فهرست مطالب

پرستاری و مامایی ارومیه - سال سیزدهم شماره 4 (پیاپی 69، تیر 1394)
  • سال سیزدهم شماره 4 (پیاپی 69، تیر 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/05/05
  • تعداد عناوین: 11
|
  • نیره اشرف رضایی، محمدحسن خادم انصاری، نوشین سهرابی صفحات 253-259
    پیش زمینه و هدف
    هلیکوباکتر پیلوری یک باکتری گرم منفی است که در معده سبب آسیب به مخاط و مشکلات گوارشی می شود. مکانیسم های مختلف برای این آسیب زایی پیشنهاد شده است که از آن ها می توان به ایجاد حالت قلیایی به کمک آنزیم اوره از و استرس اکسیداتیو اشاره نمود. استرس اکسیداتیو کاهش توان آنتی اکسیدانی در برابر مواد اکسیداتیو است. از فاکتورهای مهم در ارزیابی وضعیت اکسیدانی و آنتی اکسیدانی بدن آنزیم کاتالاز و پروتئین کربونیل است. لذا این تحقیق به بررسی وضعیت این دو فاکتور در افراد آلوده به باکتری می پردازد.
    مواد و روش ها
    پس از نمونه گیری و تعیین وضعیت آلودگی افراد، مقادیر پروتئین کربونیل و فعالیت آنزیم کاتالاز بررسی و داده ها با نرم افزار spss مورد ارزیابی آماری قرار گرفت.
    یافته ها
    از 150 مورد مشکوک 68 مورد آلوده به هلیکوباکترپیلوری داشتند. سطح پروتئین کربونیل و کاتالاز به طور معنی داری در گروه مورد بالاتر از گروه شاهد به دست آمد.
    بحث و نتیجه گیری
    افزایش پروتئین کربونیل نشان دهنده آسیب استرس اکسیداتیو به وسیله هلیکوباکتر پیلوری را تایید می نمایید و آنزیم کاتالاز به عنوان یک دفاع آنتی اکسیدانی در پاسخ به این استرس و آسیب اکسیداتیو افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: هلیکوباکترپیلوری، پروتئین کربونیل، گاستریت، کاتالاز
  • الهه گوزلی، زهرا زارع فضل اللهی، بهلول رحیمی، فرحناز صدوقی، ملیحه صادقی، معصومه مهدی اخگر صفحات 260-267
    پیش زمینه و هدف
    آسیب شناسی از راه دور یکی از زیرشاخه های پزشکی از راه دور است که در چند سال اخیر موردتوجه ویژه قرار گرفته است. آسیب شناسی از راه دور، عمل دیجیتالی شدن تصاویر بافت شناسی و یا ماکروسکوپی برای انتقال در طول مسیر مخابرات برای تشخیص، مشاوره و یا آموزش مداوم پزشکی است و شامل تولید تصاویر در یک سایت با انتقال الکترونیکی به سایت دیگر برای معاینه می باشد. در این پژوهش به امکان پیاده سازی آسیب شناسی از راه دور در مراکز درمانی استان آذربایجان غربی ازنظر الزامات و استانداردهای قانونی پرداخته شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی بوده که به صورت مقطعی در سال 1392 انجام گرفت. تمامی بیمارستان های شهر ارومیه اعم از دولتی و خصوصی و بیمارستان های بخش دولتی سایر شهرستان های استان آذربایجان غربی انتخاب و پژوهش در این مراکز انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل مدیران و روسا، آسیب شناس ها و پرسنل انفورماتیک بود. در این مطالعه از روش سرشماری استفاده گردید و جامعه پژوهش به عنوان نمونه پژوهش در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه هایی بود که برای هر گروه از جامعه پژوهش به صورت مجزا تهیه شد. روایی و پایایی پرسشنامه توسط پژوهشگر مورد ارزیابی قرار گرفت و داده ها از طریق نرم افزار آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین میزان آگاهی جامعه پژوهش از آسیب شناسی از راه دور بین بیمارستان های موردمطالعه، 43/2 با انحراف معیار 89/0 به دست آمد و تفاوت معنی داری بین متوسط میزان آگاهی آسیب شناس ها، مدیران، روسا و پرسنل انفورماتیک از آسیب شناسی از راه دور وجود داشت. همچنین میانگین امتیاز امکان اجرای آسیب شناسی از راه دور ازلحاظ قانونی از دید جامعه پژوهش 18/2 با انحراف معیار 51/0 به دست آمد. بالاترین میانگین امتیاز امکان اجرای آسیب شناسی از راه دور ازلحاظ قانونی را پرسنل انفورماتیک به خود اختصاص دادند.
    بحث و نتیجه گیری
    یافته ها نشان می دهد پیاده سازی آسیب شناسی از راه دور کیفیت خدمات سلامت و سرعت رسیدگی به بیماران را افزایش داده و منجر به کاهش هزینه های سلامت می شود و همچنین با توجه به نقش مسائل قانونی، محرمانگی اطلاعات، حس مسئولیت و پاسخگویی در سیستم های سلامت از راه دور، نیاز به تدوین قوانین و دستورالعمل های جدیدی در این حوزه می باشد لذا پیشنهاد می گردد بیمارستان ها جهت اجرای آسیب شناسی از راه دور در این زمینه اقدامات لازم ر آبه عمل آورند.
    کلیدواژگان: پزشکی از راه دور، آسیب شناسی از راه دور، استانداردهای قانونی، مراکز درمانی
  • اسحق رحیمیان بوگر، جمشید جراره صفحات 268-276
    پیش زمینه و هدف
    واکنش های منفی زیادی به ناباروری وجود دارد که بر بهزیستی، رضایت از زندگی و کیفیت زندگی کلی فرد نابارور موثر است. عوامل متعددی دارای نقش تعیین کننده در کیفیت زندگی مرتبط با ناباروری هستند. بررسی نقش پیش بین خودکارامدی، خوش بینی و خصوصیات جمعیتی در کیفیت زندگی مرتبط با ناباروری هدف مطالعه حاضر بود.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، از میان زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری ابن سینا (تهران)، 221 فرد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ابزار کیفیت زندگی باروری (FertiQoL)، مقیاس خودکارامدی ناباروری (ISE)، آزمون تجدیدنظر شده جهت گیری به زندگی (LOT-R) و پرسشنامه جمعیت شناختی جمع آوری و با تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام با نرم افزار SPSS-19 تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین سنی شرکت کنندگان 67 / 31 بود. خوش بینی، خودکارامدی مرتبط با ناباروری و وضعیت اجتماعی- اقتصادی دارای نقش مثبت معناداری در پیش بینی کیفیت زندگی مرتبط با ناباروری بودند (001/0>P). سن و سطح تحصیلات کیفیت زندگی مرتبط با ناباروری در زنان نابارور را به طور معناداری پیش بینی نکردند (05 / 0
