فهرست مطالب

متن پژوهی ادبی - پیاپی 69 (پاییز 1395)
  • پیاپی 69 (پاییز 1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/10/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله پژوهشی
  • سمیه آقابابایی*، کورش صفوی صفحات 7-34
    ادب غنایی یکی از گسترده ترین انواع ادبی است که هدف آن گزارش و بیان احساسات گوینده و در کنار آن، لذت بخشیدن به مخاطب است. گوینده ادب غنایی می تواند از روش های مختلفی برای بیان «پیام غنایی» خود استفاده کند. آنچه در مقاله حاضر مطرح می شود، ارائه ابزارهایی برای طبقه بندی و تمایز ادب غنایی از دیگر انواع ادبی است. جامعیت این ابزارها سبب کاربرد گسترده آنها شده است، به گونه ای که می توان آنها را در طبقه بندی دیگر انواع و گونه های ادبی نیز به کار برد. در این مقاله، با تکیه بر نظریه یاکوبسن، دو روش برای بیان «پیام غنایی» ذکر شده است: 1 روش مستقیم «فرستنده مدار». 2 روش «غیرمستقیم فرستنده مدار». بر اساس دو روش مذکور، در روند برقراری ارتباط، از یک سو، می توان مخاطبی را مد نظر قرار داد و از سوی دیگر، می توان آن را نادیده گرفت. نتایج حاصل از پژوهش، بیانگر آن است که با استفاده از نظریه «نقش های زبانی یاکوبسن» و ارائه ابزار «گوینده مدار» و «گیرنده مدار» بودن پیام و متن، می توان آثار غنایی را سبک شناسی کرد و بر اساس وجوه اشتراک حاصل از آثار، متون غنایی را از متون حماسی و تعلیمی جدا نمود و در یک طبقه قرار داد.
    کلیدواژگان: ادب غنایی، نقش های زبانی، پیام فرستنده مدار، پیام گیرنده مدار، بیان مستقیم و غیرمستقیم
  • فاطمه مدرسی، وزیر مظفری* صفحات 35-65
    «اسطوره زدایی» به معنی تاریخی کردن و حقیقی جلوه دادن عناصر، پدیده ها و شخصیت های اسطوره ای است. عنوان اسطوره زدایی برای نخستین بار درباره تاویل متون دینی، به ویژه پیام مسیح مطرح شد. اسطوره زدایی را گاهی می توان در معنی دریافت باطن و مکنون نمادها دید و برخی اوقات اسطوره زدایی به معنی حذف داستان ها و حکایات اسطوره ای در متون دینی و غیردینی است و زمانی به معنی تاریخی جلوه دادن عناصر، پدیده ها و شخصیت های اسطوره ای است. آنچه در این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی مورد واکاوی و بررسی قرار می گیرد، اسطوره زدایی در معنای واقعی جلوه دادن پدیده ها و شخصیت های اسطوره ای است تا در نتیجه به اینپرسش پاسخ داده شود که آیا در تاریخ، از شاهان و پهلوانان پیشدادی اسطوره زدایی شده است یانه. برآیند تحقیق حاکی از آن است که با تامل در شخصیت های اسطوره ای پیشدادیان در متون تاریخی به نیکی می توان دریافت که نویسندگان این گونه کتاب ها برای شخصیت های اسطوره ای پیشدادیان، زمان و مکان جغرافیایی و نسب و برخی از ویژگی های تاریخی و... قائل شده اند که مغایر با برخی از خصوصیات اسطوره ای آنهاست و از این رهگذر، از آنها صبغه اسطوره ای را زدوده اند.
