فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 314 (هفته سوم بهمن 1393)
  • پیاپی 314 (هفته سوم بهمن 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/19
  • تعداد عناوین: 5
|
  • مقاله پژوهشی
  • علی احمدی، جعفر گلشاهی، ارسلان خالدی فر، حمید سوری، یدالله محرابی، کورش اعتماد صفحه 2174
    مقدمه
    در ایران، تا زمان انجام این پژوهش، مطالعه ی جامع و مبتنی بر جمعیت، برای تعیین الگوی اپیدمیولوژیک سکته ی قلبی و به ویژه، تعیین میزان و عوامل موثر بر مرگ و میر بیماران در بیمارستان انجام نشده بود. این مطالعه با این هدف انجام گرفت.
    روش ها
    این مطالعه ی هم گروهی آینده نگر و مبتنی بر جمعیت، از داده های 20750 بیمار جدید مبتلا به سکته ی قلبی در سال 1391 در ایران استفاده نمود. از Cox Regression و Logistic Regression برای تحلیل داده ها در نرم افزار Stata استفاده شد.
    یافته ها
    4/72 درصد بیماران مرد و مابقی زن بودند و میانگین و انحراف معیار سن در آنان 4/13± 2/61 سال بود. میزان کشندگی مرگ بیمارستانی به علت سکته ی قلبی برابر 1/12 درصد بود. میزان بروز مرگ بیمارستانی در زنان بیشتر از مردان بود. این میزان در کل کشور 74/6 درصد با حدود اطمینان (CI 95%) 7-4/6 درصد بود. سن بالاتر از 84 سال، جنسیت زن، بی سوادی، عدم دریافت درمان ترومبولیتیک، دیابت نوع دو، درد قفسه ی سینه قبل از ورود به بیمارستان و درد مقاوم به درمان، انسداد شاخه ی راست قلب، تاکی کاردی بطنی، فیبریلاسیون دهلیزی، سکته ی قلبی با بالارفتن قطعه ی ST، نارسایی قلب و دریافت آنژیوبلاستی مهم ترین تعیین کننده های مرگ بیماران بودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، به نظر می رسد که سکته ی قلبی با بالارفتن قطعه ی ST و سن بالاتر از 84 سال بیشترین اثر را بر بروز مرگ بیمارستانی بیماران مبتلا به سکته ی قلبی دارد. نتایج این مطالعه برای برنامه ریزی در پایش و بهبود مراقبت ها و درمان بیماران کمک کننده است.
    کلیدواژگان: سکته ی قلبی، مرگ بیمارستانی، عامل خطر
  • ایران نوروزمیرزاآقاخانی، پروین دهقان، رسول محمدی، فریبرز معطر، بهزاد مهکی صفحه 2184
    مقدمه
    کاندیدیازیس یکی از مهم ترین و شایع ترین عفونت های قارچی فرصت طلب در انسان است که به وسیله ی برخی گونه های کاندیدا، به ویژه کاندیدا Albicans، ایجاد می شود. در سال های اخیر، گزارش های متعددی از شکست درمان مبتلایان به اشکال بالینی متفاوت کاندیدیازیس ارایه شده است. با توجه به مطالعات انجام شده، استاتین ها علاوه بر کاهش چربی خون، خاصیت ضد قارچی نیز دارند. همچنین، تخم شوید نیز دارای خاصیت ضدقارچی است و چربی خون را هم کاهش می دهد. هدف از این تحقیق، مطالعه ی تاثیر آتروواستاتین و عصاره ی آبی تخم شوید بر ایزوله های بالینی شناسایی شده ی کاندیدا در مقایسه با فلوکونازول و در نهایت، مقایسه ی تاثیر ضد کاندیدایی این داروها با یکدیگر بود.
    روش ها
    در این مطالعه، از 10 ایزوله ی شناسایی شده از کاندیدا استفاده شد. با استفاده از روش میکرودایلوشن، رقت های مختلف از فلوکونازول، آتروواستاتین و عصاره ی آبی تخم شوید تهیه شد و حداقل غلظت مهار کنندگی (Minimum inhibitory concentration یا MIC) و حداقل غلظت کشندگی (Minimum fungicidal concentration یا MFC) هر یک از گونه ها ثبت و مقایسه گردید.
