فهرست مطالب

تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران - سال چهل و هفتم شماره 3 (1395)
  • سال چهل و هفتم شماره 3 (1395)
  • تاریخ انتشار: 1395/11/17
  • تعداد عناوین: 18
|
  • اسماعیل پیش بهار، پریسا علیزاده صفحات 533-543
    در این مطالعه فرآیند انتقال قیمت محصولات سیب زمینی و پیاز بین دو سطح عمده فروشی و خرده فروشی مورد بررسی قرار گرفته است. از داده های ماهانه قیمت های عمده فروشی و خرده فروشی اسفند ماه 1386 تا خرداد ماه 1392 این دو محصول در استان کردستان استفاده شد. نتایج آزمون ریشه واحد ADF نشان داد که سری های قیمت خرده فروشی و عمده فروشی هر دو محصول انباشته از درجه یک می باشند و نتایج آزمون هم انباشتگی جوهانسن نیز بیانگر هم انباشته بودن دو سری قیمت برای این محصولات بود. برای بررسی رابطه علی قیمت بین دو سطح خرده فروشی و عمده فروشی محصولات از آزمون Toda & Yamamoto (1995) استفاده گردید و نتایج بیانگر وجود رابطه علی یک طرفه از عمده فروشی به خرده فروشی برای محصولات سیب زمینی و پیاز بود. برای آزمودن غیر خطی بودن فرآیند تعدیلات قیمت از آزمون Sup-F، Honsen (1999) استفاده شد که نتایج آن، وجود رابطه هم انباشتگی غیر خطی برای هر دو محصول را تایید نمود لذا مدل های تک متغیره TAR، M-TAR و LSTAR به کار برده شد. نتایج نشان داد که انتقال قیمت در بازار محصولات سیب زمینی و پیاز در دو سطح خرده فروشی و عمده فروشی به صورت نامتقارن انجام می شود.
    کلیدواژگان: انتقال قیمت، تعدیلات غیر خطی، خودرگرسیو آستانه ای، استان کردستان
  • مرتضی تهامی پور زرندی، سعید یزدانی صفحات 545-556
    مطالعه ی حاضر به بررسی ابعاد نظام قیمت گذاری آب آبیاری به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای اقتصادی در مدیریت یکپارچه منابع آب در سطح حوضه های آبریز می پردازد. در این راستا، ابتدا با استفاده از الگوی برنامه-ریزی خطی، قیمت سایه ای آب ( قیمت طرف تقاضا) برای کشاورزان حوضه های آبریز استان کهگیلویه و بویراحمد برآورد شد. سپس با استفاده از روش اقتصاد مهندسی، هزینه تمام شده آب سر مزرعه (قیمت طرف عرضه) برای سد کوثر محاسبه گردید. از مقایسه این دو قیمت با نرخ تعرفه موجود، رویکرد مناسب قیمتگذاری آب کشاورزی معرفی شد. نتایج نشان داد، قیمت سایه ای هر متر مکعب آب کشاورزی کمتر از هزینه تمام شده آن است. بنابراین، قیمت گذاری بر اساس دریافت تمام هزینه های تامین، انتقال و توزیع آب کشاورزی گزینه مناسبی برای قیمت گذاری نیست و اجرای این سیاست در راستای مدیریت یکپارچه منابع آب، مستلزم حمایت دولت از بخش کشاورزی و اعمال سیاست قیمت گذاری ترجیحی در بلندمدت است.
    کلیدواژگان: آب آبیاری، قیمت سایه ای، هزینه تمام شده، مدیریت یکپارچه منابع آب، ایران
  • آرش دوراندیش، ساسان ترابی صفحات 557-567
    با توجه به اینکه کشاورزان در پی بهینه کردن مطلوبیت فردی خود هستند، عموما اهداف متفاوتی را به طور همزمان دنبال میکنند که اغلب آنها جنبه اقتصادی دارد و اغلب به اهدافی همچون حداقل سازی مصرف آب توجه چندانی ندارند. در مطالعه حاضر به بررسی افزودن هدف حداقل سازی مصرف آب و اعمال محدودیت در عرضه آب به اهداف چندگانه کشاورزان و تاثیر آن در الگوی کشت، مصرف آب و سود ناخالص کشاورزان پرداخته شده است. بدین منظور از برنامه ریزی فازی چندهدفه با تابع عضویت غیرخطی (تانژانت هایپربولیک) استفاده گردید. داده های مورد نیاز با تکمیل پرسشنامه از 130 کشاورز شهرستان چناران (استان خراسان رضوی) و با استفاده از روش نمونه گیری خوشهای تصادفی در سال زراعی92-1391 بدست آمد و سپس کشاورزان بر اساس سطح زیر کشت به 3 گروه همگن شامل مزارع کمتر از 8 هکتار، مزارع 8 تا 24 هکتار و مزارع بیشتر از 24 هکتار تقسیم شدند. سپس الگوی بهینه برای هر یک از این 3 گروه بر اساس اهداف حداکثرسازی سود، حداقل سازی سرمایه و حداکثرسازی اشتغال و سپس با افزودن هدف حداقل سازی مصرف آب به این اهداف تدوین و اثرات این تغییر بررسی گردید. نتایج نشان داد که با ورود آب به اهداف کشاورزان در گروه های 1 و 3 مصرف آب کاهش می یابد اما در گروه 2 تغییری نمیکند، همچنین در هر 3 گروه سطح زیر کشت پیاز و خیار کاهش می یابد و در مقابل سطح زیر کشت گندم افزایش می یابد اگرچه این امر سبب کاهش درآمد بهره برداران در هر 3 گروه میشود. نتایج بررسی سیاست اعمال محدودیت در عرضه آب نیز نشان داد که با اعمال محدودیت در عرضه آب علاوه بر تغییر الگوی کشت و کاهش درآمد، مجموع سطح زیر کشت نیز در هر 3 گروه کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: چناران، فازی چندهدفه، محدودیت عرضه آب، حداقل سازی مصرف آب
  • سمانه عابدی صفحات 569-579
    امروزه با توجه به محدودیت منابع تولید موجود در کشور، استفاده از فناوری های نوین نقش مهمی در صرفه جویی مصرف نهاده ها، افزایش بهره وری و بهبود مزیت نسبی در تولید محصولات کشاورزی دارد. در این راستا، زیست فناوری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا با توجه به اهمیت موضوع و فقدان مطالعه ای در زمینه اثر به کارگیری فناوری زیستی در مزیت نسبی تولید محصولات کشاورزی، تحقیق حاضر با هدف تعیین شاخص های مزیت نسبی تولید ناشی از ورود بیوتکنولوژی به عرصه تولید محصولات گندم و ذرت در استان فارس انجام شده است. بر این اساس با توجه به اطلاعات در دسترس از انواع کودهای زیستی و ترکیبات مختلف آن با کود شیمیایی، در چندین سناریو، شاخص های مزیت نسبی شامل DRC، SCB و NSP برای دو محصول منتخب، در سال 1392 محاسبه گردید. نتایج بیانگر آن است که کاربرد کود زیستی به عنوان مکمل و یا جایگزینی با بخشی از کود شیمیایی(50درصد و 100 درصد)، منجر به بهبود شاخص های مزیت نسبی می شود، به طوری که شاخص DRC گندم از 13/1در سناریو(1) به 49/0 در سناریو (4) کاهش می یابد. همچنین در رابطه با ذرت نیز تلفیق کود زیستی با کود شیمیایی منجر به کاهش شاخص DRC از 28/0 در سناریو(1) به 15/0 در سناریو (4)، می شود. شاخص های SCB و NSP نیز بهبود مزیت نسبی تولید گندم و ذرت را در اثر جایگزینی کود زیستی با کود شیمیایی بیان می نماید. بنابراین با توجه به نتایج، استفاده از زیست فناوری در مدیریت تلفیقی تغذیه، عملا موجب بهبود تغییرات هزینه تولید می گردد. لذا انتظار می رود با ترویج این قبیل فناوری بتوان به اقتصادی تر شدن فرایند تولید در بخش کشاورزی کمک نمود.
