فهرست مطالب

  • پیاپی 120 (دی 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/10/14
  • تعداد عناوین: 26
|
  • طلعت خدیوزاده، الهام ارغوانی، محمد تقی شاکری صفحات 1-13
    زمینه و هدف
    با توجه به کاهش شدید میزان باروری کل در ایران نسبت به سه دهه قبل و تغییر سیاست های جمعیتی کشور در سال 1391 و پیشنهاد ارائه مشوق های دولتی برای فرزندآوری، مطالعه حاضر با هدف بررسی نگرش به مشوق های دولتی فرزندآوری و ارتباط آن با ترجیحات باروری در زوجین در آستانه ازدواج، در شهر مشهد، در سال 1392 انجام شد.
    روش کار
    در یک مطالعه مقطعی 450 زوج مراجعهکننده به مراکز بهداشت پیش از ازدواج در شهر مشهد به روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های ترجیحات باروری میلر و نگرش به مشوق های دولتی در خصوص فرزندآوری گردآوری و با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون تی مستقل تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین نمره تمایل به فرزندآوری در زوجین بر اساس مقیاس درجه بندی عددی از (1 تا 10) معادل 2.88± 5.58، میانگین تعداد دلخواه فرزند 1.11± 2.37 و میانگین فاصله دلخواه ازدواج تا تولد فرزند اول 20.64± 31.01 ماه بود. نگرش به مشوق های دولتی در خصوص فرزندآوری با میل به فرزندآوری (p<0.001) و تعداد دلخواه فرزند (p<0.001) رابطه معکوس و با فاصله دلخواه ازدواج تا تولد فرزند اول (p<0.001) رابطه مثبت و معناداری داشت.
    نتیجه گیری
    یافته ها حکایت از تمایل اکثر زوجین به دو فرزندی و تمایل به فاصله گذاری نسبتا طولانی بین ازدواج تا تولد فرزند اول دارد. یافته ها بیانگر نگرش مثبت به تاثیر مشوق های دولتی برای فرزندآوری در زوجینی بود که تمایل به باروری کمتر و تاخیر در شروع فرزندآوری ترجیح داشتند.
    کلیدواژگان: مشوق دولتی فرزندآوری، ترجیحات باروری، نگرش، زوجین
  • سید رامین قاسمی، نادر رجبی گیلان، سهیلا رشادت، فاتح توانگر، شهرام سعیدی، مسلم صوفی صفحات 14-24
    سابقه و هدف
    چگونگی گذران اوقات فراغت بازتابی از سبک زندگی افراد بوده و با سلامت آنان مرتبط است. این مطالعه به بررسی حیطه های مختلف گذران اوقات فراغت در زنان حاشیه نشین شهر کرمانشاه و ارتباط آن با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت می پردازد.
    روش کار
    در این پژوهش مقطعی، 574 نفر از زنان ساکن محلات حاشیه نشین شهر کرمانشاه با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق شامل چک لیست دموگرافیک، پرسشنامه کیفیت زندگی WHOQOL-BREF و پرسشنامه محقق ساخته نحوه گذران اوقات فراغت بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS.18 و با کمک آزمون های همبستگی پیرسون، تی مستقل، آنالیز واریانس و رگرسیون خطی چندمتغیره، تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین سنی پاسخگویان 12.9±32.5 سال بود و حدود 23 درصد آنان از نحوه گذران اوقات فراغت خود اصلا رضایت نداشتند. از میان حیطه های اوقات فراغت، بیشترین و کمترین نمره مربوط به حیطه های ارتباطات حضوری (19.4±61.7) و کلاس های آموزشی (6.9±2.4) بود. میانگین نمره کیفیت زندگی کلی پاسخگویان نیز برابر 52.9 بود. آزمون رگرسیون نشان داد، تنها سه بعد فعالیت های تفریحی، ارتباطات حضوری و فعالیت های ورزشی در مدل باقی ماندند که این سه حیطه، 19.6 درصد از تغییرات کیفیت زندگی زنان حاشیه نشین را تبیین کرده اند.
    استنتاج
    کیفیت گذران اوقات فراغت عاملی موثر در تبیین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان حاشیه نشین است. نظر به اهمیت فعالیت های تفریحی و ورزشی در این رابطه، توجه به تفریحات سالم و پرداختن به فعالیت های ورزشی از سوی زنان و فراهم آوری زمینه این فعالیت ها در سطح جامعه برای آنان، می تواند راهکاری موثر برای ارتقاء کیفیت زندگی مرتبط با سلامت این گروه از افراد باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، اوقات فراغت، زنان، محلات حاشیه نشین
  • سمیه نمرودی صفحات 25-29
    سابقه و هدف
    بیماری لیشمانیوز احشایی، نوعی بیماری کشنده و زئونوتیک است که توسط تک یاخته لیشمانیا اینفانتوم در سگ سانان و انسان رخ می دهد. مخازن اصلی بیماری سگ سانان اهلی و وحشی بوده و گزارش های اخیر بیانگر روند رو به رشد بیماری در نواحی غیراندمیک کشور، چون استان گلستان، است. با توجه به تعداد بالای شغا لها و همچنین حضور آنها در نواحی روستایی، این مطالعه با هدف بررسی نقش شغال ها (به عنوان نماینده جمعیت سگ سانان وحشی) در اپیدمیولوژی بیماری لیشمانیوز احشایی در استان گلستان صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه، از تعداد 60 قلاده شغال، نمونه سرم تهیه و با استفاده از کیت الیزا برای آلودگی به لیشمانیا اینفانتوم مورد بررسی قرار گرفتند.
    نتایج
    (8.3 درصد) 5 نمونه از سرم های تهیه شده، مطابق با دستور کیت، مثبت ارزیابی شدند.
    نتیجه گیری
    آلودگی شغال ها به لیشمانیا اینفانتوم بیانگر حضور لیشمانیا اینفانتوم در اکوسیستم ناحیه و احتمال گسترش آلودگی در اکوسیستم وحشی و روستایی به وسیله شغال ها است. برای شفاف سازی هرچه بیشتر نقش شغال ها در گسترش بیماری، انجام مطالعات گسترده و مولکولی با حساسیت و اختصاصیت بالا بر لیشمانیا اینفانتوم جدا شده از شغال ها پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: لیشمانیوز احشایی، الیزا، شغال، استان گلستان
  • زهرا بهشتی، مهرنوش کوثریان، سوسن رضایی، سوسن ساعت ساز، حمید شریف نیا صفحات 30-42
    سابقه و هدف
    غربالگری کم کاری مادرزادی تیروئید با اندازه گیری TSH از نمونه خون پاشنه پای نوزادان از خرداد 1385 تاکنون در استان مازندران انجام می شود. این مقاله گزارش وضعیت این کودکان تا پایان سال 1391 است.
    مواد و
    روش
    مطالعه با روش بررسی مدارک موجود از فروردین 1392 تا فروردین 1393 انجام شد. نوزادانی که سطح TSH بالاتر از 5 mU/L داشتند، با قرص لووتیروکسین به مدت سه سال تحت درمان قرار گرفتند. سپس با قطع ناگهانی یا تدریجی دارو در سه سالگی، اگر TSH طبیعی باقی بماند، به عنوان گذرا تلقی شده، در غیر این صورت با هیپوتیروئیدی دائمی و درمان مادام العمر پیگیری می شوند. اطلاعات وارد نرم افزار Spss 16 و از آمار توصیفی برای گزارش استفاده شد.
    یافته
    در این مدت 269088 نوزاد غربالگری شدند که 548 نوزاد (54.4 درصد پسر) مبتلا به کم کاری تیروئید تشخیص داده شدند. به این ترتیب از هر 10000 نوزادی که زنده متولد می شوند، به طور متوسط برای 21 نفر درمان شروع می شود. نتایج نشان داد در هر بازه زمانی نوزادانی که درمان می شوند 43 درصد کم کاری دائم و 57 درصد کم کاری گذرا دارند. سن شروع درمان در 95 درصد موارد قبل از 60 روزگی و به طور متوسط در 10±20.8 روزگی بود. جنس نوزاد با دائم یا گذرا بودن کم کاری ارتباط آماری نداشت.
    استنتاج
    طرح غربالگری نوزادان با موفقیت در جریان است. در بعضی موارد مقدار دارو و فواصل پیگیری نوزاد حتی بین پزشکان همکار طرح متفاوت است. گاهی مقدار لووتیروکسین مناسب وزن نوزاد تعیین نشده یا اشتباه ثبت شده است. رویه پیگیری بیماران و تصمیم به قطع درمان در سه سالگی یکسان نیست؛ لذا پیشنهاد می شود اطلاع رسانی مجدد برای اجرای دقیق دستورالعمل وزارت بهداشت برای پزشکان انجام شود. توصیه می شود موارد فوت یا مهاجرت کرده از آمار تشخیص حذف نشود تا بتوان به طور دقیق شیوع بیماری را تعیین کرد.
    کلیدواژگان: کم کاری مادرزادی تیروئید، غربالگری، درمان
  • رضا ولدان، علیرضا رفیعی، غلامرضا هاشمی تبار، محمدرضا باسامی صفحات 43-53
    سابقه و هدف
    تکنیک کتابخانه آنتی بادی فاژ یکی از قدرتمندترین روش های ساخت قطعات آنتی بادی در محیط آزمایشگاه است. با این حال یکی از مشکلات تکنیکی در مسیر انتخاب آنتی بادی های اختصاصی و عملکردی وجود فاژهای فاقد قطعه آنتی بادی در کتابخانه آنتی بادی فاژ است. هدف از این مطالعه استفاده از قابلیت اتصال کلون های موجود در کتابخانه آنتی بادی فاژ به پروتئین A برای خالص سازی فیزیکی فاژهای حاوی قطعه آنتی بادی از فاژهای فاقد قطعه آنتی بادی است.
    مواد و روش ها
    کتابخانه آنتی بادی فاژ Tomlinson طبق پروتکل مربوطه تکثیر شد. انتخاب آنتی بادی علیه گیرنده HER2 در سطح سلول VERO انجام شد. سه چرخه panning در دو گروه صورت گرفت به صورتی که در یک گروه قبل از هر چرخه panning فاژهای تولید شده به وسیله پروتئین A متصل به آگاروز خالص سازی شدند، در حالی که در گروه کنترل مرحله خالص سازی با پروتئین A صورت نگرفت. آنتی بادی های به دست آمده در انتهای هر چرخه در دو گروه مورد مطالعه به وسیله PCR و phage-ELISA مورد ارزیابی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج آزمون PCR نشان دهنده افزایش قابل ملاحظه تعداد فاژهای حاوی قطعه آنتی بادی پس از خالص سازی توسط پروتئین A در انتهای چرخه سوم panning) 87 درصد) نسبت به گروه کنترل (41 درصد) است. بعلاوه نتایج آزمون الیزا نیز تایید انتخاب و تکثیر اختصاصی آنتی بادی در گروه فاژ خالص شده با پروتئین A است.
    استنتاج
    این مطالعه اهمیت خالص سازی فاژهای حاوی قطعه آنتی بادی را برای تولید و انتخاب آنتی بادی های اختصاصی را در تکنیک کتابخانه آنتی بادی فاژ نشان می دهد.
    کلیدواژگان: کتابخانه آنتی بادی فاژ، پروتئین A، HER2، فاژ فاقد قطعه آنتی بادی
  • رباب لطیف نژاد رودسری، مریم ذاکری حمیدی، عفت مرقاتی خویی، انوشیروان کاظم نژاد صفحات 54-68
    مقدمه
    امروزه سزارین های غیرضروری به منزله مشکلی فرهنگی تلقی می شوند. در واقع، باورهای صحیح در مورد زایمان طبیعی جایگزین باورها و ارزش های غلط مانند مدبودن و برخورداری از کلاس اجتماعی در موارد سزارین شده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه باورهای فرهنگی زنان در مورد انتخاب نوع زایمان در مادران باردار، زنان زایمان کرده به روش طبیعی یا سزارین در شهرستان تنکابن در سال 1393 صورت گرفته است.