    بحث و نتیجه گیری
    جهت گیری مثبت به زندگی از طریق خوش بینی، خودکارامدی بالا در کنترل پیامدهای ناباروری و وضعیت اجتماعی- اقتصادی بالاتر با کیفیت زندگی مطلوب تری در زنان نابارور همراه هستند. توجه به این عوامل در برنامه ریزی و اجرای مداخلات متناسب شده در بهبود کیفیت زندگی مرتبط با ناباروری زنان سودمند است.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، خوش بینی، خودکارامدی، ناباروری
  • مریم حیدری، هنگامه بیدختی صفحات 277-283
    پیش زمینه و هدف
    قاعدگی دردناک از شایع ترین مشکلات زنان است. باوجوداینکه درد قاعدگی زمینه ساز بروز مشکلات جسمی در زندگی فرد نیست ولی گستره و کیفیت فعالیت زنان را تحت تاثیر قرار می دهد. این مطالعه با هدف تعیین مصرف کوتاه مدت روی بر شدت درد قاعدگی زنان در روزهای اول تا سوم قاعدگی انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو سکور بوده که طی آن،60 خانم با دیسمنوره به دو گروه تقسیم شدند. گروه مداخله پس از شروع قاعدگی اقدام به مصرف یک دوز مکمل 220 میلی گرم سولفات روی نموده و به گروه کنترل دارونما داده شد و دیسمنوره آن ها، یک ساعت قبل از مصرف روی تا 48 ساعت پس از مصرف آن با استفاده از ابزار (VAS)Visual Analogue Scale مورد ارزیابی قرار گرفت. در پایان، میزان دیسمنوره در روزهای اول تا سوم نسبت به قبل مصرف مقایسه شد. جهت آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS ویرایش 13 و آزمون های پارامتریک و ناپارامتریک استفاده شد
    یافته ها
    میانگین سن زنان شرکت کننده در گروه مداخله 28/8 ±3/27±سال می باشد. مصرف روی در گروه دریافت کننده مکمل روی در قیاس با گروه دارونما، منجر به کاهش شدت درد قاعدگی در تمام زمان های موردبررسی شد (05/0p<).
    بحث و نتیجه گیری
    مصرف روی حتی به صورت کوتاه مدت باعث کاهش میزان دیسمنوره در خانم های مبتلا به درد قاعدگی می شود. بنابراین، می تواند به عنوان یک روش درمانی مورداستفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: دیسمنوره، زنان، روی، قاعدگی
  • منیره باباشاهی، صدیقه فیاضی، لیلا مردانیان دهکردی صفحات 284-291
    پیش زمینه و هدف
    شیوع اضطراب قبل از عمل در بالغین متغیر بوده و میزان آن بین 80-11 درصد گزارش شده است. اضطراب قبل از عمل با شیوع بالای درد بعد از عمل، افزایش مصرف مخدرها و داروهای بیهوشی، تاخیر در بهبودی و ترخیص بیماران از بیمارستان همراه است. دو مورد از درمان های طب مکمل در رابطه با اضطراب که در دسته اقدامات پرستاری قرار می گیرد، آروماتراپی و ماساژ می باشند. این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر ماساژ و آروماتراپی استنشاقی بر سطح اضطراب بیماران قبل از عمل جراحی انجام شده است.
    مواد و روش ها
    این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است که بر روی 72 بیمار کاندید عمل جراحی شکم و قلب بیمارستان گلستان اهواز انجام گرفته است. واحدهای موردپژوهش به روش آسان مبتنی بر هدف با توجه به معیارهای ورود انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. جهت ارزیابی میزان اضطراب از مقیاس اسپیل برگر استفاده شد. مداخله در گروه ماساژ 20 دقیقه ماساژ پشت به روش استروکینگ با استفاده از روغن بادام و 20 دقیقه استنشاق دستمال حاوی اسانس لاوندولا در گروه آروماتراپی استنشاقی بود.
    یافته ها
    میانگین میزان اضطراب قبل از مداخله در گروه آروماتراپی استنشاقی 94/8 + 51 بود که بعد از مداخله به 79/9+ 61/38 کاهش یافت. این میانگین قبل از مداخله در گروه ماساژ 47/9+58/50 بود که بعد از مداخله به 42/10 + 25/39 رسید. آزمون آماری تی مستقل اختلاف آماری معنی داری را ازنظر میانگین میزان اضطراب قبل و بعد از مداخله بین دو گروه نشان نداد (766/0 (p=.
    بحث و نتیجه گیری
    هرکدام از روش های آروماتراپی استنشاقی و ماساژ ساده در کاهش اضطراب قبل از عمل جراحی موثرند، اما تاثیر این دو روش به یک اندازه بوده و ازنظر کاهش اضطراب هیچ کدام بر دیگری ارجحیت ندارد و از هرکدام به تنهایی می توان در بالین بهره گرفت.
    کلیدواژگان: آروماتراپی، استنشاق، ماساژ، اضطراب، عمل جراحی
  • فریبا حسین زادگان، مولود رادفر، علیرضا شفیعی کندجانی، ناصر شیخی صفحات 292-301
    پیش زمینه و هدف
    درد ازجمله تظاهرات بالینی شایع و ناخوشایند اسکلروز مولتیپل (ام اس) هست. یکی از رویکردهای روانشناختی موثر در این زمینه هیپنوتیزم است. هیپنوز شیوه ای مطمئن، موثر و غیرتهاجمی است که در بهبود هر دو بعد حسی و عاطفی درد موثر هست. مطالعه حاضر باهدف تعیین تاثیر خود هیپنوتیزمی بر میزان درد بیماران مبتلا به ام اس با بررسی شدت و کیفیت درد این بیماران، انجام شده است.
    مواد و روش کار