    کلیدواژگان: مزیت نسبی، زیست فناوری، کود شیمیایی، گندم و ذرت
  • فاطمه کشیری کلایی، سیدعلی حسینی یکانی صفحات 581-587
    نابسامانی ساختار بازار پسته در ایران موجب ایجاد مشکلات متعددی در قیمت گذاری و نحوه مبادلات این محصول گشته است. در این زمینه ایجاد بازاری متمرکز نظیر بورس که از پی آمدهای آن کاهش نوسانات قیمت و در نتیجه بهبود شرایط درآمدی و رقابتی عرضه کنندگان می باشد، امری مهم به نظر می رسد. در این مطالعه در راستای بررسی اثرات ایجاد بورس کالا بر رقابت مناطق تولیدکننده ی ایران در زمینه ی تجارت داخلی و خارجی پسته، از نوعی مدل حمل و نقل بر مبنای حداکثرسازی درآمد صادراتی و حداقل سازی هزینه های حمل پسته، مورد استفاده قرار گرفت. مطابق با نتایج این تحقیق، در صورت وجود بورس کالا، بر تعداد متقاضیان محصول پسته ی استان های خراسان رضوی، یزد و سمنان افزوده شده و در مقابل استان های فارس، قم و قزوین برخی از بازارهای خود را از دست خواهند داد. همچنین علی رغم ثابت ماندن صادرات کل پسته، تغییراتی در نحوه صادرات و استان های صادرکننده ایجاد خواهد گشت. به طوری که از صادرات مستقیم استان کرمان کاسته و به صادرات استان تهران افزوده می شود. با توجه به نتایج مذکور، راه اندازی فعال بورس پسته در کشور می تواند موجب رونق بازارهای هدف استان های عمده تولیدکننده پسته کشور گردد. همچنین با توجه به ظرفیت های بالقوه تولید پسته در استان های شرقی کشور، توسعه صنایع فرآوری و انبارداری در این مناطق می تواند در مدیریت عرضه و تقاضای پسته مفید واقع شود.
    کلیدواژگان: پسته، بورس کالا، مدل حمل و نقل، تجارت
  • جواد حسین زاد، خدیجه الفی، معصومه رشیدقلم صفحات 589-597
    کشاورزی، در کشورهای کمتر توسعه یافته عمدتا فعالیتی ریسکی است و معمولا همراه با این ریسک عدم کارایی نیز وجود دارد. لذا مطالعه همزمان ریسک و عدم کارایی در این بخش می تواند ما را به نتایج مطلوب-تری سوق دهد. مطالعه حاضر در جهت شناسایی عوامل موثر بر عدم کارایی و ریسک واحدهای تولیدی سیب-زمینی استان اردبیل صورت گرفته است. برای این منظور داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق تکمیل پرسش-نامه از 156 بهره بردار سیب زمینی استان اردبیل در سال 1391 جمع آوری شده است. در این مطالعه جهت نیل به هدف تحقیق به برآورد مدل های کمبهاکر (2002)، جانیک و همکاران (2003) که بر اساس مدل مرزی ایگنر و همکاران (1997) و میوسن و وندن براک (1977) به وجود آمده اند، اقدام گردیده است. مطابق نتایج به دست آمده نهاده آب تاثیری بر ریسک تولیدی این واحدها ندارد. نهاده های نیروی کار و ماشین آلات کاهنده ریسک بوده و نهاده بذر فزاینده ریسک می باشد. نهاده های بذر و نیروی کار میانگین کارایی را افزایش و نهاده-های آب و ماشین آلات میانگین کارایی را کاهش می دهند. جنسیت بهره برداران بر وارایانس کارایی و بر میانگین کارایی این واحدها تاثیری ندارد. بنابراین افزایش بکارگیری نیروی کار در جهت کاهش ریسک و افزایش میانگین کارایی این واحدها توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: اردبیل، تابع تولید مرزی، ریسک، سیب زمینی، کارایی
  • عمران طاهری ریکنده، حامد رفیعی، صابر کلهری، الهام مهرپرورحسینی صفحات 599-608
    باتوجه به اهمیت بخش کشاورزی و مصرف انرژی در این بخش، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط حمایت های انجام گرفته از تولیدکنندگان و شدت مصرف انرژی به دنبال بررسی عملکرد گذشته و ارائه راهکاریی برای بهبود وضعیت در آینده می باشد. برای این منظور با کمک رهیافت الگوهای سری زمانی طی سال های 91-1360، همگرایی بلندمدت بین شدت مصرف انرژی و سیاست حمایت از تولیدکننده مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا با توجه به ماهیت داده ها از روش هم انباشتگی جوهانسون-جوسلیوس استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که با افزایش حمایت های دولت از تولیدکنندگان بخش کشاورزی شدت مصرف انرژی کاهش یافته است. به طوری که در بلندمدت به ازای هزار میلیون ریال افزایش در میزان حمایت از تولیدکننده، شدت مصرف انرژی در بخش کشاورزی به اندازه 6-10×66/2- واحد کاهش می یابد. باتوجه به این نتایج پیشنهاد می شود که دولت در راستای اهداف هدفمندی یارانه ها، پرداخت عواید ناشی از هدفمندی به این بخش را در برنامه پنجم و ششم توسعه با جدیت بیشتری دنبال نماید.
