فهرست مطالب

  • پیاپی 59 (بهار 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/02/01
  • تعداد عناوین: 11
|
  • میثم فروزنده، محمدرضا بیگدلی، مهدی رهنما صفحات 7-15
    زمینه و هدف
    مطالعات پایه و بالینی نشان می دهد که تولید رادیکال های آزاد یکی از مهمترین عواملی است که منجر به سکته به دنبال آسیب مغزی می شود. مرزنجوش گیاهی سرشار از ترکیبات آنتی اکسیدانی می باشد. به همین دلیل در این مطالعه اثر مرزنجوش بر حجم آسیب بافتی و نقص های نورولوژیک مورد بررسی قرار گرفت.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به 5 گروه 7 تایی تقسیم شدند، مورد استفاده قرار گرفت. گروه اول ( شاهد درمان) با آب مقطر و سه گروه آزمایشی، با عصاره هیدروالکلی مرزنجوش (دوزهای50، 75 و 100 میلی گرم بر کیلوگرم) به صورت خوراکی توسط گاواژ و به مدت 30 روز تیمار شدند. سپس این گروه ها 2 ساعت بعد از آخرین گاواژ، به مدت 60 دقیقه تحت انسداد شریان مغزی میانی (MCAO) قرار گرفتند و به مدت 24 ساعت خونرسانی مجدد صورت گرفت. بعد از 24 ساعت حجم آسیب بافتی و نقص های نورولوژیک در آنها مورد بررسی قرار گرفت. گروه پنجم، شاهد جراحی (شم) که تیمار و القای ایسکمی در آنها صورت نگرفت.
    یافته ها
    داده های حاصل از مطالعه نشان داد که عصاره هیدروالکلی مرزنجوش سبب کاهش نقص های نورولوژیک و حجم آسیب بافتی مغز در هر سه دوز 50، 75 و100 میلی گرم برکیلوگرم، در مقایسه با گروه شاهد درمان، گردید (p<0.05).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد مرزنجوش به دلیل کاهش حجم آسیب بافتی و نقص های نورولوژیک، بتواند اثر حفاظتی در برابر آسیب های ناشی از ایسکمی مغزی اعمال کند
    کلیدواژگان: مرزنجوش، آسیب بافتی، نقص های نورولوژیک، سکته ی مغزی
  • مرتضی جبارپور بنیادی، صبا احمدپور نظم، سیمین تقوی، فرزام عجمیان صفحات 16-22
    زمینه و هدف
    سقط مکرر جنین در 1 الی 3 درصد خانم هایی که قصد دارند صاحب فرزند شوند، رخ می دهد. ترومبوفیلی از علل مستعدکننده سقط مکرر است. فاکتور XIII در انتهای آبشار انعقادی وجود دارد که سبب پایداری لخته می شود. شایع ترین پلی مورفیسم ژنG103T ،FXIII بوده که باعث تغییر فعالیت فاکتور XIII می شود.
    روش کار
    70 بیمار با سابقه حداقل 2 بار سقط و 50 خانم بدون سابقه سقط و حداقل 1 تولد زنده به عنوان گروه کنترل از شمالغرب کشور مورد بررسی قرارگرفته اند. استخراج DNA به روش نمک اشباع از لوکوسیت ها صورت گرفت. برای بررسی پلی مورفیسم مورد نظر از واکنش زنجیره ای پلیمراز و همچنین تکنیک PCR-RFLP استفاده شد. بعد از تکثیر ناحیه موردنظر، از آنزیم محدودالاثرDdeI جهت تمایز دو آلل G و T استفاده گردید. به منظور تجزیه و تحلیل آماری از برنامه کای مربع استفاده شد.
    یافته ها
    از گروه بیمار 2 نفر (2.85%) دارای ژنوتیپ هموزیگوت (TT) بودند، در صورتیکه درگروه کنترل ژنوتیپ هموزیگوت (TT) مشاهده نشد (p>0.05). همچنین 19 نفر (27.1%) از گروه بیمار و 13 نفر (26%) از گروه کنترل دارای ژنوتیپ هترو(GT) بودند (p>0.05). بین این دوگروه تفاوت معنی داری از نظر آماری برای پلی مورفیسم G103Tمشاهده نگردید.
    نتیجه گیری
    پلی مورفیسم ژن FXIII احتمالا از طریق اختلال در سیستم انعقادی سبب سقط جنین می شود. بررسی جهش G103T در بیماران مبتلا به سقط مکرر در جمعیت های دیگر توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سقط مکرر، ترومبوفیلی، فاکتورXIII
  • سید ابراهیم حسینی، زهرا ضیاء صفحات 23-31
    زمینه و هدف
    اثرات ناهنجاری زای امواج الکترومغناطیس بر فرایندهای مختلف رشد و نمو باعث بروز نگرانی های بسیاری درارتباط با اثرات زیانبار امواج تلفن همراه بر سلامت انسان شده است. لذا این مطالعه با هدف بررسی اثرات امواج موبایل بر میزان استروژن، پروژسترون، FSH، LH و سلولهای دودمانی جنسی زاده های ماده بالغ موشهای بارداری که تحت تاثیر این امواج قرار گرفته اند، انجام گرفت.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی از 24 سر موش صحرایی ماده باردار که به 3 گروه کنترل، شاهد و تجربی تقسیم شدند، استفاده گردید. گروه کنترل تحت هیچ موجی قرار نگرفتند و گروه تجربی از ابتدای بارداری به مدت 14 روز و روزانه به میزان 4 ساعت در معرض امواج تلفن همراه قرار داده شدند. گروه شاهد همین مدت در مجاورت تلفن همراه روشن بدون مکالمه قرار گرفتند. پس از زایمان و بعد از بلوغ به طور تصادفی10 سر از فرزندان ماده گروه های مختلف جدا و پس از خون گیری، میزان هورمون های جنسی اندازه گیری گردید و با جداسازی تخمدانها انواع فولیکولهای تخمدانی شمارش و نتایج با آزمون های ANOVA و t مستقل آنالیز گردید. معناداری اختلاف داده ها در سطح 0.05>p در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که قرار گرفتن مادران باردار در معرض امواج تلفن همراه باعث افزایش معنادار حجم و وزن تحمدانها و فولیکولهای آترزی شده در سطح 0.05>p می شود، در حالی که تاثیر معناداری بر تعداد فولیکولهای اولیه، ثانویه، آنترال، پریموردیال، گراف، جسم زرد و هورمونهای جنسی ندارد.
