فهرست مطالب

رسوب شناسی کاربردی - پیاپی 4 (پاییز و زمستان 1393)
  • پیاپی 4 (پاییز و زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/09/09
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بهروز رفیعی، عاطفه موثق، افشین کریم خانی، مجید صادقی فر صفحات 1-15
    در این مطالعه محتوای فلزات سنگین ناحیه ی خروجی تالاب انزلی به منظور برآورد درجه و منشا آلودگی، مورد بررسی قرار گرفته است. به همین منظور تعداد 15 نمونه از رسوبات سطحی برداشت گردید و ویژگی های فیزیکوشیمیایی آن ها تعیین گردید. دو روش آنالیز به کار گرفته شد؛ تفرق اشعه ایکس (XRD) برای تعیین کانی شناسی رسی و آنالیز OES-ICP برای تعیین غلظت کل فلزات مورد استفاده قرار گرفت. غلظت هشت عنصر کادمیوم (Cd)، سرب (Pb)، نیکل (Ni)، کروم (Cr)، مس(Cu)، تیتانیوم (Ti)، وانادیوم (V) و روی (Zn) در رسوبات سطحی برآورد گردید. میزان آلودگی منطقه، توسط شاخص های مختلف آلودگی شامل شاخص زمین انباشت (Igeo)، شاخص غنی شدگی (EF)، و شاخص بار آلودگی (PLI) محاسبه شدند. نتایج به دست آمده از شاخص زمین انباشت مبین آن است که شدت آلودگی رسوبات منطقه نسبت به دو فلز کروم و کادمیوم در رده غیر آلوده تا آلودگی متوسط قرار دارند. بر اساس نتایج به دست آمده از شاخص غنی شدگی، فلزات سرب (ایستگاه های A1 و A15)، کروم (ایستگاه A12)، مس (ایستگاه A1) و روی (ایستگاه های A1 و A15) غنی شدگی متوسط نشان می دهند. مقادیر شاخص بار آلودگی در اکثر ایستگاه های نمونه برداری بیش تر از یک است، که نشان دهنده ی آلودگی این مناطق است، اما قابل توجه ترین آن ها مربوط به ایستگاه A12 می باشد که برابر 12 /3 است. روش های آماری تحلیل خوشه ای (Cluster Analysis) و تحلیل مولفه های اصلی (Principle Component Analysis) نشان می دهد که آلودگی فلزات کادمیوم، سرب، روی و مس عمدتا دارای منشا انسانی بوده و سایر فلزات از منشا زمین شناسی می باشند. منابع اصلی آلودگی انسانی در این منطقه مرتبط با فعالیت های صنعتی و کشتیرانی می باشد.
    کلیدواژگان: آلودگی فلزات سنگین، شاخص زمین انباشت، شاخص غنی شدگی، شاخص بار آلودگی، تحلیل آماری، تالاب انزلی
  • فرشاد بهرامی، سید رضا موسوی حرمی، محمد خانه باد، محمدحسین محمودی قرائی، رحمت الله صادقی صفحات 16-36
    هدف از این مطالعه، تفسیر محیط رسوبی و هم چنین مهم ترین فرآیندهای دیاژنتیکی است که بر کیفیت مخزنی سازند آسماری در چاه های شماره 3 و 6 میدان نفتی رامین در فروافتادگی دزفول شمالی موثر بوده اند. بررسی پتروگرافی 260 برش نازک تهیه شده از مغزه، منجر به شناسایی 12 رخساره رسوبی نهشته شده در پنج زیرمحیط رسوبی شامل پهنه ی جزر و مدی، لاگون، سد، دریای باز و رمپ خارجی شد، که توالی های مورد مطالعه ته نشست بر روی یک رمپ کربناته هوموکلینال را نشان می دهد. مطالعات پتروگرافی طیف وسیعی از انواع فرآیندهای دیاژنتیکی را نشان می دهد؛ سه فرآیند دولومیتی شدن، انحلال و سیمانی شدن مهم ترین فرآیندهای دیاژنتیکی موثر بر ویژگی های مخزنی سازند مورد مطالعه هستند. فرآیندهای انحلال و دولومیتی شدن با فراوانی بیش تر نسبت به فرآیند سیمانی شدن عمدتا رخساره های گل پشتیبان و پلوییدی را تحت تاثیر قرار داده و موجب افزایش تخلخل (بیش از 12%) و تراوایی (بیش از 1 میلی دارسی) و در نتیجه افزایش کیفیت مخزنی شده اند. از طرفی دیگر فرآیند سیمانی شدن با گسترش کم منجر به کاهش کیفیت مخزنی (تخلخل کمتر از 12%، تراوایی کمتر از 1 /0 میلی دارسی و اشباع آب موثر بیش از 60%) در بعضی از بخش های توالی (مخصوصا در چاه شماره 3) شده است. به طور کلی رخساره های کم عمق و عمدتا گل پشتیبان که از فراوانی بیش تری نسبت به سایر رخساره ها برخوردارند (با فراوانی حدود 60%) و بیش تر تحت تاثیر فرآیندهای انحلال و دولومیتی شدن قرار گرفته اند نقش مهمی را در افزایش کیفیت مخزنی کربنات های مورد مطالعه از سازند آسماری در این میدان ایفا کرده اند.