    این مطالعه کارازمایی بالینی در دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، بر روی 60 نفر از بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه سلامت عمومی 28 سوالی گلدبرگ (GHQ-28)، مقیاس هیپنوتیزم پذیری استنفورد (SHSS)، مقیاس عددی درد (جهت بررسی شدت درد)، پرسشنامه کوتاه درد مک گیل (بررسی کیفیت درد) و فرم ثبت مسکن بود. نمونه ها بعد از ارزیابی های اولیه با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. آموزش خود هیپنوتیزمی به گروه مداخله طی 6 جلسه داده شد، برای گروه کنترل، مداخله ای صورت نگرفت، سپس نتایج شدت و کیفیت درد و میزان مصرف مسکن طی این مدت و یک ماه بعد از مداخله موردبررسی قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های آماری تی مستقل و زوجی تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    خود هیپنوتیزمی بر کاهش شدت درد و بهبود کیفیت درد بیماران ام اس در گروه مداخله تاثیر معناداری داشت (05/0 P<) به طوری که میانگین شدت درد گروه مداخله از 01/1±63/5 به 07/1±70/2 و کیفیت درد از 47/0±50/1 به 29/0±93/0 کاهش یافت. چهار هفته بعد از مداخله نیز این اثر باقی بود (05/0 P<). میزان مصرف مسکن نیز روند رو به کاهشی نشان داد. تغییرات در گروه کنترل معنادار نبود (05/0 P>).
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از خود هیپنوتیزمی در کاهش شدت و بهبود کیفیت درد زنان مبتلا به ام اس موثر می باشد.
    کلیدواژگان: مولتیپل اسکلروزیس، هیپنوتیزم، خود هیپنوتیزمی، درد
  • غلامرضا محمودی شن، حسین رحمانی، قنبر روحی، محمدعلی وکیلی، سید عابدین حسینی صفحات 302-310
    پیش زمینه و هدف
    وجود ابزاری روا و پایا برای سنجش خودپنداری حرفه ای پرستاران ضروری هست زیرا خودپنداری می تواند بر ارائه مراقبت و سلامت روان پرستاران تاثیر داشته باشد. لذا تحقیق حاضر برای روان سنجی ابزار خودپنداری حرفه ای پرستاران انجام شد.
    مواد و روش کار
    مطالعه توصیفی حاضر به روان سنجی پرسشنامه خودپنداری حرفه ای پرستاران که به وسیله cowin طراحی شده، می پردازد. پرسشنامه دارای 36 گویه و شش حوزه است که بعد از کسب مجوز از سازنده به فارسی برگردانده شد. به منظور تعیین روایی محتوایی از ده نفر متخصص در ابزارسازی و روانشناسی و ده پرستار به صورت کمی و کیفی نظرخواهی شد. شاخص روایی محتوا (CVI) به وسیله ده نفر متخصص در سه مقوله ی مرتبط بودن، سادگی و وضوح موردبررسی قرار گرفت. روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی با 365 پرستار شاغل که به شیوه تصادفی انتخاب شده بودند آزمون شد. سازگاری درونی با آلفای کرونباخ و پایایی ثبات از آزمون مجدد استفاده شد.
    یافته ها
    در مرحله روایی، شاخص های مرتبط بودن 99/0، سادگی 94/0، واضح بودن 95/0 و شاخص روایی کل 96/0 به دست آمد. نتایج روایی سازه با آزمون تحلیل عاملی تاییدی از برازش کاملی برخوردار نبود اما با آزمون KMO و بارتلت معادل 908 /0 و سطح معنی داری 0001/0p< کفایت نمونه تایید شد. همبستگی درونی زیرمقیاس ها و بین زیرمقیاس های پرسشنامه در سطح مناسب و روایی سازه در محدوده قابل قبولی بود.
    بحث و نتیجه گیری
    درمجموع پرسشنامه خودپنداری حرفه ای پرستاران ازنظر معیارهای روایی محتوا، نسبت روایی و پایایی مقادیر مناسبی را نشان داد؛ و ازنظر روایی سازه نیز در محدوده قابل قبولی بود و به کارگیری آن برای پرستاران ایرانی قابل قبول به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: روان سنجی، خودپنداری، خودپنداری حرفه ای، پرستار، پرسشنامه
  • عباس داداش زاده، آزاد رحمانی، حسین یاوری صفحات 311-319
    پیش زمینه و هدف
    یکی از راهکارهای مهم جهت کاهش استرس محل کار شناسایی شدت تنش زایی عوامل استرس زای مختلف است. در زمینه شدت استرس زایی عوامل مختلف شغلی برای پرسنل فوریت های پزشکی اطلاعات اندکی در ایران در دسترس است. لذا هدف این مطالعه بررسی میزان شدت عوامل تنش زای عملیات اورژانس در بین تکنسین های فوریت های پزشکی می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه توصیفی – همبستگی 247 تکنسین شاغل در تمامی پایگاه های اورژانس مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان آذربایجان شرقی شرکت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ای که دارای دو بخش بررسی مشخصات فردی- اجتماعی و شغلی و پرسشنامه بررسی شدت استرس زایی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    به طورکلی نمره میانگین شدت تنش زایی عوامل در بین پرسنل موردبررسی بالاتر از متوسط (3 از 5) بود. مهم ترین عوامل استرس زا؛ تماس با بیماران عفونی، مرگ بیماران پس از تلاش بسیار زیاد، خرابی یا تصادف با آمبولانس، تاخیر در رسیدن به محل و رانندگی با سرعت بالا بوده و کم اهمیت ترین آن ها، برخورد با همکاران اورژانس پیش بیمارستانی و بیمارستان، گزارش شد. در این پژوهش بین میزان تنش با سطح تحصیلات و وضعیت استخدامی پرسنل ارتباط معنی داری وجود داشت و ارتباط معنی داری بین شدت تنش با تعداد ماموریت و تجربه کاری نشان داده شد.
    بحث و نتیجه گیری
    در این مطالعه عوامل تنش زای مراقبت از بیماران در شرایط حاد، وضعیت های تهدیدکننده ایمنی پرسنل و ماموریت های اورژانسی سریع جزء شدیدترین عوامل تنش زایی گزارش شد.
    کلیدواژگان: تنش، تکنسین فوریت پزشکی، مراقبت پیش بیمارستانی
  • زهرا هادی زاده طلاساز، شهلا نورانی سعدالدین *، محمدتقی شاکری، مرتضی مدرس غروی صفحات 320-327
    پیش زمینه و هدف

