جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "ایران" در نشریات گروه "پزشکی"
-
مقدمه
مطالعه حاضر میزان شیوع انگل های روده ای در افرادی که به بیمارستان های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی واقع در شهر زاهدان در سال های 1398 تا 1402 مراجعه کرده اند را مورد بررسی قرار داد.
مواد و روش هامطالعه حاضر توصیفی و به صورت مقطعی صورت گرفته است و شامل 5976 از افرادی هست که با علائم گوارشی به بیمارستان مراجعه کرده اند. برای توصیف داده ها از میانگین (انحراف معیار) و تعداد (درصد) برحسب گروه های مورد مطالعه استفاده گردید.
یافته هانتایج نشان داد که تعداد 1510 نفر از لحاظ آلودگی مثبت تشخیص داده شدند. بیشترین میزان شیوع آلودگی ها به تک یاخته های روده ای مربوط به ژیاردیا با 528 نفر (8/8 %) و کمترین میزان شیوع مربوط به اندولیماکس نانا با 10 نفر (16/0 %) بود. بیشترین میزان شیوع آلودگی ها به کرم های روده ای مربوط به انتروبیوس ورمیکولاریس با 64 نفر (07/1 %) و کمترین میزان شیوع مربوط به تریکیوریس تریکیورا 19 نفر (31/0 %) بود.
بحث و نتیجه گیریبا مقایسه درصد آلودگی در مطالعه اخیر و سایر مطالعات مشابه در سالیان گذشته شیوع بیماری های انگلی روده ای در تمام مناطق کشور به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. در عین حال میزان آلودگی به تک یاخته های روده ای به نحو قابل ملاحظه ای بیشتر از کرم های روده ای بود که می تواند به واسطه انتقال مستقیم و ساده تر آن ها نسبت به انتقال تخم ها و یا لاروهای کرمی باشد.
کلید واژگان: انگل های روده ای, زاهدان, ایرانYafteh, Volume:27 Issue: 1, 2025, PP 41 -52BackgroundThe present study investigated the prevalence of intestinal parasites in individuals who referred to hospitals affiliated with Zahedan University of Medical Sciences, Zahedan, from 2019 to 2023.
Materials and MethodsThe present descriptive study was conducted cross-sectionally and consisted of 5,976 individuals referring to the hospitals with gastrointestinal. To describe the data, mean (standard deviation) and number (percentage) were used according to the studied groups.
ResultsThe results of the study showed that 1,510 people were diagnosed positive. The highest rate of infection by intestinal protozoa was related to Giardia, affecting 528 people (8.8%), while the lowest rate of infection was related to Endolimax nana, affecting 10 people (0.16%). The highest prevalence rate of infections by intestinal worms was related to Entrobius vermicularis, with 64 people (1.07%), whereas the lowest prevalence rate was associated with Trichuris trichiura, with 19 cases (0.31%).
ConclusionThe comparison of the percentage of pollution in the current study with other relevant studies in the past years showed that the prevalence of intestinal parasitic diseases in this region has decreased significantly, similar to other regions of the country. At the same time, the rate of infection by intestinal protozoa is significantly higher than by intestinal worms. This issue can be due to their direct and easier transmission compared to the worm eggs or larvae.
Keywords: Intestinal Parasites, Iran, Zahedan -
مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی، سال بیست و دوم شماره 2 (پیاپی 86، تابستان 1403)، صص 117 -132زمینه و هدف
اعتباربخشی، یک مدل ارزشیابی خارج سازمانی، از مهم ترین برنامه های ارزشیابی خدمات سلامت در چند دهه اخیر بشمار می رود. نظام نوین اعتباربخشی خدمات سلامت در ایران فاقد استانداردهای لازم برای ارزشیابی خدمات سرپایی و درمانگاه های عمومی است. این مطالعه بنابراین، با استفاده از تجربیات سایر کشورها به طراحی مدلی برای اعتباربخشی درمانگاه های عمومی پرداخته است.
روش کارپژوهش حاضر یک مطالعه مروری - کیفی بود که در دو گام انجام پذیرفت. در گام اول مدل ها، روش ها و استاندارد های اعتباربخشی درمانگاه های عمومی کشور های منتخب با مرور تطبیقی شناسایی شد. در گام دوم به روش کیفی و با روش پانل خبرگان مدل مفهومی اعتباربخشی این درمانگاه ها طراحی شد.
نتایجمدل پیشنهادی برای اعتباربخشی درمانگاه ها با ثبت درخواست در سامانه و به روز رسانی اطلاعات آغاز می شود. پس از خودارزیابی درمانگاه و ارزیابی خارجی، زمان برای انجام اصلاحات در نظر گرفته می شود. محورهای کلیدی پیشنهادی برای اعتباربخشی درمانگاه ها در این مدل شامل مدیریت و رهبری، مدیریت اطلاعات، مدیریت فرآیندها، مدیریت منابع انسانی، حقوق گیرندگان خدمت و نتایج عملکردی می باشد. رتبه بندی درمانگاه های کشور در پنج سطح (عالی، خوب، متوسط، ضعیف و زیر استاندارد) قابل انجام خواهد بود.
نتیجه گیریبا توجه به محورها و فرایند شناسایی شده و عدم وجود یک رویکرد نظام مند، مدل اعتباربخشی پیشنهادی می تواند برای اولین بار یک شیوه علمی و کاربردی جهت گروه های ارزیاب داخل و خارج سازمان فراهم ساخته و ارزشیابی متناسب و معتبری از درمانگاه های سرپایی عمومی ایران ارائه کند.
کلید واژگان: اعتباربخشی, درمانگاه های عمومی, ایرانBackground and AimAccreditation as an external assessment model is considered a key program for evaluating health care organizations. The new health service accreditation system in Iran seems to lack the necessary standards for evaluating outpatient services and general clinics. The objective of this study was to design, based on the experiences of other countries, a model for accreditation of general clinics in Iran
Materials and MethodsThis research was a qualitative review study conducted in two phases First, the methods and standards of accreditation of general clinics of selected countries were identified through a comparative review. In the second phase, the conceptual framework of the accreditation of these clinics was developed by an expert panel.
ResultsThe proposed framework for the accreditation of clinics starts with registering the application in the system and updating the information. After the clinic's self-evaluation and external evaluation, amendments will be made.The key areas proposed for the accreditation of clinics included management and leadership, information management, process management, human resource management, salaries, and operational results. The country's clinics can be ranked in five levels, namely, excellent, good, average, poor, and substandard.
ConclusionConsidering the processes and areas determined in this study and the lack of a systematic approach, the proposed accreditation model could provide a scientific and practical method for the internal and external evaluating bodies to provide a relevant and valid evaluation of the general outpatient clinics in Iran.
Keywords: Accreditation, General Clinics, Iran -
فصلنامه سالمند، پیاپی 76 (زمستان 1403)، صص 642 -663اهداف
آمارهای مربوط به مرگ ومیر جزء شاخص های مهم بهداشتی محسوب می شوند. با وجود برخی مطالعات دردسترس، درمورد مرگ ومیر سالمندان ایرانی، هنوز این آمارها نسبت به سایر گروه های جمعیتی، مثل کودکان زیر 5 سال و مادران باردار مورد توجه قرار نگرفته اند. هدف از انجام این مطالعه بررسی علل و روند مرگ ومیر سالمندان ایرانی و مقایسه آن با آمارهای جهانی می باشد.
مواد و روش هادر این مطالعه جداول مرگ ومیر سازمان بهداشت جهانی که براساس تعداد موارد مرگ براساس کشور،گروه سنی، جنسیت و علت در سال های 2000، 2010، 2015 و 2019 درسترس می باشند، مورد استفاده قرار گرفتند. 20 بیماری با علت اول با بیشترین میزان اختصاصی مرگ ومیر و 5 علت اصلی با بیشترین نسبت مرگ ومیردر سالمندان، بعد از محاسبه رتبه بندی شدند و در دوگروه زنان و مردان و نیز در دو گروه سنی سالمندان 60 تا 69 سال و 70 گزارش و با یکدیگر و با آمارهای جهانی مقایسه شدند.
یافته هابه طورکلی گروه بیماری های قلبی عروقی (47/75 درصد)، بدخیمی ها (22/56 درصد)، دیابت (5/98درصد)، صدمات غیرعمد (4/86 درصد) و بیماری های تنفسی (4/53 درصد) بیشترین میزان از کل مرگ ومیر در گروه سنی 60-69 سال در سال 2019 را به خود اختصاص داده اند. این در حالی است که در گروه سنی 70 سال و بالاتر، بیماری های قلبی عروقی (54/09 درصد)، بدخیمی ها (15/71 درصد)، بیماری های نورولوژیک مانند آلزایمر و سایر انواع دمانس (6/80 درصد)، بیماری های تنفسی (5/42 درصد) و بیماری دیابت (4/15 درصد) از عوامل اصلی مرگ ومیر بوده اند.
