آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۵۲۷
جامعه
۱۲
یادداشت

شرایط یوز امیدوارکننده نیست

حسن اکبری

در ایران مرکزی شرایط یوز به مرحله فوق بحران رسیده و بدون یک کار متمرکز نمی توانیم امیدی به نجات این گونه داشته باشیم. مشاهدات ما نشان می دهد در یزد، کرمان و نایبندان تنها یوزهای نر زندگی می کنند، حتی اگر در مناطق آزاد، یعنی مناطق خارج از مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست هم یوزهایی داشته باشیم که رصد نشده باشند، باز تعداد آنها به اندازه ای نیست که بتوانند به لحاظ ژنتیکی این گونه را از خطر انقراض نجات دهند. ممکن است برخی به این سخن من خرده بگیرند وبگویند پایش های یوز در زیستگاه های جنوبی به خوبی انجام نشده و دوربین گذاری ها هم کافی نبوده است، یا حتی مطرح کنند که نشانه هایی از یوز ماده را در سال های گذشته در دره انجیر دیده اند. آیا این گزاره ها امیدوارکننده اند یا در صورت پایش به نتایج شگفت انگیزی می رسیم؟ ما باید در موضوع یوز نگاه کلی داشته و با مقایسه دو دهه گذشته برنامه ریزی انجام دهیم. در استان یزد از سال 81 تا 89 یعنی در دهه 80 حدود 49 فرد مختلف یوز شناسایی شدند. البته این بدان معنا نیست که جمعیت یوزها در این دهه 49 فرد بود. ممکن است در سال 84 یوزی مرده اما توله های جدیدی را در سال بعدتر دیده باشیم، اما می توانستیم بگوییم در دهه 80 ما ذخیره ژنی خوبی از یوزها داشتیم، در دهه 90 این آمار به پنج یوز تقلیل پیدا کرد که تمامی آنها هم نر هستند. این کاهش چیزی به ما نمی گوید و سیگنالی به ما نمی دهد؟ حتی اگر فرض کنیم یوز ماده ای هم وجود داشته باشد آیا این خبر امیدبخشی است؟ ما در دهه قبل 49 فرد یوز داشتیم که نیمی از آنها ماده بود، اما آیا یک یوز ماده می تواند ما را به جمعیت دهه قبل برگرداند؟ اگر کلی نگاه کنیم امید بستن به یکی دو یوز ماده در طبیعت امید چندانی ایجاد نمی کند. تکثیر در اسارت آخرین تیر ترکش ماست ، آن هم وقتی راه دیگری وجود ندارد، ما به مرحله ای رسیده ایم که باید در ایران مرکزی حداقل در مقیاس باغ وحشی یوزها را نگه داریم تا چنانچه توانستیم آنها را رهاسازی کنیم. ما نباید تعلل به خرج دهیم که ژن های موجود را از دست دهیم و شرایط مان از آنچه اکنون است، بغرنج تر شود. در سال های 93 و 94 این پیشنهاد را مطرح کردیم تا یک محوطه وسیع 50 هزار هکتاری محصورسازی شود و بتوانیم از مولدهای محل های دیگر استفاده کنیم و در شرایط نیمه طبیعی یوزها خودشان شکار کنند و این فنس ها فقط موجب عدم خروج گونه از محوطه شود. آن زمان این پیشنهاد مورد استقبال قرار نگرفت و پروژه به انجام نرسید، بخشی از این عدم استقبال به کمبود اعتبارات برمی گشت و اینکه باید حمایت بیشتری از طرح می شد. حال امروز در شرایط دشوارتر اعتباری و اقتصادی تنها چاره ما تکثیر در اسارت است تا بتوانیم این کورسوی امید را زنده نگه داریم.