    کلیدواژگان: محیط رسوبی، دیاژنز، کیفیت مخزنی، سازند آسماری، میدان نفتی رامین
  • فرزاد ستوهیان صفحات 37-49
    سنگ های آهکی سازند الیکا در بخش های از کوه های البرز به علت بالا آمدن سطح آب در اوایل تریاس رسوب کردند. سازند الیکا در برش کلاریز دارای دو بخش زیرین (تریاس پیشین) و بالایی (تریاس میانی) می باشد. بخش زیرین عمدتا در طی دو دوره توفانی و آرام نهشته شده در حالی که بخش بالایی منحصرا در دوره آرام ته نشین شده است. ضخامت سازند الیکا در برش کلاریز 192 متر است. سازند الیکا در ناحیه مورد مطالعه با ناپیوستگی توسط سازند شمشک پوشیده شده است. پتروگرافی و میکروفاسیس های سازند الیکا نشان می دهند که میکروفاسیس های آهکی از 4 زیر محیط رسوبی دریای باز، لاگون، سد یا بار و پهنه جزر و مدی تشکیل شده اند. محیط رسوبی نهشته های تریاس در منطقه مورد مطالعه شباهت فراوانی به محیط های کربناته عهد حاضر دارد. این سنگ ها در یک پلاتفرم کربناته از نوع رمپ هموکلینال ته نشین شده اند. هم چنین بر اساس مشاهدات میدانی و مطالعه مقاطع نازک و رخساره های رسوبی سه توالی رسوبی رده سوم مشخص گردید. هر توالی از تعدادی پاراسکانس های کم عمق شونده به سمت بالا تشکیل شده است.
    کلیدواژگان: میکروفاسیس، رمپ هموکلینال، توالی، برش کلاریز، الیکا
  • مرصاد معینی، حسین رحیم پور بناب، وحید توکلی، مهران مرادپور، سعید معدنی پور، حسین رضا پناه صفحه 50
  • حسن محسنی، مجید طولابی، بیژن یوسفی یگانه، سعید خدابخش صفحات 74-88
    سازند امیران به سن ماستریشتین- پالئوسن در حوضه رسوبی زاگرس نهشته شده است. بخش زیادی از توالی این سازند در جنوب باختر لرستان را رخساره های ریز دانه شیلی (با رنگ خاکستری تیره و سبز زیتونی) تشکیل می دهد. از آنجا که این رخساره ها در محیط رسوبی ژرف انباشته شده اند احتمال وجود مقدار قابل ملاحظه ای ماده آلی در آن وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی توان هیدروکربور زایی، نوع کروژن، بلوغ حرارتی و شناخت شرایط رسوب گذاری سازند امیران در جنوب باختر لرستان می باشد. بدین منظور برش سطحی سازند امیران در یال شمالی تاقدیس امیران مورد بررسی قرارگرفت و تعداد 52 نمونه گردآوری گردید که از بین آن ها تعداد 12 نمونه از رخساره های ریزدانه (شیلی) و تیره رنگ انتخاب و توسط دستگاه راک - ایول 3 در پژوهشگاه صنعت نفت مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج آنالیز ژئوشیمیایی نشان می دهد که 55 درصد از نمونه ها مقدار TOC کم تر از 5 /0 درصد وزنی دارند و با توجه به شاخص هایی مانند S1، S2، S1+S2 سازند امیران توان تولید هیدروکربن ضعیفی دارد. نتایج هم چنین نشان می دهد که بیش ترکروژن های سازند امیران از نوع III و IV است. در عین حال نمودار HI در برابر Tmax و هم چنینPI در برابر Tmaxنشان می دهد که 73 درصد از نمونه ها با رسیدن به مرحله کاتاژنز رسیدگی دمایی را پشت سر نهادند. بر اساس نمودار جونز رخساره های آلی سازند امیران بسیار گوناگون (،BCCD و D) است. پراکندگی نمونه ها، نشانه درهم شدن ماده آلی دریایی با قاره ای می باشد. بر این اساس بیش تر مواد آلی سازند امیران از خشکی وارد حوضه شده اند و با رسوب در محدوده آب بستر اکسیژن دار، در شرایط افت نسبی سطح آب دریا صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: سازند امیران، پیرولیز راک، ایول، پتانسیل هیدروکربن زایی، لرستان