    نتیجه گیری
    قرار گرفتن مادران باردار در معرص امواج تلفن همراه باعث افزایش حجم، وزن و فولیکولهای آترزی شده تخمدان فرزندان میشود
    کلیدواژگان: همراه، استروژن، پروژسترون، FSH، LH، فولیکول، موش صحرایی
  • زهرا کیاسالاری، مهرداد روغنی، توراندخت بلوچ نژاد، اطهر عبدالرزاق نژاد صفحات 32-40
    زمینه و هدف
    صرع لب گیجگاهی با آپوپتوز نورونی همراه میباشد. کورکومین دارای اثر آنتی اکسیدانی و ضد تشنجی میباشد، لذا هدف این بررسی تعیین نقش مسیر Bax و Bcl2 در اثربخشی کورکومین در موشهای صحرایی صرعی بود.
    روش کار
    28 موش صحرایی به چهار گروه شم، شم پیش تیمار شده با کورکومین، صرعی (کاینات) و صرعی پیش تیمارشده با کورکومین تقسیم شدند. برای صرعی نمودن حیوانات از تزریق داخل هیپوکامپی اسید کاینیک استفاده شد. کورکومین به میزان 100 میلی گرم بر کیلوگرم تجویز شد. در پایان کار، رنگ آمیزی نیسل و ایمونوهیستوشیمی Bax و Bcl2 در مورد برشهای هیپوکامپ انجام شد و داده ها با استفاده از دو آزمون آماری آنووای یکطرفه و تی تست غیر مزدوج آنالیز شدند و سطح معنی دار p<0.05 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    القاء صرع یک رفتار تشنجی شدید را به همراه داشت و تجویز کورکومین باعث کاهش معنی دار شدت حملات تشنج شد (p<0.01)، در رنگ آمیزی نیسل تفاوت معنی دار بین گروه ها از نظر تعداد نورون در ناحیه CA3 مشاهده نشد. در گروه صرعی، تعداد نسبتا زیاد از نورون های Bax مثبت در این ناحیه مشاهده شد و پیش تیمار گروه کاینات با کورکومین موجب کاهش معنی دار تعداد این نورون ها گردید (p<0.05). در گروه صرعی تعداد متوسطی از نورون های Bcl2 مثبت مشاهده شد و پیش تیمار با کورکومین موجب افزایش معنی دار تعداد این نورون ها گردید (p<0.05).
    نتیجه گیری
    پیش تیمار موشهای صرعی شده با کورکومین دارای خاصیت ضدتشنجی بوده، موجب کاهش پروتئین پیش برنده آپوپتوز Bax شده و پروتئین آنتی آپوپتوتیک Bcl2 را افزایش داد که این بطور کلی در جهت کاهش آپوپتوز نورونی عمل خواهد نمود.
    کلیدواژگان: کورکومین، صرع لب گیجگاهی، تشنج، اسید کاینیک، هیپوکمپ، آپوپتوز، Bax، Bcl2
  • فرهاد صالح زاده، مرتضی اسلامی صفحات 41-52
    زمینه و هدف
    تب مدیترانه ای فامیلی (FMF) یک بیماری خودالتهابی و عودکننده است که الگوی توارثی اتوزومال مغلوب دارد. علایم این بیماری میتواند در بیش از 80 درصد در دهه اول زندگیبروز کند. هدف از مطالعه حاضر معرفی FMF به عنوان یک بیماری شایع با ویژگی های خاص در این منطقه است.
    روش کار
    این مطالعه از نوع مطالعه توصیفی میباشد. در این مطالعه اطلاعات پرونده 422 بیمار که بر اساس معیارهای تل- هاشومر مبتلا به FMF بودند، مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت 403 بیمار وارد مطالعه شدند. اطلاعات بیماران در فرم های طراحی شده محقق وارد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS-20 و با استفاده از روش های آمار توصیفی صورت گرفت.
