آرشیو چهار‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۶
اقتصاد
۵

غلامعلی رجایی در واکنش به یکدست کردن همه اعتراض ها به گران شدن بنزین

صدای اعتراضات را بشنوید

شرق: مسئله «بنزین» کماکان روی بورس است و از سیاسیون گرفته تا اقتصاددانان و تحلیلگران اجتماعی از تبعاتی که ناشی از این شوک برای مردم بود، می گویند. بسیاری معتقدند اشتباهی رخ داده و باید از این تصمیم برگشت تا بتوان از تبعات احتمالی این تصمیم جلوگیری کرد. غلامعلی رجایی، مشاور مرحوم هاشمی رفسنجانی در گفت وگو با «شرق» دقیقا روی همین مسئله دست می گذارد. او به نقل از امام خمینی (ره) می گوید: «امام خمینی (ره) همواره تاکید داشت اشتباهات خود را بپذیریم. اگر به این نتیجه برسیم که کار اشتباهی کرده ایم، خب برگردیم. برخی مقوله ها مثل بنزین و حمل ونقل و نان برای مردم مشکل ایجاد می کند. قبل از این تصمیم باید به اقتصاددانان مراجعه می کردند. به عقیده من، باید دستور توقف داده شود که آبی روی آتش باشد». او تاکید دارد: «هرچند این موضوع به تایید سران سه قوه رسیده است، اما دولت نباید مثل پدر خانواده ای باشد که وقتی درآمد ندارد، دست در جیب اعضای خانواده خود کند. دولت باید درآمدسازی برای خود از طریق معقول داشته باشد». او معتقد است نمی توان مدعی شد: «هر که اعتراض کرده و به خیابان آمده اخلالگر است. یعنی ایران این تعداد اخلالگر دارد که راه های کشور را هم بند آورده اند؟ ده ها استان و شهرستان معترض شده اند... آیا می توان گفت هرکس راه بندان کرده، اخلالگر است؟».

  از منظر سیاسی، اقدام دولت در راستای اجرای یکباره اصلاح قیمت بنزین و افزایش آن را چگونه تحلیل می کنید؟

نکته اول، این است که مقوله بنزین در مقوله امنیت و خطیربودن، حکم نان را دارد و شمول آن به همه ارکان زندگی مردم برمی گردد و به همین دلیل قشر خاصی را دربر نمی گیرد. افرادی را که اکنون با ماشین و موتور کار می کنند و از اقشار ضعیف جامعه هستند هم دربر می گیرد. در حال حاضر، با راه اندازی تاکسی های اینترنتی، بسیاری معاش شان از این طریق تامین می شود و آنها هم فارغ از سهمیه ای که به آنها تعلق می گیرد، متضرر می شوند. نکته دوم، «باید»ی است که مطرح می کنند. «باید» چیزی را تعیین نمی کند. مرحوم حبیبی، معاون اول دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی می گفت اجازه نمی دهیم گوشت از 400 تومان گران تر شود. آن زمان که با خنده به خانواده گفتم انگار گوشت از این «باید» تاثیر می پذیرد. گوشت آن زمان از 200 تومان به 400 تومان رسیده بود. مسئولان باید بدانند که «باید بشود» و «نباید بشود» چیزی را تعیین نمی کند. نکته سوم، گفته می شود چندسالی است که نرخ بنزین تغییر نکرده است. آیا نمی توانستند سالی صد تومان به نرخ بنزین اضافه کنند نه اینکه نرخ بنزین یکباره سه هزار تومان شود؟ هرچند این تصمیم را سران سه قوه گرفته اند، اما به نظر دولت حسن روحانی هم مشابهت هایی با دولت محمود احمدی نژاد دارد. آن زمان احمدی نژاد، پنج جلسه با اقتصاددانان گذاشته بود و اقتصاددانان می گفتند در جلسه پنجم تازه پذیرفته بود اقتصاد هم علم است! اکنون هم دولت به عنوان مجری، باید راه حل را از اقتصاددانان می گرفت. چه کسی گفته نرخ بنزین پنج سال تغییر نکند و یکباره تا این میزان افزایش یابد؟ الان فکر می کنند با نرخ سه هزار تومان قاچاق کنترل می شود؟ در حدی که مطلع هستم این نرخ هم به نفع قاچاقچیان سوخت است. بنابراین مشکل قاچاق حل نمی شود و مشکلات آن به دهک های پایینی که مسافرکش هستند و به مردم عادی منتقل می شود. نکته چهارم؛ با این کار عدالت رعایت نشده است. بعضی از شهرهای ایران به اندازه یک محله تهران هم وسعت ندارد. چه معنایی دارد که فرضا سهمیه 60 لیتر برای همه آنها یکسان باشد؟ نکته پنجم، این توقع از آقای روحانی نبود که با شور و حرارت بگوید که دونرخی بودن ارز، فسادآور است و دوباره با فاصله چهارساله، به دونرخی بودن بنزین تن بدهد! اگر آن حرف کارشناسی بود، کاری که اکنون کرده اند، چیست؟ اگر غیرکارشناسی حرف زده بود، چرا باید یک مقام ارشد کشور حرف غیرکارشناسی بزند که حالا مورد طعنه قرار بگیرد؟ این امر نشان می دهد که دولت متاسفانه از نظرات کارشناسان استفاده نمی کند. دولت باید پاسخ دهد که کدام حرفش درست بوده است.

