آرشیو دو‌شنبه ۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۹
سیاست
۶

آینه

اعتماد: تندروها و سینما

سیدجمال ساداتیان:... واقعا جای تعجب است که مدام در کشور تاکید می شود رفتارمان باید بر اساس قانون اساسی باشد و از آزاداندیشی دفاع می کنیم و بر اهمیت آن تاکید داریم اما مسائل ما این گونه پیچیده می شوند و فیلمی که تمام مراحل قانونی را طی کرده 10 سال در آرشیو سازمان سینمایی می ماند و از حق طبیعی خود که همان نمایش در سینماهاست، محروم می شود، آن هم فیلمی که موضوع آن در راستای ارتقای بینش اجتماعی و برای روشن شدن بزه های اجتماعی است و به خوبی می تواند در این بخش مثمرثمر باشد... در این سال ها طرز تفکر و نگرانی های یک عده دلواپس نه تنها راهگشا نبوده، چه بسا موانع کاذب درست کرده و بر مشکلات جامعه ما افزوده است. چهارشنبه سوری، انتهای خیابان هشتم، دایره زنگی، به رنگ ارغوان، برف روی کاج ها و... فیلم هایی بودند که در دوره های مختلف بی جهت توقیف شدند و بعد هم از محاق خارج شدند و مشخص شد نگرانی ها درباره اکران این فیلم ها کاملا غیرواقعی بوده است. سوال من از این دوستان دلواپس این است که چرا باید انرژی و توان یک سینماگر -که می توانست در امور دیگر شکوفا شود- بی جهت و بی دلیل صرف رفع توقیف فیلمش شود؟

دنیای اقتصاد: رونق بخش نامه یا رونق تولید؟

تواتر تولید مقررات از پنج روز به یک روز و نیم رسید. پس لرزه سیاست های ارزی دولت صدور 629 بخشنامه از فروردین ماه سال گذشته تا پایان مردادماه 98 است. ارزیابی ها نشان می دهد اگرچه بعد از تصمیم دولت برای اعلام نرخ 4200 تومان برای دلار، هر پنج روز یک بخشنامه ارزی و تجاری صادر شد، اما با تولید روزافزون مقررات، صدور بخشنامه به یک روزونیم رسیده است. درواقع به نظر می رسد به جای رونق تولید، رونق بخشنامه در دستور کار سیاست گذاران قرار گرفته است. بر اساس گزارش موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، سیل بخشنامه ای سال 97 و 98 عمدتا ناشی از شرایط خاص کشور ناشی از تحریم ها، محدودیت های ارزی و اتخاذ مقررات جدید با هدف کنترل واردات است. بررسی بخشنامه های سریالی نشان می دهد درحالی که از تیرماه سال 91 تا مرداد سال 96، اولویت های واردات کالاها 6 بار دچار تغییر شده، مجددا از خردادماه 97 تا تیرماه 98 نیز 6 بار دیگر این اولویت ها تغییر کرده است. ارزیابی ها همچنین نشان می دهد 68 درصد این بخشنامه ها با هدف ایجاد محدودیت های کوتاه مدت و میان مدت در فرآیند تجارت کشور و 32 درصد نیز در جهت جبران مشکلات ایجادشده و تسهیل در مسیر تجارت بوده است.

جوان: حق تان است که حرف های جدی تان را هم باور نکنیم!

نگاهی به حرف ها و مواضع روحانی و بسیاری دیگر از مسئولان نشان می دهد بعضی حرف ها و مسائل تنها کارکرد تبلیغاتی دارند و هیچ گاه حل نمی شوند. راه مقابله با این حرف ها جز بی توجهی به این مواضع نیست... حقیقت این است که برخی موضوعات همچون مذاکره با آمریکا، حصر سران فتنه، مسائل زنان و سربازی تنها کارکرد تبلیغاتی و ایجاد انحراف در افکار عمومی دارند. این مسائل هیچ گاه با این حرف ها و متلک های سیاسی حل نمی شوند بلکه فقط جایی که برادر رئیس جمهور راهی زندان یا مدیر آمدنیوز دستگیر می شود، حرف هایی پیرامون شان گفته می شود تا سر بحث باز شود و مخالف ها و موافق ها آتش خانه های خود را برای انحراف توجه ها به راه اندازند. این ها حکایت از نبود عقلانیت در کشور ما و به ویژه در میان مسئولان دارد. همین است که مردم گاهی حس می کنند مسئولان توان اداره امور را ندارند و به حرف های جدی آن ها هم مشکوک نگاه می کنند. تنها راه مقابله با این نوع رفتار و گفتار بی توجهی مردم و فعالین رسانه ای و سیاسی است. اگر ما هربار با این حرف ها همراهی نکنیم و هی آب به آسیاب شان نریزیم، مسئولان هم یاد می گیرند از پاسخگویی به مردم فرار نکنند!

کیهان: چه کسی پیش بینی می کرد؟

... شاید عده ای نپذیرند اما، حرکت دانشمندان غربی علوم انسانی به سمت آنچه «عقلانیت» و «علم» می گویند، و تلاش آنها برای ارزیابی همه تحولات این حوزه با ابزار «عقل ناقص بشری» و مشاهده رفتار «انسان به مثابه یک شیء»، تحلیل برخی رویدادهای اجتماعی را، نه ساده تر که، «سخت تر» کرده و بعضا محقق را به بیراهه برده است... بد نیست بدانید بسیاری از اندیشمندان غربی دلیل کنارگذاشتن اعتقادات دینی در تحقیقات علمی را، «علمی ماندن» تحقیقات و فاصله گرفتن از «خرافه» می نامند اما جالب است این درخواست بیش از 200 سال است که در کتاب ها و سخنرانی هایشان تکرار می شود. این یعنی آنها موفق نبوده اند و دین با وجود تمام تلاش ها حذف نشده است؛ چراکه این مهم، امری «فطری» و حذف ناشدنی است. آنچه در روزهای منتهی به اربعین رخ می دهد و طی آن مردم از سراسر کره خاکی، با نژادها، رنگ ها، فرهنگ ها، اعتقادات و ادیان مختلف برای رسیدن به «یک نقطه» سرازیر می شوند آن هم بدون «هیچ سازمان دهنده ای»! برای جامعه شناسی که از ترس افتادن به خرافه، «دین» و «ایدئولوژی» را از تحقیقاتش حذف می کند، نه قابل درک است نه قابل پیش بینی!