آرشیو دو‌شنبه ۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۵۹
سیاست
۶
یادداشت

دعوت

حسین روحانی صدر

حاج حسین سلیمانی، از بازاریان و مبارزان پیش از انقلاب و هم تبعیدی رهبری و یکی از خدام کنونی آستان قدس، درباره دوران سرپرستی 198روزه اش در سال 1360 چنین روایت می کند:

پس از پایان کلاس اول برای اولین بار همراه اقوام و خانواده به مشهد رفتیم. از روی ارادت در سفر نخستم به مشهد، علاقه مند به زیارت دائمی حضرت شدم. بعضی هفته ها که دلم می گرفت و فشار کسب و کار و حوادث روزمره مرا آشفته می کرد، از تعطیلی جمعه استفاده کرده خدمت حضرت می رسیدم و درددل می کردم. نماز مغرب و عشا را پشت سر آیت الله میلانی، تنها مرجع تقلید مقیم مشهد، در صحن نو حرم، یا پشت سر آقای شیخ غلامحسین تبریزی، صاحب کرامات اخلاقی فراوان و مدیر یکی از مدارس علمیه مشهد، در صحن مسجد گوهرشاد یا پشت سر آقا سیدجواد خامنه ای، پیرمرد مشهور و امام جماعت مسجد ترک ها، می خواندم. مشهور است از آیت الله العظمی میلانی پرسیدند: زیارت امام رضا(ع) به قسمت است یا به همت؟ ایشان فرمودند: خیر. زیارت امام رضا(ع) به دعوت است؛ باید دعوت کند. فکر نکنید که خودتان آمدید، بلکه عنایت امام رضا(ع) و لطف الهی شامل حال تان بوده است.پس از پیروزی انقلاب و ابتلا به مشکلات فراوان بی اراده در مشهدالرضا قرار گرفتم. شبی در منزل سیدمهدی قاسمی، مولف کتاب علوم قرآنی به صورت شعر، طنز و حروف مقطع در 10جلد، میهمان شدم. او خبر حضور مرا به آقای طبسی رساند. به واسطه سوابق مبارزاتی ام به دعوت او ملاقاتی در دفتر کارشان صورت گرفت. ایشان همکاری در مناصب مختلف را به من پیشنهاد داد. با توسل به استخاره، خدمت در آستان را با عنوان کفالت سرپرستی کلیه خدمه پذیرفتم. از گذشته دور، جیب بری و دزدی طلا، جواهر، پول و اجناس قیمتی از زوار بوده و هست. بعد از مطالعه گزارش ها و مشورت با قدیمی تر ها فهمیدم دزدها دو گروه اند: گروهی افراد باتجربه و گروهی کودکان کم سن وسال که نزد این باندها آموزش دزدی دیده و به حرم فرستاده می شوند.

آنها هر روز صبح آدامس، عسل یا هر مایع چسبناک دیگری را روی شیار هایی می چسباندند که زوار، نذورات خود را از آنها به داخل ضریح می ریختند تا در فرصت های مناسب اشیای قیمتی یا پول هایی را که روی این مایع های چسبناک مانده جمع آوری کرده و ببرند.

 کاردک های ظریف و برنده ای را تهیه کردم. خدام هر روز صبح شیار ها را با کاردک ها از مواد چسبناک پاک می کردند تا دیگر دزدها نتوانند به این واسطه به اموال داخل ضریح خیانت کنند. به ماموران جلوی در گفتم: به بهانه گم شدن یا خفه شدن در ازدحام جمعیت، مانع ورود بچه های 12- 13ساله بدون بزرگ ترشان شوید. از سوی دیگر، از ماموران بازنشسته اداره آگاهی که افراد ورزیده و باتجربه ای هستند، خواستم در ورودی های حرم برای بررسی ورود و خروج زوار به ما افتخاری کمک کنند. از ارادتی که نسبت به رسیدگی به امور زوار داشتند، پذیرفته و آمدند. با یک نگاه آنی، دزد را از زائر تشخیص می دادند؛ برای همین صحن مطهر برای دزدان، نا امن و به تدریج از تعدادشان کم شد.

در یکی از ملاقات هایم از آقای واعظ طبسی خواستم خدام مجلس خطبه خوانی آخر ماه صفر، مصادف با شهادت امام رضا(ع) را به صورت شام غریبان برگزار کنند؛ ایشان موافقت کردند. سال های بعد کلیه پرسنل چندهزارنفره، خادم، دربان، فراش، نگهبان و کفش دار به سبک خاصی از اداره مرکزی چهارراه نادری با شمعدان های لاله ای شکل به دست، به طرف مرکز حرم صحن جمهوری می آیند. آقایان مادحین با بلندگوی بیسیم مداحی و بقیه خدام اشعار را تکرار می کنند. در نزدیکی حرم وقتی گنبد را از دور می بینند، می ایستند و زیارت امام رضا(ع) را می خوانند و به حرم که می رسند زیارت امین الله. در صحن جمهوری روی فرش ها می نشینند و مداحان مداحی می کنند. در آخر دعا می کنند و تمام زوار با التماس، ته مانده شمع هایی را که در آن لاله ها سوخته، از خدمه ها می گیرند و بالای سر مریض روشن می کنند تا شفا یابد.

در طول خدمت 40ساله ام همیشه به خدام گفته ام: چون تراشیدن ریش اشکال دارد، در روز های خدمت این کار را نکنید. وقتی آنها باهم شوخی یا معامله می کنند، فوری کنارشان قرار می گیرم و به آنها تذکر می دهم که ما در حرم باید اهل ذکر، دعا و قرآن باشیم؛ زوار فکر می کنند که ما فرزندان امام رضاییم و هر روز با ایشان هستیم؛ باید آبروی حضرت را حفظ کنیم. وقتی آنها دست به لباس ما می کشند و می بوسند یا وقتی می خواهند پایین سنگ دم در پیش روی مبارک را ببوسند، پای ما را نیز می بوسند، این به خاطر ما نیست؛ به خاطر حضرت است. این کار ها وجهه ای را که زوار برای ما قائل اند، زیر سوال می برد. در حرم یا حیاط حرم، به خاطر وجود زوار رعایت کنید و بلند صحبت نکنید.