    کلیدواژگان: کشاورزی، شاخص حمایت از تولیدکننده، شدت انرژی، هم انباشتگی جوهانسون، جوسلیوس
  • احسان سپهوند، ساسان اسفندیاری، حسین مهرابی بشرآبادی صفحات 609-618
    از آنجا که بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین متولی تولید، تامین مواد غذایی و امنیت غذایی می باشد، لذا نیاز به افزایش تولید در این بخش وجود دارد که منوط به تکنولوژی و سطح مکانیزاسیون است. لذا هدف این مطالعه بررسی تاثیر ضریب مکانیزاسیون کشاورزی بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی در ایران برای دوره زمانی 1392- 1363 و با استفاده از الگوی خود توضیح با وقفه توزیعی (ARDL) می باشد. نتایج نشان می دهد در بلندمدت متغیرهای ضریب مکانیزاسیون و درآمد سرانه بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی تاثیر مثبتی گذاشته اند، در حالیکه متغیر شاخص قیمت غذا تاثیری منفی بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی داشته است. لذا پیشنهاد می شود که دولت از واردکنندگانی که ماشین آلات کشاورزی را وارد می کنند در برابر نوسانات نرخ ارز حمایت کند. همچنین با توجه به کوچکی و پراکندگی مزارع در ایران، به کارگیری تکنولوژی با مشکل مواجه است، لذا بومی سازی و ترویج تکنولوژی های سرمایه بر پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: امنیت غذایی، ضریب مکانیزاسیون، الگوی خود توضیح با وقفه توزیعی، بخش کشاورزی
  • محمد قهرمان زاده، محمدباقر ضیایی صفحات 619-632
    هدف از مطالعه حاضر اندازه گیری و تحلیل اثر هزینه های تورمی قیمت مواد غذایی بعد از اجرای سیاست هدفمندسازی یارانه ها بر خانوارهای شهری استان سیستان و بلوچستان می باشد. برای این منظور سیستم تقاضای تقریبا ایده آل درجه دوم (QUAIDS) برای تمامی گروه های خوراکی در سال های 1388 و 1390 مورد برازش قرار گرفت و سپس معیار تغییر جبرانی(CV) به عنوان معیاری جهت اندازه گیری تغییرات رفاهی مصرف کنندگان با استفاده از روش تقریب بسط تیلور و با بهره گیری از اطلاعات بدست آمده از سیستم تقاضای QUAIDS، محاسبه گردید. نتایج محاسبات تغییرات جبرانی نشان داد که خانوارهای استان سیستان و بلوچستان به طور میانگین222 ،008،11 ریال از درآمد خویش را به سبب افزایش قیمت مواد غذایی بعد از اجرای فاز نخست هدفمندسازی یارانه ها (تا پایان سال 1390) از دست داده اند. این مبلغ معادل 73/61 درصد از بودجه ی غذایی و 94/19 درصد از کل درآمد آن ها است.
    کلیدواژگان: اثرات رفاهی، هدفمندسازی یارانه ها، افزایش قیمت، بسط تیلور، تغییر جبرانی
  • روح الله سهرابی صفحات 633-646
    اهمیت پیش بینی متغیرهای اقتصادی برای سیاستگذاران وبرنامه ریزان و واحدهای اقتصادی بر کسی پوشیده نیست. لذا، در دهه های اخیر، مدل‎های متنوعی برای این امر ابداع شده وبا هم به رقابت پرداخته اند. در مطالعه حاضر، مقدار واردات کنجاله ایران برای دوره 1400-1394 با استفاده از روش های اقتصادسنجی و شبکه عصبی مصنوعی پیش‏بینی شده است. برای این منظور از داده های دوره 88-1348 برای پیش بینی و آموزش شبکه و از داده های دوره 1393-1389 برای آزمون صحت پیش بینی های به دست آمده استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که شبکه عصبی پیشرو دارای خطای کمتر و عملکرد بهتری در مقایسه با روش اقتصاد سنجی ARIMA و هموارسازی نمایی برای پیش بینی مقدار واردات این محصول می باشد. نتایج نشان می دهد که مقدار واردات کنجاله در سال 1394 نسبت به سال گذشته اش، 32 درصد افزایش می-یابد. لذا لازم است که برای کاهش این مقدار واردات و تامین نیاز داخلی، سیاست های حمایتی از تولید داخلی صورت گیرد. همچنین برای کنترل این افزایش بی رویه در واردات کنجاله، سیاست گذاران و برنامه ریزان امر باید برنامه های لازم از جمله افزایش تعرفه را اعمال کنند. همچنین اعطای اعتبارات لازم برای تولید این محصول و تامین نیاز کارخانجات در فرآیند تبدیل به کنجاله، می تواند در راستای افزایش توان تولیدی و رقابتی داخلی این محصول موثر باشد.
    کلیدواژگان: پیش بینی، شبکه عصبی، کنجاله، ایران
  • رسول لوایی آدریانی، حسین شعبانعلی فمی، فرشید شریفیان، سعدی فتح الهی گلام بحری، علی امیری صفحات 647-656
    هدف اصلی این پژوهش نظریه پردازی در زمینه عوامل محدودکننده مصرف محصولات ارگانیک در استان البرز است. بدین منظور با استفاده از راهبرد پژوهشی نظریه پردازی داده بنیان عوامل محدودکننده مصرف محصولات ارگانیک با رویکردی کیفی و استقرایی مورد مطالعه قرار گرفت و با پشت سر گذاشتن مراحل مختلف نظریه پردازی، الگویی ازعوامل محدودکننده مصرف محصولات ارگانیک تولید گردید. در این مطالعه به منظور جمع آوری داده ها از 30 نفر از متخصصان رشته های مختلف کشاورزی مصاحبه به عمل آمد؛ که جامعه آماری مذکور به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبه با متخصصان تا نقطه اشباع تئوریکی پیش رفت و پس از تکمیل مصاحبه ها فرآیند کد گذاری در سه مرحله کد گذاری باز، کد گذاری محوری و کد گذاری انتخابی انجام شد. در مرحله کد گذاری محوری، مدل پارادیمی با لحاظ کردن پدیده اصلی، راهبردها، شرایط علی، پیامدها، شرایط مداخله گر و زمینه تدوین و ارائه گردید. در مرحله کد گذاری انتخابی یافته های مرحله قبل مورد توجه قرار گرفت و روابط میان آن ها به اثبات رسید و مقوله هایی که به بهبود و توسعه ی بیشتری نیاز داشتند، تکمیل شدند.
    کلیدواژگان: عوامل محدودکننده، محصولات ارگانیک، مصرف، نظریه داده بنیان
  • مریم شیرخانی، غلامرضا پزشکی راد، حسن صدیقی صفحات 657-672
    تحقیق حاضر با هدف ارزیابی میزان آگاهی کارشناسان کشاورزی نسبت به کشاورزی دقیق و با استفاده از روش توصیفی- همبستگی انجام گردید. جامعه آماری تحقیق را کارشناسان کشاورزی سازمان های جهاد کشاورزی استان تهران تشکیل دادند (153=N) که در نهایت 115 نفر از آن ها مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار اصلی تحقیق، پرسشنامه بود که روایی آن با کسب نظرات استادان گروه های مکانیک و ماشین های کشاورزی و ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس و همچنین متخصصان ماشین های کشاورزی موسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی کرج مورد بررسی و اصلاحات لازم صورت گرفت. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از آزمون های آلفای کرونباخ و فرمول 20 کودر-ریچاردسون به ترتیب برابر 91/0 و 72/0 به دست آمد. یافته های تحقیق نشان داد میزان آگاهی کارشناسان نسبت به کشاورزی دقیق کم تا متوسط بود. بیشترین میزان آگاهی مربوط به سیستم مکانیابی جهانی، نمونه برداری بر اساس نوع خاک، مفهوم پایش عملکرد در هنگام برداشت محصول، سخت افزارها و نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی، و عکس برداری هوایی و تصویر برداری ماهواره ای بود. نتایج حاصل از همبستگی نشان داد بین متغیرهای سن، سابقه کار، و سطح تحصیلات با میزان آگاهی نسبت به کشاورزی دقیق رابطه معنی داری وجود دارد. بین میانگین های میزان آگاهی نسبت به کشاورزی دقیق در رابطه با علاقه مندی به یادگیری فناوری های نوین، اطلاع از فعالیت های انجام شده، شرکت در کلاس های آموزشی، بازدید از مزارع تحقیقاتی، و کسب اطلاعات از طریق مقالات علمی و پژوهشی نیز تفاوت معنی داری مشاهده شد.