    یافته ها
    از 10 ایزوله ی مورد مطالعه، 50 درصد (کاندیدا Albicans کد 8 و 10، کاندیدا Parapsilosis کد 9، کاندیدا Krusei کد 6 و کاندیدا Kefyr کد 1) نسبت به فلوکونازول حساس، 30 درصد ایزوله ها (کاندیدا Glabrata کد 2 و 7 وکاندیدا Albicans کد 5) وابسته به دوز و 20 درصد ایزوله ها (کاندیدا Krusei کد 3 و کاندیدا Albicans کد 4) نسبت به فلوکونازول مقاوم بودند. کمترین میزان MIC داروی آتروواستاتین g/mlμ 32 و بیشترین میزان آن μg/ml 128 بود.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که آتروواستاتین دارای خاصیت ضد قارچی است که با مطالعات انجام شده در گذشته هم خوانی داشت. اما عصاره ی آبی تخم شوید روی هیچ کدام از گونه ها تاثیری نداشت.
    کلیدواژگان: گونه های کاندیدا، فلوکونازول، آتروواستاتین، تخم شوید
  • مریم صدری، مزدک گنجعلی خانی حاکمی، رسول صالحی، رامین قاسمی، صدیقه رستاقی صفحه 2193
    مقدمه
    آسم نوعی بیماری التهابی مزمن مجاری هوایی است و یک بیماری چند عاملی محسوب می شود که ژن های متعددی در ایجاد و تشدید آن شناسایی شده است. از آن جمله، خانواده ی ژن TIM (T-cell immunoglobulin mucin) است که بر روی لنفوسیت های T بیان می شود و جایگاه ژنی آن بر روی کروموزوم شماره ی 5 واقع شده است. یکی از اعضای این خانواده، مولکول 3-TIM است که در سطح لنفوسیت های 1Th (T-Helper-1) بیان می شود. این مولکول در همکاری با Galectin-9 (لیگاند 3-TIM) و سامان دهی به پاسخ های 1Th، نقش مهمی در توسعه ی بیماری های آلرژیک دارد. پلی مورفیسم های تاثیرگذار بر ساختار و عملکرد مولکول 3-TIM ممکن است در آمادگی دچار شدن به بیماری های آلرژیک نقش مهمی را ایفا کنند. در این مطالعه، ارتباط پلی مورفیسم G>T4259 با میزان آمادگی دچار شدن به آسم و سطح ایمونوگلبولین E تام سرمی بررسی شد.
    روش ها
    در این مطالعه ی مورد- شاهدی، پلی مورفیسم G>T4259 ژن 3-TIM در 209 بیمار مبتلا به آسم و 200 نفر گروه شاهد، با استفاده از تکنیک Polymerase chain reaction–restriction fragment length polymorphis (PCR-RFLP) مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین، ارتباط این پلی مورفیسم با ایمونوگلوبولین E تام نمونه ی سرم افراد نیز با استفاده از روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) انجام شد. از آزمون 2χ برای بررسی فراوانی ژنوتیپ افراد و رابطه ی آن با میزان ایمونوگلوبولین E تام سرم و بیماری آسم استفاده گردید. 05/0 > P معنی دار محسوب شد.
    یافته ها
    فراوانی پلی مورفیسم ژن 3-TIM بین دو گروه مبتلا به آسم و شاهد متفاوت بود و ارتباط معنی داری بین این پلی مورفیسم و خطر ابتلا به آسم مشاهده شد.
    نتیجه گیری
    مطالعه ی حاضر نشان داد که رابطه ی معنی داری بین پلی مورفیسم G>T4259 ژن 3-TIM با بیماری آسم وجود دارد. از این رو، این پلی مورفیسم ممکن است بر عملکرد اتصال به لیگاند مولکولی 3-TIM اثرگذار باشد.