    یافته ها
    در این مطالعه 175 بیمار مونث (%43.4 ) و 228 بیمار مذکر ( %56.6) بودند. میانگین سنی بیماران 21/03 سال بود. در بررسی علایم بالینی درد شکم در %93.3 و تب در %88.1 بیماران دیده شد. درد شکم مهمترین شکایت بیماران بود (%49.6 ). میانگین فاصله بین حملات 36.5±29.6 روز و میانگین مدت زمان طول هر حمله درد 43.3±34.5 ساعت بود. %15.1بیماران سابقه فامیلی مثبت بیماری و %12.7بیماران سابقه جراحی، آپاندکتومی را ذکر کردند. در %52.3 از بیماران تاخیر تشخیصی بیشتر از سه سال وجود داشت، آنالیز ژنی در 239 نفر ازبیماران انجام شده بود و %21.33 بدون جهش، %39.7 هتروزیگوت مرکب، %25.52هتروزیگوت و %13.38هموزیگوت بودند. ژنوتیپ M694V/V726A (%10.46) و موتاسیونهای M694V (%20.9) و V726A (%12.7) بیشترین فراوانی را داشتند. شایعترین ژنوتیپ در مردان M694V-V726 (%12.7) و در زنان M694V/M694V (%10.4) بود. در بیماران با شکایت درد شکم ژنوتیپ M694V/V726A (%12.5)، با شکایت تب ژنوتیپ M680I/V726A (%13.9) و با درد سینه ژنوتیپهای V726A/M694V و R761H/M694V با %16.7 دیده شد و ژنوتیپ M694V/M694V (%33.3) با شکایت درد مفصل شایعتر بودند. ضایعه پوستی باد سرخ مانند فقط در دو بیمار وجود داشت.
    نتیجه گیری
    شایعترین سن تظاهر بیماری دهه اول زندگی بود. M694V شایعترین جهش در بین بیماران و M694V-V726A شایعترین ژنوتیپ مرکب بود. موتاسیون ژنتیکی در این مطالعه بیشتر شبیه نژاد عرب بود. هرچند ضایعه پوستی شبه باد سرخ در این بیماران شایع نبود. کرایتریای بالینی هنوز بهترین روش برای تشخیص بیماری است.
    کلیدواژگان: تب مدیترانه ای فامیلی، FMF، ژن MEFV، ایران
  • مهدی فراموشی، رامین امیر ساسان، وحید ساری صراف وحید، پوران کریمی صفحات 53-64
    زمینه و هدف
    دیابت نوع دو، یک اختلال متابولیکی توام با مقاومت انسولینی سلول های کل بدن است و پنجمین عامل مرگ و میر در جهان به شمار میرود. از طرفی سازگاری با ارتفاع مرگ و میر ناشی از برخی بیماری های مزمن را کاهش میدهد، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر ارتفاع متناوب شبیه سازی شده بر شاخص های متابولیک، هماتولوژیک و عملکرد کبدی موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی، تعداد 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (وزن اولیه 20±220 گرم) به طور تصادفی در سه گروه 8 تایی: گروه کنترل سالم ( (NC، n=8 ، گروه کنترل دیابتی (D، n=8) (دریافت کننده 37mg/kg استرپتوزوتوسین بعداز 2 هفته تغذیه با غذای چرب) و گروه دیابتی+ هیپوکسی (D+H،n=8) شامل دیابتی های تیمار شده در شرایط هیپوکسی متناوب (14% معادل فشار اکسیژن 106میلیمتر جیوه و مشابه ارتفاع 3400 متر و به مدت هشت هفته) تقسیم شدند سپس شاخص های دیابتی، خونی و متابولیسم لیپیدی و نیز آنزیم های کبدی آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) و آلانین آمینو ترانسفراز در خون محیطی رت ها اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که هیپوکسی متناوب، سطح سرمی کلسترول تام، LDL VLDL،و تری گلیسیرید را بطور معنی داری نسبت به گروه کنترل دیابتی کاهش داده است. همچنین قرار گرفتن در معرض هیپوکسی متوسط متناوب موجب کاهش معنی دار در سطح گلوکز ناشتا و شاخص مقاومت انسولینی HOMA-IR و ALT شد (p<0.05)؛ اما تغییر معنی داری در شاخص حساسیت به انسولین ((QUICKI و AST ( p=0.28 ) در بین دو گروه دیابتی دیده نشد. همچنین میزان هموگلوبین و هماتوکریت در گروه دیابتی هیپوکسی نسبت به گروه کنترل دیابتی افزایش معنی دار نشان داد، اما تفاوت شمارش گلبول های قرمز بین گروه کنترل دیابتی و هیپوکسی دیابتی معنی دار نبود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج بدست آمده به نظر می رسد که هیپوکسی متناوب (مشابه استقرار در ارتفاعات بطور مزمن و متناوب) با افزایش ظرفیت ساخت هموگلوبین، کاهش مقاومت انسولینی و نیز بهبود وضعیت کبدی می تواند در کنترل دیابت نوع دو موثر واقع شود
    کلیدواژگان: ارتفاع، گلوکز خون، هماتولوژی، موش صحرایی، دیابت نوع دو
  • امیرعباس رشیدی، پیراسته نوروزی، حمید کلالیان مقدم، مهدی خاکساری، مهدی باقری صفحات 65-73
    زمینه و هدف
    دیابت ملیتوس با ایجاد استرس اکسیداتیو، آسیبهای متابولیسمی متعددی در بیضه ها ایجاد میکند. ریشه کودزو یک ساپونین و ایزو فلاونین میباشد که به عنوان یک ماده با خواص آنتی اکسیدانی و ضد دیابت شناخته میشود. این مطالعه با هدف پیشگیری از عوارض اکسیداتیو ناشی از دیابت با به کارگیری داروی کودزو انجام گرفت.