  • فرزاد ستوهیان محسن رنجبران صفحات 90-104
    سنگ های پرمین برش باغ ونگ به سن بلورین-دوراشامین (سازند جمال) شامل سنگ های کربناته می باشد. این سنگ ها بر روی سازند سردر و در زیر سازند سرخ شیل قرار گرفته اند. مطالعات پتروگرافی نشانگر این است که این سنگ ها را می توان به 13 میکروفاسیس سنگ آهکی تقسیم کرد. تلفیق و نتایج حاصل از مطالعات میکروسکوپی و شواهد صحرایی مشخص کرده است که این میکروفاسیس های آهکی در چهار زیر محیط؛ ساحل، لاگون، بار (سد) و دریای باز نهشته شده اند. نبود سازندگان واقعی و موثر ریزش و جریان های حاصل از توربیدایت نشانه آن است که پلاتفرم کربناته پرمین برش باغ ونگ از نوع سکو هموکلینال می باشد. تشکیل و توسعه این پلاتفرم کربناته مصادف با پیشروی دریا در بلورین است. براساس مشاهدات میدانی و مطالعه مقاطع نازک و رخساره های رسوبی یک توالی رسوبی دسته دوم و دو توالی رسوبی دسته سوم در برش باغ ونگ تشخیص داده شد. هر توالی از تعدادی پاراسکانس های کم عمق شونده به سمت بالا تشکیل شده است. این سکانس ها با ناپیوستگی های نوع 1 (SB1) و ناپیوستگی نوع 2 (SB2) در نهشته های کربناته تشخیص داده شده اند. سکانس های پرمین بالایی این ناحیه با سکانس های جهانی پرمین بالایی مطابقت دارند.
    کلیدواژگان: میکروفاسیس، سکو هموکلینال، توالی، برش باغ ونگ، پرمین
  • وحید توکلی صفحه 105
    در این مطالعه سازند های کربناته-تبخیری دالان و کنگان در بخش مرکزی خلیج فارس جهت تعیین ترکیب کانی شناسی اولیه مورد بررسی قرار گرفت. مقادیر عناصر استرانسیوم و اورانیوم در نمونه های دو چاه با استفاده از پلاسمای زوج القایی تعیین گردید. این دو عنصر روند تغییرات یکسانی را در این دو چاه نسبت به یکدیگر نشان دادند. مقایسه این دو عنصر با داده های نگاره اورانیوم نیز روند مشابهی را نشان داد. با توجه به اینکه عناصر استرانسیوم و اورانیوم هر دو تمایل دارند تا در ساختمان کانی آراگونیت قرار گیرند، از این عناصر می توان برای بررسی تغییر کانی شناسی اولیه رسوبات استفاده نمود. نتایج نشان داد که در انتهای پرمین آب دریاها ابتدا یک دوره آراگونیتی را طی کرده است که در آن شرایط مناسب برای زیست موجودات آهکی وجود داشته است. در دوره بعدی کلسیت و آراگونیت در حالت تعادل رسوب نموده است. پس از این دوره در انتهایی ترین بخش پرمین، دریا ترکیب اسیدی داشته و ادامه حیات برای موجودات آهکی را دشوار نموده است. مقایسه رسوبات این دوره با مقاطع کامل پرمین پایانی نشان داد که این رسوبات دارای یک ناپیوستگی هستند. با استفاده از نمودار سامانه کربن- هیدروژن- اکسیژن و اورانیوم، شرایط آب اقیانوس در انتهای پرمین به صورت اسیدی-احیایی تعیین شد. این نتایج نشان می دهد که ترکیبی از شرایط اسیدی و احیایی در انتهای پرمین حیات موجودات در اقیانوس ها را با خطرات جدی مواجه ساخته است.
