آرشیو سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۷۱۳۱
صفحه آخر
۱۶
چهره روز

می خندید اما درد داشت

خسرو نقیبی

یکشنبه پنجمین سالمرگ رابین ویلیامز بازیگر 63ساله امریکایی بود. هالیوود این روزها از بازآفرینی آثار او نظیر جومانجی و علاءالدین سود فراوان می برد.

امروز که به رابین ویلیامز فکر می کنم، کامل ترین نقش آقای بازیگر که به خنداندن شهره بود، برخلاف آن تصویر همواره لبخند به لب، قاتل خونسرد «بی خوابی» کریستوفر نولان است. آنچه در ذهن باقی مانده. یک مرد مرموز که هیچ وقت هیچ کس نفهمید پشت نقاب ظاهری اش (که سال ها ما را با آن خندانده بود) چه پنهان کرده. برای همین هم حسرت بزرگ به دل مان می ماند؛ بازی در نقش ریدلر (که شایعه اش پیش از تولید آخرین بتمن نولان خیلی جدی بود) که می توانست آخرین نقش بزرگ زندگی اش باشد و نشد. ریدلری که بیش از هر نقش دیگری شبیه همان تصویر اول گفته شده است؛ خشمی درونی در پس ظاهری خندان و بذله گو و لباس هایی مضحک.

مردی که می خندید، پنج سال پیش خودخواسته از جهان رفت. در یاس حاصل از افسردگی و پارکینسون. وی پیش تر فیلم های بزرگی بازی کرده بود. کمدی هایش را دوست داشتم. در «خانم دابت فایر»، یا در «جومانجی». ویلیامز محبوبم اما در هیچ کدام این ها که ذکرش رفت نبود. شیفته «چه رویاهایی که می آیند» بودم.

ویلیامز محبوبم آن زمان روی پرده نقش می بست که نقش مردان عاشق پیشه را بازی می کرد. در آن فیلم دوست داشتنی وینسنت وارد، در تلاش برای مواجهه با مرگ عزیز انش در سفر به بهشت و جهنم یا مثلا در «مرد دوقرنی» کریس کلمبوس؛ روباتی که می خواست آدم باشد. در نقش مردهای دوست داشتنی عاشق.

کارنامه اش را که مرور می کنم، در گذر از 50سالگی تا روزی که خودش را کشت، هیچ فیلم مهمی با هیچ کارگردان برجسته ای در کارنامه ندارد. درست پس از همان بهترین نقش کارنامه اش در بازسازی «بی خوابی».

بازیگران گاهی در کالبد نقش های ویژه است که زنده می مانند؛ امید به زندگی پیدا می کنند... و ویلیامز دیگر در شمار «درجه یک»های استودیوهای معظم نبود که روی او ریسک کنند که برای او چند 10 میلیون دلار سرمایه گذاری یک کمدی بلاک باستری را انجام دهند. او شاید خیلی وقت پیش مرده بود و کسی خبر نداشت.

و چه شوخی تلخی است وقتی نماد امید، آقامعلم بذله گو و ساختارشکن «انجمن شاعران مرده»، چنین پایان تلخی را برای خودش انتخاب کند. انگار بخواهد بگوید «امید» در این جهانی که ساخته ایم، خیلی وقت است که مرده...