جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "Simile" در نشریات گروه "ادبیات و زبان ها"
تکرار جستجوی کلیدواژه «Simile» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
پزبان های فارسی و عربی در زمینه دادوستد واژگان بر یکدیگر تاثیراتی آوایی، دستوری و واژگانی داشته اند و به لحاظ نظام آوایی با هم شباهت ها و تفاوت هایی دارند؛ زبان عربی امروزه به عنوان یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل و نخستین زبان جهان اسلام مطرح است که زبان آموزانی از کشورهای مختلف و به ویژه ایران، اقدام به یادگیری این زبان می کنند. عربی آموزان در مراحل مختلف یادگیری زبان عربی به عنوان زبان خارجی، دچار خطاهای آوایی متعددی می شوند. ازآنجایی که نظام آوایی زبان مادری زبان آموزان به صورت پیش فرض در ذهن آنان نقش بسته است، بنابراین بروز خطا در طول یادگیری زبان بعدی از سوی زبان آموز غیربومی پدیده ای طبیعی است. در سطح آوایی زبان عربی، آواهایی وجود دارد که از لحاظ تلفظ و نحوه ادا با آواهای متناظر آن در زبان فارسی تفاوت دارد؛ از جمله حروف عربی «ث، ح، ذ، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، و» که به دلیل نبود در زبان فارسی به نزدیک ترین آوای نظیر خود در نظام آوایی زبان فارسی تبدیل شده اند. ازاین رو عربیآموزان فارسی زبان، در زمینه شنیداری و گفتاری به عنوان برون داد زبان مهارت کافی را ندارند، بلکه به سبب نبود تجزیه وتحلیل مقابله ای بین سطوح مختلف زبان عربی و فارسی، معمولا به هنگام کاربرد زبان عربی، در به کارگیری تمام زیروبم های زبان عربی در سطح آوایی دچار شک و تردید، ترس و درنهایت یاس از فراگیری این زبان می شوند. نتایج بررسی در پژوهش حاضر نشان دهنده آن است که زبان آموز در حال یادگیری زبان خارجی، به دلیل پایبندی به زبان مادری خود ناخودآگاه، تلاش برای حفظ ساختار زبان قبلی دارد و در برابر یافته های جدید که نظام آوایی زبان است، مقاومت نشان می دهد. هدف این پژوهش آن است: نخست به تعریف و تفصیل تحلیل مقابله ای و سپس به توضیح نظام آوایی زبان فارسی و عربی و سپس به توضیح انواع تداخل و در نهایت راه حل ها و راهکارهایی برای جلوگیری از تداخل ارائه دهد. بر اساس تجزیه وتحلیل تقابلی در سطح آوایی به این نتیجه رسیدیم که پس از توصیف و سپس مقایسه و مقابله دو زبان و همچنین سلسه مراتب دشواری های تلفظ آواها، آواهایی که در سطح چهار (تمایز افراطی) قرار دارد، بیشترین دشواری را در آموزش آواهای زبان عربی به فارسی زبانان ایجاد می کند، چراکه در این سطح باید یک مورد کاملا جدید که هیچ گونه مورد مشابهی در زبان مادری ندارد، آموخته شود؛ بنابراین، بیشترین تمرکز ما در امر یادگیری نظام آوایی زبان مقصد، باید بر این آواها باشد.کلید واژگان: تضمن مدرج, تشبیه, استعاره, کودکان و بزرگسالان تک زبانه فارسی زبانLanguage Research, Volume:15 Issue: 2, 2025, PP 99 -124Research showed that children need two important pragmatic skills to understand Simile: understanding the intended similarity and deriving a scalar implicature. However, the second skill has not been studied yet by Iranian researchers. The aim of the present study was to investigate the ability of mono-lingual Persian-speaking children aged 5 to 7 years old and adults in understanding scalar implicature. To this aim, 30 Persian speaking children 5, 6 and 7 years old were selected and were compared with 10 adults. The groups were investigated and compared on a first experiment which was a form of similarity judgment task and on a second experiment, which was in a form of a game. In the first experiment, subjects should understand "x is like a y" as an expression of similarity. In the second experiment, the subjects received metaphors (“Nina is a rabbit”) and similes (“Nina is like a rabbit) as clues to select one of a three images (a rabbit, a girl or a rabbit looking girl). The results showed that 5 years old children were able to understand the implicature “x is not a y”, whereas 7-6 years old children performed like adults. The results showed that children from the early childhood were able to understand and extract scalar implicature and the literal meaning of simile and metaphor decreased by increasing ageKeywords: Scalar Implicature, Simile, Metaphor, Monolingual Persian-Speaking Children, Adults
-
مفهوم عدالت اجتماعی یکی از مسائل بنیادین در متون ادبی فارسی است که در بسیاری از آثار شاعران برجسته از جمله ناصرخسرو، به طور موثر بیان شده است. این مقاله به تحلیل ساختار بلاغی مفاهیم عدالت اجتماعی در آثار ناصرخسرو با استفاده از روش های بلاغی کلاسیک و معاصر پرداخته است. هدف این پژوهش، بررسی نحوه به کارگیری ابزارهای بلاغی همچون استعاره، تشبیه، تقابل و کنایه در تبیین مفاهیم عدالت اجتماعی در اشعار ناصرخسرو است. نتایج این تحقیق نشان می دهند که ناصرخسرو با استفاده از این ابزارهای زبانی به طور موثر مفاهیم پیچیده اجتماعی و اخلاقی را به ویژه عدالت، ظلم و فساد به مخاطب منتقل کرده است. همچنین، با توجه به شرایط تاریخی و اجتماعی دوران ناصرخسرو، این مفاهیم به طور خاص به نقد بی عدالتی های اجتماعی و ترویج نظم و عدالت در جامعه پرداخته اند. این پژوهش همچنین بر اهمیت استفاده از زبان و بلاغت در تاثیرگذاری بر ذهن و احساسات مخاطبان تاکید دارد و نشان می دهد که ناصرخسرو به عنوان شاعری اصلاح گرا از ابزارهای بلاغی برای برقراری عدالت اجتماعی بهره برده است. نتایج این مقاله، همچنین حاکی از آن است که ناصرخسرو با استفاده از تصاویری چون «درخت عدل» و «راه نور»، مفاهیم عدالت اجتماعی را به شکلی ملموس و هنری بیان کرده است.
کلید واژگان: عدالت اجتماعی, بلاغت, ناصرخسرو, استعاره, تشبیه, تقابل, کنایه, نقد اجتماعی, تاریخ ادبیات فارسیSocial justice is a fundamental issue in Persian literary texts, effectively expressed in the works of many prominent poets, including Nasir Khusraw. This article analyzes the rhetorical structure of social justice concepts in Nasir Khusraw's works using both classical and contemporary rhetorical approaches. The aim of this study is to examine how rhetorical tools such as metaphor, simile, contrast, and irony are employed to elucidate social justice concepts in Nasir Khusraw's poetry. The findings of this research indicate that Nasir Khusraw, through the use of these linguistic tools, effectively conveys complex social and ethical concepts, particularly justice, oppression, and corruption. Additionally, given the historical and social conditions of Nasir Khusraw's era, these concepts specifically address the critique of social injustices and promote order and justice in society. This study also emphasizes the importance of language and rhetoric in influencing the minds and emotions of the audience, showing that Nasir Khusraw, as a reformist poet, utilized rhetorical tools to establish social justice. The results also reveal that Nasir Khusraw expressed social justice concepts in a tangible and artistic manner using images such as the "tree of justice" and "the path of light."