    کلیدواژگان: اسطوره زدایی، پیشدادیان، متون تاریخی، شاهنامه
  • مصطفی ملک پائین، محمد بهنام فر*، علی اکبر سام خانیانی، سید مهدی رحیمی صفحات 67-97
    در دهه های بیست و سی خورشیدی، گفتمان ادبی متعهد به چپ گرایی تا حدود زیادی در جامعه ادبی ایران فراگیر شد و شعر احمد شاملو نیز از این گفتمان تاثیر پذیرفت. در این مقاله کوشش شده ابتدا از منظری برون متنی و جامعه گرایانه، برخی از شاخص ترین شعرهای متعهد شاملو در این دوران معرفی و کیفیت ایدئولوژیک و متعهدانه آن شعرها تشریح شود و آنگاه در جستاری درون متنی و زبان گرایانه، و متکی به آرای فرمالیستی، کیفیت هنری و ادبی این اشعار تحلیل گردد. نتیجه این تحقیق که به شیوه توصیفی و تحلیل محتوا انجام شده است، نشان می دهد که از منظر برون متنی، شعر شاملو در این دوره با تعهد به گفتمان چپ، به وصف رویدادهای سیاسی زمانه پرداخته است و همین تعهد، دغدغه و انگیزه اصلی سرایش شعرهای شاملو شده است. از این رو، شاعر گاهی به صراحت و گاهی نمادین، به بازنمایی ایدئولوژیک در اشعار خود دست می زند و گفتمان چپ گرای مسلط، با خوانش های سیاسی، شاملو و شعرش را بر قله توجه مخاطبان قرار می دهد. همچنین، از منظر درون متنی و زبانگرایانه، اشعار متعهد شاملو با رویکرد غالب تاکید پیام بر مخاطب و موضوع، به زبان ارجاعی و ترغیبی نزدیک می شوند و بیشتر بر جنبه روایی عینی و رئالیستی تکیه می کنند و طبیعتا از «ادبیت» دور می شوند.
    کلیدواژگان: شعر متعهد، احمد شاملو، گفتمان چپ، تحلیل برون متنی، تحلیل درون متنی
  • غلامرضا سالمیان*، وحید سبزیان پور، بهارمست شاهینی صفحات 99-127
    مثنوی حدیقه الحقیقه سنایی، حکایات متعددی دارد که شاید اغلب آنها در آثار پیشینیان ادب فارسی و عربی نقل شده باشد. در این نوشتار به تحلیل و مطابقت تعدادی از حکایات حدیقه با سرچشمه های آن حکایات، در چهارچوب ساختار قصه و حکایت پرداخته ایم. اینکه سنایی تا چه حد در اقتباس حکایات، ساختار پیشین آنها را حفظ کرده، چه نوآوری هایی داشته است و نیز بررسی مشترکات و اختلافات آنها، از بحث های این نوشتار است. نتایج پژوهش نشان داد که سنایی در پرداخت شخصیت ها، آنها را به شخصیت های تیپیک بدون نام تغییر داده است و از آنها با الفاظ مردی، شخصی و... نام می برد. سنایی در ساختار داستان ها با حفظ درونمایه اصلی، تغییراتی در عناصر داستان به وجود آورده است. گفتگو از عناصر ثابت داستان های حدیقه است و گاه شاعر با همین عنصر داستانی، شخصیت داستان را به مخاطب می شناساند. از ابتکارهای سنایی در این باب آن است که برخی از حکایاتی که وی آنها را ماخذ حکایت خود قرار داده، تنها یک خبر و در اغلب موارد، گفتگویی ساده در حد پرسش و پاسخی بدون پرداختن به حادثه و حادثه پردازی است. اما او با واردکردن عناصر داستانی و ایجاد حادثه پردازی، آن حکایات را در ساختاری داستان گونه وارد می کند. در بیشتر حکایات، زاویه دید، دانای کل و راوی، خود سنایی است. سنایی جز در مواردی اندک، در زاویه دید حکایاتی که از آثار پیشین گرفته، تغییری ایجاد نکرده است و اغلب برای ایجاز در حکایات، به زمان و مکان توجه چندانی نداشته است و به ندرت در بعضی موارد مستقیما به آنها اشاراتی کرده است.