نتیجه گیریبررسی نتایج 20 علت اول مرگ ومیر در سالمندان ایرانی نشان می دهد در دو گروه سنی 60 تا 69 سال و 70 سال و بالاتر الگو و میزان مرگ ومیر با یکدیگر تفاوت های زیادی دارد که می بایست در بررسی میزان اختصاصی مرگ ومیر در بیماری های مختلف، مطالعات و برنامه ریزی های مربوط به سلامت سالمندان مورد توجه قرار گیرد. ازآنجایی که عوارض برخی بیماری هایی که از دلایل شایع مرگ در سالمندان هستند، مثل دیابت، فشارخون و بیماری های قلبی عروقی تا حدود زیادی قابل پیشگیری می باشند، اقدامات بیشتر با هدف شناسایی، کنترل و پیشگیری از عوارض این بیماری ها پیشنهاد می شود.
کلید واژگان: سالمندی, اپیدمیولوژی, مرگ ومیر, گذار سلامت, جمعیت شناسی, ایرانObjectivesMortality statistics are among the important health indicators. Despite some studies on the mortality of Iranian older adults, these are not adequately considered compared with other demographic groups. The current study aims to investigate the causes and trends of mortality among Iranian older adults and compare them with global statistics.
Methods & MaterialsIn the current study, the World Health Organization's (WHO) available data on the causes of death for different sexes, age groups, and countries were analyzed. After calculation and raking of cause-specific death rates and proportional mortality from the specific diseases, 5 main causes of death and 20 diseases with the highest specific death rates among Iranian older men and women, 60-70 and over 70 years age groups, were reported and compared.
ResultsThe main groups of cardiovascular diseases (47.75%), malignancies (22.56%), diabetes (5.98%), unintentional injuries (4.86%), and pulmonary diseases (4.53%) were the most common causes of death in the age group of 60-69 in 2019. Meanwhile, in the age group of 70 years and older, cardiovascular diseases (54. 09%), malignancies (15.71%), neurologic disorders including dementias (6.80%), pulmonary diseases (5.42%) and diabetes (4.15%) were the leading causes of death.
ConclusionExamining the top 20 causes of mortality shows significant differences in the pattern and rate of mortality between the two age groups of under and over 70 years old. Since the complications of some diseases that are common causes of death in older people, such as diabetes, hypertension, and cardiovascular diseases, are largely preventable, more actions are recommended to identify, control, and prevent the complications of these diseases.
Keywords: Aging, Epidemiology, Mortality, Health Transition, Demography, Iran -
فصلنامه سالمند، پیاپی 76 (زمستان 1403)، صص 524 -543اهداف
بیش از 2 دهه است که جهان با پدیده سالمندی جمعیت مواجه شده است. افزایش نسبت جمعیت سالمندان، سیاست گذاری ها جهت ارتقای به زیستن و رفاه این گروه سنی را ناگزیر می کند. از آنجایی که اجماع کافی در حوزه نظری نسبت به مفهوم به زیستن وجود ندارد، این مطالعه به بررسی ابعاد و مولفه های به زیستن سالمندان در مطالعات منتشر شده این حوزه می پردازد.
مواد و روش هامطالعه پیش رو به روش مرور حیطه ای و براساس پروتکل 6 مرحله ای آرکسی و اومالی انجام شده است. بدین منظور کلیه مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از سال 2000 میلادی و 1380 خورشیدی که به زیستن سالمندان را بررسی کرده اند، با استفاده از کلیدواژه های منتخب جست وجو شده و مطابق با فرایند مرور حیطه ای، از بین یافته های اولیه، 25 مطالعه در نهایت انتخاب و بررسی شدند.
یافته هادر مطالعات به زیستن سالمندان، گاه رویکرد ذهنی، گاه رویکرد عینی و در مواردی رویکردی با استفاده توامان از ابعاد عینی و ذهنی استفاده شده که براساس یافته های این پژوهش، رویکرد اخیر بیشتر مورد استفاده گرفته است. بیشترین ابعاد مورد اشاره به ترتیب فراوانی بیانگرها وضعیت سلامت، به زیستن ذهنی، وضعیت اجتماعی، تعامل با محیط، وضعیت اقتصادی و منابع در دسترس و توانمندی ها بودند. بیانگرها و مولفه های به زیستن این مطالعات در مدلی به تفکیک سطوح فردی، خانوادگی، اجتماعی محلی و جامعه ارائه شده است
نتیجه گیریسیاست گذاری و برنامه ریزی برای به زیستن سالمندان، نیازمند توجه توامان به ابعاد عینی و ذهنی و در نظر گرفتن مولفه ها و بیانگرهای متفاوتی براساس زمینه و بستر جامعه مورد مطالعه است.
کلید واژگان: به زیستن, رفاه, سالمندان, مرور حیطه ای, ایرانObjectivesThe increase in the older population over the past decades has become a global phenomenon, so it is necessary to make appropriate policies for improving the welfare and well-being of this group. There is little consensus in the theoretical field regarding the concept of well-being. Therefore, this study examines the dimensions and indicators of the seniors' well-being in the published studies in this field.
Methods & MaterialsArksey and O'Malley's six-stage methodological framework for scoping reviews guided this scoping literature review. This study has reviewed all English and Persian papers published in the last 20 years that have examined the dimensions and indicators of well-being in older people. After screening, 25 studies were included in the analysis.
ResultsThe dominant approach to study well-being in older people is a multiple approach, exploring a combination of objective and subjective dimensions. The most mentioned dimensions are health status, mental well-being, social relationships, living environment, economic status, resources, and capabilities. The well-being indicators are presented in a multifaceted model according to individual, family, local, and social levels.
ConclusionPolicymaking for seniors' well-being needs to consider objective and subjective dimensions and different indicators based on the context of society.
Keywords: Well-Being, Welfare, Elderly, Scoping Review, Iran -
مقدمه
استفاده از ماسک صورت یک اقدام مهم بهداشت عمومی در همه گیری ها و روشی موثر برای جلوگیری از شیوع بیماری های تنفسی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین پاسخ بهداشتی ایرانیان به استفاده از ماسک صورت در زمان همه گیری کووید-19 انجام گرفت.
مواد و روش کاردر این مطالعه مقطعی، 881 نفر با روش نمونه گیری تصادفی در بهمن ماه 1401 انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. بعد از بررسی روایی صوری و محتوایی پرسشنامه، داده ها بصورت برخط جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شدند.
یافته هااز 881 نمونه مورد بررسی 522 (59/3 %) نفر زن و 359 (40/7 %) نفر مرد بودند. نتایج نشان داد که 97% از نمونه های مورد بررسی از ماسک صورت استفاده می کردند. سختی تنفس مهمترین دلیل عدم تمایل به استفاده از ماسک بود. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که جنسیت و تحصیلات و بر تمایل به استفاده از ماسک تاثیر قدرتمندی ندارد. اگرچه یافته های همبستگی پیرسون نشان داد، احتمال ابتلا به کووید-19 با استفاده مجدد از ماسک افزایش می یابد اما این تاثیر در حجم نمونه مورد مطالعه قابل توجه نبود. میان الگوی زمانی تعویض ماسک و ابتلا به کووید-19 نیز ارتباط معنادار مشاهده نشد.
نتیجه گیرینتایج مطالعه نشان داد که نرخ استفاده از ماسک در دوران شیوع پاندمی کووید-19 توسط جمعیت ایرانی مطلوب بود و نقش موثری بر کاهش نرخ ابتلا به این بیماری داشت. از این رو انجام مطالعاتی در زمینه بررسی چالش های استفاده از ماسک توسط جوامع مختلف در دوران شیوع همه گیری ها باید مورد توجه قرار گیرد تا بتواند در سیاستگذاری های بهداشتی و کنترل شیوع بیماری های مسری تنفسی احتمالی در آینده کمک کند.
کلید واژگان: کووید-19, ماسک, پاسخ بهداشتی, ایرانPayesh, Volume:24 Issue: 1, 2025, PP 127 -138Objective (s)Wearing face mask is an effective public health measure in epidemics, and it could be an important way to prevent the spread of respiratory diseases. The present study was conducted aiming to assess community response to wearing face mask during the COVID-19 pandemic in Iran.
MethodsThis was cross-sectional study. A random sample was selected and examined by from January to February 2023. A self-designed questionnaire was used for online data collection. The data was analyzed using SPSS V.21 software.
