آرشیو دو‌شنبه ۲۴‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۴۷۴۲
اقتصاد
۶
بازتاب

بازخوردهای یک گزارش در روزنامه «اعتماد»

مقصر گرانی ها کیست؟

گروه اقتصادی: فرمول افزایش قیمت هر کالا فارغ از نوع آن، می خواهد خوراکی باشد مانند کره یا سرمایه ای باشد مانند خودرو، مشخص و ثابت است. در ابتدا اعلام می شود در بازار کمبود وجود دارد. پس از آن مسوولان با مصاحبه یا پست فرستادن در صفحات مجازی خود هر گونه کمبود را تکذیب می کنند. پس از آن «قول هایی برای افزایش تولید» داده می شود و درنهایت نیز «آن کالا» به صورت سهمیه بندی و البته با افزایش قیمت به بازار عرضه می شود. در هر کدام از مراحل «فرمول» فوق برای افزایش قیمت تقصیر گرانی به گردن یک نفر می افتد. یک مرحله مقصر مردم هستند که چرا بیشتر خرید و احتکار می کنند. مرحله دیگر دلالانی که جنس ها را به بازار عرضه نمی کنند و مرحله بعد نیز نهادهای نظارتی که چرا دلالان را شناسایی نمی کنند تا پیش از تاثیرات مخرب بر بازار جلوی هدف شان گرفته شود. اما به راستی تقصیر گرانی ها به گردن کیست؟ چرا در هیچ کدام از «مراحل» تقصیر به گردن بازارگردانان نیست؟ بازارگردانانی که عمدتا به صورت انحصاری در بازار حضور دارند و بازیگر اصلی آن بازار محسوب می شوند. 

قیمت ها پرواز می کنند و درآمدها به آن نمی رسد

تخم مرغ، کره و حبوبات تنها بخشی از اقلام خوراکی هستند که در هفته جاری افزایش قیمت داشتند. دلیل و توجیه هر کدام از مسوولان برای این افزایش، بالا رفتن نرخ ارز و نوسانات در سایر بازار دارایی است. گران تر شدن مواد غذایی و افزایش چند باره برخی کالاهای خوراکی به بهانه نرخ ارز در حالی است که «اعتماد» هفته گذشته در گزارش «هر وعده غذا، چند؟» هزینه هر وعده غذا را محاسبه کرده و نشان داد هر وعده غذا برای خانوارهای ایرانی بین 6 تا 70 هزار تومان هزینه در بر خواهد داشت. اما آنچه که پس از انتشار این گزارش باید مورد توجه قرار گیرد، بازخوردهایی است که داشته و کامنت هایی است که مردم از وضعیت بد اقتصادی و سفره غذایی خود نوشته اند. به عنوان مثال کاربری به اسم سمیه نوشته است «این متن رو باید با یک فونت درشت نوشت و به آقای نوبخت نشان داد!» یا کاربر دیگری این چنین نظر داده «جالبه بدونید اگه از یه هزار تومنی کپی رنگی بگیریم، 2 هزار تومن آب میخوره؛ یعنی ارزش کپی از پول واقعی بیشتره!» 

مردم، بی اعتماد به دولت و بازار و مافیا

تقریبا در 10 سال اخیر که تحریم های نفتی آسیب های فراوانی به بدنه اقتصادی کشور زده تا پیش از تحریم های نفتی در سال 90 و با استناد به آمارهای بانک مرکزی میانگین نرخ تورم 10 ساله (از سال 80 تا 90) 14.73 درصد برآورد شد. اما میانگین تورم در دهه 90 که دهه تحریمی ایران بود به 25.1 درصد رسید. با وجود اینکه مسوولان بارها از کنترل تورم سخن گفتند ولی جز دو سال که تورم تا 9 درصد نیز کاهش یافت عملا اتفاق خاصی برای این شاخص اقتصادی نیفتاده و در شرایط فعلی نیز بر روند رشد آن افزوده می شود. فردی که مغازه فروش پرده دارد، روی شیشه کاغذی نصب کرده بود به این عنوان «ویترین به قیمت اسفند 98». همین نوشته کافی بود تا هر بیننده ای را جذب کند. سر بحث باز شد. پول لازم داشت تا بتواند دلار بخرد و در خانه نگه دارد. می گفت هر زمان که دلار به خانه می برد، خانواده اش آرامش بیشتری دارند. حاضر است تمام پرده هایش را به قیمت اسفند 98 بدهد که دلار به خانه ببرد. حتی یک دلار! یکی از کانال های خبری تلگرامی را می خواند که نوشته بود «کره سهمیه بندی شده است.» با پوزخند می گفت: «کار همیشگی است؛ امروز هر خبری که توش افزایش قیمت باشه تکذیب میشه فردا میری برای خرید، می بینی همون موقع که خواب بودی قیمت ها رو بردن بالا. صبح هم مسوولا میگن دلال بوده، ما نبودیم. خب چرا اینهمه دلال هست؟ آخه کره چی داره که توش دلالی میشه؟» چیزی برای گفتن ندارم؛ از مغازه خارج می شوم و سر راه به سوپرمارکتی می روم. کسی برای فروش محصولات جدید یکی از شرکت های معروف کیک و شیرینی وارد می شود. مغازه دار قیمت کیک دوقلو را می پرسد. فروشنده اطمینان می دهد که قیمت های فعلی اش منصفانه است و تا یکی دوماه دیگر کیک را با توجه به قیمت های کره، خامه و تخم مرغ باید گران تر بخرد. قانع می شود و سه کارتن سفارش می دهد. موقع خداحافظی زیر لب می گوید: «هر چی می کشیم از دست خودمونه.» 

