آرشیو سه‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۴۷۴۳
صفحه آخر
۱۶
یادها و یادگارها

نسلی که قربانی می داد

رضا مختاری اصفهانی

آذربایجان از دوره سلطنت صفویه جان ایران بود. این وضعیت در دوره قاجار هم وجود داشت و تشدید شد. تبریز نه تنها ولیعهدنشین که مرکز ثقل تحولات و اصلاحات ایران بود. اگر مقاومت تبریز درهم می شکست؛ گویی ایران به زانو درآمده است. به پایمردی اهالی تبریز بود که مشروطه به ایران بازگشت. نمایندگان آذربایجان چنین مردمان و ایالتی را نمایندگی می کردند. شیخ محمد خیابانی اگرچه در مجلس اول در عداد نمایندگان آذربایجان نبود، اما در تبریز مشق سیاست می کرد. در مجلس دوم اگرچه نماینده ای جوان، اما پرشور بود. هنگامی که اولتیماتوم روسیه و بریتانیا مبنی بر اخراج مورگان شوستر امریکایی، مستشار مالیه، دررسید، خیابانی در هیجان بیش از دیگران می نمود. گویی جوان معممی که در جلو مجلس از تا پای جان ایستادن در مقابل روسیه و بریتانیا گفت، او بوده. مجلس اما تعطیل شد و چند سالی طول کشید مجلس سوم برقرار شود. آذربایجان در این مدت مصیبت فراوان دید. بسیاری از آزادیخواهان تبریز از جمله ثقه الاسلام تبریزی توسط روس ها کشته شدند. گویی روس ها انتقام از مشروطه خواهان آذربایجانی می ستاندند. تا آنجا که چوبه های دارشان حتی به حرمت عاشورا تعطیل نشد. شیخ محمد خیابانی ناظر این وقایع بود و بی عملی تهران را به چشم می دید. جنگ جهانی اول و قرارداد 1915 میان روسیه و بریتانیا که بر مالکیت این دو کشور بر مناطق تحت نفوذشان در قرارداد 1907 صحه می گذاشت، چونان تیر خلاصی بود بر پیکر آذربایجان و ایران. انقلاب بلشویکی روسیه اما در حکم معجزه ای بود در آن وانفسا. یکی از مدعیان (روسیه تزاری) از میدان خارج شد. به قول ملک الشعرا بهار، یکی از آن دو تن که طناب بر گلوی ایران می کشید، طناب مرگ را رها ساخت. رهایی از روسیه اما به معنای خلاصی از همه مصایب نبود. قرارداد 1919 چونان دشنه ای بر جان ایرانیان نشست. تلخی ماجرا آنجا بود که عاقد قرارداد حسن وثوق الدوله بود که کسانی چون سیدحسن مدرس برای تشکیل دولت مقتدر بدو دل بسته بودند. اعتراضات به قرارداد سراسری شد. حزب دموکرات در حمایت و مخالفت با وثوق دو پاره شد. شیخ محمد خیابانی در مخالفت با قرارداد گامی بیش از هم حزبی هایش در تهران برداشت. از تهران برید و نام آزادیستان بر آذربایجان نهاد. اقداماتش به زعم برخی یاران سابقش، بوی جداسری از ایران می داد. خیابانی اما معتقد بود آزادی از آذربایجان به کل ایران سرایت می کند. گویی نام آزادیستان را بدین معنا برای ایالت آذربایجان برگزیده بود و نظر به حوادث پس از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه داشت. تغییر نام آذربایجان اما خوشایند بسیار کسان نبود. بعضی به بهانه و بعضی به علاقه این کار را خارج از حدود دانستند. مقاومت خیابانی در مقابل حکومت مرکزی که دیگر نه وثوق رییس الوزرایش که حسن مشیرالدوله به جایش بود، کار را به تقابل کشاند. حاکم اعزامی تهران هم مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه) بود. فرجام کار خونین شد. شیخ محمد خیابانی که روزگاری شعار مرگ یا استقلال داده بود، نه در مقابل بیگانگان که به تیغ هموطنانش کشته شد. نسلی که به مشروطه دل بسته بود، یکی یکی قربانی می داد. در این آوردگاه همگان سهمی در این فرجام شوم داشتند.