبستگی، بزهکاری
  • حمید پورشریفی، زینب خانجانی، جلیل باباپور خیرالدین، بهزاد شالچی * صفحه 91

    پژوهش حاضر با هدف تبیین نشانگان درونی سازی و برونی سازی نوجوانان با توجه به محیط خانواده انجام شده است. در این مطالعه، 1647 نوجوان (840 دختر و 807 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای به عنوان نمونه، انتخاب شدند. نوجوانان به منظور شرکت در پژوهش به دو مقیاس محیط خانواده و فرم خودسنجی نوجوان از فرم های سن مدرسه براساس تجربه آخنباخ، پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در سطح توصیفی شاخصهای متمایل به مرکز و پراکندگی و در سطح استنباطی آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به کار برده شده است. یافته های حاصل از پژوهش حاضر نشانگر آن است که بسیاری از متغیرهای مربوط به محیط خانواده با نشانگان درونی سازی و برونی سازی از روابطی معنادار برخوردار هستند. از ده متغیر محیط خانواده، شش متغیر با نشانگان درونی سازی و شش متغیر، با نشانگان برونی سازی در ارتباط اند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه در این پژوهش نشان می دهد که جنسیت هر دو نشانگان درونی و برونی سازی را پیش بینی کرده و بیشتر مولفه های محیط خانواده به خوبی نشانگان درونی سازی و برونی سازی را تبیین می کنند.

    کلیدواژگان: نوجوان، نشانگان درونی سازی، نشانگان برونی سازی، محیط خانواده، جنسیت
  • احمد سلحشوری، فرهاد خاوری صفحه 111
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان هوش فرهنگی با هویت ایرانی - اسلامی دانش آموزان صورت گرفته است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان سال چهارم مقطع متوسطه ناحیه یک آموزش و پرورش شهر همدان و شمار آنان 2141 نفربوده است. از این عده 327 نفر (176 دختر و 151 پسر) به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای سهمی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات دو پرسشنامه مجزا، یکی پرسشنامه استاندارد هوش فرهنگی و دیگری پرسشنامه محقق ساخته هویت ایرانی – اسلامی بوده است. روایی پرسشنامه ها بر اساس روایی محتوایی و صوری مورد تایید متخصصان قرار گرفته و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ محاسبه شده که به ترتیب87% برای پرسشنامه هوش فرهنگی و 92% برای پرسشنامه هویت ایرانی – اسلامی گزارش شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخصهای آمار توصیفی مانند (توزیع فراوانی، درصد، میانگین و انحراف استاندارد) و شاخصهای آمار استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه) استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که میان هوش فرهنگی و هویت ایرانی – اسلامی دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد (049/0= R2). همچنین در ابعاد فرا شناختی(077/0=R2)، شناختی (021/0=R2) و انگیزشی(031/0= R2) هوش فرهنگی با هویت ایرانی – اسلامی رابطه معنادار مشاهده شد، اما میان بعد رفتاری هوش فرهنگی و هویت ایرانی – اسلامی رابطه معنادار مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: هوش فرهنگی، هویت ایرانی، اسلامی، دانش آموزان
  • بهاره طلاکوب، معصومه اسمعیلی، حسین سلیمی بجستانی صفحه 127
    پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی تصویرسازی هدایت شده بر کاهش تعارض والد-فرزند در دانش آموزان دختر سوم راهنمایی در سال تحصیلی 89-90 انجام شد. جامعه پژوهش حاضر را دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی منطقه 1 استان تهران تشکیل داده است. نمونه این پژوهش 28 دانش آموز پایه سوم بود که به روش تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. برای این منظور ابتدا یک مدرسه از مدارس راهنمایی دخترانه راهنمایی به تصادف انتخاب شد و پس از انتخاب تصادفی یک کلاس به طور تصادفی در دو گروه (15 نفره) آزمایشی و گواه قرار گرفتند. پس از اجرای پیش آزمون ازطریق پرسشنامه «تعارض با والدین» گروه آزمایشی در هفت جلسه آموزشی تصویرسازی هدایت شده شرکت کردند و پس از اجرای مرحله پس آزمون، نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون t نشان داد که روش تصویرسازی هدایت شده توانسته است تعارض، پرخاشگری کلامی و پرخاشگری فیزیکی دانش آموزان را با والدینشان به طور معنادار کاهش دهد و همچنین توانایی استفاده از راهبردهای استدلالی را در آنها به طور معنادار افزایش دهد.
