آرشیو پنج‌شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۶۴
دیپلماسی
۱۵

حسن رویوران، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت و گو با «شرق»: چهره ضدایرانی، نخست وزیر عراق نخواهد شد

  اجازه دهید از اینجا شروع کنیم که چه شد اوضاع عراق به اینجا رسید و بعد از این مدت اعتراضات و استعفای دولت، حالا محمد توفیق علاوی هم نتوانست دولت را تشکیل دهد و کنار کشید.

از حدود چهار، پنج ماه پیش اعتراضات مردمی در عراق آغاز شد که شعار اصلی اش مقابله با فساد اداری است. مهم ترین پیام تظاهرات هم این بود که ما دیگر باورمان را به طبقه سیاسی حاکم و احزاب از دست داده ایم و دولتی انتقالی و فراحزبی می خواهیم که انتخابات برگزار کند و این انتخابات مجلس جدیدی بر اساس خواست اجتماعی به وجود بیاورد. این تظاهرات حمایت مرجعیت را به همراه داشت، البته به شرط ها و شروط ها، مثلا نظر مرجعیت این بود که بعضی ناهنجاری ها، درگیری با نیروهای امنیتی، آتش زدن بعضی جاها و آسیب به مراکز مختلف، قابل قبول نیست؛ اما اصل درخواست قابل قبول است. بر این اساس، بعد از اینکه مرجعیت وارد این داستان شد، عادل عبدالمهدی استعفا داد و قرار بر این شد که دولت جدید تشکیل شود. اسم های زیادی مطرح شد اما قرعه به نام آقای محمد توفیق علاوی افتاد و قرار شد ایشان کار را بر عهده بگیرند. ایشان زمانی که کار را شروع کرد، به سراغ فراکسیون های پارلمان رفت. احزاب شیعی پذیرفتند که ایشان دولتی مستقل تعیین کند. به هر حال دولت باید نمادی از جامعه باشد و شیعه، کرد و سنی در آن باشند اما زمانی که او به کردها و سنی ها رسید، آنها نپذیرفتند. آنها گفتند، بله اعتراضات درخواستی برای شیعیان داشت که احزاب شیعه مستقل باشند و درباره آنها این درخواست صادق است اما درباره کردها و سنی ها چنین چیزی را نمی پذیریم و سهم کامل می خواهیم. سنی ها رهبری واحد ندارند. سه استان سنی دارند، نینوا، صلاح الدین و انبار. هر کدام هم متولی خودشان را دارند و همه مدعی رهبری همه جامعه اهل سنت هستند. در این شرایط هم هر کس چیزی می گفت، حتی خود آقای حلبوسی رئیس مجلس هم نظر متفاوتی داشت. آقای محمد توفیق در کابینه ای که تشکیل داده بود، به جریان های شیعه 9 وزارتخانه داده بود، با اینکه 63 درصد جامعه هستند و به سنی ها که 21 درصد هستند هشت وزارت پیشنهاد داده بود که اختلاف بین اینها را به نحوی بپوشاند. اما سنی ها و کردها قبول نکردند که غیرحزبی اعلام کنند. در نهایت با توجه به فشاری که آوردند توفیق آمد و گفت من به مشکل خورده ام و اجازه نمی دهند من دولت مستقل تشکیل دهم و در نهایت از تشکیل کابینه عذرخواهی کرد و انصراف داد.

  نگاهی که برخی مطرح کرده اند، این است که رویکرد آقای صدر هم در این جریان نقش داشت و اینکه او تصور می کرد می تواند به تنهایی هدایت جریان شیعه را پی بگیرد، از عوامل این روند بود. برداشت شما در این زمینه چیست؟

ببینید جریانات شیعه، هم جریان سائرون و صدر و هم جریان فتح اعلام کردند که ما سهم نمی خواهیم و ایشان، افراد شیعه ای که می خواهد معرفی کند، مستقل باشند اما به این شرط که ما روی اینها حق وتو داشته باشیم. اینها آدم معرفی نکردند ولی حق وتو داشتند. بله ممکن است که صدری ها در این روند بیشتر نقش داشته باشند اما در نهایت این شیعه نبود که فرایند تشکیل دولت را متوقف کرد، بلکه سنی ها بودند. بله روزهای آخر، ائتلاف فتح اعلام کرد که در پارلمان حضور پیدا نمی کند، نه به دلیل سهم خواهی، بلکه به این دلیل که نمی شود وزرای شیعه مستقل باشند، اما وزرای کرد و سنی حزبی باشند.

