آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۷۹
ایران قرن
۱۶

چپ ستیزی در دوران پهلوی اول

مرام اشتراکی جرم شد

لیلا ابراهیمیان

 فرمان منع فعالیت های اشتراکی صادر شد؛ پنجم خردادماه 1310؛ این فرمان زنگ خطری بود، اعضای باقی مانده از حزب کمونیست که در سال 1305 منحل شده بود برای حزب سوسیالیست ایران و چپ روشنفکری که احساساتی مبهم و چندوجهی درباره حکومت رضاشاه داشتند.

رضاشاه که از قدرت مطلقه تا حکومت خودکامه طی راه کرده بود؛ اگر زمانی روشنفکران حامی اش بودند و چپ ها طرفدار جمهوری رضاخانی و او را نماینده بورژوازی ملی می نامیدند؛ و روشنفکران محافظه کار و لیبرال از قدرت رضاخان، چشم به اعتلای نام وطن داشتند و آبادانی؛ اما این رویا خیلی طول نکشید و همراهی جای خود را به نفرت داد. روشنفکران نسل جوان همچون پدران خود به او خوش بین نبودند. آنها دولت مدرن را با نهادهای عقیم می دیدند که هر مخالفی را سرکوب می کند؛ نهاد مجلس پا در هوا بود؛ اگر روزی علی اکبر داور برای به قدرت رساندن اش جانفشانی می کرد، روز دیگر تریاک خورده و خودکشی کرده برای حفظ آبرو؛ مخالفان راهی زندان قصر شده و شور و شوق به یاس تبدیل شده. فرخی، شاعر بزرگ حزب سوسیالیست در بیمارستان زندان مرده و تدین از وزارت فرهنگ راهی زندانی شده. روشنفکران و دانشجویان جوان مخالف شاه به نوشته «یرواند آبراهامیان» در اروپا کنگره کلن را تشکیل می دهند و سال بعد در مونیخ بازماندگان حزب کمونیست ایران نشریه ای به نام «پیکار» منتشر می کنند. دو سال قبل از این رضاشاه شاهد اعتصاب های کارگری بود؛ شانزدهم اردیبهشت ماه 1308 کارگران در آبادان اعتصاب کرده و موسسات نفتی را سنگباران می کنند. آنها در مقام مدافعه حقوق خود می افتند؛ آنها می خواستند مثل هندی ها جمعیتی تشکیل دهند؛ ولی دولت از این اعتصاب با خشونت جلوگیری می کند. در دی ماه 1308 یکی از جاسوسان ارشد اتحاد شوروی به نام «ژرژ سرگی یویچ آقابکوف» به فرانسه پناهنده شده و خاطراتش را در روزنامه لوماتن چاپ پاریس منتشر می کند. این اطلاعات به باور رضاشاه نشان از فعالیت های گسترده اطلاعاتی شوروی در ایران بود.

صحنه آماده بود تا شاه تصمیم بگیرد؛ اگر روزی برای طلب حمایت دانه می چید، امروز وقت دام پهن کردن بود. مجلس هشتم «قانون مجازات مقدمین علیه امنیت و استقلال مملکت» را در خرداد 1310 به تصویب رساند. قانونی که تا سال ها بعد به واسطه جرم دانستن «مرام اشتراکی» مستند قانونی برخورد با چپ گرایان ایران باقی ماند. بعد از آن موج جدید بازداشت ها آغاز شد؛ گروه های روشنفکری در تهران، تبریز، رشت، اصفهان و قزوین دستگیر شدند؛ تعداد بازداشت شدگان در تهران 250 نفر و در مشهد بیش از 130 نفر بود. اما مهم ترین بازداشت ها در اردیبهشت 1316 رخ داد. شهربانی 53 نفر را دستگیر کرد؛ اتهام آنها تشکیل سازمان اشتراکی مخفی، انتشار بیانیه اول ماه مه، راه انداختن اعتصاب در دانشکده فنی و یک کارخانه نساجی در اصفهان و ترجمه کاپیتال مارکس و مانیفست کمونیست بود. چهار سال بعد از این دستگیری، رضاشاه راهی تبعید شد با برجای گذاشتن این پیام برای ولیعهد «فرزندم هرگز از هیچ چیز هراس مکن»؛ گروه 53نفر با عنوان زندانیان سیاسی «نه چندان خطرناک» سیزده روز بعد از تبعید شاه، آزاد شده و تعدادی برای تاسیس حزب توده ایران دورهم جمع شدند.