Keywords: Social Justice, Rhetoric, Nasir Khusraw, Metaphor, Simile, Contrast, Irony, Social Critique, History Of Persian Literature -
تقریبا اغلب کتب و مقالاتی که درباره سبک هندی نوشته شده اند بر تمثیل (مدعا مثل، اسلوب معادله، تشبیه تمثیل، مثالیه) به عنوان مهم ترین ویژگی سبک هندی اشاره کرده اند. محمد سیاسی در این زمینه کتابی مجزا با نام «سبک اصفهانی و تمثیل در شعر صائب و شاعران عصر صفوی» چاپ کرده اند؛ بنابراین سخن از کاربرد تمثیل در شعر سبک هندی حرف تازه ای نیست و از تذکره های همان دوران تا امروز مرتب تکرار شده است. آنچه اهمیت دارد این است که هدف و کارکرد تمثیل چیست و چرا اساس سبک هندی بر تمثیل استوار است؟ مقاله حاضر می کوشد بر اساس اسرار البلاغه عبدالقاهر جرجانی که کامل ترین و دقیق ترین توضیحات را درباره تمثیل و تشبیه تمثیل دارد و اطلاعات جانبی از سبک هندی و جامعه آن روز ایران به این سوال پاسخ دهد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و بر مبنای مداقه تمثیل در شعر شاعران برجسته سبک هندی است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد مهم ترین کارکرد تمثیل و تشبیه تمثیل، محسوس ساختن امر ذهنی و نامحسوس است تا بدین ترتیب مخاطب شعر به ویژه مخاطب عام را اقناع کند و او را در پذیرفتن ادعا یا مفهوم موردنظر مجاب یا تسلیم سازد؛ بنابراین مهم ترین دلیل کاربرد تمثیل اقناع مخاطب است و در وهله دوم اهمیت معنی بیگانه در سبک هندی که باعث شده است شاعر به جزئی ترین امور زندگی برای ساختن تمثیل توجه کند. علاوه بر این عوامل، رئالیستی شدن شعر تحت تاثیر مکتب وقوع و خارج شدن آن از دربار و دنیای سورئالیستی عرفان و خانقاه صوفیه باعث رونق این آرایه ادبی گردیده است؛ چون این آرایه در عین زیبایی و شگفتی باعث واقع گرا شدن شعر و پذیرفتن ادعای شاعر می گردد. به این دلایل باید زیبایی و طراوت بخشیدن به شعر و شگفتی و مسحور ساختن مخاطب را افزود.کلید واژگان: تمثیل, تشبیه تمثیل, اسلوب معادله, سبک هندی, اسرارالبلاغهMost of the books and articles written about the Indian style (the poetry of the Safavid era) have often mentioned allegory as the most important feature of the Indian style. In this relation, Mohammad Siāsi has published a book titled Isfahāni style and Allegory in the Poetry of Sāeb and the poets of the Safavid era. As such, the use of allegory in Indian style poetry is not a new thing, and it has been frequently dealt with until today. The important matter is what the purpose and function of allegory is and why it is the basis of Indian style? This article tries to answer the questions focusing on Asrār al-balāḡa (The secrets of eloquence) of Abd-ul-Qāher Jorjānī, which has the most complete and accurate explanations about allegory, - and additional information about the Indian style and its concurrent society in Iran. The research method is descriptive-analytical and based on the detailed analysis of allegory in the poetry of prominent poets of Indian style. The results of the research show that the most important function of allegory is to make the mental and intangible things tangible so as to convince the audience, especially the general audience, and persuade them to accept the claim or concept in question. Therefore, the most important reason for using allegory is persuading the audience, and secondly, the significance of the meaning of stranger in Indian style, which has made the poets pay attention to the smallest matters of life to make an allegory. In addition to these factors, the poetic realism under the influence of the Voqou (a Persian poetic style which favors simplicity in style and language) and its departure from the court and the surrealist world of mysticism and the Sufi lodges has caused the spread of this literary style. Because this way of expression, while beautiful and wondrous, makes the poem realistic and the poet’s claim acceptable. To these reasons, it is necessary to add the poem beauty and freshness, and the audience fascination.Keywords: Allegory, Simile, Indian Style, The Poetry Of The Safavid Era, Asrār Al-Balāḡa
-
بنابر اعتقاد رمانتیسم ها جنبه هایی از هستی انسان، به ویژه جنبه هایی از زندگی درونی وجود دارد که کاملا نادیده انگاشته شده است. به همین خاطر، سخنوران مکتب رمانتیسم در پی آفریدن آثار ادبی به یاری احساسات درونی درآمدند . از نظر شاعر رمانتیک، وظیفه شعر تنها تاثیرگذاری در مخاطب است، نه رساندن پیام، توضیح و آرایش اندیشه. باتوجه به درون گرایی و تصویری بودن آثار نظامی، به ویژه مخزن الاسرار، وی را می توان شاعر سبک عراقی با مظاهر رمانتیک به حساب آورد. هدف و مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی وجوه و مختصات برجسته مکتب رمانتیسم در مخزنالاسرار نظامی است، تا نشان دهیم کدام وجوه مکتب رومانتیسم در مخزن الاسرار جلوه بیشتری دارد و زمینه بروز این وجوه چیست؟ در این پژوهش با روش تحلیلی - توصیفی، مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای، به تجزیه و تحلیل مخزنالاسرار، براساس وجوه و ابعاد رمانتیک پرداخته شد، ضمن بیان زمینههای اندیشه رمانتیکی از قبیل؛ طبیعتگرایی، عشق، کشف و شهود و... به بررسی این خصایص با تاکید بر صورخیال همچون تشبیه و استعاره و... در مخزن الاسرار پرداخته شده است. نتیجه پژوهش گویای آن است که برخی وجوه رمانتیسم از جمله طبیعت گرایی، عشق، آزادی و... در این اثر نمود دارد. در واقع نظامی با استفاده از عناصر طبیعت و خیال توانسته تصویرهای زندهای را خلق کند. همچنین نظامی برای محو مرزهای میان انسان و طبیعت، اندیشه و شیء و محو مرز زبان و جهان واقعی به مانند رمانتیسمها از استعاره با ظرفیت بالا استفاده کرده است. از اینرو بسامد استعارهمکنیه، تشبیه و تشخیص در مخزنالاسرار بالا است. این نشان می دهد که مخزنالاسرار به مانند مکتب رمانتیسم تصویرگرا و دروننگر است.
کلید واژگان: نظامی, مخزن الاسرار, رمانتیسم, تشبیهAccording to romanticism, there are aspects of human existence, especially aspects of inner life, which have been completely ignored. For this reason, the orators of the school of romanticism used inner feelings to create literary works. From the point of view of the romantic poet, the duty of poetry is only to influence the audience, not to convey a message, explain and arrange thoughts. Considering the introspection and pictoriality of Nizami's works, especially the Repository of Secrets, he can be considered an Iraqi style poet with romantic aspects. The main goal and problem of the current research is to investigate the prominent aspects and coordinates of the school of romanticism in the military secret repository, to show which aspects of the romanticism school are more effective in the military secret repository and what is the context of the appearance of these aspects?In this research, with analytical-descriptive method, based on library study, the analysis of Makhzan al-Asrar was analyzed based on romantic aspects and dimensions, while expressing the contexts of romantic thought such as; Naturalism, love, discovery, and intuition, etc., have been investigated in Makhzon Al-Asrar, with an emphasis on images such as similes and metaphors. The result of the research shows that some aspects of romanticism such as naturalism, love, freedom, etc. are reflected in this work. In fact, Nizami has been able to create vivid images by using the elements of nature and imagination. Also, Nizami has used metaphor with high capacity to erase the boundaries between man and nature, thought and object, and to erase the boundary between language and the real world, just like romanticisms. .
Keywords: Nezami, Makhzan Al –Asrar, Romanticism, Simile -
زمینه و هدف
ادبیات حماسی در سراسر جهان شرح دلاوری جنگجویان است. ایلیاد هومر و شاهنامه فردوسی از شناخته شده ترین حماسه های جهان هستند. در این پژوهش توصیفها و تشبیهات حیوانی که در نبردها در مورد جنگاوران پیروز، تا سرود پانزدهم ایلیاد و دفتر نخست شاهنامه، به کار برده شده، مورد مقایسه قرار گرفته است. این حیوانات شامل شیر، پلنگ، گرگ، گراز، سگ شکاری، گاو، قوچ، اسب، پیل، کرگدن، نهنگ و اژدها بودند.
روش هااین پژوهش با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
یافته هابررسی دو اثر حماسی مورد پژوهش نشان میدهد که هر دو اثر به میزان بسیار از تشبیه جنگاوران به جانوران استفاده کرده اند و بعضا شیوه هایی مشابه را برای توصیف و تشبیه پهلوانان به جانورانی خاص به کار برده اند.