    شادی یک احساس پایدار در هیجان های مثبت و درک واقعیت زندگی می باشد. نوع احساس و علائم فیزیولوژیکی شادی، ازجمله تغییرات چهره یا لحن کلام، بر اصل رابطه ما با دیگران و کیفیت آن، قویا تاثیر می گذارد. عملکرد ارتباطی به عنوان مهم ترین ویژگی لازم برای افراد شاغل در بخش ارائه مراقبت های بهداشتی اولیه توصیف شده است. ماما به عنوان عضو کلیدی در فرآیند درمان، بیشترین ارتباط را با مددجو برقرار می کند. لذا مطالعه ی حاضر باهدف تعیین سطح شادمانی و ارتباط آن با کیفیت عملکرد ارتباطی ماما می باشد.

    مواد و روش کار

    مطالعه ی حاضر در سال 1392 بر روی 90 مامای شاغل در زایشگاه های بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد که به روش سرشماری انتخاب شدند انجام شد. طرح تحقیق توصیفی همبستگی می باشد. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی شادمانی آکسفورد و چک لیست مشاهده ای عملکرد جمع آوری گردید و توسط spss19 و به وسیله ی آزمون های آماری اسپیرمن، پیرسون و آنالیز واریانس تجزیه وتحلیل شدند.

    یافته ها

    11 نفر (2/12 درصد) دارای شادمانی سطح پایین، 46 نفر (1/51 درصد) سطح متوسط و 33 نفر (7/36 درصد) دارای سطح شادمانی بالا بودند. ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد بین شادمانی و عملکرد ارتباطی ماماها ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (771/0rs=،001/0>p).

    بحث و نتیجه گیری

    با توجه به اینکه بین شادمانی و عملکرد ارتباطی ماماها رابطه مثبت معنادار وجود دارد و ازآنجاکه 3/63 درصد ماماها دارای شادمانی سطح متوسط و پایین بودند مسئولین می توانند کیفیت عملکرد ارتباطی ماماها را با افزایش سطح شادمانی آن ها افزایش و از این طریق رضایت مراجعین از سازمان را افزایش دهند.