ResultsWe received 881 completed questionnaires. Of these 522 (59.3%) were women and 359 (40.7%) were men. The results showed that 97% of the participants used face mask. Difficulty in breathing was the most important reason for not wearing face mask. Pearson's correlation results showed that gender (r=0.091, p=0.001) and education (r=0.055, p=0.021) did not have a strong effect on the use of masks. Although Pearson's correlation findings showed that the probability of contracting COVID-19 increased by reuse of a mask (r=0.055, p=0.05), but this effect was not significant. No significant relationship was observed between the time pattern of changing the mask and contracting Covid-19 (r=0.41, p=0.089).
ConclusionThis study showed that the face mask use during the outbreak of the covid-19 by the Iranian population was promising.
Keywords: COVID-19, Mask, Health Response, Iran -
مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، سال شصت و هفتم شماره 5 (پیاپی 197، آذر و دی 1403)، صص 1503 -1511زمینه و هدف
بیماری پاندمی (عالمگیر) کروناویروس 2019 (COVID-19) یک رویداد تهدید کننده و بالقوه آسیب زا است که باعث ایجاد مشکلات روانشناختی در بین جوامع می شود. تاکنون، مطالعات کمی تاثیر روانی مرگ های ناشی از کووید-19 را بر سلامت روان افراد داغدیده ارزیابی کرده اند. این مطالعه با هدف بررسی سلامت روان افرادی که عزیزان خود را در طی همه گیری کووید-19 در شهر سنندج از دست دادند، انجام شد.
مواد و روش هااین مطالعه مقطعی (توصیفی-تحلیلی) بر روی اعضای خانواده بیماران مبتلا به کووید-19 فوت شده ساکن شهر سنندج در سال های 1399 تا 1340 انجام شد. در مجموع 405 نفر پس از اخذ رضایت آگاهانه، چک لیست علائم 90 (SCL-90) را به صورت بدون نام تکمیل و وارد مطالعه شدند.
یافته هامیانگین (انحراف معیار) سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 31/8 ± 87/39 سال بود. اکثر شرکت کنندگان (76.8٪) علائم خفیف تا متوسط را گزارش کردند، در حالی که 5.4٪ علائم شدید و 17.8٪ هیچ مشکل سلامت روانی را گزارش نکردند. بعد افسردگی در مادران، دختران و خواهران متوفی و درصد اختلال در بعد وسواس فکری اجباری و پارانوئید به ترتیب در زنان و افراد بیکار بیشتر بود.
نتیجه گیرینتایج مطالعه نشان داد که مرگ های ناشی از بیماری کووید-19 بر سلامت روان بستگان تاثیر منفی داشته و با توجه به اثرات روانی احتمالی درازمدت این همه گیری، برنامه ریزی برای بهبود سلامت روان در گروه های آسیب پذیر باید برای دوران پس از کووید-19 در نظر گرفته شود.
کلید واژگان: COVID-19, ایران, کردستان, سلامت روان, بازماندگانBackground and ObjectivesThe pandemic coronavirus disease 2019 (COVID-19) is a threatening and potentially traumatic event, causing psychological problems among communities. So far, few studies have evaluated the psychological impact of COVID-19-related deaths on the mental health of bereaved people. This study aimed to assess the mental health of individuals who lost a loved one during the COVID-19 pandemic in Sanandaj, Iran.
MethodsThis descriptive cross-sectional study was conducted among the family members of the deceased confirmed COVID-19 patients living in Sanandaj, Iran, in 2020 – 2021. A total of 405 participants completed the Symptom Checklist-90 (SCL-90) anonymously after obtaining informed consent and entered the study.
ResultsThe mean age of the participants was 39.87 ± 8.31 years. Most participants (76.8%) reported only mild to moderate symptoms, whereas 5.4% indicated severe symptoms, and 17.8% reported no mental health difficulties. The depression dimension was more prevalent in the mothers, daughters, and sisters of the deceased, and the percentage of disorder in the obsessive-compulsive and paranoid ideation dimensions was more prevalent in women and unemployed people, respectively.
ConclusionsAccording to our results, COVID-19-related death negatively affected the mental health of a relative. Given the pandemic's possible long-term mental health effects, planning to improve mental health in vulnerable groups should be considered for the post-COVID-19 era.
Keywords: COVID-19, Iran, Kurdistan, Mental Health, Survivors -
زمینه و هدف
همه گیری بیماری کووید-19، شوک بزرگی به نظام سلامت کشورها، از جمله ایران وارد کرد. سلامت روان پرستاران که در خط مقدم مبارزه با این ویروس قرار داشتند، تحت تاثیر قرار گرفت. این مطالعه، با هدف بررسی وضعیت سلامت روان پرستاران ایران در طی این همه گیری انجام شد.
مواد و روش هامطالعه حاضر با روش مروری سریع انجام شد. با جستجوی کلیدواژه های فارسی و انگلیسی نظیر سلامت روان، پرستار، کووید-19، Mental Health،Nurse و Covid-19 در پایگاه های اطلاعات علمی مگ ایران و سیویلیکا، پابمد، ساینس دایرکت و پروکوئست مقالات مورد نظر استخراج شدند؛ سپس با توجه به عنوان، چکیده و متن کامل، مقالات مرتبط با اهداف پژوهشی انتخاب شدند.
نتایجبررسی مطالعات منتخب، انواع اختلالات روانی را در میان پرستاران مشغول در بخش های کووید-19 نشان داد. استرس، اضطراب و افسردگی از شایع ترین اختلالات روانی در پرستاران بود. عوامل مختلفی نظیر برخی اطلاعات دموگرافیک و بخش محل خدمت می تواند در علائم منفی سلامت روان تاثیر بگذارد. از آنجا که وضعیت سلامت روان پرستاران بر کیفیت خدمات، تاب آوری و اشتیاق شغلی آن ها تاثیرگذار است، راهکارهای متعددی جهت بهبود وضعیت سلامت روان آنان ارائه شده است.
نتیجه گیرینتایج نشان می دهند که وضعیت سلامت روان پرستاران در سطح مطلوبی نیست و بی توجهی در این زمینه باعث خساراتی در آینده نظام سلامت و اقتصاد آن خواهد داشت؛ در نتیجه پیشنهاد می شود مدیران و سیاست گذاران حوزه سلامت تمهیدات لازم را لحاظ فرمایند.
کلید واژگان: سلامت روان, پرستار, کووید-19, ایرانHospital, Volume:23 Issue: 1, 2025, PP 1 -22Background and purposeThe COVID-19 pandemic has brought a significant shock to healthcare systems worldwide, including Iran. The mental health of nurses, who have been at the forefront of the fight against the virus, has been profoundly impacted. This study aims to examine the mental health status of Iranian nurses during the pandemic.
MethodsThis rapid review was conducted by searching keywords such as "Mental Health," "Nurse," and "COVID-19" in databases including Google Scholar, PubMed, ScienceDirect, ProQuest, Mag Iran, and Civilica. Articles were selected based on their titles, abstracts, and full texts in alignment with the study’s research objectives.
ResultsThe reviewed studies revealed a range of mental health disorders among nurses working in COVID-19 wards, with stress, anxiety, and depression being the most common. Several factors, such as demographic variables and the specific departments where nurses served, were identified as influencing their mental health. Given that the mental health of nurses affects the quality of care, resilience, and job satisfaction, various strategies have been proposed to improve their mental health.
ConclusionThe findings suggest that the mental health status of nurses is not at an optimal level, and neglecting this issue could lead to long-term harm to the healthcare system and its economic stability. It is recommended that healthcare managers and policymakers implement appropriate measures to address this critical concern.
Keywords: Mental Health, Nurse, COVID-19, Iran -
زمینه
هموفیلی A در ایران، به دلیل تعداد قابل توجه و عوارض ناشی از آن، مورد توجه قرار داشته و در منطقه جنوب غربی ایران، چالش مهم مراقبت های بهداشتی است. عوامل متعددی در شیوع و بروز هموفیلی A در جنوب غرب ایران نقش دارند که عبارتند از: استعداد ژنتیکی، ازدواج های فامیلی و دسترسی محدود به خدمات جامع مراقبت های بهداشتی. هدف از انجام این مطالعه، بررسی هاپلوتایپ های شایع هموفیلی A در این منطقه از کشورمان است.
مواد و روش هاداده های پرونده پزشکی بیماران مبتلا به هموفیلی A در بازه زمانی 14 ساله از 1402-1388 در پرسشنامه ای شامل: سن، جنسیت، فرم یا شدت بیماری، بیشترین محل خونریزی، میزان بقا و علت مرگ، محل سکونت، گروه خونی، قومیت، نسبت خانوادگی و نوع جهش وارد شد. شدت بیماری بر اساس نتایج میزان فاکتور 8 بیماران، و نوع جهش بر اساس آزمایش مولکولی و تعیین توالی (تعیین موتاسیون با روش مستقیم یا مطالعه پیوستگی ژنی از جمله VNTR) به دست آمد.