    روش کار
    در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار، به طور تصادفی انتخاب و به چهار گروه: 1) کنترل، 2) دیابتی، 3) دیابتی تیمارشده با کودزو (100mg/kg ) و 4) دیابتی تیمار شده با کودزو (50mg/kg ) تقسیم شدند.دیابت با تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین بادوز 55mg/kg القا گردید. یک هفته پس از تزریق استرپتوزوتوسین، تیمار با کودزو با دوز 100،50mg/kgبه مدت پنج هفته بصورت گاواژ انجام شد. آسیبهای بیضه ای بوسیله رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین مشخص شده و فاکتورهای بیوشیمیایی و هورمونی خون مورد سنجش قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد که دیابت باعث افزایش قند خون و کاهش سلولهای اسپرماتوگونی، سرتولی، روند اسپرماتوژنز و نیزکاهش تعداد اسپرم و فعالیت اسپرم گردیده است (0.001 p=). در نمونه های تیمارشده با کودزو این عوارض بهبود یافته، کاهش قند خون، همچنین افزایش در تعداد و تحرک اسپرم، سلو لهای رده اسپر م ساز نیز مشاهده گردید. به علاوه قطر لوله اسپرم ساز افزایش یافت ( p=0.001)
    کلیدواژگان: دیابت، کودزو، اسپرماتوژنز، بیضه
  • مریم فلاح، سجاد بشرپور، ابوالفضل باقری صفحات 74-84
    زمینه و هدف
    یکی از دشواری های خانواده و جامعه دندانپزشکان، به ویژه دندانپزشکانی که با کودکان سر و کار دارند، مسئله درد و ترس کودکان از درمانهای دندانپزشکی است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی روش های حساسیت زدایی منظم و انحراف توجه بر کاهش ترس و شدت درد در کودکان دارای مشکلات دندانپزشکی می باشد.
    روش کار
    روش این مطالعه شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی با گروه کنترل بود. بدین منظور 45 کودک دارای مشکلات دندانپزشکی مراجعه کننده به کلینیک دندانپزشکی اردبیل به بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و در سه گروه 15 نفری، حساسیت زدایی منظم (n=15)، انحراف توجه (15 n=) و گروه کنترل (15 n=) جایگزین شدند، سپس هر سه گروه به زمینه یابی ترس دندانی، مقیاس عددی درد به عنوان پیش آزمون پاسخ دادند. سپس روش های درمان حساسیت زدایی منظم و انحراف توجه بر روی گروه های آزمایشی اجرا گردید. پس از اتمام درمان هر سه گروه به زمینه یابی ترس دندانی و مقیاس عددی درد به عنوان پس آزمون پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. p کمتر از 0.05 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نشان داد که تفاوت معناداری بین نمرات پس آزمون سه گروه حساسیت زدایی منظم، انحراف توجه و گروه کنترل در درد (F=192/27 ، P=0.001) و ترس دندانی ( F=178/36 ،P<0.001) وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبیLSD نیز نشان داد که در کاهش درد، روش حساسیت زدایی منظم و در کاهش ترس دندانی، انحراف توجه اثربخشی بیشتری داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعات نشان می دهد که میتوان از مداخلات روان شناختی حساسیت زدایی منظم و انحراف توجه برای کاهش مشکلات ترس و درد در کلینیک های دندانپزشکی کودکان استفاده کرد
    کلیدواژگان: حساسیت زدایی منظم، انحراف توجه، درد، ترس دندان، دندانپزشکی کودکان
  • علیرضا محمد زاده، فرشاد توفیقی، محمدحسن پور، خاطره عیسی زاده فر صفحات 85-94
    زمینه و هدف
    آریتمی های قلبی بعد از عمل جراحی بای پس قلبی یکی از شایع ترین عوارض عمل جراحی قلب می باشد؛ که خود می تواند عوارض دیگری ایجاد کند. تاثیر سطح سرمی منیزیوم، درمان هیپومنیزیومی و تجویز منیزیوم پروفیلاکسی در ایجاد و پیشگیری این آریتمی ها موردبحث است و اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی اثر تجویز منیزیوم در کاهش آریتمی های قلبی بعد از جراحی بای پس قلبی است.
    روش کار
    طی این مطالعه کار آزمایی بالینی 140 بیمار کاندید جراحی بای پس قلبی وارد مطالعه شدند. بر اساس سطح خونی منیزیوم اولیه به دو گروه هیپومنیزیوم و نرمومنیزیوم تقسیم شدند.گروه هیپومنیزیوم با دریافت منیزیوم به سطح خونی نرمال رسید. هر دو گروه با سطح خونی نرمال جراحی شدند. بعد از جراحی هر دو گروه به صورت تصادفی به دو زیرگروه تقسیم شده و به یک زیرگروه 2گرم سولفات منیزیوم تزریق و زیرگروه بعد پلاسبو دریافت کرد. زیرگروه ها به مدت 3 روز از نظر رخداد آریتمی ها در بخش مراقبت های ویژه جراحی قلب باز تحت نظر بودند. سپس داده های حاصل با آزمون های آماری مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از آن بود که ایجاد آریتمی در هیچ یک از زیرگروه ها با هم دیگر تفاوت معناداری نداشت ( P>0.05). همچنین ایجاد آریتمی ها با سطح خونی منیزیوم در هیچ یک از روزها ارتباط معناداری نداشت ( P>0.05).
    نتیجه گیری
    سطح خونی منیزیوم و تجویز منیزیوم در کاهش آریتمی های بعد از جراحی بای پس قلبی نقشی ندارد. بیشترین میزان بروز آریتمی در گروه هیپومنیزیومی و بدون دریافت پروفیلاکسی در روز سوم بعد از عمل بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود
    کلیدواژگان: جراحی بای پس قلبی، منیزیوم، آریتمی، هیپومنیزیومی
  • امیر عزیزی، جواد محمدی صفحات 95-104
    زمینه و هدف
    افسردگی و استرس ادراک شده از جمله علایم شایع در اختلال سندرم روده تحریک پذیر به شمار می آیند. در دهه اخیر رفتار درمانی دیالکتیکی به عنوان یکی از درمان های موثر در درمان بسیاری از اختلالات معرفی شده است. به همین منظور هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی گروهی بر استرس ادراک شده و افسردگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر است.
