فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 3 (پیاپی 23، پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/09
  • تعداد عناوین: 6
|
  • امیر آغایلی، مرتضی دهقان نژاد صفحات 1-26
    در اکثر مقاطع دوران حکومت پهلوی دوم، نظام سیاسی به منظومه ای بدل گشته بود که شاه در مرکزیت آن، تاثیرگذارترین عامل تولید و توزیع قدرت بود. وزیر دربار در چارچوب وظایف قانونی و گاه فراقانونی، با فراهم ساختن زمینه ی ارتباط و تعامل شاه با سایر کارگزاران سیاسی، یکی از اصلی ترین اهرم های شاه در ایجاد و حفظ نظام مزبور بود. نقش و کارکرد اصلی وزارت دربار، در قالب کنش های وی در ایجاد ارتباط میان کارگزاران سیاسی جلوه گر بود. در این ارتباطات، وزارت دربار با مرتبط ساختن شاه با سایر رئوس هندسه ی سیاسی نظام، نقش قابل توجهی در شکل گیری ارتباط میان بازیگران سیاسی ایفا می نمود. به دلیل همین تماس های مستمر و ارتباطات ریشه دار میان شاه و وزیر دربار، پدیده ی جابجایی پیاپی میان متصدیان مناصب نخست وزیری و وزارت دربار پدید می آید. از همین روی، این نوشتار مخاطب را در درک و کسب شناختی عمیق تر از نظام پهلوی دوم و نظام های مشابه یاری می نماید، اهمیت و لزوم پژوهش مزبور را منعکس می سازد. بررسی منطق حاکم بر روابط وزیر دربار، شاه و سایر کارگزاران سیاسی ضمن کمک به درک جایگاه بی بدیل و کار ویژه های خاص وزارت دربار، کارکرد و کنش های متقابل اجزای سیاسی جامعه ی پهلوی را پدیدار می سازد. بررسی تحولات عرصه ی قدرت وزرای دربار، به آشنایی با منطق توزیع و تولید قدرت و اقتدار در رژیم های مشابه منجر می شود. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی، اسنادی و با محوریت استفاده از منابع کتابخانه ای در پی تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار می باشد.
    کلیدواژگان: وزارت دربار، نظام سیاسی پهلوی، شاه، نخبگان سیاسی
  • شهناز جنگجو، شهرام یوسفی فر صفحات 27-48
    در پی اقداماتی که از دوره مشروطه در راستای گسترش دایره نفوذ حکومت در اقصا نقاط کشور صورت گرفت، تغییراتی در ابعاد مختلف مدیریت روستایی از جمله منصب کدخدایی و ساختار و کارکردهای آن ایجاد گردید. هدف مقاله حاضر بررسی منبع اقتدار این منصب، جایگاه و ساختار آن در مدیریت جامعه روستایی، کارکردها و همچنین حقوق آن از برقرای مشروطه تا پایان حکومت پهلوی اول می باشد. در این پژوهش از نظریه ماکس وبر در باب سلطه استفاده شده است. طبق این نظریه سلطه یا براساس سنت استوار است و قدرت ناشی از ساختار سنتی است و یا مبتنی بر قانون است. سوال های پژوهشی این مقاله نیز عبارتند از اینکه آیا اقتدار کدخدا در دوره مورد بحث، متاثر از سنت بوده یا قانون، و اینکه آیا کدخدا در این دوره نمایندگی مالک و دولت را در روستاها برعهده داشته است یا نمایندگی روستائیان را در برابر دولت و مالک. روش تحقیق در این مقاله توصیفی– تحلیلی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای– اسنادی می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که منشاء اقتدار کدخدا در این دوره با هیچ یک از دو نوع نظریه سنتی یا قانونی سلطه بصورت کامل قابل تبیین نیست و اقتدار وی ترکیبی از هر دو نوع منبع اقتدار، یعنی سنت و قانون بوده است. همچنین کدخدا در این دوره بیشتر نمایندگی مالک و دولت را در میان روستائیان ایفا می کرده است. کلیدواژه: کدخدا، روستا، مالک، رعایا، دولت، دوره پهلوی اول.