    کلیدواژگان: کشاورزی دقیق، آگاهی، کارشناسان کشاورزی
  • مهدی رحیمیان، هوشنگ ایروانی، خلیل کلانتری، وحید اعتماد صفحات 673-681
    منابع طبیعی تجدیدشونده که امروزه در محافل علمی و معتبر دانشگاهی از آن به‏عنوان بستر حیات انسان‏ها نام برده می‏شود، سرما‏ی هایست که نه فقط به نسل حاضر، بل‏که به تمامی نسل‏های آینده کشور تعلق دارد. اما طی سال‎های اخیر استفاده های غیراصولی و بی‏رویه از این منابع، علاوه بر به خطر انداختن حق نسل‏های بعدی، به یک چالش اساسی برای نسل حاضر نیز بدل گشته است. به طوری‏که بهره‏مندی پایدار از جنگل مدنظر بسیاری از برنامه‏ریزان این عرصه‏ قرار گرفته است. از این‏رو نوشتار حاضر با هدف شناسایی عوامل اثرگذار بر بهره‏مندی پایدار از جنگل در بین جنگل‏نشینان استان لرستان صورت گرفته است. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ میزان و درجه کنترل متغیرها، میدانی و از لحاظ نحوه جمع آوری اطلاعات نیز از نوع تحقیقات توصیفی - هم‏بستگی به شمار می‏رود. جامعه آماری کلیه جنگل‏نشینان محلی ساکن در مناطق جنگلی استان لرستان بودند (235000). حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 210 نفر محاسبه شد که به دلیل پراکنده بودن جامعه آماری در سطح وسیعی از محدوده جغرافیایی استان لرستان نمونه‏گیری به روش خوشه‏ای (از شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز استان پنج شهرستان انتخاب شد) و در طی چند مرحله انجام و نمونه ها به وسیله‏ی پرسش‏نامه مورد مصاحبه قرار گرفتند. روایی و پایایی پرسش‏نامه به ترتیب با توجه به نظر متخصصین و مقدار آلفای کرونباخ تایید شد. در نهایت تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم‏افزار SPSS نسخه‏ی 20 انجام شد. طبق نتایج همبستگی؛ بین میزان بهره‏مندی پایدار از جنگل و متغیرهای سن، سابقه کار کشاورزی و سابقه کار دام‏داری رابطه‏ی منفی و معنی‏دار در سطح یک درصد و بین میزان بهره‏مندی پایدار از جنگل و متغیرهای درآمد، میزان تحصیلات، میزان مشارکت در فعالیت‏های کشاورزی، میزان مشارکت در فعالیت‏های دام‏داری، تعداد روزهای حضور در جنگل به همراه دام ، میزان مشارکت در مدیریت جنگل، میزان دانش و آگاهی نسبت به جنگل، میزان دسترسی به خدمات و امکانات روستایی، میزان آموزش‏های کسب شده، میزان حمایت نهادهای رسمی از جنگل‏نشینان و نگرش زیست‏محیطی در سطح یک درصد رابطه‏ی مثبت و معنی‏دار وجود داشت. طبق نتایج رگرسیون هفت متغیر میزان آموزش‏های کسب شده، مشارکت در مدیریت جنگل، میزان تحصیلات، دسترسی به خدمات و امکانات روستایی، تعداد روزهای حضور در جنگل به همراه دام ، حمایت نهادهای رسمی و دانش و آگاهی نسبت به جنگل به ترتیب وارد معادله شده که در مجموع توانستند 79 درصد از تغیرات متغیر وابسته را تبیین نمایند.
    کلیدواژگان: مشارکت، مدیریت جنگل، نگرش زیست محیطی
  • مرضیه موسوی، بهمن خسروی پور، مسعود برادران، سعید محمدزاده صفحات 683-693
    هدف پژوهش حاضر تحلیل وظایف و عملکرد مدیران گروه های آموزشی از دیدگاه اعضای هیات علمی مراکز آموزش عالی کشاورزی و منابع طبیعی استان خوزستان است. پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش اعضای هیات علمی دانشگاه کشاورزی و منابع رامین خوزستان، دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشکده محیط زیست و منابع طبیعی دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان به تعداد 148 نفر بود. نمونه آماری111 نفر تعیین و به شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخت است که روایی آن از طریق پانل متخصصان و پایایی نیز با استفاده از آلفای کرونباخ (96/0= α) مورد تایید قرار گرفت. نتایج نشان داد از دید پاسخگویان عملکرد نظارت و کنترل مدیران گروه ها در دانشگاه رامین نسبتا نامطلوب، وضعیت موجود عملکرد برنامه ریزی و سازماندهی و ارزیابی در دانشگاه چمران نسبتا نامطلوب، عملکرد برنامه ریزی و سازماندهی و مدیریت منابع انسانی در دانشگاه بهبهان نسبتا مطلوب می باشند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد چهار عامل ویژگی های فردی- حرفه ای، مهارت های مدیریتی، رضایت شغلی و سوابق خدمت در مجموع 54درصد تغییرات متغیر عملکرد مدیران گروه های آموزشی را تبیین می کنند.