    کلیدواژگان: آسم، پلی مورفیسم، ژن 3، T، cell immunoglobulin mucin (3، TIM)
  • امیر حسین سیادت، فریبا ایرجی، مهدی خدادادی، مریم کلاته جری، محمد علی نیلفروش زاده صفحه 2202
    مقدمه
    استراتژی های کنونی درمان پسوریازیس، رضایت بخشی کاملی ایجاد نمی کند. با مهار سایتوکین های التهابی، نیکوتین آمید می تواند تاثیر درمان های موضعی کنونی را افزایش دهد. در این مطالعه، اثر بخشی ترکیب کلسی پوتریول موضعی و نیکوتین آمید در مقایسه با کلسی پوتریول به تنهایی، در درمان پسوریازیس مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    بیماران بزرگ سال مبتلا به پسوریازیس خفیف تا متوسط به صورت تصادفی انتخاب شدند وترکیب کلسی پوتریول 005/0 درصد و نیکوتین آمید 4 درصد، یا کلسی پوتریول 005/0 درصد به تنهایی را دو بار در روز به مدت 12 هفته به صورت موضعی دریافت کردند. بیماران در شروع مطالعه و سپس پس از ماه اول و سوم درمان، توسط یک متخصص پوست معاینه شدند و شدت پسوریازیس با استفاده از منطقه ی اصلاح شده ی پسوریازیس و شاخص شدت پسوریازیس (PASI یا Psoriasis area and severity index) مورد بررسی قرار گرفت. رضایت بیمار نیز در انتهای آزمایش با استفاده از یک مقیاس رتبه بندی 10 نقطه ای بررسی شد.
    یافته ها
    شصت و پنج بیمار (شامل 35 مرد) با میانگین سنی 5/8 ± 5/36 سال در مطالعه شرکت کردند. در شروع مطالعه، ضایعات هر دو گروه با توجه به شاخص PASI مشابه بود. در پایان آزمایش، نمره ی PASI با کلسی پوتریول و نیکوتین آمید (9/7 ± 6/83 درصد)، در مقایسه با کلسی پوتریول تنها (7/9 ± 8/77 درصد)، بیشتر کاهش یافت (001/0 > P). همچنین، بیماران بهبود یافته در گروه کلسی پوتریول و نیکوتین آمید در مقایسه با کلسی پوتریول تنها، رضایت بیشتری داشتند (001/0 > P). عوارض جانبی شامل قرمزی و خارش خفیف (6/4 درصد) و سوزش متوسط و حساسیت به نور (0/3 درصد) بود.
    نتیجه گیری
    نیکتوین آمید در صورتی که همراه با کلسی پوتریول در درمان موضعی پسوریازیس به کار برده شود، اثر بخشی آن را افزایش می دهد و می تواند مکمل خوبی برای درمان فعلی پسوریازیس محسوب گردد.
    کلیدواژگان: کلسی پوترین، کلسی پوتریول، نیکوتین آمید، پسوریازیس، درمان
  • گزارش مورد
  • محمد علی نیلفروش زاده، فریبا جعفری، الهه هفت برادران، محمدحسین نصر اصفهانی صفحه 2210
    مقدمه
    ویتیلیگو یک اختلال دپیگمانته ی اکتسابی ایدیوپاتیک است که به دلیل کاهش فعالیت ملانوسیت های اپی درم ایجاد می شود. روش های درمانی ویتیلیگو شامل درمان های دارویی و جراحی است. انتقال ملانوسیت های کشت داده نشده، یک روش جراحی موثر و جدید در درمان ویتیلیگوی ثابت است. در این مطالعه، تاثیر سوسپانسیون سلولی ملانوسیت در محیط Jokliks در درمان ویتیلیگوی ثابت مقاوم بررسی گردید.
    روش ها
    10 بیمار دچار ویتیلیگوی ثابت مقاوم به درمان استاندارد، تحت درمان انتقال سوسپانسیون سلولی ملانوسیت در محیط Jokliks قرار گرفتند. این افراد، 3 هفته، 3 ماه و 6 ماه پس از عمل ارزیابی شدند و پیگمانتاسیون مجدد نمره دهی شد.
    یافته ها
    در این مطالعه، 10 بیمار و در مجموع، 16 ضایعه تحت بررسی قرار گرفتند. میزان متوسط پیگمانتاسیون مجدد در بیماران، در هفته سوم 14 درصد، در ماه سوم 37 درصد و در پایان ماه ششم 42 درصد بود که از نظر درجه بندی، معادل پیگمانتاسیون مجدد ضعیف (کمتر از 50 درصد) در نظر گرفته می شود.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه ی مقدماتی نشان می دهد که استفاده از سوسپانسیون سلولی در محیط Jokliks، به ویژه در بیماران با تیپ پوستی روشن، به تنهایی و بدون درمان کمکی (مثل نور درمانی) در بیماران مبتلا به ویتیلیگوی ثابت با پاسخ درمانی کمتر از 50 درصد همراه می باشد.
