فهرست مطالب

مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی - پیاپی 62 (بهار 1394)
  • پیاپی 62 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/09
  • تعداد عناوین: 7
|
  • احمد قرایی سلطان آبادی صفحات 5-22
    هدف
    رهیابی به ظرفیت ها و قابلیت های فرهنگ و علوم اسلامی در روزگار معاصر و نیز بهره گیری شایسته از آنها برای تمدن سازی و سازگاری هرچه کامل تر با حرکتهای نوین جهانی.
    روش
    توصیف وتحلیل مسئله بر اساس واقعیت علوم انسانی و اسلامی و نیز بررسی و تطبیق نظرات موافق و مخالف اسلامی سازی علوم.
    یافته ها
    فرایند اسلامی کردن علوم با وجود تفاوتهای جزیی آن با بومی سازی علم، نیازمند شناخت دقیق ضرورتها و چالش های مسیر و اجتناب از انحصارنگری در رفع و حل آنهاست.رهیافت حاصل از آن فرایند، با وجود عدم مقبولیت نزد برخی صاحب نظران، از حیث مبانی نظری و روش های عملیاتی، بر وجود نوعی وحدت غایت شناسانه ومناسبات معنادار میان دانش های اسلامی، دلالت داردکه در صورت بازنگری در نگرشها و ذهنیت های مسبوق به آن در ناحیه اندیشمندان مسلمان، شاید بتوان میزان سازگاری و ناسازگاری آن دانشها را با دستاوردهای علمی تمدن غرب سنجید وگستره جدیدی از معرفت شناسی را بر روی طالبان حقیقت گشود.
    نتیجه گیری
    فرایند اسلامی کردن علوم به فرض قرارگرفتن در مسیر درست آن؛ یعنی عدم تفکیک بین صورتهای یک علم و پرهیز از انحصارطلبی در ناحیه دانشمندان آن علم، نتایج مهمی چون: تعامل سازنده علم و دین، شکل گیری مطالعات بینرشته ای، عرضه الگوهای معرفتی کارامد و ارزش آفرین با تکیه بر جهان بینی الهی، همپایی و هماهنگی با رشد و توسعه یافتگی سایر علوم، رواج نظامهای هماهنگ در حوزه های کاربردی جامعه اسلامی،کاهش خلاهای معرفتی و در نتیجه، زایش بایسته های پژوهشی نوین را به دنبال خواهد داشت.
    کلیدواژگان: اسلامی سازی، علوم، بومی سازی، علوم انسانی، علوم اسلامی
  • سید میثم مطهری، مجید سرسنگی، فرهاد مهندس پور صفحات 23-40
    هدف
    ارائه کارنامه ای جامع از وضعیت کمی و کیفی پایان نامه های تئاتر دفاع مقدس، درکشور و نیز انطباق پایان نامه های تئاتر دفاع مقدس با ملاکهای شاخص جدول داوری در نشریات علمی پژوهشی به امید ارتقای آنها.
    روش
    این مقاله که در حیطه مطالعات کتابخانه ای قرار می گیرد، قصد دارد با استفاده از روش داوری مندرج در فرم داوری فصلنامه علمی پژوهشی هنرهای زیبا، به آسیب شناسی فعالیتها و آثار پژوهشی در مراکز آموزش عالی در زمینه پژوهشهای هنری بپردازد. روش گردآوری اطلاعات، میدانی و با مراجعه به کتابخانه تمام دانشکده های دارای رشته تئاتر در کشور(دولتی، غیر انتفاعی، آزاد اسلامی) بوده است.
    یافته ها
    به صورت حرکتی خودجوش از دل دانشگاه های تئاتری کشور بعد از پایان جنگ، دانشجویانی که دغدغه انقلاب و دفاع مقدس داشتند، ترجیح دادند پایان نامه دانشگاهی خود در رشته تئاتر را در حیطه موضوعات مرتبط با دفاع مقدس ارائه کنند. در مجموع تنها در کمتر از یک سوم کل پایان نامه ها، بررسی قابل قبول گزارش شده است.
    نتیجه گیری
    علت، موضوعات تکراری، بدیهی، قابل پیش بینی و بدون مسئله مشخص؛ انقطاع بین سیستم مجری/سیاستگذار و سیستم پژوهشی/قشر دانشگاهی است. در واقع؛ نه سیستم سیاستگذار دخالتی در جریان تصویب عنوان پایان نامه ها دارد و نه گروه تصویب کننده پایان نامه(اساتید دانشگاهی) خبری از مشکلات سیستم سیاستگذار. بدیهی است که تنها سیستم مجری می تواند بانی و مسبب ارتباط خود با قشر دانشگاهی باشد.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی آموزشی، نشریات علمی پژوهشی، تئاتر دفاع مقدس، پایان نامه، آموزش عالی
  • فرحناز محمدوند، سید مهدی سجادی، محمود مهرمحمدی، علیرضا صادق زاده قمصری صفحات 41-52
    مقدمه
