آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
مد ایرانی - اسلامی
۹

سکوت خبری و کم کاری مد کشور را عقب نگاه داشته است

مد کشور آبستن چه رویدادهایی است؟!

گفتگو: ستاره جاوید
سکوت خبری حوزه مد و لباس ناشی از سکوت و محافظه کاری سرپرست جدید کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور، درست در فصلی که هفته های مد و تبلیغات آن در سراسر دنیا بسیار پویا و فعال دنبال می شود، از مهم ترین چالش هایی است که این روزها گریبان مد و لباس کشور را گرفته است. در شرایطی که مد و مدیوم نوظهور آن بعد از یک دهه از میلاد و فعالیت، همچنان در دوران سعی و خطا و تجربه اندوزی به سر می برد، چشم انداز چندان فعال و آتیه داری برای عرصه پوشاک کشور متصور نمی شود. به نظر می رسد بعد از رفتن حمید قبادی و توقف بلندپروازی های آماری و کمی کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور، برنامه های بسیار فشرده و متعددی که برای این حوزه در سال 98 تعریف شده بود، در هاله ای از سکوت و فراموشی فرو رفته باشد. برگزاری 150 نمایشگاه جشنواره گونه در سال 98 و تمرکز بر بخش فست فشن (Fast Fashion) ازجمله برنامه های اجرائی و اولویت های به روزی بود که در دستور کار کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور قرار گرفته بود. حال بعد از دو ماه از خروج دبیر سابق کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور و سکوت خبری سرپرست جدید، هنوز نمی دانیم پلان هایی که مدیران سابق برای حوزه مد و لباس تعریف کرده بودند، چه سرانجامی خواهند داشت و در نیم سال باقی مانده از سال 98، قرار است مد کشور آبستن چه رویدادها یا سیاست گذاری هایی باشد. همچنان که تکلیف بسیاری از خواسته ها و مطالبات روی زمین مانده جامعه مد کشور مشخص نشده بود، با رفتن قبادی که به عنوان مدیری فعال و پرکار، جنبه های اجرائی درخور تاملی به تمام سیاست گذاری ها و برنامه ها داده بود و قول پیگیری مطالبات بر زمین مانده را به جامعه و مخاطبان مد، اعطا کرده بود، حال با حضور مدیران جدید و در دستور کار قرار گرفتن دغدغه ها و مانیفست دیگرگونه ای که سیف جمالی در سکوت خبری دنبال می کند، باید همچنان منتظر ماند و دید چه آتیه خوش یا ناخوشی در انتظار مد کشور خواهد بود؟ آیا حلقه ممیزی ها از شرایط کنونی تنگ تر خواهد شد؟ کم کاری ملموس کنونی که گریبان برندها را گرفته است، از بین خواهد رفت و موج امید و فعالیت بر پیکره مد کشور دمیده خواهد شد یا اینکه همچنان با تنگ ترشدن حلقه محدودیت ها و ممیزی ها، برندها و طراحان لباس همچنان و بیشتر از پیش به حاشیه رانده شده و از دست یازیدن به فعالیت حرفه ای باز خواهند ماند. مهدی محمودی، رئیس انجمن موسسات مد و لباس کشور که دستی بر آتش سیاست گذاری ها دارد، در گفت وگوی مشروحی با خبرگزاری مهر، این مسئله را آسیب شناسی کرده و تصریح کرده که هیچ جریان مدسازی در کشور وجود ندارد. پیش از این محمودی در گفت وگو با شرق تصریح کرده بود که حوزه مد برای دیده شدن نیازمند توسعه و ارتقای خود از درون و تقویت بر اساس هنجارهای ملی و اسلامی است اما چون مدلینگ در ایران، متهم به خودنمایی شده است، از حلقه مد و لباس کشور کنار گذاشته شده است و این در حالی است که گردش مالی مد اسلامی در جهان بسیار بالاست و ایران توان حضور در مارکت بزرگ مد اسلامی را دارد اما به دلیل تبلیغات ضعیف و حساب نشده، از چرخه رقابت بازمانده است. حال او در گفت وگو با مهر تاکید کرده که هیچ جریان مدسازی در کشور وجود ندارد.
نهادهای بی ربط ورود نکنند

مهدی محمودی رئیس انجمن موسسات مد و لباس کشور است که در توسعه کسب وکار پوشاک فعالیت دارد. او درباره جریان مدسازی در جامعه معتقد است اگر ما بتوانیم جریان برگزاری رویدادها را تبدیل به جریان دیده شدن کنیم، مدسازی اتفاق می افتد و بعد می توانیم تاثیر آن را در سطح جامعه و نوع پوشش مردم ببینیم. تا وقتی که نگرش در حوزه مد و لباس تنها بنگاه اقتصادی باشد که فقط برای مجری یا شرکت کنندگان در آن رویداد الزاما تولید ثروت می کند، نمی توانیم تاثیرش را در جامعه ببینیم. محمودی حتی ذائقه سازی را همان جریان مدسازی می داند و اعتقاد دارد مدسازی در تمام دنیا روشی مخصوص به خود دارد. باید ببینیم اول چه کسی مد را می سازد! در دنیا رسانه ها مد می سازند، شبکه های مجازی، سلبریتی ها، برندها و فیمس ها مد می سازند پس در درجه اول باید در جریان مدسازی کار کنیم. مجموعه لباسی که خیلی خوب طراحی شده است، باید میلیون ها نفر آن را ببینند تا مدسازی صورت بگیرد. مهدی محمودی با گسست میان مردم و نهادها و سازمان های دولتی در حوزه مد و لباس موافق است. در ادامه گفت وگوی او در همین رابطه با خبرگزاری مهر می آید.