دلال، فقط یک اسم است

دلال و سلطان از جمله نام هایی بود که مسوولان در هر زمان که وضعیت بازارها تغییر می کرد و آشفتگی پدید می آمد بر سر زبان می آوردند. در این مدت از سلطان سکه تا قیر و قبر شناسایی و دستگیر شدند اما وضعیت بازار پس از دستگیری آنها نیز به مانند گذشته نشد. مدعای این گزاره در دستگیری و اعدام سلطان سکه بود. وحید مظلومین را در حالی که دو تن سکه از طریق دلال های زیرمجموعه جمع آوری کرده بود، دستگیر کردند. در زمان دستگیری او، تیرماه 97 میانگین قیمت هر سکه تمام دو میلیون و 700 تا 800 هزار تومان بود. اما قیمت سکه در 23 شهریور و تا لحظه نگارش گزارش به 12 میلیون و 650 هزار تومان رسیده است. شاید این قیمت یک معنی داشته باشد؛ بازیگردان بازار سکه نه دلال و سلطان اعدام شده بلکه افرادی هستند که با بازارگردانی می توانند بر قیمت ها تاثیر بگذارند. اما بازارگردانان چه کسانی هستند؟ کسانی که انحصار در تولید، توزیع و عرضه یک کالا را در اختیار دارند. 

انحصارگر کیست؟

چتر حمایتی دولت بر سر اقتصاد هر روز گسترده می شود. هر چند دولت موظف است در مواردی به اقتصاد ورود و حتی در آن دخالت کند اما در چند دهه اخیر به خصوص از زمان شروع تحریم ها در اوایل دهه 90، حضور و دخالت بیشتر و بیشتر شده و به همین خاطر توقع کمک به همه بخش ها نیز به وجود آمده است. اما کمک دولت چه زمانی می تواند مشکل ساز باشد؟ زمانی که شرایط را برای رانت خوارها و سوءاستفاده گران هموارتر می کند. این افراد با اسم رمز «کمک در شرایط تحریم» به سراغ دولت می روند داعیه کمک رسانی و تقویت سایر بخش های اقتصادی دارند و نبض بازارها را در دست می گیرند. امتیاز تولید، توزیع و عرضه کالای خاص را از دولت می گیرند و پس از آن بازار تابع و گوش به فرمان آنهاست. نمونه داعیه دار کمک به دولت بابک زنجانی است که به بهانه فروش نفت حدود دو میلیارد دلار بدهی دارد که البته تاکنون تلاش ها برای بازپس گیری این رقم از او بی نتیجه مانده است. تجربه نزدیک به یک دهه تحریم در ایران نشان دهنده آماده بودن بستر اقتصاد ایران برای پدیدار شدن سلاطین، رانت خوارها و سوءاستفاده گران است و تقریبا هر بازاری نیز نمونه ای به خود دیده است. 

افزایش بیشتر قیمت با کشور چه می کند؟

«نخرید تا ارزان شود.» گزاره ای پرتکرار از سوی مسوولان برای اطمینان بخشی به مردم و تثبیت بازارهاست. اما به نظر می رسد حتی قابلیت «مسکن» شدن هم ندارد. چرا که پس از توصیه هایی از این دست تلاطم در بازارها نه تنها کاهش نمی یابد بلکه «هول و ولای» افراد برای حضور در بازارهای دارایی دو چندان می شود. تقریبا پس از هر اظهارنظری در خصوص تثبیت قیمت دلار یا وعده مدیریت نرخ های ارز، افراد به صرافی ها هجوم می بردند تا با تبدیل ریال به دلار ارزش دارایی شان را حفظ کنند. اما تبدیل ریال به سکه و ارز و هر چیز دیگر شاید در وهله اول از سوی مسوولان «مذموم» باشد اما نوعی رفتار «قابل درک» است. پس مقصر گرانی ها مردم نیستند که برای حفظ ارزش پول شان دست به گریبان سایر دارایی ها هستند. چرا که این رفتارها از «بی اعتمادی» نشات می گیرد. سعید معین فر، جامعه شناس در مصاحبه ای عنوان کرده بود: «به نظر می رسد حاکمیت نگرانی خاصی ندارد. مردم هم در این شرایط دشوار هیچ پناهی برای خود ندارند. این موقعیت جامعه ما را به سرعت به سمت بی اعتمادی سوق می دهد که می تواند هشداری جدی باشد.» او در بخش دیگری از سخنان خود گفته بود: «در واقع سقوط بورس، تورم لجام گسیخته، به هم ریختگی بازار و همچنین بالا رفتن روز به روز قیمت ها و... نگرانی هایی را به ذهن جامعه و افکار عمومی تزریق کرده است. به همین دلیل لازم به کندوکاوی دقیق است تا مشخص شود، این شلختگی به نفع چه کسانی یا کدام گروه هاست تا از این طریق ماهیت خرابکاران برای همه روشن شود.»