فهرست مطالب

  • پیاپی 52 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فریده حسین ثابت، فرحناز جوبانیان، کیومرث فرحبخش صفحات 5-23
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش روان شناسی مثبت نگر بر تاب آوری و کنترل خشم انجام شد. این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح آزمایشی پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهر یزد در سال تحصیلی 1392-1391 تشکیل می دادند که از میان آن ها، به روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی چند مرحله ای، 24 دانش آموز که دارای تاب آوری پایین و پرخاشگری متوسط و بالا بودند انتخاب و به طور مساوی و تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایگزین شدند. در گروه آزمایش 12 جلسه آموزش روان شناسی مثبت نگر اجرا شد در حالی که شرکت کنندگان گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکردند. ابزارهای به کار برده شده برای سنجش متغیرهای پژوهش عبارت بودند از: مقیاس تاب آوری کونور-دیویدسون و مقیاس ابراز صفت-حالت خشم. اداده ها پس از جمع آوری با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس بیانگر معناداری نقش روان شناسی مثبت نگر بر افزایش تاب آوری و کنترل خشم بود. بر اساس این یافته ها می توان گفت که آموزش روان شناسی مثبت نگر با تاکید بر تقویت هیجانهای مثبت و درک توانمندی ها، در افزایش تاب آوری دانش آموزان موثر است. همچنین این آموزش با استفاده از روش تجسم و تجربه ذهنی خشم و بخشایش به افراد کمک می کند تا خشم خود را کنترل کرده و هیجان مثبتی را جایگزین آن نماید.
    کلیدواژگان: روان شناسی مثبت نگر، تاب آوری، کنترل خشم
  • ثمر جلدکار، محمود نجفی، نعمت الله ستوده صفحات 23-37
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش نظریه انتخاب به شیوه گروهی بر افزایش انعطاف پذیری و رضایت زناشویی بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل نابرابر بود. جامعه شامل کلیه زنان متاهل مراجعه کننده به کانون بانوان شهر گرمسار بود. تعداد 12 زوج با استفاده از نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه و با در نظر گرفتن ملاک های ورود وخروج انتخاب و در دو گروه آزمایش وکنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در طی هشت جلسه مداخله گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب را دریافت کرد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ و انعطاف پذیری شاکری بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب بر انعطاف پذیری زوجین تاثیر مثبت داشته است (01/، p<69/8 F=) همچنین آموزش گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب منجر به افزایش رضایت زنا شویی زوجین شد (01/، p<68/16F=). با توجه به یافته ها، می توان از آموزش نظریه انتخاب به شیوه گروهی برای افزایش رضایت زناشویی، بهبود روابط زناشویی وکاهش تعارضات استفاده کرد و از این طریق از کشمکش های زناشویی پیشگیری کرد.
    کلیدواژگان: نظریه انتخاب، آموزش گروهی، انعطاف پذیری، رضایت زناشویی
  • فاطمه ساکی زادی، کیانوش زهراکار، باقر ثنایی ذاکر، مجید احمدی صفحات 37-51
    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زناشویی بر اساس مدل گاتمن بر شادمانی زناشویی بود. این مطالعه یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل کلیه مادران دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر دورود در سال تحصیلی92-91 بود که از این بین 30 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ایانتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایش طی ده جلسه، مهارت های زناشویی بر اساس مدل گاتمن آموزش داده شد درحالی که گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. هر دو گروه، قبل و بعد از ارائه آموزش، مقیاس شادمان زناشویی (MHS) را تکمیل کردند. در نهایت، داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافت ها نشان داد که آموزش مهارت های زناشویی بر اساس مدل گاتمن موجب افزایش معنی دار شادمانی زناشویی در شرکت کنندگان گروه آزمایش شده بود، در حالی که این افزایش در گروه گواه مشاهده نشد. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های زناشویی گاتمن باعث افزایش شادمانی زناشویی شده است.
