آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۷۶۸
باشگاه اقتصاددانان
۲۳

مسیر رشد چگونه طی شد؟

مهندس سهراب مشهودی

 شهرهای جدید با هدف جذب سر ریز جمعیت شهرهای بزرگ و متوسط به بالا متولد شدند.جمعیت سرریز شامل دو گروه عمده می شد:

اول: خانوارهای زیر خط فقر سکونت شهری

و دوم: خانوارهایی که گرچه می توانستند ساکن شهر باشند، ولی سکونتگاهشان برایشان مطلوب نبود.

از آنجا که مقرر بود قیمت زمین واگذار شده در شهرهای جدید «معادل هزینه آماده سازی آن باشد» سکونت این دو گروه زمانی امکانپذیر بود که این قیمت در توان خرید آنها باشد. با تحمیل استانداردهای شورای عالی (که برای گروه های متوسط بالای درآمدی تدوین شده است) بلافاصله گروه اول هدف برنامه (یعنی افراد زیر خط فقر سکونت) از برنامه حذف شدند. این امر به علت انتخاب مکان این شهرها نبود، چون برای مثال در جوار شهر جدید پردیس (وقتی جمعیت آن به 10 هزار نفر هم نرسیده بود) شهر خود روی ولیعصر 100هزار از افراد زیر خط فقر را سکنی داده بود. این اشتباه در حالی روی می دهد که تجربه شهرک واوان در جنوب تهران (که قبل از انقلاب با همین هدف جذب گروه های زیر خط فقر ساخته شده بود) پیش روی بود  که وقتی به 20درصد ظرفیت هم نرسیده بود «اسلام شهر» اکبرآباد و چند شهرک خود روی دیگر با ده ها برابر جمعیت در جوارش شکل گرفتند.

گروه دوم یعنی یک گروه درآمدی بالاتر «که برای سکونت بهتر(اغلب خانه های انفرادی یا وسیع تر از خانه شهریشان) به شهرهای جدید آمده بودند نیز دچار دو معضل بزرگ شدند که موجب شد اقبال به شهرهای جدید از سوی این قشر هم رو به کاستی بگذارد.

اول: عدم ایجاد خطوط آمد وشد سریع بین شهرها و شهر معادل و دوم: شکست «شرکت عمران شهرهای جدید در تجهیز کامل این شهرها و تامین تاسیسات و خدمات ضروری در آنها» به علل زیر:

نخست: در برآورد طرح ها «به مهندسان مشاور فشار وارد می شد که برآوردها به حداقل برسد» که قیمت واگذاری اراضی کاهش یابد.

دوم: اینکه به مساله افزایش هزینه ها در طول زمان ساخت توجه نشد. درنتیجه با فروش اراضی تکمیل شهرها ممکن نشد.

سوم: ساخت شهرها خود دولت بر عهده گرفت «که به چند برابر شدن زمان و هزینه های طرح انجامید. در حالی که اگر (به یکی از روش های ممکن) به بخش خصوصی واگذار شده بود» این شهرها بسیار ارزان تر و زودتر این آماده می شدند.

حالا دو سوال مطرح است:

1: برای جذب شهروند به شهرهای موجود چه باید کرد؟

2: برای تکمیل شهرهای جدید موجود چه باید کرد؟

3: بخشی از هر شهر برای گروه های زیر خط فقر «دوباره طراحی شد» به گونه ای که ارزان تمام شود و ارزان هم بماند. تمهیداتی مثل قطعات کوچکی که خود ساکنان بتوانند واحدهای یک طبقه خود را بسازند، کاهش هزینه های آماده سازی با «زدون دسترسی اتومبیل به هر واحد»، تغییر کاربری ها به کاربری های ضروری برای همین طبقات مثل حمام، اتاق مشق و محل نگهداری خردسالان به شکل تعاونی و امثالهم. دوم: «دسترسی آسان و سریع به محل شغل ساکنان یا ترغیب وزارتخانه های مسوول اشتغال (مثل وزارتخانه های اقتصاد، صنایع و...) به ایجاد کارگاه ها و محل های کار نزدیک شهر جدید.

دوم: اتخاذ روش هایی برای جذب سرمایه برای تکمیل شهرهای جدید.

که بهترین آنها اعلام به بخش خصوصی است که بگویند در ازای تکمیل این شهرها چه تقاضاهایی دارند (که ممکن است از ساخت خانه دوم های ویژه تا کاربری های خاص متغیر باشند) و واگذاری به بهترین پیشنهاد باشد. باتوجه به کیفیت منافع شهروندان و منافع ملی.

2- شهرهای جدید نسل بعد در چه مکان هایی و با چه عملکردهایی باید ساخته شود

2-1- شهرهای تعادل بخش به سکونت و فعالیت

 یکی از بزرگ ترین ضرورت های کشور تعادل بخشی در سکونت و فعالیت در کشور است. طرح های ناحیه ای که برای تقریبا کل کشور برنامه ریزی شده است، مکان های را برای ایجاد شهرک های جدید پیشنهاد داده اند که باید حتما از آنها برای استقرار شهرهای جدید استفاده شود. البته شرط اصلی آن ایجاد محل های اشتغال زای جدید است که وزارتخانه های صنایع، کشاورزی و اقتصاد با یاری سازمان برنامه و بودجه باید آنها را همزمان تدارک ببینند.

 2-2- ساماندهی به شهرهای مردمی

در حالی که نزدیک به چهل سال یک سازمان عریض و طویل با یک معاونت وزیر درگیر حدود ساخت کمتر از 20 شهر جدید (هنوز نیمه تمام) بودند بیش از 500 شهر به وسیله مردم در اطراف شهرهای بزرگ ساخته شد که این سازمان و دولت با عناوینی مثل سکونتگاه های غیررسمی چشم بر روی آن بستند. این امری است که تا تعادل بخشی به نظام فعالیت در سرزمین اتفاق نیفتد همچنان با مهاجرت بیکارها به شهرهای بزرگ و عدم امکان سکونت در شهر تداوم خواهد یافت. بنابراین تا وقتی که این امر جاری است به جای پاک کردن صورت مساله باید به حل آن پرداخت. چاره این امر احداث شهرک های منفصل در اطراف شهرهایی است که مهاجران برای کار به آنها می آیند و قادر به یافتن سکونتگاه در آن نیستند.

2-3- خانه دوم

در تمام نقاط دنیا «ساکنان فشرده در شهرها و دور افتاده از طبیعت» این خسران ها را با خانه دوم جبران می کنند و تعطیلات خود را در آنها می گذرانند. دولت این بار با برچسب مرفهان بی درد و... به این درخواست (با وجود در اختیار قرار داشتن بیش از 80درصد اراضی کشور که بخش اعظم آن هم بیابانی است) هم پشت می کند و در نتیجه این افراد تنها چاره را خرید اراضی از کشاورزان می یابند. در حالی که با اختصاص بخشی از این بیابان ها به این شهروندان که با آب بازیافتی فاضلاب شهری می شود آبیاری شود، می تواند این جریان قوی را از تهدید (اراضی کشاورزی) به فرصت گسترش فضاهای سبز در اراضی بیابانی بدل کند.