    موضوع تجربه دینی برای متفکران دینی و نیز برای کسانی که به رشد ومطالعه دین به عنوان رشته ای آکادمیک، کمک کرده اند، موضوعی محوری بوده است.هدفاز نگارش این مقاله، پرداختن به تربیت دینی بر اساس رویکرد تجربه دینی و نقد آن بر اساس آموزه های اسلامی بوده است.
    روش
    در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی و استنتاجی الگوی فرانکنا به استنتاج چیستی و چگونگی اهداف و اصول تربیت دینی این رویکرد پرداخته شده است.
    یافته ها
    تربیت دینی بهطور عمده از طریق شکل گیری تجربه دینی و تکوین جنبه احساسی مذکور از طریق انجام آداب ومناسک دینی مربوطه تحقق پیدا می کند.نقد انجام شده نشان می دهد کهرویکرد تجربه دینی به تقدم احساسات وعواطف دینی نسبت به شناخت در شکل گیری ایمان و به تبع آن در تربیت دینی توجه می کند. در واقع؛ برای شناخت، نسبت ثانوی قائلند؛ در حالیکه در اسلام،تربیت دینی مبتنی بر رویکرد تجربه دینی متناظر با آموزه های اسلامی با توجه به سه عنصر شناختی، عاطفی و ارادی صورت می گیرد
    کلیدواژگان: تجربه دینی، تربیت دینی، آموزه های اسلامی، رویکرد تجربه دینی
  • سید محمدحسین کاظمینی صفحات 53-74
    هدف
    این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش محوری است که منطق دستیابی به مبانی علوم انسانی اسلامی چیست؟ از این رو، تبیین فرایند و چگونگی دستیابی به مبانی علوم انسانی اسلامی، هدف متن پیش روست.
    روش
    در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و در بررسی آن از روش های فراتحلیل و نیز تحلیل فلسفی استفاده شده است.
    یافته ها
    با توجه به مسئله محوری و هدف این مقاله، نخست چگونگی و فرایند دستیابی به «مبانی علوم انسانی اسلامی» را مورد بررسی قرار داده، سپس مبتنی بر این فرایند، به مبانی مذکور نیز اشاره می شود. نخستین گام در این فرایند، معناشناسی دقیق مبانی است. لذا با ایجاد مرزبندی مفهومی و معنایی بین مبادی و مبانی و ارائه تعریفی روشن از مبانی، بیان می کنیم بدون توجه به جایگاه، موضوع و غایت علوم انسانی اسلامی نمی توان مبانی آن را بیان کرد.
    نتیجه گیری
    علوم انسانی از منظر جایگاه شناسی در منظومه علوم، ذیل علوم عملی و اعتباری قرار گرفته، نیازهای فردی و اجتماعی، موضوع مشترک و کلان این علوم می باشند. بنابر این، مبانی علوم انسانی اسلامی در پی گزاره هایی است که موضوع و سنخ مسائل این علوم به طور مستقیم و بدون واسطه متوقف بر آنهاست. با توجه به این نکته، گزاره های هستی شناسانه، انسان شناسانه، معرفت شناسانه و... نه به عنوان مبانی علوم انسانی، بلکه به عنوان مبادی و اصول متعارف حاکم بر مبانی علوم انسانی باید مورد توجه قرار گیرند
    کلیدواژگان: مبادی، مبانی، علوم انسانی، موضوع علم، غایت علم
  • شهروز شریعتی صفحات 75-92
    هدف
    هدف از این پژوهش، تبیین تفهمی تاثیر نگرش های غیر فرهنگی به توسعه از سوی برخی دولتمردان در ایران، طی نیم قرن اخیر بود؛ چرا که این امر همواره موجب تضاد «شبه آنتاگونیستی» بین اقشار سنتی و مدرن جامعه ایرانی شده است.
    روش
    روش تحقیق، توصیفی پسارویدادی است و جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی آمار و اسناد منابع رسمی صورت پذیرفته و تجزیه و تحلیل داده ها نیز به روش تحلیل گفتمانی «متون اجتماعی» است.
    یافته ها
    بسیاری از سیاستگذاری های توسعه در کشور اگر چه ممکن است در ظاهر منجر به دگرگونی در شرایط موجود کشور شود و حتی برخی شاخصها را بهبود دهد، اما در تحلیل نهایی به واسطه ایجاد تضادهای بنیادین در جامعه ایرانی و اعمال حکمرانی «بد»، فاقد توانمندی لازم برای پیشرفت کشور خواهد بود.
    نتیجه گیری
    بازتعریف مفهوم پیشرفت بر مبنای آموزه های نظریات حکمرانی خوب، آموزه های اخلاقی، آموزه های یکتاپرستی ایرانی و شیعی یکی از مهم ترین وظایف سیاستگذاران پیشرفت در کشور است.
    کلیدواژگان: ایران، فرهنگ، توسعه، پیشرفت، حکمرانی خوب
  • سید اسماعیل مسعودی، علی فتوتیان * صفحات 93-110
    هدف