    کلیدواژگان: تعارض والد، فرزند، تصویرسازی هدایت شده
|
  • S. A. Tabatabaee, R. Fazli, J. Yarali Page 7
    The present study was undertaken to explore the interrelationship of parenting styles, educational achievement, and behavioral disorders among elementary school students in Khour and Biabanak. In this descriptive, correlational research the statistical population comprised all fourth and fifth graders in Khour, Jandagh, and Farokhi from among 135 students were selected through multi-stage cluster sampling method. The instrumentation comprised Baumrind parenting styles questionnaire. In addition, students’ GPAs and teachers’ reports were used as indexes of academic achievement and behavioral disorders, respectively. The data were analyzed by Pearson and Spearman correlation coefficients. Results showed that there was a significant, positive relationship between authoritative parenting style and academic achievement. Furthermore, there was a negative association between permissive and authoritarian parenting styles and academic achievement. Moreover, behavioral disorders were observed less frequently among students whose parents displayed authoritative parenting style. It can be concluded that providing parents with training in appropriate parenting styles can promote students’ academic achievement and reduce their behavioral disorders.
    Keywords: parenting styles, academic achievement, students, parents, behavioral disorder
  • R. Ghobadi, M. J. Mahdavinejad, M. Ghadami, K. Afzali Page 23
    One of the main goals pursued by families and school authorities is to nurture children and adolescents’ creativity and talent. This is due to the fact that creativity is pivotal to human development. It is evident that promotion of creativity depends on motivation and opportunities provided mainly by families and schools. Family is the first institution in which individuals are included and educated consciously and unconsciously. The extent to which families can have an influence on children’s socialization and the proper age at which families can exert more influence on purposeful education of art are controversial issues which have caught researchers’ attention and can pave the way for more effective personal and group education. The aim of the present study was to examine the role of family in promoting art education among students. Qualitative and quantitative methods as well as Pitrium Sorokin theory were used to meet this objective. The sample of the study comprised Tehrani students studying at vocational high schools and affiliated art institutes. The students’ performance was studied both individually and in relation to their families. Results of the study showed that there was a strong positive correlation between families’ performance and students’ art achievement even though the observed correlations varied by different components of the variable under study.
    Keywords: art education, family, student, social capital, cultural capital
  • A. Farghadani, A. Vaezi, F. Shaterian Mohammadi Page 45
    The present study aimed to identify the interrelationship among generativity, stagnation and parenting styles in order to provide a four-factor achievement goal model. The subjects included 370 high school girls of four districts in Qom metropolitan area along with their working parents (mostly fathers) who had completed at least four years of high-school and were between 40-60 years old. The subjects were selected through multi-stage cluster sampling method. The instrumentation comprised generativity, stagnation, parenting styles (for parents) and four-factor achievement goal orientation (for students) questionnaires. Path analysis resulted in designing four models for the four dependent variables of achievement goal orientation (dominance, tendency, avoidance, confusion). The first model which was based on the dependent variable of dominance achievement goal showed direct and indirect impacts of generativity on dominance achievement goal and the direct effect of authoritative style as well as the indirect effect of stagnation on the aforementioned variable (model coefficient of determination: 0.53). The second model which was based on the dependent variable of tendency achievement goal showed direct impacts of generativity and authoritarian style on tendency achievement goal, the direct effect of permissive style and the indirect impact of stagnation on tendency achievement goal (model coefficient of determination: 0.38). The third model which was formed based on the dependent variable of confusion achievement goal orientation showed direct and indirect effects of generativity on confusion orientation, direct impact of authoritative style and indirect influence of stagnation on confusion orientation (model coefficient of determination: 0.44). The fourth model which was designed based on the dependent variable of avoidance achievement goal was indicative of the direct effect of authoritarian style and the indirect impact of stagnation on avoidance achievement goal orientation (model coefficient of determination: 0.40).