  در هر حال این تصمیم سه قوه با نقد عمومی همراه بود و مردم نسبت به آن موضع گرفته اند. به نظر شما این نقد حق مردم است؟

در مورد اعتراض مردمی باید به یک نکته توجه کرد. ایران که مثل کشورهای دیگر، مکان خاصی برای اعتراض ندارد. اکنون در فرانسه جلیقه زردها حدود یک سالی است که دست به اعتراض زده اند و مدام هم رسانه ملی از آنها گزارش پخش می کند. در این یک سال دوهزارو 500 نفر از مردم و هزارو 800 نفر نیروی پلیس مجروح شده اند و 25 نفر نیز به خاطر گلوله های پلاستیکی نابینا شده اند، اما حتی یک نفر هم کشته نشده است. اما در ایران در چند روز اعتراض، چندین نفر کشته شده اند. اگر کسی اشتباهی می کند، باید راه حل های دیگری داشته باشند که به کشتن مردم منجر نشود. دولت باید جایی را برای اعتراض مشخص کند تا مردم حرفشان را بزنند. اینکه بگوییم هر کس اعتراض کرده و به خیابان آمده اخلالگر است که درست نیست. یعنی ایران این تعداد اخلالگر دارد که راه های کشور را هم بند آورده اند؟ ده ها استان و شهرستان معترض شده اند. حمله به بانک ها و اماکن عمومی یا غارت فروشگاه ها را به هیچ عنوان تایید نمی کنم، اما می توان گفت هرکس راه بندان کرده، اخلالگر است؟ فضای مجازی واقعیتی از جامعه را به دولتمردان نشان داد که آن را نمی شناختند. مجلس نسبت به این تصمیم موضع گرفته بود و مشخص است که در جریان امور نبود. اگر مجلس در جریان بود می توانست زمینه سازی کند. معاون رسانه ای وزارت ارشاد باید رسانه ها را در جریان می گذاشت تا آنها زمینه سازی این افزایش نرخ بنزین را داشته باشند و مردم را توجیه می کردند. یک آدم کوچه وبازاری هم شوکه شده چه برسد به مجلس! باید این موضوع در مجلس مطرح می شد، موافق و مخالف حرف می زدند و مردم اندک اندک فضا را ارزیابی می کردند، نه اینکه شب میلاد پیامبر، کاری کنند که مردم بگویند عیدی خوبی به ما دادند! این واقعیت است که مردم مثل سابق اطاعت پذیری ندارند و حق اعتراض را دیده اند و طبیعی است که اعتراض را حق خود بدانند. هرچند این موضوع به تایید سران سه قوه رسیده است اما دولت نباید مثل پدر خانواده ای باشد که وقتی درآمد ندارد، دست در جیب اعضای خانواده خود کند. دولت باید درآمدسازی برای خود از طریق معقول داشته باشد.