نتیجه گیریدر بررسی توصیفهای حیوانی جنگاوران شجاع، سه گروه حیوانات وحشی (درنده و غیردرنده)، حیوانات اهلی و حیوانات اسطوره ای داشتیم. حیوانات وحشی درنده، شیر، پلنگ، گرگ و نهنگ (تمساح)؛ حیوانات وحشی غیردرنده گراز، پیل و کرگدن؛ حیوانات اهلی سگ، گاونر، قوچ و اسب بودند و تنها حیوان اسطوره ای اژدها بود. از حیوانات درنده شیر و پلنگ و گرگ در هر دو حماسه مشترک و نهنگ مختص شاهنامه است. حیوانات وحشی غیردرنده، گراز مختص ایلیاد و پیل و کرگدن مختص شاهنامه است. حیوانات اهلی همه مختص ایلیاد و حیوان اسطوره ای مختص شاهنامه است. هر دو حماسه توصیفهای شیر، پلنگ، گراز و گرگ به کار رفته اند. این حیوانات در همه جا با رفتار یکسانی شناخته شده و به همین دلیل در مقام توصیف نیز کاربرد یکسانی در هر دو حماسه داشته اند. پیل و کرگدن بومی آسیا و آفریقا هستند به همین دلیل تنها در شاهنامه به کار رفته اند. استفاده از حیوانات اهلی به دلیل تفاوت فرهنگی بوده است و به همین دلیل در شاهنامه برای جنگاوران این گونه توصیفها استفاده نشده است. همچین تشبیه جنگاور به اژدها تنها در شاهنامه وجود دارد.
کلید واژگان: حماسه, ایلیاد, شاهنامه, تشبیه, جنگاورانA comparative study of the likeness of warriors to animals in Homer's Iliad and Ferdowsi's ShahnamehJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:17 Issue: 100, 2024, PP 1 -23BACKGROUND AND OBJECTIVES
Epic literature around the world describes the bravery of warriors. Homer"s Iliad and Ferdowsi"s Shahnameh are among the most famous epics in the world. In this research, descriptions and similes of animals used in battles for victorious warriors, up to the 15th hymn of the Iliad and the first book of the Shahnameh, have been compared. These animals included lion, leopard, wolf, boar, hound, cow, ram, horse, elephant, rhinoceros, whale and dragon.METHODOLOGYThis research was done with descriptive-analytical research method.
FINDINGSExamining the two epic works under research shows that both works have used a lot of likening warriors to animals and sometimes they have used similar methods to describe and compare warriors to certain animals.
CONCLUSIONIn examining the animal descriptions of brave warriors, we found three groups of wild animals (predatory and non-predatory), domesticated animals and mythical animals. wild beasts, lions, leopards, wolves and whales (crocodile); non-predatory wild animals, boar, elephant and rhinoceros; Domesticated animals were dogs, gowers, rams, and horses, and the only mythical animal was the dragon. Among the predatory animals, lions, leopards and wolves are common in both epics, and whales are unique to the Shahnameh. The non-predatory wild animals are the boar for the Iliad and the elephant and the rhinoceros for the Shahnameh. Domestic animals are all specific to the Iliad and mythical animals are specific to the Shahnameh. Both epics describe lions, leopards, boars, and wolves. These animals are known everywhere with the same behavior, and for this reason, they have been used in both epics as descriptions. Peel and rhinoceros are native to Asia and Africa, that"s why they are only used in Shahnameh. The use of domestic animals was due to cultural differences, and for this reason, such descriptions were not used for warriors in the Shahnameh. Such a simile of a warrior to a dragon exists only in the Shahnameh.
Keywords: Epic, Iliad, Shahnameh, Simile, The Warriors -
درک تشبیه نیازمند دو مهارت کاربردشناختی مجزا است: درک شباهت موردنظر و استخراج تضمن مدرج (مانند «نینا مانند یه خرگوشه» که به طور معمول متضمن «نینا یه خرگوش نیست» است). باوجوداین، مهارت دوم در پژوهش های داخلی تاکنون مطالعه نشده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی توانایی کودکان 3 الی 7 ساله و بزرگسالان تک زبانه فارسی زبان در درک تضمن مدرج بود. به این منظور، 50 کودک تک زبانه فارسی زبان 3، 4، 5، 6 و 7 ساله به روش نیمه تصادفی انتخاب و با 10 بزرگسال مقایسه شدند. درواقع، عملکرد آزمودنی های پژوهش در آزمایش قضاوت شباهت و در آزمایش دوم که به شکل یک بازی صورت گرفت، بررسی و مقایسه شد. در آزمایش اول، آزمودنی ها باید جمله «x مانند y است» را به عنوان جمله بیان کننده شباهت درک می کردند. در آزمایش دوم، آزمودنی ها با دریافت سرنخ هایی به شکل استعاره (نینا یه خرگوشه) و تشبیه (نینا مانند یه خرگوشه)، باید تصویر متناسب به آن سرنخ (یه خرگوش، یه دختر یا یه دختر خرگوش مانند) را انتخاب می کردند. یافته های پژوهش نشان داد که کودکان 3 ساله قادر به درک تضمن مدرج «x یک y نیست» بودند، درحالی که کودکان 5 الی 7 ساله، همانند بزرگسالان بیشتر پاسخ های منطقی را انتخاب می کردند. نتایج پژوهش نشان داد که کودکان از همان اوایل کودکی قادر به درک و استخراج تضمن مدرج هستند و با افزایش سن، انتخاب معنای تحت اللفظی تشبیه و استعاره کاهش می یابد.
کلید واژگان: تضمن مدرج, تشبیه, استعاره, کودکان تک زبانه فارسی زبانSimile understanding requires two distinct pragmatic skills: understanding the intended similarity and deriving a scalar implicature (e.g., “Nina is like a rabbit” normally implies that “Nina is not a rabbit”). However, the second skill has not been studied yet by Iranian researchers. The aim of the present study was to investigate the ability of mono-lingual Persian-speaking children aged 3 to 7 years old and adults in understanding scalar implicature. To this aim, 50 Persian-speaking children, 3, 4, 5, 6, and 7 years old were selected through a semi-random method and were compared with 10 adults. The groups were investigated and compared in the first experiment which was a form of similarity judgment task and in the second experiment, which was in a form of a game. In the first experiment, subjects should understand “x is like a y” as an expression of similarity. In the second experiment, the subjects received metaphors (“Nina is a rabbit”) and similes (“Nina is like a rabbit) as clues to select one of three images (a rabbit, a girl, or a rabbit-looking girl). The results showed that 3-year-old children could understand the implicature “x is not a y”, whereas 5 years old children performed like adults. The results showed that children from early childhood were able to understand and derive scalar implicature, and the literal meaning of simile and metaphor decreased with increasing age.
Keywords: Scalar Implicature, Simile, Metaphor, Mono-Lingual Persian-Speaking Children -
سایه ملخ از جمله رمانهای واقعگرای حوزه ادبیات دفاع مقدس است که ماجراهای آن در محیطی روستایی اتفاق افتاده است. وقایع این داستان در بیانی تشبیهی و زبانی محسوس و ملموس به تصویر کشیده شده است. نقش بلاغی تشبیه در این داستان علاوه بر خلق زیبایی های تصویری و زبانی، انتقال نوع نگاه و حس روستانشینان به طبیعت و عناصر آن است. بررسی فرمالیستی و بلاغی این اثر که با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی بومگرایانه صورت گرفته است، نشان می دهد که بیشتر تشبیه های این داستان ناظر بر تجربه زیسته راوی دردل طبیعت و رابطه مبتنی بر دو عنصر لذت و ترس است. رابطه لذت بخش انسان از طبیعت در فضایی آرام، روشن و مانوس شکل می گیرد و از سوی دیگر رابطه مبتنی بر ترس شامل سه گونه ترس از گرسنه ماندن، شکار شدن و تاریکی با تصاویر گوناگون در تشبیهات این داستان متجلی شده است که البته این ترسها بر نوع رفتار شخصیت های داستان نسبت به محیط زیست تاثیرگذاشته است. بی شک تشبیه های محیط زیستی در این رمان در خلق فضاها، شخصیت پردازی ها، ایجاد گفتمان زیست محیطی، فراخواندن محیط زیست به کانون توجه و جلوگیری از محو شدن آن، نقش اساسی داشته است.