  الان گزینه ای که مطرح شده، آقای مصطفی الکاظمی است؛ اما همان طور که احتمالا شنیده اید، یکی از مقامات حزب الله عراق او را متهم به دست داشتن در ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس کرده است. این موضوع به نظر شما ممکن است صحت داشته باشد و این مقام امنیتی عراقی در پروژه آمریکا دست داشته باشد؟

درباره مصطفی کاظمی که الان رئیس سازمان امنیت است، نکته ای را جالب است بدانید. پدرزن او در جعل اسناد تجربه زیادی دارد. او نامه ای جعل کرد به نام یکی از سازمان های آمریکایی و دامادش را به عبادی معرفی کرد که رئیس سازمان امنیت شود و جالب اینجاست که عبادی بر اساس این نامه این کار را کرد. این داستان آشکار شد و معلوم شد اساسا نامه جعلی است و ایشان با شارلاتان بازی به این پست رسیده. او الان در جایگاهی که هست، وضعیت ناپایداری دارد. اگر دولت مقتدری حاکم بود و نه مثل الان دولتی مستعفی، ممکن بود فورا او برکنار شود.

کاظمی مدتی از عراق به آمریکا رفت و البته در آمریکا هم کاره ای نبود. خیلی ها معتقدند او در آمریکا جذب سازمان سی آی ای شده و همچنان به عنوان عنصر آن سازمان دارد کار می کند و بسیاری از اطلاعات سازمان امنیت عراق را به آمریکا منتقل می کند. بر اساس این برداشت، خیلی ها معتقدند ممکن است ایشان اطلاعات آمدن آقای قاسم سلیمانی را به آمریکا داده باشد. روی این حساب که نوعی هماهنگی بین آقای سلیمانی و ابومهدی المهندس انجام شد که به فرودگاه بیایند و از آنجا بروند. احتمالا از آنجا که کاظمی در سازمان امنیت عراق است، ممکن است این مکالمه را شنود کرده باشد و اطلاعات را به آمریکا داده باشد؛ ولی این یک گمانه زنی است و یک مسئله قطعی نیست. تا الان هم هیچ مقامی این مسئله را به صورت قطعی مطرح نکرده است.

  آیا ممکن است چنین فردی با این اتهام نخست وزیر شود.

بعید می دانم. این فرد خودش تابعیت دوگانه آمریکایی -عراقی دارد و به همین دلیل سائرون و صدری ها قبول نمی کنند و فتح هم قبول نمی کند. تا زمانی هم که جریان های شیعه قبول نکنند، بسیار بعید است او بتواند نخست وزیر شود.

  اگر احتمالا او بتواند به این سمت برسد، آیا این به رابطه ایران و عراق ضربه خواهد زد و اینکه آیا ممکن است ایران با استفاده از نفوذ خود در منطقه تلاش کند جلوی این انتصاب را بگیرد؟

این تصور که ایران نظری خارج از نظر هم پیمانان عراقی اش داشته باشد، تصور غلطی است. ایران چیزی را می گوید که فتح می گوید و به طور کلی اکثریت شیعه می گوید؛ بنابراین ایران نظری مخالف آنها ندارد. کاظمی شیعه است و همان طور که از اسمش مشخص است، از اهالی کاظمین است که منطقه ای شیعه است؛ اما اینکه او نماینده شیعیان بشود، بسیار بعید می دانم این مسئله مورد اجماع شیعه باشد. به هر حال درست است که طیف های مختلف هستند؛ اما ایجاد اجماع حداقلی هم برای نخست وزیرشدن یک نفر لازم است.