    روش کار
    پژوهش حاضر از نوع آزمایشی (طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و انتساب تصادفی) می باشد. نمونه آماری پژوهش، شامل 30 بیمار مبتلاء به سندرم روده تحریک پذیر بود که از میان کلیه بیمارانی که در سال 1393 به مراکز درمانی شهر تبریز مراجعه کرده بودند و پس از مصاحبه، دریافت ملاک های تشخیصی Rome-III و تکمیل پرسشنامه استرس ادراک شده و افسردگی بک، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس (15 نفر برای هر گروه) انتخاب شده و به طور تصادفی در گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. بعد از اتمام دوره 8 جلسه ای رفتار درمانی دیالکتیکی در گروه آزمایشی، مجددا پرسشنامه ها در دو گروه اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS v.20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی در کاهش استرس ادرک شده (P=0/004 ،F=9/91) و افسردگی ( P=0/005 ،F=9/60) بیماران مبتلا به روده تحریک پذیر در گروه آزمایشی به طور معناداری موثر بوده است؛ به طوری که پس از انجام مداخله، میانگین نمرات استرس ادراک شده و افسردگی کاهش یافتند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که رفتار درمانی دیالکتیکی در کاهش استرس ادراک شده و افسردگی بیماران مبتلاء به سندرم روده تحریک پذیر موثر می باشد. بنابراین می توان با اجرای آن به بهبود علائم استرس ادراک شده و افسردگی افراد مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر کمک کرد.
    کلیدواژگان: درمان رفتاری، دیالکتیک، استرس، افسردگی، روده تحریک پذیر
  • سهیلا مولایی، عبدالحسین دلیمی، مهدی محبعلی، ذبیح الله زارعی، بهنام محمدی قلعه بین، بهناز آخوندی، امر الله آذرم صفحات 105-115
    زمینه و هدف
    لیشمانیازیس احشایی از مهمترین بیماری های زئونوز کشور ایران بشمار می آید. این بیماری در سگ های مناطق شمال غرب و جنوب کشور گزارش شده است. در این مناطق علاوه برآلودگی سگ های ولگرد، سگ های خانگی به ظاهر سالم می توانند بدون نشان دادن علایم آلوده شوند. هدف این مطالعه بررسی لیشمانیوز احشایی در سگ های خانگی فاقد علایم بالینی و مقایسه آنها با سگ های دارای علایم در شهرستان مشکین شهر بوده است.
    روش کار
    : این مطالعه از نوع توصیفی – مقطعی و طی سالهای 93-1391 انجام گرفت. مجموعا از تعداد 110 قلاده سگ خانگی اعم از واجد علائم(24 قلاده) و یا فاقد علائم بیماری(86 قلاده)، نمونه سرم گرفته شد و با روش DAT (آزمایش آگلوتیناسیون مستقیم) مورد آزمایش قرار گرفت. سپس این سگ ها در طی چهار دوره شش ماهه از نظر تیتر آنتی بادی، علایم بیماری و پارازیتولوژی مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت بر روی 10قلاده ( 41.6%) از سگهای واجد علایم و 15 قلاده ( 17.4%) از سگهای فاقد علایم ، کالبدگشایی انجام و از بافت طحال آنها اسمیر تهیه و کشت نیز داده شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج حاصله، از 24 قلاده سگ های دارای علایم بالینی ، تعداد 20 مورد ( 83.3%) و از 86 قلاده سگ فاقد علایم 16 مورد ( 18.6%) با آزمایش DAT مثبت بودند. نتایج اسمیر و کشت در 100% سگ های دارای علایم بالینی و 60% سگ های فاقد علایم بالینی مثبت بود. از نتایج بسیار جالب و قابل توجه این مطالعه این بود که سگهای فاقد علایم آنتی بادی منفی( 13.4%)، از نظرپارازیتولوژی مثبت شدند.
    نتیجه گیری
    سگ های فاقد علائم همانند سگهای علامت دار قادر به نگهداری عفونت لیشمانیا اینفانتوم بوده و میتوانند در برقراری چرخه انتقال بیماری در مناطق اندمیک، نقش داشته باشند.در مطالعه حاضر تعدادی از سگ های دارای علایم از نظر آنتی بادی ضد لیشمانیا منفی بوده ولی از نظر پارازیتولوژی مثبت نشان دادند. از طرفی تعدادی از سگ های فاقد علایم و با تیترآنتی بادی منفی، از نظر پارازیتولوژی مثبت نشان دادند. با توجه به این نتایج با وجود موثر بودن تست سرولوژیکی DAT در تشخیص آلودگی سگ های بدون علامت و اهمیت آن در اجرای برنامه های کنترل لیشمانیوز احشایی، این تست به تنهایی نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد و در مناطق اندمیک بایستی تیتر آنتی بادی با مقادیر بسیار کم نیز، مورد توجه قرار گیرد وطی بازه زمانی حد اقل یکساله مورد بررسی قرار گیرد و یا از تست های دیگر جهت تشخیص کمک گرفته شود
    کلیدواژگان: لیشمانیوز احشایی، سگ، آزمایش آگلوتیناسیون مستقیم، مشکین شهر
|
  • Meysam Foroozandeh, Mohammadreza Bigdeli, Mehdi Rahnema Pages 7-15
    Background and Objectives
    Basic and clinical studies have shown that the production of free radicals was one of the main factors leading to the injury after stroke. In this study we investigated the effect of hydroalcoholic extracts of Origanum vulgare on infarct volume and neurological deficits in a rat stroke model.