    کلیدواژگان: آموزش عالی کشاورزی، عملکرد مدیران، مدیران گروه های آموزشی
  • علی اکبر عباسی رستمی، امیر احمدپور، محمد شریف شریف زاده صفحات 695-706
    ارتقای دانش کشاورزان در کنار سایر عوامل و امکانات تولید موجب می گردد که کشاورزان با بهره گیری مناسب و بجا از تکنولوژی، به یک سطح مطلوب و معقول در روند تولید دست پیدا کنند. تحقیق حاضر به منظور مدل یابی معادله ساختاری اثربخشی فعالیت های آموزشی ترویجی پیرامون ارتقای سطح دانش کشاورزان توتون کار استان مازندران انجام شد. این تحقیق از نوع کاربردی بوده که به روش توصیفی _ همبستگی انجام شد. جامعه آماری مطالعه شامل کشاورزان توتون کاری است که حداقل یک بار در دوره های ترویجی شرکت کرده باشند (N= 1500) و براساس جدول مورگان تعداد 306 نفر از توتون کاران با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه بود که روایی آن توسط متخصصان و استادانی از دانشکده کشاورزی دانشگاه منابع طبیعی گرگان و دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری و پایایی آن با کمک ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. دامنه ضریب آلفای کرونباخ متغیرها از 77/0 تا 94/0 بود. یافته ها نشان داد که 12 درصد کشاورزان توتون کار اثربخشی فعالیت های آموزشی و ترویجی پیرامون ارتقای دانش را عالی، 2/28 درصد خوب، 4/39 درصد متوسط و 5/20 درصد ضعیف ارزیابی نموده اند. همچنین با توجه به نتایج مدل یابی معادله ساختاری، اثربخشی فعالیت های آموزشی ترویجی پیرامون ارتقای سطح دانش کشاورزان توتون کار استان مازندران از عناصر مختلف تاثیر می پذیرد که مهمترین عامل موثر بر اثربخشی فعالیت های آموزشی ترویجی، متغیر محتوای فعالیت های آموزشی و ترویجی است که ضریب مسیر آن 325/0می باشد. متغیر تطابق فعالیت های آموزشی و ترویجی با نیاز توتون کاران نیز به میزان 302/0 در اثربخشی فعالیت های آموزشی ترویجی در ارتقاء دانش تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: اثربخشی، فعالیتهای آموزشی ترویجی، دانش کشاورزان توتونکار، مدل یابی معادله ساختاری
  • زهرا حاجی هاشمی، حشمت الله سعدی، رضا موحدی صفحات 707-718
    رهبران تحول آفرین، توانایی های شخصی را به کار می گیرند تا به ارتقاء آرمان های دیگران پرداخته و افراد و سازمان را به نقطه بالا تری از عملکرد کارآفرینانه هدایت کنند. پژوهش حاضر، به بررسی نقش رهبری تحول آفرین بر گرایش کار آفرینانه افراد سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان در سال1392 پرداخت. جامعه آماری تحقیق شامل226 نفر کارشناس سازمان بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 140 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. روش جمع آوری داده ها بر اساس دو پرسش نامه استاندارد سبک رهبریMLQ و گرایش کار آفرینانه Dess and Lumpkin (2005) انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 انجام پذیرفت. یافته های پژوهش بیانگر این است که، میزان به کارگیری رهبری تحول آفرین در سازمان جهاد کشاورزی و وضعیت جهاد کشاورزی استان اصفهان از حیث میزان رهبری تحول آفرین بیش تر از سطح متوسط و میزان گرایش کار آفرینانه کارشناسان مورد مطالعه پایین تر از سطح متوسط بود. نتایج پژوهش ثاثیر مثبت و معنا دار، رهبری تحول آفرین بر گرایش کار آفرینانه را نشان داد. برابر نتایج به دست آمده، بعد « نفوذ آرمانی» از قدرت پیش بینی کنندگی بیش تری درتعیین میزان گرایش کار آفرینانه کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی برخوردار بوده است.
    کلیدواژگان: رهبری تحول آفرین، کار آفرینی، گرایش، جهاد کشاورزی، استان اصفهان
  • ناصر ولی زاده، مسعود بیژنی صفحات 719-730
    با وقوع انقلاب صنعتی و تغییر روابط انسان با طبیعت، معضلات محیط‎زیستی عدیده‎ای فرا روی انسان قرار گرفت. با توجه به گستردگی این مسائل، به بعد زیبایی شناسی محیط‏زیست در مقایسه با سایر ابعاد اهمیت کمتری داده شده است. هدف این مطالعه تحلیل مولفه های موثر بر نگرش زیبایی شناسی محیط‎زیستی در بین روستاییان شهرستان میاندوآب بود. این تحقیق از نوع علی رابطه‎ای است که با استفاده از فن پیمایش انجام گرفت. جامعه‏ی آماری روستاییان شهرستان میاندوآب (121149N=) بود که تعداد 136 نفر از آن‏ها با بهره‏گیری از آماره‏ی کوکران و روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‎ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه‏ای بود که روایی آن توسط تعدادی از متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن هم با استفاده از یک پیش‎آزمون و آزمون آلفای کرونباخ، محاسبه شد (94/0≥ ≥63/0). یافته ها حاکی از وجود رابطه‏ی معنی‏داری میان «نگرش زیبایی‏شناسی زیست‏محیطی» با متغیرهای «دانش زیبایی‏شناسی»، «معنویت و اخلاق» و «محیط» بود. نتایج حاصل از تحلیل مسیر هم نشان داد که دانش زیست‏محیطی دارای بیشترین توانایی برای پیش‎بینی نگرش زیبایی‏شناسی محیط‏زیستی است (632/0 = ). در این راستا، متغیرهای مستقل پژوهش قادر به تبیین 6/59 درصد واریانس نگرش زیبایی‏شناسی محیط‏زیستی بودند. در پایان بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهادهای کاربردی ارائه شده است.
    کلیدواژگان: نگرش زیبایی‎شناسی، محیط زیست، روستاییان، میاندوآب
  • میلاد تقی پور، عنایت عباسی، امیر نعیمی صفحات 731-742
    امروزه آمادگی برای خودراهبری در یادگیری در برنامه های دوره های تحصیلات تکمیلی نظام آموزش عالی به منظور بهبود مهارت های یادگیری مادام العمر دانشجویان مورد تاکید قرار گرفته است. هدف کلی این مطالعه تحلیل رابطه بین ابعاد کیفیت خدمات آموزشی و مهارتهای یادگیری خودراهبر در بین دانشجویان کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس بود. روش تحقیق توصیفی – همبستگی و به صورت پیمایش انجام شده است. جامعه آماری تحقیق دانشجویان رشته های کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس در سال تحصیلی 1390-1391بودند (414N= ). حجم نمونه با استفاده جدول کرجسی و مورگان 201 نفر تعیین (201n=) و نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تناسبی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود که روایی ظاهری و محتویی آن توسط تعدادی از متخصصین ترویج و آموزش کشاورزی مورد تایید قرار گرفت. مقدار آلفای کرونباخ برای تعیین پایایی ابزار تحقیق برای دو بخش کیفیت خدمات آموزشی و مهارت های یادگیری خودراهبر به ترتیب 80/0و 78/0 محاسبه شد. نتایج به دست آمده نشان داد که از نظر وضعیت مهارت های یادگیری خودراهبر در بین دانشجویان، بعد مهارت های ارتباطی بالاترین اولویت و بعد فعالیت های یادگیری پایین ترین اولویت را به خود اختصاص دادند. از نظر کیفیت خدمات آموزشی، ابعاد همدلی و شرایط فیزیکی به ترتیب بالاترین و پایین ترین اولویت را دارا بودند. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین متغیرهای پاسخگویی، قابلیت اطمینان و همدلی با متغیر یادگیری خودراهبر همبستگی مثبت و معنی داری وجود داشت. نتیجه تحلیل رگرسیون خطی نیز نشان داد که متغیرهای پاسخگویی، قابلیت اطمینان و همدلی قادر به تبیین 56 درصد از تغییرات یادگیری خودراهبر دانشجویان می باشند.