    کلیدواژگان: ویتیلیگو، سوسپانسیون سلولی ملانوسیت، ثابت
|
  • Ali Ahmadi, Jafar Golshahi, Arsalan Khaledi, Far, Hamid Souri, Yadollah Mehrabi, Koroush Etemed Page 2174
    Background
    No comprehensive and population-based study has been so far conducted in Iran to determine the epidemiologic pattern of myocardial infarction (MI) and particularly in-hospital mortality rate and the effective factors. This study aimed to determine the epidemiologic pattern and associated risk factors.
    Methods
    This prospective, population-based cohort study used the data of 20750 patients with MI in Iran in 2012. The in-hospital mortality rate was calculated using Cox regression. Univariate analysis of variances and multiple logistic regression were used to determine the effective factors on the patients’ mortality. The odds ratio and 95% confidence interval (CI) were reported using Stata software.
    Findings
    15033 patients (72.4%) were men. The mean age of the patients was 61.2 ± 13.4 years. The case fatality rate of in-hospital mortality was 12.1%. The in-hospital mortality rate was higher in women and was 6.74% (95% CI: 6.4-7%) in at-risk patients. Age of over 84 years, being female, educational level, smoking, lack of thrombolytic therapy, diabetes type 2, chest pain prior to arriving in hospital, right bundle branch block, ventricular tachycardia, percutaneous coronary intervention (PCI), lateral MIs, and ST segment elevation (STEMI) were determinants of in-hospital mortality in the patients.
    Conclusion
    In view of the results obtained in this study, it seems that STEMI, lack of thrombolytic therapy, the age of over 84 years, and ventricular tachycardia have the highest impact on in-hospital mortality of the patients with MI. The results of this study are helpful in planning for monitoring and promoting healthcare and treatment for the patients.
    Keywords: Myocardial infarction, In, hospital mortality, Risk factor
  • Iran Noroozmirzaaghakhani, Parvin Dehghan, Rasoul Mohammadi, Fariborz Moattar, Behzad Mahaki Page 2184
    Background
    Candidiasis is one of the most important fungal infections caused by different species of Candida. The most common etiologic agent is Candida albicans. In recent years, there are many reports about the failure treatment of patients with different clinical forms of candidiasis. Statins have been found to have antifungal activity as well as cholesterol-lowering effects. Anethum graveolens has also exhibited antifungal and anti-hyperlipidemic activities. The purpose of the present study was evaluation of antifungal activity of Anethum graveolens and atrovastatin against Candida species in comparison with fluconazole.
    Methods
    The present study was performed on 10 previously identified Candida isolates. Minimum inhibitory concentration (MIC) and minimum fungicidal concentration (MFC) results were obtained and compared using microdilution method for fluconazole, atrovastatin and Anethum graveolens extract.
    Findings
    Of 10 Candida isolates, 5 (50%) were susceptible to fluconazole and 3 (30%) were dose-dependent. Two isolates, including Candida albicans and Candida krusei, were resistant to fluconazole. MIC range for atrovastatin was 32-128 µg/ml.
    Conclusion
    In this study, our finding showed that atrovastatin has antifungal activity as the same previous reports; but, aqueous extract of Anethum graveolens showed no antifungal activity against the Candida species (Candida albicans, Candida parapsilosis, Candida krusei, Candida glabrata, and Candida kefyr).
    Keywords: Candida species, Fluconazole, Atorvastatin, Anethum graveolens
  • Maryam Sadri, Mazdak Ganjalikhani, Hakemi, Rasoul Salehi, Ramin Ghasemi, Sedigheh Rastaghi Page 2193
    Background
    Asthma is a chronic inflammatory disease of airways and is a multifactorial disease in which, several genes have been identified affecting occurrence and severity of the disease. T-cell immunoglobulin mucin (TIM) gene family that is expressed on T cells and its locus is located on chromosome 5 is one of these genes. A member of the TIM family, TIM-3, is selectively expressed on the surface of differentiated T helper-1 (Th1) cells. Interactions between TIM3 and galectin-9 (TIM3 ligand) regulate Th1 responses and play an important role in the development of allergic disease. Polymorphisms, that affect the structure and function of molecules, may increase the susceptibility to allergic diseases and asthma. In the present study, we assessed the association of the genotype and allele frequencies of the 4259G>T polymorphisms with asthma and the relationships among this polymorphism to IgE levels in patients with asthma.