کلید واژگان: بوم گرایی, بلاغت, تشبیه, سایه ملخIn this study, the formalism of the ecological orientation of the novel Sayeh Malakh is based on the element of simile and using the technique of content analysis. Sayeh Malakh is one of the realist novels in the field of sacred defense literature, the realism of which is depicted in a comparative and tangible linguistic expression. The results of this study show that the simile in this novel is a key element in realizing the events of the story and since the events of the novel have taken place in a rural setting, most of the comparisons are about nature and the environment around which the main narrator lives and his epistemological world is quite familiar with. The environmental comparisons in this novel have played a major role in creating spaces, characterizations, and creating an environmental discourse and calling the environment to the center of attention and preventing it from fading. Most importantly, the analysis of the environmental discourse in this novel is based on three types of fear (fear of starvation, hunting, and darkness) that form the basis of human interaction with the environment.
Keywords: Ecology, Rhetoric, Simile, Sayeh Malakh -
تشبیه، ژرف ساخت بسیاری از صنایع بدیعی را تشکیل می دهد و در کتب بلاغی متقدمان و متاخران به گونه ها و اقسام مختلفی به آن اشاره شده است که هر یک به شکل های مختلف در تصویرگری و انعکاس تخیلات شاعرانه نقش هنری ایفا می کنند. تلاش و نکته سنجی های علمای بلاغت هم در دسته بندی و طبقه بندی انواع و اقسام تشبیه ستودنی است، با این وجود گاهی در مطالعه دیوان های شاعران و کندوکاو در صور خیال گویندگان پارسی، به تشبیهاتی برمی خوریم که در کتب بلاغی به شکل جداگانه و علمی مورد بررسی قرار نگرفته است. یکی از این نوع تشبیه ها، تشبیهی است با ساختار نحوی و اهداف کاملا مستقل، که در نقطه مقابل تشبیه های تفضیلی قرار دارد. جستار حاضر در پی آن است که به شیوه توصیفی- تحلیلی این نوع تشبیه ها را در آثار گویندگان دوره های مختلف مورد واکاوی قرار بدهد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که این نوع تشبیه از زمان های بسیار قدیم کاربرد داشته و کهنترین کاربرد آن در شاهنامه فردوسی پیدا شد. این نوع تشبیه ها گونه های مختلفی دارند که در برخی موارد، گوینده، مشبه را - برعکس تشبیه تفضیلی - در صفتی پست تر و کمتر از مشبه به به تصویر می کشد و گاهی هم گوینده از صنعت مدح شبیه به ذم بهره گرفته و تشبیه را به شکلی به کار می برد که شائبه ذم از آن به نظر می رسد، درحالی که هدف تشبیه، مدح مشبه بوده است، و نهایتا مواقعی نیز هدف تشبیه را نه در طرفین تشبیه، بلکه باید در عنصر سومی که خارج از ارکان تشبیه است جستجو کرد که شاعر برای بزرگ داشت و یا نشان دادن زشتی آن، از این نوع ساختارهای تشبیهی استفاده می کند.
کلید واژگان: اغراض تشبیه, بلاغت, تشبیه, تشبیه تفضیل, فروداشت مشبهSimile forms the deep structure of many innovative crafts, and in the rhetorical books of the early and late generations, various types and types of it are mentioned, each of which plays an artistic role in different ways in depicting and reflecting poetic imaginations; The efforts and careful analysis of rhetoric scholars in categorizing and classifying all kinds of similes are praiseworthy, however, sometimes in studying the literature of poets and digging into the imaginations of Persian speakers, we come across similes that are found in books. Rhetoric has not been investigated in a separate and scientific way; One of these similes is a simile with a completely independent syntactic structure and purposes, which is opposite to preferential similes. The present essay seeks to analyze these types of similes in the works of speakers of different periods in a descriptive-analytical way. The obtained results show that this type of simile has been used since ancient times and its oldest use was found in Ferdowsi's Shahnameh. These types of similes have different types, in some cases, the speaker portrays the simile - the opposite of the preferential simile - as inferior and less than the simile, and sometimes the speaker of the praise industry is similar to blame. takes advantage and uses the simile in a way that looks suspicious of it, while the purpose of the simile was to praise the simile, and finally, sometimes the purpose of the simile is not in the sides of the simile, but in the element of the simile. The third one, which is outside the pillars of simile, searched that the poet uses this type of simile structures to bow down or express its condemnation.
Keywords: Humiliation Simile, Rhetoric, Simile, Simile Preferential, Simile Purposes -
رثای امام حسین (ع) و اشعار عاشورایی در ادبیات عربی و فارسی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ تاآنجاکه شاعران به زوایای مختلف آن پرداخته اند و تعزیه سرایان نیز چشمگیرترین بخش از اشعار خود را به آن اختصاص داده اند. مقاله حاضر با تمرکز بر اصل انسجام که مهم ترین معیار شکل گیری متن است و به روابط موجود در متن اشاره می کند، سعی در بررسی تناسب میان عناصر متن از طریق مراعات نظیر دارد. سید بحرالعلوم و میرعزا از این آرایه ادبی که باعث تناسب میان اجزای متن، تداعی معانی، مضمون پردازی ادبی و در نهایت انسجام متن می شود، بسیار بهره برده اند. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، کارکرد صنعت مراعات نظیر و انسجام حاصل از آن را، در اشعار این دو سراینده به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار می دهد. از دستاوردهای پژوهش این است که هر دو شاعر با توجه به مضامین گوناگون (ستایش امام حسین (ع)، ماتم اهل حرم، اندوه قدسیان، عظمت روز عاشورا و...)، مراعات نظیر را از طریق تلفیق با آرایه های ادبی دیگر مانند: تشبیه، تضاد، استعاره، کنایه و تلمیح در جهت ایجاد هماهنگی و تناسب معنایی، به کار می گیرند. هر دو شاعر، متنی منسجم دارند اما اشعار میرعزا با توجه به اینکه مخاطب اشعارش از نوع عوام است، عاطفه حزن درآن نمود بیشتری دارد و ابیات نیز ساده تر و روان تر از ترکیب بند بحرالعلوم است.
کلید واژگان: رثا, انسجام, عناصر بلاغی, مراعات نظیر, تشبیه, سید بحرالعلوم, میرعزاElegy about Imam Hussain (AS) and Ashura poems are very important in Arabic and Persian literature to some extent that the poets have addressed its various aspects and the mourners have dedicated the most impressive part of their poems to it. Focusing on the principle of coherence as the most important criterion of text formation, the present article tries to examine the coherence between the elements of the text by Mura'at al- Nazir. Seyyed Bahrul Uloom and Mir'aza have used this literary array a lot so that its abundant and appropriate use has made their poems coherent. This article, with a descriptive-analytical method, examines the coherence resulting from Mura'at al- Nazir in the poems of these two poets in a comparative way. In this way, firstly, the theoretical topics, the definition of coherence and compliance are presented based on library resources. This thesis continues to discuss Mura'at al-Nazir in Hosseini's elegies (a comparative study of Seyyed Bahrul Uloom and Mir 'aza's poems and at the end, it examines and analyzes the coherence of Mura'at al- Nazir by relying on the examples extracted from the poems. One of the achievements of the research is that both poets use Mura'at al-Naz through combination with other figures of speech such as: simile, antonym, metaphor, and allusion for more harmony and proportion according to different themes. Both poets have a coherent text, but Mir'aza's poems, considering that the audience of his poems is common people, therefore his poems have a sadder emotion and also, his poems seem simpler and smoother.