    کلیدواژگان: ادگیری خودراهبر، یادگیری مادام العمر، کیفیت خدمات آموزشی، دانشجویان کشاورزی، تحصیلات تکمیلی
|
  • Esmaeil Pishbahar, Parisa Alizadeh Pages 533-543
    In this research, price transmission between wholesale and retail levels of two products, potato and onion has been studied. The data of wholesale and retail prices of Kurdistan province from 1386:12 to 1392:3 are used. According to the results of the ADF unit-root test series retail and wholesale prices of two products are integrated of order 1 and the Johansson Cointegration test results indicate prices for products are two series cointegrated. To examine the causal relationship between retail and wholesale prices of products, causality test was used and the results indicated that there is a one-way causal relationship from wholesale to retail for potato and onion. The nonlinearity test was carried out to examine the existing of nonlinear price adjustment that the result indicated that there were nonlinear price adjustment for potato and onion. Therefore, univariate TAR, M-TAR and LSTAR models were used. The results of LSTAR3,1 model for potato crop showed that the third lag for deviations less than the threshold, and the first lag for deviations greater than the threshold, are significant at the 5% level. The results of LSTAR4,1 model for onion crop showed that the first lag for deviations less than the threshold is significant at the 5% level, but none lags for deviations greater than the threshold, is not significant at the 5% level. Therefore, transmission price of potatoes and onions in both retail and wholesale levels is done asymmetrically. Thus, create a marketing database with the aim of collecting and analyzing information on input prices and agricultural products and on time transmission information to the market factors, creation infrastructure facilities and services such as fridge and proper storage, it was proposed to hold the products.
    Keywords: price transmission, nonlinear adjustments, threshold autoregressive model, Kurdistan province
  • Pages 545-556
    Present study investigates aspects of irrigation water pricing as an important economic tool in integrated water resources management (IWRM) in the basin level. In this way, using linear programming model, water shadow price (the demand price of water) was estimated in Kohgiloye & Boyerahmad's basins. Then, using engineering economics method, the cost of water in farm level (the supply price of water) for Kowsar dam was calculated. From comparison of these two prices with existing tariff rates, the appropriate approach to agricultural water pricing was introduced. The results showed that the shadow price for each cubic meter of water is less than the cost of water. So, water pricing according to get all the cost of water supply, transmission and distribution of agricultural water is not suitable option and implementing this policy in line with the IWRM requires government support and preferential pricing policies in the long-run.
    Keywords: Irrigation Water, Shadow Price, Water Cost, IWRM, Iran
  • Pages 557-567
    Given that farmers try to optimize their individual utility, they generally have different goals, most of which are economic. They usually do not pay much attention to the goals of minimizing water consumption. This study attempted to investigate the addition of water minimizing goal and setting restrictions on the supply of water to the multiple objectives of farmers. It also deals with the impact of this practice on cropping patterns, water use and gross income of farmers. To achieve this, a fuzzy multi-objective programming with nonlinear membership function (hyperbolic tangent) was used. The data was collected out of questionnaires filed by 130 farmers of Chenaran (Khorasan Razavi province) using the random cluster sampling in 2012-2013 crop year. The farmers were divided into three homogenous groups, based on the cultivation area: less than 8 hectares, from 8 to 24 hectares and more than 24 hectares. Then model optimized for each of the three groups was based on the goals of profit maximization, minimization of capital and maximization of labor. Then by adding water minimization to the objectives, effects of these changes were evaluated. The results showed that by entering the water to the objectives of farmers in groups 1 and 3, water consumption was reduced. However, it did not change in Group 2. Also in all 3 groups, onions and cucumber cultivated area was decreased. In contrast, the area under wheat cultivation increased, although this would reduce the income of farmers in all 3 groups. The results also showed that with policy of restrictions on water supply in addition to changing cropping patterns and decrease in income, the total cultivated area will decrease in all 3 groups.
    Keywords: Chenaran, fuzzy multi, objective, restrictions on water supply, water use minimization
  • Samaneh Abedi Pages 569-579
    Nowadays due to the limited existing resources of the country, the use of modern technologies has an important role in saving inputs consumption, increasing productivity and gaining a comparative advantage in agricultural production. In this regard, biotechnology has particular importance. Considering the importance of the issue and the lack of study about the effect of applying biological technologies in comparative advantage of agricultural production, so this research to determine indexes comparative advantage of production with biotechnology entry in the field of wheat and corn production in Fars Province is done. Accordingly, based on available information from variety biological fertilizers and its different combinations with chemical fertilizer the indexes of comparative advantage including DRC, SCB and NSP in 1392 are calculated in several scenarios. The results indicate that the use of bio fertilizer as a supplement or replacement with part of chemical fertilizer (50% & 100%) will improve the comparative advantage indicators, so that the DRC index of wheat reduced from1/13 in scenario (1) to 0/49 in scenario (4). Also about corn the combination of bio-fertilizer with chemical fertilizer leads to decrease DRC index from 0/28 in scenario (1) to 0/15 in scenario (4). Also SCB and NSP indexes have shown the comparative advantage improvement in wheat and corn production due to this replacement. Therefore, according to the results the use of biotechnology in consolidated management of nutrition will improve the changes in the production cost practically. So it is expected to be more economical to promote such technology in production process of agriculture.
    Keywords: Comparative Advantages, Biotechnology, Chemical fertilizer, Wheat, Corn
  • Seyed Ali Hosseini Yekani Pages 581-587
    The ravages of pistachios market structure in Iran has created numerous problems in the pricing and trading off of this product. In this context, it is important to create a centralized market such as commodity exchange, that decreasing price volatility and as a result improving revenue and competitive conditions of suppliers are its consequences. In this study, one type of transportation model, which is based on maximizing export earnings and minimizing transportation cost, was used for evaluation of effects of the creation of pistachios exchange on competition of producing areas in the field of internal and external pistachios trade. according to the results of this research, under the existence of the commodity exchange, will be added to the number of applicants for the pistachios of Khorasan Razavi, Yazd, and Semnan provinces, but instead Fars, Qom and Qazvin provinces will lose their some markets. Also, while the total exports of pistachios remains constant, but will make changes in the way of export and the exporter provinces. So that it decreases the direct pistachios exports of Kerman province and increases it from Tehran. According to these results, the establishment of the pistachios exchange in the country can change the target markets of major pistachios producing provinces. Also, due to the pistachios production potential in the eastern provinces in Iran, the development of storage and processing industries in these areas could be useful in the management of pistachios demand and supply.