 با توجه به اینکه نهادها و سازمان های متولی در امور فرهنگی در حال انجام پروژه ها، برنامه ها، کنگره ها و فرهنگ سازی هستند، اما دیده می شود که با دغدغه های سوژه های طبقه متوسط شهری در کشور همخوانی ندارد و سوژه های اجتماعی دنبال دغدغه های فرهنگی و ارزشی خاص خودشان هستند و در اینجا گسستی ایجاد شده است. از همین رو می بینیم که الگوهای ارائه شده از سوی برخی نهادها و سازمان ها، از سوی مردم قابل تایید و تبعیت نیست یا تاثیر عینی آن الگوها را شاهد نیستیم، دیدگاه شما درباره این پیش فرض چیست؟

در درجه اول باید به این موضوع اشاره کنم که ما نهادهای برگزارکننده رویدادهای مد و لباس کم داریم؛ غیر از نهادهای حاکمیتی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که آن هم تنها یک جشنواره بین المللی مد و لباس فجر را برگزار می کند و بعضی اوقات هم آموزش و پرورش رویدادی به عنوان پوشاک مدارس دارد که باز هم می بینیم جشنواره ها در این حوزه بسیار کم هستند. اما مسئله مهم این است که رویدادهای برگزار کننده مد و لباس زیاد هستند؛ یعنی گاهی اوقات دیده ایم در سال بیش از صد رویداد داریم که مزون های مختلف جمع شدند و آن نمایشگاه را برپا کردند. ولی متاسفانه ماهیت این رویدادها از مدسازی خارج شده است و بیشتر ماهیت اقتصادی برای برگزارکننده و شرکت کنندگان دارد.

علت اینکه ما محصولات جشنواره ها و نمایشگاه های مختلف را در سطح جامعه نمی بینیم، این است که برای طراحی، تولید و... زحمت می کشیم، سمینار و کارگاه های فروش را برگزار می کنیم، اما روی جریان مدسازی کاری نمی کنیم.

 منظور از ماهیت اقتصادی یعنی چه، پس بعد فرهنگی در اینجا مغفول مانده است؟

یعنی آن برگزارکننده، رویدادی را به مرحله اجرا می رساند، میهمانی یا افتتاحیه آن رویداد را در هتل لوکس و منطقه خوب می گیرد و بعد از لحاظ مالی هزینه ها را از مزون داران دریافت می کند. آن طراح یا به نوعی مزون دار زمانی که در آن رویداد شرکت می کند، تمام تلاشش این است که محصولش را به فروش برساند نه اینکه به دنبال مدسازی باشد.

علت اینکه ما محصولات جشنواره ها و نمایشگاه های مختلف را در سطح جامعه نمی بینیم، در این است که برای طراحی، تولید و... زحمت می کشیم، سمینار و کارگاه های فروش برگزار می کنیم، ولی برای جریان مدسازی کاری نمی کنیم. جریان مدسازی بسیار متفاوت است و باید با دانش و علم مناسب و خاصی پیاده شود، جریان مدسازی با برگزاری رویداد رخ نمی دهد. بله در دنیا تمام مدها از کانال رویدادها معرفی می شود؛ مثلا یک برند کالکشن جدید عرضه می کند و این مجموعه جدید را در قالب رویداد اجتماعی - فرهنگی به همه عرضه می کند، قطعا این برند یا مجموعه قابلیت مدسازی را دارد، زیرا در دوران برگزاری این رویداد، بیش از 20 رسانه و شبکه های مجازی به شکل کامل آن را پوشش می دهند. پوشش دادن هم به معنی این است که همه در دنیا با آن طرح آشنا می شوند و می بینند، به این مدسازی می گویند. موفقیت آنها را در معرفی طراحی مد و لباس در کنار برنامه سازی و تبلیغات معنا می کنند. اگر ما بتوانیم جریان برگزاری رویدادها را به جریان دیده شدن تبدیل کنیم، مدسازی اتفاق می افتد و بعد می توانیم تاثیر آن را در سطح جامعه و نوع پوشش مردم ببینیم. تا وقتی که نگرش در حوزه مد و لباس تنها بنگاه اقتصادی باشد که فقط برای مجری یا شرکت کنندگان در آن رویداد الزاما تولید ثروت می کند، نمی توانیم تاثیرش را در جامعه ببینیم.

