فهرست مطالب

  • سال پنجم شماره 1 (بهار و تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/05/09
  • تعداد عناوین: 7
|
  • عادل ابراهیمی لویه، علی صحبتی ها، همایون رضایی زاده صفحات 1-17
    مسئله جوانان به منزله مهم ترین سرمایه انسانی جامعه، یکی از مسائل و دغدغه های فکری صاحب نظران و کارگزاران کشور است. مقاله حاضر براساس داده های پژوهشی ای تنظیم شده است که هدف از انجام آن بررسی بیگانگی اجتماعی جوانان (سنین 20 30) شهر خدابنده و عوامل موثر بر آن است. با استفاده از نوشته های نظری و مفهومی نظریه پردازان روان شناسی و جامعه شناسی در حوزه بیگانگی اجتماعی چون سیمن، فردینبرگ، مارکوزه و فروم، چارچوب نظری و تجربی مقاله تنظیم شده است. پژوهش با استفاده از روش پیمایشی انجام شده و برای گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز از تکنیک پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه جوانان شهرستان خدابنده (20 30 ساله)، شیوه نمونه گیری تصادفی و بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران 350 نفر به منزله حجم نمونه در نظر گرفته شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند بیگانگی اجتماعی در بین جوانان بالاست. همچنین نتایج بیانگر آن است که متغیرهای اصلی ایجاد بیگانگی اجتماعی در بین جوانان (20 30 ساله) شامل نارضایتی اجتماعی، فردگرایی، رسانه های جمعی و... است. در بین عوامل مطالعه شده، عامل مربوط به نارضایتی اجتماعی و فردگرایی بیشترین سهم را در به وجود آوردن بیگانگی به خود اختصاص داده اند.
    کلیدواژگان: بیگانگی اجتماعی، جوانان، فردگرایی، نارضایتی اجتماعی
  • مصطفی ازکیا، فاطمه میمندی صفحات 19-43
    «انتظارات از همسر» یکی از عواملی است که نقش مهمی در کیفیت زندگی مشترک و میزان رضایت افراد از زندگی زناشویی دارد. بر این اساس، مطالعه حاضر با رویکردی کیفی و با هدف درک انتظارات زنان بالای 40 سال از همسرانشان صورت گرفته است. در این راستا، با کاربست روش نظریه زمینه ای و تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته، به مطالعه انتظارات 14 زن بالای 40 سال ساکن در منطقه 5 شهر تهران پرداختیم.
    تحلیل داده های این مطالعه و «مدل زمینه ای» ارائه شده نشان می دهد که انتظارات زنان از همسرانشان بر اساس شرایط زمینه ای، علی و مداخله گری چون سنت گرایی، ازدواج با زمینه های سنتی، فشار هنجاری ساختاری، داشتن حداقل سرمایه های اقتصادی فرهنگی، تجربه های تاریخی، متعین های زمانی، مادری بسط یافته، حاکمیت زندگی پدرسالارانه و سرمایه های اجتماعی درون گروهی شکل می گیرد. همچنین زنان بالای 40 سال از راهبردهای متفاوتی همچون گفت وگوی صوری، تعویق لذت، پنهان کاری، کنش معطوف به تایید همسر، فرمانبرداری حداکثری، تعاملات مبتنی بر خانواده محوری و تاکید بر من مفعولی استفاده می کنند. از سویی این تعاملاتی که زنان در پیش می گیرند منجر به پیامدهای متفاوتی در زندگی آنان می شود. بر اساس این راهبردها، تحقق انتظارات حداقلی از همسر، حق انتخاب تفویض شده، بازتولید نابرابری های سلسله مراتبی، نارضایتی از زندگی و محرومیت نسبی، عمده پیامدهای به دست آمده از این پژوهش اند. یافته های این پژوهش در مجموع نشان می دهد زنان انتظارات خود از همسرانشان را در جهت «تلاش برای بقا «تنظیم می کنند. پدیده تلاش برای بقا به این معناست که سوژه تلاش می کند تا انتظارات خود از همسر را به گونه ای تعریف کند تا زندگی مشترکش با تمام توان و پرداخت هر هزینه ای حفظ شود. از این منظر انتظارات از همسر نه برای ارتقا و بهبود کیفیت زندگی مشترک و رضایت از زندگی زناشویی بلکه در جهت حفظ داشته های حداقلی زنان است.