Keywords: Elegy, Coherence, Rhetorical Elements, Mura'at Al-Nazir, Simile, Bahrul Uloom, Mir'aza -
تشبیه بیانگر عصاره فکری و ذهنی شاعر و نویسنده است که دستیابی به لایه های پنهان خیال را در آثار شاعران و نویسندگان ممکن می سازد و خواننده را با عقاید و باورهای شخصی، تجارب زندگی و نوع نگاه آن ها به جامعه آشنا می سازد. تشبیهات غالبا تحت تاثیر علایق و نگرش های محوری شاعر و نویسنده پدید می آیند و در پس آن، می توان به افکار غالب و حاکم برجامعه پی برد؛ زیرا تشبیهات هم متاثر از عوالم شخصی و فردی شاعر و نویسنده هستند و هم تحت تاثیر فرهنگ و عقاید جامعه شکل می گیرند؛ ازاین رو تشبیهات خواسته یا ناخواسته از این امور تاثیر می پذیرند. در میان صور خیال، تشبیه، همواره مورد توجه خاص شاعران و نویسندگان بوده است. هوشنگ مرادی کرمانی نیز به تشبیه توجه بسیار داشته است؛ به حدی که تشبیه مهم ترین و پرکاربردترین صورت خیالی در داستان های مرادی کرمانی است. در این پژوهش که به شیوه توصیفی_تحلیلی انجام شده است، با مطالعه و بررسی تمام آثار مرادی کرمانی، تشبیهات استخراج شد و ارکان تشبیه، اهداف تشبیه و نقش تشبیه در داستان پردازی هوشنگ مرادی کرمانی بررسی شد. نتیجه تحقیق نشان داد که تشبیه در آثار این نویسنده کرمانی، در تقویت عناصر داستان از جمله برای فضاسازی، شخصیت پردازی، لحن، گفت و گو و تقویت درون مایه داستان به کار گرفته شده است؛ به طوری که تشبیهات با زبان، لحن، شخصیت پردازی و درون مایه داستان هماهنگ است و تشبیهاتی که در بخش فضاسازی داستان به کار رفته، خیال انگیزی بیشتری به داستان بخشیده است. اهداف تشبیه بیشتر بیان حال مشبه، اغراق، تحقیر و خیال انگیزی است.کلید واژگان: تشبیه, تحلیل تشبیه, مشبه, مشبه به, هوشنگ مرادی کرمانیSimile represents the intellectual and mental essence of poets and writers, enabling access to their works' hidden layers of imagination and familiarizing the reader with their personal beliefs, life experiences, and perspectives on society. Similes are often influenced by the central interests and perspectives of the poet or writer, reflecting the prevailing thoughts and dominant culture of society. Similes are shaped by the personal and individual worlds of the poet or writer, as well as by the culture and beliefs of the community, thereby being influenced by these factors, whether consciously or unconsciously. Among the forms of imagination, simile has always been of particular interest to poets and writers. Houshang Moradi Kermani has also paid significant attention to similes. A simile is the most important and commonly used imaginative form in Moradi Kermani stories. In this descriptive-analytical research, simile, the elements of simile, the objectives of simile, and the role of simile in the stories of Houshang Moradi Kermani were examined. The research findings indicate that simile is used to enhance the narrative elements, such as atmosphere, characterization, tone, dialogue, and internalization of the theme. Similes are harmonious with the language and tone of the narrator and the story’s characters, with the similes used in the atmosphere of the story being more imaginative. The objectives of simile are primarily to express Situation of tenor, exaggeration, belittlement, and Imagination.Keywords: Simile, Analysis Of Simile, Tenor, Vehicle, Houshang Moradi Kermani
-
مطالعه و نقد ادبیات کودک ایران هنوز جایگاه شایسته خود را نیافته است و ضرورت دارد به شکل انتقادی، تمام عناصر سازنده آن بررسی شود. از سوی دیگر، دهه هفتاد شمسی در تاریخ ادبیات کودک و نوجوان ایران، بنا به دلایل متعدد، اهمیت بسزایی دارد؛ به همین دلیل، در پژوهش پیش رو، سیصد قطعه از اشعار گروه سنی «الف و ب» و «ب و ج» کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که در دهه هفتاد چاپ شده است، انتخاب شد و به صورت بسامدی، شگردهای تصویرآفرینی و پردازش خیال در این آثار استخراج گردید. نتیجه این پژوهش آن است که شاعران شعر کودک دهه هفتاد، بیش از هر چیز، از عنصر تکرار (اعم از واج آرایی و تکرار لفظ) و سپس تناسب و تضاد و نیز توصیف استفاده کرده اند. استفاده از تشبیه بیش از سایر فنون بیانی رواج دارد و با افزایش سن مخاطبان، تشبیهات ژرف تر می شوند. تشخیص، حس آمیزی و استعاره در جایگاه های بعدی قرار دارند و عملا از حسن تعلیل برای تصویرآفرینی و خلق ایماژ، استفاده چندانی نشده است.کلید واژگان: ایماژ, تشبیه و استعاره, تصویرآفرینی, شعر کودک و نوجوان دهه هفتاد, صور خیالCritical study of Iranian children's literature has not yet found its proper place, and it is necessary to critically examine all its constituent elements. In this relation, the 1990s is very important in the history of Iranian children's and adolescent literature from various aspects. For this reason, three hundred pieces of poems of age groups A & B and B& C of the Center for the Intellectual Development of Children and Adolescents, published in the 1990s, were selected for the following research. Then, the techniques of image creation and imagination processing were extracted in these works, in terms frequency. The result of this research indicates that, in the children's poetry of the 90s, the poets have most used repetition, both in form of alliteration and word repetition), followed by proportion, contrast and description. The use of similes is more prevalent than other figures of speech, offering deeper meaning as the age of the targeted audience increases. Personification, synesthesia, and metaphor take the next positions, and poetic etiology has not been practically much used for image creation.Keywords: Image Creation, Iranian Children's, Adolescent Poetry, Simile, Metaphor
-
مفاهیم اهوره مزدا و اهریمن در فرهنگ دینی مزدیسنا با مفهوم مینو گره خورده اند؛ چنانکه اهورهمزدا، سپنته مینو را در بطن خود دارد و اهریمن نیز صورت زبانی دیگری از انگره مینوست. مینو در متون دینی مزدیسنا افزون بر این دو آفریدگار متخاصم، بر مفاهیم دیگری نیز صدق می کند. این سه مفهوم بنا به عواملی چون دیرینگی، چندگانگی معنایی و انتزاعی بودن، تغییراتی که طی زمان در معانی آنها راه یافته است، با وجود پژوهش های انجام شده، همچنان به ابهام و ایهام آمیخته اند. نگارندگان این مقاله کوشیده اند با استخراج داده ها از متون دینی مزدیسنا به شیوه توصیفی - تحلیلی، این موارد را از منظر تشبیهاتی که حول آنها شکل گرفته تحلیل کنند و نشان دهند فن تشبیه به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای شناخت، چگونه برای تجسم بخشیدن به این مفاهیم انتزاعی به کار گرفته شده و چه شاخصه های تصویری و معنایی برای آنها تبیین کرده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که اولا پدیدآورندگان متون دینی مورد بحث، آگاهانه با استفاده از تشبیه عقلی به حسی و مشبهبه های عینی و عامه پسند، این سه مفهوم را به درک و دریافت عامه مردم نزدیک کرده اند. دوم اینکه تشبیه مفهوم مینو به عناصری از حوزه رزم و نبرد، نقشی فراتر از جانبخشی برای آن تعریف کرده و آن را جان کنشگر و مبارز جهان اشه شناسانده است. سوم اینکه تشبیهات اهوره مزدا با حفظ معیارهای زیبایی شناسانه ساخته شده، درحالیکه تصاویر مرتبط با اهریمن از مهیبترین و گزند ه ترین پدیده ها در دیدگاه مردم آن روزگار انتخاب شده اند.
کلید واژگان: اوستا, اهریمن, اهوره مزدا, بندهش, تشبیه, مزدیسنا, مینوThe concepts of Ahura Mazdā and Ahriman in the Zoroastrian religious culture are intertwined with the concept of Mainyu, such that Ahura Mazda holds Spenta Mainyu within himself, and Ahriman is another verbal form of Angra Mainyu. In addition to these two antagonistic deities, Mainyu also applies to other concepts in Zoroastrian scriptures. These three concepts are still ambiguous and confusing, despite ongoing research, due to factors such as antiquity, semantic multiplicity, abstraction, and changes that have occurred over time in their meanings. The authors of this article have attempted to analyze and demonstrate these concepts from the perspective of the similes that have been formed around them, using a descriptive-analytical method and by extracting data from Zoroastrian scriptures. This is to show how simile, as one of the most important tools of cognition, has been used to visualize these abstract concepts and what visual and semantic characteristics have been explained for them. The results of the study show, firstly, that the authors of the scriptures under discussion have consciously used similes to relate the intellectual to the sensory as well as the tangible and the popular to bring these three concepts closer to the understanding and perception of the general public. Secondly, using simile to compare the concept of Mainyu to martial art terminilogy has defined a role for it beyond mere personification, identifying it as the agent and combatant soul of the world of Asha. Thirdly, while the similes referring to Ahura Mazdā maintain aesthetic criteria, the images associated with Ahriman have been chosen from among the most terrifying and striking phenomena in the view of that era.