    Keywords: achievement goal orientation, generativity, stagnation, parenting styles
  • E. Babaee, K. Fathi, A. Babaee Page 69
    The present study was carried out to examine attachment styles, parenting styles, and family structure as predictors of juvenile delinquency among teenage boys in Sari (Mazandaran province). The study was conducted among two groups of offender and non-offender teenagers aged 12-17 years. The instrumentation comprised Baumrind Parenting Style Questionnaire, Armsden and Greenberg Inventory of Parent and Peer Attachment, as well as Family Assessment Device. Descriptive statistics and discriminant analysis were used for the purpose of data analysis. The results of the study confirmed the hypothesis that juvenile delinquency can be predicted on the basis of variables such as maternal attachment styles, parenting styles and family structure.
    Keywords: parenting styles, family structure, attachment styles, juvenile delinquency
  • H. Poursharifi, Z. Khanjani, J. Babapour Kheirodin, B. Shalchi Page 91

    The aim of this study was to explain internalizing and externalizing syndromes based on family environment among adolescents. To explore the mentioned relations, a sample of 1647 high school students (840 girls and 807 boys) was selected by multi-stage cluster sampling method. All participants were asked to complete the Family Environment Scale (FES) and Youth Self-Report form of Achenbach's ASEBA school-age forms. Measures of central tendency and dispersion, Pearson correlation coefficients as well as of multiple regression analysis were used for the purpose of data analysis. Obtained results indicated that there were correlations between most of subscales of the family environment variable and internalizing and externalizing syndromes. Results of multiple regression analysis revealed that gender and most of subscales of family environment could predict the internalizing and externalizing syndromes.

    Keywords: adolescent, internalizing syndromes, externalizing syndromes, family environment, gender
  • A. Salahshouri, F. Khavari Page 111
    The main purpose of this research was to study the relationship between cultural intelligence and students’ Iranian-Islamic identity. In this descriptive, correlational research the population of the study included all twelfth graders in district one of Hamedan (2141 students). The sample of the study which was selected through random stratified sampling method comprised 327 students (176 girls and 151 boys). The instrumentation included standard Cultural Intelligence Questionnaire as well as a self-devised Iranian-Islamic Identity Questionnaire. The experts approved of the content and face validity of the questionnaires. In addition, Cronbach’s alpha coefficients reported for the Cultural Intelligence Questionnaire and the Iranian-Islamic Identity Questionnaire were 87% and 92%, respectively. The collected data were analyzed using descriptive indexes (mean, percent, frequency, and standard deviation) and inferential statistics (Pearson correlation coefficients and multiple regression analysis). Obtained results indicated that there was a significant relationship between the Iranian - Islamic identity and the cultural intelligence of the students (R2 =0.049). Furthermore, there was a significant relationship between Iranian– Islamic identity and the meta-cognitive (R2=0.077), cognitive (R2=0.021) and motivational (R2=0.031) components of the cultural intelligence; however, no significant association was observed between the behavioral aspect of the cultural intelligence and the Iranian-Islamic identity.
    Keywords: cultural intelligence, Iranian, Islamic identity, students
  • B. Talakoub, M. Esmailee, H. Salimi Bajestani Page 127
    This study was undertaken to investigate the effectiveness of guided imagery in reducing parent-child conflicts among girl students in 2010-2011 academic year. The population of the study comprised eighth grade girls in district one of Tehran. The sample was selected through random cluster sampling. To achieve this goal, a guidance school and next a class within this school were randomly selected and the students were assigned to experimental (N=15) and control groups (N=15). Both groups took a pre-test using the conflict tactics scale (CTS). In the next step, the experimental group received training in guided imagery during seven sessions. A post-test was given to both experimental and control groups afterwards. The results of t-test showed that guided imagery could significantly reduce conflict as well as verbal and physical aggression among students and their parents. In addition, guided imagery significantly promoted subjects’ reasoning ability.
    Keywords: parent, child conflict, guided imagery