یافته هااز 40 بیمار وارد شده به این تحقیق، 3 بیمار مونث (7/5 درصد) و 37 نفر (92/5 درصد) مذکر بودند. از نظر فرم بیماری، بیشترین میزان را فرم شدید بود. از نظر محل خونریزی در 39 بیمار، بیشترین محل خونریزی در مفاصل و تنها در یک مورد در دستگاه گوارش رویت شد. از نظر موتاسیون و وارونگی ژن ها، تنوع جهش زیاد دیده شد، بیشترین گزارش، وارونگی اینترون 22 بود.
نتیجه گیریشناسایی جهش های ژنتیکی بیماری هموفیلی، به مراقبت های بالینی کمک می کند. علاوه بر آن، آزمایش ژنتیک برای شناسایی ناقلین و تشخیص قبل از تولد، اندیکاسیون دارد.
کلید واژگان: هموفیلی A, هاپلوتایپ, جنوب غربی, ایرانBackgroundHemophilia A has received attention in Iran due to its significant patient population and number of complications and comprises a major healthcare challenge in the southwestern region. Several factors contribute to the prevalence and incidence of hemophilia A in southwestern Iran, including genetic predisposition, consanguineous marriages, and limited access to comprehensive healthcare services. This study aimed to investigate the common haplotypes of hemophilia A in this region of our country.
Materials and MethodsMedical record data of patients with hemophilia A over 14 years from 2009 to 2023 were entered into a questionnaire, including age, gender, form or severity of the disease, the most common bleeding site, survival rate, cause of death, place of residence, blood type, ethnicity, family relationship, and mutation type. The severity of the disease was determined based on the results of the patient's factor VIII levels, and the mutation type was determined based on molecular testing and sequencing (mutation determination by direct method or gene linkage study, including VNTR).
ResultsOf the 40 patients in this study, three were female (7.5%), and 37 were male (92.5%). The most common disease form was severe. In 39 patients, the most common bleeding site was in the joints, and only one case had bleeding in the gastrointestinal tract. A high mutation diversity was observed in gene mutations and inversions; the most reported case was intron-22 gene inversion.
ConclusionIdentifying genetic mutations in hemophilia disease helps promote the clinical care available for these patients. Genetic testing is also indicated for carrier identification and prenatal diagnosis.
Keywords: Hemophilia A, Haplotype, Southwestern, Iran -
مقدمه
امروزه با وجود امکانات وسیع و پیشرفته دندانپزشکی، میزان نارضایتی و شکایت بیماران رو به افزایش نهاده است. برای به دست آوردن اطلاعات دقیق و قابل استفاده برای ارتقاء کیفیت خدمات دندانپزشکی و جلوگیری از صرف هزینه های شکایات، لازم است پژوهش هایی برای بررسی شکایات دندانپزشکی انجام شوند. این مطالعه با هدف تعیین فراوانی و علل شکایت از دندانپزشکان به نظام پزشکی طی سال های 1401-1396 انجام گرفت.
روش بررسیدر این مطالعه مقطعی، داده های موجود استخراج شده و پرونده های شکایت از دندانپزشکان در سازمان نظام پزشکی یزد طی سال های 1401-1396 مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از تکنیک مشاهده و تکمیل چک لیست مربوطه استفاده شد. داده های به دست آمده توسط version 16 SPSS با آزمون کای اسکوئر و ضریب همبستگی اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت. سطح معنی داری در این مطالعه 0/05 در نظر گرفته شد.
نتایجبر اساس نتایج این مطالعه، بیشترین شکایات از دندانپزشکان عمومی و مردان بودند. بیش از نیمی از شاکیان زن بودند. بیشترین شکایات دندانپزشکی به ترتیب مربوط به حیطه های جراحی، درمان ریشه و پروتز بود. دندانپزشکان در 52/9 درصد موارد مقصر شناخته شده بودند.
نتیجه گیریبیشتر شکایات مربوط به نحوه درمان بود. افزایش سطح دانش در مورد نحوه انتخاب بیماران و مدیریت دندانپزشکی برای ارائه دهندگان خدمات دندانپزشکی ضروری است.
کلید واژگان: شکایات, دندانپزشکی, قصور, ایرانJournal of Shaeed Sdoughi University of Medical Sciences Yazd, Volume:32 Issue: 10, 2025, PP 8299 -8307IntroductionCurrently, even with the extensive and advanced resources available in dentistry, patient dissatisfaction and complaints have increasingly become more prevalent. To acquire accurate and practical data for enhancing dental services’ quality and reducing the expenses linked to complaints, research must be performed to explore dental grievances. This research sought to identify the rate and reasons behind complaints made against dentists to the healthcare system from 2017 to 2022.
MethodsThis cross-sectional research entailed gathering existing data and examining complaint records from dentists at the Yazd Medical Council Organization. The information was gathered through observation and by filling out applicable checklists. Subsequently, thedata underwent analysis through SPSS version 16, utilizing with a chi-square test and Spearman correlation. The threshold for statistical significance was established at p≤ 0.05.
ResultsAccording to the results obtained, the majority of complaints were directed towards general dentists, especially males. Over fifty percent of the individuals who filed complaints were female. The most frequent types of dental issues were associated with surgery, endodontic, and prosthetic care. In 52.9 percent of the cases, dentists were deemed guilty, primarily due to complaints related to malpractice.
ConclusionDental practitioners must increase their knowledge regarding case selection and dental management to improve their practice.
Keywords: Complaints, Dentistry, Malpractice, Iran -
زمینه و هدف
هوش معنوی یک عامل قدرت مند در جهت سازگاری با مشکلات و تنش های ناشی از کار در شرایط سخت همچون شغل پرستاری است. این مطالعه مروری با هدف تعیین وضعیت هوش معنوی در پرستاران ایران انجام شد.
مواد و روش هادر این مطالعه مروری سیستماتیک، جستجوی الکترونیک مقالات انگلیسی با استفاده از کلید واژه های Nurse، Spiritual Intelligence، Iran و Hospital در پایگاه های داده Science Direct، Ovid، PubMed، Google Scholar و Scopus و مقالات فارسی با کلید واژه های هوش معنوی، پرستار، ایران و بیمارستان در پایگاه علمی جهاد دانشگاه (Scientific Information Database; SID)، بانک نشریات پرستاری ایران (Iranian Nursing Index; Nindex)، Magiran و Iranmedex در فاصله سال های 2010 تا 2022 انجام شد. استخراج مقالات در سال 2023 انجام شد.
یافته هادر کل 142 مقاله استخراج و در نهایت 30 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. اکثر مطالعات نمرات کلی هوش معنوی پرستاران را در حد متوسط و بالاتر گزارش کرده بودند. هوش معنوی با متغیرهای شایستگی بالینی، کیفیت مراقبت پرستاری، عملکرد پرستاران، هوش هیجانی، خودکارآمدی، سلامت روان، تاب آوری، استرس، اضطراب، افسردگی، فرسودگی شغلی، همدلی، فعالیت بدنی، سلامت عمومی، رفتار اخلاقی، بهزیستی روان شناختی، حمایت از بیمار، رضایت از زندگی، استرس شغلی، استرس ادراک شده، مدیریت استعداد پرستاران و شادکامی ارتباط آماری معنی داری نشان داد (05/0>P).
نتیجه گیریاز آن جایی که هوش معنوی می تواند در ارتقاء کیفی خدمات تاثیرگذار باشد، پیشنهاد می شود سیاست گذاران نظام سلامت برنامه ریزی و آموزش های لازم را جهت بهبود و ارتقاء هوش معنوی انجام دهند.
کلید واژگان: هوش معنوی, پرستار, ایران, مرور سیستماتیکBackground and ObjectivesSpiritual intelligence is a key factor in coping with the challenges and stress that come with working in demanding environments, such as nursing. This study aimed to assess the level of spiritual intelligence among nurses in Iran.
Materials and MethodsIn this systematic review, an electronic search was conducted for English articles using the keywords "Nurse", "Spiritual Intelligence", "Iran", and "Hospital" in the PubMed, Google Scholar, Scopus, ScienceDirect, and Ovid databases. Additionally, Persian articles were searched using the keywords "Spiritual Intelligence", "Nurse", "Iran", and "Hospital" in the academic databases of Jihad University (Scientific Information Database; SID), the Iranian Nursing Publications Index (Iranian Nursing Index; Nindex), Magiran, and Iranmedex, covering the period from 2010 to 2022. Articles were extracted in 2023.
ResultsA total of 142 articles were extracted, and finally, 30 articles were analyzed. Most of the studies reported the general scores of nurses' spiritual intelligence as being in the average or higher range. Spiritual intelligence was found to have a statistically significant relationship with various variables, including clinical competence, quality of nursing care, nursing performance, emotional intelligence, self-efficacy, mental health, resilience, stress, anxiety, depression, burnout, empathy, physical activity, general health, moral behavior, psychological well-being, patient support, life satisfaction, job stress, perceived stress, nurses' talent management, and happiness (p>0.05).
