فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 18 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/23
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فائزه پسندی*، نصرالله شاملی، علی بناییان الإصفهانی صفحات 1-14
    ابوبکر محمد بن داود ظاهری اصفهانی (297-255 ه.ق /910-869 م)، در عصر عباسی دوم می زیست. او از دانشمندان و فقهای عصر خود به شمار می آید، چراکه دارای جایگاهی رفیع در ادبیات، زبان شناسی، شناخت مذاهب، قضاوت و در استنباط احکام سرآمد بود. در این عصر، غزل عفیف(پاک) در کنار غزل اباحی(فاسد) فزونی یافت و با ظهور برخی از شاعران این عصر، همچون ابوبکر اصفهانی، روحی تازه یافت.
    مقاله حاضر به بررسی مهمترین اشعار او که نمایان کننده انعطاف روشن در جریانات شعر عربی است و تبیین های بنیادهای سبک شعری خاص را بنیان نهاده، می پردازد بطوری که علاوه بر حفظ اسلوب های شعری برجامانده (از گذشتگان)، تحت تاثیر تمدن جدید عرب قرار گرفته است و بر این اساس نویسندگان عقاید و اسلوب متمایز شعری او را در این مقاله واکاوی نموده اند.
    کلیدواژگان: ابوبکر محمد بن داود اصفهانی، عصر عباسی دوم، عشق، غزل عفیف
  • لیلا جمشیدی *، عبد الغنی ایروانی زاده صفحات 15-34
    هجو یکی از گونه های مهم ادبی است، که بیش از غرض های شعری دیگر، بیانگر عواطف و احساسات شاعر و تصویر گر زندگی فردی و اجتماعی به زبانی ساده است؛ از این رو توجه بسیاری از منتقدان و پژوهشگران را به خود معطوف داشته است. در عصر عباسی – عصر طلایی ادبیات عرب – هجو طنز گونه پا به عرصه ظهور نهاد که از یک سو به سبب برخورداری از روح طنز، آرامش بخش و نشاط انگیز بوده و از سوی دیگر از فحش و ناسزایی که سرشت انسان از آن گریزان است، به دور است.
    مقاله حاضر گونه ای طنز آمیز از هجو علی بن دعبل الخزاعی، یکی از بزرگترین شاعران عصر عباسی را با تکیه بر مهم ترین جنبه ی کاریکاتوری آن که بزرگنمایی عیب های هجو شوندگان در قالب تصویر است- بررسی می کند و برای تبیین عملکرد کاریکاتوری شاعر، نمونه هایی از هجو او را در مضمون های شخصی، اجتماعی و سیاسی تحلیل نموده و کوشیده است در هر مضمون، برجسته ترین موضوعات را بررسی نماید تا از رهاورد آن، توانایی شاعر را در آفرینش تصویرهای کاریکاتوری در شعر به نمایش گذارد و عمل او را به کاریکاتوریست های امروزی نزدیک گرداند.
    کلیدواژگان: هجو، کاریکاتور، دعبل خزاعی، تصویر، طنز
  • آفرین زارع* صفحات 35-57
    تاویل انتقال از معنای ظاهری لفظ به معنای باطنی آن است، در واقع ضرورتی است که امت های مختلف بدان پرداخته اند تا بدین وسیله به استخراج معانی جدید متن و درک اهداف و کشف ابعاد آن بپردازند.این پژوهش در پی تعیین مفهوم تاویل، شرح بوجود آمدن آن در شرق و غرب، تبیین ارتباط بین تاویل و تفسیر، بررسی اصول فلسفی، دینی، ادبی و نقدی تاویل، شرح ضرورت و اهمیت تاویل، اهتمام به تاویل تاریخی و اسطوره ای وبیان مشکلات این دو نوع تاویل در شعر جاهلی می باشد؛ سپس بر اساس منهج ولادیمر پروپ و با تکیه بر روش تحلیلی- تطبیقی به بررسی وظائف و کشف دلالت در معلقه امرئ القیس می پردازد وبر این اساس اتهام پراکندگی و تجزیه و عدم ارتباط و انسجام در معلقه امرئ القیس را از بین می برد و خلاف آن را اثبات می کند. همچنان که معلقه را از اتهام ساختگی بودن مبرا می سازد.