    کلیدواژگان: مهارت های زناشویی، گاتمن، شادمانی زناشویی
  • مجتبی سلم آبادی، سید محمد کلانتر کوشه، عبدالله شفیع آبادی صفحات 51-73
    پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل سازگاری زناشویی با توجه به سبک زندگی اسلامی و کمال گرایی معلمان دوره متوسطه بیرجند انجام شد. این پژوهش یک مطالعه غیرآزمایشی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) است. نمونه پژوهش حاضر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایاز بین معلمان دوره متوسطه شهرستان بیرجند (150 مرد و 150 زن) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از آزمون سازگاری زناشویی لاک-لاواس (LWMAT)، فرم کوتاه آزمون سبک زندگی اسلامی کاویانی (ILST)، و مقیاس کمال گرایی چندبعدی تهران (TMPS) جمع آوری و با استفاده از شیوه تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد سبک زندگی اسلامی تاثیر مستقیم و مثبت بر سازگاری زناشویی داشته است، همچنین کمال گرایی تاثیر مستقیم و منفی بر سازگاری زناشویی داشته است اما بین سبک زندگی اسلامی و کمال گرایی رابطه معنی داری وجود ندارد. همچنین نتایج نشان داد که با اصلاحات انجام شده، مدل فرضی از تبیین و برازش مناسبی برخوردار است. بر اساس یافته های پژوهش می توان ادعا نمود با پیاده سازی سبک زندگی اسلامی در زندگی زناشویی، سازگاری زناشویی مناسبی برای زوجین و افراد خانواده ایجاد می شود.
    کلیدواژگان: سازگاری زناشویی، سبک زندگی اسلامی، کمال گرایی
  • منا قریشی، سالار فرامرزی صفحات 73-91
    پژوهش حاضر با هدف تبیین تفاوت ابعاد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان دبیرستانی در گونه های مختلف خانواده بر اساس مدل فرایند و محتوای خانواده انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی و از نوع پس رویدادی بود. به این منظور از میان دانش آموزان پایه دوم و سوم دوره متوسطه شهر شیراز 308 (186دختر، 122 پسر) دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس های خودگزارشی فرایند و محتوای خانواده (فرم فرزندان) و راهبردهای انگیزشی یادگیری که روایی و اعتبار آنها تایید شده، استفاده گردید. داده های بدست آمده با آزمون تحلیل واریانس یک متغیره و چند متغیره تجزیه تحلیل شد. نتایج نشان داد که راهبردهای شناختی در گونه های سالم و غیر سالم دارای تفاوت معنادار است. در حالی که تفاوت در خودتنظیمی ناشی از تفاوت گونه سالم با غیر سالم، مشکل دار محتوایی و مشکل دار فرایندی است. نبا توجه به نتایج بدست آمده می توان گفت که در گونه های مختلف خانواده بکارگیری ابعاد راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در میان دانش آموزان تفاوت وجود دارد و به روان شناسان مدرسه و مشاوران توصیه می شود که این موضوع را در مشاوره با دانش آموزان مورد توجه قرار دهند.
    کلیدواژگان: راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، فرایند خانواده، گونه های خانواده، محتوای خانواده
  • آتوسا کلانتر هرمزی، جواد بیژنی، ناهید حسینی نژاد صفحات 91-108
    پژوهش حاضر با هدف اثربخشی گروه درمانی شناختی -رفتاری بر خودکارامدی و عزت نفس مردان متاهل مبتلا به سوء مصرف مواد انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش مردان متاهل مبتلا به سوءمصرف مواد بستری در کمپ های ترک اعتیاد شهر شیراز در طول تابستان و پاییز سال1393 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 مرد متاهل مبتلا به سوءمصرف مواد انتخاب شدند. از پرسشنامه خودکارامدی جروسالم وشوارز (1992) و عزت نفس کوپر اسمیت (1967) به عنوان پیش آزمون-پس آزمون در این پژوهش استفاده شد و داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده ها حاکی از آن است که درمان شناختی رفتاری گروهی بر افزایش خودکارامدی و عزت نفس مردان متاهل مبتلا به سوءمصرف مواد موثر بوده و بین دو گروه تفاوت معناداری وجود داشته است. با توجه به نتایج این پژوهش گروه درمانی شناختی رفتاری، خودکارامدی و عزت نفس در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد را افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: درمان شناختی رفتاری، خودکارامدی، عزت نفس، سوءمصرف مواد
  • محمد نریمانی، رباب بخشایش صفحات 108-123