ConclusionSince spiritual intelligence can effectively enhance the quality of services, it is recommended that policymakers in the healthcare system implement necessary planning and training programs to improve and promote spiritual intelligence.
Keywords: Spiritual Intelligence, Nurse, Iran, Systematic Review -
مقدمه
بیش از یک دهه است که با افزایش فوت های ناشی از انواع سرطان ها، این علت به دومین علت فوت ایرانیان تبدیل شده است. در پژوهش حاضر، تغییرات در سطح و الگوی مرگ ناشی از سرطان ها در کشور و تاثیرات آن بر شاخص امید زندگی در بدو تولد مورد بررسی قرار گرفت.
روش هادر این مطالعه، داده های مرگ و میر کل و مرگ و میر ناشی از سرطان ها برای کل کشور بر حسب سن و جنسیت در سال های 1379 و 1398 از مطالعه جهانی بار بیماری ها (Global Burden of Disease یا GBD) در سال 2019 گرفته شد. پس از محاسبه میزان فوت بر حسب سن و جنسیت، با استفاده از تکنیک جدول عمر، امید زندگی در بدو تولد برای همه سنین در سال های 1379 و 1398 محاسبه گردید. سپس با استفاده از تکنیک تجزیه Arriaga، سهم سرطان ها در تغییرات امید زندگی در بدو تولد به دست آمد.
یافته هاسهم سرطان ها از میزان مرگ مردان و زنان کشور در سال 1398 در مقایسه با سال 1379 در همه گروه های سنی و در هر دو جنس افزایش یافته است. سهم مرگ های ناشی از سرطان ها در تغییرات امید زندگی کشور حدود 1/0- گزارش گردید. از بین انواع سرطان ها، هم در بین مردان و هم در میان زنان، سرطان معده (04/0 سال) بیشترین تاثیر مثبت را بر امید زندگی داشت. در هر دو جنس، سرطان ریه یکی از عوامل کاهنده امید زندگی در کشور به ویژه در سنین میانسالی و سالمندی بود.
نتیجه گیریبا توجه به تغییرات ساختار سنی جمعیت در ایران، انتظار می رود که روند افزایش فوت های ناشی از سرطان تداوم داشته باشد. بنابراین، سرطان به عنوان بخشی از بیماری های غیر واگیر، یک مشکل خاص سلامتی در ایران مطرح شده است و در دهه های آینده مشهودتر خواهد شد که باید به صورت همه جانبه مورد توجه قرار گیرد.
کلید واژگان: مرگ و میر, سرطان, امید زندگی, بار جهانی بیماری ها, ایرانBackgroundFor over a decade, cancer has emerged as the second leading cause of death among Iranians, coinciding with a rise in cancer-related fatalities. This study examines the changes in the incidence and patterns of cancer-related deaths in Iran and their impact on life expectancy at birth.
MethodsThis study utilized data on total mortality and cancer-related mortality in Iran, categorized by age and gender, for the years 2000 and 2019, sourced from the Global Burden of Disease (GBD) Study 2019. After age- and sex-specific death rates using the life table technique, life expectancy at birth was determined for all ages in years 2000 and 2019. Subsequently, the Arriaga decomposition technique was employed to assess the contribution of cancer to changes in life expectancy.
FindingsThe proportion of cancer-related deaths among men and women in the country increased from 2000 to 2019 across all age groups and both sexes. For both men and women, the contribution of cancer deaths to changes in life expectancy was approximately -0.1. Among all cancer types, stomach cancer (0/04 year) has had the most favorable impact on life expectancy. Conversely, lung cancer has been a significant factor contributing to reduced life expectancy in Iran, particularly among middle-aged and older individuals.
ConclusionConsidering the changes in the age structure of the population in Iran, it is expected that the trend of rising cancer-related deaths will persist. Therefore, cancer, as a significant component of non-communicable diseases, poses a critical health challenge in Iran and is expected to become increasingly prominent in the coming decades, which should be considered comprehensively.
Keywords: Mortality, Cancer, Life Expectancy, Global Burden Of Disease, Iran -
زمینه و هدف
پرستاران به دلیل بار کاری بالا و محیط کاری پراسترس در معرض سطوح بالایی از فرسودگی شغلی هستند که می تواند کیفیت مراقبت های پرستاری را تحت تاثیر قرار دهد. مراقبت های پرستاری ازدست رفته به مراقبت هایی اطلاق می شود که به طور کامل یا جزئی فراموش شدند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین فرسودگی شغلی و مراقبت های پرستاری ازدست رفته در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسیدر این مطالعه توصیفی تحلیلی، تعداد 194 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران با روش نمونه گیری در دسترس از بهمن سال 1402 تا فروردین سال 1403 مورد پژوهش قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسش نامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و پرسش نامه مراقبت های پرستاری ازدست رفته کالیش استفاده شد. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS نسخه 26 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار و درصد و فراوانی) و آمار تحلیلی (تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، آنوا و تحلیل رگرسیون) انجام شد.
یافته هامیانگین و انحراف معیار نمرات زیرمقیاس های فرسودگی شغلی شامل خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و عدم موفقیت فردی به ترتیب 10/70±32/44، 4/14±18/76 و 7/10±29/91 بود. میانگین و انحراف معیار مراقبت های پرستاری ازدست رفته 2/67±35/78 به دست آمد. نتایج نشان داد بین زیرمقیاس های فرسودگی شغلی و متغیرهای جمعیت شناختی ارتباط معنی داری وجود ندارد (0/05P). بیشترین و کمترین میزان همبستگی به ترتیب مربوط به زیرمقیاس های خستگی عاطفی (001/0>P، 608/0=r) و مسخ شخصیت (r=0/608 ,0/001>P) بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد زیرمقیاس های خستگی عاطفی (0/62=β)، مسخ شخصیت (0/30=β) و عدم موفقیت فردی (0/34=β)، پیش بینی کننده های مثبت و معنی دار مراقبت های پرستاری ازدست رفته هستند (0/001>P).
نتیجه گیریدر این مطالعه ارتباط مستقیم و معنی داری بین مراقبت های پرستاری ازدست رفته و فرسودگی شغلی مشاهده شد. به مدیران پرستاری توصیه می شود جهت کاهش مراقبت های پرستاری ازدست رفته، پیشگیری و کاهش فرسودگی شغلی پرستاران را در اولویت برنامه های خود قرار دهند.
کلید واژگان: مراقبت پرستاری ازدست رفته, فرسودگی شغلی, پرستار, ایرانBackground & AimsNurses often experience high levels of job burnout due to heavy workloads and stressful conditions, which can have a negative effect on the quality of nursing care. This study aims to determine the relationship between job burnout and missed nursing care in nurses from the selected in Tehran, Iran.
Materials & MethodsIn this descriptive-correlational study, 194 nurses of hospitals affiliated to Tehran University of Medical Sciences, were included using a convenience sampling technique from February to April 2024. Data were collected using a demographic form, Maslach burnout inventory (MBI), and Kalisch’s missed nursing care scale. Data were analyzed in SPSS software, version 26 using descriptive statistics (mean, standard deviation, Percentage, and frequency) and inferential statistics (Independent t-test, Pearson correlation test, ANOVA, and regression analysis).
ResultsThe mean scores for the subscales of MBI including emotional exhaustion, depersonalization, and personal accomplishment were 32.44±10.70, 18.76±4.14, and 29.91±7.10, respectively. The mean score of missed nursing care was 35.78±2.67. The results showed no significant difference in job burnout and missed nursing care scores based on demographic variables (P>0.05). No significant relationship was found between job burnout and age or work experience (P>0.05). Pearson correlation test results revealed a significant direct relationship between the subscales of MBI and missed nursing care (P<0.001). The highest and lowest correlations were for the MBI subscales of emotional exhaustion (r=0.608, P<0.001) and depersonalization (r=0.301, P<0.001), respectively. The results of regression analysis showed that emotional exhaustion (β=0.62), depersonalization (β=0.30), and personal accomplishment (β=0.34) were significant predictors of missed nursing care (P<0.001).
ConclusionThere is a significant relationship between missed nursing care and job burnout in nurses. Healthcare authorities are recommended to use appropriate interventions to prevent or reduce nurses’ job burnout in order to reduce the occurrence of missed nursing care and improve patient outcomes.