    کلیدواژگان: تاویل، کشف دلالت، شعر جاهلی، معلقه امرئ القیس
  • حسین گلی*، مجید مهدوی صفحات 58-79
    قصاید مدح نبوی در عصر مملوکی به اوج شکوفایی، پختگی و نهایت کمال رسیدند، شاعران مدح نبوی، تلاشهایی بسیار در هر چه بهتر گسترانیدن این فن با ذکر جزئیات آن به عمل آورده اند، این شاعران به سبب مدح کامل و دقیق خود به نهایت آرزوهایشان در مدح پیامبر(ص) دست یافتند. شاعران مدح نبوی در عصر مملوکی در بیان اهداف دینی خود، با مرتبط کردن آن به مقدمه ای که آن ها را برای ورود به مدح پیامبر(ص) آماده می کرد این فن را تنوع دادند و مدح نبوی در این عصر به فنی مستقل مانند دیگر فنون شعری اصلی تبدیل شد.
    در این مقاله به بررسی سرآغاز قصاید مدح نبوی در عصر مملوکی می پردازیم و در آن چگونگی آغاز قصائد مدح نبوی را بیان می کنیم که آن را به دو نوع تقسیم کرده ایم؛ نوع اول موضوعات تقلیدی که در آن به بیان این موارد پرداخته ایم؛ ذکر اماکن مقدس، ایستادن بر اطلال و دمن، توصیف طبیعت، توصیف سفر و مرکب آن، دعا کردن، تغزل به محبوب، پند و اندرز دادن و طلب مغفرت، نوع دوم موضوعات جدید که در شاعران مدح نبوی عصر مملوکی آن را ابداع کرده اند و عبارتند از یاد خداوند، مدح مستقیم و رو در رو، برتری دادن پیامبر(ص) به سایر پیامبران، رد اعتقادات مسیحیان و یهودیان و گریه کردن بر جوانی.
    کلیدواژگان: مقدمه قصیده، مدح نبوی، عصر مملوکی
  • فاطمه لطفی گودرزی*، فابیه حاج مامینج، حمیدرضا مشایخی صفحات 80-98
    التفات یکی از سبک های بلاغی بیان و معانی به شمار می آید که شعر بدان از کلام بشری متمایز می گردد و همواره هیچیک از اشعار پیشینیان و معاصران از آن خالی نبود زیرا دارای انعطافی زیباست در تغییر سخن از حالتی به حالت دیگر. و آن از میان سبک های بلاغت عربی در گذشته و حال به عنوان پدیده سبکی بشمار می آید به گونه ای که ادیبان فایده التفات را در دلالت آن و عنایت به معنای مقصود یافتند. التفات از نظر معاصران به معنای اعراض از زبان رائج است زیرا سطح فنی و هنری جز با عبور از روش رائج تحقق نمی یابد. بی شک شعر فضای بازی است برای انواع سبکها از جمله التفات چون انتقال از حالت به حالت دیگر است و همین شاعران را به تحرک در چار چوب ساختار متن وا داشت. یکی از این شاعران محمود درویش است، اشعار او پر از التفات می باشد که به شکلهایی چون ضمیر ها، فعلها، ساختار نحوی عدد، ادات و واژگان نمود یاقته است. همین امر این محققان را بر آن داشت تا اشعارش را به عنوان موضوع برای تحلییل در سه دیوان وی بر گزیند تا روشن شود چگونه از زبان هنجار خارج گردید و از قالب رائج و معمول به دلیل شناختن نسبت به ارزش فنی عدول کرد. نتیجه پژوهش نشان می دهد وی التفات را در مقایسه با سایر اشکال به شکل نامنظم بکار برده است و توانست از آن برای روی کرد شاعرانه اش و برنگیختن شنونده در برابر جامعه و دغدغه او نسبت به زمانه بهره ببرد و به دلالت زمانی انعطافی ببخشد که به شکل پذیرش آن توسط خواننده در بافت متن انعکاس یابد.
    کلیدواژگان: آرایه های بدیعی، دلالتها، فوائد بلاغی التفات، اهداف شاعر
  • ریحانه ملازاده* صفحات 99-121
    فدوی طوقان شاعرفلسطینی یکی از پیشگامان شاعران معاصر عربی است که دربرابر ملت خود از جایگاه انسانی برجسته ای برخوردار است.از آنجا که نظریه بینامتنیت یکی از برجسته ترین تکنیک های هنری محسوب می شود که ناقدان برای بررسی متون و اشعار به آن توجه دارند؛ لذا پژوهش حاضر بر آن است که به نظریه بینامتنیت و سیر تاریخی آن از دیدگاه ناقدان غربی وعربی بپردازد، سپس این پدیده را در زبان شعری فدوی طوقان بررسی کند تا بدین وسیله میزان تاثیرپذیری شاعر از متون مختلف دینی، تاریخی، ادبی و نیز چگونگی تجسم متقابل و مبتکرانه بین زمان گذشته و حاضر را در خلال برخی از قصیده های او نشان دهد.
