آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۷۹
سیاسی
۳

رحمن قهرمانپور، از اختلاف ایران و آژانس بر سر تفسیر اساسنامه این نهاد می گوید

آژانس بزرگنمایی کرد

گفتگو: مریم سالاری

شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی چند روز پیش قطعنامه ای به پیشنهاد سه کشور اروپایی درباره فعالیت های هسته ای ایران تصویب کرد که این نخستین قطعنامه علیه ایران در طول هشت سال گذشته بود. رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل استراتژیک در گفت وگو با «ایران» از وجوه پیدا و پنهان این رویداد و محل اختلافات ایران و آژانس سخن گفته است.
آژانس بین المللی انرژی اتمی برای اولین بار بعد از سال 2012 علیه ایران قطعنامه ای صادر کرده که با هدایت سه کشور اروپایی طرف توافق هسته ای بوده است. دلیل این اقدام آژانس را در شرایط فعلی که اجرای برجام به دلیل ناکامی تروئیکای اروپایی جهت محقق کردن منافع اقتصادی ایران متزلزل شده است، چه می دانید؟

اگرچه قطعنامه ای که آژانس با رهبری سه کشور اروپایی صادر کرد به طور غیر مستقیم با سناریوی امریکا جهت ایجاد فشار بر ایران ارتباط داشت اما لحن و محتوای آن نرم تر از قطعنامه مدنظر امریکا بود.هرچند نفس صدور این قطعنامه نشان داد که مواضع اروپا و امریکا بیشتر از گذشته به هم نزدیک تر شده است ولی از طرف دیگر باید در نظر داشته باشیم که امریکایی ها در همین جلسه شورای حکام قطعنامه به دنبال گرفتن محکم تری بودند تا راه ارسال پرونده ایران به شورای امنیت را فراهم کنند اما از این نظر به خواسته خود نرسیدند. بنابراین مشخص است که اروپا سعی دارد در مسیری حرکت  کند که خود را به امریکا نزدیک تر کند اما معتقدم که آنها تا انتخابات امریکا در موضعگیری در قبال ایران احتیاط  بیشتری می کنند.

گزارش اخیر آژانس حاوی نکاتی است که علاوه بر درخواست بازرسی از دو مرکز  ادعایی به موضوعی اشاره کرده که پیش تر در قالب پرونده «پی ام دی»  حل و فصل شده بود اما به نظر می رسد که این مساله بار دیگر در قطعنامه جدید مطرح شده است.

گزارش جدید آژانس به سه موضوع اشاره کرده است؛ یکی بحث مجموعه فعالیت هایی است که در «شیان» انجام شده است. آژانس قبلا به مرکز «شیان» دسترسی داشته و نمونه برداری هم کرده است. بحث دیگر درباره «تورقوزآباد» است که در آنجا آژانس مدعی شده یک کارگاه پایلوت تولید UF6 وجود داشته، این در حالی است که کارخانه تولید UF6 در اصفهان است و آنها اولین بار این مساله را مطرح کردند. بحث یافتن اورانیوم آلوده نیز درباره همین مرکز مطرح شده است. بحث سوم به طرح ادعاهایی مربوط است که پیرامون فعالیت درباره تولید چشمه نوترونی در مرکزی در 24 کیلومتری شمال آباده مطرح شده که این موضوع پیش تر در چارچوب پرونده «پی ام دی» حل شده بود؛ یعنی کلیات این پرونده حل شده است. حالا آژانس اعلام کرده برای اینکه راستی آزمایی موثری انجام دهد خواستار بازرسی های جدید از مراکز یاد شده است. به گفته آژانس، اگر ایران اطلاعات درخواست شده را ارائه ندهد، نمی تواند تایید کند که فعالیت های «اعلام نشده» ندارد.

تا الان همیشه گزارش های آژانس اعلام می کرد که چه اقداماتی را برای بازرسی از فعالیت های هسته ای ایران انجام داده ولی نمی تواند تایید کند که ایران فعالیت «اعلام نشده» ندارد. بنابراین همیشه این موضوع را در گزارش های خود یادآور می شد؛ زیرا گفتن این گزاره که «ایران فعالیت اعلام نشده ندارد» به این معناست که  آژانس رسما تایید می کند که ایران هیچ گونه فعالیت خارج از نظارت آژانس ندارد.

می خواهم بگویم که آژانس در گذشته و در گزارش هایی هم که در چارچوب برجام، روند فعالیت های هسته ای ایران را تایید می کرد، به این مساله اشاره می کرد اما جای تعجب است که این بار این مساله معمولی را به یک بحران در روابط ایران و آژانس تبدیل کرد و مشخص شد که الان به این موضوع از منظر سیاسی نگاه می کند. نمایندگان چین و روسیه هم به این نکته اشاره داشتند که موضوعات مورد اشاره گزارش آژانس نکته مهمی ندارد اما مشخص است که آژانس تحت فشار امریکا فضا را علیه ایران متشنج کرد.

آیا آژانس صرفا با اتکا به گزارش های ادعایی امریکا و اسرائیل درخواست بازرسی از مراکز مورد نظر خود را در ایران مطرح می کند؟ زیرا مقام های ایران بارها به این مساله اعتراض داشتند و گزارش های آژانس را غیرمستند ارزیابی کردند.