    کلیدواژگان: حکایت، داستان پردازی، سنایی، حدیقهالحقیقه و شریعهالطریقه
  • مصطفی دشتی آهنگر*، زهرا سلیمانی صفحات 129-152
    بررسی داستان و داستان واره های کهن فارسی، بر پایه روش ساختارگرایانه می تواند از منظری کلی به شناسایی گونه های روایت پردازی در متون مختلف بینجامد. این نگاه کلی، امکان مقایسه و تحلیل ساختارهای گوناگون روایات را فراهم می آورد و با بررسی متون مختلف از این منظر، می توان تحولات و سیر تکامل روایت پردازی در ادبیات فارسی را به صورت تاریخی پیگیری کرد. در این مقاله، پیرنگ حکایت های مرزبان نامه بررسی می شود. این بررسی با نگاهی به روش ولادیمیر پراپ و با توجه به نظریات فرمالیست ها و ساختارگرایان در باب روایت انجام می شود. همه حکایت های مرزبان نامه در دو ساختار کلی جای می گیرند. همچنین، کارکردهای هر یک از این دو الگو نیز مورد بررسی قرار گرفته اند. در الگوی اول کارکردهای آزمون، یاری و توفیق (یا نبود توفیق) و در الگوی دوم کارکردهای ادعا، آزمون، یاری، اثبات (یا نفی) وجود دارند. به نظر می رسد در پیرنگ داستان های این متن، علاوه بر توالی و علیت، عنصر دیگری وجود دارد که باور نامیده شده است.
    کلیدواژگان: فرمالیسم، ساختارگرایی، پراپ، پیرنگ، کارکرد، مرزبان نامه، شخصیت
  • فاطمه علیخانی ثانی ابدال آبادی*، محمد میر صفحات 153-180
    واکاوی آثار ادبی با تکیه بر آرایه های سخن و هر گونه شگردی که کلام را از سطح زبان به سطح ادب فرا ببرد، در فرایند معناسازی از اهمیت بسزایی برخوردار است، به گونه ای که کشف لایه های پنهانی متون به درک تازه ای از خواندن متن می انجامد. آیات و احادیث به عنوان شگردی ادبی در هر دوره ای از زبان و ادبیات فارسی با توجه به مقاصد شاعران و نویسندگان، در بیان مقصودی خاص مورد استفاده قرار گرفته اند. تاریخ جهانگشای جوینی از برجسته ترین متون تاریخی ادبی است که کاربرد آیات و احادیث، یکی از خصیصه های مهم نثر این کتاب می باشد. در این پژوهش توصیفی تحلیلی سعی شده است جایگاه هنری و اثرپذیری های جوینی در اقتباس از آیات و احادیث بررسی و تحلیل شود. لذا دو پرسش اصلی مطرح می شود: الف) با توجه به نوع کاربرد آیات و احادیث در نثر آن دوره، جوینی بیشتر از چه شیوه هایی بهره برده است؟ ب) مهم ترین اهداف معنایی و انگیزشی جوینی در استفاده از این هنر سبکی چه بوده است؟ نتیجه این بررسی حاکی از آن است که آیات و احادیث در این اثر، با تنوع کاربردها و شیوه های معنادار زبانی، توانسته است جایگاه ویژه ای در ایراد مفاهیم ذهن نویسنده داشته باشد، به طوری که می توان آیات و احادیث را به عنوان یکی از شیوه های تحلیل متن معرفی کرد. بیشترین اهداف به قصد تبیین و توضیح، استشهاد و استناد، تعلیل و توجیه و نکته پردازی به کار رفته است.
    کلیدواژگان: عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشا، آیات، احادیث، اثرپذیری
  • محسن بتلاب اکبرآبادی*، فرزانه مونسان صفحات 181-204
    در روایت های داستانی معاصر، اسطوره سازوکاری ایدئولوژیک گرفته است. اسطوره بنا به کیفیت تبیینی خود، در پی توضیح و کشف حقایق ناشناخته و ابتدایی، به ویژه امر لایتناهی و مقدس است. از این رو، به ناچار خاصیتی متناقض و مبهم به خود می گیرد، اما روایت بنا به داشتن پیرنگ، انسجام و کلیت ، تلاشی برای ساختاربندی و پیکرسازی حوادث پراکنده است. پس وقتی اسطوره وارد روایت (به ویژه روایت های ایدئولوژیک) می شود، ناچار برای شفافیت معنای روایت، تبدیل به اشاراتی زبانی و تصویری می شود. غزاله علیزاده از جمله زنان داستان نویس است که اسطوره را در داستان های خود از طریق زبان و نماد به تصویر کشیده است. از این رو، در آثار وی، اسطوره بیشتر کارکردی هدفدار، فمینیستی و گاه تزیینی و آرایشی دارد. اینگونه نیست که اسطوره به پیرنگ داستان های وی خاصیتی اسطوره ای داده باشد، بلکه اسطوره، حکم کاتالیزوری (واسطه ای) را دارد که از آن برای ایضاح، تتمیم و تکمیل مضمون روایت بهره گرفته است. در این مقاله تلاش شده است تا نوع پردازش، کارکرد و اهداف اسطوره در سه سطح زبانی، مضمونی و روایی در آثار علیزاده با تاکید بر کهن الگوی زن بررسی شود.