Keywords: Simile, Ahura Mazdā, Ahriman, Mainyu, Zoroastrianism, Avesta, Bundahishn -
تشبیه در شعر غلامرضا بروسان (1390 - 1352 ه.ش) یکی از مهم ترین و کاربردی ترین ابزارهای بیانی است. در این پژوهش، تشبیهات این شاعر معاصر مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. محدوده کار تحقیق، سه دفتر از اشعار آزاد او و روش کار، توصیفی _ تحلیلی بر مبنای داده های آماری است. تشبیهات یافت شده بر پایه انواع تشبیه به اعتبار طرفین (حسی یا عقلی بودن، مفرد، مقید یا مرکب بودن و تعدد طرفین)، به اعتبار وجه شبه (مفصل یا مجمل، قریب یا بعید، مفرد، متعدد یا مرکب و تحقیقی یا تخییلی بودن)، به اعتبار ادات تشبیه (مرسل و موکد) و در نهایت به اعتبار تعداد تشبیه (مفروق و ملفوف) تقسیم بندی و برای هر مورد نمونه هایی ذکر گردیده و در انتهای هر بحث هم بسامد هر یک از تشبیهات، در جدول هایی ارائه شده است. در انتها نیز بسامد عناصر تشبیهات وی آمده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که وی شاعری تشبیه گراست و در انتخاب و پردازش این تشبیهات روند خلاقانه و بکری را دنبال کرده است. به طوری که بیشتر این تشبیهات از نوع غریب با وجه شبه هایی تخییلی هستند. تشبیهات وی اکثرا از نوع حسی اند که انسان و متعلقاتش، طبیعت و مظاهرش، و اشیا و وسایل حضور پررنگی در آن ها دارند.
کلید واژگان: بلاغت, بیان, تشبیه, صور خیال, غلامرضا بروسانSimile in Gholamreza Borousan's poems is one of the most important and practical tools of expression. In this research, similes of this contemporary poet have been analyzed and investigated. The scope of the research work is three notebooks of his free poems and the work method is descriptive-analytical based on statistical data. The analogies found based on the types of similes are based on the validity of the parties (sensual or intellectual, singular, binding or compound and multiplicity of parties), on the validity of similitudes (detailed or comprehensive, close or improbable, singular, multiple or compound and investigative or imaginative). It is divided according to the validity of similes (sentient and emphatic) and finally according to the number of similes (separate and ambiguous) and examples are mentioned for each case, and at the end of each discussion, the frequency of each simile is presented in tables. At the end, the frequency of the elements of his similes is given. The results of the research show that he is an allegorical poet and has followed a creative and original process in choosing and processing these allegories. So that most of these similes are of a strange type with a pseudo-imaginary aspect. His similes are mostly of the sensual type in which man and his belongings, nature and its manifestations, and objects and tools have a strong presence in them.
Keywords: Rhetoric, Eloquence, Simile, Imagery, Gholamreza Borousan -
تشبیه یکی از ساده ترین راه های تصویرآفرینی است. سخن شناسان همواره انواع تشبیه را به صورت مبسوط بررسی کرده اند. تشبیه چیزی به خودش ازجمله تشبیهات نایاب در بلاغت به شمار می آید که در نزد علمای بیان توجیه ناپذیرمی نماید. به زعم آنها این تشبیه خاصیت خیال برانگیزی ندارد و ذهن برای درک آن کوشش چندانی نمی کند. با وجود این نمونه هایی از تشبیه چیزی به خودش را در ادبیات فارسی می توان ملاحظه کرد. این تشبیه در شعر شاعرانی مانند عطار، نظامی، مسعود سعد، جمال الدین اصفهانی، مولانا، ظهوری ترشیزی، اخوان ثالث و امین پور دیده می شود. بلاغت پژوهان هندی مانند میرزا خان بن فخرالدین محمد، سراج الدین علی خان آرزو و آزاد بلگرامی تاملات دقیقی درباب این تشبیه انجام داده اند. مقاله حاضر در استوارداشت این نکته است که تشبیه چیزی به خودش یک سره تهی از ارزش های ادبی نیست و در برخی موقعیت ها می تواند کارکردی خلاقانه داشته باشد. ما در این مقاله که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است به بررسی ابعاد مختلف تشبیه چیزی به خودش پرداخته ایم. ابتدا آرای کتب بیانی مختلف را درباره این شگرد بلاغی بررسی کرده و سپس جزئیات آن را شرح داده ایم. در پایان بحث نیز اغراض این نوع از تشبیه را برشمرده ایم. تنزیه، تاکید و بیان کمال عظمت ممدوح مهم ترین مقصود شاعران و نویسندگان از ساخت تشبیه چیزی به خودش بوده است.
کلید واژگان: تشبیه, تشبیه چیزی به خودش, تنزیه, ارزش هنری, بلاغت هندیLiterary Arts, Volume:15 Issue: 4, 2024, PP 119 -133Simile is a straightforward method of creating imagery extensively discussed by rhetoricians. However, comparing something to itself is a rare form of simile in rhetoric and has been deemed unjustifiable by scholars. They argue that this simile lacks imaginative properties, requiring little effort for comprehension. Nevertheless, examples of self-comparison can be found in Persian literature, particularly in the works of poets, such as Attar, Nizami, Masoud Saad, Jamaluddin Esfahani, Molana, Zahoori Tarshizi, Akhwan Taalih, and Aminpour. Indian rhetoricians, including Mirza Khan Bin Fakhruddin Muhammad, Sirajuddin Ali Khan Arzoo, and Azad Belgrami, have provided detailed reflections on this simile. While simulating something to itself may not be entirely devoid of literary value, it can serve a creative purpose in certain contexts. In this descriptive-analytical article, we investigated the various dimensions of self-comparison. Initially, we reviewed the perspectives presented in different rhetorical books regarding this rhetorical technique and subsequently delved into its intricacies. Finally, we outlined the purposes behind employing this type of simile with a primary focus on poets and writers aiming to emphasize and express the perfection of Mamdouh's majesty.
Keywords: Simile, Likening Something To Itself, Contrast, Artistic Value, Indian Rhetoric -
دو عنصر اصلی زیبایی یک اثر هنری، رنگ و تصویر است که در انتقال مفهوم به مخاطب تاثیر بسیاری دارد و تحلیل مولفه های آن می تواند معرف کاربرد خاص شاعر از زبان و تمایز نوع ادبی اثر باشد؛ البته زیبایی در اینجا تنها استفاده از صنایع ادبی نیست؛ زیرا شعر بدون آنها نیز می تواند زیبا باشد. شاعر در اینجا به تقویت سایر ابزارهایی که در دست دارد می پردازد و از این طریق نبود زیبایی های شعری را جبران می کند. در این پژوهش به عوامل ساختاری و زیباشناسانه ای پرداخته می شود که نقش متفاوت و عمیق تری در تشخیص دادن نوع ادبی ایفا می کند؛ بنابراین سعی شده است از ذکر مطالب توصیفی که بارها بر روی آثار گوناگون ادبی انجام شده تا حد امکان پرهیز شود. آثار مدنظر عبارت است از: داستان شیخ صنعان از عطار نیشابوری، داستان شاه و کنیزک از مولانا و منظومه سلامان و ابسال از جامی. دست آورد اصلی این تحقیق روشن کردن این مطلب است که مولفه های بلاغی و زبانی در آثار عاشقانه رمزی، از سویی به تقویت بعد غنایی آنها کمک می کند و از طرف دیگر در شکل گیری و گشایش هویت رمزها تاثیر شایانی دارد.
کلید واژگان: رمز, تشبیه, استعاره, تلمیح, منظومه عاشقانه, شعر رمزیLiterary Arts, Volume:15 Issue: 4, 2024, PP 97 -118Color and image, which provide the main part of the beauty of an artwork, are effective in conveying the concept to the audience; therefore, the analysis of its components can be considered an indicator of the poet's special use of language and the distinction of the literary type of each work. Of course, beauty here is not only the use of literary arts. Poetry can also be beautiful without them. Here, the poet works on strengthening other tools in his hand and compensates for the lack of poetic beauty. In this study, structural and aesthetic factors are discussed, which play a different and deeper role in distinguishing the literary genre. Therefore, it has been tried to avoid as much as possible the mention of descriptive concepts that have been mentioned many times in various literary works. The considered works are the story of Sheikh Sanaan by Attar Nishaburi, the story of the Shah and the Maid of Rumi, and the poem Salaman and Absal by Jami. The main achievement of this research is to clarify the fact that the rhetorical and linguistic elements in Ramzi's romantic works, on the one hand, help to strengthen their lyrical dimension, and on the other hand, they have a great effect on the formation and opening of the identity of Ramzi.