    روش بررسی
    مطالعه حاضر یک پژوهش توصیفی- مقایسه ای است. حجم نمونه شامل 444 نفر از زنان باردار و زنان زایمان کرده به روش های طبیعی و سزارین بود که برای دریافت مراقبت های دوران بارداری یا بعد از زایمان به مطب های متخصصان زنان و مراکز بهداشتی تنکابن مراجعه کرده بودند. زنان بارداری که به دلایل پزشکی ناچار به انتخاب روش زایمان سزارین بودند، از مطالعه حذف شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته 7 عاملی (باورهای برانگیزنده زایمان طبیعی؛ باورهای اجتماعی زایمان؛ باورهای برانگیزنده زایمان سزارین؛ باورهای فردی؛ نقش منابع اطلاعاتی؛ اندیشه های دهشتناک؛ نقش باورهای مرتبط با تجربه زایمان پیشین) مشتمل بر 36 آیتم بود و روایی ابزار به روش روایی محتوا و سازه و پایایی آن به روش همسانی درونی تایید شد. برای تحلیل نتایج از آمار توصیفی (توزیع فراوانی، میانگین، انحراف معیار و دامنه) و آمار تحلیلی (آزمون های تحلیل واریانس، کروسکال والیس، من-ویتنی، و توکی) استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین نمرات باورهای فرهنگی انتخاب نوع زایمان در گروه زنان زایمان کرده به روش زایمان طبیعی (2.70±24.78) نسبت به گروه زنان باردار (3.01±23.53) و گروه زنان زایمان کرده به روش سزارین (2.66±24.03) بیشتر است (0.001=P). بین میانگین نمرات مولفه های باورهای فرهنگی انتخاب نوع زایمان در سه گروه هدف، تفاوت معنادار وجود داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به غالب بودن اندیشه های دهشتناک از زایمان طبیعی از یک سو و پذیرش نقش پزشکان و رسانه ها برای اطلاع رسانی از سوی دیگر ضروری است از طریق آموزش به مادران در مورد ماهیت زایمان ها و همچنین اصلاح باورهای غلط آنان در ارتباط با فرهنگ زایمان بر افکار دهشتناک مربوط به زایمان طبیعی غلبه و بدین وسیله مادران را تشویق به زایمان طبیعی کرد.
    کلیدواژگان: باور، تصمیم گیری، زایمان، فرهنگ
  • قدسیه علیزاده، حبیبه کردساردویی، حمیدرضا اخوان، احمد نقیب زاده تهامی صفحات 69-74
    سابقه و هدف
    مصرف فرآورده های گوشتی روزبه روز در حال افزایش است. نیتریت و نیترات به عنوان نگهدارنده در فرآورده های گوشتی استفاده می شوند. مسئله قابل توجه در ارتباط با این ترکیبات، تشکیل نیتروزآمین و اثرات بالقوه سرطان زایی آن است؛ بنابراین در این مطالعه این ترکیب و برخی ویژگی های شیمیایی سوسیس و کالباس های توزیع شده در سطح شهر کرمان مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    از پنج برند گوناگون سوسیس و کالباس در روز سوم پس از تولید نمونه برداری انجام شد و میزان باقی مانده نیتریت، نشاسته و پروتئین آن ها مورد بررسی قرار گرفت و با میزان استاندارد آن ها در استاندارد ملی 2303 (سوسیس و کالباس- ویژگی ها و روش های آزمون) مقایسه شد.
    یافته ها
    با مطالعه 13 نمونه مورد بررسی، مشاهده شد، میران باقی مانده نیتریت در 15.3 درصد نمونه ها از حدود استاندارد خارج بود. در ارتباط با نشاسته 23.07 درصد نمونه ها، میزان نشاسته ای بالاتر از حد استاندارد داشتند. 69.23 درصد نمونه ها میزان پروتئینی کمتر از میزان ذکر شده در استاندارد 2303 (سوسیس و کالباس- ویژگی ها و روش های آزمون) نشان دادند.
    استنتاج
    با توجه به نتایج به دست آمده، میزان نیتریت باقی مانده، همین طور میزان پروتئین و نشاسته نیز در مواردی خارج از میزان تعیین شده در استاندارد ملی 2303 بود. لذا رعایت استانداردهای مربوطه و پایش مرتب این ترکیبات، به ویژه افزودنی نیتریت در فرآورده های گوشتی از سوی کارخانه های تولیدکننده و مراجع ذیصلاح ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: سوسیس، کالباس، باقی مانده نیتریت، میزان نشاسته، میزان پروتئین
  • سید رضا مظلوم، میثم حسینی امیری، زهرا سادات منظری، سید حسن طاووسی صفحات 75-87
    سابقه و هدف
    بیشترین درد تجربه شده در صدمات سوختگی طی تعویض پانسمان ها اتفاق می افتد. دردی که نیازمند مقادیر بالایی از داروهای مخدر است. شواهدی وجود دارد، مبنی بر اینکه تغییرات در تحریک پذیری قشر مغز - توسط تحریک کاتدی قشر حسی پیکری- در تسکین درد حاد موثر است. لذا این مطالعه با هدف تعیین تاثیر تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم (tDCS) بر کیفیت درد پانسمان سوختگی انجام شد.
    مواد و روش ها
    برای انجام این مطالعه کار آزمایی بالینی تصادفی دو گروهی، 60 بیمار واجد شرایط بستری در بخش سوختگی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد به صورت نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. بیماران گروه مداخله، قبل از تعویض پانسمان علاوه بر دریافت مسکن در صورت لزوم، تحت 20 دقیقه تحریک کاتدی قشر حسی پیکری با شدت جریان یک میلی آمپر قرار گرفتند. در گروه کنترل پروتکل درمانی مذکور انجام شد با این تفاوت که پس از 30 ثانیه تحریک، دستگاه tDCS خاموش شد. مقیاس دیداری سنجش درد، در زمان قبل از انجام مداخله و پرسشنامه کوتاه و تعدیل شده کیفیت درد مک گیل پس از انجام پانسمان اجرا شد. داده ها توسط آزمون های مجذور کای، تی مستقل و من ویتنی به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 11.5 تحلیل شد.
    یافته ها
    دو گروه قبل از مداخله از نظر شدت درد زمینه ای تفاوت آماری معنی داری نداشتند (p=0.08). در حین انجام پانسمان سوختگی دو گروه از نظر میانگین نمره بعد حسی، عاطفی و کل کیفیت درد تفاوت آماری معنی داری داشتند (p<0.05). علاوه بر این، اختلاف معنی داری بین شدت درد حین انجام پانسمان در گروه کنترل و مداخله وجود داشت (0.001>p)؛ اما نتایج تفاوت آماری معنی داری را بین بیماران دو گروه در رابطه با الگوی درد پانسمان سوختگی نشان نداد (0.14=p).
    استنتاج
    tDCS می تواند در کنار سایر روش ها به عنوان مداخله ای موثر و ایمن برای کاهش درد تعویض پانسمان سوختگی استفاده شود.
    کلیدواژگان: پانسمان سوختگی، تحریک الکتریکی مغز با جریان مستقیم، درد
  • سمانه فرهادی محلی، رمضان خان بابایی صفحات 88-99
    سابقه و هدف
    بلوغ تخمک در شرایط آزمایشگاهی روش مناسبی برای درمان ناباروری است که استفاده کلینیکی آن به واسطه موفقیت پایین با محدودیت مواجه است. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر همکشتی جوانه دمی جنین موش بر بلوغ تخمک های نارس موش طراحی شده است.
    مواد و روش ها
    تخمک های نابالغ از موش های ماده نژاد NMRI 48 ساعت بعد از تزریق IU 5/7 از PMSG (pregnant mare serum gonadotropin) به دست آورده شدند. تخمک ها در محیط α-MEM حاوی ده درصد FBS به چهار گروه تقسیم شدند. محیط بلوغ برای گروه کنترل مثبت حاوی 7.5 واحد بین المللی در میلی لیتر hCG، برای گروه کنترل منفی فاقد hCG و برای گروه های آزمایش 1 و 2 حاوی محیط گروه کنترل منفی با هم کشتی جوانه دمی جنین 10.5- 9.5 و 13-12 روزه موش بود. تخمک های هر گروه در انکوباتور CO2 دار کشت شدند. بلوغ تخمک ها با استفاده از میکروسکوپ معکوس پس از 24 ساعت ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده های خام به وسیله نرم افزار SPSS، Anova انجام گرفت.
    یافته ها
    میزان بلوغ آزمایشگاهی در گروه های کنترل مثبت، کنترل منفی، گروه تجربی یک و دو به ترتیب 52، 48، 66 و 50 درصد بود که این میزان افزایش معنی داری (P<0.05) را در تخمک های متافاز میوز II در گروه تجربی یک (در حضور جوانه دمی جنین موش 10.5-9.5 روزه) نسبت به گروه کنترل منفی و گروه تجربی دوم نشان داد.
    استنتاج
    هم کشتی تخمک با جوانه دمی جنین موش 10.5-9.5 روزه، بلوغ تخمک نابالغ را افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: آزمایشگاهی، جوانه دمی، هم کشتی، تخمک های نابالغ موش
  • زهرا یعقوب زاده، رضا صفری صفحات 100-107
    سابقه و هدف
    اشرشیا کلی علت شایع مسمومیت غذایی است. سم ناشی از این باکتری، مخاط روده را تخریب می کند و باعث ایجاد دردهای شدید شکمی و اسهال می شود. لیستریا منوسایتوژنز عامل لیستریوزیس در حیوان و انسان بوده و از طریق غذاهای آلوده مانند پنیر، سبزی های خام، سالاد و ماهی به انسان منتقل می شود. با توجه به احتمال بالای آلودگی ماهیان پرورشی به باکتری های اشرشیا کلی و لیستریا مونوسیتوژنز، هدف مطالعه حاضر ارزیابی تاثیر اسانس آویشن شیرازی بر رفتار اشرشیا کلی و لیستریا منوسایتوژنز در گوشت چرخ شده ماهی فیتوفاگ نگهداری شده در دمای C° 4 بوده است.
    مواد و روش ها
    به نمونه های گوشت ماهی فیتوفاگ چرخ شده، دو باکتری اشرشیا کلی و لیستریا منوسایتوژنز به ترتیب با لوگ 5/4 و 6/4 در هر گرم تلقیح شد، سپس تیمارهای آویشن شیرازی در دو غلظت 8/0 و 2/1 درصد به نمونه ها اضافه شدند. تمامی تیمارها و گروه شاهد (دارای باکتری و فاقد عصاره) در دمای یخچال برای مدت 72 ساعت نگهداری شدند. برای شمارش اشرشیا کلی و لیستریا منوسایتوژنز نیز از محیط های کشت EC کروم آگار و لیستریا سلکتیو کروم آگار استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد، غلظت 2/1 درصد آویشن دارای اثرات مهارکننده بیشتری نسبت به غلظت 8/0 درصد بوده ولی بااین وجود تاثیر آن بر اشرشیا کلی بهتر از لیستریا بوده و قادر به کاهش تعداد اشرشیا بعد از 48 ساعت است و اثر فوق نیز به صورت باکتری کشی بوده، طوری که در زمان های 48 و 72 ساعت هیچ گونه رشدی از اشرشیا مشاهده نشد. تاثیر غلظت های مورد استفاده آویشن بر لیستریا به صورت اثر بازدارندگی بوده است.
    استنتاج
    نتیجه گیری کلی آنکه اسانس آویشن شیرازی واجد اثرات باکتری کشی علیه اشرشیا بوده ولی بااین وجود تاثیر آن بر لیستریا چندان چشمگیر نبوده است.
    کلیدواژگان: آویشن شیرازی، اشرشیا کلی، لیستریا منوسایتوژنز، فیتوفاگ
  • مهران شاهی، سید حمید موسوی، شاهرخ نویدپور، جواد رفیع نژاد صفحات 107-124
    مقدمه
    عقرب گزیدگی از مهم ترین مشکلات پزشکی در مناطق غربی و جنوبی ایران است. در این مناطق هر ساله افراد زیادی، به خصوص کودکان، به دلیل عقرب گزیدگی دچار عوارض شدید و حتی مرگ ناشی از آن می شوند. هدف از انجام این مطالعه معرفی پراکنش جغرافیایی و عوارض بالینی و علائم ناشی از گزش عقرب های خطرناک جنس همی اسکورپیوس است.
