آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۵۶۶۵
زندگی: دانش
۱۵

آیا فکر می کنید ادامه ششیوع کووید-19 بزرگ ترین تهدید برای بشریت است؟

کرونا مهم ترین تهدید دنیا نیست!

فائزه بیجارچیان

معمولا به دنبال هر اتفاق تاثیرگذاری در جامعه بازار حواشی و پیشگویی ها داغ می شود. احتمالا شما هم درباره بیل گیتس و یکی از سخنرانی هایش که سال 1394 (2015) انجام شده است، چیزهایی شنیده باشید. بیل گیتس در آن سخنرانی هشدار داد بزرگ ترین خطر برای بشریت جنگ هسته ای نیست، بلکه ویروسی مسری است که می تواند جان میلیون ها انسان را به خطر اندازد. این سخنرانی در هفته های اخیر با 25 میلیون بازدید جدید در فضای مجازی روبه رو شده است. اما نه به آن دلیلی که آقای گیتس به دنبال آن بود؛ بلکه بیشتر به عنوان شواهدی مبنی بر این که یکی از ثروتمندترین مردان جهان با آن ادعا درنظر داشته از یک همه گیری برای کنترل بیشتر سیستم بهداشت جهانی استفاده کند. حالا بیل گیتس 64 ساله که از بنیانگذاران شرکت مایکروسافت است به ستاره نظریه های توطئه درباره ویروس کرونا تبدیل شده است. اما این پیش بینی مختص آقای گیتس نبوده است. کارشناسانی که مخاطرات پیش روی بشریت را ارزیابی یا پیش بینی می کنند نیز احتمال این همه گیری را می دادند. اما ماجرا فقط به این ویروس ختم نمی شود. آنها اکنون نگران خطرات مهم تر و بزرگ تری برای بشریت هستند.

زمانی که سرانجام بحران ویروس کرونا فروکش کند و به شرایط عادی برگردیم (هرچند هنوز ملزم باشیم فاصله اجتماعی را رعایت کنیم) می توان انتظار داشت برخی اقدامات بین المللی برای جلوگیری یا دست کم محدود کردن شیوع ویروس های مرگبار در آینده به کار گرفته شود. ما معمولا در یادگیری از تجربیات قبلی خود به خوبی عمل می کنیم چون تمایل داریم از تجربیات خود استفاده کنیم و احتمال وقوع یک رویداد را براساس این تجربیات تخمین بزنیم. اما همان طور که فیلسوف اخلاق، توبی ارد (Toby Ord)  استدلال می کند، در پیش بینی فاجعه های احتمالی که هیچ سابقه ای در حافظه مان و تاریخ ندارند مهارت بسیار کمی داریم.

حتی زمانی که کارشناسان با احتمال زیادی یک واقعه بدون سابقه قبلی را پیش بینی و اعلام می کنند، آن را باور نمی کنیم تا زمانی که آن را ببینیم. این دقیقا مشکلی بود که با ویروس کرونا داشتیم. بسیاری از دانشمندان پیش بینی کرده بودند که قطعا همه گیری ای جهانی در آینده نزدیک رخ خواهد داد. گذشته از هشدار عده ای از ویروس شناسان و اپیدمیولوژیست ها، بیل گیتس، موسس مایکروسافت در سال 93 در برنامه ای از خطر ابتلا به ویروسی کشنده و مسری خبر داد. همه گیری مدت هاست که یکی از دو تهدید فاجعه بار برای دولت ها بوده است (تهدید دیگر حمله گسترده سایبری است). اما همیشه برای بشر این وسوسه وجود دارد که اگر هنوز اتفاقی نیفتاده می توان انتظار داشت هرگز اتفاق نخواهد افتاد! یا حتی اگر این تهدید واقعیت داشته باشد (مانند این همه گیری) فقط بخش کوچکی از جمعیت جهان را از بین خواهد برد که این بیشتر جزو تهدیدات وجودی (existential threats) ارزیابی می شود.