    کلیدواژگان: انتظارات از همسر، تلاش برای بقا، سرمایه ها، زنان بالای 40 سال، نظریه زمینه ای
  • محمد توکل، ایمان عرفان منش صفحات 45-75
    فرار مغزها را می توان به منزله نوعی پدیده یا مسئله اجتماعی تعریف کرد که در واقعیت روند توسعه ملی کشورهای در حال توسعه تبعات منفی و در شرایطی پیامدهای مطلوبی دارد. اصولا جامعه ایران برای دست یابی به الگویی از پیشرفت، نیازمند تعلیم، پرورش و به کارگیری نیروی متخصص در جنبه های متعدد توسعه است و تقویت استعدادهای داخلی و کاستن از خلاهای فکری و مادی از ضرورت های آن محسوب می شود. از این رو، شناسایی زمینه ها، دلایل و پیامدهای پدیده فرار مغزها نیازمند تبیین و تدقیق مضاعف است. تا کنون پژوهش های گوناگونی درباره مهاجرت نخبگان ایرانی انجام شده است. این مقاله با استفاده از روش فرا تحلیل کیفی، 45 مورد از مقالات علمی تولید شده در ایران از سال 1380 (جست و جوشده در چهار پایگاه داده های علمی) را بررسی توصیفی و همچنین ارزیابی (در ابعاد سوالات، فرضیات، اهداف و نتایج) کرده است. به نظر می رسد که ضرورت و کاربرد این فرا تحلیل می تواند در رصد مشکلات اجتماع علمی کشور و مضافا سیاستگذاری های علمی مقتضی در ابعاد تقنینی و اجرایی موثر باشد. در انتها نیز جمع بندی و تحلیل جامعه شناسانه از فرار مغزهای ایرانی و راهکارهای کاستن از آن ارائه شده است.
    کلیدواژگان: hیران، پیشرفت، توسعه، فرار مغزها، مهاجرت نخبگان، مسئله اجتماعی
  • هادی آقائی، جعفر زلفعی فام صفحات 77-112
    تغییرات فراوانی از لحاظ کمی و کیفی در سرمایه فرهنگی افراد جامعه به وقوع پیوسته است، به طوری که بسیاری از نظریه پردازان و جامعه شناسان از آن به منزله عاملی قدرتمند در تعیین روابط اجتماعی و نیز منبع مهمی در تعیین ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی یاد کرده اند. از سوی دیگر تعهد اجتماعی به منزله پیش شرط اساسی در راستای رسیدن به سلامت اجتماعی و فرهنگی مطرح است. هر اندازه افراد در جامعه مدنی شرکت کنند و تعهد مدنی بالایی داشته باشند، بهتر می توانند در تعیین سرنوشت خود و جامعه ایفای نقش کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایه فرهنگی بر تعهد اجتماعی شهروندان و نیز سنجش میزان سرمایه فرهنگی و تعهد اجتماعی شهروندان بررسی شد. روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری این پژوهش، شهروندان شهر تبریز که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 400 نفر به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب شدند. برای آزمون فرضیات پژوهش، از آزمون t، همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته های پژوهش به این صورت است که سرمایه فرهنگی با میزان تعهد اجتماعی شهروندان رابطه مستقیم و مثبت دارد، یعنی با افزایش یکی، دیگری نیز افزایش می یابد و همچنین تحلیل رگرسیونی تاثیر متغیر سرمایه فرهنگی بر تعهد اجتماعی معنادار است، یعنی تعهد اجتماعی قابلیت پیش بینی با ابعاد سرمایه فرهنگی را دارد و سایر نتایج از ابعاد متغیر ها نیز بیانگر تاثیرات چشمگیر سرمایه فرهنگی بر تعهد اجتماعی شهروندان است.
    کلیدواژگان: سرمایه فرهنگی (متجسم، غیر متجسم، نهادینه شده)، تعهد اجتماعی
  • مینا صوفی نیستانی، مجتبی رفیعیان صفحات 113-140
    توجه به سازمان اجتماعی کالبدی محلات با توجه به تاثیراتی که بر کیفیت زندگی و به تبع آن رضایتمندی سکونتی شهروندان دارد، از جنبه های مختلف حائز اهمیت است.