    Keywords: Pistachios, Commodity Exchange, Transportation Model, Trade
  • Javad Hossein Zad Pages 589-597
    Agriculture is mostly a risky activity in less developed countries, and usually there is inefficiency associate with it. So, Simultaneous study of risk and inefficiency could lead into a more favorable outcome. This study was done to identify factors influencing risk and inefficiency of potato farms in Ardabil. The required data collected by questionnaire from 156 Ardebil potato farmers in 1391. To achieve the purpose, Kumbhakar (2002) and Jaenicke (2003) models that are based on Aigner et al (1977) and the Meeusen and Van Den Broeck (1977) frontier model, were estimated. According to the results, water does not affect production risk in the farms. labor and machinery, reduce production risk and seed increase it. Seed and labor increase the efficiency average and machines and water decrease it. Producers Gender does not affect the efficiency average and efficiency variance. Therefore, increased using of labor for risk reducing and efficiency increasing in these units is recommended.
    Keywords: Ardebil, Efficiency, frontier production function, Potato, risk
  • Emran Taheri Reykande Pages 599-608
    Given the importance of agriculture and energy consumption in this sector, this study was performed to evaluate the producer supports and energy intensity are looking for evaluation of past performance and solutions to improve future situation. For this purpose, in this study is used an approach of time series models in 1981-2012 to investigate the convergence of long-term between energy intensity and producer support policy. In this context, according to the data type is used the Johansen –Joselius cointegration method. The results show with the increase in government supports from agriculture producers, energy intensity declined.so that in the long term for increasing a billion Rials in supports, the energy intensity will decrease -2.66 *10-6 units. Based on these results, according to the targeted subsidy program, the Government pays its benefits to this sector in the fifth and sixth development programs with more aggressively pursue.
    Keywords: Agriculture, Index of Producer Support, Energy intensity, Johansen –Joselius Cointegration
  • Ehsan Sepahvand, Hossein Mehrabi Pages 609-618
    Since the agriculture sector is the largest custodian of the food supply, food production and food security, there is a need to increase the production in this sector which is subject to technology and mechanization level. Therefore, the purpose of this study aims to investigate the effect of agricultural mechanization coefficient on the food security of Iranian rural families in the period 1984-2013 using auto-regressive distributed lag method (ARDL). The results show that the mechanization coefficient and per capita income variables had a positive impact on the food security of rural families in the long term, while the food price index variable had a negative impact on the food security of rural families in the long term. Hence, it is suggested that the government should support the importers of agricultural machinery against currency exchange rate fluctuations. Also, the use of technology is difficult due to the small and scattered farms in Iran. Therefore, localization and promotion of the capital-intensive technologies is proposed.
    Keywords: Food security, coefficient of mechanization, Auto, Regressive Distributed Lag Method (ARDL), the agriculture sector
  • Mohammad Ghahremanzadeh Pages 619-632
    The aim of the present study is to measurement and analysis of food price inflation due to implementation of Targeted Subsidy Reform program on urban households in Sistan and Baluchestan province. For this purpose, firstly to evaluate composition and changes in household consumption basket Engel functions for food and non-food items in years 2009 and 2012 were estimated. In the next step Quadratic Almost Ideal Demand System (QUAIDS) for all food groups in mentioned years was estimated, Then, Compensating Variation (CV) criterion was computed to measuring the consumer’s welfare changes based on Taylor series expansion method and using the results from the estimated QUAIDS model. Income elasticities of Engel Functions showed that after the implementation of Targeted Subsidy Reform program by the end of 2012, none of the food and non-food products consumption status has not changed. The results of the CV computing indicated that in this period, the urban Sistan and Baluchestan households on average were lost 11,008,222 Rials of their income due to rising food prices after the implementation of the first phase of Targeted Subsidy Reform program. This amount is equivalent to 61.73 percent of the food budget and 19.94 percent of their total income.
    Keywords: Welfare Effects, Targeted Subsidy Reform program, price increase, Compensating variation, Taylor series expansion
  • Roholah Sohrabi Pages 633-646
    The importance of economic variables forecasting for policy makers and planners and firms is obvious. Therefore, in recent decades, several models have been developed. In the present study, the Oilcake import quantity predicted by using econometric Model and artificial neural network for 1400-1394. For this purpose, for predict and education network, the data of the 88-1348 and for test the accuracy of forecasts, the data of the 1393-1389 were used. The results showed that forward neural network compared to ARIMA and exponential smoothing method with fewer errors and better performance for predicting of Oilcake import. The results show that the Oilcake imports in 1394 compared to last year, a 32% increase. Therefore, it is necessary to reduce the amount of imported and domestic needs, be protectionist policies. Also, to control of the steep rise in Oilcake import, policy makers and planners would be necessary programs apply, including increased tariffs. The grants for the production and supply companies in the conversion process to oilcake can be used to increase the productivity and competitiveness of these products to be effective.
    Keywords: Forecasting, artificial neural network, Oilcake, Iran
  • Rasool Lavaei Pages 647-656
    the main purpose of this study was to develop a theory with regard to limiting factors for organic crops consumption in Alborz province. in this regard, applying a grounded theory approach, limiting factors of organic crops use were investigated. following theorizing steps, a model for limiting factors for organic crops consumption was developed. applying a purposive snow ball 25 experts in different agricultural sciences were interviewed to gather required data. interviews were continued to rich the saturation point. coding of data was conducted in three steps i.e open coding, axis coding and selective coding, after interviews. in axial coding stage, paradigm model was developed - considering the main phenomenon, strategies, casual conditions, intervening conditions and context.
    Keywords: limiting factor, consumption, organic crops, Grounded theory
  • Maryam Shirkhani, Gholam Reza Pezeshki Rad, Hassan Sadighi Pages 657-672
    The purpose of this study was to evaluate agricultural experts’ knowledge toward ‘precision agriculture’ and a descriptive correlational research design was used. The target population of this study was agricultural experts of Jihade-agriculture Organizations in the Tehran province of Iran (N=153) that 115 subjects were studied finally (n=115). The main research instrument of this study was a questionnaire and its validity was checked by the panel of experts included faculty members of Agricultural Extension and Education and Mechanics of Agricultural Machinery Departments of Tarbiat Modares University and Agricultural Engineering Research Institute experts. Following the recommendations of them the instrument was revised. Also the questionnaire’s reliability was tested by calculating Cronbach’s alpha and Kuder-Richardson formula 20 and their coefficients were 0.91 and 0.72. The results showed that the agricultural experts’ knowledge level was low to medium on ‘precision agriculture’. The highest level of knowledge was related to ‘global positioning system’ (GPS), ‘soil type sampling’, ‘yield monitoring’, ‘geographic information system’ (GIS), and ‘aerial photography and satellite imaging’. The results from correlation analysis indicated that there were significant relationships between knowledge level of experts on ‘precision agriculture’ and age, work experience, as well as educational level. There were significant differences between knowledge levels of experts on ‘precision agriculture’ in relation to interest in learning new technologies, informed from activities about ‘precision agriculture’, participation in the training classes, visit from research farms, and using the journal publications about ‘precision agriculture’.