    کلیدواژگان: کدخدا، روستا، مالک، رعایا، دولت، دوره پهلوی اول
  • محمد قزوینی، محمدعلی چلونگر، مصطفی پیرمرادیان صفحات 49-72
    اهتمام به تاریخنگاری در دوره ممالیک بسیار چشمگیر بود به گونه ای که این عصر را باید اوج دوران تاریخنگاری اسلامی دانست. از میان انواع تاریخنگاری این دوره مانند: تواریخ عمومی، دودمانی و سلسله ای، طبقات، فرهنگنامه های تاریخی و...، فرهنگنامه نویسی بیش از همه مورد توجه قرار گرفت. در آغاز قرن هفتم و به هنگام شکل گیری دولت ممالیک (648- 922ه) به علت تعدد و تکثر لایه های مختلف طبقات و نسلها و به دلیل انبوه کتب طبقات علوم گوناگون و از همه مهم تر نبود یک شیوه جهت دسترسی آسان به تراجم اعیان مسلمان، بعضی از مورخان و نویسندگان با مراجعه به کتب طبقات، تواریخ عمومی و نیز کتب انساب به تدوین تراجم همه اعیان اسلامی بدون توجه به تخصص، بلاد و زمان آنها پرداختند. این اندیشه از اواخر قرن ششم و با فرهنگنامه الفبایی معجم الادبا یاقوت (626 ه) آغاز شد و با نگارش فرهنگنامه تاریخی مهم وفیات الاعیان ابن خلکان در قرن هفتم به اوج خود رسید. فرهنگنامه مذکور منشا و الگوی ظهور فرهنگنامه های تاریخی بعد از خود همانند: الوافی بالوفیات و فوات الوفیات قرار گرفت. این پژوهش قصد دارد ضمن نگاهی کوتاه به اقبال تاریخ نگاری در این عصر؛ چگونگی شکل گیری، انگیزه ها، روش ها، انواع، شیوه های نگارشی، محتوای تراجم، سبک ادبی، منابع، اهمیت و جایگاه و آسیب شناسی فرهنگنامه های تاریخی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
    کلیدواژگان: فرهنگنامه های تاریخی، ممالیک، ابن خلکان، صفدی، مقریزی، مصر
  • محمد مهدی مرادی خلج، محمدمهدی روشنفکر صفحات 73-94
    در پی اشغال ایران توسط متفقین، حکومت رضاشاه در شهریور 1320 ه.ش سقوط کرد. از جمله پیامدهای این سقوط، احیاء قدرت خوانین بود. عبدالله خان ضرغام پور به عنوان قدرتمندترین خان عشایر کهگیلویه و بویراحمد در بخش هایی از دو استان مهم آن روز؛ یعنی، خوزستان و فارس، مورد توجه دولت های درگیر در جنگ جهانی (آلمان و انگلیس) قرار می گیرد. تلاش بخشی از احزاب و گروه های طرفدار آلمان در قالب ستون پنجم، برای ایجاد جبهه ای جنگی در جنوب، متشکل از عشایر و ایلات(بویراحمدی، قشقایی و بختیاری) و نظامیان، منجر به واکنش همراه با وحشت انگلیسی ها می شود. اصلی ترین هدف ستون پنجم، هدف قراردادن تاسیسات نفتی و ناامن کردن خطوط مواصلاتی بود. انگلیسی ها که از گذشته، خود را صاحب و مالک مناطق نفت خیز می دانستند و در این زمان، جزء اشغال گران اصلی ایران بودند، تمامی مساعی خود را به کار گرفتند تا مانع از شکل گیری جبهه جدید علیه خود شوند. ایجاد اختلاف میان خوانین بویراحمد، به ویژه برادران ضرغام پور، حمایت از خوانین و کلانتران هم پیمان خود در مقابل عبدالله خان و مهم تر از همه، هدایت قدرت خوانین و عشایر به سمت استان اصفهان و راه اندازی جنگ سمیرم بود، تا از این طریق، امنیت لوله های نفت و خطوط مواصلاتی متفقین را حفظ نمایند؛ اما حضور جاسوسان آلمانی در منطقه بویراحمد، پس از حادثه سمیرم، نگرانی مجدد انگلیسی ها را فراهم آورد. این بار توجه قدرت های بین المللی، ملی و محلی متوجه بویراحمد و عبدالله خان ضرغام پور گردید که سرانجام آن، منتهی به پیمان «چم چیت» شد. پیمانی که سرنوشت جاسوسان آلمانی را رقم زد و نگرانی انگلیس را نسبت به آلمان و ستون پنجم آن به پایان رساند.