    روش بررسی
    در این تحقیق به روش مروری مقالات مرتبط منتشر شده با موضوع مورد نظر طی سال های 1979 تا 2013 با استفاده از کلمات کلیدی و از سایت های معتبر داخلی و بین المللی در اینترنت و کتابخانه جستجو و مورد بررسی قرار گرفته شده است.
    نتیجه گیری
    عقرب همی اسکورپیوس در استان های غربی و جنوبی کشور یافت می شود. گزش این عقرب باعث ایجاد عوارض بسیار شدید و حتی مرگ می شود. با توجه به عدم آگاهی و شناخت کافی کارکنان بخش درمانی و بهداشتی و ساکنان این نواحی نسبت به این عقرب ضروری است. مطالعات دقیق تری برای شناسایی گونه ها، وضعیت پراکنش و نیز شناخت علائم و عوارض ناشی از گزش آن ها انجام گرفته و تدابیری برای آشنایی بیشتر کارکنان خدمات بهداشتی درمانی و عموم مردم در این زمینه اتخاذ شود.
    کلیدواژگان: عقرب، همی اسکورپیوس، پراکنش، علائم بالینی، ایران
  • مهرعلی رحیمی، ندا ایزدی، الهام باستانی، فاطمه رضوان مدنی، مژده عصاره زادگان صفحات 125-132
    مقدمه
    سرطان تیروئید شایع ترین بدخیمی غدد درون ریز است و فاکتورهایی که بتوانند در افتراق گره های تیروئیدی نقش داشته باشند، اهمیت دارند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط سطح TSH سرم با نتایج سیتولوژی گره های تیروئید انجام پذیرفت.
    روش کار
    در این مطالعه مقطعی ابتدا معاینه فیزیکی کامل از بیماران به عمل آمد و سطح سرمی TSH نیز به روش IRMA اندازه گیری شد. در صورتی که TSH خارج از محدوده طبیعی بود، سطح سرمی T4، T3 هم اندازه گیری و در تمامی بیماران سونوگرافی تیروئید انجام شد. از گره تیروئید آسپیراسیون با سوزن باریک (FNA) انجام و نتایج سیتولوژی به وسیله پاتولوژیست تفسیر شد. در پایان کلیه اطلاعات جمع آوری و با نرم افزار Stata مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    میانگین سنی 275 فرد بیمار 12/5±42/5 سال بود. 8/85 درصد از افراد زن بودند. میانگین BMI در افراد Kg/m2 2.2±23.7 بود. 36 درصد کلسیفیکاسیون گره تیروئید داشتند و بیشترین درصد، مربوط به میکروکلسیفیکاسیون بود. میانگین سطح TSH در افراد دارای بدخیمی بیشتر از افراد با نتیجه خوش خیم بود و با هر واحد افزایش سطح TSH، شانس ابتلا به تیروئید بدخیم 23 درصد افزایش پیدا می کرد (CI=1.01-1.5; OR=1.23). میانگین سن افراد نیز بر اساس نتایج آسپیراسون تفاوت داشت (P=0.002). همچنین شانس ابتلا به بدخیمی، با افزایش هر واحد BMI در افراد 38 درصد افزایش یافت (OR=1.38; CI=1.15-1.66).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه، حاکی از امکان استفاده از سطح سرمی TSH به عنوان عاملی پیش گو کننده احتمال بدخیمی در گره های تیروئیدی است.
    کلیدواژگان: تیروتروپین، TSH، گره های تیروئید
  • فریبا منصوری زاده، وحیده میری، محسن سقا، اسدالله اسدی، محمدقاسم گل محمدی صفحات 133-147
    زمینه و هدف
    داربست های کامپوزیتی ساخته شده از پلیمرها و سرامیک های زیست فعال، به دلیل اینکه استخوان طبیعی ترکیبی از پلیمر و آپاتیت زیستی است، کاربرد وسیعی در مطالعات مهندسی بافت استخوان پیدا کرده اند. در این مطالعه، با استفاده از پلی- آل- لاکتیک اسید (PLLA) و هیدروکسی آپاتیت (HA)، که به بخش معدنی استخوان انسان شباهت دارد، نانو داربست کامپوزیتی سه بعدی به روش الکتروریسی تهیه و رفتار سلول های بنیادی مزانشیمی بند ناف انسانی روی آن ها بررسی شد. هدف از انجام این پژوهش ساخت و توسعه داربستی مناسب و زیست فعال برای کاربرد در مهندسی بافت استخوان است.
    مواد و روش ها
    در مطالعه حاضر سلول های بنیادی مزانشیمی از بند ناف انسانی جداسازی شد و برای تایید بنیادینگی سلول ها آنالیز فلوسایتومتری صورت گرفت. سپس سلول ها بر روی نانوداربست های پلیمری PLLA و کامپوزیت PLLA/ HA(10%) کشت داده شدند. زیست سازگاری داربست ها به وسیله سنجش 3-[4،5-dimethylthialzol-2-yl]-2،5-diphenyltetrazolium bromide)MTT) مورد بررسی قرار گرفت. موفولوژی و نحوه اتصال سلول بر سطح هر دو نوع داربست به وسیله تصاویر میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفتند و در نهایت برای بررسی توان تمایزی سلول ها در سطح داربست ها، از محیط تمایزی استئوژنی به مدت 21 روز استفاده و روند تمایز طی روزهای 21، 14، 7 با رنگ آمیزی آلیزارین قرمز و ون کوسا بررسی شد.
    یافته ها
    تصاویر میکروسکوپ الکترونی نگاره نشان دهنده خصوصیات سطحی مناسب در هر دو داربست بود و سلول ها نه تنها توانایی اتصال و تکثیر مناسب تری را روی نانوکامپوزیت داشتند، بلکه به لحاظ ریخت شناسی نیز از شرایط طبیعی برخوردار بودند. مقایسه نتایج رنگ آمیزی بیانگر میزان بالای تمایز در داربست کامپوزیت نسبت به داربست تنها و نمونه های سلولی بود.
    نتیجه گیری
    برای ترمیم و بازسازی بافت استخوان داربست زیست فعال کامپوزیتی PLLA/HAدر مقایسه با داربست PLLA خالص، داربست مناسب تری است.
    کلیدواژگان: تمایز سلولی، هیدروکسی آپاتیت، پلی، آل، لاکتیک اسید، سلول های بنیادی، مهندسی بافت، بند ناف
  • محمود میرخلف زاده، آصفه حدادپور، فریبا مزروعی، مهران نصر، غلامرضا بهرامی صفحات 148-149
    کم کاری مادرزادی تیروئید از شایع ترین علل قابل پیشگیری عقب ماندگی ذهنی در دنیا است(1). در استان های مختلف ایران، از جمله اصفهان، برنامه غربالگری نوزدان از سال1382 اجرا می شود؛ اما در اجرای این برنامه، مشکلاتی مانند عدم جواب دهی کتبی یا الکترونیک به کلیه خانواده ها از سوی آزمایشگاه غربالگری نوزادان؛ عدم نظارت بر انجام نمونه گیری مجدد در موارد نیاز به غربالگری مجدد؛ عدم نظارت بر ارسال نمونه های تهیه شده در مراکز نمونه گیری به آزمایشگاه؛ عدم نظارت بر بازه زمانی سپری شده از زمان تهیه نمونه تا ارسال آن و... وجود دارد؛ بنابراین برای رفع برخی از این مشکلات، نرم افزاری در استان تهیه شد. هدف از این مطالعه معرفی نرم افزار غربالگری هیپوتیروئیدی و فنیل کتونوری نوزادان و مزایا و کاربردهای آن در استان اصفهان برای مدیریت موثر برنامه غربالگری؛ ارتقاء کیفیت اجرای فرآیندها در مراحل مختلف برنامه؛ کاهش هزینه های سازمان؛ حذف خطاهای فردی در نمونه گیری و ثبت اطلاعات و نهایتا کاهش بیماری هیپوتیروئیدی است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است. پس از مشخص شدن مشکلات و جمع بندی نظرات کارشناسان و مدیران درگیر و با توجه به نیاز مراکز بهداشتی، پروژه طراحی نرم افزار به مراحل: 1- شناسایی فرآیندهای کاری در سطوح مختلف ارائه خدمت؛ 2- شناسایی نوع ارتباطات بین فرآیندها؛ 3- بررسی فرم های ثبت اطلاعات و اطلاعات منتقل شده بین فرآیندها؛ 4- مصاحبه با افراد درگیر در طرح؛ 5- تعیین نیازهای اطلاعاتی کاربران؛ 6- تهیه الگوی طراحی نرم افزار، انتخاب زبان برنامه نویسی و سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی؛ 7- کدنویسی نرم افزار و کسب نظرات کارشناسان و کاربران نهایی در مراحل مختلف؛ 8- ایجاد اصلاحات در هر مرحله از طراحی و 9- اجرای نرم افزار و استقرار آن در کل استان تقسیم شد. برنامه نویسی با نرم افزارDelphi.net و سیستم مدیریت بانک اطلاعاتیSQL Server 2008 انجام شد. قسمت های مختلف نرم افزار شامل بخشی مربوط به رابط کاربر است که در سه سطح طراحی شده است: سطح اول، ورود اطلاعات فرم شماره یک غربالگری در محل انجام نمونه گیری (خانه های بهداشت یا مراکز بهداشتی درمانی) که توسط نمونه گیر انجام می شود؛ سطح دوم، مرکز بهداشت شهرستان که وظیفه نظارت بر عملکرد صحیح نمونه گیران و ثبت صحیح اطلاعات و پیگیری ثبت و انجام نمونه گیری های مجدد را بر عهده دارد و سطح سوم، آزمایشگاه مرجع استان که وظیفه دریافت و پذیرش نمونه ها در نرم افزار و انتقال نتایج آزمایش از دستگاه به نرم افزار را دارد. بخش دیگر خروجی ها بود که در سطح مراکز بهداشتی درمانی، آزمایشگاه مرجع استانی و شبکه های بهداشت و درمان طراحی شد. بنابراین با توجه به مشکلات موجود در فرآیندهای برنامه غربالگری هایپوتیروئیدی، از زمان استفاده از این نرم افزار، افزایش کیفیت و دقت در خدمات ارائه شده و ثبت اطلاعات مربوطه، کاهش خطاهای فردی در ثبت اطلاعات، کاهش کارهای تکراری و وقت گیر، صرفه جویی در بسیاری از هزینه های متفرقه مانند پست، تلفن و...، کاهش نیروهای انسانی و بکارگیری آنها برای ارائه خدمات دیگر از جمله مزایایی است که در سطح استان شاهد آن بودیم.
  • نعمت الله آهنگر، سعید امامی، دانیال جعفری صفحات 150-158
    سابقه و هدف
    آنزیم سیکلو اکسیژناز 2 از مهم ترین آنزیم های مسیر سنتز پروستاگلاندین ها و پیدایش التهاب در بدن انسان است. در پژوهش حاضر اثر هشت ترکیب جدید سنتز شده با پتانسیل مهار سیکلواکسیژناز 2 به روش ادم کف پایی ناشی از کاراژینان در موش سوری مورد ارزیابی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    دوزهای مختلف ترکیبات (10، 25 و 50 میلی گرم بر کیلوگرم)، سلکوکسیب (کنترل مثبت، 10 میلی گرم بر کیلوگرم) و نرمال سالین- تویین (کنترل منفی) به روش داخل صفاقی به موش ها (جنس ماده، وزن 30-25 گرم، تعداد در هر گروه 6 سر) استعمال شدند. بعد از نیم ساعت، کاراژینان به شکل زیر جلدی به بافت کف پای چپ حیوان در تمامی گروه ها تزریق شد. حجم پا در زمان های 1، 3 و 5 ساعت بعد از تزریق اندازه گیری و درصد تغییرات حجم پا به نسبت ساعت صفر اندازه گیری شد. نتایج به صورت میانگین± انحراف معیار گزارش شدند. p<0.05 به عنوان حداقل سطح معنی داری در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در دوز ده میلی گرم بر کیلوگرم تمامی ترکیبات اثر معنی دار ضدالتهابی را فقط در ساعت اول نشان دادند. در دوز 25 میلی گرم بر کیلوگرم، برخی ترکیبات در تمامی زمان های مورد بررسی اثر ضدالتهابی معنی دار در مقایسه با گروه کنترل داشتند. در دوز پنجاه میلی گرم بر کیلوگرم، تمامی ترکیبات در همه زمان های یک، سه و پنج ساعت در مقایسه با گروه کنترل نرمال سالین- تویین اثر ضدالتهابی معنی دار نشان دادند.