    Methods
    In this experimental study 35 male Wistar rats were randomly divided into 5 groups, each containing 7 animals. First group (control) received distilled water, while other three treatment groups received oral Origanum vulgare extract by gavage for 30 days (50, 75 and 100 mg/kg/day, respectively). These groups were subjected to 60 min middle cerebral artery occlusion 2 hours after the last dose of Origanum extracts and followed by 24 hrs reperfusion. After 24 hrs, the infarct volume and neurologic deficits were evaluated in the groups. Sham operated groups (n=7) did not receive Marjoram and brain ischemia.
    Results
    The hydroalcoholic extract of Origanum reduced the infarct volume and neurologic deficits in all treatment groups compared to control group.
    Conclusion
    It seems that Origanum vulgare extract can exert the neuroprotective effect against stroke damage by reducing infarct volume and neurological disorders.
    Keywords: Origanum vulgare, Infarct Volume, Neurological Deficits, Stroke
  • Morteza Bonyadi, Saba Ahmadpournazm, Simin Taghavi, Farzam Ajamian Pages 16-22
    Background and Objectives
    Recurrent miscarriage (RM) occurs in 1–3% of couples attempting to bear children. Thrombophilia is one of the suspected causes of recurrent miscarriage. The factor XIII makes the clot stable at the end of coagulation cascade. The polymorphism G103T of factor XIII gene is the most common polymorphism that affects F XIII activity. We aimed to study the possible association of FXIII gene polymorphism (V34L) with recurrent miscarriage among patients in Northwest of Iran.
    Methods
    The study groups consisted of 70 patients with two or more consecutive miscarriages. The control group included 50 women with at least two successful deliveries and no history of pregnancy loss. DNA from both groups analyzed for carrying mutation of FXIII by PCR-RFLP. The test used for statistical analyze.
    Results
    Two patients (%2.85) in the case group were homozygote (TT) for 34 Leu mutation whereas no homozygote (TT) was found in control group (p>0.05). 19 patients (%27.1) in the case group and 13 women (%26) in the control group were found to be heterozygote for G103T polymorphism (p>0.05). No significant difference was observed between patients with RPL and healthy women for G103T mutation.
    Conclusion
    No statistically difference was observed between case and control group.
    Keywords: Recurrent Miscarriage, Thrombophilia, F XIII
  • Ebrahim Hosseini, Zahra Zia Pages 23-31
    Background and Objectives
    The teratogenic effects of electromagnetic radiation on different processes of growth caused many concerns related to the harmful effects of cell-phone radiation on human health. Therefore, the aim of this study was to investigate the effects of cell-phone radiation on estrogen, progesterone, FSH and LH hormones together with dynastic sexual cells of adult female offspring of pregnant rats affected by these radiations.
    Methods
    In this experimental study, 24 pregnant female rats divided into 3 groups including the control, sham and experimental groups were used. The control group received no radiation and the experimental group was exposed to cell-phone radiation at the beginning of pregnancy (4 hours daily for 14 days). The control group was exposed around turning-on cell-phone without conversation over the same period. After giving birth and after maturity, 10 female offsprings of different groups separated and after phlebotomizing, sexual hormones levels was measured and by separating the ovaries, ovarian follicles species were counted. The results analyzed using ANOVA and T tests. Differences in statistical analysis of data were considered significant at p
    Results
    The results showed that the pregnant female exposure to cell-phone radiation caused significant increase in the size and weight of the ovaries and atresic follicles (p
    Conclusion
    Exposure to cell-phone radiations caused increase in the size, weight and atresic follicles of offspring’s ovaries in pregnant females
    Keywords: Cell, Phone, Estrogen, Progesterone, FSH, LH, Follicle, Rat
  • Zahra Kiasalari, Mehrdad Roghani, Tourandokht Baluchnejadmojarad, Athar Abdolrazaghnezhad Pages 32-40
    Background and Objectives
    Temporal lobe epilepsy is associated with neuronal apoptosis. Curcumin has antioxidant and anticonvulsant activities, therefore this study was conducted to assess involvement of Bax and Bcl2 in protective effect of curcumin in epileptic rats.
    Methods
    28 rats were divided into sham, curcumin-pretreated sham, epileptic (kainate), and curcumin-pretreated epileptic groups. Experimental model of epilepsy was induced by intrahippocampal administration of kainic acid. Rats received curcumin at a dose of 100 mg/kg. Finally, Nissl staining and Bax and Bcl2 immunohistochemistry were conducted on hippocampal sections and data were analyzed using one-way ANOVA and unpaired t-test. The p-value less than 0.05was considered statistically significant.
    Results
    Induction of epilepsy was followed by a significant seizure and curcumin pretreatment significantly reduced seizure intensity (p
    Conclusion
    Curcumin pretreatment exhibits anticonvulsant activity in epileptic rats. It also decreases the expression of pro-apoptotic protein Bax and significantly enhances the expression of anti-apoptotic protein Bcl2 and hence could reduce neuronal apoptosis.
    Keywords: Curcumin, Temporal Lobe Epilepsy, Seizure, Kainic Acid, Hippocampus, Apoptosis, Bcl2, Bax
  • Farhad Salehzadeh, Morteza Eslami Pages 41-52
    Background and Objectives
    FMF is an auto-inflammatory and hereditary periodic disorder. The symptoms can occur in more than 80% during the first decade of life. With regard to high prevalence of FMF in northwest of Iran, this study was conducted to introduce especial features of FMF in this area.
