آرشیو دو‌شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۶
سیاست
۶
یادداشت

قاسم سلیمانی، فرمانده صلح جهانی و آشتی ملی

مجید فراهانی

شهادت سردار سلیمانی، فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران، سوگ و حزنی عمیق و جانسوز بر پیکره و قلب ایران برجا گذاشت؛ شهادتی مظلومانه که نامتعارف ترین و احمق ترین رئیس جمهور آمریکا، بی شرمانه و گستاخانه در سکوت کشورها و دولت های مدعی آزادی و مبارزه با تروریسم، مسئولیت آن را برعهده گرفت و ایران را در سوگی عجیب فرو برد. جالب اینجاست که مبتکر و مدافع داعش و جریان های تکفیری که با درایت و توانایی های کم نظیر سردار سلیمانی نابود شده بوده اند، در حالی ترور سردار ایرانی را با عنوان مبارزه با تروریسم پنهان می کند که اگر دلاوری های سلیمانی و یاران شهیدش در سوریه و عراق و در نبرد با تکفیری ها نبود، امروز معلوم نبود سرنوشت منطقه در چه کابوس و جهنمی رقم می خورد. سردار سلیمانی نه تنها مخالف صلح نبود که دشمن شماره یک تروریست های تکفیری و حامیان آنها بود. نقش او در صلح طلبی و جایگاه او در ثبات و امنیت منطقه و حتی جهان به حدی از تاثیرگذاری و نفوذ رسیده بود که بی شک تاریخ خاورمیانه و جنگ با تروریسم به قبل از قاسم سلیمانی و بعد از او تقسیم می شود. همان طور که در این چند روزی که از شهادت «فرزند ایران» می گذرد و در واکنش ها و تحلیل های رسانه ای و سیاسی جریان دارد و نمود آن در تشییع باشکوه حاج قاسم سلیمانی در کربلا و نجف و کاظمین و پس از آن در اهواز و در تهران جلوه گر شد، قاسم سلیمانی نه فقط یک نظامی حرفه ای و کاربلد که نماد و الگویی از شجاعت، صداقت، سیاست و کیاست بود که بر دل ها حکومت می کرد و همین ویژگی ها بود که او را به شخصیتی چندجانبه و چندبعدی بدل کرده بود که به همان قوت مبارزه، در عرصه مذاکره هم توانا و قابل بود. چه برازنده اوست لقب سردار دل ها که بر تمثال و تصاویری که در دست های مردم ایران نقش بسته است. بدون شک سوگ سرباز وطن، عمیق و جانکاه است و در یادها و خاطره های ایران و ایرانی هک خواهد شد، اما سوال اینجاست که برای دفاع و پاسداری از حریم حاج قاسم چه باید کرد؟ در برابر زیاده خواهی ها، درشت گویی ها، زشت کرداری ها و تندخویی های جنایتکاران آمریکا چه باید کرد؟ از مکتب حاج قاسم چگونه راه حل و راهکار پاسخ به دشمن را استخراج کنیم ؟ واقعیت این است که با ترور قاسم سلیمانی، غرور ملی ایرانی ها جریحه دار شده است؛ غروری که در قامت فرمانده دلیر سپاه قدس تبلور داشت، اما نباید با غلبه احساس و هیجان در پاسخ به آمریکا شتاب زده عمل کنیم . واقعیت این است که ترور سردار سلیمانی حاصل یک جنایت و شرارت عیان از طرف آمریکایی ها و دلیل روشن ضعف و پریشانی آنها در برابر قدرت منطقه ای ایران بود. آنها که درماندگی و ضعفشان در برابر هوش و نبوغ سردار نمایان شده بود، امروز در منطقه آسیب پذیرتر هستند؛ منطقه ای که جبهه مقاومت در آن که با فرماندهی و هوشیاری سردار سلیمانی به جریانی قدرتمند، کارآمد و استراتژیک بدل شده است، امروز در حالی مصمم به خون خواهی از آمریکا و اسرائیل است که آنها فکر می کردند با ترور سردار سلیمانی می توانند اقتدار و تاثیرگذاری آن در تحولات منطقه را کاهش دهند. معتقدم آنچه اهمیت دارد و در ذیل راهبرد انتقام جویی قابل بیان است، وحدت، اتحاد، انسجام و برادری ها در داخل کشور است. همین اتحاد عمق استراتژیک کشور است که تقویت آن، دشمنان زبون و وحشی ما را ناکام خواهد گذاشت. تداوم و حفاظت از میراث پربرکت حاج قاسم که احترام به همه گروه ها و سلیقه های درون نظام، شاخص آن بود، حفظ انسجام و تقویت مودت است.