    کلیدواژگان: استرانسیوم، اورانیوم، انقراض پرمین، اسیدی شدن، دالان
|
  • B. Rafiei, A. Movasagh, A. Karimkhani, M. Sadeghi Far Pages 1-15
    In this study, Heavy metal contents from outlet of the Anzali Lagoon were measured to assess the level and sources of possible contamination. The sediment samples were collected from 15 stations in the study area. Physico-chemical properties of the sediments were determined. Two instrumental methods of analysis were applied; powder X-ray diffraction to determine clay mineralogy and ICP-OES to determine bulk metal content of the samples. Eight metals (Cd, Cu, Ni, Pb, Cr, Ti, V, and Zn) concentrations were investigated in the surface sediments. The level of pollution attributed to heavy metals was assessed by several pollution indicators including the index of geo-accumulation (Igeo), Enrichment factor (EF) and pollution load index (PLI). The result of Igeo showed that the contamination degree of Cd and Cr ranged from unpolluted to moderately polluted in the most stations and show highest pollution compared to other metals. The EF results show moderate enrichment for Pb (in A1 and A2 sample stations), Cr (in A12 sample station), Cu (in A1 sample station) and Zn (in A1 and A15 sample stations). The values of PLI in most stations are > 1, so they are polluted, but the noticeable value of PLI is 3.12 which related to A12 sample station and other values varied between 0.48-1.51. Cluster Analysis (CA) and Principle Component Analysis (PCA) indicated that Cd, Pb, Zn, and Cu pollutions are mainly originated by anthropogenic sources while other metals have a lithogenic sources. The main sources of contamination in study area are produced by industrial activities and shipping.
    Keywords: Heavy metal pollution, geo, accumulation Index, enrichment factor, pollution load index, statistical analysis, Anzali Lagoon
  • F. Bahrmi Bahrmi, S. R. Moussavi Harami Moussavi Harami, M. Khanehbad Khanehbad, M.H. Mahmudi Gharaie, R. Sadeghi Pages 16-36
    The purpose of this study was to interpret depositional environment and the most effective diagenetic processes on the reservoir quality of the Asmari Formation in wells no. 3 and 6 in the Ramin Oil Field in the north Dezful embayment. Petrographic examination of 230 thin sections led to identification of 12 sedimentary facies deposited in five sub-environmentsincluding tidal flat, lagoon, shoal, open marine and outer ramp, where sedimentation took place in a homoclinal carbonate ramp. In addition, petrographic studies show a wide range of diagenetic processes affected these rocks but three processes including cementation, dolomitization and dissolution are the most important processes affecting reservoir properties of the studied formation. Dissolution and dolomitization processes with a higher frequency than the cementation process are mostly have affected the mud supported and peloidal facies and led to enhancement of the effective porosity (more than 12 %) and permeability (with a K more than 1 mD) as well as increased reservoir quality. On the other hand, cementation process led to a reduction of reservoir quality (with a PHIE less than 12 % Kless than 0.1 mD and SWE more than 0.6) in some parts of the succession (especially in well No. 3).Generally, shallow and mostly mud-supported facies are more abundant than other facies (with a frequency about 60%) and more affected by dissolution and dolomitization processes that played an important role in the increasing of reservoir quality of studied carbonate in the Asmari Formation in Ramin oilfield.
    Keywords: Facies, depositional environment, diagenesis, reservoir quality, Asmari Formation, Ramin Oilfield
  • Farzad Sotohian Pages 37-49
    Limestones of Elika Formation, were deposited in some part of the Alborz range during sea-level rise of early Triassic. The Elika Formation in Kelarize consists of two members. The lower members (lower Triassic) has been mostly deposited during storm and quiet periods, while the upper member (Middle Triassic) has been exclusively deposited during quiet periods. Thickness of the Elika Formation at the Kelarize section is up to192 m. The Elika Formation in the Study area, is unconformably overlain by the Shemshak Formation. Petrography and microfacies of the Elika Formation indicate that the calcareous microfacies are deposited in four depositional sub-environments including, open marine, bar, lagoons and tidal flat. Sedimentary environment of this formation in Kelarize section is very similar to the recent carbonate basins. These sediments are deposited in a homoclinal ramp. Based on field observations, thin sections study and sedimentary facies, 3 third-order sequences were recognized. Each sequence consists of a few shallowing upward para-sequence.
