آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۴۶۵۲
ورزش
۱۴
تاریخ

60 سال بعد از روزی که عصر فوتبال در هامیدن پارک رقم خورد

وقتی فرانس پوشکاش مهربان شد

سید لوو مترجم: بهرام سرگوسرایی

«پیراهن باید یک جایی در میان وسایلم باشد. اما آنچه که واقعا مرا خوشحال می کند این است که اینجا خاطراتی وجود دارد.» این را سانتاماریا می گوید. روز 18 مه 60 سال پیش بود و امروز او 90 سال سن دارد. اما او هنوز هم می تواند همه چیز را واضح به یاد بیاورد: همه آنها در یک هتل در نزدیکی فرودگاه مستقر شده بودند و در سکوت آنجا نشسته بودند. برنابئو آدمی نبود که بتوان با او دیالوگ کرد. سانتاماریا به یاد می آورد: «به جز آب پرتقال و بیسکوییت های زرد چیز دیگری وجود نداشت. هیچی!»

و این گونه بود رئال مادرید به سمت بهترین عملکرد تاریخ حرکت کرد. مقابل 127 هزار و 621 نفر در حالی که تنها دو نیروی حفاظتی آنجا بودند. «غول ها»! سانتاماریا به یاد می آورد:«آنها اجازه نمی دادند ما بیرون برویم، نوشیدنی بخوریم یا هر چیز دیگری. برنابئو می خواست مطمئن شود این تیم سالم و مطمئن است.» 

«پیش بینی می شود، رئال مادرید امشب در مسابقه فینال اینتراخت فرانکفورت، قهرمان آلمان غربی را در هامیدن پارک شکست دهد و جام را به دست آورد.» از زمان شروع رقابت ها، بردن جام اروپا تخصص رئال شده بود و آنها برای پنجمین جام پیاپی مقابل یک تیم آلمانی می ایستادند. با این حال سانتاماری قبول ندارد که پیروزی شان قطعی بود. او می گوید:«اولین چیزی که از آن فینال به یاد می آورم این است که مردم می گفتند، حریف ما تیم جوانی است و قرار است ما را ناک اوت کند. خوشبختانه بازی با یک اشتباه در خط دفاعی و گل تیم حریف آغاز شد.»

خوشبختانه؟ سانتاماریا می گوید:«آن گل ما را به واکنش واداشت. مثل ضربه به یک کندوی عسل. شما باید سریع این کار را انجام دهید و واکنش نشان دهید. آنها شوکه شده بودند و غافلگیر. ذهنیت ما این بود: اوکی! بیایید برویم دنبال شان. فرانکفورت ما را تحریک کرده بود.»

واکنش خشمگینانه بود. در عرض 9 دقیقه مادرید مساوی کرد. در 12 دقیقه بعد از گل اینتراخت رئال جلو بود. در دقیقه اول وقت های اضافی گل سوم نیز وارد دروازه تیم آلمانی شد تا آنها تحقیر شده باشند. پوشکاش و دی استفانو، تیم حریف را ویران کرده بودند. تیلور در گاردین نوشت:«این یک انتقام واقعی بود. فقط می توان نگاه کرد که اعدام چطور انجام می شود.»

حتی در یک تیم که همگی بی استعداد هستند هم سانتاماریا قبول ندارد کسی بر دیگری برتری داشته باشد. اما او می گوید، آلفردو و فرانس مستثنی هستند؛ مخصوصا در آن روز به خصوص. دارسی سیلویرای برزیلی ملقب به کاناریو معتقد بود، دی استفانو از هموطنش پله بهتر است. هلنیو هررا، مربی مشهور معتقد است اگر پله یک تکنواز عالی به حساب می آید، دی استفانو رهبر اکستر است. 

پوشکاش متفاوت بود. حداقل در آن دوره. به گفته رسانه ها او خودش پذیرفته بود که چاق است. اما با این وجود هیچ کس نمی توانست کاری که این مجارستانی با توپ می کند را انجام دهد. کاناریو به یاد می آورد:«او پا نداشت، دست داشت!» آمانچیو آمارو، بازیکن سابق رئال مادری در مورد پوشکاش می گوید:«او چاق بود اما پای چپی داشت که حیرت آور بود. او فقط در یک فضای 5 متری حرکت می کرد. اما این 5 متر طلایی بود. او در 39 بازی جام باشگاه های اروپا 35 گل برای رئال مادرید به ثمر رساند.