    در این پژوهش در پی دست یابی به این هدف هستیم که با توجه به سازمان اجتماعی کالبدی محله نارمک شمالی رضایتمندی سکونتی ساکنان را با تاکید بر رابطه پویای انسان محیط با یکدیگر مقایسه کنیم؛ برای پی بردن به این نکته که بعد از گذشت چند دهه از شکل گیری این محلات رضایتمندی سکونتی در کدام یک از بخش های این محله مطلوب تر است. همچنین بررسی اینکه چه عواملی در میزان رضایتمندی سکونتی افراد نقش دارند.
    روش تحقیق به کاررفته در این پژوهش تحلیلی توصیفی است. حجم نمونه آماری مجموعا معادل 300 نفر بوده است، روش نمونه گیری تصادفی ساده است. تحلیل داده های پرسشنامه بر اساس سه سطح رضایتمندی (سکونتی، واحد مسکونی و محله مسکونی)، دو بعد رضایت عینی ذهنی و پنج عامل ابعاد واحد مسکونی، سازمان کالبدی، محیطی، اجتماعی و بعد ادراکی احساسی انجام گرفته است. نتایج حاصل از آزمون t تک نمونه ای و رگرسیون بیانگر آن است که رضایتمندی سکونتی در بخش شرقی در سطح پایین تر از متوسط و در بخش غربی در سطح بالاتر از متوسط (میانه نظری: 3) قرار گرفته است.
    رضایتمندی از مسکن در هر دو بخش بالاتر از متوسط و رضایتمندی محله ای آن ها پایین تر از متوسط قرار گرفته است. همچنین در بعد ذهنی و عینی تنها رضایت عینی بخش غربی در سطح بالاتر از متوسط و سایر موارد در سطح پایین تر از متوسط قرار دارند.
    کلیدواژگان: رضایتمندی، رضایتمندی سکونتی، رضایتمندی واحد مسکونی، رضایتمندی محله ای، رضایت عینی و ذهنی
  • شاه عصمت الله اف شاه نظر، مجتبی عباسی قادی صفحات 141-165
    متن حاضر درصدد بررسی شرایط آنومیک و مشارکت اجتماعی جواناندر دو کشور ایران و تاجیکستان بوده است. از این منظر، پس از بسط فضای مفهومی موضوع، از رویکردهای نظری آنومی اجتماعی امیل دورکیم، تئوری بی سازمانی اجتماعی رابرت مرتن و تئوری احساس از خود بیگانگی ملوین سیمن برای تبیین موضوع استفاده شده است. با کاربرد روش پیمایش و با استفاده از تکنیک پرسشنامه بر روی 768 نفر از جوانان 20 29 ساله که از طریق روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای از دو شهر تهران و دوشنبه انتخاب شده بودند، اطلاعات مورد نیاز جمع آوری شد. برای به دست آوردن اعتبار شاخص ها از اعتبار محتوایی صوری،برای به دست آوردن روایی شاخص ها از ضریب آلفای کرونباخ با دامنه صفر تا یک استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد علاوه بر اینکه بین مشارکت اجتماعی جوانان در دو جامعه ایران و تاجیکستان تفاوت معناداری مشاهده شده است، متغیرهای احساس نابهنجاری اجتماعی، احساس بیگانگی اجتماعی سیاسی و احساس از خودبیگانگی رابطه معناداری را با مشارکت اجتماعی جوانان نشان دادند و در مجموع 69درصد از واریانس مشارکت اجتماعی جوانان را در دو جامعه ایران و تاجیکستان تبیین کردند.
    کلیدواژگان: احساس از خودبیگانگی، احساس بیگانگی اجتماعی، سیاسی، احساس نابهنجاری اجتماعی، مشارکت اجتماعی
  • سعید معیدفر، شهرام زمانی سبزی صفحات 167-190
    پژوهش حاضر سعی دارد عوامل اجتماعی موثر بر ترک اعتیاد را بررسی کند. بیشتر پژوهش های انجام شده در زمینه اعتیاد بر عوامل موثر بر اعتیاد تاکید داشته اند و کمتر پژوهشگری این پدیده را از منظر عوامل موثر بر ترک اعتیاد بررسی کرده است و اگر هم پژوهشی انجام شده، بر عوامل روانی و فیزیولوژیکی تاکید داشته است و پژوهشی که صرفا بر عوامل اجتماعی موثر بر ترک اعتیاد یا به عبارت بهتر بر کنترل قطع سوء مصرف پرداخته باشد، انجام نگرفته است. بر همین اساس بر آن شدیم تا در این پژوهش از منظر خاص عوامل اجتماعی به مسئله ترک اعتیاد نگاه کنیم و نقش عوامل اجتماعی مثل خانواده، انجمن NA، دوستان، منزلت شغلی، پایگاه اجتماعی، همچنین اعتقاد به هنجارها و اصول اخلاقی و همچنین تعلیمات دینی و مذهبی را در این مسئله بررسی کنیم.