    Methods
    This is a descriptive study performed on 403 patients with diagnosis of FMF according to the Tel-Hashomer criteria. Information obtained from patient's file and entered in the questionnaire. Data analyzed by SPSS v20 using simple descriptive statistical analysis.
    Results
    In this study 228 (56.6%) patients were male, and the mean age of patients was 21.03 years. The common symptoms were abdominal pain in 93.3% and fever in 88.1% of patients. Abdominal pain was the main complaint(49.6%), the average duration of pain was 43.3±34.5 hours and the average attack-free period was 36.5±29.6 days. 15.1% of patients had positive family history and 12.7% had history of appendectomy. Delayed diagnosis was more than three years in 52.3% of patients. Genetic analysis has been done in 239 patients in which 21.33% had no mutations, 39.7% were compound heterozygous genotype, 25.52% heterozygote and 13.38% had compound homozygous mutations. The most common mutations were M694V/V726A (10.46%) and the most common alleles were M694V (20.9%) and V726A (12.7%). The M694V-V726A genotype (12.7%) was the most common combined mutations in male and the common mutations in female was M694V/M694V (10.4%). Among the patients with abdominal pain M694V/V726A (12.5%) was more common. The genotypes of M680I/V726A (13.9%), M694/V726A and M694V/R761H (16.7%) and the M694V/M694V (33.3%) had the common mutations in patients with fever, chest pain and joint symptoms respectively.
    Conclusion
    First decade is usual age to presentation of FMF. M694V is the most common mutation and M694V-V726A is the common compound heterozygous mutation. MEFV mutations in this study are similar to Arabs results. It seems that clinical criteria still are the best way in diagnosis of FMF in spite of the fact that erysipelas like skin rash is not common as a clinical criteria in this area
    Keywords: Familial Mediterranean fever, MEFV Gene, FMF, Iran
  • Mehdi Faramoushi, Ramin Amir Sasan, Sari Sarraf Vahid, Pouran Karimi Pages 53-64
    Background and Objectives
    Type II diabetes is a metabolic disorder accompanied with insulin resistance of the whole body cells and is considered be the fifth cause of death in the world. Adaptation to altitude can lead to tolerance to many diseases. Therefore, the aim of this study was to determine the effect of simulated intermittent altitude on the metabolic and hematologic parameters and liver function in streptozotocin induced diabetic rats.
    Methods
    In the current experimental study, twenty four male Wistar rats weighing 220±20 gr were randomly divided into three groups; normal control group (NC, n=8), diabetic control group (D, n=8) received fat diet for 2 weeks then were injected with streptozotocin (37 mg/kg) and diabetic蜪棆 group (D, n=8) including diabetic rat exposed to chronic intermittent hypoxia (PiO2≈106 mm Hg, simulated altitude≈3400 m, 14% oxygen for 8 weeks). Diabetic, hematologic and lipid parameters as well as ALT and AST activities were measured in peripheral blood.
    Results
    Our findings showed that intermittent hypoxia significantly decreased serum total cholesterol, LDL ,VLDL and triglyceride in D group compared to D group (p
    Conclusion
    Based on resultant data, it seems that intermittent exposure to hypoxia (simulated to chronic and intermittent lodgement in altitude) can be used to control of type 2 diabetes by increasing hemoglobin, decreasing insulin resistance and improving liver function as well as lipid parameters.
    Keywords: Altitude, Blood Glucose, Hematology, Wistar Rats, Type II Diabetes
  • Amirabbas Rashidi, Piraste Norouzi, Hamid Kalalianmoghaddam, Mehdi Khaksari, Mehdi Bagheri Pages 65-73
    Background and Objectives
    Diabetes mellitus mediated by oxidative stress, creates serious metabolic disorders in testis. Kudzu root with an isoflavonin and saponin contents is often used as antidiabetic and antioxidant. This study aimed at preventing the oxidative effects of diabetes using Kudzu root.
    Methods
    In this study, 32 male Wistar rats were randomly selected and divided into four groups: control, diabetic and diabetic rats treated with Kudzu 50 and100 mg/kg. Diabetes was induced by intraperitoneal injection of 55mg/kg streptozocin. One week after injection, the rats started to receive Kudzu at the doses of 50 and 100 mg/kg for five weeks by gavage. Testicular damage was examined by using hematoxylin-eosin staining protocol. Hormonal and blood biochemical factors were measured.
    Results
    The results of this study showed that diabetes causes a high blood sugar levels and reduces the spermatogonia and Sertoli cells with decreased spermatogenesis,sperm count and function. These effects were improved in the treatment groups. Decrease in blood sugar and increase in the number and motility of sperm cells and spermatogonic cells were also observed together with enhanced seminiferous tubule diameter and lower basement membrane thickness.
    Conclusion
    Kudzu with the ability to reduce blood sugar, improves diabetic-induced testicular damage and can have a therapeutic role in diabetes.v
    Keywords: Diabetes, Kudzu, Spermatogenesis, Testicular
  • Maryam Fallah, Sajjad Basharpoor, Aboulfazl Bagheri Pages 74-84
    Background and Objectives
    One of the difficulties of community of dentists, especially dentists dealing with children, is the pain and fear of dental treatment. The purpose of this study was to investigate the effectiveness of systematic desensitization and distraction on reducing fear and pain in children with dental problems.
    Methods
    This is a quasi-experimental study designed with pretest-posttest multi groups according to control group. For this purpose, 45 children with dental problems referred to the dental clinic of Ardabil was selected and divided into three groups of 15 people: systematic desensitization (n=15), distraction (n=15) and control group (n=15). All of three groups answered to dental fears survey and numeric scale of pain as pre-test. Then, the therapeutic method of systematic desensitization and distraction was performed on two experimental groups. After completion of the treatments, three groups answered to dental fear survey and numeric scale of pain. Multivariate analysis of covariance was used for the analysis of the data.