    کلیدواژگان: شادمانی، ماما، ارتباط، ارزیابی عملکرد، ارزیابی کیفیت
  • امین سهیلی، معصومه همتی مسلک پاک، یوسف محمدپور، حمیدرضا خلخالی، علیرضا رحمانی صفحات 328-337
    پیش زمینه و هدف
    مهارت های ارتباطی محور تمام اقدامات بالینی و سنگ بنای مراقبت مطلوب توصیف شده است و نقش مهمی در حوزه سلامت دارد. لذا ارتقاء مهارت های ارتباطی دانشجویان، کارآمدی نظام آموزشی را افزایش می دهد. در همین راستا یکی از الگوهای نوین آموزشی که در آن رسیدن به عملکرد مطلوب در نقش بالینی موردنظر است، الگوی آموزشی مبتنی بر شایستگی می باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر اجرای الگوی آموزش مبتنی بر شایستگی بر مهارت های ارتباطی دانشجویان ترم 8 پرستاری بود.
    مواد و روش کار
    مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پس آزمون می باشد که در آن 34 نفر از دانشجویان ترم 8 پرستاری که شرایط ورود به مطالعه را داشتند به صورت تمام شماری در دو گروه کنترل و مداخله انتخاب شدند. دوره کارآموزی برای دانشجویان گروه کنترل براساس الگوی آموزش مرسوم و برای دانشجویان گروه مداخله براساس الگوی آموزش مبتنی بر شایستگی اجرا گردید. جهت ارزیابی مهارت های ارتباطی دانشجویان از پرسشنامه خود گزارشی با مقیاس لیکرتی استفاده گردید. داده های جمع آوری شده پس از واردکردن در نرم افزار SPSS(19) با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی کای دو، تی مستقل و من ویتنی تجزیه وتحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد، میانگین نمرات دانشجویان در مهارت های ارتباطی، بعد از اجرای الگوی آموزش مبتنی بر شایستگی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل بیشتر بود که این تفاوت ازنظر آماری معنادار بود (007/0 P =).
    بحث و نتیجه گیری
    الگوی آموزش مبتنی بر شایستگی بیش از الگوی مرسوم منجر به ارتقاء مهارت های ارتباطی دانشجویان گردید؛ بنابراین پیشنهاد می شود با بهره جویی از این الگوی آموزشی، کارایی و اثربخشی دوره های آموزش بالینی ارتقاء یابد.
    کلیدواژگان: الگوی آموزش مبتنی بر شایستگی، مهارت های ارتباطی، دانشجویان پرستاری، ارومیه
  • سهیلا ربیعی پور، علیرضا خدایی، مولود رادفر، حمیدرضا خلخالی صفحات 338-347
    پیش زمینه و هدف
    تامین سلامت روان در زنان باردار از عوامل مهم در ثبات و پایداری خانواده و جامعه می باشد که یکی از استراتژی های مهم برای سلامت جسمی و روانی زن در دوران بارداری مشارکت همسران زنان باردار در این امر خطیر می باشد. این مطالعه باهدف بررسی ارتباط بین مشارکت همسران در مراقبت های دوران بارداری با سلامت روان زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی ارومیه در سال 1392 انجام گرفت.
    مواد و روش ها
    این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی از نوع هم بستگی است که بر روی 275 زن باردار که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه سه قسمتی اطلاعات دموگرفیک، پرسشنامه مشارکت مردان و پرسشنامه سلامت روان (GHQ-28) استفاده شد و داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون برحسب نیاز استفاده شد؛ و با استفاده از برنامه آماری SPSS-20 تجزیه تحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین سنی زنان شرکت کننده در این مطالعه 2/4±27/25 بود. میانگین نمره مشارکت همسران 91/5±05/43 و میانگین نمره سلامت روان 518/9±13/39 بود. رابطه مستقیم و معناداری بین سلامت روان زنان و مشارکت همسران وجود داشت (000/0= P و 294/0= r) و بیشترین ارتباط مربوط به حیطه جسمانی سلامت روان بود (001/0= P و 294/0= r)
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نقش محوری زنان در تربیت فرزندان، توجه بیش ازپیش مسئولان بهداشتی به سلامت روان زنان، از طریق برنامه هایی همچون آموزش همسران برای مشارکت در مراقبت های دوران بارداری، توجه به بعد روانی زنان باردار در مراقبت های دوران بارداری، می تواند سلامت روان زنان باردار را ارتقاء دهند.
    کلیدواژگان: مشارکت همسران، مراقبت های دوران بارداری، سلامت روان، زنان باردار
|
  • Nayreh Ashrafrezaei *, Dr Mohamadhossein Khadem Ansari, Dr Noshine Sohrabi Pages 253-259
    Background and Aims
    Helicobacter pylori is a gram-negative bacterium that causes damage to the stomach lining, and it cause digestive problems. Several mechanisms have been proposed for the pathogenesis such as producing alkaline conditions by urease enzyme and oxidative stress. Oxidative stress is essentially an imbalance between the production of free radicals and the ability of the body to counteract or detoxify their harmful effects through neutralization by antioxidants. An important factor for the evaluation of oxidant and antioxidant is the catalase and protein carbonyl content. The aim of this study was to determine the status of these two factors in individuals infected by H. pylori.
    Materials and Methods
    After sampling and determination of infection status, protein carbonyl and catalase activity were measured. The survey data were analyzed by using spss software.
    Results
    68 out of 150 suspected cases were infected with H. pylori. Catalase and protein carbonyl levels were significantly higher in these cases comparing to the controls.
    Conclusions
    Increased protein carbonyl content confirms oxidative damage by H. pylori, and catalase activity increases in response to the stress and oxidative damage.
    Keywords: Gastritis, Catalase Protein carbonyl, Helicobacter Pylori
  • Elaheh Gozali, Zahra Zarefazlolahi, Bahlol Rahimi, Farahnaz Sadoghi, Maliheh Sadeghi, Masomeh Mehdiakhgar Pages 260-267
    Background and Aims
    Telepathology is one of the medical subdivisions that is specifically has been taken into consideration in recent years. Telepathology is the practice of digitizing histology and microscopic images to be transmitted by telecommunication for diagnosis, medical advice or continuing education. It includes electronic images production to be examined in one site or another site. At the present research, we have studied the possibility of telepathology implementation considering the presence or lack of presence of requirement and legal standards in medical centers of Western Azerbaijan province.
    Material and Methods
