آرشیو پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۴
صفحه آخر
۱۶
تاکسی نوشت

درخت های پاییزی

سروش صحت

برگ درخت های کنار اتوبان رنگی شده است. نارنجی، زرد، قرمز، قهوه ای. مردی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «چقدر این درخت ها قشنگ شدن.»

راننده چیزی نگفت. مرد نگاهی به راننده کرد و گفت: «درخت ها را دیدید؟»

راننده گفت: «بله.» مرد گفت :«خیلی عجیب و غریب نشدن؟... هزار رنگ...» راننده گفت: «بله.»

مرد گفت :«ولی انگار خیلی براتون جالب نیست.» راننده گفت: «شما چون گاهی از این مسیر رد می شی، درخت ها و رنگ شون برات جدید و جالبه، من چون روزی ده بار این مسیر رو می رم و می یام اصلا درخت ها را نمی بینم که بخوام رنگ برگ هاشون را ببینم.»

مرد با تعجب پرسید: «شما درخت های به این قشنگی را نمی بینید؟»

راننده گفت: «نه... آدم چیزهایی که بهش خیلی دور یا خیلی نزدیک هستند را نمی بینه.» زنی که عقب تاکسی نشسته بود، نفس عمیقی کشید.