    برخلاف رویکردهایی که اعتیاد و ترک اعتیاد را بیشتر ناشی از عوامل فردی و فیزیولوژیکی می دانند، پژوهش حاضر موفقیت در ترک اعتیاد را بیشتر ناشی از عوامل اجتماعی می داند. برای تحلیل این موضوع نیز از تئوری کنترل اجتماعی بهره برده ایم. با استفاده از این تئوری می توان گفت که با بیشتر شدن کنترل اجتماعی در مورد افراد، موفقیت در قطع سوء مصرف بیشتر می شود.
    روش مورد استفاده در این پژوهش برای بررسی میزان صحت فرضیه های مذکور، روش پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را اعضای جوان انجمن NA شهرستان میانه تشکیل می دهند. جمع آوری داده ها نیز از طریق پرسشنامه و در قالب طیف لیکرت انجام گرفته است.
    نتایج حاصل از بررسی روابط میان این متغیرها، به طور خلاصه، این است که متغیر تعهد بیشترین تاثیر مستقیم و غیر مستقیم را و متغیر مشغولیت کمترین تاثیر غیر مستقیم را بر ترک اعتیاد داشت. به عبارت بهتر، نتایج این پژوهش نشان می دهد افرادی که از تعهد بالایی برخوردارند، موفقیت بیشتری را در قطع مصرف و تداوم در ترک از خود نشان می دهند.
    کنترل اجتماعی در تداوم ترک معتادانی که هر دو مواد مخدر صنعتی و سنتی را مصرف می کردند، نسبت به کسانی که فقط مواد سنتی مصرف می کردند، تاثیر بیشتری داشته است.
    کلیدواژگان: اعتیاد، عدم سوء مصرف، کنترل اجتماعی، معتاد، نظریه هیرشی
|
  • Adel Ebrahimi Louyeh, Ali Sohbatiha, Homayoon Rezaeizade Pages 1-17
    Social scholars and policy makers consider youth problems very important in contemporary Iranian society. Accordingly، this study is an attempt to investigate one of these problems، namely alienation among youth and its main social factors. To advance this goal، we used some theoretical and investigative experiences provided by psychological and sociological theorists like Melvin Seeman، Edgar Friedenberg، Herbert Markoze، and Eric Fromm. Our research method is descriptive-survey. The Statistical population includes all youth aged 20-30 living in khodabande، a small-sized city in Zanjan located North West of Iran. Applying Cochran sampling formula، we surveyed a sample of 350 young residents of Khodabande. Our main instrument to collect data was a researcher designed questionnaire. The overall result suggests that the rate of social alienation is high among youth (20-30) and its main affective variables include social discontent، individualism، and mass media.
    Keywords: Social alienation, youth, individualism, social discontent, youth problems
  • Mohammad Tavakol, Iman Erfanmanesh Pages 45-75
    The brain drain can be defined as a type of social phenomenon or problem which has، in the reality of process of national development of developing countries، negative consequences and desirable outcomes in some conditions. In principle، in order to achieve a pattern of advancement، the Iranian society needs to train، educate، and employ experts in various aspects of the development where the internal talent reinforcement and bridging intellectual and material gaps are the necessity of advancement. Accordingly، identifying grounds، reasons، and consequences of the brain drain phenomenon requires further explanation and investigation. So far، wide ranges of studies have been conducted in regard to Iranian brain drain. This article، through the application of the qualitative meta-analysis method، investigates describes and evaluates 45 cases of produced scientific articles found in four data bases in Iran since 1380 in terms of questions، hypotheses، objectives، and outcomes. It seems that the necessity and the usage of this meta-analysis can be effective to monitor the country’s scientific community problems and also to provide appropriate scientific guidelines in legislative and executive aspects. Finally، this article provides a conclusion، the sociological analysis of Iranian brain drain، and the solutions of lessening the issue.