    این مقاله به بررسی نسبت فناوری و تلقی انسان درباره سیر تاریخ بشر یا فلسفه تاریخ پرداخته است. در حالی که توسعهفناوری در کشور ما به یک ضرورت تبدیل شده و یکی از دغدغه های جدی سیاستگذاران و سیاستمدارن در تاریخ معاصر ایران بوده است، اما کمتر به ابعاد علمی و به خصوص فلسفی آن توجه شده است؛ این مسئله که آیا فناوری جدید متناسب با رویکرد خاص بشر جدید به تاریخ شکل گرفته یا اینکه فناوری جدید نسبت به هر گونه تلقی نسبت به تاریخ بی جهت است و اساسا آیا میان فناوری و تلقی انسان به تاریخ یا همان «فلسفه تاریخ» نسبت خاصی وجود دارد؟

    روش

    این مقاله با استفاده از روش اسنادی- کتابخانه ای انجام گرفته و دارای دو بخش است. در بخش نخست، نسبت فناوری جدید و فلسفه تاریخ تجدد بررسی و در بخش دوم، تفاوتهای بنیادین فلسفه تاریخ اسلامی با فلسفه تاریخ تجدد روشن شده و الزامات این تفاوت بنیادین در فهم ماهیت فناوری بیانشده است.

    نتیجه گیری

    درحالیکه وجود بشر، وجودی تاریخی است؛فناوری، فرعی از این وجود تاریخی است. سیر تاریخی بشر مدرن که نسبت به جهان پیرامونی پیش رونده و سلطه گرایانه است، چنین فناوری ای را ایجاب می کند و در جایی که سیر تاریخی بشر دینی و اسلامی شود، در حالیکه نسبت به جهان پیرامونی نسبت هماهنگی داشته باشد و نه سلطه؛ فناوری ای با چنین نسبتی ایجاد خواهد شد