    استنتاج
    این مطالعه نشان داد، مشتقات پارا- متیل سولفونیل- 3 و 4-دی آریل -4- تیازولین-2- تیون ها می توانند فعالیت ضد التهابی مطلوبی از خود نشان دهند.
    کلیدواژگان: داروهای ضدالتهاب، مهارکننده های COX، 2، کاراژینان، 4، تیازولین، 2، تیون
  • حمیدرضا محمدی، سعید واحدی، منان حاجی محمودی، ابوالفضل نجاریان، مریم صلصالی، محمد شکرزاده صفحات 159-172
    سابقه و هدف
    رنگ ها جزو افزودنی های مواد غذایی هستند که می توانند عوارضی شبیه به آسم، کهیر، بیش فعالی در کودکان، تضعیف سیستم ایمنی، واکنش های آنا فیلاکتیک و حتی اثرات سرطان زایی ایجاد کنند. هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت و نوع رنگ های مصرفی در فرآورده های میوه ای و آبمیوه های سنتی و فاقد پروانه های بهداشتی در مناطق مختلف شهر تهران است.
    مواد و روش ها
    تعداد 208 نمونه فرآورده های میوه ای مختلف از پنج منطقه تهران جمع آوری و استخراج رنگ شده و پس از تخلیص با استفاده از روش TLC وبا توجه به Rf مربوطه مورد شناسایی قرارگرفتند.
    یافته ها
    51 درصد (106 نمونه) از کل نمونه ها حاوی رنگ بوده که بیشترین مورد مصرف رنگ های غیرمجاز خوراکی مربوط به ناحیه شمال تهران (48.3 درصد) بود. بیشترین نوع رنگ مصرفی مجاز خوراکی مربوط به رنگ قرمز کارموایزین بوده و در میان رنگ های غیرمجاز خوراکی رنگ تارترازین بیشترین مورد مصرف (4.62 درصد) را داشته است. بیشترین ترکیب رنگی مربوط به ترکیب دو رنگ کارموایزین و سانسیت یلو با یکدیگر بود. در این تحقیق مشخص شد، تمام نمونه های آبمیوه حاوی رنگ مصنوعی بوده و بعد از آن انواع آلوجنگلی با 68.92 درصد (51 نمونه) بیشترین میزان رنگ مصرفی را به خود اختصاص داد.
    استنتاج
    استفاده از رنگ های مصنوعی به خصوص رنگ های غیرمجاز خوراکی به عنوان یک مشکل اصلی در فرآورده های میوه ای وآبمیوه های سنتی فاقد پروانه های بهداشتی شهر تهران مطرح بوده و این موضوع می تواند زنگ خطری نسبت به مصرف اینگونه فرآورده ها به شمار آید. لذا یک تصمیم جدی، نظارت و کنترل مستمر و برخوردهای قانونی از سوی نهادهای مربوطه را برای جلوگیری از افزایش مصرف این افزودنی، به خصوص فرآورده های سنتی را می طلبد. همچنین افزایش آگاهی صنف تولیدکننده نسبت به خطرات ناشی از افزودن رنگ ها به فرآورده های غذایی راه حلی برای کاهش مصرف رنگ ها است.
    کلیدواژگان: رنگ، آبمیوه، برگه میوه، کروماتوگرافی، فرآورده های غیربهداشتی
  • سید علی رحیمی، بیژن هاشمی، سید ربیع مهدوی، سید هادی مولانا صفحات 173-187
    سابقه و هدف
    برآورد صحیح پارامترهای دوزیمتری میدان های کوچک در شرایط غیرمرجع بر مبنای پروتکل های پرتودرمانی میدان های بزرگ و شرایط مرجع منجر به خطایی بیش از مقادیر توصیه شده می شود. هدف این تحقیق اندازه گیری و مقایسه ضرایب تصحیح (KNR و KNCSF) میدان های کوچک بر مبنای پروتکلهای جدید با آشکارسازها مختلف بوده است.
    مواد و روش ها
    کولیماتورهای خاصی طراحی و ساخته و با نصب آنها بر روی یک شتابدهنده خطی پزشکی میدان های کوچک دایره ای با قطرهای 5 و 30 میلی متر برای پرتودرمانی ایجاد شد. سپس، ضرایب تصحیح KNR و KNCSF، بر مبنای پروتکل جدید (TG155) که برای دوزیمتری در میدان های کوچک معرفی شده، برای آشکارسازهای فعال مختلف (اتاقک یونیزاسیون، دیودهای EDP20 و EDP10) در یک فانتوم همگن و یک فانتوم ناهمگن در میدانهایی به ابعاد فوق و برای انرژی های 6 و 18 مگاولت یک شتابدهنده خطی واریان اندازه گیری شد.
    یافته ها
    ضریب تصحیح KNR در میدان دایره ای به قطر 30 میلی متر برای اتاقک یونیزاسیون، دیودهای EDP20 و EDP10 در انرژی 6 مگاولت به ترتیب 0.993 1.020 و 1.054 و در انرژی 18 مگاولت 0.992، 1.054 و 1.005 بود. ضریب تصحیح KNCSF در میدان دایره ای به قطر 5 میلی متر برای اتاقک یونیزاسیون، دیودهای EDP20 و EDP10 در انرژی 6 مگاولت به ترتیب 0.994، 1.023 و 1.040 و در انرژی 18 مگاولت 1.000، 1.014 و 1.022 بود.
    استنتاج
    نتایج نشان داد به کارگیری ضرایب تصحیح که بر اساس پروتکل جدید پیشنهادی برای دوزیمتری میدان های کوچک برآورد شدند، موجب افزایش دقت و صحت پرتودرمانی این میدان ها می شود. همچنین، در نظر گرفتن آشفتگی های ایجاد شده بین مرزهای ناحیه ناهمگن می تواند موجب افزایش دقت دوزیمتری در چنان شرایطی شود.
    کلیدواژگان: میدان کوچک، ضرایب تصحیح، دوزیمتر دیودی، TG155، فانتوم ناهمگن
  • معصومه خلیلی، محمد علی ابراهیم زاده صفحات 188-208
    پاتولوژی بیماری های متعددی مستلزم تخریب اکسیداتیو اجزا، سلولی است؛ از جمله این بیماری ها می توان به مشکلات قلبی عروقی، آترواسکروروزیس، التهاب، سرطان، سمیت با برخی داروها، دیابت، پیری و بیماری های نرودژنراتیو مانند آلزایمر و پارکینسون اشاره کرد. هنگامی که سلول های بدن با مصرف اکسیژن، انرژی تولید می کنند، با تولید ATP در میتوکندی رادیکال های آزاد تولید می شوند که عموما گونه های فعال اکسیژن هستند. این ذرات توانایی تخریب DNA را داشته و با بسیاری از مشکلات سلامتی وابسته به سن در ارتباطند. کاستن از تخریب اکسیداتیو یکی از مهم ترین راه ها برای پیشگیری از این مشکلات است زیرا آنتی اکسیدان ها از حمله گونه های فعال اکسیژن جلوگیری کرده و واکنش های رادیکالی را پایان می دهند. امروزه آنتی اکسیدان ها در بسیاری از غذاها و محصولات کشاورزی یافت می شوند. در سال های اخیر توجه زیادی به بررسی خواص آنتی اکسیدانی گیاهان و استفاده از آن ها شده است. در این مقاله مروری به روش معمول سنجش فعالیت آنتی اکسیدانی در عصاره های گیاهی پرداخته شده است. روش هایی از قبیل به-دام اندازی رادیکال های آزاد DPPH، پراکسید هیدروژن، رادیکال کاتیون ABTS و نیتریک اکساید، توانایی شلاته کردن فلزات مانند آهن و مس، سنجش قدرت احیاءکنندگی، توانایی احیاءکنندگی آهن (FTC) و همچنین تست FRAP مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
    کلیدواژگان: رادیکال آزاد، آنتی اکسیدان، گونه های فعال اکسیژن، شلاته کردن
  • عبدالایمان عمویی، مهدی برقعی، مجید محسنی، جواد گودرزی، حسین فرجی صفحات 209-219
    سابقه و هدف
    فلزات سنگین از جمله کروم، نیکل و روی رایج ترین آلاینده های موجود در فاضلاب صنایع آبکاری و گالوانیزه بوده که به دلیل غیر قابل تجزیه بودن، موجب آلودگی محیط زیست می شوند. هدف این مطالعه بررسی کارایی حذف کروم، نیکل، روی و کدورت از فاضلاب واقعی صنایع آبکاری و گالوانیزه از طریق فرآیند الکتروکوآگولاسیون است.
    مواد و رو شها: این مطالعه تجربی در مقیاس آزمایشگاهی و با استفاده از چهار الکترود آلومینیومی با آرایش موازی و ابعاد هر الکترود 10x5 سانتیمتر و ضخامت یک میلیمتر انجام شده است. بر روی هر یک از الکترودها، 6 سوراخ به قطر 0/7 سانتیمتر در نظر گرفته شد. نمونه ها از فاضلاب صنایع مزبور به صورت لحظه ای برداشت و به صورت نمونه مرکب در آمد. این پژوهش در pH های واقعی (pH=7/2) و اسیدی (pH= 3) برای فاضلاب آبکاری و pH=9 برای فاضلاب گالوانیزه، در ولتاژ برابر 30 ولت و زمان های واکنش 20، 40، 60 و 80 دقیقه انجام شد.
    یافته ها
    غلظت کروم و نیکل در نمونه فاضلاب آبکاری به ترتیب 45 و 50 میلیگرم در لیتر و فلز روی در نمونه های فاضلاب گالوانیزه 210 میلیگرم در لیتر به دست آمد. میزان کدورت در نمونه های فاضلاب آبکاری و گالوانیزه به ترتیب 250 و NTU 200 بود. بیشترین راندمان حذف نیکل و کروم در pH=4 و فلز روی در pH=9 در زمان تماس 80 دقیقه به ترتیب 98، 95/6 و 94 درصد به دست آمد. حداکثر کارایی حذف کدورت در فاضلاب آبکاری 97 درصد و در فاضلاب گالوانیزه 95/3 درصد به دست آمد.
    استنتاج
    فرآیند انعقاد الکتریکی، یک فناوری موثر، اقتصادی و سریع برای تصفیه فاضلاب صنایع آبکاری وگالوانیزه است.
    کلیدواژگان: فاضلاب آبکاری، فاضلاب گالوانیزه، فلز سنگین، کدورت، الکتروکوآگولاسیون
  • رمضانعلی دیانتی تیلکی، ذبیح الله یوسفی، جمشید یزدانی چراتی، سید مهدی قاسمی صفحات 220-231
    سابقه و هدف
    تاکنون روش های مختلفی برای حذف فلزات سنگین، مثل سرب، از محلول های آبی مورد توجه قرار گرفته است. استفاده از زائدات کشاورزی به عنوان جاذبی ارزان قیمت از جمله این روش ها به شمار می رود. هدف از این مطالعه بررسی کارایی کاه برنج طبیعی (خام) و اصلاح شده با اسید سیتریک در حذف سرب از محلول های آبی است.
    مواد و روش ها
    آزمایش ها در مقیاس آزمایشگاهی و به صورت ناپیوسته انجام شد. تاثیر پارامترهای موثر در فرآیندی مثل pH، زمان تماس، غلظت اولیه سرب و دوز جاذب بررسی شد. ایزوترم و سینیتیک برای ارزیابی داده ها مطالعه شدند. غلظت سرب با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری و از آنالیز ANOVA برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
    یافته ها
    pH و زمان تعادل بهینه برای جذب سرب به وسیله هر دو جاذب برابر 6 و 120 دقیقه به دست آمد. با افزایش غلظت اولیه سرب تا ده میلی گرم در لیتر و افزایش دوز جاذب راندمان جذب برای هر دو جاذب افزایش نشان داد. ایزوترم جذب از مدل تمکین و سینتیک جذب از درجه دو پیروی می کرد. راندمان کاه برنج طبیعی 85 درصد و کاه اصلاح شده 99 درصد به دست آمد.