  راه حل معقول برای درآمدزایی دولت را چه می دانید؟

دولت باید از منابع مردم حفاظت کند. درحال حاضر درصد قابل توجهی از پزشکان و وکلا، مالیات نمی دهند. اکنون چندهزار شرکت ثبتی رسمی داریم که در خانه ها کار می کنند و دولت از آنها بی خبر است و از آنها مالیات نمی گیرد؟ دولت باید آنها را شناسایی کند نه اینکه از جیب یک عده مردم، پول بردارد و در جیب یک عده دیگر مردم بگذارد؟ این اقدامات نشان می دهد که دولت در درآمدزایی ناتوان است. اینکه می گویند این پول را به جیب مردم برمی گردانند، مژده خوبی است اما در کشورهای پیشرفته، از هر بخشی به علتی مالیات دریافت می کنند و آن را در اختیار افراد نیازمند قرار می دهند. دولت به جای آنکه فرارهای مالیاتی را حل کند، مستقیم دست در جیب مردم می کند. مشخص است که مردم می گویند به شما این نمایندگی را نمی دهیم که چنین تصمیمی برای ما بگیرید. آن هم درباره بنزین که شمولیت آن در اقتصاد ایران قابل توجه است. می گویند برخی پنج خودرو دارند اما نگاهی به جامعه بیندازید، چه تعداد مردم در این شرایط قرار دارند؟ دهک خاصی است که در این شرایط هستند و برایشان فرقی نمی کند که بنزین چه قیمتی باشد.

  اعلام کرده اند که هر نوع افزایش قیمت در هر بخشی ممنوع است و با آن برخورد می شود. نظر شما در این رابطه چیست؟

به عقیده من قوه قضائیه باید با تعزیرات هماهنگ کند و به طورجدی و قاطع و ضربتی عمل کرده و اکنون که زمزمه افزایش قیمت ها آغاز شده، با آن مقابله کند. اینجا باید از دولت حمایت کنم که دولت تنها یک سهم داشته و سران قوه تصمیم گرفته اند، بنابراین آنها باید در این زمینه همکاری کنند.

  مردم فقط کارگران و کارمندان نیستند. بخشی از این مردم در دسته اصناف قرار دارند یا راننده تاکسی و... هستند که معاش شان بسیار از این افزایش نرخ بنزین متاثر می شود. مگر می شود زندگی آنها را با یک دستور ضربتی، زیر سوال برد؟

منظور بنده این نبود. وقتی به بخشی از جامعه، سهمیه یارانه ای می دهند، در مقابل باید افزایش قیمت در آن بخش ها را نظارت کرد. وگرنه نمی توان دستوری عمل کرد و همه را بدون آنکه در این ماجرا، سهمی داشته باشند تحت فشار قرار داد.

  در این ماجرا برخی مراجع تقلید هم به افزایش نرخ بنزین و اثر منفی آن بر معیشت مردم انتقاد کرده اند. تحلیل شما از این بخش ماجرا چیست؟

تاکنون دو مرجع تقلید به میان آمده اند که نشان می دهدآنها دارند از بدنه ای دفاع می کنند که قاعدتا باید به آن توجه کرد. به عقیده من، مجلس شورای اسلامی باید ورودی به این موضوع داشته باشد نه اینکه جلسه غیرعلنی بگذارد. درست است که پس از سخنرانی رهبری دو طرح سه فوریتی مجلس کنار گذاشته شد، اما در نظر داشته باشید که نمایندگان مجلس، نماینده مردم هستند. بخشی از صحبت هایی که در مجلس انجام گرفت، امنیتی بود و غیرعلنی بودن آنها منطقی است اما باید این جلسه را در دو بخش برگزار می کردند که مردم ببینند نمایندگانشان از آنها دفاع می کنند. رئیس جمهور هم باید در راستای توجه به افکار عمومی، یک نظرسنجی در این زمینه برگزار می کرد. روحانی وقتی پیام تبریک سال نو می دهد، باید به فکر مردم و افکار عمومی باشد؟ چطور در این ماجرای بسیار مهم چنین عمل نکرد؟ درست که این سیاهچاله از دولت قبل برای این دولت به ارث رسیده اما باید از جیب به جیب کردن پول مردم این چاله را پر کنند؟ حداقل آن را به آخر سال موکول می کردند و با نرخ کمتری، این اصلاح قیمتی را صورت می دادند که تا این اندازه به مردم فشار وارد نمی شد. به نظرم دولت غفلت کرد و باید نظرسنجی می کرد. با توجه به شرایط کنونی و درگیربودن بدنه مردم با این اتفاق، کارشناسان و مجلس و مراجع مخالف هستند. از این علامت ها بیشتر چه می خواهیم؟ امام خمینی (ره) همواره تاکید داشت اشتباهات خود را بپذیریم. اگر به این نتیجه برسیم که کار اشتباهی کرده ایم، خب برگردیم. برخی مقوله ها مثل بنزین و حمل ونقل و نان برای مردم مشکل ایجاد می کند. قبل از این تصمیم باید به اقتصاددانان مراجعه می کردند. به عقیده من، باید دستور توقف داده شود که آبی روی آتش باشد.