    This study is a cross-sectional descriptive study which was conducted in 2013. All public and private hospitals were selected in the city of Urmia. The public sector hospitals in the other towns of West Azerbaijan province were chosen as well. The study population was included hospitals directors and administrators, pathologists, and informatics staff. The sample was considered as the study population. The data gathering tool was a questionnaire which was prepared separately for each group of the study population. Reliability was evaluated, and the data were analyzed by SPSS statistical software.
    Results
    As a result, the average awareness of study population was 2/43 with 0/89 standard deviation about telepathology. There was a significant difference between the average awareness of the hospitals directors and administrators, pathologists and informatics staff, about telepathology. Also the possibility of telepathology implementation by considering the presence of requirement and legal standards was 2/18 with 0/51 standard deviation.
    Conclusion
    Findings show that telepathology implementation can increase the quality of health care and the speed of patient handling, and it can lead to reduce the health costs. Also according to the rule of legal issues, confidentiality of information, sense of responsibility and accountability in telehealth systems, it is necessary to provide new rules and guidelines in this area. It is recommended that hospitals should take necessary proceeding for telepathology implementing.
    Keywords: Telemedicine, Telepathology, Legal standards, Health centers
  • Dr Isaac Rahimian Boogar, Dr Jamshid Jarareh Pages 268-276
    Background and Aims
    There are many negative reactions to infertility that affects the well-being, satisfaction of life, and overall quality of life of the infertile person. Various factors have determinant role in infertility-related quality of life. The aim of this study was to consider the predictive role of self-efficacy, optimism and demographical characteristics in infertility-related quality of life.
    Materials and Methods
    In this cross-sectional descriptive study, from among the infertile females who attended to the Avicenna Infertility Clinic (Tehran), 221 persons were selected by compliance sampling method. Data were collected by the fertility quality of life tool (FertiQoL), the Infertility Self-Efficacy Scale (ISE), Life Orientation Test-Revised (LOT-R) and Demographical Questionnaire, then they were analyzed with multiple regression in stepwise method by SPSS-19 software.
    Results
    Age mean of participants was 31/67. Optimism, infertility-related self-efficacy, and socio-economic status had positively significant role on the prediction of infertility-related quality of life (p<0.001). Age and literacy didn’t significantly predicted the infertility-related quality of life among infertile females (p>0/05).
    Conclusion
    Positive life orientation via optimism, higher self-efficacy in controlling the infertility outcomes, and higher socio-economic status are associated with more appropriate quality of life among infertile females. It is highly recommended to pay attention to these factors in programming and implementing tailored interventions of the infertility-related quality of life improvement for women.
    Keywords: Quality of life, Optimism, Self, efficacy, Infertility
  • Maryam Hydary, Hengameh Beidokhti Pages 277-283
    Background and Aims
    Dysmenorrhea is one of the common problems in women that affect the quality life. Dysmenorrhea doesnt affect the women's body, but it affects their social activities. The purpose of this study was to evaluate the use of zinc supplement on dysmenorrhea.
    Materials and Methods
    In this clinical trial study, 60 women with dysmenorrheal were selected, then they were randomly divided in two groups. The experimental group used sulfate zinc plus 220 mg in first day of dysmenorhrea, and the control group received placebo. Then the rate of dysmenorrhea was determined after 48 hours by VISUAL ANALOGUS SCALE. Data were analyzed by spss (v:11).
    Results
    The results of this study showed that use of zinc supplement in menstruation period can decrease dysmenorrheal(pv=.5)
    Conclusion
    The use of zinc supplement can decrease dysmenorrheal in women.
    Keywords: Dysmenorrhea, Menstruation, Women, ZINC
  • Monireh Babashahi, Sadighe Fayaz, Lila Mardaniandehkordi Pages 284-291
    Background and Aims
    The prevalence of preoperative anxiety in adult is variable from11 to 80 percent. Delay in healing- and increasing use of narcotics and anesthetics are some of the accompanying problems with anxiety before the surgery. Inhalation aromatherapy and massage, nursing intervention, are two of the complementary medicine components to decrease anxiety. The aim of this study was to compare the effects of massage and inhalation aromatherapy on anxiety level of the patients in the preoperative period.
    Materials and Methods
    In this clinical trial, 72 candidates for heart and abdominal surgery who admitted in Ahvaz hospitals were randomly allocated into two massage and inhalation aromatherapy groups. The Spielberger scale was used to measure the anxiety level. Massage group received twenty minutes of stroking backrub with almond oil. Twenty minute of inhalation with handkerchief containing lavandula was used in the inhalation group. The collected data were analyzed by independent t-test using SPSS version 13 considering P<0.05.
    Results
    The average of anxiety level in the first group decreased from 51.00±8.94 to 38.61±9.79 and in the massage group from 50.58+9.47 to 39.25+10.42 before and after the intervention.The results of independent t-test showed no significant statistical difference between the two groups after the intervention (p=0.766).
    Conclusion
    The findings showed that massage and inhalation aromatherapy were effecting equally on the reduction of anxiety level, and they are proposed for reduction of anxiety in preoperative period as a significant clinical intervention.
