آرشیو شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۹۶۲۷
اجتماعی
۱۰
درنگ

از اعمال تا وقایع حقوقی

پریا اکبری

در گفتار پیشین به بررسی اسباب ایجاد دین و تعهد پرداختیم. برهمین اساس پاره ای از نویسندگان قائل بر این هستند که اسباب ایجاد دین به دو گروه اعمال حقوقی و وقایع حقوقی تقسیم می شود و آنچه باعث ایجاد دین یا تعهد می شود به دو گروه عمده اعمال حقوقی و وقایع حقوقی تقسیم می شود.  

اما در پاسخ به این پرسش که وقایع حقوقی چه اموری هستند؟ در تعریف آن به تعبیر مرحوم کاتوزیان، بایستی بدانیم رویدادهایی هستند که آثار حقوقی آن، نتیجه اراده شخص نیست و به حکم قانون به وجود می آیند، اعم از اینکه ایجاد این واقعه به شکل ارادی باشد مانند  غصب و اتلاف مال دیگری یا اینکه ایجاد این واقعه غیر ارادی باشد و در اثر اراده شخص به وجود نیاید و طبیعی باشد مانند مرگ و تولد شخص. 

 تعریف تلف کردن مال غیر به روشنی پیداست، اما غصب بدان معناست که فردی بدون رضایت دیگری با قصد تسلط پیداکردن به حق دیگری به نحو عمدی و ارادی و بدون مجوز و اذن از حق مالک بهره ببرد.غصب تنها تسلط بر مال و منزل و مغازه دیگری نمی باشد، بلکه تسلط یافتن بر حق دیگری، می تواند حتی بر منفعت یا عنوان  دیگران هم باشد مثلا فردی که غصب عنوان کند و بر عناوین فرد دیگری، بدون اذن و رضایت وی تسلط و استیلاء پیدا نماید، غصب نموده است. 

  بایستی بدانیم که پاره ای از امور وقایع حقوقی بوده و نتیجه اراده و اختیار فرد مورد نظر نیستند و اساسا ایجاد واقعه به طور ارادی اتفاق نیفتاده، این قانون است که پیش بینی نموده، چنانچه مرتکب عمل خاصی شویم؛ نتایج آن را خود قانون تعیین خواهد کرد.  

 دومین قسمت از اسباب ایجاد دین، اعمال حقوقی هستند اما عمل حقوقی چیست؟ عمل حقوقی اعلام اراده ای است که به منظور ایجاد اثر حقوقی خاصی انجام می شود و قانون نیز همان اثر دلخواه را بر آن بار می کند عمل حقوقی بخشی از عمل ارادی است که اثر آنها با آنچه که فرد فاعل و مرتکب می خواسته منطبق است مانند عقود و ایقاعات.  

در تعریف واضح تر عمل حقوقی می توان بیان داشت که از اقسام  عمل حقوقی می توان به عقد بیع که در گفتار پیشین به آن پرداختیم (خرید و فروش) اشاره کرد. چنانچه عمل حقوقی انجام شود اثر حقوقی خاص، نتیجه اراده فرد فاعل(انجام دهنده) بوده و همان اثر نیز بر آن بار می شود. 

  عمل حقوقی شامل عقد و ایقاع می شود. می دانیم مقصود از اعمال حقوقی وقایعی هستند که به اراده اشخاص به وجود می آیند و آثار حقوقی آنها تابع همان اراده است. پس از تعریف آن می توان چنین نتیجه گرفت که کار ارادی است و اثر حقوقی آن با آنچه فاعل آن می خواسته کاملا منطبق است یا به بیان بهتر اعلام اراده ای است که به منظور ایجاد اثر حقوقی خاص انجام می شود و قانون نیز  همان اثر دلخواه را بر آن  بار می کند. 

 به عنوان مثال قصد مشترک آقای الف و خانم ب، انجام معامله یک دستگاه آپارتمان می باشد. در واقع تلاقی دو اراده و اعلام دو اراده این دو فرد، دو قصد انشا و دو اراده واقعی بر انجام معامله، باعث ایجاد اثر حقوقی خاصی می شود. که این، همان معامله، یعنی خرید و فروش یک دستگاه آپارتمان است. آنچه خانم ب می خواسته خرید یک آپارتمان بوده و آنچه آقای الف می خواسته فروش یک آپارتمان بوده و این تلاقی دو اراده و انشا و اعلام  آن باعث ایجاد عقد و یک عمل حقوقی می شود این اعلام اراده را انشا به معنی ایجاد می گویند یعنی چنانچه اراده ای را اعلام نماییم اقدام به انشا یک اراده نموده ایم و اساسا  برای بیان ارادی و عمدی آن  به قصد انشا نیاز داریم.