    استنتاج
    بر مبنای نتایج حاصل از این مطالعه می توان اظهار کرد، کاه برنج، مخصوصا کاه برنج اصلاح شده، می تواند به عنوان جاذبی ارزان قیمت و مناسب در حذف سرب از محلول های آبی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سرب، کاه برنج اصلاح شده، جذب سطحی
  • سید علیرضا طلایی، ابوالفضل اعظمی، محمود سلامی صفحات 232-241
    سابقه و هدف
    محرومیت از بینایی در دوره بحرانی تکامل مغز باعث ایجاد اختلال در ساختار و عملکرد گیرنده های NMDA قشر بینایی می شود. به دلیل اینکه بخشی از پیام های بینایی از طریق قشر به هیپوکامپ می رسند، هدف از این مطالعه بررسی تاثیر محرومیت از بینایی در دوره بحرانی تکامل مغز بر بیان زیرواحدهای گیرنده NMDA در هیپوکامپ موش صحرایی است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه تجربی بر روی 36 موش صحرایی نر که در دو گروه پرورش یافته در سیکل 12-12 روشنایی تاریکی (LR) و تاریکی کامل (DR) از بدو تولد تا لحظه آزمایش قرار گرفتند، انجام شد. حیوانات هر گروه به سه زیرگروه 2، 4 و 6 هفته ای تقسیم شدند. بیان mRNA مربوط به زیرواحدهای NR1، NR2Aو NR2B در هیپوکامپ با روش RT-PCR و بیان پروتئین زیرواحدهای مذکور با روش وسترن بلات بررسی شد.
    یافته ها
    بیان نسبی mRNA و پروتئین زیرواحد NR1 و NR2A در حیوانات LR طی روندی وابسته به زمان افزایش داشته و بیان زیرواحد NR2B تغییری نکرد. پرورش در تاریکی اگرچه مانع افزایش بیان NR1 نشد، اما باعث کاهش بیان هر دو زیرواحد NR2A و NR2B شد.
    استنتاج
    محرومیت از بینایی در دوره بحرانی تکامل مغز طی یک روند وابسته به زمان مانع بلوغ گیرنده NMDA در هیپوکامپ موش صحرایی می شود.
    کلیدواژگان: محرومیت از بینایی، دوره بحرانی، هیپوکامپ، گیرنده NMDA، موش صحرایی
  • شهره علی دوست، عباس اسماعیلی ساری، نادر بهرامی فر صفحات 242-252
    سابقه و هدف
    آلودگی جیوه هنوز هم تهدیدی برای محیط ز یست و بهداشت عمومی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه محسوب می شود. هدف از این تحقیق تعیین جیوه کل و آلی در بافت عضله ماهی کاراس در دو منطقه غرب و شرق تالاب انزلی، ارزیابی خطر سلامت مصرف این ماهی و تعیین وعده های مجاز مصرف ماهی در هر ماه است.
    مواد و روش ها
    بیست عدد ماهی کاراس در هر منطقه غرب و شرق تالاب جمع آوری شدند. غلظت جیوه کل با استفاده از دستگاه آنالیز جیوه پیشرفته (AMA 254) تعیین شد، در صورتی که جیوه آلی در بافت عضله بعد از هضم اسیدی و استخراج در تولوئن با استفاده از دستگاه AMA 254 اندازه گیری شد.
    یافته ها
    غلظت جیوه کل و آلی در بافت عضله ماهی کاراس منطقه شرق تالاب (56.92 ± 106.97 و 45.41 ± 88.00 نانوگرم بر گرم وزن تر) به طور معنی داری بیشتر از همان غلظت ها در ماهی های منطقه غرب تالاب (16.88 ± 45.50 و 14.32 ± 40.62 نانوگرم بر گرم وزن تر) بودند. همچنین همبستگی مثبت و معنی داری بین جیوه کل و آلی با میزان چربی یافت شد.
    استنتاج
    اگرچه میانگین غلظت های جیوه کل در ماهی ها از حد بیشینه توصیه شده از سوی سازمان بهداشت جهانی برای مصرف انسان (0.5 میلی گرم بر گرم وزن تر) بالاتر نبود، ولی میزان مجاز مصرف ماهی کاراس برای کودکان و بزرگسالان در بخش شرقی به ترتیب 3 و 13 و بخش غربی به ترتیب 5 و 25 وعده در ماه به دست آمد.
    کلیدواژگان: جیوه کل، جیوه آلی، ماهی کاراس، تالاب انزلی _
  • حسین عسگری راد، مریم رضایی، زینب صادقی قادی صفحات 253-263
    سابقه و هدف
    چسب دندان مصنوعی از دیرباز برای بهبود عملکرد دندان مصنوعی کاربرد داشته است. در طول زمان برای بهبود خصوصیات این فرآورده فرمولاسیون های مختلفی تهیه شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این پژوهش شکل پودری این فرآورده تهیه و مورد ارزیابی های آزمایشگاهی و بالینی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش برای طراحی پودر چسب دندان مصنوعی از سه ترکیب سدیم آلژینات، سدیم کربوکسی متیل سلولز (NaCMC) و موسیلاژ دانه اسفرزه، به عنوان عوامل اصلی چسباننده، استفاده شد؛ سپس فرمولاسیون های مختلف حاوی مقادیر و نسبت های متفاوتی از این ترکیبات تهیه شد. قدرت چسبندگی و مدت ماندگاری فرمولاسیون های مختلف مورد ارزیابی های آزمایشگاهی و در پایان بهترین فرمولاسیون مورد ارزیابی بالینی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج آزمایشگاهی نشان داد فرمولاسیون حاوی سدیم آلژینات و NaCMC با نسبت بیشتر آلژینات (95:5) قدرت چسبندگی و طول مدت ماندگاری بیشتری نسبت به سایر فرمولاسیون ها دارد. بررسی های بالینی نیز اثربخشی مناسب فرمولاسیون تهیه شده را در اتصال دندان مصنوعی به مخاط و بهبود عملکرد دندان مصنوعی در هنگام غذاخوردن و صحبت کردن نشان داد. تفاوت معنی داری بین این فرمولاسیون و protefix (کنترل مثبت) مشاهده نشد، اما بو و طعم فرآورده تهیه شده بهتر از کنترل مثبت بود.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند، فرمولاسیون حاوی سدیم آلژینات و NaCMC با نسبت بیشتر آلژینات (95:5) یک فرآورده مناسب به عنوان چسب دندان مصنوعی است.
    کلیدواژگان: چسب دندان مصنوعی، سدیم آلژینات، کربوکسی متیل سلولز، قدرت نگه دارندگی
  • محمد هادی دهقانی، شاهرخ نظم آرا، امیر زاهدی، مجید رضانسب، الهام نیک فر، وحیده اسکویی صفحات 264-277
    زمینه و اهداف
    مواد هیومیک به گروهی از ماکرومولکول های آلی ناهمگن با وزن مولکولی بالا اطلاق می شود که حاصل واکنش های بیولوژیکی و ژئو شیمیایی بوده و به عنوان یکی از پیش سازهای اصلی محصولات جانبی گند زدایی شناخته شده اند. هدف از این تحقیق بررسی کارایی حذف اسید هیومیک با استفاده از فناوری نانو ذرات اکسید روی تحت پرتو تابی فرابنفش (UV/ZnO) است.
    روش بررسی
    این مطالعه تجربی در شرایط آزمایشگاهی به صورت راکتور ناپیوسته انجام شده است. در این پژوهش حذف اسید هیومیک با استفاده از نانو ذرات اکسید روی و لامپ فرابنفش با توان w 125 مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه غلظت های اسیدهیومیک 2، 5، 7 و 10 میلی گرم در لیتر در نظر گرفته شد. در این تحقیق از دستگاه اسپکتروفتومتر مدل (Spectrometer UV/VIS Lambada25 Perkin Elmer،Shelton) برای اندازه گیری اسید هیومیک باقی مانده بعد از فرآیند فتوکاتالیستی استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج آزمایش ها نشان داد، با افزایش غلظت اسید هیومیک و PH محیط راندمان حذف کاهش و با افزایش زمان پرتودهی راندمان حذف افزایش می یابد. همچنین در فرآیند تک مرحله ای و دوز نانو ذره 0.2 گرم در لیتر و در فرآیند دومرحله ای و دوز نانو ذره 0.5 گرم در لیتر بالاترین راندمان حذف اسید هیومیک مشاهده شد. بنابراین طبق نتایج حاصله، فرآیند دومرحله ای فتو کاتالیستی UV/ZnO در شرایط ZnO، برابر 0.5 گرم در لیتر و pH=4 دارای بیشترین کارایی در حذف اسید هیومیک بوده و قادر است، محلول اولیه اسیدهیومیک 2 میلی گرم در لیتر را بعد از 30 دقیقه واکنش فوتوکاتالیستی به میزان 98.95 درصد کاهش دهد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد، استفاده از فرآیند فتوکاتالیستی ZnO/UV در حذف اسید هیومیک از محلول های آبی می تواند به عنوان روشی کارآمد برای حذف اسید هیومیک از محلول های آبی مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: اسید هیومیک، نانو ذره اکسید روی، فتوکاتالیستی، محلول های آبی _
  • مهین اسلامی شهربابکی، منصوره نصیریان، پروین اسلامی شهربابکی صفحات 278-282
    سابقه و هدف
    مواردی از افزایش وزن ناشی از درمان طولانی مدت با پروپرانولول گزارش شده است. طبق گزارش FDA افزایش شدید وزن ناشی از درمان کوتاه مدت و دوز مختصر با این دارو تاکنون گزارش نشده است.
    گزارش مورد: خانم 34 ساله ای که با تشخیص اختلال اضطراب فراگیر و اختلال وسواسی جبری تحت درمان با داروهای سرترالین 100 میلی گرم صبح و عصر و ترازودون 50 میلی گرم و هالوپریدول نیم میلی گرم شبانه قرار گرفت. بعد از چهار ماه از شروع درمان، به علت بی قراری و لرزش دست ها تحت درمان پروپرانولول 20 میلی گرم صبح و عصر قرار گرفت. بعد از مدت کوتاهی (دو هفته) به علت پرخوری غیرقابل کنترل و افزایش وزن سه کیلوگرم، حاضر به ادامه مصرف پروپرانولول نشد و دارو را قطع کرد که دومرتبه بعد از شروع مجدد دارو دچار افزایش اشتها شد.
    استنتاج
    به نظر می رسد، در بروز عارضه چاقی ناشی از مصرف پروپرانول، علاوه بر تاثیر دارو بر کاهش مصرف انرژی توتال و کاهش در پاسخ ترموژنیک بدن به غذا، ویژگی های فردی و منحصربه فرد در متابولیسم هم موثر هستند.
    کلیدواژگان: افزایش وزن، پروپرانولول، ناآرامی، لرزش
  • رقیه زارع، مهران محسنی، سید محمد مظلومی، محمدرضا اسکندری، کورش کمالی صفحات 283-294
    سابقه و هدف
    کادمیوم فلزی سمی با نیمه عمری طولانی است که عمدتا در کبد و کلیه ها تجمع می یابد. این مطالعه به بررسی اثر دریافت خوراکی دو گونه باکتری پروبیوتیک لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و بیفیدوباکتریوم لاکتیس به طور جداگانه و ترکیب با هم، بر حذف کادمیوم در سیستم گوارشی و تجمع آن در کبد موشهای صحرایی طی چهار هفته پرداخته است.
    مواد و روش ها
    سه گروه از حیوانات آزمایشگاهی روزانه قبل از مواجهه خوراکی با محلول کادمیوم (CdC12)، با محلولهای باکتریایی گاواژ شدند و در گروهی دیگر حیوانات تنها با کلرید کادمیوم مواجهه شدند. در پایان هفته دوم و چهارم نمونه گیری از کبد حیوانات انجام شده و غلظت کادمیوم در آنها پس از اندازه گیری به وسیله دستگاه پلاروگراف، مورد بررسی آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    بررسی داده های هفته دوم نشان داد، غلظت کادمیوم در گرو ه های دریافت کننده باکتری پروبیوتیک از گروه دریافت کننده کادمیوم به تنهایی بیشتر است؛ در نتایج هفته چهارم دیده شد که غلظت کادمیوم در تمامی گروه های پروبیوتیکی از گروه کادمیوم به تنهایی کمتر است و این تفاوت تنها در گروه بیفیدوباکتریوم معنادار دیده شد.
