آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۷۸
صفحه اول
۱
جهان

کاظمی؛ ناچار یا مقتدر؟

محمدصالح صدقیان

آنچه پنجشنبه شب در بغداد رخ داد و بخشی از نیروهای امنیتی عراق به یک پایگاه میزبان نیروهای محور مقاومت عراق حمله کردند و تعدادی را بازداشت کردند قطعا بدون اطلاع مصطفی کاظمی، نخست وزیر عراق نبوده است. من حتی یک گام فراتر از این گزاره می روم و می گویم که این اقدام قطعا به دستور نخست وزیر انجام شده است. بدون علم و اراده شخص نخست وزیر عراق امکان ندارد چنین اقدامی علیه یک نهاد مهم شیعیان عراق رخ دهد. اما سوال اینجاست مصطفی کاظمی که با رای و اعتماد گروه های شیعه عراقی انتخاب شده بود و گروه های مقاومت هم اگر از او حمایت نکردند، دست کم در مقابل انتخابش مخالفتی هم نشان ندادند چرا در چنین موقعیتی دست به این اقدام می زند؟ 

واقعیت این است که اقدام مصطفی کاظمی در شرایط کنونی دو پیام مهم دارد، یک پیام داخلی و یک پیام خارجی. پیام داخلی اقدام مصطفی کاظمی، ضرب شست نشان دادن به گروه های قدرتمند سیاسی و عقیدتی در داخل عراق است. او از ابتدای حضورش گفته بود که قصد دارد، سلاح را از اختیار گروه های غیردولتی خارج کند. وقتی به دولت اشاره می شود، منظور مجموعه نیروهای مسلح عراق است که شامل حشدالشعبی هم می شود، یعنی وزارت دفاع، وزارت کشور و حشدالشعبی منحصرا تنها نیروهای صاحب سلاح در عراق باقی می مانند و هیچ گروه دیگری تحت هیچ عنوانی حق استفاده از سلاح برای اهدافش ندارد. اقدام دولت عراق علیه نیروهای منتسب به کتائب حزب الله و جبهه مقاومت با این هدف صورت گرفته که مصطفی کاظمی به گروه های مختلف صاحب نفوذ در عراق، نه فقط شیعیان، بلکه از هر طایفه و مذهبی نشان بدهد که فرمانده کل قوا اوست و اختیار کامل در اجرای فرمانش دارد.  اقدامی که نیروهای تحت فرمان کاظمی انجام داد در واقع یک عملیات کوچک و محدود بود اما آثار و نتایج گسترده ای در پی دارد. اما اقدام در مقابل بخشی از نیروهای شیعه عراقی که در نبرد علیه داعش نقش بارزی بازی کرده اند در واقع یک پیام و نشانه برای همه گروه های دیگر است که مصطفی کاظمی قصد مدیریت مقتدرانه در بغداد دارد. کاظمی با این اقدام خود در واقع تا حدی عکس العمل گروه های سیاسی و نظامی شیعه عراقی را هم سنجید تا ارزیابی کند که گروه های تحت فرمان حشدالشعبی تا چه اندازه از فرمان دولت و رهبری بغداد پیروی می کنند. همان گونه که از پنج شنبه تاکنون هم مشاهده کرده ایم به رغم اظهارنظر شخصیت های برجسته شیعه مانند نوری مالکی و قیس خزعلی و دعوت آنان از دولت به حفظ حرمت و احترام حشدالشعبی، واکنش تندی از سوی گروه های سیاسی شیعه و رهبران حشدالشعبی به این اقدام نشده است. به نظر می رسد، گروه های عمده شیعه عراق از جمله جریان صدر، جریان حکمت و فراکسیون فتح خواستار خویشتن داری و فرصت به کاظمی هستند و از اقتدار دولت مرکزی حمایت می کنند. اما در کنار آثار داخلی این اقدام مصطفی کاظمی یک پیام خارجی هم در این اقدام نهفته بود که متاسفانه نه به نشان اقتدار و توانمندی دولت بغداد بلکه به نشانه ناچاری و ناگزیری دولت کاظمی برای راضی نگه داشتن دولت امریکا بود. می دانیم که عادل عبدالمهدی، نخست وزیر پیشین عراق در تمام طول دوران نخست وزیری اش برای دیدار رسمی به واشنگتن دعوت نشد. شرط دولت امریکا برای عادل عبدالمهدی این بود که باید قدرت حشدالشعبی را کنترل و محدود کند. عادل عبدالمهدی این شرط را نپذیرفت و امریکایی ها هم او را هرگز برای سفر به واشنگتن دعوت نکردند. حالا نخست وزیر کنونی قرار است 3 هفته دیگر به واشنگتن برود تا با مقام های ارشد امریکایی دیدار و گفت وگو کند. درست همان شرط ها و شروطی که برای عادل عبدالمهدی وجود داشت از سوی امریکا هم برای او مطرح شده است. یکی از اهداف مصطفی کاظمی در انجام اقدام پنج شنبه شب هفته گذشته، این بود که به صورت ظاهری و نمادین در مقابل امریکایی ها با دست پر برود و ادعا کند که برنامه تحدید حشدالشعبی را آغاز کرده است. این پیام کاظمی برای امریکایی ها این است که او عزم و اراده کافی دارد اما هنوز زمان کافی برای اجرای خواسته های آنها را پیدا نکرده است.

اما اینکه این اقدامات کاظمی تا چه اندازه گسترش پیدا کند یا اینکه اصولا آیا فرصتی برای انجام چنین اقداماتی داشته باشد بسیار به رویدادهای آینده عراق بستگی خواهد داشت. عراق در حال حاضر در شرایط اقتصادی بسیار وخیمی قرار گرفته است. اخبار موثقی وجود دارد که دولت حتی پول کافی برای پرداخت دستمزدهای کارمندان خودش را هم ندارد. البته مصطفی کاظمی و وزیر اقتصادش علی علاوی، وعده هایی داده اند که با قرض و وام از کشورهای خارجی و نهادهای بین المللی، بحران کنونی را به صورت مقطعی جمع می کنند. قطعا فرصت گروه های سیاسی پارلمان که به نخست وزیری کاظمی رای دادند به او محدود خواهد بود و عملکرد او در برابر بحران اقتصادی موجود می تواند یک عامل موثر در تعیین سرنوشت آینده اش باشد. در عین حال اگر او امروز امتیازی به امریکایی ها در مورد حشدالشعبی و گروه های مقاومت عراقی داده است، انتظار خواهد داشت که امتیازات مشخصی از امریکایی ها در مذاکرات واشنگتن دریافت کند و گام های بعدی او در داخل عراق به عملکرد متقابل امریکایی ها وابسته خواهد بود. من معتقدم که رویدادهای هفته ها و ماه های آینده نشان خواهد داد که کاظمی یک نخست وزیر مقتدر و کارآمد است که می تواند از بحران ها عبور کند یا یک سیاستمدار ضعیف و ناگزیر که مجبور است به کمک خارجی برای اداره کشور دل ببندد و مجری فرمان های خارج از کشور باشد.