    کلیدواژگان: فناوری، فلسفهتاریخ، فلسفهتاریخ اسلامی، فلسفهتاریخ تجدد
  • صابر منادی نوری، مصطفی تقوی صفحات 111-134
    هدف
    در مقاله حاضر سعی شده تا با بررسی تاریخی-اجتماعی فضای اروپای قرون هجدهم و نوزدهم، عوامل توسعه و غلبه الگوی لیبرالی پیشرفت در اروپا و به تبع آن تمام جهان احصا شود و در پی آن پیامدها و آثار آن مورد واکاوی قرار گیرد.
    روش
    این پژوهش مبتنی بر تحلیل های تاریخی ای است که در خصوص «پیشرفت» ارائه شده است. در واقع در این مقاله تحلیلی از تحلیل ها ارائه شده است. در واقع خبرگان بر اساس شواهد تاریخی تحلیل خود از مقوله پیشرفت را ارائه کرده اند و در این مقاله با بهره گیری از تحلیل خبرگان، مطالبی استنباط و عرضه شده است.
    یافته ها
    در طول این پژوهش نشان داده می شود که اولا نفوذ و بسط و گسترش یک نظام اندیشه ای در جامعه بیش از آنکه وابسته به اندیشه ها و کتب و آرای متفکرین آن نظام باشد، به بسط اجتماعی و انضمامی آن اندیشه ها در قالب پدیده های تمدنی و اجتماعی از جمله تولیدات اقتصادی، صنعتی، تکنولوژیکی و فرهنگی و اجتماعی وابسته است. ثانیا بسط و غلبه یک نظام اندیشه ای به مانند لیبرالیسم در طول چندین قرن بر سراسر جهان، آثار و عواقبی ایجاد نموده است که از بطن هرکدام از این پیامدها، نظام های حیات فکری-اجتماعی نوینی پدید آمده اند. به نوعی می توان گفت نظام های حیات اجتماعی در یک فرآیند تکامل یابنده از بسترهای فکری و اجتماعی نظام های رقیب خود متولد می شوند. و ثالثا در بررسی و مقایسه دو نظام اندیشه ای و اجتماعی به مانند لیبرالیسم و کمونیسم، باید به اثر اجتماعی و معیارهای بنیادین تفاوت ها دقت نمود، چه بسا دو نحله اندیشه ای در ظاهر کاملا متمایز، از یک مشرب فکری سیراب شوند و در کلان حرکت انسانیت یک مدل از حرکت و پیشرفت را به دو شکل متفاوت بیان کنند.
    نتیجه گیری
    اگر جامعه ما در پس انقلاب اسلامی سال 57 به دنبال ایجاد و گسترش نوع جدیدی از حیات اجتماعی و انسانی براساس آموزه های وحیانی یا به بیانی ایجاد تمدنی جدید براساس نگرش های اسلامی است، باید ابتدا نخبگان این حرکت، الگوی غلبه و بسط نظام های فکری و اجتماعی را در دوران جدید و معاصر بررسی نمایند و از دل آن مسیرهایی برای توسعه اندیشه های دینی و اجتماعی کردن آنها در تقابل با تمدن غربی بیابند. در طول این پژوهش چندین مورد از نکات کلی الگوی بسط و غلبه نظام های فکری استخراج شده است که از آن جمله می توان به لزوم توجه به انضمامی کردن اندیشه ها، ضرورت توجه به ظرفیت های تمدن غالب برای استفاده در دوران گذار و توجه به ظرفیت پیامدهای منفی نظام اندیشه ای مقابل اشاره کرد
    کلیدواژگان: اندیشه پیشرفت، اروپای قرن نوزدهم، لیبرالیسم، کمونیسم، راه های بسط نظام اندیشه ای
|
  • Ahmad Gharaei Soltan Abadi Pages 5-22
    Objectives
    Approaching to the capacities and capabilities of Islamic culture and sciences in the contemporary era and enjoying them well for civilization-building and more complete adaptation to the global new movements have necessitated provision of contexts and thinking in new knowledge of the Islamic Human Sciences.
    Method
    Description and analysis of the problem based on the realities of Humanities and Islamic Human Sciences and comparison of supporting and opposing comments about Islamicizationof sciences.
    Results
    The process of Islamicizationof sciences، in spite of its minor differences with the localization of knowledge، requires accurate understanding and cognition of requirements and challenges and avoiding monopolistic views in resolving them. Despite the lack of acceptance by some experts and scholars in terms of theoretical foundations and operational methods، the approach resulted from this process implies the existence of some sort of teleological unity and significant relationship between the Islamic areas of knowledge. If the preceded attitudes and mentalities among the Islamic scholars about this issue are revised، the extent of compatibility and incompatibility of these areas of knowledge with the scientific achievements of the West can be measured and a new insight of epistemology can be opened to reality-seekers.
    Conclusion
    In fact، the process of Islamicizationof sciences- if it is done in the right path and considering the separation between different statements of a science and monopolistic views among the scholars and experts of that sciences- will bear important results such as constructive interaction of science and religion، development of interdisciplinary studies، provision of efficient and value-creating cognitive patterns based on divine worldview، establishment of a harmony with growth and development of other sciences، promotion of coordinated systems in applied fields of Islamic society، reduction of cognitive gaps، and generation of new research necessities
    Keywords: islamicization, sciences, localization, humanities, islamic sciences
  • Meysam Motahari, Majid Sarsangi, Farhad Mohandes Pour Pages 23-40
    Objectives
    The present article intends to provide a comprehensive record of the quantity and quality of the letters in the Sacred Defense Theatre and compliance with the criteria of Sacred Defense Theatre theses by the arbitration in scientific journals.
    Method
    This paper is placed in the area of library studies، Plans to use form of judgment Journal of Fine Arts for the pathology of activities and research works in higher education institutions in their artistic research.
    Results
    Data collection is through referring to libraries and dramatic arts colleges in the country including government، nonprofit and Azad. As a spontaneous movement of the theater universities in the country after the end of the war، students who were concerned about the Revolution and Holy Defense decided to choice their college thesis in the field of theater in the area of related topics (Holy Defense). A total of just less than one third of the total theses، evaluation report is acceptable.