    Keywords: Brain drain, migration, social problem, advancement, development, Iran society
  • Hadi Aghaei, Jafar Zolfali Fam Pages 77-112
    In recent years، considerable changes have been occurred with respect to the amount of cultural capital in Iranian society. Many theoreticians and sociologists have paid attention to these changes not only as powerful factors to determine social relationships but also as significant sources in identifying social، cultural، economical and political structures. In addition، social commitment is a prerequisite to social and cultural development. In this regard، the aim of this paper is measuring cultural capital and social commitment a well as analyzing the impact of social capital on social commitment among Tabriz citizens. We surveyed a sample of 400 Tabriz citizens، using a researcher designed questionnaire. Our findings indicate that there is a direct and positive relationship between social capital and social commitment. With an increase in social capital there will be an increase in social commitment. Some other statistical relationships are also discussed.
  • Mina Sufi Neyestani, Mojtaba Rafieian Pages 113-140
    Paying attention to the social and physicalorganization of neighborhoods is important from different aspects. Tehran''s Neighborhoods experienced different urban patterns during their formation and development. In particular، North Narmakneighborhood has experiencedtwo different patterns in its eastern and western parts. The aim of this paperis to analyze the relationship between residents and their environment in two parts of North Naramk neighborhood by emphasizing social-physical organization of this neighborhood، and applyingplace theory. We concentrate onimportant factors that predict residential satisfaction. To gather needed datawe distributeda questionnaire to 300 randomly selected residents in eastern and western parts of North Narmak. Our analysis has been based on three levels (residential، housing and neighborhood)، two dimensions (objective - subjective) and five factors (housing، physical organization، environmental، social organization and cognitive - emotional) of satisfaction. The results indicate that the level of residential satisfaction in east part is less than the average (mean=3) and in west part is more than the average. In both parts، the housing satisfaction is more than the average and the neighborhood satisfaction is less than the average. Also، with respect tothe subjective and objective dimensions، only objective satisfaction of west part is more than the average level of satisfaction and the others are lower than the average.
    Keywords: residential satisfaction, housing satisfaction, neighborhood satisfaction, objective, subjective satisfaction, place theory
  • Shahesmatoollahof Shahnazar, Mojtaba Abbasi Ghadi Pages 141-165
    The Current paper is Exploring Anomic Situations and social participation of young people in The Iran and Tajikistan. From this perspective، then developing a conceptual space، have been used the theoretical approaches of social anomie Emile Durkheim، theory of social disorganization Robert Merton and the theory of feeling of self- alienation Melvin Seeman to explain subject. Using a survey research and the questionnaire technique on 768 young people in the age group 29-20 year Through a Multi -Stage Cluster sampling entrance of the city of Tehran and Dushanbe were selected، the required information was collected. For calculating validity indicators، face Content validity was used. Also For calculating the Reliability of the indicators، Cronbach''s alpha coefficients with ranging from zero to one was used. What was found in this Research، there are significant differences between the social participation of young people in both Iran and Tajikistan. In addition، have been shown Variables feelings of social Anomie، feelings of social and political alienation and feelings of self – alienation significant relationship with social participation of young people Iran and Tajikistan and In total، was explained 69% of the variance and changes in social participation of young people in the Iran and Tajikistan.
    Keywords: Social participation, feelings of social Anomie, feelings of social, political alienation, feelings of self – alienation
  • Saiid Moiidfar, Shahram Zamanisabzi Pages 167-190
    This paper attempts to investigate the social factors that affect addiction disuse. We attempted to look at the addiction disuse from a special perspective emphasizing social factors including family، NA association، friends، occupational attitude، social position، believing in norms and moral principles، and religious edifications. Applying the theory of social control to analyze the issue of relapse prevention، our primary assumptionis that there is a direct relationship between five principal variables of dependency، commitment، busyness، belief and social positionfrom one side and drug abandonment from the other side. We surveyed young members of NA association in Miyaneh located in Eastern Azarbayejan. Our results regarding the relationship between research variables show that among the five independent variables، commitment has a direct and meaningful relationship with misuse cutting، and other variables have an indirect relation with it. Commitment has the most direct and indirect effect and busyness has the least indirect effect on the addiction disuse. In other words، social control has more effect on disuse persistence of thoseyoung addicted that consume both traditional and industrial narcotics compare to those who use just traditional narcotics.
    Keywords: addiction, addiction disuse, addicted, social control, Hierchy Theory