آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۳
هنر و ادبیات
۹
چهره

کوتاه درباره محمد قاضی به بهانه سالروز مرگش

یاد آن مرد بزرگ

رسول آبادیان

محمد قاضی، مترجم نامدار ایرانی 22 سال پیش در چنین روزی از میان ما رفت. مترجمی که نامش یادآور آثار بزرگی چون «شازده کوچولو، دن کیشوت، کلود ولگرد، سپید دندان، شاهزاده و گدا، ساده دل، مادام بواری، مرده ریگ، مادر، دوریت کوچولو و...» است.

محمد قاضی از آن جمله مترجمانی است که نامش، اعتماد خواننده را به همراه دارد و هر کدام از نویسندگان خارجی که آثارشان توسط این مترجم به فارسی برگردانده شده اند، در ردیف پرفروش ها قرار گرفته اند. قاضی، مترجمی سختکوش و پرکار بود اما پرکاری اش هرگز به قیمت کم گذاشتن در کار نیست. جرات و جسارت قاضی در انتخاب کارهایی که مترجمان دیگر به راحتی با آنها کنار نمی آمدند و همچنین تلاش شبانه روزی برای هر چه بهتر ارایه کردن آثار را باید از ویژگی های این مترجم برشمرد. مترجمی که به هیچ عنوان نمی شود کاری حتی متوسط در میان ترجمه هایش پیدا کرد. محمدرضا جعفری، مدیر نشر نو که بیشتر ترجمه های قاضی را منتشر کرده درباره او معتقد است: «قلم قاضی بسیار شیوا و ملیح است و کسی که ترجمه هایش را بخواند احساس غریبگی با کتاب نمی کند. ملاحت قلم او منحصر به خودش است و کمتر در ترجمه دیگران دیده می شود. البته شعرهای خوب و به جایی هم می سرود حتی پدرم یکی از شعرهایش را در خاطراتش نقل کرده است. جای قاضی همیشه در قلب من است و چهره اش همیشه در نظرم است به طوری که معمولا روزی دو بار از او یاد می کنم. قاضی، شوخ طبع و سرد و گرم چشیده بود و این روحیه شوخ طبعی را در طول بیش از 20 سال آشنایی مان و حتی هنگامی که دکتر به او گفت باید حنجره اش را بردارند، حفظ کرد.» محمد قاضی مترجمی است که علاوه بر استادی تام و تمامش در این حوزه، بسیار خوش مشرب و مردمدار بود به گونه ای که اغلب همدوره هایش از او به عنوان شخصیتی بی نظیر یاد می کنند. عبدالله کوثری، یکی دیگر از مترجمان بزرگ کشور درباره او می گوید: «مهم ترین ویژگی محمد قاضی این بود که خیلی راحت حال و هوای کتاب را در زبان اصلی درمی یافت و می توانست آن را به زبان مقصد بازگرداند. این در حالی بود در زمانی که قاضی ترجمه می کرد از نقد ترجمه و شیوه ها و تئوری های ترجمه خبری نبود؛ اما او با شمی که داشت، به خوبی می توانست زبان ترجمه را پیدا کند. این در ترجمه دن کیشوت که شاهکار اوست تا ترجمه هایش از ماکسیم گورکی و نیکوس کازانتزاکیس وجود دارد.» آن گونه که گفته می شود، یکی از آرزوهای محمد قاضی این بوده که تعداد کتاب های ترجمه اش به 100 عنوان برسد که متاسفانه عملی نشد. برای کسانی که قصد دارند برای اولین بار با ترجمه های این مترجم زبردست آشنا شوند، توصیه می کنیم که این کار را با کتاب «شازده کوچولو» شروع کنند. کتابی به غایت شسته رفته در ترجمه که نام مترجمش را برای همیشه بر سر زبان ها انداخت.