    Conclusion
    Due to recurring themes، obviously، predictable and non-specific problem; is the discontinuity between the host system (policy)، and research (academic class). In other words، cultural policy makers adopted as theses، not involved and the Group approving the theses، the academics، do not know the policy system problems. Obviously، only the host system (policy) could be responsible for monitoring and its relationship with academic class.
    Keywords: educational planning, scientific journals, sacred defense theatre, theses, higher education
  • Farahnaz Mohamadvand, Mahdi Sajadi, Mahmoud Mehrmohammadi, Alireza Sadeghzadeh Ghamsari Pages 41-52
    Objectives
    The subject of religious experience is a fundamental subject for religious thinkers as well as those people who develop religious studies as an academic discipline. The purpose of this paper is to investigate religious education based on religious experience approach.
    Method
    According to Franken’s deductive methodology، objectives and principle of religious education have been investigated.
    Results
    Research findings revealed that religious education based on religious experience emphasizes mainly on emotional aspect through religious rituals and ceremonies. The accomplished criticism indicates that religious experience approach pays attention to the priority of religious sentiments and affections over cognition in forming faith and as a result it pays attention to religious education، therefore; they believe that understanding is secondary while in Islam understanding is superior to sentiments and affections.
    Conclusion
    The author of the present article concludes religious education based on religious experience conformed to Islamic education is done with regard to three cognitive، affective، and volitional principles
    Keywords: religious experience, religious education
  • Mohammad Hosein Kazemeini Pages 53-74
    Objectives
    This article intends to answer to this central question: what is the logic of attaining the fundamental principles of Islamic Humanities? Hence، explaining the process and the quality of attaining the fundamental principles of Islamic Humanities is the aim of this article.
    Method
    For data collection، library research method is adopted and for surveying the information، the meta-analysis and philosophical analysis is employed.
    Results
    The results of the research indicate that provided by the central problem and the aim of this article، the quality and the process of attaining the fundamental principles of Islamic Humanities is going to be studied، then the premises (Al-Mabadi) and based on this process، the fundamental principles (Al-Mabani) will be dealt with. The first step in the process of accurate semantics of the fundamental principles. Hence، producing a conceptual and semantic delimitation between premises and fundamental principles as well as presenting a clear definition of the fundamental principles، it will be described that it is not possible to explain the fundamental principles without regarding the position، subject matter and goal of Islamic Humanities.
    Conclusion
    The author of the research concludes for identifying the position، Humanities is positioned in the category of practical and conventional disciplines، and the common subject matter of such disciplines is personal and social demands. Hence، the fundamental principle of seeking the propositions which its subject matter and genre is directly and immediately dependent to that. Regarding this point، the ontological، anthropological، epistemological propositions should be regarded، not as the fundamental principles of Humanities but as the premises and the principles dominating over the fundamental principles
    Keywords: premises (Al, Mabadi), fundamental principles (Al, Mabani), humanities, the subject matter of science, the goal of science
  • Shahrooz Shariati Pages 75-92
    Objectives
    Some studies have recognized factors that are effective on development process in Iran. The aim of the present study is to determine the relationship between Non-Cultural attitudes and development achievement goals in Iran during last fifty years.
    Method
    In present study، Case study research is a methodology which can take either a qualitative or quantitative approach. Case study in this article refers to the in depth analysis of some facts about development in last 50 years of Iran contemporary history. In addition، Data analyses are based on describe-analysis method.
    Result
    The concepts، culture and society are closely related، from this point of view، last 50 years policy making for development in Iran not only is based on Iran cultural and social condition; but also created many fundamental problems and Specially caused antagonism between tradition and modernity in Iran.
    Conclusion
    The author of the present study concludes Paying attention to the variables such as the role of culture in development and decision making for progress، have crucial role in predicting the future of progress process in Iran.
    Keywords: iran, culture, development, good governance
  • Esmaeil Masoudi, Ali Fotovatian Pages 93-110
    Objectives