 موضوع مهم دیگر اینکه در حوزه مد و لباس ورود دولت، حاکمیت، سازمان ها، نهادهای عمومی و دولتی به آن ممنوع است، هی به مردم بگوییم «این را بپوش» یا «آن را نپوش»! مردم آن پوشاک را انتخاب نمی کنند، زیرا حوزه مد و لباس از بازار شکل می گیرد، البته درست است که در این زمینه مدسازی است ولی حاکمیت در این دنیای بزرگ در هیچ جای جهان نتوانسته مدسازی انجام دهد. در ایران هم همین گونه است.

به اعتقاد من، وظیفه حاکمیت ها نبایدهاست نه بایدها! یعنی حاکمیت در بخش قانون گذاری می تواند بگوید برای مثال یک سری از کارها و فعالیت ها را انجام دهید و یک سری از مسائل و کارها را فاکتور بگیرید و انجام ندهید، نه اینکه بگوید فلان پوشاک را به این شکل و شمایل طراحی نکنید، ببینید این خیلی تفاوت دارد. البته در ایران هم حاکمیت در حوزه طراحی ورود پیدا نکرده و تنها حوزه اش برگزاری جشنواره بین المللی مد و لباس فجر است که واقعا برگزاری آن در کشور لازم است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این رویداد را اجرا می کند، به نظر من ورود دیگر دستگاه ها و سازمان ها به این حیطه اصلا به صلاح جامعه نیست و نباید ورود کنند.

 شما اشاره کردید که برگزاری جشنواره ها در کشور الزامی است، این درست است اما جشنواره یا رویدادی که هیچ کارکرد و کاربردی برای مردم ندارد، حتی این نوع جشنواره ها را نمی شناسند و دنبالش نمی کنند و حتی گاهی می بینیم که با آن زاویه دارند و این همان گسستی است که میان مردم و متولیان و مسئولان و برگزارکنندگان جشنواره هاست، چه لزومی دارد که با همان سیاست های قبلی ادامه دار باشد؟

خب جشنواره ها یا رویدادهایی که به صورت خصوصی برگزار می شود، ممکن است برای خیلی از افراد خوشایند نباشد! مثل اینکه شخصی به عنوان تولیدکننده یا طراح، محصولی را عرضه می کند که هزار نفر آن را می پسندند و 200 نفر هم نمی پسندند! ما نمی توانیم به تولیدکننده خصوصی بگوییم که برگزار نکنند و در این زمینه ورود نکنند.

 منظور من رویدادها، نمایشگاه ها و جشنواره های خصوصی نیستند، مقصودم همان جشنواره های دولتی است!

به اعتقاد من، نهادهای دولتی و حاکمیتی اصلا نباید در این زمینه ورود پیدا کنند و تنها یک رویداد را باید دولت برگزار کند که هم تاثیرگذاری بهتر داشته باشد، هم مردم آن را دنبال کنند که مثلا در بخش فرهنگی - هنری در حوزه سینما شاهد این امر هستیم. در حوزه مد و لباس هم جشنواره بین المللی مد و لباس فجر را داریم که باید در اثرگذاری جشنواره تلاش کنیم؛ اما ورود سازمان های دیگر اصلا درست نیست؛ مثلا در دورانی سازمان فرهنگی -هنری شهرداری رویدادی را در حوزه مد و لباس برگزار کرد یا سازمان فلان و... که کار درستی نیست، این نوع نهادها و سازمان ها نباید ورود پیدا کنند و هر قدر ورود داشته باشند، باعث حاکمیتی کردن حوزه مد و لباس خواهد شد که این خودش آفت است. ما در سال فقط باید یک رویداد مهم در حوزه مد و لباس داشته باشیم.

 البته مسئله مهم در کنار برگزاری جشنواره ها و رویدادها، ذائقه سازی است که ما بسیار کم شاهد این امر هستیم! البته معمولا تولیدکننده ها یا طراحان در زمینه ذائقه شناسی ورود پیدا کردند و براساس ذائقه مردم و مخاطبانشان طرحی را در بازار عرضه می کنند یا معمولا در انتظار ذائقه مخاطبانشان هستند و می بینند که آنان چه طرحی را از فضای مجازی یا ژورنال های خارجی می پسندند و بعد آن را ارائه می دهند، درحالی که ما ندیدم یک نوع ذائقه سازی درست و مناسب در حوزه مد ایرانی داشته باشیم و بتوانیم در ذائقه مخاطب تغییری ایجاد کنیم!

من ذائقه سازی را با همان کلمه مدسازی معادله سازی و بیان کردم، مدسازی در تمام دنیا یک روش مخصوص به خودش را دارد. باید ببینیم اول چه کسی مد را می سازد! در دنیا رسانه ها مد می سازند، شبکه های مجازی، سلبریتی ها، برندها، فیمس ها مد می سازند، پس در درجه اول باید در جریان مدسازی کار کنیم. یک مجموعه لباسی که خیلی خوب طراحی شده است، باید میلیون ها نفر آن را ببینند تا مدسازی شود که متاسفانه ما در زمینه مدسازی کاری انجام نداده ایم و تمام فعالیت هایی که در حوزه مد و لباس انجام دادیم، به کارهای کوچک اقتصادی تبدیل شده که مخاطب دو یا سه هزار نفری دارد و توسعه پیدا نکرده است.