آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۴
ورزش
۱۴
گفت و گو

حسین فرکی در گفت و گو با «اعتماد»: هیچکس نمی خواست سرمربی تیم امید شود

گفتگو: علی ولی اللهی

تیم امید ایران عصر دیروز با یک گل چین را شکست داد، اما از رسیدن به دور حذفی رقابت های انتخابی المپیک بازماند تا حسرت فوتبال ایران برای رسیدن به المپیک به 50 سال نزدیک شود. شاگردان حمید استیلی در این مسابقات با یک برد، یک تساوی، یک باخت و کسب 4 امتیاز در رده سوم گروه C قرار گرفتند و تیم های کره جنوبی با 9 و ازبکستان با 4 امتیاز و به دلیل تفاضل گل بهتر نسبت به ایران در رده های اول و دوم ایستادند و به دور بعد صعود کردند. تیم ایران اگر موفق می شد چین را با اختلاف گل بیشتری شکست دهد، با توجه به شکست ازبک ها مقابل کره می توانست به دور بعد برسد که این اتفاق نیفتاد. برای بررسی وضعیت تیم امید و ناکامی دوباره در رسیدن به المپیک با حسین فرکی، یکی از مربیان باسابقه فوتبال ایران به گفت وگو نشستیم.
چه شد که دوباره در راه رسیدن به المپیک ناکام ماندیم؟

مساله ای که می خواهم به آن اشاره کنم نه از بعد فنی که از بعد حاشیه ای است. اتفاقی که برای تیم امید افتاده و ما باز هم نتوانستیم راهی المپیک بشویم، قابل پیش بینی بود؛ به این دلیل که تیم ملی امید ما ماه هاست درگیر مسائل حاشیه ای است و اصلا خودش را برای رقابت های انتخابی المپیک آماده نکرده بود. یک بحث، بحث انتخاب سرمربی بود. در برهه ای به هر کس پیشنهاد هدایت تیم امید داده می شد، هیچ کس تمایلی برای پذیرفتن این سمت نشان نمی داد. علتش هم کاملا مشخص است. البته این را بگویم که حضور در هر رده ای از تیم های ملی فوتبال ایران برای هر مربی ای یک افتخار است، اما از آنجا که ثبات و امنیت شغلی و برنامه ریزی حساب شده ای برای تیم ملی و آن توجه ویژه و خاصی که نیاز بود وجود نداشت، کسی این سمت را نپذیرفت. هر مربی ای هم که بخواهد در این شرایط برود کار کند، با وجود اینکه شاید آرزویش را هم داشته باشد، قید کار کردن را می زند. نتیجه هم این شد که می بینیم. واقعیت این است که تیم های دیگر از ما جلوتر هستند. تیم هایی که چهار سال قبل سرمایه گذاری و برنامه ریزی کردند. اینها با توجه به تلاش شان شانس شان را بیشتر از ما می دانستند و آن را دنبال کردند و به موفقیت رسیدند؛ درست برعکس ما. ما چهار سال صبر کردیم و نزدیک المپیک که رسیدیم افتادیم دنبال جمع و جور کردن تیم و پیدا کردن سرمربی. درنهایت خود آقای استیلی با توجه به اینکه مدت ها در کنار تیم بودند، شجاعت و شهامت پذیرفتن این سمت را از خودشان نشان دادند و مسوولیت پذیرفتند و جا دارد از ایشان نیز تشکر کنیم.

چقدر باید بابت این حذف نگران باشیم؟

حذف تیم امید ایران به هر شکل اتفاق افتاده و این به نظرم اتفاقی عادی است و نباید خیلی نگران باشیم که چرا نتوانستیم راهی المپیک شویم. البته دوست نداشتیم این اتفاق بیفتد و علاقه داشتیم که با همه این شرایط نابسامان صعود می کردیم. ما به هر حال ایران هستیم و می توانیم در مقاطع حساس کارهای بزرگی بکنیم و قبلا هم این کار را کردیم. ما دوست نداشتیم حذف شویم ولی حذف مان فقط به خودمان برمی گردد. نمی شود تقصیر را گردن دیگری انداخت.

