آرشیو سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۸۱
صفحه اول
۱
سرمقاله

پاشنه آشیل بنزین برای ایران

علیرضا سلطانی

شاید برای بسیاری، این سوال مطرح باشد که برای کشوری چون ایران که دارنده بزرگ ترین ذخایر مجموع نفت و گاز دنیاست و قدمت صنعت نفت آن به بیش از 110 سال می رسد، چرا باید تامین و عرضه بنزین و قیمت آن، به معضل دیرینه اقتصادی تبدیل شود؟ چرا این مسئله باید هرسال تنش های جدی در رابطه دولت- ملت ایجاد کند و با وجود توضیحات کارشناسان و اصحاب فن، اهمیت و حساسیت اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی آن در چندین دهه اخیر، نه تنها تغییری نکرده که افزوده هم شده است؟ چرا نمی توان مانند بیشتر کشورهای دنیا، نظامی منطقی، پایدار، اقتصادی و سودآور برای همه جامعه در حوزه سوخت و به طور خاص بنزین ایجاد و اجرا کرد؟ مسئله حمل و نقل در دوران فعلی و وابستگی بسیاری از فرایندهای اقتصادی و اجتماعی به سوخت و قیمت آن در همه کشورها و حتی کشورهای توسعه یافته امری بااهمیت است. حساسیت شدید دولت ترامپ به قیمت بنزین در آمریکا و تاثیر آن بر نتیجه انتخابات اخیر و همچنین جنبش معروف به جلیقه زردها در فرانسه، نمادی از این اهمیت است؛ اما سازوکارهای اقتصادی نهادینه شده در کشورهای مزبور، بروز مشکل را متوقف و حل آن را آسان و کم هزینه کرده است. در مقابل در کشورهایی مانند ایران، موضوع بنزین به مسئله و چالشی دائمی و مزمن تبدیل شده و با انباشته شدن مشکلات، حل مسئله سخت تر، پیچیده تر و پرهزینه تر شده است. همه این شرایط ریشه در اقتصاد نفتی دارد؛ اقتصادی که به شدت سیاسی، آسیب پذیر، ضدتوسعه، ناکارآمد و مغایر با عدالت اجتماعی است. می توان اصطلاح «اقتصاد بنزینی» را برای بیان واقعیت ها و به عبارت دقیق تر مخاطرات و چالش های اقتصاد ایران، مطرح کرد. وابستگی شدید تحولات و روندهای اقتصادی و حتی اجتماعی و سیاسی ایران به متغیری به نام بنزین، امری است که بارها امتحان شده و در 10 روز اخیر نیز رخ نموده است؛ متغیر تعیین کننده خط و نشان و مسیر اصلی اقتصاد که حتی معیار و شاخصی برای سیاست گذاری ها و اقدامات در اقتصاد کلان است؛ مقوله ای که بیش از آنکه بر منطق و علم اقتصاد، الزامات و چارچوب های توسعه ای و مدیریت کارآمد و بهینه اقتصادی متکی باشد، بر مجموعه ای از متغیرها و انتظارات پوپولیستی و به بیان بهتر سیاسی مبتنی است. نگارنده از زمانی که به یاد دارد، (اواسط دهه 60) مسئله بنزین (قیمت و نحوه عرضه) دغدغه ای بزرگ برای دولت و مردم بود که هر سال و در طول 30 سال گذشته به شیوه های مختلف در انتظارات عمومی و سیاست گذاری های کلان و البته متنوع و متضاد دولتی خودنمایی کرده است؛ زمانی عرضه کوپنی بنزین، زمانی دیگر عرضه آزاد توام با افزایش تدریجی قیمت، زمانی تثبیت قیمت با هدف پوپولیستی طرح تنفس، زمانی هم سهمیه بندی همراه با عرضه چندنرخی و نهایت زمانی عرضه بنزین به قیمت نیمه یارانه ای در قالب طرح هدفمندی یارانه ها. هدف غایب در همه این طرح ها و آزمون و خطاها ساماندهی نظام اقتصادی و تجاری بنزین در ایران بوده است. طرح هایی که با هزینه کلان و بالا اجرا شده و با توجه به روند تصاعدی افزایش مصرف دستاوردی جز نارضایتی پایدار در حوزه مصرف و  افزایش هزینه های تولید و عرضه بنزین در کشور، قاچاق گسترده به خارج از کشور و در کل تداوم و تشدید آسیب پذیری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نداشته است. اقتصاد بنزینی، فرزند اقتصاد نفتی است و بین آنها جدایی نیست.

 در شرایط تحریمی امروز که بار دیگر مسئله بنزین و قیمت و نحوه عرضه آن برجسته شده است، نمی توان از ضرورت کاربست سازوکارهای بنیادی برای حل همیشگی مسئله بنزین در ایران سخن گفت. عرضه دونرخی همراه با سهمیه بندی، راهکاری است که به کار گرفته شده است. به نظر می رسد حل معضلاتی از این دست نیازمند وضعیت عادی و مطلوب اقتصادی و همراه با گفت وگوهای اقناعی اجتماعی است که گویا فرصت آن با توجه به حجم معضلات بعد از تحریم های ظالمانه بی سابقه ایالات متحده، فراهم نشده بود. کارشناسان ترکیبی از راه حل های قیمتی، اجرای سازوکارهای کاهش مصرف در بخش های صنعتی و حمل ونقل عمومی و جایگزینی بنزین با حامل های دیگر را پیشنهاد می کنند اما در یک اقتصاد نفتی درگیر تحریم که دستمزدها پایین و نرخ بی کاری بالاست، این طرح ها را به دشواری می توان اجر کرد. تا همین چند سال قبل، بنزین یکی از متغیرهای اصلی تحریم ها علیه ایران بود که خوشبختانه با تلاش دست اندرکاران صنعت نفت برای راه اندازی طرح های پالایشگاهی این تهدید به طور موقت رفع شده است. با تداوم شرایط فعلی عرضه و قیمت گذاری و همچنین اصلاح نشدن الگوی مصرف و ضعف جدی حمل و نقل عمومی در کل کشور به ویژه تهران، وضعیت نابسامان تولید و عرضه خودروهای استاندارد، بنزین همواره می تواند پاشنه آشیل اقتصاد ایران باشد. یادمان نرود در تحریم های دوران دولت گذشته، مسئولان ناچار شدند علاوه بر سهمیه بندی و عرضه چندنرخی، مجتمع های پتروشیمی را برای تولید بنزین، آن هم بنزین غیراستاندارد، وارد مدار کنند که آسیب جدی محیط زیستی و سلامت شهروندان را در پی داشت. علت یابی بروز چنین شرایطی برای اقتصاد ایران کار چندان سختی نیست؛ امید است اکنون که این مسئله به شکل جدی مطرح شده، با گفت وگوهای اجتماعی و تخصصی و استفاده از مدل های پیشنهادی متنوعی که در بدنه کارشناسی وزارتخانه های مختلف تهیه شده، آن را در برنامه ای چندساله و قابل اندازه گیری حل کرد.