  الان دولت عراق دچار این وضعیت بحرانی است و روند انتخاب نخست وزیر بعدی را طی می کند. ممکن است نتیجه این فرایند در رابطه عراق و ایران اخلال ایجاد کند؟

نه، الان در مرحله گذار هستیم و به هر حال فعلا نخست وزیر دارد امور را اداره می کند. گزینه بعدی باید معرفی شود، کابینه تشکیل دهد و رای اعتماد بگیرد و تا زمانی که رای اعتماد نگرفته، دولت عادل عبدالمهدی سر کار باقی خواهد ماند. عادل با ایران مشکلی ندارد. اصلا گزینه ایران بوده و وضعیت روابط با ایران تا انتخاب نخست وزیر بعدی و رای اعتماد گرفتن او قطعا تغییر نخواهد کرد.

  بیشتر منظورم بعد از تشکیل دولت بعدی بود. شما فکر می کنید در دولت بعدی هم رابطه دو کشور تضمین خواهد بود؟

به نظر من تا حد زیادی تضمین است. در پارلمان، بسیاری از احزاب؛ از جمله فتح کاملا هماهنگ هستند. فراکسیون هایی مثل حکمت اعلام کرده اند هماهنگ اند. جریان صدری ها که بزرگ ترین جریان شیعی هستند، سعی نمی کنند کاندیدای ضد ایرانی انتخاب کنند. آنها ایران را تکیه گاه اصلی و متحد اصلی شیعه می دانند. آقای مقتدی صدر در آخرین مصاحبه هم اعلام کرد رابطه ما با ایران رابطه ویژه ای است و مبتنی بر اشتراکات دینی و مذهبی است؛ همان طور که رابطه با عربستان رابطه قومی است. نمی توانیم از دین و باورمان بگذریم و جدا شویم و به همین شکل از ایران هم نمی توانیم؛ مگر ایران وضعیت متفاوتی پیدا کند. الان ایران دوست ماست و به ما کمک می کند. اگر مثلا جنگ بین دو کشور باشد، وضعیت فرق می کند؛ به همین دلیل جریان صدر و جریان فتح با گزینه ضد ایرانی اساسا مخالف اند و در عرصه شیعی کسی نمی تواند خارج از چارچوب این دو به نخست وزیری برسد.

  آقای مقتدی صدر از طرفی دیدارها و تعاملات خود را با کشوری مثل عربستان دارد و از طرفی هم خبر سفرهای او به ایران  و دیدارهایش را می شنویم. موضع او در قبال ایران و رابطه با ایران چیست؟ 

ببینید آقای مقتدی صدر اولا مقیم ایران است؛ یعنی به عبارتی ایشان برای درس به قم مهاجرت کرده و به عراق سر می زند. اگر ایران را قبول نداشت که در آن اقامت نمی کرد. این نکته مهمی است. ایشان در قم اقامت دارند و در درس خارج آیت الله سبحانی شرکت می کنند. اینکه ایشان الان به عراق رفته هم به دلیل تعطیلی دروس حوزه در قم است. ولی اعلام کرده هرآن وضعیت عادی درس ها برقرار شود، برای ادامه تحصیلات دینی اش به ایران برخواهد گشت. بحث دوم اینکه مقتدی صدر متعلق به یک خاندان بزرگ دینی است با افرادی مانند آیت الله العظمی سیدمحمدباقر صدر و پدرش سیدمحمدصادق صدر و همین الان آیت الله سیداسماعیل صدر و سیدمحمد صدر که در کاظمین هستند و البته امام موسی صدر که در لبنان بود. خاندان صدر خاندان علم و فقاهت و از ستون های اصلی خاندان های علمی در شیعه هستند. مقتدی صدر در این زمینه تعریفی که پیدا می کند تعریفی علمایی است. به دلیل همین هویت دینی نوع رابطه اش با ایران ویژه می شود و بسیار متفاوت است. حتی زمانی که بحث عربیت را مطرح می کند، این بحث در مقابل تشیع نیست. عربیت را زیرمجموعه دین و تشیع مطرح می کند. بنابراین آقای مقتدی صدر هویت دینی اش بر همه هویت های قومی و ملی اش می چربد. این تعریف را اگر قبول کنیم، می بینیم که مقتدی صدر نمی تواند در مقابل ایران قرار بگیرد، در هیچ جایگاهی. ممکن است اختلاف نظر پیدا کند. اختلاف اتفاق افتاده، اما معنی اش این نیست که در مقابل قرار بگیرد. 80 درصد اتفاق نظر دارند و در 20 درصد مسائل اختلاف دارند، اما آن  80 درصد ایجاب می کند در کنار هم قرار بگیرند و رودرروی هم نباشند.