چند ماه پیش وزیر ورزش دستور دادند که تیم امید حتما باید صعود کند. آیا مسائلی نظیر صعود به المپیک و در کل موفقیت های ورزشی با دستور امکان پذیر است؟

تا آنجایی که من خاطرم است در ورزش به خصوص فوتبال که رشته تخصصی ما هست، لازمه هر موفقیتی طی کردن یک پروسه زمانی است. در این پروسه زمانی نیاز به برنامه ریزی داریم و اختصاص امکانات سخت افزاری و نرم افزاری. در کنار اینها حمایت و توجه و همکاری مسوولان مورد نیاز است. افرادی که باید با دل و جان در آن پروسه زمانی به دنبال حاصل شدن موفقیت باشند. اما من تا حالا ندیدم هیچ موفقیتی دستوری به وجود بیاید. اگر این طور بود که در همه کشورها پادشاه آن کشور یا رییس جمهور دستور می داد که فلان موفقیت ورزشی حاصل شود. فوتبال پدیده ای است که باید برایش وقت گذاشت. ما هیچ یک از این کارها را نکنیم و بعد دستور بدهیم که این کار انجام شود؟ امکان پذیر نیست. بعد همه در یک فاصله کوتاه بسیج شوند که آن دستور تحقق پیدا کند، آن هم باز به صورت ناقص. وقتی مدیران نمی توانند برای تیم یک بازی تدارکاتی مهیا یا اردو برگزار کنند یا آن همکاری مورد نیاز را میان باشگاه ها و تیم ملی برای رد و بدل کردن بازیکنان به وجود آورند، متاسفانه نتیجه ای هم در کار نخواهد بود. متاسفانه ما می بینیم که هیچ یک از اینها آماده نمی شود و دوست هم داریم بعد از 44 سال راهی المپیک شویم. با این شعار که این بار برویم و صعود کنیم!

به نظر تیم های دیگر برنامه ریزی مدون تری از ما داشتند.

بله، تیم های دیگر خیلی از ما جلوتر هستند. آنها برنامه ریزی کردند و امروز جشن صعود می گیرند و طبیعتا در المپیک هم همین روند را ادامه می دهند و این تداوم کار برای آنها همیشه وجود دارد. تیم هایی مثل کره جنوبی یا استرالیا به همین شکل کار می کنند.

چه مقدار از این عدم موفقیت تیم امید به کادر فنی برمی گردد؟

بازیکنان امید ایران بازیکنان خوبی بودند در این دوره. هر یک از اینها توانایی های زیادی دارند و هر وقت هم در باشگاه های شان به کار گرفته شدند سودمند و موفق عمل کردند. این دوره نیز همانند دوره قبل از نظر انفرادی بازیکنان خیلی خوبی در مجموعه امید داشتیم. اینها آینده فوتبال ایران هستند. چیزی که می توانست ما را به هدف برساند، این بود که این بچه ها بیشتر کنار هم قرار می گرفتند. باید برای اینها بازی های تدارکاتی در نظر گرفته می شد تا بتوانند از لحاظ کار گروهی نیز به هم کمک کنند. ما در این بخش مشکل داشتیم. من به دلیل همزمانی تمرینات تیمم با بازی های امید نتوانستم بازی ها را به صورت کامل ببینم، اما همان قسمت هایی را که دیدم این احساس را در من به وجود آورد که تیم ناهماهنگ است. این نشان می دهد ما به لحاظ فردی توانایی داریم اما به این خاطر که نتوانستیم روی اینها کار کنیم به مشکل خوردیم. این خیلی هم به مربی برنمی گردد. کار کردن در تیم های ملی مقطعی است و مثل باشگاه نیست که بازیکن مدام در اختیار مربی باشد. در موضوع تیم امید ما زمان کمی داشتیم و به نظرم مربی خیلی تعیین کننده نبوده.

آیا این بازیکنان که آینده فوتبال ما هستند، به واسطه عدم موفقیت تکراری در رسیدن به المپیک از لحاظ روحی آسیب نمی بینند؟

طبیعی است که غرامت این عدم صعود ممکن است، آسیب های روحی بازیکنان باشد. ولی گمان می کنم این مساله به سرعت توسط بازیکنان فراموش می شود و آنها مجددا برمی گردند به تیم های باشگاهی شان و کارشان را ادامه می دهند. بعد متاسفانه مدیران فوتبال کشور هم می روند در خواب خرگوشی تا دوره بعدی از راه برسد.