    Keywords: aromatherapy, inhalation, massage, anxiety, surgery
  • Fariba Hosseinzadegan, Dr Moloud Radfar *, Dr Alireza Shafiee Kandjane, Naser Sheikhi Pages 292-301
    Background and Aims
    Pain is one of the common and detrimental clinical feature of multiple sclerosis (MS). Hypnotherapy is one of the effective psychological approaches. Hypnosis is a safe, effective and non-invasive method that can alleviate both emotional and affective aspects of pain. It seems necessary to conduct the present study with the aim of effect of self-hypnosis on degree of pain in patients with MS, in terms of severity and quality.
    Materials and Methods
    This clinical trial was carried out on 60 patients with MS in Urmia University of Medical Sciences. The tools were general health questionnaire-28 (GHQ-28), Stanford Hypnotic Susceptibility Scale (SHSS), numerical rating scale (severity of pain), McGill pain questionnaire (quality of pain), and record of pain pills. After initial assessments, patients were randomly assigned into two groups of intervention and control. Education of Self-Hypnosis for the intervention group was performed within 6 half-hour sessions, with no intervention for controls. Then change of pain severity and quality and amount of pain pills were evaluated after one month. Data were analyzed by SPSS using of independent t and Chi-square tests.
    Results
    Self-hypnosis was significantly effective in terms of severity and quality of pain in patients with MS (p<0.05) as mean score of pain severity decreased from 5.63±1.01 to 2.70±1.07 and, score of pain quality decreased from 1.50±0.47 to 0.93±0.29 in the intervention group. This effect was maintained four weeks post-intervention (p<0.05). Amount of pain pills had a decreasing trend. Changes were not significant in controls (p>0.05).
    Conclusions
    Results of this study showed that self-hypnosis is effective in decreasing pain severity and alleviating its quality in female patients with MS.
    Keywords: Multiple sclerosis, hypnosis, self, hypnosis, pain
  • Dr Gholam Reza Mahmoodi Shan *, Hossein Rahmani, Ghanbar Rouhi, Dr Mohammad Ali Vakili, Seid Abadin Hosseini Pages 302-310
    Background and Aims
    As a necessity we need to have a valid and reliable instrument for measurement of the Nurses’ Self-Concept. Nurse's self concept influence their mental health and nursing care. Therefore, the study was conducted to psychometric of Nurses’ Self-Concept Questionnaire (NSCQ).
    Materials and Methods
    thestudy is a descriptive. The Cowin’s NSCQ is a valid and reliable with 36 items and 6 dimensions. After permitting of Cowin, it was translated to Persian. The questionnaire was assessed through qualitative and quantitative methods by ten experts in psychology, psychometric and then ten clinical nurses. The content validity index (CVI) was utilized for relevancy, simplicity and clarity; and then content validity ratio (CVR) was assessed. Then confirmatory and exploratory factor analysis was performed for construct validity with a random sampling method. The subjects were 365 clinical nurses. Finally, Chronbach’s α was used to evaluate internal consistency and test re-test for reliability.
    Results
    Content validity index phase indicated that relevancy was 0.99, simplicity 0.94, clarity 0.95 and total CVI 0.96. The confirmatory factor analysis was not verified adequately but exploratory factor analysis showed that KMO and Bartlet test were significant (0.908, p<0.0001). The correlations within the subscales and between subscales showed that NSCQ is a valid instrument for assessing nurses’ self-concept.
    Conclusion
    In general, NSCQ had a high level of validity, reliability and acceptable construct validity. Therefore, its application for Iranian nurses is suitable.
    Keywords: validation, self concept, professional self, concept, nurse, questionnaire
  • Abbas Dadashzadeh, Azad Rahmani, Hosain Yavary Pages 311-319
    Background and Aims
    One of the most important strategies for reducing workplace stress is to identify the severity of stressors. Little information is available about stress intensity factors in the creation of employment for emergency personnel in Iran. The purpose of this study was to evaluate the severity emergency operations stressors in the emergency medical technicians.
    Materials and Methods
    According to this descriptive-correlational study, 247 technicians working in disaster and emergency management centers of East Azerbaijan province participated. For data collection, a questionnaire which has two sections to investigate the personal, social and occupational and a questionnaire to evaluate extreme stressful was used. Data analyzed by using SPSS ver. 13 software by using descriptive – inferential statistics.
    Results
    The results showed that, the average stress intensity factors were above average (3 of 5). The most important stressors factors are, contacting infectious disease, die of a patient, crashing with an ambulance, delay in reaching a place, and driving at high speed. The least important factors are contacting with hospital emergency personnel. In this study, the severity of stress was associated with education level and employment. Also a significant association between stress and experience with mission work was shown.
    Conclusion
    In this study, job stressors during emergency operations as factors of patient care in acute circumstance, situations threatening the safety of personnel and the fast emergency dispatch were the strongest stressors reported.
    Keywords: Stress, emergency medical technician, emergency, pre, hospital care
  • Zahra Hadizadeh Talasaz, Shahla Noorani Saadoldin, Mr Mohammad Taghi Shakeri, Mr Morteza Modares Gharavi Pages 320-327
    Background and Aims