Keywords: Missed Nursing Care, Job Burnout, Nurse, Iran -
سابقه و هدف
در مطالعه های پیشین اهمیت نقش میکروبیوتا به عنوان یک اکوسیستم در بدن انسان نشان داده شده است. مطالعه های اخیر وجود باکتری در خون افراد سالم را ارائه کرده است. مطالعه ما میکروبیوتای باکتریایی در خون انسان را از طریق توالی یابی ژن 16S rRNA مشخص می کند. این مطالعه با برجسته کردن سویه های رشد یافته در محیط کشت، اهمیت انتخاب روش مطالعه را نشان می دهد.
روش کارمطالعه مورد نظر توصیفی بوده و براساس مطالعه های پیشین انجام شده، 50 نمونه خون از داوطلبان سالم برای این مطالعه جمع آوری شد. در این مطالعه منظور از انسان سالم، فردی است که شرایط زیر را دارا باشد: نبود بیماری های مزمن یا عفونت فعال. نمونه های خون در محیط مایع Brain Heart Infusion (BHI) تحت شرایط کنترل شده کشت داده شدند. DNA از کلنی های به دست آمده استخراج شد. ژن 16S rRNA تکثیر و نتایج تکثیر در هر دو جهت توالی یابی شدند.
یافته هااز 50 نمونه خون (10درصد)، 5 نمونه رشد باکتریایی را نشان دادند. تمامی نمونه های دارای رشد باکتری از بین زنان 43-25 ساله بودند. تجزیه و تحلیل BLAST ایزوله های باکتریایی، وجود استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس (2 عدد) به ترتیب با درصد شباهت 97/7درصد و 97/78درصد، استافیلوکوکوس هومینیس (یک عدد) با 99/05درصد، گونه باسیلوس (یک عدد) با 98/62درصد، و باسیلوس سوبتلیس (یک عدد) با 91/28درصد شباهت را نشان داد (0/05 < P-value). تجزیه و تحلیل آماری (آزمون دقیق فیشر) رابطه معناداری بین سن و سویه های باکتریایی جدا شده نشان نداد.
نتیجه گیریبه نظر می رسد که این روش شناسایی گونه ها می تواند در اهداف تشخیصی مورد استفاده قرار گیرد. تحقیق های بیشتر را توصیه می کند.
کلید واژگان: میکروبیوتای خون, تنوع باکتریایی, ایران, استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس, انتقال خونBackground and AimThe significance of the microbiota as an ecosystem in our bodies has been well established. Recent studies have reported the presence of bacteria in the blood of healthy individuals. Our study aims to characterize the bacterial microbiota in human blood through 16S rRNA region sequencing. This study highlights the importance of method selection by focusing on the strains cultured in growth media.
MethodsThis descriptive study collected 50 blood samples from healthy volunteers, following previous research protocols. In this study, a healthy individual is defined as someone who meets the following criteria: absence of chronic diseases or active infections. Blood samples were cultured in the Brain Heart Infusion (BHI) broth medium under controlled conditions. DNA was extracted from the resulting colonies. The 16S rRNA region was amplified, and amplicons were sequenced in both directions.
ResultsFive out of fifty (10%) blood samples exhibited bacterial growth. All samples with bacterial growth were from females aged 25-43 years. BLAST analysis of the bacterial isolates revealed Staphylococcus epidermidis was identified in two samples with similarity percentages of 97.7% and 97.78%, respectively. Staphylococcus hominis was detected in one sample with a similarity of 99.05%. Additionally, a Bacillus species was found in one sample with a similarity of 98.62%, and Bacillus subtilis was identified in one sample with a similarity of 91.28%. Statistical analysis using Fisher's exact test did not reveal a significant relationship between age and the isolated bacterial strains
(P-value > 0.05).ConclusionIt seems that this species identification method can be used for diagnosis purposes. It recommends further research
Keywords: Blood Microbiota, Bacterial Diversity, Iran, Staphylococcus Epidermidis, Blood Transfusion -
زمینه و هدف
از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد پرستاران و ارائه مراقبت باکیفیت بارکارذهنی است. از این رو مطالعه حاضر باهدف بررسی بارکارذهنی و عوامل موثر بر آن در پرستاران ایرانی انجام شده است.
مواد و روش هااین مطالعه مروری مقالات منتشرشده بین سال های 2014 تا 2023 را از پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Web of Science Scopus, Irandoc, MagIran, و SID به دو زبان فارسی و انگلیسی مورد بررسی قرارداده است. از کلیدواژه های بارکارذهنی، پرستار، ایران در منابع فارسی و nurses, iran وmental work load برای جست وجوی انگلیسی استفاده شد . مطالعات جست وجو شده از طریق فرآیند انتخاب مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت 21 به مطالعه واردشدند.
یافته هاکمترین میانگین بار کار ذهنی پرستاران18/26 ± 63/96 (مقیاس 100-0) و بیشترین 13/2 ± 93/68 بوده است که بار کار ذهنی پرستاران را در سطح متوسط رو به بالا نشان می دهد. بار کار ذهنی با ویژگی های دموگرافیک (سن، جنس، وضعیت تاهل، تحصیلات)، وضعیت و مشکلات سلامتی (نارسایی شناختی ، خستگی مزمن، وضعیت سلامت روان ، مشکلات جسمانی، اختلالات عضلانی و اسکلتی ، شاخص توده بدنی، کارایی ذهنی) و عوامل شغلی (وضعیت استخدامی ، سابقه شغلی، رضایت شغلی، عملکرد شغلی، کنترل شغلی، کیفیت زندگی شغلی ، تعداد بیماران ، کارآمدی ، بخش، حوادث شغلی ، حفظ کرامت انسانی بیماران، نوبت کاری) ارتباط نشان داد.
نتیجه گیریبارکارذهنی پرستاران در سطح نامطلوبی است. جهت پیشگیری از فرسودگی شغلی و ارتقاء کیفیت مراقبت پرستاری ضروری است، مدیران سیستم بهداشتی درمانی در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها عوامل مرتبط با بار کار ذهنی به خصوص عوامل شغلی و وضعیت و مشکلات سلامتی پرستاران را مدنظر داشته باشند و در راستای کاهش بارکارذهنی این قشر تلاش نمایند.
کلید واژگان: بارکارذهنی, پرستار, ایران, مرور سیستماتیکScientific Journal of Nursing, Midwifery and Paramedical Faculty, Volume:10 Issue: 2, 2024, PP 168 -186Background & AimsMental workload is a key factor influencing nurses' performance and the quality of care they provide. Therefore, this study aimed to investigate the mental workload of Iranian nurses and the factors affecting it.
Materials & MethodsThis review study analyzed articles published between 2014 and 2023 from databases such as PubMed, Web of Science, Scopus, Irandoc, MagIran, and SID, in both Persian and English. The keywords used for Persian sources were "mental workload," "nurse," and "Iran," while "nurses," "Iran," and "mental workload" were used for English-language searches. After screening the studies through a selection process, 21 articles were included in the final analysis.
ResultsThe average mental workload of nurses ranged from 63.96 ± 18.26 (on a scale from 0 to 100) to 93.68 ± 13.2, indicating that the mental workload of nurses is generally moderate to high. Factors associated with mental workload included demographic characteristics (age, gender, marital status, education), health conditions (cognitive impairment, chronic fatigue, mental health status, physical health issues, musculoskeletal disorders, body mass index, mental efficiency), and job-related factors (employment status, job history, job satisfaction, job performance, job control, quality of work life, number of patients, work efficiency, department, work accidents, maintenance of patient dignity, and work shifts).
ConclusionNurses' mental workload is at an undesirable level. To prevent burnout and enhance the quality of nursing care, it is crucial for healthcare system managers to consider factors related to mental workload, particularly occupational factors and the health conditions of nurses, when making decisions and planning.
Keywords: Mental Workload, Iranian Nurses, Systematic Review -
زمینه و هدف
تفکر انتقادی در تصمیم گیری های بالینی و ارائه مراقبت با کیفیت بالا نقش مهمی ایفاء می کند و توسعه این مهارت به عنوان یک اولویت در آموزش دانشجویان پرستاری مطرح است. لذا هدف از این مطالعه، مروری بر روش های آموزشی موثر در تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری ایران می باشد.
مواد و روش هااین مطالعه مقالات منتشر شده از سال 1996 تا سال 2023 را از بانک های اطلاعاتیPubMed ,Scopus, MagIran ,SID , google Scholar ,Irandoc, web of science, Science Direct به دو زبان فارسی و انگلیسی، با جستجوی کلمات کلیدی تفکر انتقادی، دانشجویان پرستاری و روش های آموزشی در منابع فارسی و Iran, nursing students, critical thinking, instructional methods در منابع انگلیسی مورد استفاده قرار داد و نهایتا از 186 مطالعه ی واجد شرایط، 15 مقاله به مطالعه وارد شدند.