    استنتاج
    به طور کلی با توجه به مشاهده تاثیر بهتر در گروه دریافت کننده بیفیدوباکتریوم و ضعیف بودن عملکرد دیگر گروه ها، همچنین با توجه به اثرات فیزیولوژیکی مفید حاصل از مصرف این باکتری ها از جمله خواص آنتی اکسیدانی به در تولید فرآورده های پروبیوتیک با هدف کاهش آسی بهای BB نظر می رسد، استفاده از گونه بیفیدوباکتریوم لاکتیس 12 ناشی از مواجهه با کادمیوم مفید باشد.
    کلیدواژگان: کادمیوم، پروبیوتیک، لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس، بیفیدوباکتریوم لاکتیس، کبد
|
  • Talat Khadivzadeh, Elham Arghavani, Mohammad Taghi Shakeri Pages 1-13
    Background and
    Purpose
    Since last three decades a rapid reduction was seen in the total fertility rate in Iran. Therefore, the government’s policy on childbearing has changed and some incentives have been offered in 2012 to increase the rate of childbearing. This study aimed at determining the relationship between governmental incentives on childbearing and the attitude of couples attending premarital counseling clinics in health centers in Mashhad in 2013 towards fertility preferences.
    Material And Methods
    The participants were 450 couples who referred to the health centers for premarital counseling. Demographic information was collected and the Miller’s Childbearing Questionnaire (1995) was used. Data was then analyzed using Pearson correlation and independent t-test.
    Results
    The couple's desire for childbearing was calculated based on a numerical rating scale (1 to 10). The mean score for the desire for childbearing was 5.58 ± 2.88. The mean number of desired children was 2.37 ± 1.11and the mean of desired interval between marriage and the birth of first child was 31.01 ± 20.64 months. Inverse relationship was seen between the attitude toward governmental incentives on childbearing and the desire for childbearing and desired number of children (P<0.001). However, significant correlation was observed between the attitude toward governmental incentives on childbearing and the desired interval between marriage and the birth of first child (P<0.001).
    Conclusion
    The results showed that the majority of couples were interested in having two children. Also, an increase was seen in the interval between marriage and the birth of first child. This study showed a positive effect of governmental incentives for childbearing in couples who tend to have lower fertility rate and delayed onset of childbearing.
    Keywords: Governmental incentives on childbearing, fertility preferences, attitude, couples
  • Seyyed Ramin Ghasemi, Nader Rjabi Gilan, Soheyla Reshadat, Fateh Tavangar, Shahram Saedi, Moslem Soofi Pages 14-24
    Background and
    Purpose
    Quality of spending leisure time reflects individuals’ life style and closely affects their health status. This study investigated the quality of spending leisure time in women resident in marginal neighborhoods and its relation with Health related quality of life (HRQOL).
    Materials And Methods
    In this cross-sectional study, 576 women, resident in marginal neighborhoods in Kermanshah, were selected using multistage sampling. The information was collected by completing demographic checklist, WHOQOL-BREF and a researcher-made questionnaire on Quality of spending leisure time. Data was analyzed by SPSS-18, using Pearson correlation, Independent t, ANNOVA and Multistage linear regression tests.
    Results
    The mean age of respondents was 32.5±12.9 and almost 23% were not satisfied with the quality of their leisure time. The domains of face to face relations (mean score= 61.7) and educational classes (mean score= 2.4) had the highest and lowest mean scores in quality of spending leisure times. The mean score of total HRQOL was 52.9. The results of regression test showed that only three domains of leisure times (pastime activities, face to face relations and physical exercise activities) remained in the model. This explained 19.6% changes in HRQOL variance.
    Conclusion
    Quality of spending leisure time is an important factor in explaining HRQOL in women resident in marginal neighborhoods. Recreation and sports activities play an important role in enhancing their quality of leisure time. Therefore, providing facilities at community level could be of great benefit in achieving this plan.
    Keywords: Health, related quality of life, leisure times, women, marginal neighborhoods
  • Somayeh Namroodi Pages 25-29
    Background and
    Purpose
    Visceral leishmaniasis (VL) is one of the fatal zoonotic diseases of dogs and humans that is created by Leishmania infantum. Wild and domestic canids are the main reservoirs. Recent reports have shown the growth of leishmaniasis in non-endemic areas of Iran such as Golestan province (in northeast of Iran). Jackals (Canis aureus) are widely distributed in rural areas of Golestan province. So, this study was carried out to survey the role of jackals in epidemiology of visceral leishmaniasis in Golestan province.
    Materials And Methods
    Serum sample of 60 jackals has been collected and analyzed by ELIZA kit.
    Results
    According to the kit instruction, 5(8.3%) serum samples have been found positive. Frequency of infection was similar in both sexes and different seasons.
    Conclusion
    L.infantum infection of sampled jackals revealed presence of L.infantum in sampling areas and also the possibility of L.infantum spread among wild and rural areas by jackals. More vast and molecular studies with high sensitivity and specificity on L.infantum of jackals are recommended to obtain more accurate information on the role of jackals in spreading leishmaniasis.
    Keywords: ELIZA, Jackal, Golestan province, Visceral Leishmaniasis
  • Zahra Beheshti, Mehrnoosh Kosarian, Sussan Rezaei, Sosan Saatsaz, Hamid Sharif Nia Pages 30-42
    Background and
    Purpose
    Screening for congenital hypothyroidism in newborns is carried out with TSH measurement of blood samples from newborn heel in Mazandaran province since 2006. This paper reports the status of these children until the end of 2012
    Materials And Methods
    The study was performed in 2013-2014 using current information. Babies with TSH levels greater than 5 mU / L were treated with levothyroxine for three years. If the drug was stopped abruptly or gradually in three years and normal TSH achieved the disease was regarded transient, otherwise the patients were considered for lifelong follow-up treatments. For data analysis SPSS V.16 was applied.
    Results
    During this period, 269088 infants were screened. Among the cases 548 (54.4% male) were diagnosed with congenital hypothyroidism. The results showed that infants who were treated at each time interval were 43% of permanent and 57% transient hypothyroidism. Age at onset therapy in 95% of cases was before 60 days. The mean time to start treatment was 20.8 ± 10 days. No significant relationship was found between the sex and permanent or transient hypothyroidism.
    Conclusion
    The screening program for congenital hypothyroidism is being performed successfully in Mazandaran province. In some cases, the dosage of drugs and infants’ follow-up intervals varied even between physicians. Also, levothyroxine is either not prescribed according to the infant’s weight or is recorded incorrectly. Follow-up procedures and the decision to discontinue treatment were not similar at 3 years of age of the subjects. Physicians should be informed for the strict implementation of the guidelines of the Ministry of Health. To obtain more accurate information cases of death or immigration should not be removed from the statistics.
    Keywords: Congenital hypothyroidism, thyroid, screening, treatment, Iran, Mazandaran
  • Robab Latifnejad Roudsari, Maryam Zakerihamidi, Effat Merghati Khoei, Anoshirvan Kazemnejad Pages 54-68
    Introduction
    Nowadays, unnecessary cesarean sections (C-sections) are deemed as a cultural issue. In fact, true beliefs of pregnant women about vaginal delivery have been replaced by misconceptions about C-section like being a fashion or as an indicator of high social class. This study aimed to compare the cultural beliefs about mode of delivery in pregnant women and women with experience of either vaginal delivery or C-section in Tonekabon, Iran, in 2014.
    Methods
    This study was performed based on a comparative descriptive design. The sample consisted of 444 pregnant women and women with experience of either vaginal delivery or C-section attending the clinics of obstetricians and gynaecologists or healthcare centers in Tonekabon for prenatal or postpartum care. Pregnant women with obstetric problems that were imposed to have cesarean surgery were excluded from the study. To collect the data a researcher made questionnaire containing seven factors was used. The validity and reliability of the tool was confirmed using content and construct validity as well as internal consistency method, respectively. Descriptive and inferential statistics (ANOVA, Kruskal-Wallis, Mann-Whitney, and Tukey) were used to analyze the data.
    Results
    The mean score of cultural beliefs influencing childbirth decision-making in women with natural childbirth experiences (24.78±2.70) was higher than those of the pregnant women (23.53±3.01) and women with cesarean experiences (24.03±2.66) (P=0.001). Also, there was a significant difference between the three groups regarding the mean scores of aspects of cultural beliefs about childbirth.
    Conclusion
    Frightening thoughts about vaginal delivery are prominent in women. Physicians and media could have important roles in raising awareness to overcome these beliefs. Hence, to promote a positive cultural attitude towards vaginal delivery informing the mothers about the nature of childbirth and correcting their misconceptions could be of great benefit.
    Keywords: Belief, Culture, Decision making, Delivery
  • Ghodsiyeh Alizadeh, Habibeh Kordsardouei, Hamidreza Akhavan, Ahmad Naghibzadeh Tahami Pages 69-74
    Background and
    Purpose
    There is an increasing trend towards consumption of meat products in many countries. Nitrite and nitrate are used as preservative in meat products. The main problem associated with these components is formation of nitrosamine and its potential carcinogenic effects. This study investigated these components and chemical properties of ham and sausage and in Kerman.
    Materials And Methods
    Sampling was done from five different sausage and ham products in third day of production. Nitrite, starch and protein contents were recorded and compared with standard range recommended by Iran national standard 2303 (sausage and ham-quality traits and measurement methods).
    Results
    In this study 13 samples were studied in which the nitrite residue (15.3% of the samples) and starch contents (23.07% of the samples) were higher than national standard levels. The protein component in 69.23% of samples was lower than the levels accepted by national standard 2303.
    Conclusion
    In some samples, nitrite residue, protein and starch contents were higher than the levels recommended by national standard (2303). Therefore, it is believed that more monitoring measurements are needed to control the contents of different components in meat products.
    Keywords: Sausage, ham, nitrite residue, starch content, protein content
  • Seyed Reza Mazlom, Meysam Hosseini Amiri, Zahra Sadat Manzari, Seyed Hassan Tavoosi Pages 75-87
    Background and
    Purpose
    The most experienced pain of burn injuries occur during dressing changes. This pain requires high doses of opioids. Some evidences suggest that changes in cortical irritability, cathodal somatosensory cortex stimulation, could be effective in relieving acute pain. The aim of this study was to determine the effect of Transcranial direct current stimulation (tDCS) on quality of pain in burn dressing.
    Materials And Methods
    A randomized clinical trial including 60 eligible patients hospitalized in burn department of Imam Reza (AS) Hospital in Mashhad were divided into two groups through accessible sampling. In intervention group, patients received cathodal somatosensory cortex stimulation for 20 minutes with one mA current intensity before dressing change in addition to receiving painkillers (if necessary). The treatment protocol was performed in the control group too, however, the tDCS device was turned off after 30 seconds of stimulation. Pain visual analog scale was completed before the intervention and short and modified-form McGill pain questionnaire was applied after dressing. Data was analyzed by Chi-square, independent t-test and Mann- Whitney tests using SPSS software V. 11.
    Results
    There was no significant difference in background pain intensity before the intervention (P=0.088). Significant differences was found between the two groups in the mean scores of sensory, affective, and total pain quality during the burn dressing (P<0.05). Also, pain intensity of during dressing was significantly different between the control and intervention groups (P<0.001). However, in two groups the results showed no significant difference when comparing the pain pattern of burn dressing (P =0.145).
    Conclusion
    Transcranial direct current stimulation alongside other methods could be used as a safe and effective intervention for reducing the intensity of pain in burn dressing.
    Keywords: Burn dressing, pain, tDCS
  • Samaneh Farhadi Mahalli, Ramazan Khanbabaee Pages 88-99
    Background and
    Purpose
    In vitro maturation of oocyte is a promising technology in treatment of infertility, however, its clinical application is still limited due to poor success rate. This study was devised to evaluate the effect of mouse embryo tail bud co-culture on maturation of immature mouse oocyte.