    Happiness is a persistent feeling of positive emotion and perception of reality of life. Physiological signs of emotion and joy, including: Changes in the face or tone of speech which strongly affect the quality of our relationship with others. Communication performance is the most important characteristic for those who work in primary healthcare. Midwives as a key member in the treatment process, has close relationship with the patients. Therefore, the present study aimed to determine the level of happiness and its relationship with the quality of communication performance in midwives.

    Materials and Methods

    This study was conducted among 90 midwives working in maternity of Mashhad University of Medical Sciences hospitals which were selected through census sampling. This is a descriptive-correlation study. Data were collected from the Oxford Happiness Questionnaire and observational Check list for communication performance. Data were analyzed by descriptive statistics, Spearman, ANOVA and Pearson test with Spss19.

    Results

    11 (12.2%) midwives had low level of happiness, 46 (51.1%) moderate, and 33 midwives (36.7%) had high level of happiness. Spearman correlation coefficient showed a significant and positive correlation between happiness and communication performance (p<0.001, r=0.771).

    Conclusion

    Due to happiness and communicative performance show significant positive correlation, and also the result showed 63.3% of midwives had low and average happiness, authorities can increase the communication performance of midwives by increasing levels of happiness and through this, organizations provide patient satisfaction.

    Keywords: Happiness, Midwife, Communication, Performance Appraisals, quality assessments
  • Amin Soheili, Dr Masoumeh Hemmati Maslakpak *, Yousef Mohamadpour, Dr Hamidreza Khalkhali, Alireza Rahmani Pages 328-337
    Background and Aims
    Communication skills are the cornerstone of the entire adequate clinical measures and have an important role in health sector. Therefore, educating communication skills to the students improve the efficiency of the education system. In this regard, Competency-Based Education Model (CBEM) is a new educational model that aims to reach desired clinical role. This study aims to determine the effect of implementing competency-based education model on nursing students’ communication skills in Urmia Medical Sciences University.
    Materials and Methods
    In this quasi-experimental study with post-test design; 34 senior nursing students, who met the inclusion criteria, were selected through census and divided into two groups as control and experimental. The control group received traditional education and the experiment group received competency-based education for their coronary care unit course. The students’ communication skills score were measured through a researcher-made data collecting instrument (self-report questionnaire with likert rating scale). The collected data was analyzed by SPSS (19) software using descriptive and inferential statistics (Kolmogorov-Smirnov, Chi square and independent t-test).
    Results
    The results indicate that communication skills of students in the experimental group was significantly higher than students in the control group (P=0.007).
    Conclusion
    CBEM better than the conventional model improves the students’ communication skills. Therefore, it is suggested to improve the efficiency and the effectiveness of clinical courses by taking advantage of this educational.
    Keywords: Competency, Based Education Model, Communication Skills, Nursing Students, Urmia
  • Dr Soheila Rabieipoor, Alireza Khodaei *, Dr Moloud Radfar, Hamidreza Khalkhali Pages 338-347
    Background and Aims
    Mental health in pregnant women is an important factor in the stability of family and society. One of the important strategies for physical and mental health of women during pregnancy is husband's participation in this important affair. The aim of this study was to investigate the relationship between husbands participation in prenatal care and mental health of pregnant women referred to health centers Urmia, 1392.
    Materials and Methods
    This study is a descriptive-correlational one that was conducted on 275 pregnant women which were selected through convenience sampling. To collect the data,, a three-part questionnaire including demographic information questionnaire, male participation and mental health questionnaire (GHQ-28) was used. Statistical data analysis was performed using descriptive statistics and independent t-test, ANOVA, Pearson correlation coefficients. The collected data were analyzed by SPSS version 20 software.
    Result
    The mean age of the women in this study was 27.25±4.2. Average participation husbands was 43.05 ± 5/91 and the average mental health score was 39.13± 9.518. Significant positive correlation were between the mental health of women and husbands participation (r = 0.294 AND P= 0.000) and the maximum communication was the physical realm of mental health
    Conclusion
    According to the central role of women in the education of children, health officials attention to women's mental health, through programs such as education husbands to participate in prenatal care is necessary. Attention to the mental aspect of pregnant women in prenatal care can promote the mental health of pregnant women.
    Keywords: husband's participation, prenatal care, mental health, pregnant woman