    Results
    The results showed a significant difference in the score of post-test between three groups in pain (F=197.27; p
    Conclusion
    The results of this study indicate that psychological interventions of distracting and systematic desensitization can be used to reduce fear and pain at pediatric clinics.
    Keywords: Systematic Desensitization, Distraction, Pain, Dental Fear, Children Dentistry
  • Alireza Mohammadzadeh, Farshad Tofigi, Hasanpour Hasanpour, Khatere Isazadehfar Pages 85-94
    Background and Objectives
    Cardiac arrhythmia after CABG surgery is a common complication which results in other side effects. Therapeutic effect of prophylactic magnesium administration is controversial and there are many different ideas in this case. The aim of this study was to evaluate the therapeutic effects of magnesium in reducing cardiac arrhythmia after CABG.
    Methods
    The clinical trial enrolled 140 patients undergoing CABG. Based on the initial blood levels of magnesium, patients were divided into two groups, one group with low serum magnesium and the other group with normal one. The low serum magnesium group treated with magnesium preoperatively and had normal serum magnesium level before operation. Postoperatively, both groups were randomly divided into two sub-groups, one receiving 2 gr. of magnesium sulfate and the other group received placebo. Both groups monitored for occurrence of arrhythmia in the ICU – OH for 3 days. Data were analyzed with statistical methods. P value of
    Results
    The results showed that the occurrence of arrhythmia in any of the sub-groups was not significantly different from each other (p> 0.05). There was no significant relationship between blood levels of magnesium and arrhythmia at different days (p> 0.05).
    Conclusions
    Blood level of magnesium and prophylactic magnesium administration have not effect on reducing arrhythmia after CABG surgery. The highest incidence of arrhythmias happened in the hypomagnesium group without prophylaxis on the third day after surgery, but this difference was not statistically significant.
    Keywords: CABG Surgery, Magnesium, Arrhythmia, Hypomagnesaemia
  • Amir Azizi, Javad Mohamadi Pages 95-104
    Background and Objectives
    Depression and perceived stress are considered among the most common symptoms of irritable bowel syndrome. Dialectical behavior therapy was presented as one of the most effective treatment of many disorders in the past decade. Therefore, the purpose of this study was to determine the effectiveness of dialectical group behavior therapy on perceived stress and depression in patients with the irritable bowel syndrome.
    Methods
    The research method was an experimental pretest-posttest control group design with random assignment). Of all the patients referred to medical centers in Tabriz during 1393 SH, 30 patients selected with irritable bowel syndrome and Rome-III diagnostic criteria after using the interview, completed perceived stress questionnaire and the Beck Depression Inventory. The subjects were selected and randomly assigned to experimental and control groups (n=15 per group). After completing dialectical behavior therapy in the experimental group, the questionnaire was administered in both groups. Data were analyzed using multivariate analysis with SPSS-20 software.
    Results
    Dialectical group behavior therapy was significantly effective in reducing perceived stress (p= 0.004, F= 9.91) and depression (p= 0.005, F= 9.60) in patients with irritable bowel syndrome in experimental group, so that after the intervention the perceived stress and depression scores decreased in experimental group.
    Conclusion
    It seems that dialectical behavior therapy is effective in reducing perceived stress and depression in patients suffering from irritable bowel syndrome and can be helpful in improving the symptoms of perceived stress and depression in these patients.
    Keywords: Behavioral Therapy, Dialectical, Stress, Depression, Irritable Bowel
  • Soheila Molaei, Abdolhosein Dalimi, Mehdi Mohebali, Zabihollah Zareii, Behnam Mohamadi, Behnaz Akhondi, Amrollah Azarm Pages 105-115
    Background and Objectives
    Visceral leishmaniasis is a zoonotic disease and is considered as the most important disease in dogs. The disease has been reported in North West and South of the country, in Iran. In addition to stray dogs, some apparently healthy dogs can be contaminated without showing any sign or symptoms in this area. In the present study, canine visceral leishmaniasis was investigated in dogs lacking clinical signs in Meshkinshahr city in Ardabil, Iran.
    Methods
    This study was a cross-sectional survey conducted during 2011-2014. A total of 110 serum samples collected from dogs either having or lacking clinical signs and tested by direct agglutination test (DAT) assay. Then 10 dogs (41.6%) showing clinical signs and 15 dogs (17.4%) without any symptoms were autopsied and their spleens were sampled. The samples were used for smear preparation and culturing.
    Results
    Based on the results, among 24 dogs with clinical signs 20 cases (83.3%) and of 86 dogs without signs, 16 cases (18.6%) found to be positive. On the other hand, smear and culture results were found to be positive in 100% and 60% of dogs with and without clinical signs, respectively. The interesting and impressive results of this study was that the dogs with symptoms but negative DAT and asymptomatic dogs with negative DAT were positive in parasitological tests.
    Conclusion
    This proves that asymptomatic dogs like symptomatic dogs can be effective in L. infantum infection and is able to maintain the transmission of the disease in endemic areas. On the other hand, a number of symptomatic dogs with negative anti-leishmania antibodies were positive in parasitological tests. Thus, this study also shows that although DAT is effective in determining asymptomatic dogs and canine visceral leishmaniosis control programs but it does not seem to be satisfying in endemic areas such as Meshkin-shahr. Thus in endemic areas, it is recommended that the low antibody titer should be considered.
    Keywords: Visceral Leishmaniasis, Dog, Direct Agglutination test, Meshkin, shahr