    Keywords: microfacies, homoclinal Ramp, sequence, Kelarize section, Elika
  • H. Mohseni, M. Toulabi, B. Yosefi Yeganeh, S. Khodabakhsh Pages 74-88
    The Amiran Fm. (Mastrichtian- Paleocene in age) was deposited in the Zagros basin. This Fm. Comprises variegated shale beds in the Lorestan province. As presumably the majority of the formation was deposited in a deep marine environment, it is expected to find organic-rich facies within fine- grained facies of the Amiran. Fm. Hence, attempts were made to evaluate hydrocarbon potential of the Am. Fm. in this region. For this purpose, an outcrop of the Amiran Fm. in northern flank of the Amiran anticline was investigated and 52 samples were collected, of which12 samples, particularly of dark color fine-grained facies were selected for geochemical analysis. These samples were analyzed by Rock-Eval Pyrolysis type III in Research Instituteof Petroleum Industry (RIPI). Geochemical analysis revealed that TOC content of the 55% samples is less than 0.5 Wt %.Other parameters such as S1, S2, S1 + S2 suggest weak hydrocarbon production. Results also revealed that the Amiran Fm. predominatly copmrises kerogen types III and IV. The HI vs. Tmax cross-plot and PI vs. Tmax show that 73% of the samples fall in catagenesis stage. According to Jone’s diagram, the Amiran Fm. represents various organic facies including (BC, CD and D). Various organic facies may imply mixing of land-derived OM with autochthonous OM during turbidity currents, which intermittently occurred within the basin. Hence, we purpose that organic facies of the Amiran Fm. were deposited in oxic to suboxic conditions during relative see- level fall.
    Keywords: Amiran Fm, Rock, Eval Pyrolysis, hydrocarbon potential, Lorestan
  • F. Sotouhain, M. Ranjbaran Pages 90-104
    Permian rocks of Bagh-e-Vang section with the age of Bolorian-Dorashamian (Jamal Formation) consist of carbonate rocks. These rocks overlie Sardar and underlie Sorkh Shale formations. Petrographic studies show that these rocks can be divided into 13 calcareous microfacies. Integration and results of microscopic studies and field evidence have demonstrated that the mentioned calcareous microfacies have deposited in 4 sub-environment of shore, lagoon, bar and open sea. The lack of build-up, slump and flows resulting from turbidity is an indication that Permian carbonate platform of Bagh-e-Vang section is of homoclinal ramp type. The formation and development of this carbonate platform is simultaneous with sea transgression in Belorian. Based on field observations, thin sections study and sedimentary facies, 2 third-order sequences and 1 second-order sequences were recognized. Each sequence consists of a few shallowing upward para-sequence.These sequences with both type 1 and 2 sequence boundaries are recognized in carbonat deposits.The Upper Permian sequences in the study area are correlated global sea – leve curve.
    Keywords: microfacies, homoclinal Ramp, sequence, Bagh, e, VangSection, Permian
  • V. Tavakoli Page 105
    The original mineralogy of carbonate- evaporite series of Kangan and Dalan formations in central Persian Gulf area has been determined in this study. Uranium and strontium elemental concentrations were determined in the samples of two wells using inductively coupled plasma tool. The concentrations of these two elements show the same variations in the studied formations. Comparison of these elements with uranium wire line data showed the same trend. As both uranium and strontium preferentially enrich in aragonite other than calcite, they can be used for determination of the original mineralogy of carbonate deposits. The results showed that in the end-Permian time, there was an aragonite sea stage that was favorable of life for carbonate secreting organisms. After that, an equilibrium condition was dominated with simultaneous precipitation of aragonite and calcite. At the end-Permian time just below the Permian-Triassic boundary, there was an acidic condition that was hostile to life. Comparing this period with other sections withcomplete end-Permian record showed that there is a gap in these sediments. Using carbon- hydrogen- uranium and oxygen system, anoxic conditions determined at the later stage. These results show that combination of acidic and anoxic conditions made a serious problem for life at the end-Permian time in central Persian Gulf area at the time of deposition.
    Keywords: strontium, uranium, Permian extinction, acidification, Dalan Formation