    کلیدواژگان: بینامتنیت، فدوی طوقان، شعر فلسطینی معاصر
  • عباس یداللهی*، سردار اصلانی صفحات 122-146
    زندگی و مرگ یکی از موضوعاتی است که از دیرباز ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. این مساله یکی از موضوعات مهم در شعر زهد به شمار می آید و شعر تلاش کردند تا به حقیقت واقعی آن دست یابند. ابوالعتاهیه وناصرخسرو از جمله شاعران زهد در ادبیات عرب و فارسی به شمار می آیند و از این رو، در شعرشان توجهی خاص به این موضوع از خود نشان داده اند. این پژوهش به بررسی پدیده مرگ و زندگی در شعر ابوالعتاهیه و ناصرخسرو قبادیانی در چارچوب ادبیات تطبیقی می پردازد. شکی نیست که موضوع مرگ و زندگی یکی از مهمترین محورهای شعر زهد در میان شاعران زهد پیشه است. این دو شاعر در شعر زهدشان از مفهوم مرگ و زندگی پرده برداشتند. هر گاه نظری به شعر این دو شاعر بیندازیم در می یابیم که ابوالعتاهیه در طول زندگی اش به شدت از مرگ هراس داشت و تلاش می کرد که خود را از چنگال مرگ نجات دهد. اما نتوانست و در نهایت مرگ را به عنوان ابزاری برای بیان نصیحت و موعظه برگزید. ناصرخسرو نیز در شعر خود به این موضوع پرداخت و به حتمی بودن آن ایمان داشت، و در این زمینه بر مبانی دینی تکیه کرد و همیشه انسان را به توشه گرفتن از نیکی ها و آمادگی برای مرگ سفارش می کند.
    کلیدواژگان: حیات و مرگ، ابوالعتاهیه، ناصرخسرو، ادبیات تطبیقی
|
  • Faezeh Pasandi*, Nasrollah Shameli, Ali Banaeiyan Isfahani Pages 1-14
    Abu Bakr Muhammad Ibn Dawood al-Isfahani (869-910), scientist, jurist and poet, lived in the Abbasid era П. He was a theorist in linguistics and Hadith and a scholar of religious doctrines. He was greatly capable of judging and arguing with poets and authors since he was young. At this time, the lyric chaste ode (qazal) flourished alongside the torch song (Ibahi poem) with the advent of poets like Ibn Dawood. This article will study the way Abu Bakr’s poetry represents a clear turning point among poetic movements due to his distinct poetic purpose and particular style, his maintenance of inherited methods, and also the way he was influenced by the modern Arab civilization. Isfahani`s special style appears in his valuable book, Al-Zahra.
    Keywords: Abu Bakr Al-Isfahani, Abbasid Era П, Love, Chaste Love Lyric (Qazal)
  • Leila Jamshidi*, Abdolghani Iravanizadeh Pages 15-34
    Satire is an important literary form representing the poet’s feelings and emotions more vehemently than other types of poetry, and depicting social and individual life in a simple language; therefore, it has attracted the attention of many critics and researchers. In the Abbasid Era – the golden era of Arabic literature – Satirical lampoon came into being which on one hand, because of possessing a satirical spirit, was calming and joyful and, on the other hand, was far from the impolite language by which human soul is repelled. The present article studies the satirical lampoon of Ali Ibn Debel Alkhozai, the Abbasid court’s poet, with regard to the most important caricaturist aspect of it, that is, the overstatement of the faults of those who are satirized. The poet’s caricaturist achievement will be analyzed based on examples from his sarcastic treatment of the individual, social and political subjects. We will attempt to examine the most important satirized subjects in every field to indicate the ability of the poet in the creation of caricature pictures in poetry and his similarity to the present caricaturists.
    Keywords: Caricature Satire, Debel Alkhozai, Picture, Satire
  • Afarin Zare, Roya Mohmmadi Pages 35-57
    Hermeneutics, the transference from the literal meaning of a word to its implied meaning, is employed as an indispensable method by diverse nations to derive new meanings, understand a text, explore the its dimensions, and discuss it (hermeneutics). This paper presents the concept of hermeneutics, the development of relational hermeneutics and the interpretation of the emergence of hermeneutics in East and West. This paper also reviews the philosophical, religious, and literary critical principles of hermeneutics, and examines the necessity and importance of using text analysis. Then, with an emphasis on historical and mythical hermeneutics, and through explaining the difficulties in the analysis of pre-Islamic poetry, the writers would try to analyze the poetry of Emri Al Gheis through Vladimir Propp's method using the cross-sectional approach with an emphasis on exploring the practical implications of words. The most important outcome of this study, is firstly rejecting the theory that pre-Islamic poetry had numerous aims and was an issue far from unity. Secondly, the study rejects the Trump Anthal (plagiarism) of the pre-Islamic poetry and proves its authenticity.
