آرشیو چهار‌شنبه ۱ تیر ۱۴۰۱، شماره ۶۲۴۳
فرهنگ
۱۰
یاد

درگذشت مردی که صدایش یاد امام مهربانی را زنده می کرد

ای شاه! پناهش بده

آرش شفاعی (دبیر گروه فرهنگ و هنر)

شاید خیلی ها حتی اسمش را نشنیده باشند اما صدای پرطنین، سوزناک و زیبایش که قطعه «آمدم ای شاه! پناهم بده» را روی شعر زنده یاد حبیب الله چایچیان (حسان) خوانده است، حتما شنیده اند و شاید با آن گریسته باشند. صاحب آن صدای سوزناک یعنی محمدعلی کریمخانی، خواننده پیشکسوت آثار آیینی مذهبی شامگاه سی ام خردادماه بعد از مدت ها بیماری، دار فانی را وداع گفت.

مرحوم کریمخانی متولد 1329 در قزوین بود و بیشتر فعالیت هنری او در حوزه مداحی و خواندن آثار مذهبی بود اما گل سرسبد آثار وی همان قطعه «آمده ام ای شاه! پناهم بده» ساخته آریا عظیمی نژاد است که به یکی از ماندگارترین نواهای مذهبی در ستایش و آستان بوسی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) تبدیل شده. کریمخانی همچنین با همکاری آریا عظیمی نژاد آلبوم «ساقی سرمست» را نیز در رثای سالار شهیدان(ع) منتشر کرده که این اثر هم مورد استقبال مردم قرار گرفته است. 

مرحوم محمدعلی کریمخانی آذر 1392 در آیین نکوداشت خود به ماجرای تولید این قطعه و آلبوم ،  اشاره کرده و گفته بود: طی سال های اخیر که غیر از مداحی افتخار حضور در تهیه و تولید آثار موسیقایی مذهبی را داشتم مفتخر به تولید اثر موسیقایی «قطعه ای از بهشت» (آمده ام ای شاه! پناهم بده) با شعری از استاد حبیب الله چایچیان (حسان)، اجرای قطعه ای در حسینیه کربلایی ها با همکاری نزار القطری و صادق آهنگران و آلبوم «ساقی سرمست» به آهنگسازی آریا عظیمی نژاد شدم که برای من دارای ارزش های فراوانی است.

 «آمدم ای شاه» از کجا آمد؟

آریا عظیمی نژاد، آهنگساز قطعه «آمدم ای شاه! پناهم بده» نیز به دنبال درگذشت محمدعلی کریمخانی، دلنوشته کوتاهی را منتشر کرد.در متن آریا عظیمی نژاد آمده است: «سکوت می کنم، انگار حنجره ام از کار افتاده. انگار صدایم را از دست داده ام. استاد کریمخانی به اربابش پیوست. آمده. آمده ، ای شاه پناهش بده.»

اما این قطعه موسیقی پرشنونده و خاطره ساز از کجا آمد؟ این شعر روی شعری از زنده یاد حبیب الله چایچیان، متخلص به «حسان» ساخته شد. مرحوم حسان درباره ماجرای سروده شدن این شعر گفته بود: «مادرم در آخرین لحظاتی که خدمت شان رسیدم، همیشه آن حال وهوای ارادت به 14 معصوم را داشت و در همان حال که سکته کرده بود، دکتر را خبر کردیم. دکتر مشغول گرفتن نوار شد و وقتی خواست برود متاسفانه مادرم سکته دیگری کرد. من به دکتر آن را اعلام کردم. دکتر خطاب به من گفت: «فردی که این گونه سکته کند کمتر زنده خواهد ماند!» به هرحال دکتر راهی شد و من خدمت مادر برگشتم و به ایشان عرض کردم شما آرزویتان چیست؟ ایشان گفت آرزوی من این است که یک بار دیگر حضرت رضا(ع) را زیارت کنم و این نکته را هم بگویم که راه رفتن ایشان خیلی سخت بود و حال خوبی نداشت و من دو بازوی مادر را می گرفتم تا بتواند حرکت کند. با هواپیما به مشهد رفتیم. نمی دانم در ایام تولد حضرت رضا(ع) بود یا شهادت، حرم خیلی شلوغ بود. واردشدن به حرم هم یقینا مشکل و حتی برای مادرم غیرممکن بود، گفتم مادرجان! از همین جا سلام بدهی زیارت است. گفت: «ما قدیمی ها تا ضریح را نبوسیم، به دل مان نمی چسبد.» هرچه کردم دیدم مادر قبول نمی کند. خلاصه بازوی مادر را گرفته بودم و همین طور به سمت ضریح حرکت می کردیم. در همین حال دیدم که حال شعر برایم فراهم شد. من تمام توجهم را به شعر و الهامی که عنایت شده بود دادم. دیدم زبان حال مادرم است نه زبان حال من! و شعر تا «تخلص» رسید. وقتی شعر به «تخلص» رسید، دیدم مادرم با آن ازدحام که آدم سالم نمی توانست برود خودش را به ضریح رسانده بود و داشت ضریح را می بوسید و من هم ضریح را بوسیدم و این شعر در حقیقت زبان حال مادرم در آخرین لحظات عمرش است.»

این شعر که حاصل این اخلاص و لحظات شاعرانه و عرفانی است، بعدا با همکاری عظیمی نژاد و مرحوم کریمخانی، به یک اثر فاخر و ماندگار تبدیل شد. 

محمد اصفهانی (خواننده) در مورد او گفته است: «از سال 64 با محمدعلی کریمخانی آشنا شدم و سال های بعد نیز که در رادیو با آقای صبحدل همکاری می کردم این دغدغه را داشتم که ایشان را فریاد بزنم، چراکه احساس می کردم صدای کریمخانی شناخته نشده است.»

همایون شجریان قطعه «من کجا، باران کجا» از آلبوم «ایران من» خود را که براساس نحوه خواندن مرحوم کریمخانی تهیه شده، به او تقدیم کرده است. 

پیکر این محب اهل بیت(ع) در زادگاهش تاکستان، شهر نرجه، تشییع و به خاک سپرده شد.