    کلیدواژگان: بویراحمدی، انگلیس، آلمان، عبدالله خان ضرغام پور، جنگ جهانی دوم، پیمان چم چیت
  • حسن زندیه، علی احمد الیاسی صفحات 95-108
    ابوالحسن غفاری کاشانی، مورخ ایرانی قرن دوازدهم هجری، در تثبیت اندیشه تاریخ نگاری در عصر زندیان، بسیار تاثیر گذار بوده است، این نوشتار با توجه به جایگاه تاریخ نگاری او در ایران، می کوشد که زندگی، خاستگاه اجتماعی، روش و بینش تاریخ نگارانه وی را واکاوی کند. گلشن مراد اثر غفاری کاشانی با برخورداری از منظومه فکری و روش تاریخ نگارانه از متون تاریخی مهم این دوره به شمار می رود که در ادوار بعد به الگویی برای مورخان تبدیل شد. بینش و روش تاریخ نگاری غفاری کاشانی موضوعی است که تاکنون از دید پژوهشگران به دور مانده بنابر این مساله در این پژوهش آن است که با روش توصیفی و تحلیلی، بینش و روش تاریخ نگارانه غفاری کاشانی شناسانده شود. بنابراین پژوهش حاضر از آن جهت که به طور مستقل به شناسایی و واکاوی تاریخ نگاری غفاری پرداخته،از اهمیتی دو چندان برخوردار است. نظام فکری و اندیشه ای وی مبتنی بر مولفه هایی همچون؛ سلطنت گرایی، مشیت گرایی، نخبه گرایی و انتقادی است.
    کلیدواژگان: ابوالحسن غفاری کاشانی، بینش، روش، تاریخ نگاری، تاریخ نگری
  • شهاب شهیدانی، سعید حیدری صفحات 109-128
    شهاب شهیدانی(عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه لرستان) sh.shahab@yahoo.com 09168608226 سعید حیدری (کارشناس ارشد تاریخ) heydari.ikiu@gmail.com چکیده بی تردید نفت از جمله منابع مهم درآمدهای اقتصادی ایران می باشد که سهم بسزایی در روند توسعه و رشد و نیز ممانعت از آن در جامعه ایرانی ایفا نموده است. تحولات تاریخی صنعت نفت در عصر پهلوی دوم هنوز نیازمند بررسی دقیق و موشکافانه است و این مهم با توجه به صدارت منوچهر اقبال در دوره ای حساس چندان مورد تحلیل و بررسی قرار نگرفته است. عملکرد اشخاص و إتخاذ تصمیمات درست یا نادرست آنان در دوران صدارت خود بر صنعت عظیم نفت در دوران پهلوی اول و دوم هر چند با فراز و فرودهایی همراه گردید اما روند طی شده در سازمان مدیریتی صنعت نفت از جمیع جهات عمق وابستگی رجال سیاسی و صاحبان قدرتی را نشان می دهد که به نوعی بقای حکومت پهلوی را تضمین کردند. حضور منوچهر اقبال و انتصابش بر ریاست شرکت ملی نفت ایران به مدت چهارده سال نه تنها باعث بوجود آمدن رقابتهای شدید داخلی و شکاف میان نظامهای سیاسی و اجتماعی داخل کشور گردید بلکه رشد قارچ گونه ی شرکتها و کمپانی های نفتی دولت های اروپایی به منظور سیطره بر این منابع را به دنبال داشت. این مقاله در صدد است که به چگونگی حضور منوچهر اقبال بر ریاست صنعت نفت ایران و سپس به روابط دو سویه اقبال با رجال سیاسی در عرصه ی تصمیم گیری نفتی بپردازد. در ادامه به عواملی که موجب تشدید مدیریت بحران اقبال در صنعت نفت و همچنین انعقاد قراردادهای نفتی از سوی وی با دول غربی نظیر امریکا، ایتالیا، فرانسه و... گردید،اشاره می شود. سوال محوری این پژوهش آن است که عملکرد اقبال بر صنعت نفت ایران چه تاثیر مهمی در بعد سیاسی،اقتصادی واجتماعی بر حکومت محمد رضاه شاه ایجاد نمود؟ در پاسخ باید گفت که ضعف سیستم اداری اقبال و زد وبندهای سیاسی ودخالتهای نابجا درامورات نفتی ازسوی رجال وابسته به دربار و خود شاه با آگاهی از عدم آشنایی اقبال از صنعت بزرگ نفت و همچنین وابستگی و وفاداری زایدالوصف اقبال نسبت به شاه و رژیم پهلوی و همسویی وی با خواسته های سیاسی شاه از نفت باعث بروز تعارضات فراوانی در اقتصاد و صنعت در حال رشد ایران شد. این امر با حلقه ی ناکارآمد کارشناسان و مدیران سیاسی و نفتی حکومت وقت تکمیل گردید.