    کلیدواژگان: اسطوره، علیزاده، کهن الگو، زن، گیاه پیکری
|
  • Somayeh Aghababai *, Koorosh Safavi Pages 7-34
    Lyrical literature is one of the widest types of literature aiming at reporting and expressing the feelings of the speaker and giving joy to the audience. In this literary type, the speaker uses several techniques to convey their lyrical messages. There are some methods to distinguish lyrical literature from the other literary types. These methods are so comprehensive that they can be applied for the classification of other literary types and genres as well. With a focus on Jacobson’s theories, this study was an attempt to propose two of these methods to distinguish between lyrical and other types of literature. These two methods are called ‘Sender-oriented’ and ‘Receiver-oriented’. Based on these two methods, in the course of communication, it is possible to address an audience or ignore them. The findings of this study showed that it is possible to recognize and distinguish lyrical literature from epic and didactic ones through the application of Jacobson’s theory of language functions and the direct and indirect sender-oriented methods.
    Keywords: lyric literary, language functions, Sender, oriented message, Receiver, oriented message, direct, indirect speech
  • Fatemeh Modaresi, Vazir Mozfari * Pages 35-65
    Demystification is a process in which we try to historicize and realize mythical phenomena and characters. This concept was first used for the interpretation of religious texts, especially the message of Jesus Christ. Demystification is sometimes defined as revealing the hidden content of the symbols. It is also meant as removing mythical stories and anecdotes from religious and non-religious texts. It is also conceptualized as historicizing mythical elements, phenomena and characters. In this study which is a descriptive-analytical one, demystification is defined as historicizing phenomena and characters. This is to show if the Early Kings have been demystified or not. The results show that the Early Mythical Kings have been placed in a particular time and place throughout the history books. This is a good evidence that these mythical characters have been demystified to some extent and placed within particular times and places.
    Keywords: Demystification, Early Kings, historical texts, Shahnameh
  • Mostafa Malekpaeen, Mohammad Behnamfar *, Aliakbar Samkhaniani, Seyyed Mehdi Rahimi Pages 67-97
    In the decades twenties and thirties, the literary discourse committed to the left wing spread to a large extent through the Iranian literary community. Similarly, Ahmad Shamloo’s poetry was greatly influenced by this discourse. This study was an attempt to investigate some of Shamloo’s noticeable poems from an intertextual and sociological perspectives for their ideological quality. Next, from an intratextual perspective and based on the formalist principles, his poems were studied for their artistic and literary quality. The study had a descriptive and content analysis research design. The intertextual analysis showed that Shamloo’s poetry was totally committed to the left wing describing the political events of the time. It was found that the left ideas were the main reasons why he wrote his poems. Accordingly, he has explicitly or symbolically reflected the left discourse in his poetry to gain the attention of his readers. As for the Intratextual analysis, the results showed that he has put the main emphasis on the audience and subject using a referential and persuasive discourse. He has also focused on concrete narrative and realistic aspects at the expense of the literary one
    Keywords: Committed poem, Ahmad Shamloo, left wing, intertextual analysis, Intratextual analysis
  • Gholamreza Salemian*, Vahid Sabzianpoor, Baharmast Shahini Pages 99-127
    Sanaee Ghaznavi is the great Iranian poet who lived in the second half of fifth century and the first of sixth century. Sanaee’s Hadighat Al Hadighat includes narrations which had already been presented in the previous Persian and Arabic literary works. This study tries to analyze and compare some narrations of Hadighat Al Hadighat with their original sources in the form of story. The study also aims at exploring the degree of adaptation and innovation in the work of Sanaee. Furthermore, the study has taken into consideration the common and different features of Sanaee’s work and the original sources. The results of study show that Sanaee has changed the characters into typical nameless ones who are called ‘a man’, ‘a person’, etc. Although Sanaee has changed the story elements, he has saved the main themes and subjects of the original stories. Conversation is one of recurrent elements in Hadighat stories, where by the poet presents the characters to the readers. One of Sanaee’s innovations is that he has expanded some short conversations to real narrations through adding some story elements to them. As for the point of view, Sanaee himself is the omniscient narrator of his stories. Sanaee has not changed the point of view of the adapted works, except for few of them. Because of brevity, he has not been concerned with the settings of his narrations.