    Materials And Methods
    Immature oocytes were recovered from NMRI female mice 48hr after injection of 7.5 IU PMSG (pregnant mare serum gonadotropin). Oocytes were divided into four groups in α-MEM medium containing 10% FBS. The maturation medium for positive control group contained hCG, while for negative control group it was without hCG. In experimental groups 1 and 2 the maturation medium contained no hCG, but 9.5-10.5 and 12-13 days mouse embryo tail bud. The oocytes in each group were cultured in CO2 incubator. The oocytes maturation was recorded under an invert microscope after 24 hr. Data analysis was performed applying ANNOVA in SPSS.
    Results
    In vitro maturation rate in positive control group, negative control group, experimental groups 1 and 2 were 52, 48, 66 and 50%, respectively. These rates indicated a significant increase in matured MII oocytes (in the presence of 9.5-10.5 days mouse embryo tail bud) than those of the negative control group and the second experimental group (P<0.05).
    Conclusion
    Co-culture of oocyte with 9.5-10.5 days mouse embryo tail bud, increased the maturation rate of immature oocyte
    Keywords: In vitro maturation, tail bud, co, culture, mouse immature oocyte
  • Zahra Yaghoubzadeh, Reza Safari Pages 100-107
    Background and
    Purpose
    Escherichia coli is a common cause of food poisoning. After entering the body, toxins will release in the intestinal. Toxin derived from this bacterium can damage the intestinal mucosal and cause severe abdominal pain and diarrhea. Listeria monocytogenes in animals and humans causes a serious infection called listeriosis that could be transferred to humans through contaminated food such as cheese, raw vegetables, salads and fish. This study aimed at evaluating the effect of essential oil of Boiss Zataria multiflora on the behavior of E. coli and L. monocytogenes in ground silver carp (Hypophthalmichthys molitrix) stored at temperature C ° 4.
    Materials And Methods
    The samples were inoculated separately by E.coli and L. monocytogenes at 4.5 and 4.6 log CFU/gr, respectively. Then, treatments of B. Zataria multiflora were prepared in two concentrations of 0.8% and 1.2%. All samples in both treatment and control group were stored at refrigerator temperature for 72 hr. The number of E.coli and L. monocytogenes were counted daily by cultivation on the Ecc Chromagar liquid and listeria selective chromagar medium.
    Results
    We observed significant antimicrobial effect in 1.2% concentration of B. Zataria multiflora, which was also able to reduce E. coli after 48 hours. This treatment had a high bactericidal effect, since no bacterial colonies were isolated at 48 and 72 hours. The studied concentrations of B. Zataria multiflora, showed inhibitory effects on L. monocytogenes.
    Conclusion
    B. Zataria multiflora was found to have bactericidal activity against E.coli while this activity was not considerable against L. monocytogenes.
    Keywords: multiflora, Escherichia coli, Listeria monocytogenes, silver carp
  • Mehran Shahi, Sayed Hamid Mousavi, Sayed Sharokh Navidpour, Javad Rafinejad Pages 107-124
    Introduction
    Scorpionism is one of the public health problems in Iran especially in southern and western part of the country. In these regions many people especially children are being stung by scorpions and consequently serious injuries or even death occurs. The aim of the current study was to assess the geographical distribution of scorpions with a focus on Hemiscrorpius leptorus.
    Material And Method
    The study was conducted using published articles and books since 1979 to 2013.
    Conclusion
    Southern and western provinces of the country are habitat of the Hemiscorpius scorpions. Sting of these scorpions can cause severe complications and even death of the injured individuals. People in most communities and health personnel have low information about Hemiscrorpius leptorus. Therefore, it is necessary to perform further studies on the distribution, diagnosis of symptoms, and problems associated with scorpionism.
    Keywords: Hemiscrorpius, scorpion, distribution, clinical manif
  • Mehrali Rahimi, Neda Izadi, Elham Bastani, Fatemeh Rezvan Madani, Mozhdeh Osarehzadegan Pages 125-132
    Introduction
    Thyroid cancer is the most common malignancy of the endocrine. The factors involved in differentiation of thyroid nodules are highly important. This study was done to determine the relationship between serum TSH and cytology finding of thyroid nodules.
    Methods
    In this cross-sectional study, 275 patients enrolled. Complete physical examination was done and the serum TSH was measured by IRMA method. The serum T4 and T3 were also measured if the TSH was outside the normal range. In all patients thyroid ultrasound was performed. Fine Needle Aspiration (FNA) biopsy was done on all thyroid nodules and cytology results were interpreted by a pathologist. Data was then analyzed applying Stata software.
    Finding
    The mean age of the patients was 42.5±12.5 years and there were 85.8% female. The mean of BMI was 23.7±2.2 kg/m2. Calcification was found in 36% of thyroid nodules and microcalcification was observed in 92%. The mean TSH level in patients with malignancy was higher than that of those with benign thyroid nodules. Each unit increase in levels of TSH increased the risk of thyroid malignancy by 23% (OR=1.23; CI: 1.01-1.5). This risk has also increased by 38% with each unit increase in BMI (OR= 1.38; CI: 1.15- 1.66).
    Conclusion
    This study suggests that serum TSH level could be used as a predictor of the probability of malignancy in thyroid nodules.
    Keywords: Thyrotropin, TSH, thyroid nodules
  • Fariba Mansourizadeh, Vahideh Miri, Mohsen Sagha, Asadollah Asadi, Mohammad Ghasem Golmohammadi Pages 133-147
    Background and
    Purpose
    Natural bone is a combination of polymer and biological apatite, therefore, the composite scaffolds made of polymers and bioactive ceramics have found wide applications in bone tissue engineering studies. Among various polymers, the poly-L-lactic acid (PLLA) and hydroxyapatite (HA) have attracted much attention due to their optimal properties. In this study, using PLLA polymer and hydroxyapatite (which is similar to human bone mineral component) three-dimensional composite scaffolds were developed by Electrospinning Method. Then the behavior of human umbilical cord mesenchymal stem cells (MSCs) was investigated on the scaffolds. The aim of this research was to develop an appropriate bioactive and functional scaffold for bone tissue engineering.
    Materials And Methods
    In this study mesenchymal stem cells were isolated from the human umbilical cord. The cells were cultured on both PLLA and PLLA/HA (10%) composite polymeric nano scaffolds. Biocompatibility of scaffolds was confirmed by MTT assay. The morphological and cell adhesion characteristics of MSCs on the scaffolds were compared using Scanning Electron Microscopic (SEM) imaging. Finally, the cells were treated with osteogenic differentiation medium for 21 days in order to investigate their differentiation potential on the scaffolds. The differentiation of the stained cells with Alizarin Red and Von Kossa were studied at 7,14 and 21 days after cultivation.
    Results
    SEM studies showed that the surface properties of both scaffolds were desirable and the cells not only had the ability to attach and proliferate better on the nanocomposite scaffolds, but were also in a natural condition morphologically. The comparison of staining results indicated a higher differentiation rate in composite polymeric nano scaffold.
    Conclusion
    The results showed that the PLLA/HA nano scaffold could be a very good candidate for bone tissue engineering.
    Keywords: Cell differentiation, Hydroxyapatite, Poly, L, lactic acid, stem cell, tissue engineering, umbilical cord
  • Mahmood Mirkhalafzadeh, Asefeh Haddadpoor, Fariba Mazroei, Mehran Nasri, Gholamreza Bahrami Pages 148-149
  • Nematollah Ahangar, Saeed Emami, Danial Jafari Pages 150-158
    Background and
    Purpose
    Cyclooxygenase II enzyme is one of the most important enzymes of prostaglandin synthesis pathway that also causes inflammations in human body. In the present study, the anti-inflammatory activity of eight new synthesized compounds with COX II inhibitory potential was evaluated in carrageenan induced paw edema in mice.
    Material And Methods
    Different doses of the compounds (10, 25 and 50 mg/kg), celecoxib (positive control, 10 mg/kg) and normal saline-tween (negative control) were intraperitoneally administered to the mice (female, 25-30 g, n=6). After 30 min, carrageenan was injected subcutaneously into the subplantar tissue of the left paw in all groups. The volume of paw was measured in different treatment groups at 0, 1, 3 and 5 hours following the carrageenan injection and percentage changes of paw volume was calculated. Data were reported as Mean ± SD. T-test was used to compare the results and P < 0.05 was considered significant.
    Results
    At the 10 mg/kg dose, all compounds showed significant anti-inflammatory activity just in 1st hour. At the 25 mg/kg dose, some compounds had significant anti-inflammatory activity in all investigated times, and at 50 mg/kg dose, all compounds showed significant anti-inflammatory activity in 1st, 3rd and 5th hour compared to the group injected with normal saline- tween.
    Conclusion
    This study found 4-(4-Methylsulfonylphenyl)-3-phenyl-2(3H)-thiazole thione derivatives with good anti-inflammatory activities.
    Keywords: Anti, inflammatory drugs, COX, 2 Inhibitor, carrageenan, 4, thiazoline, 2, thione
  • Hamidreza Mohammadi, Saeed Vahedi, Mannan Hajimahmoodi, Abolfazle Nadjarian, Maryam Salsali, Mohammad Shokrzadeh Pages 159-172
    Background and
    Purpose
    Adding coloring agents in food and beverages could cause asthma, urticarial, hyperactivity in children, lower immune system function, Anaphylaxis, and carcinogenicity. The present study was carried out to detect the type of food colures in various traditionally prepared juices and fruit products in non-certified products in Tehran, Iran.
    Materials And Methods
    A total of 208 samples of various types of fruit products were analyzed by Thin Layer Chromatography for isolation and identification of the added synthetic or natural food colures.
    Results
    Thin layer chromatography revealed that the majority of analyzed samples (55%) contained non-permitted food colures and the most non-permitted colures were found in (48.3%) north of Tehran. Among the permitted and non-permitted colures the most prevalent were Carmoisine and Tarterazine (4.62%), respectively. Combination of Carmoisine and Sunset yellow were the most mixed colors used in studied samples. Moreover, this study revealed that all of the non-certified fruit juice samples contained different additive colures. The fruit leather also contained high level (68.92%) of food color.
    Conclusion
    This study showed high amount of non-permitted food colures especially in non-certified fruit products. Hence, constant vigilance is needed to ensure that allowable level of coloring agents are used in such products. Moreover, producers should be informed of the health risks involved in using these additives.
    Keywords: Synthetic colures, juice, dried fruit, chromatography, unhealthy products
  • Seyed Ali Rahimi, Bijan Hashemi, Seyed Rabie Mahdavi, Seyed Hadi Molana Pages 173-187
    Background and
    Purpose
    Estimating dosimetric parameters for small fields at non-reference conditions lead to significant errors if they are done based on the conventional protocols used for large fields and reference conditions. The aim of this study was to determine and compare small fields correction factors (KNR and KNCSF) based on a novel protocol by using different types of detectors.
    Materials And Methods
    Specific circular cones were constructed and attached to a medical linac head to produce small field sizes down to 30 and 5mm diameters. Then, the KNR and KNCSF correction factors based on a recent protocol (TG155), proposed for small field dosimetry formalism, were determined for different active detectors (a pinpoint chamber, EDP20 and EDP10 diodes) in a homogeneous and a nonhomogeneous phantom at the above fields when irradiated to 6 and 18 MV beams of a Varian linac.
    Results
    The KNR correction factors for the circle field of 30mm estimated for the pinpoint chamber, EDP20 and EDP10 diodes were 0.993, 1.020 and 1.054 at 6 MV; and 0.992, 1.054 and 1.005 at 18 MV, respectively. The KNCSF correction factor for the 5mm circle field estimated for the pinpoint chamber, EDP20 and EDP10 diodes were 0.994, 1.023 and 1.040 at 6MV; and 1.000, 1.014 and 1.022 at 18MV, respectively.
    Conclusion
    Our results indicated that implementing the correction factors estimated for the small fields based on the new proposed dosimetry protocol increases the dosimetric precision and accuracy of such fields in radiotherapy practices. Also, considering the perturbations happening between the boundaries of non-homogeneous area could increase the accuracy of the dosimetry procedures in such conditions.