یافته ها20 درصد مطالعات تاثیر مثبت روش های آموزشی فعال، 26/5 درصد مطالعات تاثیر مثبت رویکرد آموزشی نقشه کشی مفهومی، 13 درصد مطالعات تاثیر روش آموزشی مبتنی بر مورد و 13 درصد مطالعات تاثیرات مثبت آموزش مبتنی بر مسئله را نسبت به روش های معمول آموزشی گزارش کردند.
نتیجه گیریبا توجه به نقش کلیدی دانشکده های پرستاری در توسعه تفکر انتقادی دانشجویان و در راستای تربیت پرستارانی توانمند، پیشنهاد می گردد روش های آموزشی ذکر شده در آموزش تئوری و بالین به طور موثرتری بکار گرفته شود و محققین پرستاری به بررسی تاثیر سایر روش های آموزشی فعال بر ارتقاء تفکر انتقادی بپردارند.
کلید واژگان: تفکر انتقادی, روش های آموزشی, دانشجویان پرستاری, مرور سیستماتیک, ایرانScientific Journal of Nursing, Midwifery and Paramedical Faculty, Volume:10 Issue: 2, 2024, PP 150 -167Background & AimsGiven that critical analysis plays an important role in clinical decision-making and providing high-quality care, this skill is considered a priority in the education of nursing students. The purpose of this study is to review the studies conducted on the relationship between critical thinking and educational methods in nursing in Iran.
Materials & MethodsIn this systematic study, articles published From 1996 till 2023 have been reviewed without time limit from PubMed, Science Direct, Scopus, MagIran, SID, Google Scholar, Irandoc, Web of Science databases, in Persian and English languages. After evaluating the quality of the articles, 15 articles (three English articles and 12 Persian articles) were eligible and included in the study.
ResultsThe results of the results of the findings of the articles showed that 20% of the studies have been investigated. 26.5 percent of the studies showed a positive effect on the conceptual design map, 6.5 percent of the studies showed the effect of the nursing process method on the conceptual design map. Also, 13% of studies have reported the effect of case-based teaching method compared to other teaching methods and 13% of studies have reported the effect of problem-based teaching.
ConclusionThe educational methods of conceptual mapping, based on topics and based on cases, were the most important educational strategies for improving the critical thinking skills of nursing students in Iran
Keywords: Critical Thinking, Educational Methods, Nursing Students, Systematic Review, Iran -
مقدمه و اهداف
بیش از 12 نوع سرطان در تماس با عوامل محیطی و سرطان زاهای شغلی ایجاد می گردند، لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی روند میزان مرگ ومیر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی منتسب به سرطان زاهای شغلی در استان همدان در فاصله سال های 1370 تا 1401 بود.
روش کاردر این مطالعه اکولوژیک برای جمع آوری داده های مورد نیاز از سایت بار جهانی بیماری ها استفاده گردید. روند تغییرات مرگ و میر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی با رگرسیون نقاط اتصال و نرم افزار Join Point Regression مورد بررسی قرار گرفت.
یافته هامیزان سال های عمر از دست رفته (به دلیل مرگ زودرس و ناتوانی) منتسب به سرطان زاهای شغلی در استان همدان از 10/31 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1370 به 23/33 مورد به ازای هر هزار نفر جمعیت در سال 1401 افزایش یافته بود. متوسط تغییرات سالیانه در سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان زاهای شغلی در زنان (3/79) و مردان (2/57) بود. میزان مرگ ومیر از همه علل که به دلیل مواجهه با سرطان زاهای شغلی ایجاد شده بود از 0/31 به ازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1370 به 0/74 به ازای هر صدهزار نفر جمعیت در سال 1401 رسیده بود (میانگین درصد تغییرات سالیانه = 2/78؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 2/68 تا 2/90).
نتیجه گیریبه طورکلی روند میزان مرگ ومیر و سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی ناشی از سرطان زاهای شغلی در استان همدان دارای یک روند افزایشی بود. انجام غربالگری های دوره ای در کارگران شاغل در مشاغل پرخطرتر برای کاهش بار سرطان های شغلی حائز اهمیت است.
کلید واژگان: مرگ و میر, سال های زندگی تعدیل شده با ناتوانی, سرطان زاهای شغلی, همدان, ایرانBackground and ObjectivesMore than 12 types of cancer are caused by contact with environmental factors and occupational carcinogens. Therefore, this study aimed to evaluate the trend of mortality and disability-adjusted life years (DALYs) rates attributed to occupational carcinogens in Hamedan province, Iran, from 1990 to 2021.
MethodsIn this ecological study, the Global Burden of Diseases database was used to collect the required data. The trend of changes in the mortality and disability-adjusted life years rates was examined using joinpoint regression analysis and the Join Point Regression software.
ResultsThe years of life lost (YLLs) due to premature death and disability attributed to occupational carcinogens in Hamadan Province increased from 10.31 per 1,000 population in 1990 to 23.33 per 1,000 population in 2021. The average annual percent change (AAPC) in DALYs was 3.79% for women and 2.57% for men. The all-cause mortality rate attributed to occupational carcinogens rose from 0.31 per 100,000 population in 1990 to 0.74 per 100,000 in 2021 (AAPC = 2.78%; 95% CI: 2.68% to 2.90%).
ConclusionThe trend of mortality and disability-adjusted life years due to occupational carcinogens in Hamadan province had an increasing trend overally. Periodic screenings for workers in high-risk occupations are essential to mitigate the burden of occupational cancers.
Keywords: Mortality, Disability Adjusted Life Years, Occupational Carcinogen, Hamadan, Iran -
مقدمه و اهداف
این مطالعه با هدف مقایسه وضعیت سلامت ایران با کشورهای منطقه مدیترانه شرقی در شاخص های مختلف سلامت انجام شده است.
روش کاراطلاعات مربوط به 27 شاخص سلامت در سال 1402 از سه منبع WHO، EMRO و World Bank جمع آوری شد. سپس در پنج دسته شامل: دسته اول شاخص های مرگ و میر و بیماری، دسته دوم شاخص های عوامل خطر تغذیه و بیماری های غیر واگیر، دسته سوم شاخص های تامین مالی سلامت، دسته چهارم شاخص های مادری و ایمن سازی، و دسته پنجم شاخص های نیروی کار سلامت دسته بندی گردید. در این مطالعه با روش MEREC که روش مبتنی بر اثرات حذف معیارهاست، وزن شاخص ها تعیین گردید. سپس با روش MARCOS که یکی از روش های جدید تصمیم گیری چند معیاره است، رتبه بندی کشورها انجام شد.
یافته هاکشور های قطر، عربستان و امارات بهترین وضعیت را داشتند. ایران در دسته های اول تا پنجم ذکر شده در بخش روش کار به ترتیب رتبه های 8، 6، 7، 4 و 13 را داشت. همچنین در رتبه بندی کلی برای همه ی این شاخص ها، ایران دارای دهمین رتبه در بین کشورهای منطقه بود.
نتیجه گیریبسیاری از محققان و سیاست گذاران وضعیت سلامت در ایران را بر اساس شاخص های سلامت معرفی شده ارزیابی می کنند. با توجه به وضعیت کلی ایران در منطقه مدیترانه شرقی، پیشنهاد می شود که ایران برای ارتقای جایگاه خود در منطقه تلاش مضاعفی داشته باشد.
کلید واژگان: شاخص, سلامت, ایران, منطقه مدیترانه شرقیBackground and ObjectivesThis study aimed to compare the health status of Iran with that of the Eastern Mediterranean Regional Countries in terms of various health indicators.
MethodsThe data from 27 health indicators were collected in 2023 from WHO, EMRO, and the World Bank and then grouped into five categories: mortality and morbidity indicators, nutritional risk factor and non-communicable disease indicators, health financing indicators, maternal and immunization indicators, and health workforce indicators. This study used MEREC, a method that analyzes the effects of deleting criteria, to determine the weighting of the indicators. The countries were then ranked using the MARCOS method, one of the new multi-criteria decision-making methods.
ResultsQatar, Saudi Arabia, and the United Arab Emirates were in the best situation. Iran ranked 8th, 6th, 7th, 4th, and 13th in the first to fifth categories mentioned in the methods. Iran also ranked 10th among the countries in the region in the overall ranking of all these indicators.
ConclusionMany researchers and policymakers evaluate the health status in Iran based on the introduced health indicators. Iran needs to intensify its efforts to strengthen its position in the Eastern Mediterranean region, considering its overall circumstances.
Keywords: Indicator, Health, Iran, Eastern Mediterranean Region -
مقدمه و اهداف
سرطان روده بزرگ یکی از شایع ترین سرطان ها در جهان و ایران است. مطالعات اپیدمیولوژیک برای بررسی روند این بیماری در جامعه ضروری است. هدف از انجام این مطالعه، توصیف بروز و روند ابتلا به سرطان روده بزرگ در یک دوره 13 ساله در شهرستان های شاهرود و میامی می باشد.