    Keywords: Narration, Story, Telling, Sanaee, Hadighat Al Hadighat va Shariat Al Tarighat
  • Mostafa Dashti Ahangar *, Zahra Soleimani Pages 129-152
    The structural investigation of ancient anecdotes of Persian literature is an approach which can examine the literary narrative from an overall view. A structural analysis of anecdote can show how narrative has changed in Persian literature. This overall view provides the possibility of comparison and analysis of various narrative structures. This paper aims at investigating the plot of Marzban-Namah’s anecdotes based on Vladimir Propp’s approach and the principles of formalism and structuralism. All the anecdotes of the book are divided into two general structures. Also, this paper is an attempt to investigate the “functions” of the two general structure. The functions of the first type of structure functions are test (problem), helping, success (or not success). Moreover, the functions of the second type are pretension, test (problem), helping, proof (or not proof). It seems that in the plot of these stories, in addition to the element of casuality, there is another element which is called belief.
    Keywords: Formalism, Structuralism, Vladimir Propp, Plot, Function, Marzban, Namah, Character
  • Fateme Alikhani Sani Abdal Abadi *, Mohammad Mir Pages 153-180
    The analysis of literary works relying on the speech array and any literary trick that raises the word of the language to that of literature and art is important in the process of meaning-creation. The discovery of such tricks and hidden layers of texts can lead to a new understanding of them. Verses and Hadiths as literary tools have been applied for different purposes in all periods of Persian language and literature by poets and writers. Jahangosha Juwayni history is one of the most prominent historical-literary works of this type. In this descriptive-analytic research, it has been tried to have an artistic and interact analysis of how Juwayni has adopted verses and hadiths in his book. The two questions under discussions were A), which methods have been more frequently applied by Juwayni in the reflection of verses and hadiths? And B) what are Juwayni’s main purposes and motivations for the application of this artistic style? The results of this study shows that verses and hadiths have been applied variously to express the author’s ideas. Therefore, it is acceptable to consider verses and hadiths as a way for analyzing a text. The main purposes for the application of verses and hadiths are explanation, comment, documentation, argumentation, justification and humor.
    Keywords: Ata, Malik Juwayni, Jahangosha history, Quranic Verses, Hadith, Interact
  • Mohsen Botlab Akbarabadi *, Farzaneh Moonesan Pages 181-204
    Myth has had an Ideological mechanism in contemporary narrative. Due to its explanatory capacity, it mainly seeks to explain and demonstrate unknown and primitive issues, especially the infinite and holy ones; as a consequence, it takes a vague and paradoxical property. However, it has other properties such as plot, coherence, and totality which could be applied to configure dispersed events. When myth is used in narrative (especially ideological narrative), it changes into a set of verbal and visual allusions to clarify its meaning. Ghazzaleh Alizadeh is one of the female writers who has tried to demonstrate myth through language and symbol. As a result, myth has targeted, feminist and sometimes aesthetic functions in her works. Myth has not been applied to give a mythical property to the plots of her stories. Contrarily, myth mainly functions as a catalyst in her works to explain and complete the narrative content. This paper was an attempt to explore Alizadeh’s works for mythical processing, functions, and purposes with a focus on the archetype of woman. Her works were investigated in the thematic, narrative and linguistic levels.
    Keywords: Myth, Alizadeh, Archetype, Woman, Plant body