    هدف پژوهش حاضر اثر بخشی آموزش پذیرش _ تعهد بر بهزیستی روانشناختی، هیجانی و رضایت زناشویی زوجین در معرض طلاق است. روش این پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری کلیه متقاضیان (زن یا مرد) مراجعه کننده به دادگاه های شهر اردبیل می باشد که از فروردین 93 لغایت شهریور 93 به منظور انجام طلاق به یکی از شعب دادگاه های شهر اردبیل مراجعه کردند. حجم نمونه این پژوهش40 نفر (20 نفر برای هر گروه) که به شیوه در دسترس انتخاب شد و آنها به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس بهزیستی هیجانی، مقیاس بهزیستی روانشناختی و پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ استفاده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش پذیرش- تعهد بر بهبود بهزیستی روان شناختی، هیجانی و رضایت زناشویی موثر است. بطور کلی، آموزش پذیرش تعهد بجای نادیده گرفتن هیجانات و تجارب درونی، برعکس، با گرایش دادن فرد به سوی آگاه شدن از احساسات، تجارب درونی و هیجانی و پذیرش آنها و استفاده بجا و متناسب از آنها، با خود و تجارب درونی اش و در نتیجه با موقعیت ها و تعاملاتش ارتباط مناسبی برقرار کند و با نگاهی تازه آنها را تجربه کند. این موضوع می تواند باعث احساس فاعلی بهزیستی هیجانی و روانشناختی و نهایتا موجب افزایش رضایت ارتباطی زناشویی فرد شود.
    کلیدواژگان: بهزیستی روانشناختی، بهزیستی هیجانی، رضایت زناشویی، طلاق
|
  • Pages 5-23
    The Purpose of present study was to examine the effectiveness of positive psychology based training on resiliency and anger control on high school students in Yazd city. In this research we used experimental design with pretest-posttest and control group. Statistical community contained students who were studying in first class of high school in Yazd in 1391-1392. Multi-stage cluster random sampling was used and 24 students with low resiliency and high anger score were chosen and placed in control and experimental groups randomly and equally. Experimental group were taught based on positive psychology during 12 sessions. We used Connor and Davidson resilience and trait –state questionnaire. Covariance analysis used for data analysis. Results showed that positive psychology training was effective on resilience and anger control and its some subscales. Positive psychology training with reinforcement of positive emotions and perception of abilities can increase resiliency. Also, this training with using of subjective experience and forgiveness helps for anger control and replacement of anger with positive emotions.
    Keywords: Positive psychology, resilience, anger contro
  • Pages 23-37
    The purpose of this research was to investigate the effectiveness of group education based on choice theory on increasing flexibility and marital satisfaction. The research design was a quasi-experimental design with pretest-posttest with control group. The population consisted of all married women referring to Women Association in Garmsar. 12 couples were selected and assigned into two experimental and control groups with available sampling and voluntary, and with regard to entry and exit criteria. The experimental group received eight sessions of choice theory-based intervention and control group received no intervention. The research tools included Enrich Marital Satisfaction Questionnaire and Flexibility Questionnaire. The data were analyzed with multi-variate analysis of covariance. The results showed that group education based on choice theory has had positive effects on the flexibility in couples (F=8.69, P<.01). Also, group education based on choice theory lead to increase marital satisfaction in couples (F=16.68, P<. 01). According to these results, group education based on choice theory can be used for increasing marital satisfaction, improving marital relationships, and decreasing conflicts and preventing couples’ struggles.
    Keywords: choice theory, group education, flexibility, marital satisfaction
  • Pages 37-51
    The purpose of this study was to determine the effectiveness of martial skills training based on Guttmann model on the marital happiness of couples in Doroud city. Research method was Quasi-experimental with pre-test and post-test design and a control group. The population of the study consisted of all mothers of high school girl students in 2011-2012 in Doroud city. The sample size included 30 persons selected through a multi-stage cluster sampling and then put into control and experimental groups. To collect data, marital happiness scale (MHS) was utilized as the research tool. Data were analyzed by using covariance analysis with SPSS software. Based on the findings, it was revealed that marital skills learning increase the happiness of marital life.