  مسئله ای که اخیرا و بعد از کناره گیری آقای علاوی توسط برخی در عراق مطرح شده این است که خود آقای عادل عبدالمهدی دوباره برای تشکیل دولت بیاید. آیا به نظر شما این ممکن است؟

حالا که سنی ها و کردها حاضر نیستند دولت مستقل تشکیل بدهند، شیعه ها هم نمی پذیرند وزرای مستقل بدهند. آنها حزبی می خواهند و اینها هم حزبی. الان هیچ گزینه ای وجود ندارد مگر اینکه کابینه حزبی باشد. اگر بگوییم کابینه حزبی، کابینه عادل عبدالمهدی حزبی است و همین الان می تواند پایگاه داشته باشد. جریان های سائرون و صدری ها و فتح می تواند اگر او دوباره مطرح شود حمایت کنند. الان خودش استعفا داده. برای ادامه نخست وزیری باید دوباره مامور تشکیل کابینه شود و رای اعتماد بگیرد. چنین توانی وجود دارد. بنابراین باید گفت آیا گزینه دولت حزبی مطرح است؟ بله. الان گویا هیچ راهی جز این وجود ندارد و گزینه دیگری نیست. آیا گزینه حزبی می تواند عادل عبدالمهدی باشد؟ بله، نزدیک ترین فرد به چنین گزینه ای، عادل عبدالمهدی است و می تواند کاندیدا و انتخاب شود و این کار را انجام بدهد. بنابراین این احتمال به نظرم الان می تواند عملی شود. هرچند الان روی گزینه های متعدد دارند بحث می کنند و یکی عادل عبدالمهدی است. 

  اگر او دوباره نخست وزیر شود ممکن است اعتراضات ادامه پیدا کند؟

خیر. الان اعتراضات تا حد زیادی جمع شده اند. ستون فقرات اعتراضات صدری ها بودند و آقای صدر از آنها خواسته در هیچ اعتراضی شرکت نکنند. با خروج صدری ها اعتراضات تا حد زیادی از هم پاشید. کسانی همچنان هستند، اما الان اعتراضات در بیشتر استان ها جنبه مزدوری دارند. افرادی که هستند به دلیل پرداخت حقوق به آنها یا توزیع مشروبات به افراد معتاد و مسائلی از این قبیل جمع می شوند. آن شور تجمعات و تظاهرات دیگر وجود ندارد.

  اینکه می فرمایید حقوق پرداخت می شود یا مشروبات الکلی توزیع می شود، توسط چه افراد یا نهادهایی است؟

NGO هایی هستند که سروته شان سفارت آمریکاست؛ یعنی تا حد زیادی خود عراقی ها این افراد را به نام جوکر تعریف کرده اند، جوکرهای سفارت آمریکا و مشخص هستند. زمانی که صدری ها از میدان تحریر خارج شدند، آنجا را پاک سازی کردند و ته چک ها و رسیدهای خرید مشروبات که از سوی NGO هایی انجام شده بود بسیار پیدا کردند. این را در مطبوعات عراق منعکس کردند و نشان دادند که بعضی بر این اساس حضور دارند و طرف هایی هستند که چنین امکاناتی را فراهم کنند.