4 تا از این 35 گل در بازی فینال مقابل اینتراخت به ثمر رسیدند. یک هت تریک هم برای دی استفانو باقی ماند. آنها ابتدا یک بر صفر عقب افتادند، بعد بازی مساوی شد، بعد رئال جلو افتاد. دو بر یک، سه بر یک، چهار بر یک، پنج بر یک، شش بر یک و در حالی که 20 دقیقه مانده بود بازی تمام شود، رئال هفتمین گل را نیز وارد دروازه تیم آلمانی کرد. بعد آنها دو گل زدند تا بازی 7 بر 3 تمام شود. سانتاماریا می گوید:«هواداران اسکاتلندی ما را تشویق می کردند. آنها تیمی را می دیدند که بدون تقلب کاری را به انجام رسانده که پیش از این ندیده بودند. بسیاری از تیم ها دوره های خوبی را رقم زدند اما هیچ یک از آنها 5 قهرمانی پیاپی در اروپا به دست  نیاوردند.»

رئال مادرید انتقام تیم رنجرز که مقابل اینتراخت در مرحله نیمه نهایی شکست خورده بود را گرفت اما این تنها دلیلی نبود که آن روز آنها مورد ستایش قرار گرفتند. مفسر بی بی سی گفت، بازیکنان انگار فرشته ها را لمس کرده بودند. تیلور در گاردین نوشت، اینتراخت نباید خیلی احساس بدی از اینکه مقابل اربابان شکست خورده، داشته باشد.» پوشکاش آن زمان گفته بود این افراد قطعا از فوتبال قدردانی می کنند. ما تقریبا به نوعی از کمال فوتبال دست یافتیم. کاناریو به یاد می آورد، سال ها بعد وقتی دوباره به آن استادیوم رفته بود مردی به سمت شان دویده که بعد فهمیدند، رییس فدارسیون فوتبال اسکاتلند است. او گفت:«اوه! وقتی شما بازی می کردید من فقط یک کودک بودم اما این شگفت انگیز بود.»

سانتاماریا وقتی این تعریف و تمجیدها برایش خوانده می شود، می گوید:«خب! ما یک ترکیب عالی از فوتبال اروپا و امریکای جنوبی داشتیم. ما همیشه کسی را داشتیم که توپ را از بین پاهای شما یا بالای سرتان عبور دهد. آنها نوعی از فوتبال را ارایه می دادند که قبلا کسی به آن عادت نداشت.» سانتاماریا ادامه می دهد:«بعد از آن فهمیدیم که عصر فوتبال را تعیین کرده ایم. من دو یا سه بار آن بازی را کامل دیده ام. نه برای خودم بلکه در کنار افرادی که می خواستند آن را با من تماشا کنند. من نمی دانم آیا این بهترین بازی است که انجام دادیم یا نه و کسی هم نمی داند. فوتبال پیشرفت کرده است. پیراهن های بهتر، توپ با کیفیت تر و چمن های همیشه مرطوب. اما بله ما هنوز به عنوان یک بازی عالی به آن مسابقه فکر می کنیم. من از آن دوران چیزهای زیادی را حفظ کرده ام. یادداشت ها. من باید همه اینها را بررسی کنم. یکی از چیزهایی که ندارم، توپ مسابقه است. بالاخره دو هم تیمی داشتم که هت تریک کرده بودند و آنها توپ را می خواستند. البته الان هیچ کدام شان آن را ندارند.»

پوشکاش گفته بود:«با نزدیک شدن به لحظات آخر بازی من و آلفردو توپ را عمدا نگه می داشتیم. این کار را وقتی می کردیم که می دانستیم برنده ایم. این یک شیطنت کوچک بود برای اینکه ببینیم توپ در انتها به چه کسی می رسد. به ساعت نگاه کردم و لحظه ها را شمردم و تا سوت پایان توپ را زیر پایم نگه داشتم. من بیشترین گل را زده بودم و می خواستم توپ مال من باشد ولی آلفردو هم هت تریک کرده بود و می توانست آن را بخواهد. سوت زده شد و توپ همراه من بود. من آن را برداشتم و رفتم وسط زمین اما اروین مهاجم فرانکفورت آمد و آن را از من خواست. من هیچ توپی از فینال ها نداشتم اما او 3 بار از من درخواست کرد و بعد با خودم فکر کردم من واقعا این توپ را می خواهم اما این مرد دو گل زده ولی مسابقه را از دست داده است. این کمترین کاری است که می توانم برایش بکنم. بنابراین توپ را به او دادم.» 

په په سانتاماریا می خندد. او می گوید:«بله وقتی شما پیروز هستید بیشتر مهربان می شوید.»