    The aimof the present paper is to consider the relationship between technology and human being’s attitude toward the course of human being’s history or philosophy of history. Although development of technology has changed to a necessity in our country and has been one of the major concerns of policy makers and politicians of Iran’s contemporary history; less attention has been paid to its scientific and specifically philosophical aspects. At first، development of technology was solely done based on technical view، but then، while technical view was changed to deeper scientific layers، its necessity and cultural aspect were also taken into account. However، till now technology has not attracted the attentions of our scholars and policy-makers from philosophical point of view. The problem is that whether new technology has been formed based on the specific approach of new human beings toward history or whether the new technology is unduly about any attitude toward history، and whether there is any special relationship between technology and human being’s attitude toward history or in another term “philosophy of history”?

    Method

    The present study is conducted through documentary-library methodologyand consists of two sections. In the first section، the relationship between new technology and philosophy of modernity history is taken into account and in the second section; the fundamental differences between philosophy of Islamic history and philosophy of modernity history and necessities of such fundamental difference in understanding the nature of technology are stated.

    Conclusion

    The author of the paper concludes although the essence of human being is a historical essence، technology is a part of historical essence of human being. The historical course of modern human beings which is progressive and hegemonic toward the surrounding world، leads to such technology، and where the historical course of human being becomes religious and Islamic، while it has harmony with surrounding world rather than domination over it; a technology with such relationship will be created.

    Keywords: technology, philosophy of history, philosophy of islamic history, philosophy of modernity history
  • Saber Monadi Noori, Mostafa Taghavi Pages 111-134
    Objectives
    The author of the article، has tried to asses the situation of the European’s 18/19 centuries relation to atmosphere of social، historical views and also the factors of development & the dominated liberal pattern that takes part on progressing in European countries and in all over the world a well. This article has attention to outputs and consciences that are in relation with the development and the dominated liberal pattern.
    Method
    This research paper is based on historical analysis on progressing and also it uses the approaches of experts at all matters.
    Results
    At first this article says that the important factor is expanding the problems of sociality and contextual phenomena; therefore it displays the frames of civilization & social phenomena for example، it shows in economic، industrial، technological، cultural، social’s productions. At second، liberalism، and communism have the positive and negative effects that partly are inborn from rival & competitions orders. At third stage، it reveals paradoxical appearance but in reality they have the common principles for making a new model in movement and progress.
    Conclusion
    The author of the survey concludes we ought to respect to the positions of modern & contemporarily territories for accurate assessing in every social religious orders. After Iranian-Islamic revolution (1357)، Today، we need to have contrast with western order، we must acquire the positive capacities from the dominated civilization pattern، and also we must discover the negative outputs from every western thought order; because nowadays we are passing trans context and text of the all orders.
    Keywords: thought's progressing, liberalism, 19 century of europe