Keywords: Code, Simile, Metaphor, Allusion, Love Poem, Secret Poem -
در مقاله حاضر که تحقیق در زیباشناسی شعر قیصر امین پور است و به روش کتابخانهای انجام شده، اصول زیبایی شعر در اشعار قیصر امین پور مورد بررسی قرار گرفته و تاکید اصلی بر روی اشعاری است که در زمینه دفاع مقدس است. به لحاظ آن که شعر یک هنر متعالی است و هر اثر هنری در بنیان خود زیباست، میتوان آن را از دیدگاه زیباشناسی بررسی کرد. در شعر، ظهور هر عاطفه و احساس در قالب زبانی مخیل شکل میگیرد و با موسیقی مناسب و هماهنگ، توان تاثیر و القا پیدا میکند. بنابراین زیبایی زبان، موسیقی و تخیل در بخش روساخت، و زیبایی محتوا در بخش ژرف ساخت، ارکان سازنده زیبایی شعر است. در آثار قیصر امین پور به وضوع میتوان تمام اصول زیباشناختی را با مثالهای متعدد نشان داد؛ در این پژوهش علل و اسباب ادبی زیباییآفرینی و تصویرهای شاعرانه در اشعار پایداری قیصر را بررسی کرده و به این نتایج رسیدهایم که امینپور از اغلب ترفندهای بدیعی و بلاغی بهویژه ایهام کنایی، تقارن و تکرار، تشخیص، استعاره و تشبیه در آفرینش اشعار هنری بهره جسته و از ظرفیت واژگان و ترکیبات به نحو شایستهای استفاده کرده است؛ همچنین بر اساس این تحقیق در اشعار نیمایی شاعر تصویرهای شاعرانه و آشناییزداییها بیشتر جلوهگر است.
کلید واژگان: موسیقی شعر, ایهام, استعاره, تشبیه, کنایهis paper investigates the aesthetics in Qeysar Aminpour's Resistance Poems. The library method has been done. The main concern is the poems related to the holy-defense war. The poem is a great art and each work is inherently beautiful, so it can be studied on the basis of aesthetic perspective. In poetry, emotion and feeling can linguistically be represented and influentially inspired through coordinated music. So the beauty of language like music and imagination in surface structure; the beauty of content in deep structure are the basic buildingblock of the beauty of poetry. All the aesthetic principles with various examples can obviously be shown in Qeysar 's works. The analysis of his poems showed that he has used many innovative and rhetorical tricks in creating artistic poems.
Keywords: Rhythm, Opacity, Metaphor, Simile, Irony -
هشت بهشت یکی از مثنوی های پنجگانه امیر خسرو است که در جواب هفت پیکر نظامی سروده شده است. تشبیه نقش مهمی در تصویرسازی و آفرینش ادبی دارد. بحث در مورد تشبیه به شناخت بیشتر شعر امیر خسرو کمک می کند. در این پژوهش، تشبیه در هشت بهشت از همه جهات مورد بررسی قرار گرفته است و در پایان هر مبحث، آمار کمی آن نیز ارائه شده است. این جستار نشان می دهد که امیر خسرو از موضوعاتی مانند انسان و متعلقات آن از قبیل اجزای بدن و همچنین مصنوعات انسانی و مکان ها بیشتر بهره برده است. از عناصری مانند طبیعت، اجرام آسمانی، اشیا و مفاهیم انتزاعی به عنوان مشبه به استفاده کرده است. دهلوی از تشبیهات مرسل، مجمل، حسی به حسی و مفرد به مفرد نسبت به سایر حالت ها بیشتر استفاده برده است. وجه شبه هم مورد بررسی قرار گرفت که مشخص شد، مهم ترین موضوعات و صفاتی که به عنوان وجه شبه مدنظر شاعر بوده است، شامل: سرعت، رنگ، زیبایی و شکل ظاهری هستند. در ادامه بحث تحقیقی و غیر تمثیلی بودن وجه شبه ها را نیز بررسی کرده ایم که نشان می دهد تشبیهات بیشتر از نوع تحقیقی هستند. تشبیهات تمثیلی هم کاربرد کمی دارند و اغلب غیر تمثیلی هستند. همچنین به آمیختگی تشبیه با برخی دیگر از صور خیال همانند استعاره، کنایه، تلمیح و اسطوره و سپس به زاویه تشبیه و تشبیهات تازه این مثنوی هم اشاره شده است.کلید واژگان: امیر خسرو دهلوی, آمیختگی تشبیه, تشبیه, ساختار بلاغی, عناصر تشبیه, هشت بهشتHasht-Behesht is one of Amirkhosrow’s five Masnavids written in response to Nezami’s Haft-Peikar. By examining the similes in this poem, we found that the similes used by the poet were mostly concepts related to human and his belongings. Since this story has seven main structures and many palaces are described in these masnavi; Therefore, these places are topic. Nature and abstract concepts are sometimes used as image. images included nature, objects, cosmos bodies and animals are highest frequency. In terms of being sensory and intellectual, the highest frequency was related to sensory to sensory similes. In terms of extensive simile, the analogies of explicit similitude and brief were more used. The poet has used eloquent similes and similes addition in his stories. In terms of being singular and binding, singular to singular similes are more frequent than others. Beautiful compound similes can also be seen in this story. In evaluating the simile, we came to the conclusion that the similes in this masnavi are mostly singular, reality and non-allegorical. We also examined the combination of simile with other imagery and it was found that simile is combined with rhetorics such as simile, metaphor, allusion, allusineness and mythological concepts and added to the elegance and beauty of similes. In the end, we also pointed out the similes and novel and beautiful combinations used by Amir Khosro in this stoty. Amir Khosro has used almost all types of similes in this poem, and this shows the breadth of the poet's imagination and his ability to create images.Keywords: Amir Khosro Dehlavi, Hasht Behesht, Simile, Rhetorical structure, Simile’s combination
-
پژوهشنامه مکتب های ادبی، پیاپی 24 (زمستان 1402)، صص 143 -167
ملک الشعرای بهار، استاد قصیده فارسی است اما مثنوی های او مجال گسترده تری برای طرح موضوعات متنوع شخصی و اجتماعی و سیاسی و تاریخی و انتقادی فراهم کرده است؛ گواینکه مثنوی های بهار با 348 صفحه، حجم قابل توجهی از دفتر شعر او را شامل است ؛ بنابراین، شخصیت هنری و کارنامه شعری بهار بی ملاحظه این دسته از شعرهایش به درستی قابل ارزیابی نیست. در پژوهش حاضر ضمن پرداختن به هنر مثنوی سرایی بهار، چهارده مثنوی این شاعر به اختصار معرفی شده و مثنوی«کارنامه زندان» او نیزکه مفصل ترین زندان سروده فارسی است به روش توصیف و تحلیل ساختاری متن، بررسی و تحلیل شده است. این پژوهش نشان می دهد که بهار علاقه خودش را در نوجویی شکلی شعر، در قالب مثنوی نشان داده و با زبانی متاثر از زبان کوچه و بازار و کاربرد تعبیرات و واژگان زبان گفتار، سطح معتدلی از عناصر ادبی تشبیه و تمثیل و تلمیح را در این شعرها به کار آورده اما، توصیف و روایت و تشبیه تمثیل و انواع آن بویژه ضرب المثل و کنایه و تلمیح، مهمترین عناصر ادبی در «کارنامه زندان» اوست. کارنامه زندان، علاوه برارزش های ادبی، دربردارنده اطلاعات دست اولی در مورد برخوردهای سیاسی و بازداشت های مخالفان و منتقدان حاکمیت و وضعیت زندان های ایران و در کل، واجد ارزش های جامعه شناسی تاریخی جامعه ایرانی در یک صد ساله اخیر است.