 تهدیدهایی که نمی خواهیم ببینیم!

دو تعریف برای تهدید وجودی می توان قائل بود: تهدیدی که به موجودیت بشر پایان می بخشد و ما را به عنوان یکی از گونه های ساکن در این سیاره از بین می برد. دیگری که خطر کمتری دارد چیزی است که تمدن را از بین خواهد برد و ما را به وضعیت پیش از تاریخ برمی گرداند. ارد هر خطر احتمالی پیش روی بشر را ارزیابی کرده و احتمال وقوع آن را در قرن آینده بررسی می کند. برای مثال از نظر او احتمال این که انفجار یک ابرنواختر منجر به فاجعه ای بزرگ روی زمین شود یک به 50 است. او ادعا می کند مجموع همه مخاطرات طبیعی که ممکن است رخ دهد (که این شامل ویروس ها هم می شود) کمتر از خطرهای ناشی از جنگ هسته ای یا گرمایش جهانی است.

اغلب مردم، دولت ها و حتی افراد تحصیلکرده نیز نسبت به این گونه احتمالات غفلت می ورزند و افراد کمی هستند که درباره این مسائل فاجعه بار می اندیشند یا سعی می کنند هشدار دهند و اعلام نگرانی کنند. روزانه مسائلی مانند توافق های تجاری میان شرکت ها توجه بیشتری نزد عموم مردم به خود جلب می کند و اندیشیدن در مورد فرضیات مربوط به آینده مثلا زمانی که بشر تحت تسلط ماشین ها درآید، می تواند به فرداها موکول شود. اما با توجه به وضع موجود (همه گیری جهانی کووید-19) شاید زمان آن رسیده باشد که درباره این مساله بیندیشید که چگونه می توان جلوی فاجعه های ناگهانی و احتمالی در آینده را گرفت.

 از گرمایش جهانی تا جنگ هسته ای

ما اکنون در دوره ای بحرانی از تاریخ بشر زندگی می کنیم. نه تنها این احتمال وجود دارد که اثرات فاجعه بار گرمایش جهانی را شاهد باشیم بلکه این توان را داریم که در عصر هسته ای، جنگ افروزان با فشردن دکمه ای فجایع بی سابقه ای را رقم بزنند و نسل بشر را تا مرز انقراض و حتی نابودی پیش ببرند. ارد اعتقاد دارد که قرن آینده قرنی پرمخاطره و خطرناک خواهد بود. اگر تصمیمات درست بگیریم آینده ای خوب در انتظارمان است. در غیر این صورت می توان قدم در راهی گذاشت که جانداران پیشین را از حیات در کره زمین محروم کرد. او احتمال وقوع چنین رویدادی را یک به 6 ارزیابی می کند. اگر به دنبال راهکاری برای مقابله با این تهدیدات باشیم در این صورت چنین احتمالی به یک به 100 کاهش پیدا می کند. اما اگر نسبت به تهدیدات ناشی از پیشرفت های بدون کنترل زیست فناوری و هوش مصنوعی بی توجه باشیم این احتمال به یک به 3 افزایش خواهد یافت. ما در جهانی کاملا به هم پیوسته زندگی می کنیم که احتمال رخداد بدترین فجایع به طور بی سابقه ای بالاست و البته خیلی ها آن را انکار می کنند. ما ناخواسته این اصل کلی در خردمندی را نادیده می گیریم: «ناآشنا، ناممکن نیست!»

وابستگی بیش از حد به اینترنت و سامانه های ماهواره ای، شرایط ایده آلی برای به هم خوردن بسیاری از رویه های کنونی در سطح جهان و تهدید حیات وابسته به آن را مهیا می کند. زمان آن رسیده است که بپذیریم بخش اعظم زندگی ما به شبکه ارتباطی یکپارچه آن قدر که فکر می کنیم نیاز ندارد. وابستگی بیش از حد به شبکه های یکپارچه جهانی آسیب پذیری ما را در برابر همه گیری های ویروس یا حملات سایبری افزایش می دهد.