    Keywords: Precision Agriculture, Knowledge, Agricultural Experts
  • Mehdi Rahimian, Hooshangh Irvani Pages 673-681
    The renewable natural resources, which now assumed as a life foundation in scientific and academic circle, is a capital not only for current generation but also for future generations. But recently inappropriate and over use of this resources, endanger the interests of future generations. Also, it is a main challenge for the current generation, as sustainable utilization of forest has considered in planners thoughts. So this study aimed to recognize effective factors on sustainable utilization of forest in Lorestan Province foresters. This research was sort of applied studies in terms of objective, field survey in terms of control degree of variables, and descriptive-correlational research in terms of gathering information. The statistical population of this study was consisted of local forest settlements in Lorestan province which were 235000 persons. Sample size was estimated using Cochran formula to 210 foresters and because they were scattered in a wide geographic range of province, cluster sampling was used through several stages, and foresters were interviewed by the questionnaire. Reliability of the questionnaire confirmed through Cronbach alpha and validity confirmed by experts’ opinions. Finally, Data was analyzed by SPSS software version 20. Correlation test results showed that there were significant and negative relationship between sustainable utilization of forest and variables; age, the experience of agriculture, the experience of Animal husbandry. There were significant and positive relationship between sustainable utilization of forest and variables; income, literacy level, the amount of participation in agriculture activity, the amount of participation in animal husbandry activity, the number of days livestock presence in forest in one year, the amount of participation in forest management, the amount of knowledge and awareness about forest, the amount of accessibility to rural services and facilities, the amount of gained educations, the amount of formal organizations support of forest settlements and bioenvironmental attitude. The results of regression shoed that seven factors of the amount of gained educations, participation in forest management, literacy level, accessibility to rural services and facilities, the number of days livestock presence in forest in one year, the amount of formal organizations support of forest settlements and the amount of knowledge and awareness about forest were entered into equation respectively and totally explained 79 percent of dependent variable variance.
    Keywords: Participation, Forest Management, Bioenvironmental Attitude
  • Aliakbar Abbasi Rostami, Amir Ahmadpour, Mohammad Sharif Sharifzadeh Pages 695-706
    Promoting Farmers’ knowledge along with other production factors and facilities will lead farmers to achieve a desired and reasonable level in production process by properly and accurately benefiting from technology. This research sought to investigate the effectiveness of extension education activities on promoting tobacco grower's knowledge level in Mazandaran province. The study adopted a descriptive- correlational approach as its methodology. The statistical population of this research consisted of 1500 tobacco growers of Mazandaran province, and based on Morgan table, 306 people were randomly selected through proportional stratified sampling. The data collection tool was a questionnaire, whose validity was confirmed by a panel of experts, and its reliability was measured through Cronbach's alpha ranging from 0.77 to 0.94. The results showed that effectiveness of extension education activities on promoting tobacco grower's knowledge level is excellent 12%, good 28.2%, medium 39.4% and weak 20.5%. and the most effective factor on effectiveness of extension education activities on promoting tobacco grower's knowledge level was extension-education activities content with path coefficient of 0.325. In addition, extension-education activities compatibility with educational need was also effective on effectiveness of extension education activities on promoting tobacco grower's knowledge level with the path coefficient of 0.314.
    Keywords: Effectiveness, Extension education activities, Tobacco Grower's knowledge, Modeling structural equation
  • Zahra Haji Hashemi, Heshmat Allah Saad, Reza Movahedi Pages 707-718
    Transformational Leadership uses personal abilities to promote the ideals of others, and direct individuals and organizations the upper point of the entrepreneurial performance. The present study was conducted to investigate the role of transformational leadership on organization's entrepreneurial orientation of Agricultural Jihad Organization of Isfahan Province in 1392. Research populations consisted of 226 experts of organization that by using Krejcie and Morgan table and by simple random sampling technique, the number of 140 persons as the sample size was considered. Methods of data collection based on a standard questionnaire leadership style MLQ and entrepreneurial orientation Dess and Lumpkin (2005) was performed. SPSS version 20was used to analyzing data. The results of study indicate that, the use of transformational leadership in agriculture Jihad organization of Isfahan province and state of this organization in terms of transformational leadership was higher than average level and entrepreneurial orientation of studied experts was lower than the average level. The results indicate a positive and significant effect of transformational leadership on entrepreneurial orientation (EO). According to results, Idealized Influence Dimension has been had greater predictive power in determining the level of entrepreneurial orientation of Jihad Agriculture Organization experts.
    Keywords: Transformational leadership Entrepreneurship, orientation, Agriculture jihad Isfahan Province
  • Naser Valizadeh, Masoud Bijani Pages 719-730
    Industrial revolution occurrence and changing human's relationship toward nature, has been caused numerous environmental problems for human. Due to abundance those problems, the environmental aesthetics dimension has been less considered, compared with the other aspects. The purpose of this research was to investigate affective components on rural people's environmental aesthetics attitude in Miandoab Township. This research is a casual-correlative research that was fulfilled using a survey technique as a research method. Statistical population was rural people (N=121149) in Miandoab township that 136 people was selected as a sample by Cochran test and stratified random sampling method (0.63≤ ≤0.94). The research tool was a questionnaire, which its validity confirmed by a panel of agricultural extension and education experts and its reliability was calculated by using a pilot test and Cronbach's Alpha. Findings revealed that there were significant association between "environmental aesthetics attitude" and "aesthetics knowledge", "spirituality and ethic", and "environment factor". Also analysis results showed that environmental knowledge has highest ability to anticipation of environmental aesthetics attitude ( 0.632). In this regard, regression analysis showed that independent variables can explain 59.6 percent of environmental aesthetics attitude variance. Based on the findings, some executive recommendations have been presented at the end of the article.
    Keywords: Aesthetics attitude, Environment, Rural people, Miandoab
  • Enayat Abbasi Pages 731-742
    Nowadays readiness for self-directing learning in order to improve in higher education graduate student’s life-long learning skills is emphasized. The purpose of this study was to analyse relationship between educational service quality and self-directed learning skills among the agricultural students of Tarbiat ModaresUniversity. Research was descriptive-correlation and survey method was used. Statistical population consisted of student of Tarbiat Modares University in 2011-2012 academic year (N=414). Using Krejcie and Morgan’s (1970) table and stratified random sampling technique 210 students were selected as sample (n=210). Questionnaire was the main tool for data collectin. Face and content validity of the questionnaire was confirmed by a panel expertof agricultural extension and education and its reliability was determined by calculating Cronbach’s alpha for educational service quality and self-directed learning lkills 0.80 and 0.78 respectively. Findings showed that among self-directed learning skills, communication skill and learning activities had highest and lowest priorities, respectively. Also, among educational service quality, empathy and physical conditions components had highest and lowest priorities, respectively. Correlation results showed that there were positive and significant correlation between three components of educational service quality (responsibility, assurance and empathy) and self-directed learning skills. Multiple regression results showed that these three variables could explained 56 percent of variance of self-directed learning skills.
    Keywords: Self- Directed Learning, Lifelong Learning, Educational Service Quality, Agricultural Students, Graduate Higher Education