روش کارداده های این مطالعه از برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت در دانشگاه علوم پزشکی شاهرود شامل بیماران ساکن در شهرستان های شاهرود و میامی به دست آمد. میزان بروز استاندارد شده بر حسب سن و جنس محاسبه شد و روند 13 ساله طی سال های 1389 تا 1401 با استفاده از رگرسیون Join point و همراه با درصد تغییرات سالانه محاسبه گردید.
یافته هابه طور کلی تعداد 543 مورد سرطان روده بزرگ در شهرستان های شاهرود و میامی در این دوره 13 ساله (1401-1389) ثبت شده که شامل: 280 نفر (51/6 درصد) مرد و 263 نفر (48/4 درصد) زن بود. بیشترین موارد ثبت شده این سرطان مربوط به سال 1400 با تعداد 54 مورد بود. متوسط میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان روده بزرگ در این دوره ، 17/6 در 100,000 نفر بود. میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان روده بزرگ در مردان و زنان به ترتیب برابر با 18/4 (20/6-16/2 :CI 95%) و 16/8 (18/9-14/8 :CI 95%) بود. تغییرات سالانه میزان بروز استاندارد شده در طی این دوره، 2/33 درصد با فاصله اطمینان (4/87-0/13 :CI 0/95) بود، که گویای افزایش نسبی بروز این سرطان در دوره مورد بررسی می باشد.
نتیجه گیریدر شهرستان های شاهرود و میامی، میزان بروز سرطان روده بزرگ، 17/6 در 100,000 نفر بوده و طی 13 سال دوره مورد بررسی افزایش نسبی داشته است.
کلید واژگان: سرطان روده بزرگ, اپیدمیولوژی, بروز, روند, ایرانBackground and ObjectivesColorectal cancer is considered as one of the most common cancers in the world and Iran. Epidemiological studies are necessary to evaluate the trend of this disease in society. This study aimed to describe the incidence and trend of colorectal cancer in 13 years in Shahroud and Meyami districts, Iran.
MethodsThe data were obtained from the population-based cancer registry system at Shahroud University of Medical Sciences, including patients in Shahroud and Meyami districts. The standardized incidence rate (ASR) was calculated based on age and gender, and the 13-year trend from 2010 to 2022 was calculated using joinpoint regression along with the percentage of annual changes.
ResultsIn general, 543 cases of colorectal cancer were recorded from 2010 to 2022, including 280 (51.6%) males and 263 (48.4%) females. The most recorded cases of this cancer were in 2021 with 54 cases. The Age-standardized mean incidence rate of colorectal cancer in this period was 17.6 per 100,000 people. The ASR of colorectal cancer in males and females was 18.4 (95%CI: 16.2 - 20.6) and 16.8 (95% CI: 14.8 - 18.9), respectively. The annual percent change of ASR during the study period was 2.33% (95% CI: 0.13 – 4.87), indicating an increasing trend.
ConclusionIn the Shahroud and Meyami districts, the incidence rate of colorectal cancer was 17.6 per 100,000 people and has increased relatively over the 13-year study period.
Keywords: Colorectal Neoplasms, Epidemiology, Incidence, Trend, Iran -
پیش زمینه و هدف
در دنیای امروز، سلامت روان به عنوان یکی از ارکان اساسی بهبود کیفیت زندگی و توانمندی های فردی شناخته می شود. برنامه های آموزشی کارشناسی ارشد روان پرستاری در کشورهای مختلف، به ویژه در ایران و آمریکا، باهدف تربیت پرستاران متخصص در این حوزه طراحی شده اند. این مقاله به بررسی و مقایسه تطبیقی برنامه آموزشی دوره کارشناسی ارشد روان پرستاری ایران و دانشگاه ییل آمریکا می پردازد.
مواد و روش کاراین مطالعه توصیفی مقایسه ای در سال 1403 انجام شد. داده ها با استفاده از مدل بردی در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجوشی و مقایسه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. برنامه آموزشی کارشناسی ارشد روان پرستاری در دانشگاه ییل و ایران ازنظر پذیرش، فلسفه، ماموریت، محتوای دوره و ارزشیابی، تحلیل و نقاط قوت و ضعف موردبررسی قرار گرفت. این روش امکان شناسایی تفاوت ها و شباهت های کلیدی در ساختار و محتوای برنامه های آموزشی را فراهم کرد و به ارائه پیشنهاد هایی برای بهبود کیفیت آموزش روان پرستاری در ایران کمک نمود.
یافته هایافته ها نشان داد که برنامه های کارشناسی ارشد روان پرستاری در دانشگاه ییل آمریکا و ایران ازنظر فلسفه، رسالت و اهداف آموزشی تفاوت های قابل توجهی دارند. درحالی که برنامه های ییل بر پژوهش و درمان های مبتنی بر شواهد تاکید دارند، فلسفه و ماموریت برنامه ایران بیشتر بر ارائه خدمات بالینی مستقیم و پاسخ به نیازهای بومی تمرکز دارد. در ایران، دروس بیشتر متناسب با شرایط محلی طراحی شده و به تربیت پرستاران با مهارت های عملی و انسانی توجه می شود. شرایط پذیرش نیز در هر دو کشور متفاوت است، به طوری که در ییل معیارهای گوناگون مانند نمره آزمون سوابق تحصیلات تکمیلی و تجربه کاری لحاظ می شود، درحالی که در ایران پذیرش معمولا تنها به معدل و آزمون ورودی محدود می شود. همچنین، دروس تخصصی روان پرستاری در ییل به مداخلات پیشرفته و پیچیده متمرکز است، درحالی که ایران بر روان درمانی فردی و گروهی تاکید بیشتری دارد. درنهایت، روش های ارزیابی در هر دو کشور شامل امتحانات کتبی و ارزیابی های بالینی است، اما در ییل تاکید بیشتری بر ارزیابی های مبتنی بر شواهد و پروژه های تحقیقاتی وجود دارد.
بحث و نتیجه گیریبه منظور ارتقا کیفیت برنامه کارشناسی ارشد روان پرستاری ایران و تربیت روان پرستاران ماهر جهت افزایش کیفیت خدمت رسانی، ضروری است که به تفاوت های این برنامه با کارشناسی ارشد روان پرستاری دانشگاه ییل آمریکا توجه شده و بازنگری در شیوه های آموزشی به صورت تاکید بر ارزیابی های مبتنی بر شواهد و پروژه های تحقیقاتی و تمرکز دروس تخصصی روان پرستاری بر مداخلات پیشرفته صورت گیرد. این تغییرات می تواند ارتقای سطح آموزش روان پرستاری و بهبود خدمات سلامت روان در جامعه ایرانی را به دنبال داشته باشد.
کلید واژگان: مطالعه تطبیقی, برنامه آموزشی, ایران, روان پرستاری, دانشگاه ییلBackground & AimMental health is an essential basis for improving the quality of life and individual abilities in today's world. Master's degree programs in psychiatry in different countries, especially in Iran and the United States, are designed to train specialist nurses in this field. This article examines and compares the educational programs for the master's degree in psychiatric nursing in Iran and Yale University in the United States.
Materials & MethodsThis comparative descriptive study was conducted in 2024. The data were analyzed using the Bereday model in four stages: description, interpretation, juxtaposition, and comparison. The psychiatric nursing programs at Yale University and Iran University were evaluated in terms of admission criteria, philosophy, mission, course content, evaluation methods, analysis, and strengths and weaknesses. This method identified vital differences and similarities in the structure and content of educational programs and helped suggest improvements to the quality of psychiatric nursing education in Iran.
ResultsThe study revealed significant differences between the Master of Science in Psychiatric Nursing programs at Yale University and those in Iran. Yale emphasizes evidence-based research, while Iran focuses on direct clinical services and indigenous needs. In Iran, nursing courses emphasize practical skills and humanistic approaches based on local conditions. Admission criteria differ; Yale considers GRE scores and work experience, while Iran typically relies on average scores from entrance exams. Specialized psychiatric nursing courses at Yale emphasize advanced interventions, while those in Iran focus on individual and group psychotherapy. Both countries use written exams and clinical assessments; however, Yale places greater emphasis on evidence-based evaluation methods and research projects.
ConclusionTo improve the quality of the Iranian Psychiatric Nursing Program and train skilled psychiatric nurses who can enhance service quality, it is essential to pay attention to the differences between this program and that of Yale University. Additionally, revising teaching practices with an emphasis on evidence-based evaluations, research projects, and a focus on advanced interventions within specialized psychiatric nursing courses is crucial. These changes can significantly improve psychiatric nursing education as well as mental health services within Iranian society.
Keywords: Comparative Study, Curriculum, Iran, Psychiatric Nursing, Yale University
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.