به این ترتیب همه گیری هایی که آقای ارد درباره آنها اظهار نگرانی می کند از نوعی نیستند که در بازارهای مرطوب ووهان شیوع پیدا می کند؛ بلکه بیشتر آنهایی هستند که در آزمایشگاه های زیستی ساخته می شوند. او استدلال می کند که بین مخاطرات طبیعی و ساخت بشر تمایز وجود دارد، اما این امر در موارد بیماری زا مبهم و نامعلوم است. زیرا اثرات و تکثیر ویروس ها و باکتری های بیماری زا به طور قابل ملاحظه ای از طریق فعالیت های انسانی مانند کشاورزی، حمل ونقل، ارتباطات پیچیده تجاری و اجتماع ما در شهرهای پرجمعیت بیشتر شده است. اما به نظر می رسد این تصور که شیوع عوامل بیماری زا ساخت بشر باشد بیشتر شبیه داستان های علمی - تخیلی و دور از ذهن است که نمی تواند برای مدت طولانی افکار ما را معطوف خود کند.

 
مکث
لزوم توجه علاج واقعه پیش از وقوع!

توبی ارد، فیلسوف اخلاق اعتقاد دارد باید هرچه زودتر اقدامات سازنده ای را برای کاهش تبعات این خطرها انجام دهیم. لازم است سرعت پیشرفت فناوری را کند کنیم تا مجال رسیدن به درک درستی از پیامدهای هر فناوری جدید برسیم. ما اکنون کمتر به فکر آینده هستیم و کمتر به این مساله می اندیشیم که رفتار ما ممکن است چگونه روی هزاران نسلی اثر بگذارد که می توانند بعد از ما زندگی کنند.

نسل های بعدی گویی در استعمار تصمیمات ما قرار گرفته اند: آنها از نظر سیاسی محرومند. زیرا در برابر تصمیماتی که ما امروز می گیریم و مستقیما روی زندگی یا انقراض آنها اثر خواهد گذاشت، اراده ای برای پذیرفتن یا نپذیرفتن ندارند.

شاید بزرگ ترین تهدید کنونی برای جهان سلاح های هسته ای باشد.

با پایان جنگ سرد، تعداد کلاهک های فعال از بیش از 70 هزار کلاهک در سال 1358 (1980) به حدود 3750 عدد در زمان حال رسیده بیشتر آنها در اختیار کشوری است که سابقه استفاده از آنها را هم در کارنامه دارد. پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک که در کنترل چنین سلاح های مرگباری موثر بوده است، 17 بهمن 99 منقضی می شود. فعلا که روس ها و آمریکایی ها هیچ برنامه ای برای تمدید آن اعلام نکردند و این مساله وحشتناک به نظر می رسد. مشکل دیگری که وجود دارد این است که سیستم های اقتصادی ما بین المللی هستند درحالی که سیستم های سیاسی، ملی یا ائتلافی باقی مانده اند. این در حالی است که مشکلاتی که روی هر شخص اثر می گذارد فقط خود آن فرد را تحت تاثیر قرار نمی دهد. بنابراین زمان آن فرارسیده که نوع بشر یاد بگیرد پیوند مشترکی که میان انسان ها وجود دارد، عمیق تر از اختلافات آنهاست.

در حال حاضر پیش بینی های زیادی در مورد چگونگی تغییر جهان پس از ویروس کرونا ارائه می شود. این تفکر وجود دارد که مشکلات جهانی همیشه راه حل های جهانی ندارند. اعتقاد به این که بحران کووید-19 می تواند بدون همکاری های بین المللی حل شود قطعا نادرست است. هیچ کشوری نمی تواند برای مدت طولانی خود را از عالمگیری بیماری پیش آمده کنار بکشد و راه خود را در پیش بگیرد.

بنابراین برای پیشگیری از فاجعه های بزرگ تر و احتمالی آینده باید به نوعی از وحدت و هماهنگی در شیوه زندگی بشری برسیم.

the Guardian و The New York Times