    Methods
    In this case-control study, we had 209 patients with asthma in case group and 200 healthy people in control group. The variant of genotypes was determined using polymerase chain reaction–restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) method. The association of this polymorphism and serum immunoglobulin E was analyzed via enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) method. To assess the frequency of genotypes and its relationship with serum immunoglobulin E and asthma, chi-square test was used and P < 0.05 was considered significant.
    Findings
    The genotype and allele frequency of 4259G>T polymorphism were significantly different between the patient and controls. Significant association was observed between this polymorphism and the risk of asthma.
    Conclusion
    The results showed that the 4259G>T polymorphism of TIM3 gene may be associated with the susceptibility of asthma and this polymorphism may affect the performance of TIM3 binding to the ligand molecule (Galectine 9).
    Keywords: Asthma, Polymorphism, T, cell immunoglobulin mucin, 3 (TIM3) gene
  • Amir Hossein Siadat, Fariba Iraji, Mehdi Khodadadi, Maryam Kalateh, Jary, Mohammad Ali Nilforoushzadeh Page 2202
    Background
    Current treatment strategies of psoriasis are not completely satisfactorily. By inhibiting inflammatory cytokines, nicotinamide may enhance the effects of current topical treatments. We investigated whether the combination of topical calcipotriol and nicotinamide is more effective than calcipotriol alone in treatment of psoriasis.
    Methods
    Adult patients with mild to moderate psoriasis were randomized to receive topical calcipotriol 0.005% and nicotinamide 4% in combination or calcipotriol 0.005% alone, twice daily for 12 weeks. Patients were visited by a dermatologist at baseline and then, after the first and third months of therapy; and psoriasis severity was evaluated using the modified psoriasis area and severity index (PASI). Also, patient’s satisfaction was evaluated at the end of the trial using a 10-point rating scale.
    Findings
    Sixty five patients (35 men) with the mean age of 36.5 ± 8.5 years completed the trial. Lesions on both sides were similar regarding baseline PASI score. At the end of the trial, PASI score was more reduced with calcipotriol + nicotinamide (83.6 ± 7.9 percent) compared to calcipotriol alone (77.8 ± 9.7 percent) (P < 0.001). Patients were also more satisfied with the improvement of lesions with calcipotriol + nicotinamide compared to calcipotriol alone (P < 0.001). Side effects included mild erythema and pruritus (4.6%) and moderate burning and sensitivity to light (3.0%).
    Conclusion
    Nicotinamide can enhance the efficacy of calcipotriol when used in combination for topical psoriasis treatment, and it may be a good adjuvant to the current treatment regimens of psoriasis.
    Keywords: Calcipotriene, Calcipotriol, Nicotinamide, Psoriasis, Therapy
  • Mohammad Ali Nilforoushzadeh, Fariba Jaffary, Elaheh Haftbaradaran, Mohammad Hossein Nasr, Esfahani Page 2210
    Background
    Vitiligo is a cosmetically disfiguring acquired depigmenting disorder caused by the loss of functional melanocytes in the epidermis. Various approaches used for the treatment of vitiligo can be classified as medical and surgical therapies. Non-cultured autologous melanocyte transplantation is a new and effective surgical treatment for stable vitiligo. This study aimed to evaluate the effect of the melanocyte cell suspension in Jokliks medium in the treatment of stable resistant vitiligo.
    Methods
    Ten patients with stable vitiligo, resistant to standard treatment, underwent the treatment via melanocyte cell suspension in Jokliks medium. The repigmentation was assessed during 3 weeks, and 3 and 6 months.
    Findings
    The mean repigmentation of 10 patients with 16 lesions was 14% in 3 weeks, 37% in 3 month and 42% in 6 month that was poor repigmentation (less than 50%).
    Conclusion
    Results of this pilot study showed less than 50% repigmentation using melanocyte cell suspension in Jokliks medium, especially in light skin type patients, without using adjunct treatments like phototherapy.
    Keywords: Vitiligo, Melanocyte cell suspension, Resistant