    Keywords: Hermeneutics, Functional Analysis, Pre-Islamic Poetry, Emri Al Gheis
  • Hossein Goli*, Majid Mahdavi Pages 58-79
    Eulogies dedicated to the prophet reached perfection in the Mamlouki age. Eulogists of the holy prophet did their best to improve this technique by elaborating on the details of this poetic form. Such poets achieved their dream eulogies for their perfect and detailed odes. Prophetic eulogists of the Mamlouki era gave voice to their religious goals by incorporating them into the prologue which prepared the ground for praising the prophet. This brought versatility to the poetic form of prophetic ode and turned it into a major independent poetic expression among others. This article aims at studying eulogy prologues of the age of Mamlouki and their origins. Here we divide prophetic eulogies into two categories. First, we will discuss imitated subjects including the description of holy places, nature, traveling and its vehicle, praying, love lyrics, advising and asking for forgiveness. Second, we will consider new subjects invented by eulogist poets of the Mamlouki era, including contemplation of God, direct and face to face eulogy, prioritizing Prophet Mohammad over other prophets, refusing Christian and Jewish beliefs, and crying over youth.
    Keywords: Ode Prologue, Eulogy on prophet, the Mamlouki Era
  • Fatemeh Lotfi Goodarzi*, Fabiah Bint Al Haj Maminj, Hamidreza Mashayekhi Pages 80-98
    Attention as a rhetorical device distinguishes between poetry and prose. No contemporary or early poem has been composed without it as it gives variety to poems by moving from one to another mood. From among Arabic rhetorical styles, “attention” is considered a stylistic phenomenon. In addition, poets have found it a source for implications and conveying meanings. In the view of the contemporaries, “attention” means avoiding the common language as technical and artistic language has to transcend common language. Obviously, poetry is an open space for a variety of styles including attention. Since it transforms one state into another, it allows poets to navigate from one state to another within the framework of the text. One of these poets is Mahmoud Darvish whose poems are full of attention in terms of pronoun, verb, syntactic structure, words, etc. This motivated the researchers to analyze his poems to determine how, because of his command of technical language, he has been able to go beyond the common language and norms. The findings of this study indicate that Darvish has used attention in a disorganized way compared to other forms, for his poetic purpose of raising the reader’s awareness of the society and worries of the time, and giving flexibility to temporal implications so that the reader is convinced.
    Keywords: Figures of Speech, Implications, Rhetorical Merits of Attention
  • Reihaneh Mollazadeh* Pages 99-121
    Fadva Toughan, the contemporary Palestinian poet, is distinguished for her different poetic style. She is also a pioneer among poets with a suitable humanitarian stand on behalf of her people. Since the theory of intertextuality is one of her most prominent artistic techniques, also noticed by critics and scholars, the present study attempts to deal with this theory and its historical process from the viewpoints of Western and Arab critics. Then it investigates the mentioned phenomenon in the poetic language of Fadva Toughan to examine to what extent the poet was influenced by different religious, historical and literary texts, and also to show the quality of the mutual and creative visualization between past and present, analyzing some of her odes.
    Keywords: Intertextuality, Fadva Toughan, Contemporary Palestinian Poems
  • Abbas Yadollahi*, Sardar Aslani Pages 122-146
    Life and death as poetic subjects have engaged man’s mind since ancient times. These subjects are considered as important themes in ascetic poetry whereby ascetic poets have tried to discover the truth of life and death. The current study attempts to investigate the phenomenon of life against death in the poems of Abu al Atahiya and Nasir Khosrow in terms of comparative analysis. It is beyond any doubt that life against death is considered as one of the most important pivots of ascetic poetry among pious poets. In their ascetic poems, these two poets have unveiled the concept of life against death. Looking at their poems, one may figure out that Abu al Atahiya was greatly afraid of death in his life, trying to escape it, but he could not possibly do so, and ultimately, he adopted death to advise and preach. Nasir Khosrow, also, wrote about the theme in his ascetic poetry, and believed that it was imminent. In this regard, he drew on religious foundations and recommended readers to take advantage of good deeds and get ready to die.
    Keywords: Life, Death, Abu al Atahiya, Nasir Khosrow, Comparative Literature