آرشیو پنج‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۰۰
رسانه: دور دنیا
۸
یادداشت : دیپلماسی و رسانه (52)

معماری ایران و سایبر دیپلماسی

محمد ولوی

در سه یادداشت گذشته به مزیت های نسبی معماری ایران در منطقه، نقش ویژه معماری ایرانی در مدل گردشگری خاص ایران و ظرفیت های دیپلماسی عمومی آن پرداختیم. در رابطه با راهکارهای مردمی و مجازی فرصت های ایجاد ارزش افزوده معماری ایران برای سایبر دیپلماسی، دکتر محسن اکبرزاده پژوهشگر معماری و گردشگری معتقد است: در بازنمایی رسانه ای جلوه های دیپلماسی عمومی دو مساله را باید مد نظر قرار داد.

مساله اول؛ مرتبط با راهکارها، روش ها و شگردهای خلاقانه بازنمایی محتوا از طریق ایجاد هشتگ های معین و مشخصی است که در آن کاربران شبکه های اجتماعی متوجه باشند با ارسال یک تصویر از یک برند مکانی در ایران، آن را حتما با هشتگ های مشخصی ارسال کنند که آن محتوا به مخاطب منطقه ای و جهانی برسد. این باید به یک عادت فرهنگی بین کاربران تبدیل شود و همه اقشار جامعه یک وظیفه تبلیغی را در ازای بازنمایی فرهنگ و معماری ایرانی به زبان های انگلیسی و عربی برای خود احساس کند.

از سوی دیگر نهادهای مردمی یا کسب و کارهای خصوصی نیز باید در ویکی ها و شبکه های اجتماعی تخصصی مانند تریپ ادوایزر یا فم تریپ ها (که در آن سازمان ها و کسب و کارهای گردشگری از متخصصان عرصه گردشگری از جمله عکاسان، بلاگرها، لیدرهای تور، روزنامه نگاران کمک می گیرند تا به معرفی شهر و جاذبه های گردشگری آن بپردازند) اطلاعات به صورت خوشه بندی، دسته بندی شده و رویه ای را برای گردشگران بالقوه ای که قابلیت سفر به ایران را دارند، به دست مخاطب برسانند.

متاسفانه در حوزه برنامه ریزی فعالان بخش دولتی و خصوصی حوزه معماری و گردشگری برای توزیع محتوا نیز ضعف عمده داریم.

مساله دوم؛ در راستای تولید محتوا آن چیزی که به بناهای معماری و تاریخی ما ضریب می دهد، برگزاری مستمر رویدادهای ملی، مذهبی و آیینی در آن بناها و بازنمایی مستمر آن به بهانه های گوناگون در شبکه ای اجتماعی است.

در سال های اخیر برگزاری رویدادهای مختلف از جمله تحویل سال در حرم امام رضا(ع)، شاهچراغ شیراز یا تخت جمشید توانسته است ضمن نشان دادن معماری ایرانی بازنمایی دهنده فرهنگ ملی و آیین های دینی مردم ایران باشد.

به عنوان مثال، معماری حرم امام رضا(ع) در کنار حضور اقشار و قومیت های مختلف ایرانی در رویدادهای مختلف؛ جامع ترین و کامل ترین بارزه نماد ایران فرهنگی است.

لذا پیشنهاد می شود با توجه به وجود مناسبت های متعدد در تقویم ملی ایران و همچنین علاقه مندی مردم ایران به تولید و انتشار محتوای تصویری در شبکه های اجتماعی به همراه گسترش روزافزون نفوذ اینترنت در ایران و رتبه 16 کشور در تعداد مشترکان در جهان با یک برنامه ریزی مشخص یک انقلاب محتوایی در بازنشر محتوای مثبت از ایران در فضای رسانه ای ایجاد شود.

این الگو چندان پیچیده نیست و دخیل کردن ارگان های دیپلماسی عمومی از قبیل آموزش و پرورش، دانشگاه ها، شخصیت های علمی، فرهنگی و سیاسی و مطالبه عمومی آن از نهادهای دست اندرکار می تواند در یک بازه زمانی دو ساله باعث هژمونی فرهنگی ویژه ای در فضای رسانه های اجتماعی برای کشور شود.

ضمن این که اجرای موفق این راهبرد به عنوان یک نقطه عطف تاریخی در کنار ابهام زدایی از تصویر شکل گرفته از ایران در ذهن مخاطبان جهانی متاثر از تبلیغات سیاسی رسانه ای و به دور از واقعیات ایران، باعث شناساندن بناهای معماری و تاریخی و میراث فرهنگی خواهد شد.

یک چشم انداز شفاف و راهبردی در کنار پیاده سازی کارآمد ایده ها و برنامه ها در قالب فعالیت های مشارکتی همه عناصر حوزه های سیاسی، فرهنگی اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و گردشگری می تواند به توسعه برند یک مکان منجر شود. در حقیقت یک برندسازی مکانی موفق به صورت خلاقانه تمامی اقشار، دست اندرکاران و عناصر کلیدی یک منطقه را وارد صحنه اقدام می کند.این فرآیند در سطوح ملی، استانی، شهری، منطقه ای یا اماکن خاص و حتی روستایی قابل دسته بندی است.