    کلیدواژگان: نفت، منوچهر اقبال، محمد رضا شاه، پهلوی دوم، قراردادهای نفتی
|
  • Amir Aghayali, Dr Morteza Dehghannezhad Pages 1-26
    Shah، the main in political system of second Pahlavi era was the most effective person ordaining and distributing the power. The Minister of Court within the legal and extrajudicial duties was one of the main levers of the Shah in establishing and maintaining the system، providing the interaction between Shah and other political agents. The main function of the court was manifested in the form of his action to make a relationship between political brokers. Court minister made a good effort linking Shah and other vertices of the political system heads، which plays a significant role in shaping communications. Because of this constant contact and communication between Shah and the court minister، the displacement between successive positions of prime minister and minister of the court clerks could happen. Severe fluctuation of power of the court ministers was another phenomenon in second Pahlavi era caused by historical circumstances and personal capabilities of the ministers. The subject of this paper is to deepen the understanding of the Pahlavi regime and similar systems. Study of the logic of the relations between the court minister، Shah and other political agent also help to understand the unique and specific functions of the court، and reveals the functioning of the mutual interaction of political components. The study of the court power transformation leads to understand the logic of production and distribution of power and authority in the same regime. This research uses descriptive- analytical and attributive method and using library resources to find the political role of the court.
    Keywords: court minister, the political system of Pahlavi, the Shah, political elite
  • Moohamad Ghazvini, Moohamadali Chelongar, Mostafa Pirmoradiyan Pages 49-72
  • Dr Mohammad Mehdi Moradi Khalaj, Mohammadmehdi Roushanfekr Pages 73-94
    following the occupation of Iran by Allied، Reza Shah''s regime in Shahrivar 1320 AH (September، 1941 AD) crashed. Among the consequences of this fall one case was revival of the Khans power. Abdullah Khan Zrghampoor as the most powerful Khan Among Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad tribes - that they lived In some parts of the of two major provinces At that time، means Khuzestan and Fars -، was considered by the states involved in the World War (Germany and britain). Efforts of groups and parties in the form of pro-German fifth column، to make war on the southern front، composed of tribes and states (Boyer-Ahmadi، Qashqai and Bakhtiari) and Military personnel، leading to the British reacted with horror. The main goal of the German fifth column was the targeting of oil facilities and unsafing road lines. Britain in the past، believed himself owned oil-rich region، it was a part of the original occupiers at this time، Britains used all their efforts to prevent the formation of a new front against Their Interests in south of Iran. then they Sow discord between the Boyer-Ahmadi Khans، particularly among Zrghampoor brothers، supporting their ally the Sheriffs and Khans against abdollahkhan- and most importantly، they tried to direct The powerfull Khans and nomads towards the Isfahan Province and Waging war in Semirom، a means to secure and maintain oil pipelines and Road lines belong to Allied، but after the Semirom incident Presence of the German Spies in the Boyer-Ahmad region Again brought back British concerns. At This time Attention of the international، national and local powers is directed to abdollahkhan Zrghampoor Boyer-Ahmadi that eventually led to the treaty “Cham chyt «. Contract that determined the fate of the German Spies in the region and it finished British concern over Germany and fifth column in the region.
    Keywords: Boyer, Ahmadi, Britain, Germany, abdollahkhan Zrghampoor, World War II, P. Cham chyt
  • Hasan Zandiyeh, Aliahmad Eliasi Pages 95-108
    Insight and method of historiography and historical perspective of Abu’l-Ḥasan Ḡaffāri Kāšāni Mirza Abu’l-Ḥasan Ḡaffāri Kāšāni، Iranian historian of the twelfth century AD، the Historiography in era Zand، has been much influence، has been very effectived، This article according to the place of his historiography، which endeavors of life، social origin، method of analysis and insight to his. Ḡaffāri’s Golšan-e morāi having intellectual System historiographical approach of this course is one of the major historical periods later became a paradigm for historians. Insight and method of historiography Ḡaffāri Kashani an issue that remained so far away from the vision the researchers، so the question in the this research it is descriptive and analytical using، and insight and method on be introduced Ghaffari Kashani. Therefore present study to identify the and explore the it in order to that independently paid historiography Ghaffari، is unique in of its kind. He intellectual thought component-based systems such as the monarchy the integration، Providence oriented، elitism، and a Critical.
    Keywords: Mirzā Moḥammad Abul, Ḥasan Ḡaffāri Kāšāni, insight, approach, historiography, historical perspective, Zand dynasty