کلید واژگان: مثنوی های بهار, کارنامه زندان, تشبیه تمثیلMalek osh-Sho'arā Bahār is considered to be one of the masters of Persian ode, but his masnavis were a strong means for him to depict various personal, social, political, historical and critical concerns. Since Bahar's masnavis constitute a significant volume of his poetic works (348 pages), his artistic personality and poetic performance cannot be properly evaluated if these masnavis are neglected. In the present research, while discussing the poet’s art of masnavi writing, fourteen of his masnavis are briefly introduced and his "Prison Poems", which are the most detailed Persian prison poems, have been examined and analyzed using descriptive and structural analysis method. This research attempts to show that Bahar has expressed his interest for innovation in poetry in masnavi writing. Moreover, in his use of a language influenced by street language and terms and phrases of spoken language, he created a moderate level of literary elements such as simile, allegory and allusion in these masnavis. However, description, narrative, simile, allegory and its types, especially proverbs, irony and allusions, are the most important literary elements in his "Prison Poems". Apart from their literary value, “Prison Poems” contain first-hand information about political strife and arrests of opponents and critics of the government and the state of Iran's prisons; in general, they are historically and sociologically valuable for the study of Iranian society in the previous century.
Keywords: Bahar's Masnavis, prison poems, metaphor, simile -
یغمای جندقی یکی از معروف ترین و برجسته ترین شاعران عصر قاجار در سرایش غزلیات اخلاقی و عاشقانه است. شاعران از آغاز شعر فارسی تا به امروز همواره به علوم بلاغی توجه داشته اند و یکی از مباحث اساسی بلاغت در زبان، صورخیال شاعرانه است که چهار مبحث تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز را در بر می گیرد و کاربرد سنجیده و شایسته آن می تواند به خیال انگیزی و غنای شعر بیفزاید. غزلیات یغمای جندقی ازلحاظ اشتمال بر جلوه های علوم بلاغی به ویژه علم بیان و بهره گیری از تصویرپردازی شاعرانه از اهمیت بسیاری برخوردار است. غزل های یغما در بر دارنده مضمون های اخلاقی و عاشقانه است که در اوزان گوناگون و بیشتر به شیوه اشعار حافظ سروده شده است. به دلیل کم توجهی به صورخیال در اشعار یغمای جندقی در این پژوهش تلاش شده است صورخیال به کار رفته در غزل های یغمای جندقی با ژرف نگری و با عنایت به ذوق شاعر در بهره گیری از آنها به عنوان یکی از راه های زیباشناختی و شگردهای بیانی و هنری تحلیل و بررسی شوند تا بتوان جلوه ای از محاسن شعری او را به مخاطبان عرضه کرد.
کلید واژگان: یغمای جندقی, غزلیات, تشبیه, استعاره, کنایه و مجازLiterary Arts, Volume:15 Issue: 3, 2024, PP 123 -142Yaghma Jandaghi is one of the most famous and prominent poets of the Qajar era who has written significant sonnets with moral and romantic content. Since the beginning of Persian poetry till now, rhetoric has always been taken into special consideration by poets, and one of the fundamental issues of rhetoric in any language is poetic imagination forms, including four general topics, namely simile, metaphor, irony, and metonymy, the thoughtful and appropriate use of which can add to the imaginative aspect as well as the richness of poems. Yaghmai Jandaghi's sonnets are highly important in terms of the inclusion of rhetoric, especially rhetoric and the use of poetic imagery. Yaghma’s sonnets contain moral and romantic themes, written in different meters and mainly in a style similar to that of Hafez’s poems. Since little attention has been paid to the issue of imagination forms in Yaghmai Jandaghi’s poems, in the present research, an attempt has been made to analyze the imagery techniques used in the sonnets of Yaghmai Jandaghi with an in-depth view and with respect to the poet's taste in using them as an aesthetic approach and expressive and artistic technique so that a manifestation of his poetic merits can be presented to the audience.
Keywords: Yaghma Jandaghi, Sonnets, Simile, Metaphor, Irony, Metonymy -
زمینه و هدف
حسنعلی میرزا شجاعالسلطنه با نام شعری شکسته، ششمین فرزند فتحعلیشاه و یکی از شاهزادگان غزلپرداز و دانش پژوه عصر قاجار بود. او از شاعران دوره دوم نهضت بازگشت و رستاخیز ادبی است که در زنده نگه داشتن یاد و خاطره شاعران قدیم کوشیده است. تشبیه از پایه های علم بیان و از مهمترین وجه تمایز سخن ادبی از غیر آن است. بررسی و تحلیل قلمروهای تشبیه باعث کشف و شناخت هرچه بیشتر آثار غنایی این دوران و میزان خلاقیت و شناخت جهانبینی شاعر میشود. در این جستار ساختار تشبیه، بعنوان عنصر اصلی و سازنده تصویر در شعر شکسته قاجار، و روند آفرینش ادبی و تحولات سبکی دستگاه بلاغی، نقد و بررسی شده است.
روش مطالعهاین جستار براساس روش تحلیلی-توصیفی، نقد و بررسی شده است و مواردی مانند عناصر و مولفه های مشبه به؛ انواع تشبیه به اعتبار مفرد، مقید یا مرکب بودن طرفین تشبیه؛ انواع تشبیه براساس ذکر یا حذف ارکان تشبیه؛ انواع تشبیه براساس حسی یا عقلی بودن طرفین تشبیه؛ انواع تشبیه براساس شکل؛ ترکیب تشبیه با صنایع دیگر؛ نوآوری در تشبیه؛ تشبیه در تشبیه و تشبیه نامتعارف مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد.
یافته ها:
دیوان شکسته شامل پنج قصیده، 75 رباعی و 353 غزل میباشد که درمجموع شاعر برای ارایه مضامین از 731 تشبیه بهره برده است. او علاقه زیادی به همراه کردن تشبیهات با برخی شگردهای خیالانگیز همچون استعاره، مراعات نظیر، تنسیق الصفات، ایهام، تضاد، تکرار، تلمیح، کنایه و استخدام داشته است؛ با این حال پیچیدگی و ابهام چندانی در ساختار تشبیهات دیوانش دیده نمیشود.
نتیجه گیریبیشترین مشبهات تشبیهات شعر شکسته قاجار، انسان و اعضا و متعلقات وی هستند و مشبه بهها معمولا از میان پدیده های طبیعی و مصنوعات انسانی انتخاب شده اند. او در موارد متعددی موفق شده است با وارد کردن عنصری تازه در تشبیهات آشنا و تثبیت شده فارسی، بگونهای از آنها آشناییزدایی کند و موجب تازگی آنها شود؛ هرچند درمجموع تشبیهات او دارای تصاویری ساکن و ایستا هستند.
کلید واژگان: تشبیه, سبکشناسی, شکسته قاجار, حسنعلی میرزا, شجاعالسلطنهJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:16 Issue: 93, 2024, PP 1 -20BACKGROUND AND OBJECTIVESHasan Ali Mirza Shuja al-Saltaneh, with the name Shekete, was the sixth son of Fath Ali Shah and one of the princes of Ghazal poets and scholars of the Qajar era. He is one of the poets of the second period of the return and literary revival movement, who tried to keep alive the memory of the old poets. Simile is one of the foundations of the science of expression and one of the most important differences between literary speech and non-literary speech. Examining and analyzing the realms of simile will lead to the discovery and recognition of the lyrical works of this era and the level of creativity and understanding of the poet's worldview. In this essay, the simile structure, as the main element and creator of the image in Shekaste Qajar's poetry, and the process of literary creation and stylistic developments of the rhetorical device, have been reviewed.
METHODOLOGYThis essay has been reviewed based on analytical-descriptive method and things like similar elements and components; Types of similes based on singular, binding or composite validity of the simile parties; types of similes based on mentioning or removing the elements of simile; Types of analogies based on sensory or intellectual aspects of the analogies; Types of similes based on shape; Combining analogy with other industries; innovation in analogy; simile in simile; And the unconventional simile is analyzed.
FINDINGSDivan Sheskete contains five odes, 75 quatrains and 353 sonnets, in total, the poet has used 731 similes to present themes. He has had a great interest in combining similes with some imaginative techniques such as metaphor, simile, simile, allusion, contrast, repetition, allusion, irony, and employment; However, there is not much complexity and ambiguity in the structure of his metaphors.
CONCLUSIONThe most similes in Shekaste Qajar's poetry are human beings and their parts and belongings, and the similes are usually chosen from among natural phenomena and human artefacts. In many cases, he has succeeded in defamiliarizing them by introducing a new element into familiar and well-established Persian similes and making them new; However, in general, his similes have still and static images.
Keywords: simile, stylistics, Shekaste Qajar, Hasan Ali Mirza, Shoja al-Saltaneh
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.