آرشیو دو‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۱
دیپلماسی
۱۵

کرونا از تجربه چین تا ایران

امیرحسن کشاورززاده

به نظر می رسد با فراگیرشدن کرونا شاهد تغییرات اساسی در معادلات جهانی خواهیم بود؛ از موضوعات تغییرات اقلیمی تا راهبردهای کلان اقتصادی و سیاست گذاری های امنیتی. بروز این تغییرات تنها به بعد از این بیماری محدود نمی شود، بلکه هم اکنون نیز به طور قابل ملاحظه ای ادبیات و رفتار سیاسی کشورها از آن تاثیر پذیرفته است. اما ما کجای این راژمان [سازمان] قرار داریم؟ قطعا اکنون جواب روشنی به این سوال نمی توان داد. حال که در میانه  بحران قرار داریم نمی توانیم به درستی مشخص کنیم که در کجای این مسیر قرار داریم، اما می توانیم به مقایسه رفتارها و سیاست ها بپردازیم. یکی از نزدیک ترین مقایسه ها برای روشن شدن این موضوع می تواند موضوع چین باشد. چین با وجود عدم توسعه سیاسی توانسته نقشی تعیین کننده در جهان داشته باشد. نکته اساسی در این میان آن است که راهبردهای چین چه شباهت یا تفاوتی با راهبردهای ما دارد. در موضوع کرونا سیاست های کلان چین بر الگوهای قطع سلسله مراتب شیوع بیماری استوار شده است. اگرچه سقوط عملیات اقتصادی اجتناب ناپذیر است، اما این سیاست ها در پی آن است تا آن را به حداقل برساند، اگرچه تمرکز اصلی دولت بر ازبین بردن زنجیره انتقال کروناست. نکته اخیر بسیار حائز اهمیت است، چراکه ردپای اقتصاد در این موضوع غیرقابل انکار است. نمی توان انکار کرد که همین ردپا در سیاست های کلان ایران هم وجود دارد. اما سوال مهم این است که توازنی بین این دو در شرایط فعلی وجود دارد؟ اگرچه ورود کرونا به ایران اجتناب ناپذیر بوده، اما موضوعات اقتصادی چقدر در تسریع فراگیری آن دخالت داشته است؟ شیوع کرونا در ایران به هرحال ضربات شدیدی، مخصوصا به درآمدهای خرد وارد کرده است. به نظر می رسد پس از ریشه کن شدن کرونا، شاهد فروریزش بسیاری از اقتصادهای خرد خواهیم بود.

اکنون مسئله کروناست که تمام تیترهای خبری را به خود اختصاص داده یا اینکه آیا دلیل شیوع کرونا پروازهای ماهان بوده است یا خیر. اما موضوع اساسی تر عدم توازن ایران در ارتباطات اقتصادی است. کرونا یا هر موضوع دیگری بر پایه این عدم توازن می تواند تبدیل به بحرانی همه جانبه شود. اما نکته دیگری که کمتر به آن پرداخته شده، موضوعات مربوط به بعد از کروناست. چین در استراتژی هشت گانه اش برای موضوع ازسرگیری تولید و کار اهمیت بسیار زیادی قائل شده است. راهکار چینی ها برای این موضوع ترویج توسعه اقتصادی و اجتماعی است. این استراتژی در سه حوزه متمرکز است؛ اول اطمینان از سرعت تامین و تولید است. دوم موضوع سیاست های منطقه ای است که باید با استراتژی کنترل و پیشگیری هماهنگ باشد و سوم موضوع درک نیازهای صنایع و مناطق کلیدی است. سرعت تامین و تولید یکی از چالش های اساسی امروز ماست که بعد از کرونا هم ادامه خواهد داشت. عدم روابط اقتصادی فعال برای ایجاد توازن و نیز تحریم های حداکثری قطعا از موضوعات تاثیرگذار است. سیاست گذاری های فرامرزی در حوزه اقتصاد یکی از بزرگ ترین موانع امروز کشور در تبادلات اقتصادی و نیز برهم زننده توازن روابط اقتصادی با دیگر کشورهاست. سیاست گذاری های اقتصادی فعال در حوزه های بین المللی تا حدی می تواند این موضوع را تعدیل کند. اما با درپیش گرفتن سیاست های غیرمنطبق با واقعیت، کشور را در این حوزه بیش از پیش عقب می اندازد. همان گونه که بیان شد، اگرچه معضل اصلی و اساسی کشور امروز کروناست، اما نباید فراموش کرد که هر موضوع دیگری در بستر اکنونی کشور می تواند تبدیل به یک بحران بزرگ شود.