آرشیو دو‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۹
جامعه
۱۳
یادداشت

حذف آموزش زبان انگلیسی از مدارس، درست یا غلط؟

عباس پرورده

در روزهای گذشته خبری منتشر شد که  بر اساس آن 57 نماینده مجلس طرح یک فوریتی «رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور» را به هیئت رئیسه مجلس ارسال کردند. براساس این طرح، آموزش زبان انگلیسی از برنامه مدارس حذف و جزء دروس اختیاری اعلام شده و دانش آموزان برای یادگیری باید به آموزشگاه های آزاد مراجعه کنند. از آنجایی که تصویب چنین طرح هایی می تواند بسیاری از رویه های آموزش و پرورش را تحت تاثیر بگذارد که ارتباط مستقیم با آینده اجتماعی و حرفه ای دانش آموزان دارند  و از طرف دیگر در کم و کیف اداره کشور نیز موثر باشد، به نظر می رسد هم نمایندگان محترم مجلس و هم افکار عمومی لازم است تعمق بیشتری در موضوع مطرح شده داشته باشند.

پیشنهاد لوایح از سوی نمایندگان مردم در مجلس از اصول قانون اساسی و حق نمایندگان است، اما اگر لوایح، به خصوص آنهایی که گستره وسیعی از جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند، با نقد و بررسی های کارشناسی و قرارگرفتن در معرض جرح و تعدیل از سوی رسانه ها زیر ذره بین قرار بگیرند، نمایندگان محترم با دقت بیشتری به بررسی چنین لوایحی اقدام خواهند کرد. از این جهت در این مطلب به جوانب مترتب بر این طرح و همچنین تغییراتی که در صورت تصویب شدن یا نشدن این لایحه در ایران اتفاق خواهد افتاد، می پردازیم.

1-نخست اینکه به نظر می رسد نمایندگان محترمی که این طرح را ارائه داده اند، به عمق فرمایش مقام معظم رهبری دقت نداشته اند، چون ایشان در سخنان مورد اشاره خود که در طرح آمده، نگفته اند زبان انگلیسی از مدارس حذف شود، بلکه گفته اند زبان های خارجی دیگری نیز جهت آموزش در نهادهای آموزشی تدریس شوند که بخش اصلی سخنان ایشان عینا نقل می شود: «این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله زبان خارجی را باید بلد بود اما زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست. زبان علم که فقط انگلیسی نیست... [مثلا] امروزه کسانی که به زبان اسپانیولی حرف می زنند کمتر از کسانی نیستند که به زبان انگلیسی حرف می زنند... چرا زبان فرانسه یا زبان آلمانی تعلیم داده نمی شود؟ زبان های کشورهای پیشرفته شرقی هم زبان بیگانه است، اینها هم زبان علم است». ضمن اینکه ایشان در سخنرانی سیزدهم اردیبهشت 1395 هم در دیدار با معلمان تصریح کردند «این سخنان به معنای تعطیل کردن آموزش زبان انگلیسی در مدارس نیست، بلکه بحث اصلی این است که بدانیم با چه حریفی مواجه هستیم و طرف مقابل چه برنامه ریزی های دقیقی برای تاثیرگذاری بر نسل آینده کشور دارد».

2-این فقط ایرانی ها نیستند که زبان انگلیسی می آموزند، همه کشورهای جهان بر اساس نیازهای علمی و حرفه ای، آموزش زبان انگلیسی را در سطوح دولتی و غیردولتی در برنامه های آموزشی گنجانده اند. حتی کشوری مثل فرانسه که زمانی خود سابقه رقابت در فرهنگ و زبان غالب در جهان را داشته، کثیری از شهروندانش انگلیسی را به سلاست صحبت می کنند. چون می دانند برای انجام بسیاری از امور نیازمند تکلم و فهم انگلیسی هستند.