    Keywords: Correction factors, Diode dosimeters, Non, homogeneous phantom, Small field, TG155
  • Masoumeh Khalili, Mohammad Ali Ebrahimzadeh Pages 188-208
    The pathology of numerous chronic diseases, such as cardiovascular dysfunctions, atherosclerosis, inflammation, carcinogenesis, drug toxicity, diabetes mellitus, aging and neurodegenerative involves oxidative damage to cellular components. When body cells use oxygen to generate energy, free radicals are created as a consequence of adenosine triphosphate (ATP) production by the mitochondria which are generally reactive oxygen species (ROS). ROS capable of causing damage to DNA, have been associated with many health problems related to advancing age. Antioxidants terminate direct ROS attacks and radical-mediated oxidative reactions, therefore, minimizing oxidative damage is one of the most important approaches to the primary prevention of aforementioned diseases and health problems. Antioxidants are abundant in certain foods and agricultural products. In recent years, great attention has been paid to the role of natural antioxidants that may be used for human consumption. In this paper different methods for evaluation of antioxidant activity including 1,1-diphenyl picrylhydrazyl (DPPH), azinobis (3-ethylbenzothiazoline-6-sulfonate) (ABTS), hydrogen peroxide and nitric oxide radical scavenging activities, iron and copper chelating capacities, assay of reducing power, ferric reducing power (FTC) and ferric-reducing antioxidant power assay (Frap) are discussed.
    Keywords: Free radicals, antioxidant, reactive oxygen species, chelating activity
  • Abdoliman Amouei, Mehdi Borqhei, Majid Mohseni, Javad Goodarzi, Hossein Faraji Pages 209-219
    Background and
    Purpose
    Heavy metals such as chromium, nickel, and zinc are the most common contaminants found in the plating wastewater that cause environmental pollution due to non-biodegradability. This study investigated the removal of chromium, nickel, zinc and turbidity from wastewater of plating and galvanized industries by electrocoagulation technology.
    Material And Methods
    This study was conducted at laboratory scale using four parallel aluminum electrodes (5cm × 10cm dimensions, 1 mm thickness). In each electrode, 6 holes (0.7 cm) were considered. Wastewater samples were first collected as grab sampling and finally changed to combined samples. This study was performed in pH= 3 and pH= 7.2 for plating wastewater and pH= 9 for galvanized wastewater and reaction times of 20, 40, 60 and 80 minutes.
    Results
    Nickel and chromium contents in plating wastewater were 45 and 50 mg/l, respectively. Zinc concentration in galvanized wastewater was determined 210 mg/l. Turbidity in plating and galvanized wastewaters were 250 and 200 NTU, respectively. The maximum removal of nickel and chromium was observed in contact time= 80 min and pH=4, while it was seen in pH=9 for zinc (98 %, 95.6%, and 94%, respectively). The maximum removal of turbidity in Ni – Cr wastewater and galvanized wastewater was 97% and 95.3%, respectively.
    Conclusion
    Electrocoagulation technology was found as an effective, economical and rapid method for infiltration of toxic wastewater in plating and galvanized industries.
    Keywords: Electroplating, galvanized, wastewater, heavy metal, turbidity, electrocoagulation
  • Ramzan Ali Dianati Tilaki, Zabihola Yousefi, Jamshid Yazdani Cherati, Seyed Mehdi Ghasemi Pages 220-231
    Background and
    Purpose
    Up to now various methods has been considered for removing heavy metals such as pb from aqueous solution including using agricultural wastes as low cost adsorbent. The purpose of this study was efficiency evaluation of natural (crude) and citric acid modified rice straw for removal of pb from aqueous solutions.
    Materials And Methods
    This study was performed at laboratory scale and batch system. We studied the influence of process variables such as pH, contact time, pb concentration and adsorbent dosage. Data from equilibrium study were modeled using isotherm and kinetic models. The concentration of pb was measured by atomic adsorption. Data was then analyzed using ANOVA test.
    Results
    Experimental results showed that the optimum pH and equilibrium time for pb by natural and modified rice straw was 6 and 120 minute, respectively. Removal of pb increased in both adsorbent dosages by increase in pb concentration up to 10 mg/l and increasing the dosage of adsorbents. Adsorption isotherm fitted Temkin model but adsorption kinetic followed pseudo second order. The efficiency of natural rice straw and modified rice straw in removal of pb was 85 and 99%, respectively.
    Conclusion
    According to the results, rice straw especially the modified one could be used as a suitable, low cost and efficient adsorbent for removal of pb from aqueous solutions.
    Keywords: Pb, modified rice straw, adsorption
  • Alireza Talaei, Abolfazl Azami, Mahmoud Salami Pages 232-241
    Background and
    Purpose
    Visual deprivation during critical period of brain development impairs structure and function of NMDA receptors in visual cortex. Parts of visual signals go to the hippocampus through the visual cortex. Therefore, this study aimed at investigating the effects of visual deprivation during critical period of brain development on NMDA receptor subunits expression in rats’ hippocampus.
    Materials And Methods
    This experimental study was carried out in 36 male rats that were divided into two groups. They were kept in standard 12 hour light/dark condition (Light Reared-LR) or in complete darkness (Dark Reared-DR) from birth to the time of experiments. The animals in each group were divided into 3 groups and studied at the ages of 2, 4 and 6 weeks. Expression of mRNA of NR1, NR2A and NR2B subunits in hippocampus was evaluated by RT-PCR using Western Blot technique. The protein expression of those subunits was also investigated.
    Results
    Relative expression of mRNA and protein of NR1 and NR2A subunits increased time dependently in LR animals, but the expression of NR2B subunit did not change. Although dark rearing did not prevent increasing of NR1 expression, but reduced the expression of NR2A and NR2B subunits.
    Conclusion
    Visual deprivation during critical period of brain development time dependently inhibited maturation of NMDA receptor of rat’s hippocampus.
    Keywords: Visual deprivation, critical period, hippocampus, NMDA receptor, rat
  • Shohreh Alidoust, Abbas Esmaeili Sari, Nader Bahramifar Pages 242-252
    Background and
    Purpose
    Mercury contamination is still a threat to the environmental and public health in both developed and developing countries. The aim of this study was to determine the total and organic mercury content in the muscle of goldfish (Carassius aurathus gibelio) obtained from the east and west of Anzali Wetland. We also assessed the health risks involved in consumption of this fish.
    Materials And Methods
    Twenty goldfish were collected from the east and west of Anzali Wetland. Total mercury concentrations were determined using Advanced Mercury Analyzer (AMA 254), and organic mercury concentrations in the muscle were also determined by AMA 254 following acid digestion and extraction with toluene.
    Results
    Total mercury and organic mercury concentrations in the muscles tissue of goldfish collected from the east of Anzali wetland were significantly higher (106.97±56.92 ng/g ww and 88.00±45.41 ng/g ww) than those obtained from west of the wetland (45.50±16.88 ng/g ww and 40.62±14.32 ng/g ww). Also, significant positive correlations were found between concentrations of total and organic mercury and the amount of lipid.
    Conclusion
    The mean concentrations of total mercury in all fish samples did not exceed the maximum level recommended by the World Health Organization for human consumption (0.5 mg g-1 ww). However, the maximum number of allowable consumption of fish per month in east and west of the wetland for children were found 3 and 5, respectively and for adults these allowable numbers were 13 and 25, respectively.
    Keywords: Total mercury, organic mercury, goldfish, Anzali Wetland
  • Hossein Asgarirad, Maryam Rezaei, Zaynab Sadeghi Ghadi Pages 253-263
    Background and
    Purpose
    From many years ago denture adhesives have been used to improve denture’s performance. During the time, many new formulations have been prepared and evaluated to improve the properties of this product. In this study, the powder form of this product was prepared then in vitro and in vivo evaluations were performed.
    Material And Methods
    To design the denture adhesive powder, sodium alginate, plantagopsyllium mucilage and sodium carboxy methyl cellulose were used as the main binding agents. Different formulations with different ratio of these three agents were prepared, then, their binding strength and duration of efficacy were evaluated in the lab. Finally, the best formulation was chosen for in vivo evaluation.
    Results
    The study showed that prepared formulations containing sodium alginate and NaCMC with ratio of 95:5 had higher binding strength ability and duration of efficacy than artificial saliva. This formulation also had positive effect on the performance of denture during eating and speaking and also prolonged the adhesion period of denture. No significant differences were seen between this formulation and protefix in performance properties but in other properties like odor and flavor the prepared product were found better than protefix.
    Conclusion
    This experimental study showed that the mixture of sodium alginate and NaCMC with more ratio of alginate 95:5 is a proper product to be used as a denture adhesive.
    Keywords: adhesive, sodium alginate, sodium carboxy methyl cellulose, binding strength
  • Mohammad Hadi Dehghani, Shahrokh Nazmara, Amir Zahedi, Majid Rezanasab, Elham Nikfar, Vahideh Oskoei Pages 264-277
    Background And Objectives
    Humic substances belong to a group of micro molecular of organic substance with different molecular weight produced by reaction of biological and geochemical process. They are known as one of the main prefabrications of disinfection byproducts. This study aimed at investigating the efficacy of (ZnO) nanoparticle under UV/ZnO radiation in removing humic acid.
    Material And Methods
    This study was conducted under laboratory condition. An interval reactor was used to eliminate humic acid by (ZnO) nanoparticle and UV lamp (125 W Philips HPLN). The humic acid was considered in 2, 5, 7 and 10 mg/lit concentrations. To measure the residue of humic acid after radiation of photo Photocatalytic, Spectrophotometer model (UV/VIS Lambda 25 Perkin Elmer, Shelton) was used.
    Results
    The results showed a decrease in efficiency rate when humic acid concentration and pH increased. By increasing the time of photocatalytic activity the removal effect increased. Also, we observed that single-step process and two-step process with higher removal efficiency at Zno concentration of 0.2 mg/l and 0.5 mg/l, respectively. The two-step process was found more capable of removing humic acid with 98.95% efficiency at the concentration of 0.5 mg/l ZnO, detention time of 30min, and at pH 4.
    Conclusion
    This study suggests the use of UV/ZnO process as a suitable method in removing humic acid from aqueous solutions.
    Keywords: Humic acid, zinc oxide nanoparticles, photocatalytic, aqueous solution
  • Mahin Eslami Shahrbabaki, Mansoureh Nasirian, Parvin Eslami Shahrbabaki Pages 278-282
    Several cases have been reported to gain weight due to long-term treatment with propranolol. According to FDA, no case has been previously reported of sharp increase in gaining weight due to short-term treatment with low-dose propranolol. A 34-year-old woman with a diagnosis of generalized anxiety disorder and obsessive-compulsive disorder was treated with sertraline (100 mg) which was taken twice daily (morning and evening). She was also given trazodone (50 mg) and haloperidol (0.5 mg) once daily. Four months after starting the treatment, she was also treated with propranolol (20 mg) twice daily due to akathisia and tremor. After a short period (two weeks), she was not willing to continue taking propranolol anymore and stopped using it because of uncontrollable overeating and weight gain (3kg). Restarting the drug again led to increased appetite. Despite the drug's effect on reducing total energy consumption and body's thermogenic response to food, it is believed that individual and unique properties may also affect the metabolism.
    Keywords: Weight gain, propranolol, akathisia, tremor
  • Roghayeh Zare, Mehran Mohseni, Seyed Mohammad Mazloomi, Mohammadreza Eskandari, Koorosh Kamali Pages 283-294
    Background and
    Purpose
    Cadmium (Cd) is a toxic metal with a long half-life that usually accumulates in liver and kidney. This study assessed the effect of two probiotic bacteria (Lactobacillus acidophilus and Bifidobacterium lactis) on gastrointestinal cadmium elimination and accumulation of cadmium in rats’ liver within 4 weeks.
    Materials And Methods
    Experimental animals in three groups received daily bacterial oral solution before cadmium exposure while the animals in another group were only exposed to cadmium (CdCl2) daily. At the end of the second and fourth week, liver from each sacrificed rat were dissected out and cadmium concentration in samples was determined using polarography system.
    Results
    Second week sampling revealed higher amount of cadmium in the groups receiving probiotics compared to that of the group that received only Cd. In fourth week, liver cadmium concentration in the groups that received probiotic was lower than the cadmium alone group. But this difference was only significant in the group that received Bifidobacterium.
    Conclusion
    This study showed Bifidobacterium BB12 as the most effective in reducing the concentration of cadmium in liver. Therefore, considering the physiological benefits of probiotic bacteria, this strain could be used as a supplementary in probiotic products to protect against heavy metal toxicity.
    Keywords: Bifidobacterium lactis, Cadmium, Lactobacillus acidophilus, Liver, Probiotic