آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۳
هنر و ادبیات
۹
کتاب

درباره مجموعه شعر«با رگ هات چه می کنی؟»

استفاده به جا از تصویر و کلام

رویا روزبهانی

مجموعه «با رگ هات چه می کنی» اولین مجموعه شعر سپید شهرام رستمی است که در پاییز سال جاری به چاپ رسیده است. مضمون اصلی شعرهای این مجموعه عشق و تنهایی انسان است. در عنوان اثر نوعی پرسش متعجبانه وجود دارد و حضور کلمه «رگ» ذهن را به سمت مقوله راه، شاهراه یا مسیری برای عبور از هر آنچه ناخوب است، می برد. از دیرباز در تمام آثار هنری از موسیقی و نقاشی گرفته تا مجسمه سازی، سینما و سایر هنر ها، بزرگ ترین و تاثیرگذارترین تکانه برای خلق اثر هنری عشق بوده و هست. از این رو تاثیر این مقوله و دنیای پر رمز و راز و پر سوز و گداز آن بر ادبیات در گذشته و حال بر هیچ کس پنهان نیست. مجموعه «با رگ هات چه می کنی» از این قاعده مستثنا نبوده و به صورت محسوسی در تمام زوایای پیدا و پنهان اشعار به این مقوله پرداخته شده است. از سوی دیگر شاعر در این مجموعه با تخیل خود می اندیشد و از امکاناتی که طبیعت به عنوان منبع الهام همچنین ابزار بیان احساسات در اختیار او قرار می دهد، بهره بسزایی می برد تا فضای مخیل ایجاد شده، زنده تر و تجربه پذیر تر باشد. تصویر، آن دسته از فعالیت های ذهنی است که با تصرف قوه خیال در واقعیت های مادی و معنوی صورت می گیرد. شاعر با ابزار زبان سعی در تجسم ادراکات شهودی خود دارد پس قواعد متعارف زبان را کنار گذاشته و بازسازی شاعرانه ای از تمام اتفاقات اطراف انجام می دهد که اگر به درستی و غایت مند صورت گیرد، هنجارگریزی هنری اتفاق افتاده است. تحول در تصویر سازی یکی از وجوه انقلاب ادبی نیما بود. شهرام رستمی در مجموعه «با رگ هات چه می کنی» با تاکید بر اصل تخیل آزاد و ذهنیت متجدد از اشیا و پدیده ها عادت زدایی می کند و جهان درون و برون را با نگاهی شاعرانه کشف می کند و به تصویر می کشد. او در نمونه هایی که در ادامه خواهد آمد، توانسته است محتوا و ساختار شعر را در جهت ارایه تصویری زیبا به هم نزدیک کند. شعر راستین گونه ای الهام است و زندگی، سرشارترین چشمه الهام. هر شعر راستین تعبیری از تجربه زیستی شاعر از زندگی خود و یا دیگرانی است که در قالب های مختلف او را متاثر کرده اند. کار شاعران بزرگ تبدیل تجربیات شخصی به امور جمعی و گاه جاودانه است. جهان شعری شهرام رستمی سرشار از تجربیات عشق، فقدان و پرسش های درونی آمیخته با سردرگمی است. وصال در شعر او بسیار عمیق و هیجان انگیز توصیف شده اما در برخی شعر ها، آنجا که از فراق می گوید انتظار بیشتری برای جنون و از هم پاشیدگی از شاعر داریم. در کفه ترازوی جهان شعری او هجر و فراق وزنه سبک تری از وصل دارد. شاعر در بیان احوالات عاشقانه و فضاهای وصل، جنون بیشتری در کلام خود نشان می دهد که گاه بیم آن می رود که به ورطه سانتی مانتالیسم کشیده شود. در جهان شعری او زاویه دوربین از درون و نگاه شخصی شاعر است و کمتر شاهد عمومی شدن تجربیات شخصی او هستیم جز در شعر 69 صفحه 80 جایی که شاعر به زندگی در هیئت یک اتوبوس نگاه می کند که توسط خیال و خنده و بخار زنان احاطه شده است از زمانی که رفته اند و هرگز نمی آیند.