3-زبان مقوله ای وابسته به فرهنگ است، از این جهت آموزش آن برای ما حساسیت بیشتری دارد. به این معنی که وقتی فردی شروع به یادگیری زبانی بیگانه می کند، به دلیل وجود واژگان، عبارات، تکیه کلام ها، ضرب المثل ها، ادبیات و به خصوص عبارات محاوره رایج در آن، ناخواسته با فرهنگ نهادینه شده آن زبان هم ارتباط برقرار کرده و تحت تاثیر قرار می گیرد. حال در شرایطی که یک زبان خارجی کاربردی بین المللی یافته، اگر آموزش زبان خارجی در یک سطح تعریف شده و هدف محور در اختیار موسسات رسمی از جمله آموزش و پرورش باشد، می توان منابعی را برای دانش آموزان تالیف کرد که از حداقل در هم تنیدگی فرهنگی با آموزه های غربی برخوردار باشند و در عین حال بیشتر سمت و سوی استفاده از منابع علمی و دانشگاهی یا حرفه ای داشته باشند، در حالی که اگر آموزش و پرورش و نهادهای دولتی در این باره از خود سلب مسئولیت کنند و بر اساس آنچه در طرح نمایندگان محترم مجلس آمده، کار آموزش زبان خارجی را به موسسات خصوصی واگذار کنند، طبیعی است که این موسسات بر اساس سنت مالوف به سوی استفاده از کتب و منابع تالیف شده در کشورهای انگلیسی زبان مایل خواهند شد و به تدریج تاثیرات فرهنگی ناخواسته از مسیر آموزش زبان خارجی به زبان آموزان منتقل می شود. ضمن اینکه چنین موسساتی چندان مقید به معیارهای رفتاری برای مدرسان خود نخواهند بود و دانش آموزان در سنین نوجوانی که حساسیت زیادی به لحاظ شکل گیری شخصیت دارد، تقریبا به صورت رهاشده به موسسات خصوصی آموزش زبان واگذار خواهند شد.

4- امور مهمی در جهان امروز با آموزش زبان انگلیسی درهم تنیدگی پیدا کرده اند که حذف این مقوله از پایه های اولیه آموزش و پرورش که مستعدترین دوره زمانی برای دانش آموزان است، می تواند به حضور ایران در این حوزه ها آسیب جدی و غیرقابل چشم پوشی وارد کند. مثلا حوزه های مهمی مثل رایانه که کاملا عمومی است، با زبان انگلیسی آمیختگی پیدا کرده است. همچنین حوزه های نسبتا فراگیر دیگری که عموما اقتصادی و تجاری هستند، با آموزش زبان انگلیسی روابطی تنگاتنگ دارند که اگر افرادی که می خواهند وارد این حوزه ها شوند، از نوجوانی که سن حساس فراگیری است آموزش را شروع نکرده باشند، برای حضور کارآمد در این رشته ها دچار اختلال خواهند شد. مشاغلی مثل گردشگری، تجارت خارجی، امور حمل ونقل بین المللی، روزنامه نگاری و رسانه و همچنین نیازهای علمی از جمله مراجعه به منابع علمی بین المللی و بسیاری امور دیگر با زبان انگلیسی درهم تنیدگی دارند و حذف آموزش این زبان از مدارس دولتی می تواند منجر به محدودیت ها و حتی خسارات جبران ناپذیری در روند امور مربوطه شود.

5-حذف آموزش زبان انگلیسی از مدارس دولتی و سپردن آن به آموزشگاه های خصوصی که شهریه دریافت می کنند، باعث ایجاد تبعیض می شود، به این دلیل که خانواده هایی که نمی توانند هزینه آموزشگاه خصوصی را برای فرزندان خود تامین کنند، از آموزش محروم شده و حتی در صورت داشتن توانمندی بالقوه حضور در مشاغل و تخصص های مختلف، به خاطر فقر خانواده از دستیابی به تحصیلات و مشاغل تخصصی محروم می مانند و این کاملا برخلاف عدالت است. 

ضمن اینکه در درازمدت تبعیض های آموزشی به ایجاد طبقات مرفه منجر شده و امنیت ملی را تضعیف می کند.

6-نکته پایانی اینکه همه ما متفق القول هستیم که آمریکا تاریخی منفور از دخالت در امور کشورها، سرکوب جنبش های آزادی بخش، کودتا علیه دولت های ملی، تفرقه افکنی، همدستی با حکومت های سرکوبگر و مستبد، تهاجم نظامی به کشورها و کشتن غیرنظامیان و حمایت غیرموجه از رژیم صهیونیستی دارد، اما به یاد داشته باشیم درصد بالایی از منابع علمی و دانشگاهی جهان نیز در موسسات علمی و دانشگاه های این کشور به زبان انگلیسی تولید می شود و مابقی هم عموما در کشورهای اروپایی و به همان زبان انگلیسی هستند و درصد اندکی به زبان های فرانسه، روسی یا ژاپنی منتشر می شوند. از این جهت کاهش سطح دانش زبان انگلیسی در ایران مستقیما بر روند دسترسی به منابع علمی روز جهانی و در نهایت توسعه تاثیر منفی خواهد گذاشت.