آرشیو دو‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۱
جهان
۷
در حوالی میدان سرخ

باقی ماندن آقای کرملین بر مدار قدرت

احمد وخشیته. دانشیار دانشگاه ملی اوراسیا

این روزها که همه افکار عمومی متمرکز بر کرونا است، کمتر رویداد بین المللی شانس آن را دارد که توجه رسانه ها را به خود جلب و بازتاب بین المللی پیدا کند؛ اما در میانه هیاهوی این ویروس تازه از راه رسیده و آمار روزانه مبتلایان و سیاست گذاری های پیشگیری از آن در سراسر جهان، چند ده متر آن طرف تر از میدان سرخ، در دومای دولتی روسیه طرحی مطرح شد که به موجب آن «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهوری این کشور، می تواند برای دو مرتبه متوالی دیگر نیز نامزد ریاست جمهوری در این کشور شود.

با این حساب مرد نخست کرملین که تاکنون چهار دوره به طور رسمی سکان قدرت را در دست داشته، از این شانس برخوردار می شود که تا سال 2036 نیز در صدر قدرت باقی بماند؛ تا در تاریخ روسیه این رکورد ثبت شود که فردی 32 سال در مقام رئیس جمهور بوده است.

چرا دوما قانون را برای باقی ماندن پوتین تغییر داد؟

به نظر می رسد سرگی نوروف که از اعضای حزب روسیه واحد است، به طور رسمی برای نخستین بار اصلاح قانون اساسی برای ابقای پوتین در مقام ریاست جمهوری را پیشنهاد داده است. «روسیه واحد» نزدیک ترین حزب به ساختار قدرت محسوب می شود؛ جریانی سیاسی به ریاست دیمیتری مدودف و نزدیک به پوتین که در انتخابات ها به صورت یک جنبش مردمی همواره از او طرفداری می کند.

نهایتا این طرح چهارشنبه هفته گذشته با پیشنهاد نمایندگان این حزب به تصویب دوما رسید و پس از آن به دنبال موافقت پارلمان های محلی و منطقه ای با این لایحه، پوتین به عنوان رئیس جمهور کنونی، اصلاحیه قانون اساسی را امضا کرد و آن را برای تصویب نهایی به دادگاه قانون اساسی روسیه فرستاد. از این رو در صورت تایید نهایی آن از سوی این دادگاه، همه پرسی اصلاحیه قانون اساسی باید برگزار شود؛ انتخاباتی که با ظهور ویروس کرونا این سوال را به وجود آورده که آیا در پایان ماه آوریل برگزار خواهد شد یا خیر؟

در این میان این سوال اساسی نیز وجود دارد که چرا حزب نزدیک به پوتین این اصلاحیه را مطرح کرد. به نظر می رسد که مهم ترین دلیل این جریان این است که پس از فروپاشی شوروی، روسیه جدید هنوز به آن میزان از ثبات نرسیده که از آسیب مصون باشد؛ از این رو با استناد به روند شکل گیری امنیت داخلی پس از سا ل های 2000 تاکنون از یک سو و توسعه اقتصادی و نقش آفرینی فعال روسیه در حوزه بین الملل در دوران پوتین از سوی دیگر، همچنان برخی معتقد هستند که تداوم حضور پوتین به عنوان سکان دار قدرت، شرط تثبیت ثبات است. البته در این باره پوتین نیز به دوران وجود تنش در آمریکا و حضور چهار دوره متوالی روزولت، بدون هیچ گونه ممانعت اشاره دارد و معتقد است که اکنون ثبات روسیه باید در اولویت قرار بگیرد و پس از او این روند به مرحله عادی برخواهد گشت.

مخالفان با #پوتین_تا_2036

به نظر می رسد پاشنه آشیل محبوبیت پوتین در نوجوانان و جوانانی وجود دارد که میان سال های 1990 تا 2000 متولد شده اند؛ افرادی که امروز در بازه سنی 20 تا 30 سال قرار دارند؛ کسانی که از یک سو هرج ومرج و سال های بحرانی پس از فروپاشی را به خاطر ندارند و از سوی دیگر سطح رفاه زندگی خویش را با اروپای غربی مقایسه می کنند؛ روندی که احتمال می رود تا انتخابات سال های 2024 و 2030 بر تعداد آن افزوده شود؛ چراکه جوانان امروز، افراد دهه سی تا چهل سال آن ایام را تشکیل خواهند داد و از سوی دیگر جمعیت جوان تازه ای به دامنه شهروندانی که حق رای دارند، افزوده می شود. صفر شدن کنتور ریاست جمهوری پوتین، شاید برای این طیف بی معنا باشد. همچنین برخی منتقدان نیز بر این باور هستند که اگرچه پوتین در سال های پس از به قدرت رسیدنش به واسطه شعار دیکتاتوری قانون، امنیت و توسعه را به طرز شگرفی توسعه داد؛ اما در روند کادرسازی برای انتقال قدرت و چرخش نخبگان موفق نبوده است.

با وجوداین، عموما میان سالان و سالخورده های روسی، پوتین را قهرمانی می دانند که بر بلبشوی دوران پسافروپاشی پیروز شد و هویت ملی را در کشور احیا کرد. آنها نبود پوتین را به معنای روی کار آمدن مدودفی دیگر می دانند و به دلیل همین واهمه به دنبال فردی مقتدر هستند که جز پوتین نمی یابند. به هرحال این نکته نیز تامل برانگیز است که پوتین در انتخابات سال 2024، یک مرد 72 ساله و در 2030، 78 ساله خواهد بود و در پایان ریاست جمهوری خویش 84 سال خواهد داشت. در این میان این پرسش به وجود می آید که آیا او همین میزان توان مدیریتی و مهم تر از آن مقبولیت مردمی را که شرط موفقیت هر سیاست مداری است، خواهد داشت؟

پس از ایام نوروز، در ستون «در حوالی میدان سرخ» بیشتر به فرصت ها و چالش های باقی ماندن پوتین در قدرت خواهم پرداخت.