    Keywords: marital skills, Guttmann, marital happiness
  • Pages 51-73
    The present research was performed to Design the Marital Adjustment Model with due attention to Islamic life Style and Perfectionism in High School Teachers in Birjand. The method of research was non experimental and structural equation Modeling (SEM). A sample of 300 teachers from Birjand city was selected through random cluster sampling (150 male and 150 female). The tools included: Locke-Wallace Marital Adjustment Test (LWMAT) Kaviani’s Islamic life Style Test (ILST), Tehran Multi Phase Perfectionism Scale (TMPS). Descriptive statistical methods including calculation of mean, standard deviation and path analysis inferential statistics indexes were used. The hypothetical model was tested through path analysis by using the Amos software The Islamic life style has had a direct and positive effect on marital adjustment, and Perfectionism has also had a direct and negative effect on marital adjustment. But there is no meaningful relation between Islamic life style and Perfectionism. The results showed that the model, after modification, the model fitness indexes enjoyed a desirable status..
    Keywords: Marital Adjustment, Islamic life Style, Perfectionism
  • Pages 73-91
    The purpose of this study was done to explain the difference between dimensions of self-regulatory learning strategies in high-school students in different family types based on family process and content model. The research method was descriptive and post event. For this reason multistage cluster sampling was selected between second and third of 308 (186 female, 122 male) high-school students in Shiraz. The information was collected from self-report family process scale and self-report family content scale (children form) and motivated strategies for learning questionnaire were used that their validity and reliability has been confirmed. The obtained data were analyzed by ANOVA & MANOVA. The results showed that cognitive strategies have significant difference in healthy family and unhealthy family. Also results showed that there is difference in self- regulatory learning strategies among students in different family types. And is recommended to school psychologists and counselors that this issue should be considered in consultation with the student.
    Keywords: Family content, Family process, Family types, Self, regulatory Learning Strategies
  • Pages 91-108
    The purpose of present research was to investigate the effectiveness of cognitive-behavioral group therapy on self-efficacy and self-esteem in substance-abusing spouses. The method of this research was quasi-experimental method by using a pretest-posttest design with a control group. The statistical population for this study included substance-abusing spouses hospitalized in addiction-treatment centers of Shiraz during summer and autumn 2014. Accordingly, 30 individuals suffering from substance-abuse were selected by using availability sampling. The Coppersmith Self-esteem Inventory (CSEI) and self-efficacy questionnaire were employed in this research as the pre- / post-test, and data were analyzed by using ANCOVA (analysis of covariance) method. The results of data analysis suggested that cognitive-behavioral group therapy is useful for increasing self-efficacy and self-esteem in substance-abusing spouses, and that there is a significant difference between two groups. Based on the findings of this research, cognitive-behavioral group therapy enhances self-efficacy and self-esteem in individuals suffering from substance-abuse.
    Keywords: Cognitive, behavioral therapy, self, efficacy, self, esteem, Substance abuse
  • Pages 108-123
    The purpose of this present study is the effectiveness of acceptance/commitment training on psychological well-being, emotional and marital satisfaction. The method of this experimental study is pretest-posttest with the control group. Population was the all of the applicants (male or female) as the ones who referred to the city branches Court from April 2014 to September 2014 in Ardabil in order to divorce. 40 patients (20 patients per group) were selected by the available method and they were replaced randomly in both experimental and control group. Data were collected by emotional well-being scale, psychological well-being scale and Enrich Marital Satisfaction Questionnaires. For analyzing the data, we used multivariate ANCOVA (MANCOVA). The results of this study showed that acceptance/commitment training on psychological, emotional well-being and marital satisfaction is effective. In general, individual goes towards the awareness of feelings, inner experiences and accepting them and the suitable using of them by acceptance/commitment training instead of ignoring emotions and individual experiences. This study can create subjective (psychological) emotional well-being and consequently it causes to increase marital satisfaction.
    Keywords: psychological well, being, emotional well, being, marital satisfaction, divorce