حرف دقیق آن این است که ایران در نامه ای که به دبیرخانه آژانس داده می گوید بر اساس کنوانسیون «معاهدات بین المللی وین» کشوری که عضو یک پیمان نباشد نمی تواند از فواید آن پیمان منتفع شود. رژیم اسرائیل عضو «ان پی تی» و به تبع آن عضو توافق جامع پادمانی نیست هر چند که عضو آژانس است؛ یعنی از نظر ایران چون اسرائیل عضو «ان پی تی» نیست نمی تواند  «له» یا «علیه» کشوری سندی ارائه دهد. از این رو از نظر ایران این موضوع از اساس محل اشکال است که آژانس در اینجا تخلف حقوقی کرده و نمی تواند به اسناد کشور یا رژیمی که عضو این پیمان نیست، استناد کند.

آیا این اعتراض بر پایه یک رویه حقوقی قابل ارزیابی است؟

آژانس از زمان آمانو تفسیر «موسعی» دارد که بر اساس آن می گوید برای اینکه در پروسه راستی آزمایی مطمئن شود در کشوری فعالیت های «اعلام نشده» وجود ندارد می تواند از همه ابزارهای در اختیار خود استفاده کند و همین مساله محل اختلاف در تفسیر است. استناد ایران به تفسیر «مضیق» از اساسنامه آژانس و توافقات است؛ ولی آژانس تفسیر «موسع» دارد. این تفسیر «موسع» نیز به کنفرانس های مقدماتی «ان پی تی» بازمی گردد؛ مثلا الان درباره خروج از «ان پی تی» تفسیر «موسع» مطرح است. در حالی که در همه پیمان ها امکان خروج وجود دارد اما درباره «ان پی تی» گفته شده که چون این توافق مربوط به امنیت بین الملل است بنابراین خروج  هر کشور عضو باید با تایید شورای امنیت باشد. این تفسیر «موسع» است. همچنین  مورد راستی آزمایی آژانس نیز بر اساس تفسیر «موسع» است و می گوید چون موضوع مربوط به امنیت بین الملل است نمی تواند به یکسری اسناد و مدارک خاصی محدود شود که مورد تایید دولتی است که فعالیت های هسته ای انجام می دهد. در واقع این مساله نقطه اختلافی بین ایران و آژانس است. در همین چارچوب ایران می گوید که چون آژانس چنین حقی ندارد، نمی تواند به چنین موردی که بر اساس اسناد سازمان های اطلاعاتی مطرح شده، استناد کند. ایران معتقد است اگر چنین اسنادی را بپذیرد، این کار تبدیل به یک رویه می شود؛ یعنی کشورهایی که سلاح دارند یکسری اسناد به آژانس می دهند و مدعی می شوند که کشوری فعالیت های هسته ای دارد و همین باعث می شود روح پیمان نقض شود.

رویکرد «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس را در مقایسه با مسئولان پیشین این سازمان چگونه می بینید؟

موضعگیری مدیران کل آژانس از زمان البرادعی به بعد علیه ایران تندتر شده است. من معتقدم آقای «گروسی» با اینکه در ابتدا سعی می کرد نگاه فنی به موضوع فعالیت های هسته ای ایران داشته باشد اما به مراتب بیشتر از «آمانو» سیاسی کاری می کند. مخصوصا آژانس در این زمینه برای حفظ اعتبار خود نباید ورود می کرد؛ یعنی نباید مساله را در این حد بزرگ می کرد. سیاسی کاری این سازمان به سطحی رسیده است که دیگر صدای چین هم درآمده است در حالی که معمولا این کشور به طور علنی اعتراض نمی کرد.

درخواست جدید آژانس برای بازرسی از مراکز ادعایی تا چه اندازه در قالب پروتکل الحاقی قابل پیگیری است؟

تفاوت اصلی پروتکل با مقررات پادمانی این است که بازرسی ها طبق پروتکل منوط به اعلام به آن کشور نیست اما در عین حال بدون قید و شرط هم نیست. وقتی آژانس می گوید می خواهد بازدید کند باید دلیل قانع کننده ای برای کشور بیاورد که از آنجا بازدید کند؛ یعنی تفسیر در چارچوب پروتکل الحاقی است و خیلی «موسع» نیست.

به هر حال آژانس در آنجا نیز باید مدرکی ارائه دهد ولی چون موضوع سیاسی است قاعدتا ایران به این سمت می رود که یک راه حل سیاسی پیدا کند. در گذشته هم مورد مشابه آن را داشتیم یعنی ایران پروتکل های سختگیرانه ای برای ورود بازرسان آژانس اعلام کرده و به عنوان مثال گفته است که بازرسان فقط با ماشین وارد شوند و فقط در جای مشخصی نمونه برداری کنند. در واقع ایران می گوید ادعاهای جدید بر اساس یک طرح امریکایی - اسرائیلی است که اگر ما در قدم اول عقب نشینی کنیم آنها تا آخر می آیند و ادعای جدید مطرح می کنند بنابراین ایران ممکن است در حالی که تلاش می کند مانع از پایه گذاری رویه جدیدی شود به مدل جدید و خاصی برای حل بحران ایجاد شده با آژانس دست پیدا کند. ضمن اینکه باید تاکید کرد که دست کشورمان در پیگیری اقدامات فنی بسته نیست و می تواند اقداماتی را انجام دهد.